افلاطون از ارجاعهای اشخاص و شخصیتها است که در این صفحه از راه ۱۹۶ بخش مرتبط و حدود ۹۱۰ دقیقه گفتار پیگیری میشود.
معرفی
افلاطون، فیلسوف برجسته یونان باستان، یکی از تأثیرگذارترین چهرهها در تاریخ اندیشه بشری است. او در حدود سال ۴۲۷ پیش از میلاد در آتن زاده شد و در سال ۳۴۷ پیش از میلاد چشم از جهان فرو بست. افلاطون شاگرد سقراط و معلم ارسطو بود و این زنجیره استاد-شاگردی، بنیان فلسفه غرب را شکل داد. زندگی او با رویدادهای سیاسی پرآشوب آتن، به ویژه جنگ پلوپونزی و اعدام سقراط، گره خورده است. این تجربه تلخ، او را به تأمل در باب عدالت و آرمانشهر واداشت و بخش بزرگی از آثارش را به جستجوی بنیادهای ثابت و تغییرناپذیر برای اخلاق و سیاست اختصاص داد. نوشتههای او که عمدتاً به شکل گفتگوهای فلسفی هستند، نه تنها پرسشهای بنیادین متافیزیک، معرفتشناسی و اخلاق را مطرح میکنند، بلکه از زیبایی ادبی و عمق شخصیتپردازی نیز برخوردارند.
محوریترین آموزه افلاطون که در گفتارهای گوناگون به آن ارجاع داده میشود، نظریه «مُثُل» یا «ایدهها» است. بر اساس این نظریه، جهانی که انسان با حواس خود تجربه میکنیم، جهانی سایهوار، متغیر و ناپایدار است. در پس این جهان محسوس، جهانی معقول و ازلی وجود دارد که از «مُثُل» تشکیل شده است. مُثُل، الگوها یا صورتهای ناب و کاملی هستند که اشیاء و مفاهیم در جهان مادی، نمونههای ناقص و تقلیدی از آنها به شمار میروند. برای نمونه، تمام اسبهای جهان، با همه تفاوتهایشان، در ذات «اسبی» یا مثال «اسب» سهیم هستند. این تمایز میان جهان گذرای محسوسات و جهان پایدار معقولات، شالوده فلسفه افلاطون را میسازد و درک آن برای فهم بسیاری از مباحث بعدی، از جمله نگاه او به هنر، سیاست و شناخت، ضروری است.
نظریه مُثُل تأثیر مستقیم و عمیقی بر نگاه افلاطون به هنر و ادبیات، بهویژه تراژدی، گذاشت. از آنجا که هنر در نگاه او تقلید از جهان محسوس بود و جهان محسوس نیز خود تقلیدی از عالم مُثُل، پس هنر تقلیدی دو درجه پایینتر از حقیقت قرار میگرفت. این دیدگاه میتواند زمینهساز بحث درباره «اوج و افول تراژدی» باشد. افلاطون در کتاب «جمهور»، شاعران تراژدیپرداز را به دلیل برانگیختن احساسات به جای پرورش عقل، از آرمانشهر خود بیرون میراند. او معتقد بود که تراژدی با نمایش رنجها و ضعفهای قهرمانان، روح مخاطب را تضعیف کرده و او را از مسیر فضیلت و خرد دور میکند. این نقد بنیادین، آغازگر بحثی دیرینه درباره نسبت هنر با حقیقت و اخلاق است که ردپای آن را میتوان در گفتارهایی با محوریت تراژدی و فرهنگ دنبال کرد.
در قلمرو سیاست و اجتماع، آرای افلاطون همچنان منبعی غنی برای تحلیل مفاهیمی چون دموکراسی و ساختارهای قدرت است. تجربه او از دموکراسی آتن که به اعدام سقراط انجامید، باعث شد تا در کتاب «جمهور» به نقد این نظام بپردازد و آن را حکومتی ناآگاه و مستعد فریبخوردن توسط عوامفریبان بداند. او در مقابل، آرمانشهری را ترسیم کرد که توسط فیلسوف-شاهان حکیم و دانا اداره میشود. این ایده، پرسشهای بنیادینی را درباره مشروعیت قدرت، عدالت و نقش نخبگان در جامعه مطرح میکند. چنین چارچوبی میتواند در تحلیل نظامهای اقتصادی مانند سرمایهسالاری و ساختارهای اجتماعی مانند مردسالاری به کار رود. برای نمونه، میتوان پرسید که آیا ساختارهای قدرت در این نظامها بر اساس شناخت حقیقی از «عدالت» و «فضیلت» شکل گرفتهاند یا صرفاً بر پایه سود و سلطه.
دفاع عقلانی از دین
در درسگفتارها، «افلاطون» در مسیرهای مشخصی دنبال میشود: جمعبندی مسیر و پیشنهاد ادامه، هفت آسمان، اصلاح تعریف و نسبد آن با برهان هیوم و تحلیل و تفسیر مبسوط داستان آدم و ابعاد آن.
در مجموعه «روانکاوی و فرهنگ»، جلسه «جلسهٔ نودوچهارم: روانکاوی و فرهنگ»، بخش «جمعبندی مسیر و پیشنهاد ادامه»، موضوع «افلاطون» در زمینهٔ جمعبندی مسیر و پیشنهاد ادامه، جمع بندی مسیر و پیشنهاد ادامه، زبان، فرهنگ و فروید قرار میگیرد. بخش «جمع بندی مسیر و پیشنهاد ادامه» را در پیوند با «زبان، فرهنگ، ناخودآگاه، فروید» صورتبندی میکند. نمونههای «کانت، فروید، یونگ، لکان» برای بازیابی و تفکیک محتوای بخش حفظ شدهاند. حرکت درونی بخش از نیچه، روان، حالا، ازدواج و زبان عبور میکند و این نشانهها را به جمعبندی مسیر و پیشنهاد ادامه، جمع بندی مسیر و پیشنهاد ادامه، زبان، فرهنگ و فروید پیوند میزند. به این ترتیب، مسیر بحث از عنوان جلسه به مسئلهٔ خاص همین بخش میرسد و جایگاه «افلاطون» را در همان زنجیره روشن میکند. نمونهها و نامهای همراه بحث، فروید، لکان، نیچه، کانت و یونگ هستند و نشان میدهند بخش از سطح نامبردن عبور میکند. بنابراین سهم «افلاطون» در این بخش از دل همین استدلال و نمونهها فهمیده میشود، نه از معنایی بیرون از گفتار. [۱]
در مجموعه «دفاع عقلانی از دین»، جلسه «هفت آسمان و نظریه هفت لایه جو، نام یحیی و عزیر ابن الله»، بخش «هفت آسمان»، موضوع «افلاطون» در زمینهٔ هفت آسمان، علم، روان، فرهنگ و نور قرار میگیرد. محور بخش «علم» را در پیوند با علم، هفت آسمان، نور صورتبندی میکند. در متن، نسبت فروید، نظریه تکامل، روانکاوی، نوح با مسئله اصلی روشن میشود و مرز بحث از سطح کلی جلسه به سطح یک بخش مستقل محدود میماند. حرکت درونی بخش از نگاه، کنید، چیزهایی، مردم و اثر هنری عبور میکند و این نشانهها را به هفت آسمان، علم، روان، فرهنگ و نور پیوند میزند. به این ترتیب، مسیر بحث از عنوان جلسه به مسئلهٔ خاص همین بخش میرسد و جایگاه «افلاطون» را در همان زنجیره روشن میکند. نمونهها و نامهای همراه بحث، فروید، بنیاسرائیل، نوح، اروپا و اسرائیل هستند و نشان میدهند بخش از سطح نامبردن عبور میکند. بنابراین سهم «افلاطون» در این بخش از دل همین استدلال و نمونهها فهمیده میشود، نه از معنایی بیرون از گفتار. [۲]
در مجموعه «فلسفه متن مقدس»، جلسه «شکل کلاس، پروژه مشترک و تعریف معجزه در نسبت با برهان هیوم»، بخش «اصلاح تعریف و نسبد آن با برهان هیوم»، موضوع «افلاطون» در زمینهٔ اصلاح تعریف و نسبد آن با برهان هیوم، اسلام، ایمان، تاریخ و صالح قرار میگیرد. گفتار ذیل «اصلاح تعریف و نسبد آن با برهان هیوم» بر اصلاح تعریف و نسبد آن با برهان هیوم، معجزه، ایمان، تاریخ متمرکز است. بحث نسبت این مفاهیم را در محدودهٔ همین بخش روشن میکند و نمونههای آن به کانت، نیچه، هیوم، آدم متصل میشود. حرکت درونی بخش از معجزه، یعنی، باشه، حالا و اصلاح تعریف و نسبد آن با برهان هیوم عبور میکند و این نشانهها را به اصلاح تعریف و نسبد آن با برهان هیوم، اسلام، ایمان، تاریخ و صالح پیوند میزند. به این ترتیب، مسیر بحث از عنوان جلسه به مسئلهٔ خاص همین بخش میرسد و جایگاه «افلاطون» را در همان زنجیره روشن میکند. نمونهها و نامهای همراه بحث، نیچه، هیوم، کانت، موسی و هود هستند و نشان میدهند بخش از سطح نامبردن عبور میکند. بنابراین سهم «افلاطون» در این بخش از دل همین استدلال و نمونهها فهمیده میشود، نه از معنایی بیرون از گفتار. [۳]
در مجموعه «مفاهیم و واژگان قرآن»، جلسه «ایمان و عقل، معانی عرفی واژه ایمان، واژه ایمان در قرآن»، بخش «تحلیل و تفسیر مبسوط داستان آدم و ابعاد آن»، موضوع «افلاطون» در زمینهٔ ایمان و عقل، ایمان، خدا، عقل و عیسی قرار میگیرد. محور بخش «آدم» را در پیوند با آدم، ایمان، عقل صورتبندی میکند. در متن، نسبت کانت، کییرکگور، پیامبر، عرفان با مسئله اصلی روشن میشود و مرز بحث از سطح کلی جلسه به سطح یک بخش مستقل محدود میماند. حرکت درونی بخش از نظریه، ایمان، زندگی، تئوری و آل عمران عبور میکند و این نشانهها را به ایمان و عقل، ایمان، خدا، عقل و عیسی پیوند میزند. به این ترتیب، مسیر بحث از عنوان جلسه به مسئلهٔ خاص همین بخش میرسد و جایگاه «افلاطون» را در همان زنجیره روشن میکند. نمونههای متن از کانت، کییرکگور، عیسی و پیامبر و ارجاعهای قرآنی Q۳۹:۱۸ میآیند؛ آیهای در این تحلیل نقل نشده و فقط جایگاه آن در استدلال حفظ شده است. بنابراین سهم «افلاطون» در این بخش از دل همین استدلال و نمونهها فهمیده میشود، نه از معنایی بیرون از گفتار. [۴]
در مجموعه «روانکاوی و فرهنگ»، جلسه «روانکاوی و فرهنگ - جلسه ۹۷»، بخش «دریدا، باشلار و مرگ مؤلف»، موضوع «افلاطون» در زمینهٔ دریدا، باشلار و مرگ مؤلف، دلوز، زبان، فرهنگ و فلسفه قرار میگیرد. گفتار ذیل «دریدا، باشلار و مرگ مؤلف» بر دریدا، باشلار و مرگ مؤلف، معنا، زبان، دلوز متمرکز است. بحث نسبت این مفاهیم را در محدودهٔ همین بخش روشن میکند و نمونههای آن به نیچه، کانت، آدم، فلسفه متصل میشود. حرکت درونی بخش از روان، نیچه، داره، کاوی و دریدا، باشلار و مرگ مؤلف عبور میکند و این نشانهها را به دریدا، باشلار و مرگ مؤلف، دلوز، زبان، فرهنگ و فلسفه پیوند میزند. به این ترتیب، مسیر بحث از عنوان جلسه به مسئلهٔ خاص همین بخش میرسد و جایگاه «افلاطون» را در همان زنجیره روشن میکند. نمونهها و نامهای همراه بحث، نیچه، کانت، اروپا، یونان و ناخودآگاه هستند و نشان میدهند بخش از سطح نامبردن عبور میکند. بنابراین سهم «افلاطون» در این بخش از دل همین استدلال و نمونهها فهمیده میشود، نه از معنایی بیرون از گفتار. [۵]
در مجموعه «فلسفه متن مقدس»، جلسه «آیه بیّنه، نامگذاری و مفهوم سرساین»، بخش «مفهومسازی، واژه و نامگذاری»، موضوع «افلاطون» در زمینهٔ مفهومسازی، واژه و نامگذاری، مفهوم سازی، واژه و نام گذاری، آیات بیّنات، ایمان و زبان قرار میگیرد. بخش «مفهوم سازی، واژه و نام گذاری» را در پیوند با «زبان، معجزه، ایمان، نور» صورتبندی میکند. نمونههای «هیوم، لاپلاس، ایزوتسو، بدیو» برای بازیابی و تفکیک محتوای بخش حفظ شدهاند. حرکت درونی بخش از جهان، نگاه، بینی، آیات بیّنات و ایمان عبور میکند و این نشانهها را به مفهومسازی، واژه و نامگذاری، مفهوم سازی، واژه و نام گذاری، آیات بیّنات، ایمان و زبان پیوند میزند. به این ترتیب، مسیر بحث از عنوان جلسه به مسئلهٔ خاص همین بخش میرسد و جایگاه «افلاطون» را در همان زنجیره روشن میکند. نمونهها و نامهای همراه بحث، ایزوتسو، بدیو، لاپلاس، هیوم و حوا هستند و نشان میدهند بخش از سطح نامبردن عبور میکند. بنابراین سهم «افلاطون» در این بخش از دل همین استدلال و نمونهها فهمیده میشود، نه از معنایی بیرون از گفتار. [۶]
در جمعبندی، «افلاطون» در امتداد جمعبندی مسیر و پیشنهاد ادامه، هفت آسمان، اصلاح تعریف و نسبد آن با برهان هیوم، تحلیل و تفسیر مبسوط داستان آدم و ابعاد آن و دریدا، باشلار و مرگ مؤلف معنا میگیرد. مسیر شواهد در روانکاوی و فرهنگ، دفاع عقلانی از دین، فلسفه متن مقدس و مفاهیم و واژگان قرآن نشان میدهد که بحث از نامبردن ساده فراتر میرود و به شبکهٔ مسئلههایی میرسد که خود درسگفتارها ساختهاند.
گفتارها
| تیتر بخش | سری | جلسه | تیتر جلسه | زمان |
|---|---|---|---|---|
| هفت آسمان | دفاع عقلانی از دین | ۴۲ | هفت آسمان و ادامه بحث خطاهای تاریخی به قرآن | ~۱۳ دقیقه |
| دیگر تفاوتهای پارادایم اول و دوم | جدایی علم از دین | ۲ | مرور جلسه گذشته و رد فرضیه جدایی در قرون شانزده و هفده | ~۱۳ دقیقه |
| نگاه علم و دین به طبیعت | دفاع عقلانی از دین | ۲۸ | تفاوت نگاه علم و دین به طبیعت | ~۱۱ دقیقه |
| آیا اعتقاد به جن و فرشته ایراد علمی حساب میشود؟ | دفاع عقلانی از دین | ۳۹ | ایراد علمی به فرشته و جن | ~۱۰ دقیقه |
| گرایشهای تفسیری و ابزار تفسیر | دفاع عقلانی از دین | ۱۸ | انواع شبهات دینی و نحوه پاسخگویی به آنها | ~۹ دقیقه |
| تفاوت غیر علمی بودن با ضد علمی | دفاع عقلانی از دین | ۳۹ | ایراد علمی به فرشته و جن | ~۹ دقیقه |
| نسبت توحید افعالی با عرفان و وحدت وجود | دفاع عقلانی از دین | ۹ | تبعات عملی التزام به خدای فلسفی (توحید) | ~۸ دقیقه |
| قدیمی بودن متون دینی | دفاع عقلانی از دین | ۴۱ | دربارۀ طوفان نوح و داستانهای مشابه در قرآن | ~۸ دقیقه |
| فضای قرن هجدهم | جدایی علم از دین | ۳ | فضای قرن هجدهم و ادعا بودن افسانه نیوتن | ~۸ دقیقه |
| نسبت سرمایهداری با علم و فرهنگ عمومی | تفسیر سوره حج | ۱۷ | مخالفان دین، منطق کتاب و نقد تصویر مدرن از ایمان | ~۷ دقیقه |
| پزشکی، قرون وسطی و افسانهٔ تاریکی کامل / تفصیل بیشتر دربارهٔ توهم تعارض علم و دین | تفسیر سوره حج | ۱۷ | مخالفان دین، منطق کتاب و نقد تصویر مدرن از ایمان | ~۷ دقیقه |
| نقش نیوتون در شروع مسیر منجرشونده به توهم بزرگ | جدایی علم از دین | ۲ | مرور جلسه گذشته و رد فرضیه جدایی در قرون شانزده و هفده | ~۷ دقیقه |
| آغاز بحث - نسبت توحید افعالی با دعا و قانون علیت | دفاع عقلانی از دین | ۱۶ | دین و مؤلفههای محوری آن | ~۷ دقیقه |
| هستی مطلق | دفاع عقلانی از دین | ۵ | یک مدل منطقی برای توجیه وجود جهان | ~۶ دقیقه |
| بستر نرمافزاری | جدایی علم از دین | ۱ | جدایی و تعارض ذاتی و جدایی و تعارض عرضی | ~۶ دقیقه |
| مثال رویا و مخالفت علوم قرن نوزده با آن | دفاع عقلانی از دین | ۳ | تفاوت دفاع عقلانی در گذشته و حال | ~۶ دقیقه |
| افسانه پیشرفت | جدایی علم از دین | ۴ | مروری دوباره بر توهم لاپلاسی | ~۶ دقیقه |
| تمثیلی برای رسیدن به تکامل از الهیات (۲) | دفاع عقلانی از دین | ۲۳ | تعارض علم و دین با تمرکز بر دوگانهی تکاملگرایی و خلقتگرایی | ~۶ دقیقه |
| داستان آفرینش و خانواده | دفاع عقلانی از دین | ۶۸ | احکام خانواده در شریعت و داستان آفرینش | ~۶ دقیقه |
| نکتهٔ آخر میشنوم فرضیهای خوب پیش | تقابل علم و دین | ۰ | — | ~۶ دقیقه |
| جمعبندی محتوای جلسات و نسبت دین و عقلانیت | دفاع عقلانی از دین | ۱ | منظور و هدف از جلسات دفاع عقلانی از دین چیست؟ | ~۶ دقیقه |
| معجزه (۱۰) | دفاع عقلانی از دین | ۳۸ | چیستی معجزه، ادامه ایرادات علمی به قرآن | ~۶ دقیقه |
| تفکیک جهان بینی نیوتن گرا از موفقیت های علمی | جدایی علم از دین | ۶ | خلاصهای از آنچه گذشت و اهداف سه گانه | ~۶ دقیقه |
| شروع قرن نوزدهم | جدایی علم از دین | ۷ | علت شروع جلسات و در آستانۀ قرن نوزدهم | ~۵ دقیقه |
| فواید علم گرایی – فواید بی معنایی | جدایی علم از دین | ۱۱ | تبیین عملی و وارونگی داروینی | ~۵ دقیقه |
و ۵۶ گفتار دیگر
| تیتر بخش | سری | جلسه | تیتر جلسه | زمان |
|---|---|---|---|---|
| مقصد و مسیر | دفاع عقلانی از دین | ۴۶ | احکام هدف احکام نیاز به بینه برای تغییر در فرم احکام | ~۵ دقیقه |
| تفاوت زبان علم با زبان پدیداری | دفاع عقلانی از دین | ۲۷ | تعارض علم و متون دینی در گزارههای ناظر به طبیعت | ~۵ دقیقه |
| نسبی گرایی یا قهرمان ستایی؟ | جدایی علم از دین | ۹ | اصلاً ساینس یعنی چه؟ و تحولات نظری و سخت افزار معیشت | ~۵ دقیقه |
| مرز مشخصی بین اخلاق و شریعت (معناگرا) نیست | دفاع عقلانی از دین | ۷۰ | احکام ادامه مبحث احکام خانواده، احساس به والدین | ~۴ دقیقه |
| دین | آینده علم و خداگرایی | ۲ | پارادایم سوم و آینده علم پس از طبیعتگرایی | ~۴ دقیقه |
| تاریخچه مفهوم عقل، تعبد | دفاع عقلانی از دین | ۴۸ | احکام بایدها و نبایدها در مقایسه با هستها | ~۴ دقیقه |
| تشریح توهم لاپلاسی | جدایی علم از دین | ۲ | مرور جلسه گذشته و رد فرضیه جدایی در قرون شانزده و هفده | ~۴ دقیقه |
| دانشی نمیدانم چنین اسمی میشود گذاشت | دفاع عقلانی از دین | ۳۴ | یادآوری جلسات قبل | ~۴ دقیقه |
| رؤیا و علم | دفاع عقلانی از دین | ۲۸ | تفاوت نگاه علم و دین به طبیعت | ~۴ دقیقه |
| طرح بحث جدایی علم از دین و تعارض ذاتی و عرضی | دفاع عقلانی از دین | ۴۴ | مریم، اخت هارون | ~۴ دقیقه |
| نسبت قرآن با علم و نظریههای علمی | دفاع عقلانی از دین | ۲۸ | تفاوت نگاه علم و دین به طبیعت | ~۳ دقیقه |
| احکام خانواده | دفاع عقلانی از دین | ۶۹ | احکام ادامه مبحث احکام خانواده | ~۳ دقیقه |
| دولت-ملت مدرن و دشواری انتقال احکام قدیم | تفسیر سوره حج | ۱۳ | حکومت دینی، تهجر، سیاست و خطر فروکاستن دین | ~۳ دقیقه |
| شبهه چیست و چطور ایجاد می شود، تفاوت دین با معرفت دینی | دفاع عقلانی از دین | ۳ | تفاوت دفاع عقلانی در گذشته و حال | ~۳ دقیقه |
| نکته در مورد تعارض علم و متن مقدس | دفاع عقلانی از دین | ۲۸ | تفاوت نگاه علم و دین به طبیعت | ~۳ دقیقه |
| مسئله معجزه | دفاع عقلانی از دین | ۳۷ | نحوه آپلود فایلهای سخنرانی در کانالهای مختلف | ~۳ دقیقه |
| شما دارید شاخهٔ دوم معنایی طبیعیاند | دفاع عقلانی از دین | ۳۴ | یادآوری جلسات قبل | ~۳ دقیقه |
| توهم لاپلاسی | جدایی علم از دین | ۳ | فضای قرن هجدهم و ادعا بودن افسانه نیوتن | ~۳ دقیقه |
| مسئلهٔ معجزه (۶) | دفاع عقلانی از دین | ۳۷ | نحوه آپلود فایلهای سخنرانی در کانالهای مختلف | ~۳ دقیقه |
| جن در قرآن، ابلیس و داستان خلقت آدم | دفاع عقلانی از دین | ۳۳ | ایراد علمی به قرآن (مسئله جن) | ~۳ دقیقه |
| دانشمند به مثابه روحانی | جدایی علم از دین | ۳ | فضای قرن هجدهم و ادعا بودن افسانه نیوتن | ~۳ دقیقه |
| نظریه قبض و بسط تئوریک شریعت از دکتر سروش | دفاع عقلانی از دین | ۳ | تفاوت دفاع عقلانی در گذشته و حال | ~۳ دقیقه |
| اهمیت به صورتها در علوم و تفکر مدرن و اهمیت ندادن به حقیقت درونی و معنا | دفاع عقلانی از دین | ۲۵ | آیا نظریه تکامل با هدفمندی جهان تعارض دارد؟ | ~۳ دقیقه |
| معجزه (۳) / معجزه (۴) | دفاع عقلانی از دین | ۳۸ | چیستی معجزه، ادامه ایرادات علمی به قرآن | ~۳ دقیقه |
| بینالاذهانی بودن، ملاک اشتباه برای ارزشگذاری تجربه دینی | دفاع عقلانی از دین | ۴۸ | احکام بایدها و نبایدها در مقایسه با هستها | ~۳ دقیقه |
| بررسی برخی تبیینهای ممکن برای جدایی و دلایل مردود بودن آنها | جدایی علم از دین | ۲ | مرور جلسه گذشته و رد فرضیه جدایی در قرون شانزده و هفده | ~۳ دقیقه |
| معجزات | دفاع عقلانی از دین | ۳۶ | ترور قاسم سلیمانی و زمین شناسی، مسطح بودن زمین | ~۳ دقیقه |
| ادامهٔ قدیمی بودن متون دینی | دفاع عقلانی از دین | ۴۱ | دربارۀ طوفان نوح و داستانهای مشابه در قرآن | ~۳ دقیقه |
| دین | آینده علم و خداگرایی | ۱ | خداناباوری نو و نسبت علم با خداگرایی | ~۳ دقیقه |
| نیوتنگرایی | جدایی علم از دین | ۵ | شباهتهای بین علم و دین | ~۳ دقیقه |
| مقتضیات تصمیم گیری در زمان محدود | دفاع عقلانی از دین | ۲ | موانع موجود در عقیدهورزی | ~۳ دقیقه |
| دلیل آمدن انبیا | دفاع عقلانی از دین | ۷۱ | نگاهی به مناظرهی دکتر سروش و آقای علیدوست | ~۳ دقیقه |
| وجود نداشتن نقص در دنیا | دفاع عقلانی از دین | ۳۸ | چیستی معجزه، ادامه ایرادات علمی به قرآن | ~۳ دقیقه |
| ادامهٔ تئوری اومریسم | دفاع عقلانی از دین | ۴۱ | دربارۀ طوفان نوح و داستانهای مشابه در قرآن | ~۳ دقیقه |
| ساختار انقلاب های علمی | جدایی علم از دین | ۹ | اصلاً ساینس یعنی چه؟ و تحولات نظری و سخت افزار معیشت | ~۳ دقیقه |
| رابطه قوانین علمی و دین | دفاع عقلانی از دین | ۷ | مثال مهم گوی های فلزی | ~۳ دقیقه |
| زبان متفاوت علم و دین | دفاع عقلانی از دین | ۲۷ | تعارض علم و متون دینی در گزارههای ناظر به طبیعت | ~۳ دقیقه |
| مسئله معجزه | دفاع عقلانی از دین | ۳۷ | نحوه آپلود فایلهای سخنرانی در کانالهای مختلف | ~۳ دقیقه |
| علم عوام گرا و قدرت | جدایی علم از دین | ۱۱ | تبیین عملی و وارونگی داروینی | ~۳ دقیقه |
| تبعات عملی خداباوری فلسفی: توحید افعالی و نسبت آن با اختیار انسان | دفاع عقلانی از دین | ۹ | تبعات عملی التزام به خدای فلسفی (توحید) | ~۳ دقیقه |
| ماده فعال | جدایی علم از دین | ۵ | شباهتهای بین علم و دین | ~۳ دقیقه |
| انجام بخشی از شریعت بدون درک عقلی آن: مثالی از درخت ممنوعه | دفاع عقلانی از دین | ۴۷ | احکام اجتهاد و جهد، عقل و وحی | ~۳ دقیقه |
| نکتهٔ شما متدلوژی ماتریالیستی قرار میدهید | تقابل علم و دین | ۰ | — | ~۳ دقیقه |
| طرح بحث جدایی علم از دین و تعارض ذاتی و عرضی | جدایی علم از دین | ۱ | جدایی و تعارض ذاتی و جدایی و تعارض عرضی | ~۳ دقیقه |
| بیان طرح بحث جدایی علم از دین و تعارض ذاتی و عرضی و طرح بحث خداناباوری نو و نسبت علم با خداگراییجام جلسات برگزار شده تا به الان | دفاع عقلانی از دین | ۶۱ | بیان انسجام جلسات برگزار شده تا به الان احکام ادامه بحث نماز | ~۳ دقیقه |
| طرح بحث جدایی علم از دین و تعارض ذاتی و عرضی: مرور جلسات گذشته | دفاع عقلانی از دین | ۵۴ | احکام بررسی ایدههای مطرح شده برای اصلاح فقه (رابطه فقه و علوم | ~۳ دقیقه |
| دموکراسی مستقیم، پوپولیسم و بررسی مفهوم علم و تمایز آن از شبهعلم و متافیزیکیونالیسم مذهبی | تفسیر سوره حج | ۲۱ | قیامت، مسائل روز و نسبت دین با مردم | ~۳ دقیقه |
| عنوان نادقیق برای جلسات: «شریعت و عقلانیت» به جای «فقه و عرف» | دفاع عقلانی از دین | ۷۱ | نگاهی به مناظرهی دکتر سروش و آقای علیدوست | ~۳ دقیقه |
| جعبه سیاه | جدایی علم از دین | ۵ | شباهتهای بین علم و دین | ~۳ دقیقه |
| هستی مطلق | دفاع عقلانی از دین | ۵ | یک مدل منطقی برای توجیه وجود جهان | ~۳ دقیقه |
| معجزه | دفاع عقلانی از دین | ۳۸ | چیستی معجزه، ادامه ایرادات علمی به قرآن | ~۳ دقیقه |
| جایگاه قرآن در بحث فعلی و اهمیت داستان آفرینش (بررسی بیان سوره بقره از رابطه احکام شرعی و داستان آفرینش) | دفاع عقلانی از دین | ۵۴ | احکام بررسی ایدههای مطرح شده برای اصلاح فقه (رابطه فقه و علوم | ~۳ دقیقه |
| زمان در شریعت، اوقات نماز | دفاع عقلانی از دین | ۵۸ | احکام نسبت شریعت و مسیر رشد اوقات شرعی | ~۲ دقیقه |
| شبهات درباره شریعت در مقایسه با شبهات درباره حقایق دین، بایدها و نبایدها در برابر هستها | دفاع عقلانی از دین | ۴۸ | احکام بایدها و نبایدها در مقایسه با هستها | ~۲ دقیقه |
| ادامهٔ اصول داروینیسم | دفاع عقلانی از دین | ۲۲ | تفاوت زبان فنومنال با زبان علمی | ~۲ دقیقه |
| فلسفه و علم در دوران مدرن | جدایی علم از دین | ۱۲ | فلسفه و علم در دوران مدرن | ~۲ دقیقه |
اوج و افول تراژدی
نقطهٔ آغاز بحث در این جنبه، موضع ضدّ هنری افلاطون در کتاب «جمهور» است. مدرس با صراحت این ایده را چنین صورتبندی میکند: «در مدینه فاضله شعر نباید متون داشته باشد» (روانکاوی و فرهنگ، جلسهٔ ۹۰ — اوج و افول تراژدی) [۱۳]. این گزاره، که شعر و هنر را مایهٔ انحطاط میشمارد، نه یک بدبینی سادهٔ زیباییشناختی، که نتیجهٔ مستقیم یک نظام فلسفی مبتنی بر نظریهٔ «محاکات» (تقلید) است. در این نگاه، هنرمند صرفاً تقلیدی ناقص از واقعیت موجود ارائه میدهد و طرح بحث جدایی علم از دین و تعارض ذاتی و عرضی و طرح بحث خداناباوری نو و نسبت علم با خداگراییان فرزانه میتواند بیواسطه با خودِ واقعیت ارتباط برقرار کند. بنابراین، طرد تراژدی از مدینهٔ فاضله، یک تصمیم سیاسی یا اخلاقیِ صرف نیست، بلکه لازمهٔ منطقیِ معرفتشبررسی مفهوم علم و تمایز آن از شبهعلم و متافیزیکی افلاطونی است که هرگونه بازنمایی را یک گام دورشدن از حقیقت میداند.
در برابر این طردِ رادیکال، ارسطو نه به عنوان یک مخالف تمامعیار، بلکه در هیئت جانشینی محتاط ظاهر میشود. سخنران رابطهٔ این دو را چنین ترسیم میکند: «ارسطو یک جوری جانشین افلاطونه» [۱۳]. این «جانشینی» به معنای ردّ کامل نیست، بلکه به معنای بازتعریف ارزش هنر بر پایهای متفاوت است. جایی که افلاطون با تکیه بر مفهوم «محاکات» دروازهٔ شهر آرمانی را به روی شعرا میبندد، ارسطو با پذیرش همان مفهوم، مسیر دیگری را میگشاید. او تقلید را نه عاملی برای گمراهی، که ابزاری برای شناخت و تطهیر عواطف میداند. این چرخش نظری، تراژدی را از یک فعالیت ضدّ عقلی به یک کنش معنادار انسانی بدل میکند که میتواند موضوع تأمل فلسفی قرار گیرد.
برای درک دقیقتر این چرخش، مفسر به سراغ تعریف ارسطو از تراژدی در کتاب «فنّ شعر» میرود و با نقل قولی از ترجمهٔ عبدالحسین زرینکوب، هستهٔ این تعریف را آشکار میکند: «تراژدی تقلید است از کار و کردار شگرف و تمام» [۱۳]. سخنران بلافاصله به دشواری و ایجاز مفرط این ترجمه اشاره میکند و برای گشودن معنا، به اصل انگلیسی ارجاع میدهد. در توضیح او، «کار و کردار شگرف و تمام» به کنشی مهم، پیچیده و کامل اشاره دارد که «دارای درازی و اندازه مؤید» است [۱۳]. این تأکید بر «اندازه» و «کنترلشدگی» نمایش، دقیقاً نقطهٔ مقابل نگاه افلاطونی است. اگر هنر برای افلاطون تقلیدی بیبنیان و رها از حقیقت بود، برای ارسطو کنشی است دارای ساختار، مقیاس و غایتی معین که آن را شایستهٔ تحلیل عقلانی میکند.
این جدال بر سر ارزش بازنمایی، قرنها بعد در بستر کاملاً متفاوتی در اندیشهٔ ژاک دریدا بازتولید میشود، اما این بار با وارونگی کامل سلسلهمراتب. مدرس در جلسهای دیگر، با اشاره به نقد دریدا بر افلاطون، نشان میدهد که چگونه خودِ متن افلاطون به کارزاری برای نبرد گفتار و نوشتار تبدیل میشود. دریدا با تمرکز بر واژهای که افلاطون برای نوشتار به کار میبرد، بنیان استدلال او را متزلزل میکند. او توضیح میدهد که افلاطون در رسالهٔ «فایدروس»، نوشتار را به «فارماکون» تشبیه میکند؛ استعارهای که به گفتهٔ او، «به معنای زهر، انگاری کشنده است» (روانکاوی و فرهنگ، جلسهٔ ۹۷ — دریدا، باشلار و مرگ مؤلف) [۱۸]. استدلال افلاطون این است که نوشتار، روح زندهٔ گفتار را میکشد و همچون زهری مهلک، حس و حال صاحب سخن را از بین میبرد.
اما دریدا در خوانشی ساختارشکن، به سراغ دوپهلوبودن بنیادین همین واژه میرود. سخنران با بیان این نکته که «فارماکون به معنی دارو هم هست»، هستهٔ مرکزی نقد دریدایی را عیان میکند [۱۸]. در این نگاه، قصد و نیت افلاطون برای تأکید بر معنای «زهر» اهمیتی ندارد. آنچه اهمیت دارد، منطق ناخودآگاه خودِ متن است که واژهای را به کار میبرد که همزمان معنای «درمان» را نیز در خود حمل میکند. سخنران این ایده را با لحنی نزدیک به استدلال دریدا چنین تقریر میکند: «نوشتار دارو، درمانی است برای معلولیتهایی که در گفتار هست و در نوشتار جبران میکند» (روانکاوی و فرهنگ، جلسهٔ ۹۷ — دریدا، باشلار و مرگ مؤلف) [۱۹]. بدین ترتیب، نوشتار که در سلسلهمراتب افلاطونی فروتر از گفتار بود، در خوانش دریدا به مکملی ضروری و حتی برتر بدل میشود.
گفتارها
| تیتر بخش | سری | جلسه | تیتر جلسه | زمان |
|---|---|---|---|---|
| اوج و افول تراژدی | روانکاوی و فرهنگ | ۹۰ | — | ~۱۳ دقیقه |
| تقابلهای دودویی | روانکاوی و فرهنگ | ۳۷ | — | ~۱۱ دقیقه |
| نمونهٔ اختلاف تفسیری دربارهٔ نیهیلیسم نیچه | روانکاوی و فرهنگ | ۹۶ | — | ~۱۰ دقیقه |
| دریدا، باشلار و مرگ مؤلف | روانکاوی و فرهنگ | ۹۷ | — | ~۱۰ دقیقه |
| دریدا، باشلار و مرگ مؤلف | روانکاوی و فرهنگ | ۹۷ | — | ~۱۰ دقیقه |
| جمعبندی مسیر و پیشنهاد ادامه | روانکاوی و فرهنگ | ۹۴ | — | ~۱۰ دقیقه |
| هنر، نابغه و شناخت ناب | روانکاوی و فرهنگ | ۸۹ | — | ~۹ دقیقه |
| ساختارگرایی، زبان و ذخیرهٔ اطلاعات در فرهنگ | روانکاوی و فرهنگ | ۴۶ | — | ~۷ دقیقه |
| جلسهٔ هشتادونهم: روانکاوی و فرهنگ | روانکاوی و فرهنگ | ۸۹ | — | ~۶ دقیقه |
| دریدا، باشلار و مرگ مؤلف | روانکاوی و فرهنگ | ۹۷ | — | ~۶ دقیقه |
| رنج جسمانی نیچه و نسبت او با شوپنهاور | روانکاوی و فرهنگ | ۹۰ | — | ~۵ دقیقه |
| روانکاوی و فرهنگ - جلسه ۸۷ | روانکاوی و فرهنگ | ۸۷ | — | ~۳ دقیقه |
| بازگشت به نیچه | روانکاوی و فرهنگ | ۹۵ | — | ~۳ دقیقه |
| نقد روانکاوانه سینمای فرهادی و مفهوم آزمایش | روانکاوی و فرهنگ | ۷۷ | — | ~۳ دقیقه |
| صورت ظاهری دعوای هامون و مهشید | روانکاوی و فرهنگ | ۶۲ | — | ~۳ دقیقه |
| ابهام در کیفیت و اصل فروکاست و وجود مبانی همارز | روانکاوی و فرهنگ | ۷ | فروید، فلسفه علم و مسئله علمی بودن روانکاوی | ~۳ دقیقه |
| محو، جنون و فردانیت | روانکاوی و فرهنگ | ۹۹ | — | ~۳ دقیقه |
| پیشنهاد موضوع برای تحلیل روانکاوانه | روانکاوی و فرهنگ | ۳۳ | — | ~۳ دقیقه |
| روانکاوی و فرهنگ - جلسه ۹۷ | روانکاوی و فرهنگ | ۹۷ | — | ~۳ دقیقه |
| قهرمان در هنر کلاسیک و هنر مدرن | روانکاوی و فرهنگ | ۵۹ | — | ~۳ دقیقه |
| مرگ روان پیش | روانکاوی و فرهنگ | ۹۹ | — | ~۳ دقیقه |
| موسیقی، اوپرا و فلسفهٔ هنر | روانکاوی و فرهنگ | ۸۹ | — | ~۳ دقیقه |
| کانت، شناخت و جهان پدیدار | روانکاوی و فرهنگ | ۸۹ | — | ~۳ دقیقه |
| پرسشها و جمعبندی پایانی | روانکاوی و فرهنگ | ۹۸ | — | ~۳ دقیقه |
| هنر کلاسیک و قواعد از پیش تعیینشده | روانکاوی و فرهنگ | ۶۸ | — | ~۳ دقیقه |
و ۱ گفتار دیگر
| تیتر بخش | سری | جلسه | تیتر جلسه | زمان |
|---|---|---|---|---|
| انجمن شاعران مرده و ناکامی پیر خردمند | روانکاوی و فرهنگ | ۵۸ | — | ~۲ دقیقه |
سرمایهسالاری (کاپیتالیسم)
در نقد سرمایهسالاری، سخنران از افلاطون نه بهعنوان یک فیلسوف صرفاً سیاسی، بلکه در مقام متفکری استفاده میکند که منطق نهفته در سازوکارهای دموکراتیک مدرن را پیشاپیش به چالش کشیده است. محور این ارجاع، تمایزی است که افلاطون میان رأیگیری صوری و ارزش واقعی آگاهی قائل میشود. او توضیح میدهد که از نگاه افلاطون، شمردن رأی یک فرد ناآگاه بهاندازهٔ رأی یک فرد آگاه، بنیادی معیوب دارد: «اگر دموکراسی به این معنی باشد که رأی و ارزشمند بودن رأی به آگاهی آدمهاست، مثلاً یک آدمی که دیوانه است رأیش هیچ ارزشی ندارد، رأیش صفر است. بنابراین به مردم رأی ندهید. یک آدمی که آگاهی بسیار زیادی دارد، به اندازه یک آدمی که هیچ آگاهی ندارد رأیش را دارید حساب میکنید» (سرمایهسالاری، جلسهٔ ۳ — دموکراسی) [۲۲]. این استدلال، دموکراسی را به «یک سیستم سوری» تبدیل میکند که در آن چیزهای نابرابر بهشکل برابر محاسبه میشوند و همین امر، مسیر را برای سلطهٔ نوعی خاص از خواست عمومی هموار میسازد.
همین نابرابری در وزن آرا، در بستر سرمایهسالاری به پیوندی ناگسستنی با سازوکار مصرف بدل میشود. او تصریح میکند که خواست تودهها، وقتی بدون پشتوانهٔ آگاهی شکل بگیرد، دقیقاً همان چیزی را طلب میکند که نظام سرمایهداری برای گردش کالاهایش نیاز دارد: «آنها همان چیزی که دوست دارند و احوالی میتوانند تحمیل کنند، همان چیزی است که کاپیتالیسم هم میخواهد، برای اینکه اینگونه در واقع کالاهای بیشتری خرید و فروش میشود و مردم نظر آنها هم هست» (سرمایهسالاری، جلسهٔ ۳ — دموکراسی) [۲۱]. در این تصویر، افلاطون نه یک مخالف سادهٔ دموکراسی، بلکه منتقد ساختاری است که در آن فقدان ملاکهای دقیق برای انتخاب، به تولید انبوه خواستهایی میانجامد که مستقیماً به سود گردش سرمایه تمام میشود. رأی در این فضا دیگر بیان ارادهٔ معطوف به خیر عمومی نیست، بلکه به کالایی بدل میشود که در بازار سیاست و مصرف مبادله میگردد.
گسترش این بیملاکی، در روایت مفسر، به فرسایش تدریجی قواعد و در نهایت به وضعیتی شبهآنارشیستی منتهی میشود. مسیر استدلال افلاطون چنان ترسیم میشود که گویی دموکراسیِ بیضابطه، خود زمینهٔ نابودی خویش را فراهم میآورد: «نهایتاً به اینجا میرسید که در واقع حکومتی دشکی میشود که در آن تا حد ممکن قواعد شکسته میشوند، قواعد کمرنگ میشوند و به نوعی در واقع به آنارشی میرسید» (سرمایهسالاری، جلسهٔ ۳ — دموکراسی) [۲۳]. در این نقطه، سرمایهسالاری دیگر صرفاً یک نظام اقتصادی نیست، بلکه نیرویی فرهنگی است که با تضعیف مستمر تمایز میان درست و نادرست، فضایی مستعد برای ظهور استبداد میآفریند. مفسر با تکیه بر افلاطون هشدار میدهد که آنارشی ناشی از بیقاعدگی، خلأیی ایجاد میکند که تنها با استبداد یک فرد پر میشود.
اما نقد سخنران به سرمایهسالاری از مسیر افلاطون، صرفاً در سطح ساختار سیاسی متوقف نمیماند؛ بلکه به لایهٔ عمیقتری از کارکرد فرهنگی این نظام نقب میزند که با مفهوم simulation پیوند خورده است. در این لایه، سرمایهسالاری نهتنها نیازها را برطرف نمیکند، بلکه نیازهایی میآفریند که اساساً وجود ندارند. سخنران با اشاره به منطق تبلیغات، این ایده را چنین شرح میدهد: «تبلیغی را تصور کنید که در آن برای خرید یک شکلات گفته میشود طعم واقعی زندگی را تجربه کنید. در ذات کاپیتالیسم simulation وجود دارد» (مردسالاری، جلسهٔ ۱ — تعریف مردسالاری و نسبت آن با سرمایهسالاری) [۲۴]. این شبیهسازی، پژواک همان نقد افلاطونی به جهان سایههاست، با این تفاوت که اینبار سایهها نه در غار، بلکه در ویترین فروشگاهها و صفحههای نمایشگر تولید میشوند. وعدهٔ «طعم واقعی زندگی» در یک شکلات، دقیقاً همان منطقی است که واقعیت را با بازنماییِ مصرفپذیر جایگزین میکند.
گفتارها
| تیتر بخش | سری | جلسه | تیتر جلسه | زمان |
|---|---|---|---|---|
| دموکراسی | سرمایهسالاری (کاپیتالیسم) | ۳ | — | ~۱۲ دقیقه |
| بررسی مفهوم زن در نظام مردسالار و نسبت آن با طبیعت | مردسالاری | ۱ | تعریف مردسالاری و نسبت آن با سرمایهسالاری | ~۱۱ دقیقه |
| جن | مردسالاری | ۲ | سرمایهسالاری، پدرسالاری و درمان ریشهای فرهنگ | ~۸ دقیقه |
| سنت دینی، سنت غربی و شیفتگی به مدرنیته | تفسیر سوره حج | ۱۵ | تصویر انسان معاصر، کتاب، سنت و وضعیت جهان جدید | ~۸ دقیقه |
| مرور جلسات گذشته و مقدمهای بر بحث ایمان و اهل کتاب سوره | رعد | ۱ | مدنی یا مکی بودن سوره | ~۷ دقیقه |
| نقد استدلال بر اساس معجزه با روش دکارتی | مسیحیت | ۲ | روش دکارتی و نقد استدلال در مسیحیت | ~۶ دقیقه |
| نیستپیوند معتبر در منبع یافت نشد؛ این ردیف برای بازبینی پرچم شد. | یهودیت | ۲۱ | — | ~۶ دقیقه |
| یهودیت - جلسه ۲۱پیوند معتبر در منبع یافت نشد؛ این ردیف برای بازبینی پرچم شد. | یهودیت | ۲۱ | — | ~۵ دقیقه |
| تمثیل سوم: داستان مباهله و اثبات حقانیت پیامبر(ص) - بررسی مفهوم زن در نظام مردسالار و نسبت آن با طبیعت | تفسیر سوره آلعمران - آل عمران | ۳ | شیوه بحث با اهل کتاب | ~۵ دقیقه |
| جایگاه حج در سورهٔ بقره، مائده و حج | تفسیر سوره حج | ۱۱ | اخلاق جنگ، دفاع دینی و حدود خشونت مأذون | ~۴ دقیقه |
| لیبرالیسم معنقد است امیال انسانها نباید سرکوب شود.، نتیجه گیری | سرمایهسالاری (کاپیتالیسم) | ۳ | — | ~۳ دقیقه |
| شرح وضعیت بشر از دیدگاه مسیحیت | مسیحیت | ۳ | وضعیت بشر و مسئله هویت عیسی مسیح | ~۳ دقیقه |
| نکاتی از جلسه قبل | تفسیر سوره هود | ۲ | دنیا محل آزمایش | ~۳ دقیقه |
| خبپیوند معتبر در منبع یافت نشد؛ این ردیف برای بازبینی پرچم شد. | نور | ۱۰ | — | ~۳ دقیقه |
| شرک به عنوان تأثیرگذارترین گناه | انعام | ۱ | بیان تم کلی سوره، کفر و شرک | ~۳ دقیقه |
| بازسازی سوره | تفسیر سوره نحل | ۴ | بازسازی سوره، شرک – استکبار – تقوا، اساطیر الاولین | ~۳ دقیقه |
| تاریخ انبیا | فرقان | ۱ | اطلاعاتی راجب سوره فرقان و شروع صحبت دربارهی قطعات سوره | ~۳ دقیقه |
| قیامت بهمثابه واقعهٔ عمومی، نه تولد خصوصی / زمین مرده، باران و معنای حیات | تفسیر سوره حج | ۲۵ | جمعبندی حاشیهها و بازگشت روشمند به سوره | ~۳ دقیقه |
| یهودیت - جلسه ۲۵پیوند معتبر در منبع یافت نشد؛ این ردیف برای بازبینی پرچم شد. | یهودیت | ۲۵ | — | ~۳ دقیقه |
| اطمینان به حیات دنیا | تفسیر سوره یونس | ۲ | هدایت تکوینی مقدمه هدایت تشریعی بررسی تواتر واژگان اطمینان به حیات دنیا | ~۲ دقیقه |
| امر و نهیها، توحید و شرک | تفسیر سوره هود | ۱ | رابطه بین توحید و خودشکوفایی | ~۲ دقیقه |
| علم غیب الهی و نشانههای قیامت | تفسیر سوره نمل | ۴ | بخش دوم سوره | ~۲ دقیقه |
| مفهوم معجزه در قرآن، نقد تعریف هیومی و تمایز آن با کرامت و سحر | معجزه چیست؟ | ۵ | مفهوم قرآنی معجزه و نقد تعریف هیومی | ~۲ دقیقه |
| نِعَم | تفسیر سوره نحل | ۱ | فضای کلی سوره، دوگانگی خلق و امر – تکوین و تشریع، عذاب | ~۲ دقیقه |
| روش نقد مکتبها و سنجش ادعاها | مسیحیت | ۸ | روش نقد مسیحیت و بازخوانی حبوط انسان | ~۲ دقیقه |
فلسفه معنای اسلام و تسلیم در برابر خدای
در گفتارهای این مجموعه، نام افلاطون نه بهعنوان موضوعی مستقل برای شرح آراء، بلکه در میانهٔ دو بحث متفاوت ظاهر میشود: یکی جدال بر سر اصالت «فلسفهٔ معنای اسلام و تسلیم در برابر خدای» و دیگری تأملی در تاریخ الحاد و باور دینی. در بحث نخست، افلاطون در قامت نمادی از سنت فلسفی یونان حاضر میشود که فلسفهٔ معنای اسلام و تسلیم در برابر خدای متهم به تکرار آن است. مدرس این اتهام را چنین صورتبندی میکند: «فلسفهٔ سهروردی هم که بعداً مقابل ابنسینا قرار میگیرد به شکلی بازگشت به افلاطون است» (داستان آفرینش در قرآن، جلسهٔ ۴ — تمثیلی بودن داستان آفرینش، شبهههای مردسالارانه، و نسبت زبان با مسئله شر) [۲۷]. این جمله، که از زبان منتقدان غربی نقل میشود، افلاطون را به نقطهٔ آغاز یک مسیر بازگشتی بدل میکند؛ گویی نوآوری سهروردی صرفاً چرخشی به سوی مبدأ یونانی است و نه حرکتی به پیش. اما همین نقل در بستر استدلال مدرس، دقیقاً برای به چالش کشیدن چنین نگاهی به کار گرفته میشود.
مدرس بلافاصله پس از طرح دیدگاه غربی، موضع خود را در برابر آن روشن میکند و میکوشد از دل همان روایت تاریخی، نشانههای استقلال را بیرون بکشد. او اذعان میکند که «خود سهروردی ابراز ارادت زیادی به افلاطون میکند» (داستان آفرینش در قرآن، جلسهٔ ۴ — تمثیلی بودن داستان آفرینش، شبهههای مردسالارانه، و نسبت زبان با مسئله شر) [۲۹]، اما این ارادت را به معنای فقدان نوآوری نمیگیرد. ارجاع به افلاطون در اینجا دیگر نشانهٔ وابستگی صرف نیست، بلکه به عنصری از یک منظومهٔ فکری تبدیل میشود که در آن عناصر ایرانی پیش از اسلام و ابتکارات شخصی سهروردی نیز حضور دارند. سخنران با افزودن این لایهها، تصویر سادهٔ «بازگشت به افلاطون» را پیچیده میکند و نشان میدهد که حضور یک فیلسوف یونانی در دستگاه فکری یک متفکر مسلمان، لزوماً به معنای تداوم بیکموکاست همان سنت نیست.
نکتهٔ ظریف در استدلال سخنران آنجاست که او حتی در مقام دفاع از اصالت فلسفهٔ اسلامی، از پذیرش یک روایت خطی از تاریخ فلسفه ابا ندارد. او میگوید: «همانطور که ارسطو بعد از افلاطون آمد و یک تحول بزرگ بوجود آورد، ملاصدرا هم در همین سنت فلسفی تحولات خوبی بوجود آورده است» [۲۹]. در این قیاس، افلاطون دیگر نه یک مقصد برای بازگشت، که یک نقطهٔ آغاز در یک زنجیرهٔ تحول است. سخنران با این مقایسه، هم تداوم سنت فلسفی را میپذیرد و هم امکان جهشهای خلاقانه در درون آن را به رسمیت میشناسد. افلاطون در این تصویر، به جای آنکه سقفی برای اندیشه باشد، به پلکانی تبدیل میشود که دیگران از آن بالا رفتهاند.
اما حضور افلاطون در این گفتارها به بحث فلسفهٔ اسلامی محدود نمیماند. در بافتی کاملاً متفاوت، سخنران هنگام بحث دربارهٔ تاریخ باور دینی و ظهور الحاد مدرن، بار دیگر به افلاطون استناد میکند. او در پی اثبات این نکته است که در بیشتر تاریخ بشر، انسانهای هوشمند و دانشمند به اصول دینی باور داشتهاند: «فلاسفه مشهور یونان مانند افلاطون، ارسطو همه اینها به نظر میرسد که به شدت از عقاید دینی دفاع میکنند» (مفاهیم و واژگان قرآن، جلسهٔ ۱۰ — استقلال در تفکر و واژه صالح) [۳۰]. در اینجا افلاطون دیگر یک فیلسوف در میانهٔ نزاع بر سر اصالت نیست، بلکه به شاهدی تاریخی برای فراگیری ایمان دینی در میان نخبگان فکری بدل میشود. این تغییر نقش نشان میدهد که افلاطون در این گفتارها موجودیتی سیال دارد و بسته به مسئلهٔ مورد بحث، کارکرد استدلالی متفاوتی پیدا میکند.
تأمل در این دو کاربرد متفاوت، تنشی پنهان را آشکار میکند. در بحث فلسفهٔ اسلامی، افلاطون نمایندهٔ سنتی است که فلسفهٔ اسلامی میخواهد از زیر سایهٔ آن بیرون بیاید و استقلال خود را ثابت کند. اما در بحث الحاد، افلاطون به متحدی برای دفاع از باور دینی تبدیل میشود. سخنران در یک جا میکوشد نشان دهد که فلسفهٔ اسلامی صرفاً تکرار افلاطون نیست، و در جای دیگر از اعتبار افلاطون برای تقویت جایگاه تاریخی خداباوری بهره میبرد. این دو حرکت، اگرچه در ظاهر ناهمسو مینمایند، اما هر دو از یک منطق واحد پیروی میکنند: افلاطون در این گفتارها هرگز بهعنوان مرجع نهایی حقیقت ظاهر نمیشود، بلکه همواره در خدمت یک استدلال بزرگتر دربارهٔ نسبت سنت، عقلانیت و دین قرار میگیرد.
گفتارها
| تیتر بخش | سری | جلسه | تیتر جلسه | زمان |
|---|---|---|---|---|
| فلسفه اسلامی | داستان آفرینش در قرآن | ۴ | — | ~۱۰ دقیقه |
| نسبت داستان خلقت آدم و سجده ملائکه در قرآن و نقد نگاه سکولار | مفاهیم و واژگان قرآن | ۸ | ایمان و عقل، معانی عرفی واژه ایمان، واژه ایمان در قرآن | ~۸ دقیقه |
| نقش سوره نور و بحث قذف به عنوان معیار سنجش احکام و روایات و جنسیت | تفسیر سوره نور | ۵ | تفصیل آیه نور، عشق الهی | ~۸ دقیقه |
| استقلال در تفکر | مفاهیم و واژگان قرآن | ۱۰ | استقلال در تفکر و واژه صالح | ~۷ دقیقه |
| ارائه آقای محسن گودرزی | مقدمهای بر فهم قرآن | ۱۵ | فمنیسم و ایجاد پیشفرضهای ناصواب | ~۷ دقیقه |
| ماهیت قانون و ارتباط آن با خرافه | مفاهیم و واژگان قرآن | ۱ | مفهوم واژهی شرک، قانون و الحاد مدرن | ~۶ دقیقه |
| مثالی از نظریه تکامل و نظریه مقابلش | تفسیر سوره یوسف | ۹ | یوسف، گمراهی قرآن، قضاوت بین نظریات | ~۵ دقیقه |
| مثال هایی از شکستن توصیف واژگان ناآشنای مقدمه و مرور مباحث جلسات گذشته برای عرب (۶) / مثال هایی از شکستن توصیف واژگان ناآشنای مقدمه و مرور مباحث جلسات گذشته برای عرب (۷) | قرآن و ادبیات مدرن | ۳ | واژگان و گرامر قرآن | ~۴ دقیقه |
| اگزیستانسیالیسم و نیچه | مقدمهای بر فهم قرآن | ۱ | زبان قرآن، اعجاز قرآن، دشواری ارتباط با قرآن و تاریخ فلسفه ورزی | ~۴ دقیقه |
| توصیف واژگان ناآشنای مقدمه و مرور مباحث جلسات گذشته برای عرب | قرآن و ادبیات مدرن | ۳ | واژگان و گرامر قرآن | ~۳ دقیقه |
| تجربه اسماء الهی در درون رحم مادر / تجربه اسماء الهی در درون رحم مادر (۲) | داستان آفرینش در قرآن | ۱۴ | — | ~۳ دقیقه |
| شباهت ادبی و پرسش از داور (۷) / شباهت ادبی و پرسش از داور (۸) | فلسفه متن مقدس | ۱۳ | زبان قرآن، توحید و مسئله تحدی | ~۳ دقیقه |
| بعد از نزول نقش سوره نور و بحث قذف به عنوان معیار سنجش احکام و روایات وجود انسان به چه درد میخورد؟ | داستان آفرینش در قرآن | ۱۴ | — | ~۳ دقیقه |
| پرسش و پاسخ (۲) / پرسش و پاسخ (۳) | قرآن و ادبیات مدرن | ۳ | واژگان و گرامر قرآن | ~۳ دقیقه |
| ورودی از درون به سیستم شناختی | داستان آفرینش در قرآن | ۹ | — | ~۳ دقیقه |
| نگاه کلی به مفهوم زبان و واژه - بخش ۱ | مفاهیم و واژگان قرآن | ۱۲ | مفهوم زبان و واژه تعریف مفاهیم | ~۳ دقیقه |
| نفی گذشته | داستان آفرینش در قرآن | ۱۲ | — | ~۳ دقیقه |
| زبان، واژگان و مسئلهٔ توحید | فلسفه متن مقدس | ۱۳ | زبان قرآن، توحید و مسئله تحدی | ~۳ دقیقه |
| راه اثبات اعجاز نقش سوره نور و بحث قذف به عنوان معیار سنجش احکام و روایات | مقدمهای بر فهم قرآن | ۲۲ | مرور و مقدمه و سلسله مراتب نظریات از جنبه فاصله از نظریه | ~۳ دقیقه |
| نقش سوره نور و بحث قذف به عنوان معیار سنجش احکام و روایات | تفسیر سوره نور | ۱۵ | فقه، شریعت و ضرورت بازنگری در احکام | ~۳ دقیقه |
| لزوم داشتن مدل انسانشناسانه در بحث فعلی (۳) / لزوم داشتن مدل انسانشناسانه در بحث فعلی (۴) | مفاهیم و واژگان قرآن | ۲ | لزوم وجود مدل روانکاوی برای بررسی واژگان قرآن | ~۲ دقیقه |
| مثال هایی از شکستن توصیف واژگان ناآشنای مقدمه و مرور مباحث جلسات گذشته برای عرب | قرآن و ادبیات مدرن | ۳ | واژگان و گرامر قرآن | ~۲ دقیقه |
| در فریبخوردگی زیستن انسان مشرک از شیطان | مفاهیم و واژگان قرآن | ۲ | لزوم وجود مدل روانکاوی برای بررسی واژگان قرآن | ~۲ دقیقه |
عالم مثل افلاطون
افلاطون در تفسیر سوره مریم برای توضیح نگاه نمادین به جهان به کار میآید. سخنران از مثال غار و سایهها استفاده میکند تا نشان دهد در نگاه دینی، حوادث پاییندست عالم میتوانند بازتاب معناهای بالاتر باشند. جهان فقط مجموعهای از اشیای پراکنده نیست؛ هر حادثه میتواند تأویلی داشته باشد.
از همین زاویه، زندگی پیامبران معنای ویژهای پیدا میکند. اگر جهان دارای طبقات معنا باشد، روایت فشرده قرآن از یک رخداد پیامبرانه، بیش از یک گزارش تاریخی ساده است. تفاوت قرآن با روایتهای پرجزئیات تاریخی نیز همین جاست: قرآن با حذف بسیاری از جزئیات، توجه را به ساختار معنایی و نمادین واقعه میبرد. [۳۵] [۳۶] [۴۰] [۳۶] [۳۷] [۳۸]
گفتارها
| تیتر بخش | سری | جلسه | تیتر جلسه | زمان |
|---|---|---|---|---|
| عالم مُثُل افلاطون | تفسیر سوره مریم | ۴ | بشارت یحیی و اجابت دعا | ~۱۱ دقیقه |
| دوره جلسه قبل: | تفسیر سوره مریم | ۷ | بشارت فرزند پاک به مریم | ~۸ دقیقه |
| قانون، بحث روز | تفسیر سوره مریم | ۴ | بشارت یحیی و اجابت دعا | ~۶ دقیقه |
| اهمیت زبان | تفسیر سوره مریم | ۵ | پاکی و نیکوکاری یحیی | ~۶ دقیقه |
| یافتههای جدید علمی | تفسیر سوره مریم | ۴ | بشارت یحیی و اجابت دعا | ~۶ دقیقه |
| تفسیر سوره مریم - جلسه ۲۱ | تفسیر سوره مریم | ۲۱ | توبه و ایمان در باغهای عدن | ~۳ دقیقه |
| یژگیهای انسان مدرن و بحران معنا | تفسیر سوره مریم | ۵ | پاکی و نیکوکاری یحیی | ~۳ دقیقه |
| تفاوت دیدگاه عرفانی و علمی | تفسیر سوره مریم | ۴ | بشارت یحیی و اجابت دعا | ~۳ دقیقه |
| مروری بر جلسهی قبل | تفسیر سوره مریم | ۵ | پاکی و نیکوکاری یحیی | ~۳ دقیقه |
| مقدمهای برای فصوصالحکم | تفسیر سوره مریم | ۲۳ | نزول فرشتگان و شکیبایی در عبادت | ~۲ دقیقه |
تحلیل کلان یکپارچه
در میان گفتارهای این مجموعه، افلاطون نه یک موضوع مستقل برای شرح تاریخ فلسفه، بلکه نقطهای کانونی است که چندین خط استدلال متفاوت از آن میگذرند و هر یک، بُعدی متفاوت از کاربرد او را در اندیشهٔ سخنران آشکار میکنند. این خطوط، از هستیشناسی قوانین طبیعت تا نقد ساختار دموکراسی مدرن، از جدال بر سر اصالت فلسفهٔ اسلامی تا تفسیر قرآن، امتداد مییابند. آنچه این کاربردهای بهظاهر پراکنده را به یکدیگر پیوند میدهد، نه وفاداری به یک نظام فلسفی واحد، که شیوهٔ خاصی از بهکارگیری یک مرجع کلاسیک است: افلاطون در اینجا همواره در میانهٔ یک مسئلهٔ معاصر ظاهر میشود و نقشش، گشودن فضایی برای اندیشیدن است، نه بستن باب بحث با یک حکم نهایی.
نخستین ردّ پای افلاطون در بستر دفاع عقلانی از دین، او را در قامت یک ضرورت منطقی برای فیزیکالیسم مدرن نشان میدهد. سخنران با استناد به نانسی کارترایت، استدلال میکند که اگر قوانین طبیعت موجودیتهایی غیرفیزیکیاند، آنگاه پذیرش آنها مستلزم پذیرش لایهای از واقعیت است که از جنس ماده و انرژی نیست: «Law چیزی هست که از موجودیتهای فیزیکی نیست. خانم کارترایت در آن مقاله میگوید که شما باید چیزی مانند مُثُل افلاطونی و یک جهان افلاطونی ماوراء طبیعت قائل بشوید که Law در آنجا قرار میگیرد» (دفاع عقلانی از دین، جلسهٔ ۹ — تبعات عملی التزام به خدای فلسفی (توحید)) [۲]. در این استدلال، «مُثُل افلاطونی» نامی است برای یک ضرورت منطقی، نه یک آموزهٔ تاریخی. مفسر سپس این تصویر را به هرمی تشبیه میکند که خداباوری نیز از آن استفاده میکند: «حسّ خانم کارترایت این است که دیدگاه خداباورانه به طبیعت، مثل هرمی است که در رأس آن خداوند است و بعد یک عالم عقول مجرده است و بعد به پایین هرم میرود. تا انتهای این هرم رفته شده و فقط نوک آن باقی مانده است» [۱]. در این تصویر، جهان مُثُل و خدای ادیان، طبقاتی از یک هرم واحدند و بحث بر سر این نیست که کدام یک «واقعی» است، بلکه بر سر این است که فیزیکالیسم با انکار کل این هرم، حتی از توضیح لایهٔ میانیِ قوانین طبیعت نیز عاجز میماند.
با این حال، سخنران بهسرعت مرز باریکی میان این همافزایی هستیشناختی و تبیین کامل ترسیم میکند. او تصریح میکند که «اضافه کردن بیرویهی اُنتولوژی آنچنان قابل پذیرش نیست، اگر یک آتئیست یک اُنتولوژی را گسترش بدهد و ادعا کند که یک چیز غیر فیزیکی در عالمی مانند مُثُل افلاطونی وجود دارد ولی همچنان» (دفاع عقلانی از دین، جلسهٔ ۹ — تبعات عملی التزام به خدای فلسفی (توحید)) [۳]. اینجا افلاطون از یک راهحل به یک مسئله تبدیل میشود. صرفِ پذیرش جهانی از مُثُل، مشکل ارتباط آن مُثُل با جهان مادی را حل نمیکند. مفسر نشان میدهد که خداباوری، برخلاف یک افلاطونگراییِ صرف، دستکم روایتی برای این ارتباط دارد، هرچند آن روایت نیز با پرسشهای بیپاسخِ دیگری روبهروست. این احتیاط، الگویی را آشکار میکند که در سراسر گفتارها تکرار میشود: افلاطون دریچهای میگشاید، اما پاسخ نهایی از آنِ او نیست.
چرخش از این بحث هستیشناختی به تاریخ علم، معنای ارجاع به افلاطون را گسترش میدهد. در گفتارهای مربوط به جدایی علم از دین، افلاطون دیگر یک ساختار منطقی نیست، بلکه نامی است در یک تبارنامهٔ تاریخی. سخنران در توضیح چرخش گالیله به ریاضیات، خاطرنشان میکند که این ایده در سنت ارسطویی غایب بود: «این حکمفرمایی ریاضیات در عالم که خیلی قدیمی در فیثاغورس دیده میشد، یک مقداری در افلاطون و ارشمیدس دیده میشود که در شناخت طبیعت به ریاضیات اهمیت میدانند. بنابراین به گالیله میشود به نوعی بازگشت به افلاطون یا ارشمیدس و دورشدن از ارسطو نگاه کرد» (جدایی علم از دین، جلسهٔ ۳ — فضای قرن هجدهم، توهم لاپلاسی و دانشمند به مثابه روحانی) [۷]. در این روایت، افلاطون نماد یک انتخاب تمدنی است: انتخاب ریاضیات بهعنوان زبان طبیعت. این کاربرد، افلاطون را از یک فیلسوفِ صرفاً نظری به نیرویی تاریخی بدل میکند که قرنها بعد، مسیر علم جدید را هموار ساخت.
اگر در بحث علم، افلاطون نماد یک انتخاب تمدنی است، در نقد سرمایهسالاری به منتقدی تیزبین برای سازوکارهای دموکراسی مدرن بدل میشود. محور این ارجاع، تمایزی است که افلاطون میان رأیگیری صوری و ارزش واقعی آگاهی قائل میشود. او توضیح میدهد که از نگاه افلاطون، شمردن رأی یک فرد ناآگاه بهاندازهٔ رأی یک فرد آگاه، بنیادی معیوب دارد: «اگر دموکراسی به این معنی باشد که رأی و ارزشمند بودن رأی به آگاهی آدمهاست، مثلاً یک آدمی که دیوانه است رأیش هیچ ارزشی ندارد، رأیش صفر است. بنابراین به مردم رأی ندهید. یک آدمی که آگاهی بسیار زیادی دارد، به اندازه یک آدمی که هیچ آگاهی ندارد رأیش را دارید حساب میکنید» (سرمایهسالاری، جلسهٔ ۳ — دموکراسی) [۲۲]. این استدلال، دموکراسی را به «یک سیستم سوری» تبدیل میکند که در آن چیزهای نابرابر بهشکل برابر محاسبه میشوند. سخنران سپس این نقد را به سازوکار مصرف پیوند میزند و تصریح میکند که خواست تودهها، وقتی بدون پشتوانهٔ آگاهی شکل بگیرد، دقیقاً همان چیزی را طلب میکند که نظام سرمایهداری برای گردش کالاهایش نیاز دارد: «آنها همان چیزی که دوست دارند و احوالی میتوانند تحمیل کنند، همان چیزی است که کاپیتالیسم هم میخواهد، برای اینکه اینگونه در واقع کالاهای بیشتری خرید و فروش میشود و مردم نظر آنها هم هست» (سرمایهسالاری، جلسهٔ ۳ — دموکراسی) [۲۱]. در این تصویر، افلاطون نه یک مخالف سادهٔ دموکراسی، بلکه منتقد ساختاری است که در آن فقدان ملاکهای دقیق برای انتخاب، به تولید انبوه خواستهایی میانجامد که مستقیماً به سود گردش سرمایه تمام میشود.
این نقد در لایهای عمیقتر، با مفهوم simulation پیوند میخورد و پژواکی از تمثیل غار افلاطون را در جهان معاصر بازمیتاباند. سخنران با اشاره به منطق تبلیغات، این ایده را چنین شرح میدهد: «تبلیغی را تصور کنید که در آن برای خرید یک شکلات گفته میشود طعم واقعی زندگی را تجربه کنید. در ذات کاپیتالیسم simulation وجود دارد» (مردسالاری، جلسهٔ ۱ — تعریف مردسالاری و نسبت آن با سرمایهسالاری) [۲۴]. وعدهٔ «طعم واقعی زندگی» در یک شکلات، دقیقاً همان منطقی است که واقعیت را با بازنماییِ مصرفپذیر جایگزین میکند. اینجا سایههای غار افلاطون نه بر دیوار، که بر ویترین فروشگاهها و صفحههای نمایشگر نقش میبندند. مدرس با این پیوند، نقد افلاطونیِ شناخت را به نقدی فرهنگی-اقتصادی بدل میکند.
اما این کاربردهای مدرن، در گفتارهای مربوط به فلسفهٔ اسلامی با چالشی جدی روبهرو میشوند. در اینجا افلاطون در قامت نمادی از سنت فلسفی یونان حاضر میشود که فلسفهٔ اسلامی متهم به تکرار آن است. مدرس این اتهام را چنین صورتبندی میکند: «فلسفهٔ سهروردی هم که بعداً مقابل ابنسینا قرار میگیرد به شکلی بازگشت به افلاطون است» (داستان آفرینش در قرآن، جلسهٔ ۴ — تمثیلی بودن داستان آفرینش، شبهههای مردسالارانه، و نسبت زبان با مسئله شر) [۲۷]. اما او بلافاصله این روایت را پیچیده میکند و اذعان میکند که «خود سهروردی ابراز ارادت زیادی به افلاطون میکند» [۲۹]، اما این ارادت را به معنای فقدان نوآوری نمیگیرد. نکتهٔ ظریف در استدلال سخنران آنجاست که او حتی در مقام دفاع از اصالت فلسفهٔ اسلامی، از پذیرش یک روایت خطی از تاریخ فلسفه ابا ندارد و میگوید: «همانطور که ارسطو بعد از افلاطون آمد و یک تحول بزرگ بوجود آورد، ملاصدرا هم در همین سنت فلسفی تحولات خوبی بوجود آورده است» [۲۹]. در این قیاس، افلاطون دیگر نه یک مقصد برای بازگشت، که یک نقطهٔ آغاز در یک زنجیرهٔ تحول است.