ارسطو از ارجاعهای اشخاص و شخصیتها است که در این صفحه از راه ۲۷۴ بخش مرتبط و حدود ۱۵۸۰ دقیقه گفتار پیگیری میشود.
معرفی
ارسطو، فیلسوف و دانشمند یونان باستان، یکی از بنیادیترین چهرهها در تاریخ اندیشهٔ غرب و جهان اسلام به شمار میآید. او در سال ۳۸۴ پیش از میلاد در استاگیرا، شهری در شمال یونان، زاده شد و در هفدهسالگی برای تحصیل به آکادمی افلاطون در آتن پیوست. ارسطو بیست سال در آن مکتب ماند، نخست به عنوان شاگرد و سپس به عنوان آموزگار، تا آنکه پس از مرگ افلاطون، آتن را ترک کرد. او مدتی را در دربار مقدونیه به سر برد و آموزگاری اسکندر، که بعدها به اسکندر کبیر شهرت یافت، را بر عهده گرفت. ارسطو در سال ۳۳۵ پیش از میلاد به آتن بازگشت و مکتب فلسفی خود را با نام «لوکئوم» بنیان نهاد. روش آموزشی او که اغلب با قدم زدن در راهروهای سرپوشیده همراه بود، سبب شد پیروانش به «مشائیان» یا «پیرامونگردان» معروف شوند.
دامنهٔ آثار و اندیشههای ارسطو چنان گسترده است که تقریباً تمامی شاخههای دانش بشری را در بر میگیرد. او در منطق، رسالهای منسجم به نام «ارگانون» را تدوین کرد که برای قرنها به عنوان ابزار اصلی استدلال صحیح در نظر گرفته میشد. در حوزهٔ طبیعت، ارسطو با دقت به مشاهده و ردهبندی جانوران پرداخت و کتابهایی چون «تاریخ جانوران» را نگاشت که او را به عنوان پدر زیستشناسی مطرح میکند. در فلسفهٔ اولی یا مابعدالطبیعه، او مفهوم «جوهر» و نظریهٔ «علل چهارگانه» را پروراند که بر اساس آن، برای تبیین هر پدیدهای باید علتهای مادی، صوری، فاعلی و غایی آن را جستجو کرد. این نگاه غایتنگر، که در آن هر چیزی به سوی کمال طبیعی خود در حرکت است، شالودهٔ جهانبینی او را تشکیل میدهد و تأثیر عمیقی بر الهیات و فلسفهٔ اسلامی گذاشت.
در قلمرو فلسفهٔ اخلاق و سیاست، ارسطو رویکردی عملگرایانه و معطوف به سعادت انسان ارائه داد. او در کتاب «اخلاق نیکوماخوس»، فضیلت را حد وسطی میان دو رذیلت افراط و تفریط تعریف میکند و سعادت را نه در لذت یا ثروت، بلکه در فعالیت عقلانی روح در انطباق با فضیلت میداند. در «سیاست» نیز، انسان را ذاتاً «حیوان سیاسی» میخواند و شهروندی فعال در دولت-شهر را برای شکوفایی اخلاقی ضروری میشمارد. این تأکید بر عقلانیت عملی و زندگی جمعی، چارچوبی برای تحلیل مفاهیمی چون شخصیت و کنش فراهم میآورد که در گفتارهای مربوط به پیرنگ و اجرای نمایشی نیز بازتاب یافته است. فن شعر او، که به تحلیل تراژدی و عناصر آن مانند پیرنگ و شخصیت میپردازد، همچنان یکی از منابع کلیدی در نظریهٔ ادبی و نمایشی است.
میراث ارسطو در جهان اسلام، جایی که با عنوان «معلم اول» شناخته میشود، بسیار پررنگ است. فیلسوفانی چون فارابی، ابن سینا و ابن رشد با شرح و بسط آرای او، شالودهٔ فلسفهٔ اسلامی را پی ریختند. مفاهیم ارسطویی مانند تمایز میان وجود و ماهیت، عقل فعال و نظریهٔ علیت، به بحثهای عمیق در کلام و فلسفهٔ اسلامی دامن زد و در گفتارهایی چون «فلسفهٔ اسلامی» و «دفاع عقلانی از دین» مورد واکاوی قرار میگیرد. با این حال، نظام ارسطویی در دوران مدرن با چالشهای جدی مواجه شد. انقلاب علمی قرن هفدهم، که با چهرههایی چون گالیله و دکارت شناخته میشود، بسیاری از بنیانهای فیزیک و کیهانشناسی او را فرو ریخت. رد نظریهٔ زمینمرکزی و نقد روش قیاسی محض، زمینهساز جدایی تدریجی علم از فلسفهٔ طبیعی ارسطویی شد، فرایندی که در گفتار «ماجرای گالیله» و مباحث مربوط به «جدایی علم از دین» به تفصیل بررسی میشود.
ماجرای گالیله
در درسگفتارها، «ارسطو» در مسیرهای مشخصی دنبال میشود: اصلاح تعریف و نسبد آن با برهان هیوم، قدیمی بودن متون دینی، هفت آسمان و مفهومسازی، واژه و نامگذاری.
در مجموعه «فلسفه متن مقدس»، جلسه «شکل کلاس، پروژه مشترک و تعریف معجزه در نسبت با برهان هیوم»، بخش «اصلاح تعریف و نسبد آن با برهان هیوم»، موضوع «ارسطو» در زمینهٔ اصلاح تعریف و نسبد آن با برهان هیوم، اسلام، ایمان، تاریخ و صالح قرار میگیرد. گفتار ذیل «اصلاح تعریف و نسبد آن با برهان هیوم» بر اصلاح تعریف و نسبد آن با برهان هیوم، معجزه، ایمان، تاریخ متمرکز است. بحث نسبت این مفاهیم را در محدودهٔ همین بخش روشن میکند و نمونههای آن به کانت، نیچه، هیوم، آدم متصل میشود. حرکت درونی بخش از معجزه، یعنی، باشه، حالا و اصلاح تعریف و نسبد آن با برهان هیوم عبور میکند و این نشانهها را به اصلاح تعریف و نسبد آن با برهان هیوم، اسلام، ایمان، تاریخ و صالح پیوند میزند. به این ترتیب، مسیر بحث از عنوان جلسه به مسئلهٔ خاص همین بخش میرسد و جایگاه «ارسطو» را در همان زنجیره روشن میکند. نمونهها و نامهای همراه بحث، نیچه، هیوم، کانت، موسی و هود هستند و نشان میدهند بخش از سطح نامبردن عبور میکند. بنابراین سهم «ارسطو» در این بخش از دل همین استدلال و نمونهها فهمیده میشود، نه از معنایی بیرون از گفتار. [۱]
در مجموعه «دفاع عقلانی از دین»، جلسه «قدیمی بودن متون دینی و تئوری اومریسم»، بخش «قدیمی بودن متون دینی»، موضوع «ارسطو» در زمینهٔ قدیمی بودن متون دینی، تاریخ، دین، طبیعت و علم قرار میگیرد. بخش به «قدیمی بودن متون دینی» میپردازد و زیرموضوعهایی مانند قرآن، طبیعت، علم و دین را صورتبندی میکند. روند بحث، نسبت میان اریک برن، مارکس، آدم، قرآن، طبیعت را در همان بدنهٔ گفتار پی میگیرد و از مثالها و ارجاعات متن برای روشن کردن محور بخش استفاده میکند. حرکت درونی بخش از الان، ممکن، هایی، تاریخ و حق عبور میکند و این نشانهها را به قدیمی بودن متون دینی، تاریخ، دین، طبیعت و علم پیوند میزند. به این ترتیب، مسیر بحث از عنوان جلسه به مسئلهٔ خاص همین بخش میرسد و جایگاه «ارسطو» را در همان زنجیره روشن میکند. نمونهها و نامهای همراه بحث، ارسطو، اریک برن، مارکس، یونان و اخلاق هستند و نشان میدهند بخش از سطح نامبردن عبور میکند. بنابراین سهم «ارسطو» در این بخش از دل همین استدلال و نمونهها فهمیده میشود، نه از معنایی بیرون از گفتار. [۲]
در مجموعه «دفاع عقلانی از دین»، جلسه «هفت آسمان و نظریه هفت لایه جو، نام یحیی و عزیر ابن الله»، بخش «هفت آسمان»، موضوع «ارسطو» در زمینهٔ هفت آسمان، علم، روان، فرهنگ و نور قرار میگیرد. محور بخش «علم» را در پیوند با علم، هفت آسمان، نور صورتبندی میکند. در متن، نسبت فروید، نظریه تکامل، روانکاوی، نوح با مسئله اصلی روشن میشود و مرز بحث از سطح کلی جلسه به سطح یک بخش مستقل محدود میماند. حرکت درونی بخش از نگاه، کنید، چیزهایی، مردم و اثر هنری عبور میکند و این نشانهها را به هفت آسمان، علم، روان، فرهنگ و نور پیوند میزند. به این ترتیب، مسیر بحث از عنوان جلسه به مسئلهٔ خاص همین بخش میرسد و جایگاه «ارسطو» را در همان زنجیره روشن میکند. نمونهها و نامهای همراه بحث، فروید، بنیاسرائیل، نوح، اروپا و اسرائیل هستند و نشان میدهند بخش از سطح نامبردن عبور میکند. بنابراین سهم «ارسطو» در این بخش از دل همین استدلال و نمونهها فهمیده میشود، نه از معنایی بیرون از گفتار. [۳]
در مجموعه «فلسفه متن مقدس»، جلسه «آیه بیّنه، نامگذاری و مفهوم سرساین»، بخش «مفهومسازی، واژه و نامگذاری»، موضوع «ارسطو» در زمینهٔ مفهومسازی، واژه و نامگذاری، مفهوم سازی، واژه و نام گذاری، آیات بیّنات، ایمان و زبان قرار میگیرد. بخش «مفهوم سازی، واژه و نام گذاری» را در پیوند با «زبان، معجزه، ایمان، نور» صورتبندی میکند. نمونههای «هیوم، لاپلاس، ایزوتسو، بدیو» برای بازیابی و تفکیک محتوای بخش حفظ شدهاند. حرکت درونی بخش از جهان، نگاه، بینی، آیات بیّنات و ایمان عبور میکند و این نشانهها را به مفهومسازی، واژه و نامگذاری، مفهوم سازی، واژه و نام گذاری، آیات بیّنات، ایمان و زبان پیوند میزند. به این ترتیب، مسیر بحث از عنوان جلسه به مسئلهٔ خاص همین بخش میرسد و جایگاه «ارسطو» را در همان زنجیره روشن میکند. نمونهها و نامهای همراه بحث، ایزوتسو، بدیو، لاپلاس، هیوم و حوا هستند و نشان میدهند بخش از سطح نامبردن عبور میکند. بنابراین سهم «ارسطو» در این بخش از دل همین استدلال و نمونهها فهمیده میشود، نه از معنایی بیرون از گفتار. [۴]
در مجموعه «روانکاوی و فرهنگ»، جلسه «جلسهٔ نودوچهارم: روانکاوی و فرهنگ»، بخش «جمعبندی مسیر و پیشنهاد ادامه»، موضوع «ارسطو» در زمینهٔ جمعبندی مسیر و پیشنهاد ادامه، جمع بندی مسیر و پیشنهاد ادامه، زبان، فرهنگ و فروید قرار میگیرد. بخش «جمع بندی مسیر و پیشنهاد ادامه» را در پیوند با «زبان، فرهنگ، ناخودآگاه، فروید» صورتبندی میکند. نمونههای «کانت، فروید، یونگ، لکان» برای بازیابی و تفکیک محتوای بخش حفظ شدهاند. حرکت درونی بخش از نیچه، روان، حالا، ازدواج و زبان عبور میکند و این نشانهها را به جمعبندی مسیر و پیشنهاد ادامه، جمع بندی مسیر و پیشنهاد ادامه، زبان، فرهنگ و فروید پیوند میزند. به این ترتیب، مسیر بحث از عنوان جلسه به مسئلهٔ خاص همین بخش میرسد و جایگاه «ارسطو» را در همان زنجیره روشن میکند. نمونهها و نامهای همراه بحث، فروید، لکان، نیچه، کانت و یونگ هستند و نشان میدهند بخش از سطح نامبردن عبور میکند. بنابراین سهم «ارسطو» در این بخش از دل همین استدلال و نمونهها فهمیده میشود، نه از معنایی بیرون از گفتار. [۵]
در مجموعه «دفاع عقلانی از دین»، جلسه «تفاوت نگاه علم و دین به طبیعت»، بخش «نگاه علم و دین به طبیعت»، موضوع «ارسطو» در زمینهٔ نگاه علم و دین به طبیعت، علم، ارض، دین و ذوالقرنین قرار میگیرد. محور بخش «علم» را در قالب علم، دین، زبان، زن صورتبندی میکند. بحث از عنوان «علم و دین» به نسبت مفهومیِ اجزای بخش منتقل میشود و مرز آن در سطح همین گفتار باقی میماند. نمونههای اصلی بحث، لاک، آدم، طور، هند را به این محور پیوند میدهند. حرکت درونی بخش از گزارهٔ، معنی، تعارض، علمی و آیه عبور میکند و این نشانهها را به نگاه علم و دین به طبیعت، علم، ارض، دین و ذوالقرنین پیوند میزند. به این ترتیب، مسیر بحث از عنوان جلسه به مسئلهٔ خاص همین بخش میرسد و جایگاه «ارسطو» را در همان زنجیره روشن میکند. نمونهها و نامهای همراه بحث، لاک، طور، هند، علم و قرآن هستند و نشان میدهند بخش از سطح نامبردن عبور میکند. بنابراین سهم «ارسطو» در این بخش از دل همین استدلال و نمونهها فهمیده میشود، نه از معنایی بیرون از گفتار. [۶]
در جمعبندی، «ارسطو» در امتداد اصلاح تعریف و نسبد آن با برهان هیوم، قدیمی بودن متون دینی، هفت آسمان، مفهومسازی، واژه و نامگذاری و جمعبندی مسیر و پیشنهاد ادامه معنا میگیرد. مسیر شواهد در فلسفه متن مقدس، دفاع عقلانی از دین و روانکاوی و فرهنگ نشان میدهد که بحث از نامبردن ساده فراتر میرود و به شبکهٔ مسئلههایی میرسد که خود درسگفتارها ساختهاند.
گفتارها
| تیتر بخش | سری | جلسه | تیتر جلسه | زمان |
|---|---|---|---|---|
| ماجرای گالیله | جدایی علم از دین | ۱ | جدایی و تعارض ذاتی و جدایی و تعارض عرضی | ~۴۰ دقیقه |
| قدیمی بودن متون دینی | دفاع عقلانی از دین | ۴۱ | دربارۀ طوفان نوح و داستانهای مشابه در قرآن | ~۳۰ دقیقه |
| نگاه علم و دین به طبیعت | دفاع عقلانی از دین | ۲۸ | تفاوت نگاه علم و دین به طبیعت | ~۲۰ دقیقه |
| هفت آسمان | دفاع عقلانی از دین | ۴۲ | هفت آسمان و ادامه بحث خطاهای تاریخی به قرآن | ~۱۸ دقیقه |
| نیاز به آشناییزدایی در نماز گزاشتن | جدایی علم از دین | ۱ | جدایی و تعارض ذاتی و جدایی و تعارض عرضی | ~۱۷ دقیقه |
| تفاوت غیر علمی بودن با ضد علمی | دفاع عقلانی از دین | ۳۹ | ایراد علمی به فرشته و جن | ~۱۶ دقیقه |
| بستر نرمافزاری | جدایی علم از دین | ۱ | جدایی و تعارض ذاتی و جدایی و تعارض عرضی | ~۱۵ دقیقه |
| دیگر تفاوتهای پارادایم اول و دوم | جدایی علم از دین | ۲ | مرور جلسه گذشته و رد فرضیه جدایی در قرون شانزده و هفده | ~۱۵ دقیقه |
| سیطره کمیت | جدایی علم از دین | ۵ | شباهتهای بین علم و دین | ~۱۳ دقیقه |
| فضای قرن هجدهم | جدایی علم از دین | ۳ | فضای قرن هجدهم و ادعا بودن افسانه نیوتن | ~۱۳ دقیقه |
| کلیسا کلی گزارهٔ دینی تولید کرده | تقابل علم و دین | ۰ | — | ~۱۲ دقیقه |
| تاریخچه مفهوم عقل، تعبد | دفاع عقلانی از دین | ۴۸ | احکام بایدها و نبایدها در مقایسه با هستها | ~۱۲ دقیقه |
| شروع قرن نوزدهم | جدایی علم از دین | ۷ | علت شروع جلسات و در آستانۀ قرن نوزدهم | ~۱۱ دقیقه |
| علم عوام گرا و قدرت | جدایی علم از دین | ۱۱ | تبیین عملی و وارونگی داروینی | ~۱۱ دقیقه |
| افسانه پیشرفت | جدایی علم از دین | ۴ | مروری دوباره بر توهم لاپلاسی | ~۱۱ دقیقه |
| بینالاذهانی بودن، ملاک اشتباه برای ارزشگذاری تجربه دینی | دفاع عقلانی از دین | ۴۸ | احکام بایدها و نبایدها در مقایسه با هستها | ~۱۱ دقیقه |
| معجزه (۱۰) | دفاع عقلانی از دین | ۳۸ | چیستی معجزه، ادامه ایرادات علمی به قرآن | ~۱۱ دقیقه |
| تغییر دیدگاه نسبت به برهانها و اثباتها | دفاع عقلانی از دین | ۱ | منظور و هدف از جلسات دفاع عقلانی از دین چیست؟ | ~۱۰ دقیقه |
| مدل مکانیکی دکارت | جدایی علم از دین | ۵ | شباهتهای بین علم و دین | ~۹ دقیقه |
| مسئلهٔ معجزه (۶) | دفاع عقلانی از دین | ۳۷ | نحوه آپلود فایلهای سخنرانی در کانالهای مختلف | ~۹ دقیقه |
| گرایشهای تفسیری و ابزار تفسیر | دفاع عقلانی از دین | ۱۸ | انواع شبهات دینی و نحوه پاسخگویی به آنها | ~۹ دقیقه |
| توجیه پیدایش جهان و شان مرجعیت علمی | دفاع عقلانی از دین | ۴ | اعتقاد به شواهد موجود و رویکرد انسان در مورد اعتقادات | ~۹ دقیقه |
| نسبت قرآن با علم و نظریههای علمی | دفاع عقلانی از دین | ۲۸ | تفاوت نگاه علم و دین به طبیعت | ~۹ دقیقه |
| زبان متفاوت علم و دین | دفاع عقلانی از دین | ۲۷ | تعارض علم و متون دینی در گزارههای ناظر به طبیعت | ~۹ دقیقه |
| انرژی | جدایی علم از دین | ۶ | خلاصهای از آنچه گذشت و اهداف سه گانه | ~۸ دقیقه |
و ۹۸ گفتار دیگر
| تیتر بخش | سری | جلسه | تیتر جلسه | زمان |
|---|---|---|---|---|
| نسبت سرمایهداری با علم و فرهنگ عمومی | تفسیر سوره حج | ۱۷ | مخالفان دین، منطق کتاب و نقد تصویر مدرن از ایمان | ~۷ دقیقه |
| ضرورت بررسی انگیزههای تحریف | دفاع عقلانی از دین | ۵۱ | احکام ارزش شریعت بدعت احکام بدون ادلّه و روایات مشخص در فقه | ~۷ دقیقه |
| نسبت توحید افعالی با عرفان و وحدت وجود | دفاع عقلانی از دین | ۴۳ | تفاوت معجزه یابی و معجزه تراشی در قرآن، معجزه سلبی قرآن | ~۷ دقیقه |
| خرده موضوع دور نمیدانم چطور میشود | دفاع عقلانی از دین | ۳۴ | یادآوری جلسات قبل | ~۷ دقیقه |
| هستی مطلق | دفاع عقلانی از دین | ۵ | یک مدل منطقی برای توجیه وجود جهان | ~۶ دقیقه |
| مثالی از نردبان طبیعت و جایگاه طرح بحث جدایی علم از دین و تعارض ذاتی و عرضی و طرح بحث خداناباوری نو و نسبت علم با خداگراییان | جدایی علم از دین | ۱۰ | مقدمه و مرور جلسات پیشین | ~۶ دقیقه |
| ادامهٔ جعبه سیاه | جدایی علم از دین | ۵ | شباهتهای بین علم و دین | ~۶ دقیقه |
| مثال رویا و مخالفت علوم قرن نوزده با آن | دفاع عقلانی از دین | ۳ | تفاوت دفاع عقلانی در گذشته و حال | ~۶ دقیقه |
| آتوریته وارونگی: طرح بحث جدایی علم از دین و تعارض ذاتی و عرضی و طرح بحث خداناباوری نو و نسبت علم با خداگراییان میمونی بیش نیست | جدایی علم از دین | ۱۱ | تبیین عملی و وارونگی داروینی | ~۶ دقیقه |
| نظریه قبض و بسط تئوریک شریعت از دکتر سروش | دفاع عقلانی از دین | ۳ | تفاوت دفاع عقلانی در گذشته و حال | ~۶ دقیقه |
| معجزات | دفاع عقلانی از دین | ۳۶ | ترور قاسم سلیمانی و زمین شناسی، مسطح بودن زمین | ~۶ دقیقه |
| واجبالوجود و تعریف آن | دفاع عقلانی از دین | ۴ | اعتقاد به شواهد موجود و رویکرد انسان در مورد اعتقادات | ~۶ دقیقه |
| نسبی گرایی یا قهرمان ستایی؟ | جدایی علم از دین | ۹ | اصلاً ساینس یعنی چه؟ و تحولات نظری و سخت افزار معیشت | ~۶ دقیقه |
| تفاوت زبان علم با زبان پدیداری | دفاع عقلانی از دین | ۲۷ | تعارض علم و متون دینی در گزارههای ناظر به طبیعت | ~۶ دقیقه |
| مسئله معجزه | دفاع عقلانی از دین | ۳۷ | نحوه آپلود فایلهای سخنرانی در کانالهای مختلف | ~۶ دقیقه |
| سقوط فرهنگی، جنگیری، رمالی و سیاست روز | تفسیر سوره حج | ۲۱ | قیامت، مسائل روز و نسبت دین با مردم | ~۶ دقیقه |
| نکته در مورد تعارض علم و متن مقدس | دفاع عقلانی از دین | ۲۸ | تفاوت نگاه علم و دین به طبیعت | ~۶ دقیقه |
| معجزه | دفاع عقلانی از دین | ۳۸ | چیستی معجزه، ادامه ایرادات علمی به قرآن | ~۶ دقیقه |
| ادامهٔ قدیمی بودن متون دینی | دفاع عقلانی از دین | ۴۱ | دربارۀ طوفان نوح و داستانهای مشابه در قرآن | ~۶ دقیقه |
| جعبه سیاه | جدایی علم از دین | ۵ | شباهتهای بین علم و دین | ~۶ دقیقه |
| دانشی نمیدانم چنین اسمی میشود گذاشت | دفاع عقلانی از دین | ۳۴ | یادآوری جلسات قبل | ~۶ دقیقه |
| جمعبندی محتوای جلسات و نسبت دین و عقلانیت | دفاع عقلانی از دین | ۱ | منظور و هدف از جلسات دفاع عقلانی از دین چیست؟ | ~۶ دقیقه |
| تئوری اومریسم | دفاع عقلانی از دین | ۴۱ | دربارۀ طوفان نوح و داستانهای مشابه در قرآن | ~۶ دقیقه |
| دین | آینده علم و خداگرایی | ۱ | خداناباوری نو و نسبت علم با خداگرایی | ~۶ دقیقه |
| دانشمند به مثابه روحانی | جدایی علم از دین | ۳ | فضای قرن هجدهم و ادعا بودن افسانه نیوتن | ~۵ دقیقه |
| آیا دین توحیدیِ بیهیچ احتمال جنگ ممکن است؟ | تفسیر سوره حج | ۱۰ | حج، جهاد، سیاست زمین و دفاع از مکان عبادت | ~۵ دقیقه |
| فصلبندی در قرآن (ترتیب و اسم سورهها) | دفاع عقلانی از دین | ۱۳ | انتظار صحیح نسبت به متن مقدس | ~۵ دقیقه |
| مسئله معجزه | دفاع عقلانی از دین | ۳۷ | نحوه آپلود فایلهای سخنرانی در کانالهای مختلف | ~۵ دقیقه |
| فواید علم گرایی – فواید بی معنایی | جدایی علم از دین | ۱۱ | تبیین عملی و وارونگی داروینی | ~۵ دقیقه |
| آیا اعتقاد به جن و فرشته ایراد علمی حساب میشود؟ | دفاع عقلانی از دین | ۳۹ | ایراد علمی به فرشته و جن | ~۵ دقیقه |
| خطاهای تاریخی | دفاع عقلانی از دین | ۳۹ | ایراد علمی به فرشته و جن | ~۵ دقیقه |
| مزیت علم چیست؟ | دفاع عقلانی از دین | ۲۱ | بررسی مسئله تعارض علم و دین | ~۵ دقیقه |
| طرح بحث جدایی علم از دین و تعارض ذاتی و عرضی | دفاع عقلانی از دین | ۱۷ | بررسی پدیده تحریف دین | ~۵ دقیقه |
| ادامه بررسی مصادیق معجزه سلبی و جمعبندی مباحث | دفاع عقلانی از دین | ۴۳ | تفاوت معجزه یابی و معجزه تراشی در قرآن، معجزه سلبی قرآن | ~۵ دقیقه |
| مقصد و مسیر | دفاع عقلانی از دین | ۴۶ | احکام هدف احکام نیاز به بینه برای تغییر در فرم احکام | ~۵ دقیقه |
| علم به محاسبات تمایل دارد و خیلی با معانی کاری ندارد | دفاع عقلانی از دین | ۲۶ | بررسی دو بدفهمی حاصل از سنتز مدرن در تعارض نظریة تکامل و | ~۵ دقیقه |
| نقش نیوتون در شروع مسیر منجرشونده به توهم بزرگ | جدایی علم از دین | ۲ | مرور جلسه گذشته و رد فرضیه جدایی در قرون شانزده و هفده | ~۴ دقیقه |
| ارائه چند مثال برای نشان دادن عدم تعارض بین فهمیدن قوانین طبیعی و معنادار بودن | دفاع عقلانی از دین | ۲۶ | بررسی دو بدفهمی حاصل از سنتز مدرن در تعارض نظریة تکامل و | ~۴ دقیقه |
| تشریح توهم لاپلاسی | جدایی علم از دین | ۲ | مرور جلسه گذشته و رد فرضیه جدایی در قرون شانزده و هفده | ~۴ دقیقه |
| رؤیا و علم | دفاع عقلانی از دین | ۲۸ | تفاوت نگاه علم و دین به طبیعت | ~۴ دقیقه |
| طرح بحث جدایی علم از دین و تعارض ذاتی و عرضی | دفاع عقلانی از دین | ۴۴ | مریم، اخت هارون | ~۴ دقیقه |
| فلسفه و علم در دوران مدرن | جدایی علم از دین | ۱۲ | فلسفه و علم در دوران مدرن | ~۴ دقیقه |
| نظم و مفهوم قوانین طبیعت در مسیحیت قرون میانی | جدایی علم از دین | ۲ | مرور جلسه گذشته و رد فرضیه جدایی در قرون شانزده و هفده | ~۳ دقیقه |
| کیهان در قرآن - برهان صدیقین و تبیین نسبت خدا با جهان | دفاع عقلانی از دین | ۳۰ | شروع بررسی ایرادات علمی به قرآن | ~۳ دقیقه |
| مدل هستیشبررسی مفهوم علم و تمایز آن از شبهعلم و متافیزیکی | دفاع عقلانی از دین | ۱۰ | مراد از عرفان و دین چیست؟ | ~۳ دقیقه |
| نسبت قرآن با علم و نظریههای علمی | دفاع عقلانی از دین | ۲۸ | تفاوت نگاه علم و دین به طبیعت | ~۳ دقیقه |
| جنینشبررسی مفهوم علم و تمایز آن از شبهعلم و متافیزیکی | دفاع عقلانی از دین | ۳۵ | پاسخ ایراد مطرح شده به آیه «يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ» | ~۳ دقیقه |
| ادامهٔ تئوری اومریسم | دفاع عقلانی از دین | ۴۱ | دربارۀ طوفان نوح و داستانهای مشابه در قرآن | ~۳ دقیقه |
| دولت-ملت مدرن و دشواری انتقال احکام قدیم | تفسیر سوره حج | ۱۳ | حکومت دینی، تهجر، سیاست و خطر فروکاستن دین | ~۳ دقیقه |
| شبهه چیست و چطور ایجاد می شود، تفاوت دین با معرفت دینی | دفاع عقلانی از دین | ۳ | تفاوت دفاع عقلانی در گذشته و حال | ~۳ دقیقه |
| مدل واجبالوجود | دفاع عقلانی از دین | ۸ | اظهارات یک اتئیست معروف و ارتباط فیزیکالیسم با ماتریالیسم | ~۳ دقیقه |
| نیاز به آشناییزدایی در نماز گزاشتن | دفاع عقلانی از دین | ۵۱ | احکام ارزش شریعت بدعت احکام بدون ادلّه و روایات مشخص در فقه | ~۳ دقیقه |
| شما دارید شاخهٔ دوم معنایی طبیعیاند | دفاع عقلانی از دین | ۳۴ | یادآوری جلسات قبل | ~۳ دقیقه |
| اشتباهات یک نهاد وقتی در قدرت است | جدایی علم از دین | ۱۲ | فلسفه و علم در دوران مدرن | ~۳ دقیقه |
| جن در قرآن، ابلیس و داستان خلقت آدم | دفاع عقلانی از دین | ۳۳ | ایراد علمی به قرآن (مسئله جن) | ~۳ دقیقه |
| ابزارانگاری | جدایی علم از دین | ۵ | شباهتهای بین علم و دین | ~۳ دقیقه |
| دین | آینده علم و خداگرایی | ۲ | پارادایم سوم و آینده علم پس از طبیعتگرایی | ~۳ دقیقه |
| مرور جلسه قبل و مقدمهای بر شبهه اخت هارون و مرور جلسه قبل: برهان نظم و برهان وجودی | دفاع عقلانی از دین | ۴۳ | تفاوت معجزه یابی و معجزه تراشی در قرآن، معجزه سلبی قرآن | ~۳ دقیقه |
| دین و لزوم وجود عقیده | دفاع عقلانی از دین | ۱ | منظور و هدف از جلسات دفاع عقلانی از دین چیست؟ | ~۳ دقیقه |
| نوع توصیف قرآن از طبیعت | دفاع عقلانی از دین | ۳۱ | شروع بررسی scientific errorهای گرفته شده به قرآن | ~۳ دقیقه |
| معجزه (۳) / معجزه (۴) | دفاع عقلانی از دین | ۳۸ | چیستی معجزه، ادامه ایرادات علمی به قرآن | ~۳ دقیقه |
| بررسی برخی تبیینهای ممکن برای جدایی و دلایل مردود بودن آنها | جدایی علم از دین | ۲ | مرور جلسه گذشته و رد فرضیه جدایی در قرون شانزده و هفده | ~۳ دقیقه |
| برویم سراغ بحثهای بیولوژی مهمترین مسألهای | دفاع عقلانی از دین | ۳۴ | یادآوری جلسات قبل | ~۳ دقیقه |
| نیوتنگرایی | جدایی علم از دین | ۵ | شباهتهای بین علم و دین | ~۳ دقیقه |
| وجود نداشتن نقص در دنیا | دفاع عقلانی از دین | ۳۸ | چیستی معجزه، ادامه ایرادات علمی به قرآن | ~۳ دقیقه |
| ادامهٔ تئوری اومریسم | دفاع عقلانی از دین | ۴۱ | دربارۀ طوفان نوح و داستانهای مشابه در قرآن | ~۳ دقیقه |
| ساختار انقلاب های علمی | جدایی علم از دین | ۹ | اصلاً ساینس یعنی چه؟ و تحولات نظری و سخت افزار معیشت | ~۳ دقیقه |
| ادامهٔ قدیمی بودن متون دینی | دفاع عقلانی از دین | ۴۱ | دربارۀ طوفان نوح و داستانهای مشابه در قرآن | ~۳ دقیقه |
| تبعات عملی خداباوری فلسفی: توحید افعالی و نسبت آن با اختیار انسان | دفاع عقلانی از دین | ۴۳ | تفاوت معجزه یابی و معجزه تراشی در قرآن، معجزه سلبی قرآن | ~۳ دقیقه |
| هنوز مقدمات ناگریز | دفاع عقلانی از دین | ۳ | تفاوت دفاع عقلانی در گذشته و حال | ~۳ دقیقه |
| تبعات عملی خداباوری فلسفی: توحید افعالی و نسبت آن با اختیار انسان | دفاع عقلانی از دین | ۹ | تبعات عملی التزام به خدای فلسفی (توحید) | ~۳ دقیقه |
| انجام بخشی از شریعت بدون درک عقلی آن: مثالی از درخت ممنوعه | دفاع عقلانی از دین | ۴۷ | احکام اجتهاد و جهد، عقل و وحی | ~۳ دقیقه |
| نکتهٔ شما متدلوژی ماتریالیستی قرار میدهید | تقابل علم و دین | ۰ | — | ~۳ دقیقه |
| کندی و دشواری پیشبردن بحث احکام اقتصادی در شریعت | دفاع عقلانی از دین | ۵۶ | احکام اندک بودن ایدههای مربوط به اقتصاد در شریعت | ~۳ دقیقه |
| طرح بحث جدایی علم از دین و تعارض ذاتی و عرضی | جدایی علم از دین | ۱ | جدایی و تعارض ذاتی و جدایی و تعارض عرضی | ~۳ دقیقه |
| ژانر جدید برای نویسندگی و اجتناب از تجدیدنظر در پیشفرضها | جدایی علم از دین | ۱۲ | فلسفه و علم در دوران مدرن | ~۳ دقیقه |
| بیان طرح بحث جدایی علم از دین و تعارض ذاتی و عرضی و طرح بحث خداناباوری نو و نسبت علم با خداگراییجام جلسات برگزار شده تا به الان | دفاع عقلانی از دین | ۶۱ | بیان انسجام جلسات برگزار شده تا به الان احکام ادامه بحث نماز | ~۳ دقیقه |
| تفکیک جهان بینی نیوتن گرا از موفقیت های علمی | جدایی علم از دین | ۶ | خلاصهای از آنچه گذشت و اهداف سه گانه | ~۳ دقیقه |
| شواهد جغرافیایی ارائه شده در مکتب تجدیدنظرطلبی | دفاع عقلانی از دین | ۱۹ | مفهوم تحدی و بررسی کتاب الفرقان الحق | ~۳ دقیقه |
| طرح بحث جدایی علم از دین و تعارض ذاتی و عرضی: مرور جلسات گذشته | دفاع عقلانی از دین | ۵۴ | احکام بررسی ایدههای مطرح شده برای اصلاح فقه (رابطه فقه و علوم | ~۳ دقیقه |
| دموکراسی مستقیم، پوپولیسم و بررسی مفهوم علم و تمایز آن از شبهعلم و متافیزیکیونالیسم مذهبی | تفسیر سوره حج | ۲۱ | قیامت، مسائل روز و نسبت دین با مردم | ~۳ دقیقه |
| دیدگاه ماتریالیستها | دفاع عقلانی از دین | ۸ | اظهارات یک اتئیست معروف و ارتباط فیزیکالیسم با ماتریالیسم | ~۳ دقیقه |
| عنوان نادقیق برای جلسات: «شریعت و عقلانیت» به جای «فقه و عرف» | دفاع عقلانی از دین | ۷۱ | نگاهی به مناظرهی دکتر سروش و آقای علیدوست | ~۳ دقیقه |
| ادعا بودن افسانه نیوتن | جدایی علم از دین | ۳ | فضای قرن هجدهم و ادعا بودن افسانه نیوتن | ~۳ دقیقه |
| تجربه مواجهه با هستی | دفاع عقلانی از دین | ۵ | یک مدل منطقی برای توجیه وجود جهان | ~۳ دقیقه |
| آزمایشگاه لیبگ | جدایی علم از دین | ۹ | اصلاً ساینس یعنی چه؟ و تحولات نظری و سخت افزار معیشت | ~۳ دقیقه |
| هستی مطلق | دفاع عقلانی از دین | ۵ | یک مدل منطقی برای توجیه وجود جهان | ~۳ دقیقه |
| گر صبر کنی ز هیچ طرح بحث جدایی علم از دین و تعارض ذاتی و عرضی و طرح بحث خداناباوری نو و نسبت علم با خداگراییان سازی | جدایی علم از دین | ۱۱ | تبیین عملی و وارونگی داروینی | ~۳ دقیقه |
| فلسفهٔ قدیم و خواندن همدلانهٔ برهان | تفسیر سوره حج | ۲۴ | زبان، اثبات، فرمالیسم و امکان سخن گفتن از دین | ~۳ دقیقه |
| جایگاه قرآن در بحث فعلی و اهمیت داستان آفرینش (بررسی بیان سوره بقره از رابطه احکام شرعی و داستان آفرینش) | دفاع عقلانی از دین | ۵۴ | احکام بررسی ایدههای مطرح شده برای اصلاح فقه (رابطه فقه و علوم | ~۳ دقیقه |
| تحلیل روانکاوانه از انقلاب داروینی! | جدایی علم از دین | ۹ | اصلاً ساینس یعنی چه؟ و تحولات نظری و سخت افزار معیشت | ~۲ دقیقه |
| معجزه (۱۱) / معجزه (۱۲) | دفاع عقلانی از دین | ۳۸ | چیستی معجزه، ادامه ایرادات علمی به قرآن | ~۲ دقیقه |
| تفکیک بخش گالیله ای انقلاب علمی | جدایی علم از دین | ۶ | خلاصهای از آنچه گذشت و اهداف سه گانه | ~۲ دقیقه |
| آغاز بحث - نسبت توحید افعالی با شرور و تبیین فلسفی عدل الهی | دفاع عقلانی از دین | ۱۶ | دین و مؤلفههای محوری آن | ~۲ دقیقه |
| طرح بحث جدایی علم از دین و تعارض ذاتی و عرضی | دفاع عقلانی از دین | ۳۳ | ایراد علمی به قرآن (مسئله جن) | ~۲ دقیقه |
| زمان در شریعت، اوقات نماز | دفاع عقلانی از دین | ۵۸ | احکام نسبت شریعت و مسیر رشد اوقات شرعی | ~۲ دقیقه |
| شبهات درباره شریعت در مقایسه با شبهات درباره حقایق دین، بایدها و نبایدها در برابر هستها | دفاع عقلانی از دین | ۴۸ | احکام بایدها و نبایدها در مقایسه با هستها | ~۲ دقیقه |
| طرح بحث جدایی علم از دین و تعارض ذاتی و عرضی | جدایی علم از دین | ۱۱ | تبیین عملی و وارونگی داروینی | ~۲ دقیقه |
نقد استدلال بر اساس معجزه با روش دکارتی
در گفتارهای مورد بررسی، نام ارسطو نه به عنوان یک مرجع تاریخی برای شرح آراء خود او، بلکه به مثابه نمادی از یک شیوهٔ خاص استدلال به کار میرود. مدرس این شیوه را «روش دکارتی» مینامد، اما ریشهٔ آن را به ارسطو بازمیگرداند و تصریح میکند که «در واقع از ارسطو شروع شد و دکارت به آن رسمیت داد» (مسیحیت، جلسه ۲ — نقد استدلال بر اساس معجزه با روش دکارتی) [۶]. این انتساب تاریخی، نقطهٔ عزیمتی برای نقد یک دستگاه فکری است که به زعم مدرس، عقل مدرن را شکل داده است. بنابراین، ارسطو در این بافتار، نه یک فیلسوف یونانی، بلکه نشانهای از یک تحدید معرفتشناختی است: باور به اینکه میتوان تمام حقیقت را از دل اصولی بدیهی و با ابزار منطق صوری بیرون کشید.
هستهٔ اصلی این روش، که مدرس آن را هدف نقد قرار میدهد، بر پایهٔ یک پیشفرض استوار است: امکان بیان تمام حقایق در قالب زبان، آن هم زبان صوری و محدود منطق. مدرس این پیشفرض را نه بدیهی، بلکه بسیار شکننده میبیند. او با تکیه بر یافتههای علوم شناختی، استدلال میکند که بخش بسیار کوچکی از مغز انسان با «سمبلهای ریاضی و انتزاعی» کار میکند و این پرسش را پیش میکشد که «بقیهی مغز چه میشود؟ بقیهی مغز، بستر امکانات شناختی و بیانی دیگری است که شاید در درک حقیقت مؤثرتر باشند» (مسیحیت، جلسه ۲ — تعریف روش دکارتی) [۵]. این پرسش، اساس اعتراض به روش منسوب به ارسطو را تشکیل میدهد: چرا انسان باید خود را به بخشی کوچک از تواناییهای شناختیاش محدود کند، در حالی که برای درک حقیقت به تمامی امکاناتش نیاز دارد؟
در ادامهٔ همین نقد، سخنران به سراغ یکی از قواعد بنیادین منطق ارسطویی میرود: ممنوعیت استفاده از تمثیل و استعاره در استدلال. او این قاعده را مستقیماً به چالش میکشد و میگوید: «ارسطو میگوید حق استفاده از تمثیل نداری و فقط باید از قیاس استفاده کنی در حالیکه امروزه برخی دانشمندان علوم شناختی معتقدند که استعاره پایهی تمامی ادراکات انسان است» (مسیحیت، جلسه ۲ — تعریف روش دکارتی) [۴]. این تقابل، فقط یک اختلافنظر فنی در باب منطق نیست؛ بلکه نشاندهندهٔ دو نگاه کاملاً متفاوت به ماهیت شناخت انسان است. از یک سو، نگاه ارسطویی-دکارتی قرار دارد که شناخت را در مسیر خطی قیاس و استنتاج صوری جستجو میکند، و از سوی دیگر، نگاهی که استعاره و تمثیل را نه آرایهای ادبی، بلکه شالودهٔ ادراک بشری میداند.
سخنران برای ملموستر کردن این محدودیت خودخواسته، تمثیلی قدرتمند به کار میبرد: «گویی انسان برای بلند کردن وزنهای سنگین خود را مقید کرده که فقط از دو انگشتش استفاده بکند و حال بعد از ۲۰۰۰ سال موفق به انجام این کار نشده! خوب منطقیست که حال که وزنه سنگینتر است از آنچه تصور میکردم، باید از تمام امکانات و توانم استفاده کنم! » (مسیحیت، جلسه ۲ — تعریف روش دکارتی) [۵]. این تصویر، نقد را از سطح یک بحث انتزاعی آکادمیک فراتر میبرد و آن را به یک انتخاب عملی و حیاتی تبدیل میکند. پرسش این است که اگر هدف، کشف حقیقت است، چرا باید خود را از پیش به یک ابزار خاص محدود کرد، بهویژه زمانی که آن ابزار از پسِ سنگینیِ پرسشها برنمیآید؟
این نقد روششناختی، پیامدهای مستقیمی در الهیات و به طور خاص در مسئلهٔ شر پیدا میکند. در گفتارهای مربوط به مسیحیت، مدرس در حال بررسی توجیه وضعیت بشر و منشأ رنج است. در این بافتار، ارجاع به ارسطو ناگهان از دل یک بحث کاملاً الهیاتی سر برمیآورد. سخنران پس از شرح نظریهٔ گناه اولیه و هبوط انسان، وضعیت انسان بر روی زمین را اینگونه توصیف میکند: «این وارد شدن انسان به کره ی زمین، که به قول ارسطو محل کون وفساد است (اصلاً بچه با گریه به دنیا میاید!)، نتیجه ی گناه اولیه است» (مسیحیت، جلسه ۳ — توجیه وضعیت بشر در دیدگاه مسیحی) [۷]. در اینجا، مفهوم ارسطویی «کون و فساد» (جهانِ شدن و تباهی) به عنوان چارچوبی برای فهم ماهیت رنجبارِ جهان مادی پس از هبوط به کار گرفته میشود.
گفتارها
| تیتر بخش | سری | جلسه | تیتر جلسه | زمان |
|---|---|---|---|---|
| نقد استدلال بر اساس معجزه با روش دکارتی | مسیحیت | ۲ | روش دکارتی و نقد استدلال در مسیحیت | ~۱۵ دقیقه |
| یهودیت - جلسه ۲۱پیوند معتبر در منبع یافت نشد؛ این ردیف برای بازبینی پرچم شد. | یهودیت | ۲۱ | — | ~۹ دقیقه |
| نیستپیوند معتبر در منبع یافت نشد؛ این ردیف برای بازبینی پرچم شد. | یهودیت | ۲۱ | — | ~۹ دقیقه |
| توجیه وضعیت بشر در دیدگاه مسیحی | مسیحیت | ۳ | وضعیت بشر و مسئله هویت عیسی مسیح | ~۸ دقیقه |
| سنت دینی، سنت غربی و شیفتگی به مدرنیته | تفسیر سوره حج | ۱۵ | تصویر انسان معاصر، کتاب، سنت و وضعیت جهان جدید | ~۸ دقیقه |
| علم غیب الهی و نشانههای قیامت | تفسیر سوره نمل | ۴ | بخش دوم سوره | ~۷ دقیقه |
| مدارج هرم هستی | تفسیر سوره نور | ۱۱ | پوشش زنان، ازدواج، تمثیل شجره و مفهوم شرقی-غربی | ~۶ دقیقه |
| مقدمه و مرور مباحث جلسات گذشته: تقابلهای دوتایی، زبان و مقاومت ناخودآگاه (۷) | مردسالاری | ۳ | تقابلهای دوتایی، زبان و مقاومت ناخودآگاه | ~۶ دقیقه |
| منظور از دیدگاه معنای اسلام و تسلیم در برابر خدای (۳) / منظور از دیدگاه معنای اسلام و تسلیم در برابر خدای (۴) | معجزه چیست؟ | ۱ | کلمه معجزه و miracle و منظور از دیدگاه اسلامی | ~۶ دقیقه |
| منظور از دیدگاه معنای اسلام و تسلیم در برابر خدای | یس | ۱ | سورهای برای غفلت زدایی | ~۶ دقیقه |
| تمثیل ۳ - بخش ۳ | تفسیر سوره آلعمران - آل عمران | ۳ | شیوه بحث با اهل کتاب | ~۵ دقیقه |
| انحراف در تاریخ مسیحیت | مسیحیت | ۱ | روایت ضد مسیحی و اشکالات عقیدتی مسیحیت | ~۵ دقیقه |
| امر و نهیها، توحید و شرک | تفسیر سوره هود | ۱ | رابطه بین توحید و خودشکوفایی | ~۵ دقیقه |
| شرک، استکبار و عدم شکرگزاری | تفسیر سوره نحل | ۶ | شرک، استکبار و عدم شکرگزاری، انسان خصیم مبین، سایه | ~۵ دقیقه |
| ادامهٔ بازگشت به مسئلهٔ اسطورههای مسیحگون | مسیحیت | ۱۸ | اسطورههای مسیحگون و محدودیت اسناد باستانی | ~۴ دقیقه |
| مقدمه و مرور مباحث جلسات گذشته: تقابلهای دوتایی، زبان و مقاومت ناخودآگاه | مردسالاری | ۴ | نقد فمینیسم تشابه و دفاع از تفاوت زنانه | ~۴ دقیقه |
| نسبت ایمان، کفر و کتاب منیر در جهان امروز | تفسیر سوره حج | ۱۵ | تصویر انسان معاصر، کتاب، سنت و وضعیت جهان جدید | ~۳ دقیقه |
| پیدایش خرد باوری و روحیهی نقادی / افسون زدایی / انسان گرایی یا اومانیسم | سرمایهسالاری (کاپیتالیسم) | ۲ | — | ~۳ دقیقه |
| شرح وضعیت بشر از دیدگاه مسیحیت | مسیحیت | ۳ | وضعیت بشر و مسئله هویت عیسی مسیح | ~۳ دقیقه |
| فهم تمثیل ها | تفسیر سوره یوسف | ۷ | مبانی دوگانیهای مردانه و زنانه، مسیح کلمهی خدا، یوسف و زلیخا | ~۳ دقیقه |
| خبپیوند معتبر در منبع یافت نشد؛ این ردیف برای بازبینی پرچم شد. | نور | ۱۰ | — | ~۳ دقیقه |
| شرک به عنوان تأثیرگذارترین گناه | انعام | ۱ | بیان تم کلی سوره، کفر و شرک | ~۳ دقیقه |
| بازسازی سوره | تفسیر سوره نحل | ۴ | بازسازی سوره، شرک – استکبار – تقوا، اساطیر الاولین | ~۳ دقیقه |
| تاریخ انبیا | فرقان | ۱ | اطلاعاتی راجب سوره فرقان و شروع صحبت دربارهی قطعات سوره | ~۳ دقیقه |
| بیشتر مردم نمیبینند و نمیدانند | تفسیر سوره نحل | ۵ | شباهت و تفاوت سوره نحل و انعام خطاب آیه اول استکبار | ~۳ دقیقه |
و ۹ گفتار دیگر
| تیتر بخش | سری | جلسه | تیتر جلسه | زمان |
|---|---|---|---|---|
| یهودیت - جلسه ۲۵پیوند معتبر در منبع یافت نشد؛ این ردیف برای بازبینی پرچم شد. | یهودیت | ۲۵ | — | ~۳ دقیقه |
| شرک به عنوان تأثیرگذارترین گناه | انعام | ۱ | بیان تم کلی سوره، کفر و شرک | ~۲ دقیقه |
| همۀ جهان ساختاری زبانی دارد | تفسیر سوره نور | ۲۴ | جمعبندی مطالب پراکندۀ جلسههای گذشته | ~۲ دقیقه |
| مفهوم معجزه در قرآن، نقد تعریف هیومی و تمایز آن با کرامت و سحر | معجزه چیست؟ | ۵ | مفهوم قرآنی معجزه و نقد تعریف هیومی | ~۲ دقیقه |
| ادامهٔ روش نقد مکتبها و سنجش ادعاها | مسیحیت | ۸ | روش نقد مسیحیت و بازخوانی حبوط انسان | ~۲ دقیقه |
| نِعَم | تفسیر سوره نحل | ۱ | فضای کلی سوره، دوگانگی خلق و امر – تکوین و تشریع، عذاب | ~۲ دقیقه |
| ملاکهای فهم متن و بحث واژگان | تفسیر سوره نور | ۲۳ | چقدر سورۀ نور را فهمیدهایم؟ | ~۲ دقیقه |
| روش نقد مکتبها و سنجش ادعاها | مسیحیت | ۸ | روش نقد مسیحیت و بازخوانی حبوط انسان | ~۲ دقیقه |
| مبانی روششناختی تفسیر و نسبت آن با عرفان نظری | تفسیر سوره نور | ۷ | بررسی احکام سوره و اثر روابط متعالی زن و مرد در رسیدن | ~۲ دقیقه |
فلسفه معنای اسلام و تسلیم در برابر خدای
در گفتارهای این مجموعه، نام ارسطو نه بهعنوان یک مرجع خنثی در تاریخ فلسفه، بلکه در میانهٔ یک تنش زنده ظاهر میشود: تنش میان میراث یونانی و هویت فلسفهٔ معنای اسلام و تسلیم در برابر خدای. سخنران با صراحت موضع شرقشناسانهای را که فلسفهٔ معنای اسلام و تسلیم در برابر خدای را صرفاً «ادامهٔ همان فلسفهٔ یونان» میخواند، نقل میکند و همزمان از واکنش مدافعان این سنت پرده برمیدارد: «این موضوع کسانی که فلسفهٔ معنای اسلام و تسلیم در برابر خدای را خوب میدانند و به آن افتخار میکنند را عصبانی و ناراحت می کند چون به طور تحقیرآمیزی در مورد فلسفهٔ معنای اسلام و تسلیم در برابر خدای صحبت می شود که این ادامهٔ فلسفهٔ یونان بوده است» (داستان آفرینش در قرآن، جلسهٔ ۴ — تمثیلی بودن داستان آفرینش، شبهههای مردسالارانه، و نسبت زبان با مسئله شر) [۱۳]. ارسطو در این بافت، دیگر فقط یک فیلسوف یونانی نیست؛ او به نمادی از یک روایت تاریخی بدل شده که اصالت و استقلال عقلانیت معنای اسلام و تسلیم در برابر خدای را به چالش میکشد. مدرس این تصویر را نه تأیید مطلق میکند و نه یکسره رد، بلکه آن را روی میز تحلیل میگذارد تا نشان دهد که بحث بر سر ارسطو، در واقع بحث بر سر معنای «معنای اسلام و تسلیم در برابر خدای» بودن یک دستگاه فکری است.
نکتهٔ کلیدی در مواجههٔ مدرس با این مسئله، تمایزی است که او میان تبار تاریخی یک فلسفه و محتوای نوآورانهٔ آن برقرار میکند. او اذعان میکند که «اصولاً به نظر میآید همان فلسفهٔ یونان وارد شده و پیشرفت کرده است» (داستان آفرینش در قرآن، جلسهٔ ۴) [۱۵]، اما این «پیشرفت» را بههیچوجه به معنای فقدان ابتکار نمیگیرد. برعکس، او با مقایسهای تاریخی، جایگاه ملاصدرا را درست به اندازهٔ جایگاه ارسطو در سنت خودش برجسته میکند: «همانطور که ارسطو بعد از افلاطون آمد و یک تحول بزرگ بوجود آورد، ملاصدرا هم در همین سنت فلسفی تحولات خوبی بوجود آورده است» [۱۵]. این قیاس، استدلالی ظریف را پیش میبرد: اگر نوآوری ارسطو نسبت به افلاطون، فلسفهٔ یونان را از اصالت نمیاندازد، نوآوری ملاصدرا نیز نباید بهمعنای عدم استقلال فلسفهٔ اسلامی تفسیر شود. ارسطو در اینجا به یک معیار برای سنجش نسبت سنت و نوآوری تبدیل میشود، معیاری که نشان میدهد تداوم یک سنت، نافی خلاقیت درونی آن نیست.
با این حال، سخنران از یک سوءتفاهم بنیادین نیز پرده برمیدارد که فراتر از بحث تبارشناسی فلسفه است. او اشاره میکند که آنچه برای بسیاری ناخوشایند است، نه صرف نسبت فلسفه با ارسطو، بلکه این ادعاست که «چیزی از این فلسفه از اسلام نشأت نگرفته است» و «این فلسفه بهمعنای فلسفهٔ اسلام و چیزی که از متون دینی اسلامی نشأت گرفته باشد، نیست» [۱۵]. اینجا دیگر مسئله از سطح تاریخ اندیشه فراتر میرود و به هویت دینی گره میخورد. ارسطو در این منازعه، بهانهای برای طرح پرسشی بزرگتر است: آیا «اسلامی» خواندن یک فلسفه، صرفاً به معنای انتساب آن به جغرافیای تمدن اسلامی است، یا باید نشاندهندهٔ زاییده شدن آن از درون متون دینی باشد؟ سخنران با طرح این دوگانگی، بدون آنکه پاسخ قطعی دهد، نشان میدهد که بحث دربارهٔ ارسطو در واقع کاوشی است در باب نسبت عقل و وحی در تمدن اسلامی.
در بستر دیگری از گفتارها، ارسطو نه بهعنوان موضوعی در تاریخ فلسفه، بلکه بهعنوان نماد یک شیوهٔ خاص از دانستن ظاهر میشود که پیامدهای فرهنگی عمیقی داشته است. مدرس در تحلیل ریشههای انحراف فرهنگی، به لحظهای تاریخی در یونان اشاره میکند که در آن تفکر انتزاعی تثبیت شد: «فلسفه یک جوری از زمان سقراط و ارسطو در یونان، کلا تفکر انتزاعی است، یعنی اینکه دنبال این باشیم که با تفکر انتزاعی حقیقت کشف و بیان شود» (مقدمهای بر فهم نقش سوره نور و بحث قذف به عنوان معیار سنجش احکام و روایات، جلسهٔ ۱۵ — فمینیسم، مردسالاری در فرهنگ غرب، و زن در فرهنگ مردسالار) [۲۱]. در این روایت، ارسطو نقشی تعیینکننده در حذف شیوههای دیگر فهم، از جمله تمثیل، از قلمرو معرفت معتبر ایفا کرده است: «ارسطو رسماً تمثیل را از درسهای منطقی که میتواند در فلسفه مطرح باشد خارج کرده است، فقط باید با استدلال و قیاس کار کنیم» [۲۱]. این تصویر از ارسطو، او را نه فقط یک فیلسوف، که معمار یک نظام ارزشگذاری معرفتی معرفی میکند که قرنها بعد، در اوج فرمالشدن فلسفهٔ قرن بیستم، به بنبست رسید.
گفتارها
| تیتر بخش | سری | جلسه | تیتر جلسه | زمان |
|---|---|---|---|---|
| فلسفه اسلامی | داستان آفرینش در قرآن | ۴ | — | ~۱۹ دقیقه |
| مردسالاری و فمینیسم | مقدمهای بر فهم قرآن | ۶ | والد و نقش آن در زندگی مردسالاری و فمینیسم | ~۱۰ دقیقه |
| استقلال در تفکر | مفاهیم و واژگان قرآن | ۱۰ | استقلال در تفکر و واژه صالح | ~۷ دقیقه |
| ورودی از درون به سیستم شناختی | داستان آفرینش در قرآن | ۹ | — | ~۶ دقیقه |
| بردهداری در نقش سوره نور و بحث قذف به عنوان معیار سنجش احکام و روایات چگونه انعکاس پیدا کرده است؟ | تفسیر سوره نور | ۱۹ | مرور جلسۀ قبل و چرا بردهداری در اسلام تحریم نشد؟ | ~۶ دقیقه |
| نفی گذشته | داستان آفرینش در قرآن | ۱۲ | — | ~۶ دقیقه |
| ارائه آقای محسن گودرزی | مقدمهای بر فهم قرآن | ۱۵ | فمنیسم و ایجاد پیشفرضهای ناصواب | ~۶ دقیقه |
| نگاه کلی به مفهوم زبان و واژه - بخش ۱ | مفاهیم و واژگان قرآن | ۱۲ | مفهوم زبان و واژه تعریف مفاهیم | ~۶ دقیقه |
| نگاه کلی به مفهوم زبان و واژه | مفاهیم و واژگان قرآن | ۱۲ | مفهوم زبان و واژه تعریف مفاهیم | ~۶ دقیقه |
| مثالی از نظریه تکامل و نظریه مقابلش | تفسیر سوره یوسف | ۹ | یوسف، گمراهی قرآن، قضاوت بین نظریات | ~۵ دقیقه |
| دوقطبیهای زنانه – مردانه | مقدمهای بر فهم قرآن | ۱۵ | فمنیسم و ایجاد پیشفرضهای ناصواب | ~۵ دقیقه |
| آیا شیطان از ملائكه بود یا از جن؟ | داستان آفرینش در قرآن | ۸ | — | ~۴ دقیقه |
| تمثیل در نقش سوره نور و بحث قذف به عنوان معیار سنجش احکام و روایات و تمثیل زمین و آسمانها | تفسیر سوره نور | ۱۱ | پوشش زنان، ازدواج، تمثیل شجره و مفهوم شرقی-غربی | ~۴ دقیقه |
| مثال هایی از شکستن توصیف واژگان ناآشنای قرآن برای عرب (۶) / مثال هایی از شکستن توصیف واژگان ناآشنای قرآن برای عرب (۷) | قرآن و ادبیات مدرن | ۳ | واژگان و گرامر قرآن | ~۴ دقیقه |
| وجود امیال پیچیده در انسان | داستان آفرینش در قرآن | ۸ | — | ~۴ دقیقه |
| شباهت ادبی و پرسش از داور (۵) / شباهت ادبی و پرسش از داور (۶) | فلسفه متن مقدس | ۱۳ | زبان قرآن، توحید و مسئله تحدی | ~۴ دقیقه |
| مسئله قضاوت و شهادت زنان در دادگاه هم به وجه تکوینی آنان مرتبط است. | تفسیر سوره یوسف | ۹ | یوسف، گمراهی قرآن، قضاوت بین نظریات | ~۳ دقیقه |
| تفاوت عرفان دینی و شرقی در مفهوم توبه | داستان آفرینش در قرآن | ۱۲ | — | ~۳ دقیقه |
| توصیف واژگان ناآشنای قرآن برای عرب | قرآن و ادبیات مدرن | ۳ | واژگان و گرامر قرآن | ~۳ دقیقه |
| فلسفه تحلیلی ابزار خاصی است و هر ابزاری کارکرد خاص خود دارد | قرآن و ادبیات مدرن | ۸ | سبکهای روایی متفاوت قرآن | ~۳ دقیقه |
| استدلال در مورد معنی آیه در نقش سوره نور و بحث قذف به عنوان معیار سنجش احکام و روایات (۲) | معجزه چیست؟ | ۳ | تعریف معجزه هیوم و مفهوم آیه در قرآن | ~۳ دقیقه |
| تجربه اسماء الهی در درون رحم مادر / تجربه اسماء الهی در درون رحم مادر (۲) | داستان آفرینش در قرآن | ۱۴ | — | ~۳ دقیقه |
| شباهت ادبی و پرسش از داور (۷) / شباهت ادبی و پرسش از داور (۸) | فلسفه متن مقدس | ۱۳ | زبان قرآن، توحید و مسئله تحدی | ~۳ دقیقه |
| شروع مقایسه ی دیدگاه نقش سوره نور و بحث قذف به عنوان معیار سنجش احکام و روایات و تورات | یهودیت | ۱۵ | مقایسه قرآن و تورات در بیان یهودیت | ~۳ دقیقه |
| بعد از نزول نقش سوره نور و بحث قذف به عنوان معیار سنجش احکام و روایات وجود انسان به چه درد میخورد؟ | داستان آفرینش در قرآن | ۱۴ | — | ~۳ دقیقه |
و ۷ گفتار دیگر
| تیتر بخش | سری | جلسه | تیتر جلسه | زمان |
|---|---|---|---|---|
| پرسش و پاسخ (۲) / پرسش و پاسخ (۳) | قرآن و ادبیات مدرن | ۳ | واژگان و گرامر قرآن | ~۳ دقیقه |
| منظور از سبع السماوات چیست؟ | مقدمهای بر فهم قرآن | ۱۷ | منظور از سبع السماوات چیست؟ | ~۳ دقیقه |
| تئوری با استفاده از نظریات یونگ | مقدمهای بر فهم قرآن | ۲۲ | مرور و مقدمه و سلسله مراتب نظریات از جنبه فاصله از نظریه | ~۳ دقیقه |
| راه اثبات اعجاز نقش سوره نور و بحث قذف به عنوان معیار سنجش احکام و روایات | مقدمهای بر فهم قرآن | ۲۲ | مرور و مقدمه و سلسله مراتب نظریات از جنبه فاصله از نظریه | ~۳ دقیقه |
| نقش سوره نور و بحث قذف به عنوان معیار سنجش احکام و روایات | تفسیر سوره نور | ۱۵ | فقه، شریعت و ضرورت بازنگری در احکام | ~۳ دقیقه |
| در یک زبان مولد مي توان گزاره هاي نادرست ساخت | داستان آفرینش در قرآن | ۵ | — | ~۲ دقیقه |
| مثال هایی از شکستن توصیف واژگان ناآشنای قرآن برای عرب | قرآن و ادبیات مدرن | ۳ | واژگان و گرامر قرآن | ~۲ دقیقه |
پیرنگ، شخصیت و اجرای نمایشی
در تحلیل ارسطو از تراژدی، مدرس بر یک سلسلهمراتب قاطع میان عناصر سازنده تأکید میکند و پیرنگ را در رأس این ساختار مینشاند. او توضیح میدهد که «اولین عنصر سازنده تراژدی، پیرنگ است، بعد شخصیت، بعد کلام، بعد عنصر اندیشه است، بعد یک چیزی تحت عنوان منظر نمایش و نهایتاً آواز» (روانکاوی و فرهنگ، جلسه ۹۰ — پیرنگ، شخصیت و اجرای نمایشی) [۲۲]. این ترتیب صرفاً یک فهرست توصیفی نیست، بلکه استدلالی در باب اولویت منطقی است: پیرنگ بهعنوان توالی علی حوادث، ستون فقرات تراژدی را میسازد، و بدون آن، سایر عناصر نمیتوانند کلیت منسجمی را شکل دهند. مدرس با تکیه بر فن شعر ارسطو، این نکته را برجسته میکند که حتی عناصری چون آواز یا منظر نمایش، که در اجرای آئینی تراژدی یونانی حضوری پررنگ داشتند، در تحلیل نهایی نسبت به طرح داستانی در جایگاهی فرعی قرار میگیرند.
تأکید بر پیرنگ، همزمان با تعریفی از آن همراه است که بر ضرورت روابط علی میان حوادث پافشاری میکند. او تصریح میکند که پیرنگ باید «یک سلسله از حوادثی که با همدیگر رابطه علی هم داشته باشند» باشد، بهگونهای که بتوان روند داستان را چنین روایت کرد: «اینجوری شد، بعد رفت این کار را کرد، بعد این اتفاق افتاد، بعد این طور شد تا نهایتاً به سرانجام میرسد، یک جور منطقی» (روانکاوی و فرهنگ، جلسه ۹۰ — پیرنگ، شخصیت و اجرای نمایشی) [۲۳]. در این برداشت، تراژدی بدون این زنجیرهٔ علّی اساساً از تعریف خود خارج میشود. آنچه مدرس از ارسطو بیرون میکشد، نه صرفاً روایت یک داستان غمانگیز، بلکه ساختاری است که در آن هر رخداد به ضرورت از رخداد پیشین برمیآید و مخاطب را در مسیری از پیشبینی و حیرت همزمان حرکت میدهد. این منطق درونی، تراژدی را از یک گزارش سادهٔ مصیبتها جدا میکند و به آن انسجامی میبخشد که شرط امکان تأثیرگذاری عاطفی آن است.
با وجود این اولویتبندی، سخنران میان فهم ارسطو از تراژدی و تجربهٔ اجرایی آن در صحنهٔ یونان باستان فاصلهای حس میکند و آن را نه بهعنوان یک نقص، بلکه بهعنوان سرنخی برای درک رویکرد ارسطو مطرح میسازد. او حدس میزند که «ارسطو احتمالاً یک آدمی بوده خیلی وقت نمیکرده برود در آن تئاتر بر گونانی بنشیند تراژدی را نگاه کند، تراژدی میخوانده» (روانکاوی و فرهنگ، جلسه ۹۰ — پیرنگ، شخصیت و اجرای نمایشی) [۲۴]. این گمانهزنی، هرچند با لحنی محتاطانه بیان میشود، برای توضیح این نکته به کار میرود که چرا ارسطو عناصر دیداری و شنیداری اجرا را تا این اندازه در حاشیه قرار میدهد. از این منظر، آنچه برای ارسطو اصالت دارد، متن مکتوب و ساختار روایی آن است، نه شکوه صحنهآرایی یا آواز همسرایان. سخنران با اشاره به اینکه حتی اگر آیسخولوس نیز صحنهآرایی را کنار میگذاشت، باز هم «آن چیزی که به عنوان تراژدی دست ما هست، آن اثر مکتوبی که آن آدم نوشته» [۲۴] باقی میماند، هستهٔ تراژیک را از پوستهٔ نمایشی آن جدا میکند.
این جداسازی، مسیر را برای پرسش از ماهیت تأثیر تراژدی باز میکند؛ پرسشی که مدرس آن را نه فقط در چارچوب ارسطو، بلکه در افق یک تناقض عامتر مقدمه و طرح بحث خداناباوری نو و نسبت علم با خداگراییانی قرار میدهد. او این تناقض را چنین صورتبندی میکند: اگر تراژدی نمایش رنج و شکست قهرمانی دوستداشتنی است، چرا تماشاگران برای دیدن آن گرد میآیند و از آن لذت میبرند؟ «مردم از چه چیزی لذت میبرند؟ منشأ لذت تراژیک چیست؟ » (روانکاوی و فرهنگ، جلسه ۹۰ — اوج و افول تراژدی) [۲۵]. این پرسش، برخلاف لذت ساده و بیواسطهٔ کمدی، به یک پارادوکس اشاره دارد که بهزعم سخنران، ضرورت نظریهپردازی دربارهٔ تراژدی را توجیه میکند. در این بستر، پاسخ ارسطو نه بهعنوان یک نظر تاریخی صرف، بلکه بهعنوان کوششی برای حل این معما مطرح میشود؛ کوششی که لذت تراژیک را نه در خود رنج، بلکه در فرایند روانی پس از آن جستوجو میکند.
گفتارها
| تیتر بخش | سری | جلسه | تیتر جلسه | زمان |
|---|---|---|---|---|
| پیرنگ، شخصیت و اجرای نمایشی | روانکاوی و فرهنگ | ۹۰ | — | ~۳۲ دقیقه |
| اوج و افول تراژدی | روانکاوی و فرهنگ | ۹۰ | — | ~۲۷ دقیقه |
| نمونهٔ اختلاف تفسیری دربارهٔ نیهیلیسم نیچه | روانکاوی و فرهنگ | ۹۶ | — | ~۱۵ دقیقه |
| جمعبندی مسیر و پیشنهاد ادامه | روانکاوی و فرهنگ | ۹۴ | — | ~۱۴ دقیقه |
| جلسهٔ هشتادونهم: روانکاوی و فرهنگ | روانکاوی و فرهنگ | ۸۹ | — | ~۹ دقیقه |
| هنر، نابغه و شناخت ناب | روانکاوی و فرهنگ | ۸۹ | — | ~۹ دقیقه |
| انجمن شاعران مرده و ناکامی پیر خردمند | روانکاوی و فرهنگ | ۵۸ | — | ~۸ دقیقه |
| فن شعر ارسطو و عناصر تراژدی | روانکاوی و فرهنگ | ۹۰ | — | ~۷ دقیقه |
| روش علمی | روانکاوی و فرهنگ | ۲۷ | — | ~۶ دقیقه |
| روانکاوی و فرهنگ - جلسه ۹۷ | روانکاوی و فرهنگ | ۹۷ | — | ~۶ دقیقه |
| روانکاوی و فرهنگ - جلسه ۸۷ | روانکاوی و فرهنگ | ۸۷ | — | ~۶ دقیقه |
| دریدا، باشلار و مرگ مؤلف | روانکاوی و فرهنگ | ۹۷ | — | ~۶ دقیقه |
| دریدا، باشلار و مرگ مؤلف | روانکاوی و فرهنگ | ۹۷ | — | ~۵ دقیقه |
| زن، زنانگی و تناقضهای گفتار نیچه | روانکاوی و فرهنگ | ۹۶ | — | ~۵ دقیقه |
| مرگ روان پیش | روانکاوی و فرهنگ | ۹۹ | — | ~۵ دقیقه |
| رنج جسمانی نیچه و نسبت او با شوپنهاور | روانکاوی و فرهنگ | ۹۰ | — | ~۵ دقیقه |
| تغییر موضوع فلسفه قرن بیستم به مطالعهی زبان | روانکاوی و فرهنگ | ۳۸ | — | ~۴ دقیقه |
| غذا، شریعت، رابطه جنسی و فرهنگ مدرن | تفسیر سوره حج | ۱۵ | تصویر انسان معاصر، کتاب، سنت و وضعیت جهان جدید | ~۴ دقیقه |
| فمینیسم مبتنی بر تشابه | روانکاوی و فرهنگ | ۳۹ | — | ~۳ دقیقه |
| فرافکنی و جهان درونی در نگاه یونگی | روانکاوی و فرهنگ | ۹۰ | — | ~۳ دقیقه |
| بازگشت به نیچه | روانکاوی و فرهنگ | ۹۵ | — | ~۳ دقیقه |
| نقد روانکاوانه سینمای فرهادی و مفهوم آزمایش | روانکاوی و فرهنگ | ۷۷ | — | ~۳ دقیقه |
| محو، جنون و فردانیت | روانکاوی و فرهنگ | ۹۹ | — | ~۳ دقیقه |
| پیشنهاد موضوع برای تحلیل روانکاوانه | روانکاوی و فرهنگ | ۳۳ | — | ~۳ دقیقه |
| جمعبندی مباحث ناخودآگاه و بازگشت به مفاهیم اصلی | روانکاوی و فرهنگ | ۷۷ | — | ~۳ دقیقه |
و ۵ گفتار دیگر
| تیتر بخش | سری | جلسه | تیتر جلسه | زمان |
|---|---|---|---|---|
| مطالعات مردمشبررسی مفهوم علم و تمایز آن از شبهعلم و متافیزیکی به عنوان یک شاهد مهم | روانکاوی و فرهنگ | ۳۸ | — | ~۳ دقیقه |
| موسیقی، اوپرا و فلسفهٔ هنر | روانکاوی و فرهنگ | ۸۹ | — | ~۳ دقیقه |
| کانت، شناخت و جهان پدیدار | روانکاوی و فرهنگ | ۸۹ | — | ~۳ دقیقه |
| معیارهای بحث روشن و همدلانه | روانکاوی و فرهنگ | ۹۵ | — | ~۳ دقیقه |
| مقدمه و طرح بحث خداناباوری نو و نسبت علم با خداگرایی | روانکاوی و فرهنگ | ۹۱ | — | ~۲ دقیقه |
اینده علم و خداگرایی
ارسطو در بحث آینده علم و خداگرایی نماینده پارادایم نخست معرفت است: حرکت از بدیهیات عقلی و منطقی به سوی نتیجهگیری درباره جهان. سخنران تأکید میکند که ارسطو در پی آزمایش تجربی به معنای جدید نبود؛ او میکوشید از اصولی که روشن و یقینی میدانست، تصویری منظم از طبیعت و هستی بسازد.
همین جایگاه ارسطو در ادامه برای بحث خدای فلسفی مهم میشود. خدای ارسطویی و خدای فلسفه، موجودی زائد در کنار طبیعت نیست، بلکه برای توضیح حرکت، وابستگی جهان و خودبسنده نبودن طبیعت ضروری دانسته میشود. بنابراین علمگرایی اگر ادعا کند خدا غیرضروری شده، با سنت فلسفیای درگیر است که از ارسطو تا حکمای اسلامی بر ضرورت مبدأ الهی تأکید کرده است. [۳۰] [۳۳] [۳۳] [۳۳]
گفتارها
| تیتر بخش | سری | جلسه | تیتر جلسه | زمان |
|---|---|---|---|---|
| جمعبندی نهایی: آینده علم و خداگرایی و امکان همزیستی | آینده علم و خداگرایی | ۱ | خداناباوری نو و نسبت علم با خداگرایی | ~۲۶ دقیقه |
| بررسی مفهوم علم و تمایز آن از شبهعلم و متافیزیک | آینده علم و خداگرایی | ۲ | پارادایم سوم و آینده علم پس از طبیعتگرایی | ~۱۶ دقیقه |
| نقد علمگرایی و بررسی نسبت علم و دین - بخش ۶ | فلسفه متن مقدس | ۶ | تعریف سهشرطی و نقد جهان لاپلاسی | ~۱۲ دقیقه |
| مقدمه و طرح بحث خداناباوری نو و نسبت علم با خداگرایی | آینده علم و خداگرایی | ۱ | خداناباوری نو و نسبت علم با خداگرایی | ~۱۲ دقیقه |
| مقدمه و طرح بحث خداناباوری نو و نسبت علم با خداگرایی | آینده علم و خداگرایی | ۱ | خداناباوری نو و نسبت علم با خداگرایی | ~۱۰ دقیقه |
| مقدمه و طرح بحث خداناباوری نو و نسبت علم با خداگرایی | آینده علم و خداگرایی | ۱ | خداناباوری نو و نسبت علم با خداگرایی | ~۱۰ دقیقه |
| مقدمه و طرح بحث خداناباوری نو و نسبت علم با خداگرایی | آینده علم و خداگرایی | ۱ | خداناباوری نو و نسبت علم با خداگرایی | ~۸ دقیقه |
| تفاوت علم جدید و طبیعیات | تفسیر سوره مریم | ۵ | پاکی و نیکوکاری یحیی | ~۸ دقیقه |
| مقدمه و طرح بحث خداناباوری نو و نسبت علم با خداگرایی | آینده علم و خداگرایی | ۱ | خداناباوری نو و نسبت علم با خداگرایی | ~۷ دقیقه |
| سویهی کشف حقیقت در علم | مقدمهای بر فهم قرآن | ۳ | قرآن و دانش (science) | ~۶ دقیقه |
| نقد علمگرایی و بررسی نسبت علم و دین - بخش ۸ | فلسفه متن مقدس | ۶ | تعریف سهشرطی و نقد جهان لاپلاسی | ~۳ دقیقه |
| بررسی مفهوم علم و تمایز آن از شبهعلم و متافیزیک | آینده علم و خداگرایی | ۲ | پارادایم سوم و آینده علم پس از طبیعتگرایی | ~۳ دقیقه |
| جن | آینده علم و خداگرایی | ۲ | پارادایم سوم و آینده علم پس از طبیعتگرایی | ~۳ دقیقه |
| بررسی مفهوم علم و تمایز آن از شبهعلم و متافیزیک | آینده علم و خداگرایی | ۱ | خداناباوری نو و نسبت علم با خداگرایی | ~۳ دقیقه |
| فلسفۀ علم پوپر | تفسیر سوره نور | ۱۸ | غیب و شهود، قدرت و زیبایی، ابتغای رزق و ارتقای شغل | ~۳ دقیقه |
| تفسیر آیات ابتدایی سوره رعد، حقانیت قرآن و نشانههای الهی در خلقت | رعد | ۲ | حق بودن محتوای قرآن، تمثیل، عِلْمُ الْكِتَابِ | ~۳ دقیقه |
| نقش تجربه دینی و شهود در خداباوری | آینده علم و خداگرایی | ۲ | پارادایم سوم و آینده علم پس از طبیعتگرایی | ~۳ دقیقه |
| نقد علمگرایی و بررسی نسبت علم و دین - بخش ۷ | فلسفه متن مقدس | ۶ | تعریف سهشرطی و نقد جهان لاپلاسی | ~۲ دقیقه |
| نشانههای طبیعی، علم و مسئله جنسیت | فلسفه متن مقدس | ۷ | مفهوم جدید معجزه و نسبی بودن نشانه | ~۲ دقیقه |
تحلیل کلان یکپارچه
در روایتهای رایج از نسبت علم و دین، نام ارسطو اغلب همچون نماد دانش کهنهای ظاهر میشود که کلیسا برای محکوم کردن گالیله از آن بهره برد. اما سخنران در این گفتارها، پیش از هر چیز، از مخاطب میخواهد که پیشفرضها را کنار بگذارد و به خود ماجرا بهمثابه یک مسئلهٔ تاریخی نگاه کند. او تأکید میکند که «من موقتاً خواهش میکنم که کلاً مسئلۀ علم و دین را از ذهنتان پاک کنید، ببینید این ماجرای گالیله چه بوده است. یعنی فقط خیلی خونسرد به یک مسئلۀ تاریخی نگاه کنیم» (جدایی علم از دین، جلسه ۱ — جدایی و تعارض ذاتی و جدایی و تعارض عرضی) [۱]. این درخواست، نقطهٔ عزیمت مهمی است: اگر قرار است نسبت ارسطو با ماجرای گالیله فهمیده شود، نخست باید از افتادن در دام روایتهای از پیش ساخته شده پرهیز کرد؛ روایتهایی که به گفتهٔ او، «نود و نه درصد» بازنماییهای فرهنگی این واقعه را شکل میدهند [۱].
همین اصرار بر تماشای خونسردِ تاریخ، مسیر ورود ارسطو به بحث را از یک تقابل سادهٔ «علم جدید در برابر جهل ارسطویی» جدا میکند. سخنران در ادامه، به شکاف میان دانستههای آکادمیک و تصویر عمومی اشاره میکند: «الان آکادمیسینهایی که تاریخ علم کار میکنند، میگویند که در مورد ماجرای گالیله، ما دقیقاً میدانیم چه اتفاقی افتاده ولی هنوز توافق که چرا این اتفاق افتاده وجود ندارد» [۱]. اگر «چه اتفاقی افتاده» روشن باشد اما «چرا» همچنان محل مناقشه باشد، آنگاه نقش ارسطو نیز نمیتواند صرفاً یک علت مکانیکی و بدیهی برای محکومیت گالیله تلقی شود. ارسطو در این تصویر، نه یک دستگاه فکری یکپارچه و شکستخورده، بلکه عنصری درون شبکهای از انگیزهها، تفسیرها و تنشهای تاریخی است که هنوز به طور کامل رمزگشایی نشدهاند.
مفسر سپس ایدهای تازه را پیش میکشد که میتواند پرتوی بر این «چرایی» مبهم بیفکند. او با احتیاط میگوید: «من در واقع کاری که در این جلسه میخواهم بکنم این است که با اجازۀ کسانی که تاریخ علم کار میکنند، میخواهم یک ایدۀ فکر میکنم جدید در مورد ماجرای گالیله بدهم» [۱]. این احتیاط، خود بخشی از منطق تحلیل است: اگر ایدهٔ جدیدی برای توضیح ماجرا لازم است، پس چارچوبهای قدیمیِ توضیح — از جمله انتساب تمام مقاومت در برابر گالیله به فیزیک ارسطویی — ناکافی تشخیص داده شدهاند. ارسطو در این بستر، دیگر متهم ردیف اول نیست، بلکه بخشی از یک پازل پیچیدهتر است که ایدهٔ جدید سخنران سعی در حل آن دارد.
برای درک بهتر این پازل، باید دید که «ارسطو» در این گفتار دقیقاً به چه چیزی اشاره دارد. سخنران در بخش دیگری از بحث، از فرانسیس بیکن نام میبرد که «کتابی تحت عنوان ارغنون نو در مقابل اغنون ارسطو نوشت و همه را دعوت کرد که از علم عقلگرای ارسطو که در آن تجربه و آزمایش نیست و استقرایی» (جدایی علم از دین، جلسه ۱ — ماجرای گالیله) [۲]. اینجا ارسطو به عنوان نمایندهٔ یک روش علمی خاص ظاهر میشود: روشی عقلگرا و غیرتجربی. اما نکتهٔ ظریف اینجاست که این تصویر، تصویر بیکن از ارسطو است، نه لزوماً تمام حقیقت تاریخی. مدرس با اشاره به این نقد بیکن، در واقع یکی از موانع اصلی بر سر راه پذیرش روش گالیله را نشان میدهد، اما همزمان این پرسش را زنده نگه میدارد که آیا آنچه در دادگاه ۱۶۳۳ به نام ارسطو از آن دفاع میشد، دقیقاً همان فلسفهٔ ارسطو بود، یا تفسیری نهادینهشده و شاید حتی منحرفشده از آن.
در همین راستا، سخنران با اشاره به علومی مانند کیمیاگری، مرزهای «علم ارسطویی» را بیش از پیش مخدوش میکند. او خاطرنشان میسازد که «کیمیاگری به اندازۀ کافی جنبۀ عقلگرا داشته است، منتها بیشتر شبیه عرفان است تا فلسفه» (جدایی علم از دین، جلسه ۱ — ماجرای گالیله) [۳]. این جمله نشان میدهد که در جهان فکری پیش از انقلاب علمی، مرزهای روشنی میان فلسفهٔ طبیعی ارسطویی، عرفان، و علوم غریبه وجود نداشت. بنابراین، وقتی از «ارسطو» به عنوان رقیب گالیله سخن میگوییم، باید به این درهمتنیدگی توجه کنیم. مقاومت در برابر گالیله لزوماً مقاومت یک نظام فلسفی منسجم در برابر یک نظریهٔ فیزیکی نبود، بلکه میتوانست واکنش یک جهانبینی ترکیبی باشد که عناصری از عقلگرایی ارسطویی، الهیات مسیحی، و حتی سنتهای باطنی را در خود آمیخته بود.
اما ارسطو در این گفتارها تنها به تاریخ علم تعلق ندارد؛ او در مقام معمار یک شیوهٔ خاص از استدلال نیز ظاهر میشود. مدرس این شیوه را «روش دکارتی» مینامد، اما ریشهٔ آن را به ارسطو بازمیگرداند و تصریح میکند که «در واقع از ارسطو شروع شد و دکارت به آن رسمیت داد» (مسیحیت، جلسه ۲ — تعریف روش دکارتی) [۶]. این انتساب تاریخی، نقطهٔ عزیمتی برای نقد یک دستگاه فکری است که به زعم مدرس، عقل مدرن را شکل داده است. هستهٔ اصلی این روش، بر پایهٔ یک پیشفرض استوار است: امکان بیان تمام حقایق در قالب زبان، آن هم زبان صوری و محدود منطق. مدرس این پیشفرض را نه بدیهی، بلکه بسیار شکننده میبیند. او با تکیه بر یافتههای علوم شناختی، استدلال میکند که بخش بسیار کوچکی از مغز انسان با «سمبلهای ریاضی و انتزاعی» کار میکند و این پرسش را پیش میکشد که «بقیهی مغز چه میشود؟ بقیهی مغز، بستر امکانات شناختی و بیانی دیگری است که شاید در درک حقیقت مؤثرتر باشند» (مسیحیت، جلسه ۲ — تعریف روش دکارتی) [۵]. این پرسش، اساس اعتراض به روش منسوب به ارسطو را تشکیل میدهد: چرا انسان باید خود را به بخشی کوچک از تواناییهای شناختیاش محدود کند، در حالی که برای درک حقیقت به تمامی امکاناتش نیاز دارد؟
در ادامهٔ همین نقد، سخنران به سراغ یکی از قواعد بنیادین منطق ارسطویی میرود: ممنوعیت استفاده از تمثیل و استعاره در استدلال. او این قاعده را مستقیماً به چالش میکشد و میگوید: «ارسطو میگوید حق استفاده از تمثیل نداری و فقط باید از قیاس استفاده کنی در حالیکه امروزه برخی دانشمندان علوم شناختی معتقدند که استعاره پایهی تمامی ادراکات انسان است» (مسیحیت، جلسه ۲ — تعریف روش دکارتی) [۴]. این تقابل، فقط یک اختلافنظر فنی در باب منطق نیست؛ بلکه نشاندهندهٔ دو نگاه کاملاً متفاوت به ماهیت شناخت انسان است. از یک سو، نگاه ارسطویی-دکارتی قرار دارد که شناخت را در مسیر خطی قیاس و استنتاج صوری جستجو میکند، و از سوی دیگر، نگاهی که استعاره و تمثیل را نه آرایهای ادبی، بلکه شالودهٔ ادراک بشری میداند. سخنران برای ملموستر کردن این محدودیت خودخواسته، تمثیلی قدرتمند به کار میبرد: «گویی انسان برای بلند کردن وزنهای سنگین خود را مقید کرده که فقط از دو انگشتش استفاده بکند و حال بعد از ۲۰۰۰ سال موفق به انجام این کار نشده! خوب منطقیست که حال که وزنه سنگینتر است از آنچه تصور میکردم، باید از تمام امکانات و توانم استفاده کنم! » (مسیحیت، جلسه ۲ — تعریف روش دکارتی) [۵]. این تصویر، نقد را از سطح یک بحث انتزاعی آکادمیک فراتر میبرد و آن را به یک انتخاب عملی و حیاتی تبدیل میکند.
این نقد روششناختی، پیامدهای مستقیمی در الهیات و به طور خاص در مسئلهٔ شر پیدا میکند. در گفتارهای مربوط به مسیحیت، مدرس در حال بررسی توجیه وضعیت بشر و منشأ رنج است. در این بافتار، ارجاع به ارسطو ناگهان از دل یک بحث کاملاً الهیاتی سر برمیآورد. سخنران پس از شرح نظریهٔ گناه اولیه و هبوط انسان، وضعیت انسان بر روی زمین را اینگونه توصیف میکند: «این وارد شدن انسان به کره ی زمین، که به قول ارسطو محل کون وفساد است (اصلاً بچه با گریه به دنیا میاید!)، نتیجه ی گناه اولیه است» (مسیحیت، جلسه ۳ — توجیه وضعیت بشر در دیدگاه مسیحی) [۷]. در اینجا، مفهوم ارسطویی «کون و فساد» (جهانِ شدن و تباهی) به عنوان چارچوبی برای فهم ماهیت رنجبارِ جهان مادی پس از هبوط به کار گرفته میشود. این کاربرد نشان میدهد که میراث ارسطو حتی در لایههای عمیق الهیات مسیحی نیز رسوخ کرده است، اما نه به عنوان یک دستگاه فلسفی مستقل، بلکه به مثابه زبانی برای بیان تجربهٔ انسانی از رنج و محدودیت.