برای پخشِ هر جلسه روی آن بزنید؛ پلیر همانجا باز میشود و پخش میشود.
- ۰:۰۰۰:۰۰
- ۰:۰۰۰:۰۰
- ۰:۰۰۰:۰۰
- ۰:۰۰۰:۰۰
- ۰:۰۰۰:۰۰
- ۰:۰۰۰:۰۰
- ۰:۰۰۰:۰۰
- ۰:۰۰۰:۰۰
- ۰:۰۰۰:۰۰
- ۰:۰۰۰:۰۰
- ۰:۰۰۰:۰۰
- ۰:۰۰۰:۰۰
- ۰:۰۰۰:۰۰
- ۰:۰۰۰:۰۰
- ۰:۰۰۰:۰۰
- ۰:۰۰۰:۰۰
- ۰:۰۰۰:۰۰
- ۰:۰۰۰:۰۰
- ۰:۰۰۰:۰۰
- ۰:۰۰۰:۰۰
- ۰:۰۰۰:۰۰
- ۰:۰۰۰:۰۰
- ۰:۰۰۰:۰۰
- ۰:۰۰۰:۰۰
- ۰:۰۰۰:۰۰
- ۰:۰۰۰:۰۰
- ۰:۰۰۰:۰۰
- ۰:۰۰۰:۰۰
- ۰:۰۰۰:۰۰
- ۰:۰۰۰:۰۰
این بخش برگرفته از کتابِ «نظمِ قرآن» اثرِ عبدالعلی بازرگان است؛ کوششی برای نشاندادنِ پیوستگیِ آیات و ساختارِ درونیِ هر سوره، در برابرِ این تصور که چینشِ آیات پراکنده است. متنِ حاضر از بازخوانیِ نسخهٔ چهارجلدیِ کتاب فراهم شده و تنها بخشِ مربوط به همین سوره را در بر دارد.
نظم قرآن (بازرگان) — سوره ۱۹
منبع: OCRِ بازخوانیشدهٔ ۴ جلدی، ۱۴۰۵/۰۴ (mistral-ocr + بازبینیِ Codex).
سوره «مریم» (۱۹)
اگر خواسته باشیم مشخصه ممتازی برای سوره مریم تعیین کنیم بدون شک موضوع ارتباط انسان با خدا (صلوة) که در این سوره در قالب کلماتی مثل: دعاء نداء، مناجات، ذکر، سجده، عبادت، اخلاص، استغفار، تسبیح، تقرب، توبه و ... آمده است از مهم ترین موضوعات مورد توجه میباشد.
این سوره با ذکر حالات عرفانی و مناجاتها و راز و نیازهای عاشقانه برخی انبیاء (علیهم السلام) با پروردگار ذوالجلال والاکرام شروع میشود و بتدريج لذت مناجات و احساس عميق محبت بخالق را در دل خواننده بیدار میکند.
در سوره مریم بجز نام الله و «رب» هيج نام نيكوى ديگرى به غير از «رحمن» نيامده است و با اين كه تعداد «الله» از همه كلمات قرآن بيشتر است، در اينجا نام «رحمن»، گذشته از آن كه دو برابر «الله» مى باشد (١٦ بار در برابر ٨ بار)، از بقيه سوره هاى قرآن نيز بيشتر است، بطورى كه حدود ٣٠٪ از كل مجموع اين نام در اين سوره كوچک (كه حدود ١٪ حجم قرآن را دارد) بكار رفته است. اين مسئله نشان مى دهد كه موضوع «رحمانيت» محور اساسى سوره و از كلمات كليدى و زير بنائى آن مى باشد. نام «رحمن» رحمت عام و جهان گستر پروردگار را كه همچون نور همه انسانها و موجودات را بتساوى فرا گرفته تداعى مى نمايد، در برابر نور رحمت، انسانها دو نوع بازتاب نشان دادهاند؛ انبياء و اولياء و بندگان مومن و صالح خداوند از طريق «صلوة» (در معناى وسيع كلمه) شكر اين نعمت را بجاى آورده مجذوب آن گشته و توانستهاند در تخلق به اخلاق الله، خود مظهر: محبت و مودت و
لطف و رحمت و مردم دوستی گردند ١ اما پیروان آنها و اکثریت مردم، قدر «صلوة» را نشناخته با ضایع کردن این نعمت به «شهوات» روى آوردند. اهل «صلوة» از طریق ارتباط با خدا به «رشد» و هدایت رسیدند و اهل «شهوات» با سرسپردگی به معبودهای خیالی به «غی» و ضلالت درافتادند.
به این ترتیب در این سوره نیز همانند سوره قبل (کهف، که شباهتهای زیادی با این سوره دارد) دو مسیر یا دو جهت حرکت انسانها بنمایش گذاشته شده است. در سوره کهف این دو مسیر در رابطه با توحید و قیامت مطرح گشته و انسانها در دو صف؛ اهل ایمان و عمل صالح واهل دنیا و زینتهای آن معرفی شدهاند. در حالی که در سوره مریم این دو مسیر در رابطه با عشق به خدا و محبت و دوستی او که از طریق «صلوة» متجلی میگردد، نشان داده شده و انسانها در دو صف؛ دوستداران خدا (اهل صلوة و دعا و سجده و...) و دوستداران شهوات (اهل هوی و هوس و آرزوهای دنیائی) توصیف گشتهاند.
بنابراین دل بستن به یکی از دو مطلوب «صلوة» یا «شهوات» (با مفهوم گسترده هر دو واژه) بنظر میرسد موضوعی است که سوره مریم در مقام تبیین و تشریح آن باشد. همان طور که گفته شد، انبیاء و اولیاء و بندگان صالح خداوند با سجده بدرگاه او و اظهار عبودیت و خشوع توأم با تضرع و تقرب دل در گرو محبت خالق سپرده به «رشد» و هدایت رسیدند، اما امتهای آنها سجده بر دنیا و زینتهای آن زدند و طوق بندگی اربابان و جباران روزگار را بگردن نهاده سرسپرده ایشان شدند تا از خوان نعمت و قدرت آنها بهره و عزتی فراگیرند.
شگفت این که در این سوره دقیقاً آن بخش از زندگی انبیاء توصیف گشته است که در رابطه «رحمن» و موضوع ارتباط و اخلاص آنها با معبودشان میباشد. هماهنگی کامل با
١. نه تنها انبیاء بلکه اهل ایمان و عمل صالح نیز آن طور که در اواخر سوره نشان میدهد، خداوند دوستیشان را در دل مردم قرار میدهد (ان الذين آمنوا و عملوا الصالحات سیجعمل لهم الرحمن ودا)
٢. یک ربع آخر سوره که به مجرمین یعنی اهل شهوات تعلق یافته، در سه بخش تکذیب آنها را در مورد قیامت (٧ آیه)، نبوت و آیات قرآن (٨ آیه) و توحید (١٦ آیه) نقل مینماید.
سياق سوره دارد. آيات ذيل اين موضوع را نشان میدهد:
| آیات | توضیح |
|---|---|
| آيه (۳) اذنادی ربه نداء خفيا | زکريا (۴) |
| (۴) قال رب... ولم اکن بدعائک رب شقياً | (۱۱) فخرج علی قومه من المحراب فاوحی اليهم ان سبحوا ... |
| (۵) ...فهب لی من لدنک ولياً | (موهيت الهی) |
| آیات |
|---|
| آيه (۷) يا زكريا انا نبشرك بغلام اسمه يحيى... |
| (۱۳) و حناناً من لدنا و زکوة و کان تقياً |
| (۱۴) و برا بوالديه ولم يكن جبارا عصياً |
در اين سری آيات که ۷ بار نام «رب» تکرار شده، رحمت ويژه پروردگار بر زكريا يادآوری میشود (ذکر رحمت ربک عبده زكريا)، زكريای پيامبر در محراب عبادت غرق دعاء و نداء بود که درخواستش برای فرزندی که تداوم بخش رسالت او و ميراث بر بار سنگين نبوت باشد اجابت گرديد. از آنجايی که زكريا شيفته محبت الهی و عارف عاشق حق تعالی بود، فرزندش نيز چنين ويژگی هايی را به ارث برد و مظهر مهربانی و نيكوكاری گرديد (و حنانا من لدنا... و برا بوالديه ولم يكن جباراً شقياً).
| آیات | توضیح |
|---|---|
| آيه (۱۶) واذکر فی الکتاب مريم اذا نتبذت من اهلها مکاناً شرقياً | (۲۰) قال انی عبدالله اتينى الکتاب و جعلنى نبياً. |
| (۱۷) فاتخذت من دونهم حجاباً ... | (۲۱) وجعلنى مبارکاً اين کنت و اوصانی |
| (مرويم (۴) | بالصلوة والزکوة ما دمت حياً |
از آيات سوره آل عمران (۳۵ تا ۴۵) آشکار میگردد که مريم يکسره در محراب عبادت مشغول قنوت و رکوع و سجود بود وخداوند به اين ترتيب او را صاف و طاهر نمود (ان الله اصطفيک و طهرک)، در اين سوره کناره گيری او را از مردم (اذا نتبذت من اهلها مکاناً شرقياً) برای عبادت و اعتکاف و در حجاب و پنهان شدنش را از غير (فاتخذت من دونهم حجابا) شرح میدهد. اين حالات همان جذبههای نيرومند «رحمن» است که بندگان آشنا و
عارف را بخود میکشد.
نتیجه چنین عبادت و احساسی، دریافت «موهبت» الهی است که در ولادت پر برکت «عیسی (ع)» تحقق مییابد. عیسی نیز همانند یحیی مظهر رحمت الهی (رحمة منا) و لطف و نیکی میگردد (برا بوالدیه ولم یکن جبارا عصیا) و برای جهانیان نشانه و آیه ای میشود. (آیه للناس).
مریم با صلوة و تزکیه به این مقام رسید و عیسی نیز بهمین شیوه توصیه میشود (.. و اوصانی بالصلوة والزکوة مادمت حیا) فرشتگان مبشّر نیز او را به همین صفت ستودهاند (لاهب لک غلاماً زکیا). شگفت اینکه یحیی نیز به همین صفت ستوده شده (و حناناً من لدنا و زکوة و کان نقیاً) و در چند آیه بعد اسمعیل نیز که همانند یحیی (...) اجعله رب رضیاً) مرضی خدا بود (کان عند ربه مرضیاً) همین سفارشات را به اهل بیتش مینماید (و کان یأمر اهله بالصلوة والزکوة...) به این ترتیب «زکوة» که موجب تزکیه و رشد و نمو سالم انسان میباشد زمینه جلب «رضایت» الهی میگردد.
(ع) آیه (۴۱) واذکر فی الکتاب ابراهیم انه کان صدیقاً نبیاً.
(ع) ابراهمیم (ع)
نتیجه دعا
موهبت الهی}
در مورد زندگی حضرت ابراهیم خلیل (ع) آیات زیادی در سورههای مختلف نازل شده است که ابعاد روحی این پیامبر عظیم الشان را نشان میدهد. در سوره مریم بتناسب سبک و سیاق آن که بر محور «رحمن» میگردد و از صلوة و دعا و عبادت یاد میکند، از همین زاویه و هماهنگ با بقیه مطالب سوره گوشههایی از رفتار محبت آمیز ابراهیم را با
پدرش ۱ (مثل رفتار یحیی با زکریا و مادرش و عیسی با مریم) و کناره گیری (عزلت) او را از مردم و فرهنگ حاکم بر جامعه (همانند حضرت مریم) نشان میدهد، آنگاه استغفار او را برای پدر (قال سلام علیک ساستغفرلک ربی) و عبادت مخلصانهاش را برای خدا، به جای بتها (واعتزلگم و ما تعبدون من دون الله و ادعوا ربی) و دعای خاضعانهاش را به درگاه خدا نقل میکند (عسی الاکون بدعاء ربی شقیا) و در این دعا همانند زکریا که فرمود: «ولم اکن بدعائک شقیاً» بر عدم شقاوت خود در جلب رحمت الهی که همان اجابت دعای چنین بندگان مخلصی میباشد تکیه مینماید.
نتیجه عبادت خالصانه و دعای عارفانه ابراهیم همانند انبیاء سابق الذکر جلب «موهبت» الهی میباشد که در تولد «اسحق و یعقوب» تحقق پیدا میکند. عجیب این که ذریه ابراهیم نیز همانند یحیی فرزند زکریا و عیسی فرزند مریم مظهر رحمت الهی (ووهبنا لهم من رحمتنا) و منشاء آن چنان خیر و برکت و لطف و مرحمت بمردم میشوند که یاد و نام آنها تا به ابد در جایگاه بلندی در سینه نسلهای بشری قرار میگیرد (و جعلنا لهم لسان صدق علیاً). همانطور که ابراهیم اهل محبت و صداقت بود (انه کان صدیقا نبیاً – انه کان بی حفیاً) ذریه او نیز مظهر صدق و محبت میگردند.
معنای «حفی» مبالغه در اکرام و انعام و پی گیری مستمر از حال بنده برای لطف و رسیدگی میباشد، وقتی حضرت ابراهیم میگوید خداوند به من مهربان است (ان ربی کان بی حفیاً) اشاره به این حقیقت است که خداوند عطا و کرم بی حساب و مستمری نسبت به او دارد.
موسی (ع) (۵۲) و نادیناه من جانب الطور الایمن و قربناه نجیاً
نتیجه دعا (موهبت الهی) آیه (۵۲) و وهبنا له من رحمتنا اخاه هارون نبیاً
داستان موسی (ع) و بنی اسراییل بیش از هر داستان دیگری در قرآن آمده است. اما در این سوره، در رابطه با محور اصلی آن، تنها به مخلص بودن او و تقرب و نجوايش (انه کان مخلصاً ... و قربناه نجیاً) که نشات گرفته از «رحمن» و نتیجه «صلوّه» میباشد، عنایت شده است. در این مورد نیز نتیجه دعا موهبت همیاری «هارون» میباشد که آن را ناشی از رحمت خدا مینامد (و وهبنا له من رحمتنا).
۱. در این سری آیات ابراهیم ۴ بار پدرش را با کلام یا ابت (ای پدر من، و پدرجان) مخاطب میسازد در حالی که او با تلخی و تندی ابراهیم را بجرم اینکه بسوی خدايش دعوت کرده بود، تهدید کرده و از خود رانده بود (قال اراغب انت عن الهتی یا ابراهیم لتن لم تنته لارجمنک واهجرنی ملیا).
اسمعیل (ع) { و اذکر فی الكتاب اسمعیل انه كان صادق الوعد و كان رسولاً نبیاً و كان یامر اهله بالصلوة والزکوة و كان عند ربه مرضیاً.
در مورد این پیامبر با این که به دو آیه اکتفا شده، اما از همین مختصر هم میتوان نكاتی در رابطه با محور اساسی سوره که همان «رحمن»، و «صلوة» میباشد پیدا کرد. صادق بودن او مانند ابراهیم خلیل است (انه كان صدیقا نبیا) و مرضی بودن او (كان عند ربه مرضیـا) همانند یحیی (واجعله رب رضیـا). و نیز توصیه ای که به اهل و خانواده اش میکند، مشخصاً «صلوة و زکوة» میباشد که عامل اساسی پیوند انسان با خدا و تزکیه و رشد او میباشد. موضوع زکوة در آیات قبل نیز در شان یحیی (ع) و عیسی (ع) آمده است. ادریس (ع) : و اذکر فی الكتاب ادریس انه كان صدیقا نبیا و رفعناه مكاناً علیاً.
در مورد ادریس فقط دو آیه فوق در سوره مریم آمده است که از این اشاره کوتاه نمیتوان به راحتی نکته ای در رابطه با محور سوره تشخیص داد، گرچه جمله «انه كان صدیقا نبیا» عینا در مورد حضرت ابراهیم هم به کار رفته است، ولی این انطباق کافی نیست. در مورد این پیامبر در سوره انبیاء هم اشاره ای شده که ظاهر آن آیه نیز نمیتواند در این مورد کمکی بنماید (و اسمعیل و ادریس و ذا الكفل كل من الصابرین. و ادخلناهم فی رحمتنا انهم من الصالحین). از مجموع دو سوره میتوان دریافت که ادریس صادق و صابر و صالح بوده است و به این دلیل خداوند او را در رحمت خود داخل نموده و به مكان بلندی رفعتش داده است (و رفعناه مكاناً علیاً).
با وجود این که از اشارات فوق نمیتوان نکته ای در رابطه با «صلوة» و دعا و مناجات و ... که سیاق اصلی سوره میباشد، پیدا کرد، اما از دو آیه بعد که جنبه نتیجه گیری و جمع بندی این سری آیات مربوط به انبیاء را دارد میتوان هماهنگی اخلاقي ادریس (ع) را با سایر انبیاء توصیف شده در سوره دریافت نمود. (...اذا تتلی علیهم آیات الرحمن خروا سجدا و بکیاً). در اینجا به زمین سجده افتادن و گریستن پس از تلاوت آیات «رحمن» مشخصه عمومی انبیایی معرفی شده که در این سوره به پیامبر (ص) فرمان داده شده از آنها در کتاب یاد کند (و اذکر فی الكتاب...).
*
اکنون اگر خواسته باشیم در چارچوب مفهوم وسیع «صلوة»، کلماتی را که در مورد انبیاء توصیف شده، به کار رفته است در کنار هم قرار دهیم و نظام و سیستم واحدی را
۱. تعداد این انبیاء بجز حضرت مریم ۱۰ نفر میباشد (زکریا، یحیی، مریم، عیسی، ابراهیم، اسحق، یعقوب، موسی، هارون، اسمعیل، ادریس) علی نبینا و علیهم السلام
تصور نماييم كه ارتباط كلمه مركزى صلوة را با اعمالى كه از آن ناشى مى شود، دريافت نماييم مى توانيم شكل زير را ترسيم نماييم. همه اين اعمال بازتاب رحمت پروردگار "رحمن" در وجود انبياء است، آنها از طريق "صلوة" كه نقطه مركزى اعمال ذكر شده است، حق بندگانى خود را در برابر "رحمن" بجاى آورند و به رشد رسيدند.

کلمات کلیدی
در این سوره مانند سورههای دیگر برخی از کلمات کاربرد بیشتری پیدا کردهاند که توجه به این امر میتواند تمرکز و عنايت سوره را نسبت به موضوعات موردنظر نشان دهد. در این جا به عنوان نمونه چند موضوع مطرح شده است که رابطه موارد مختلف کاربرد یک کلمه را در کل سوره نشان دهد. برای این امر آیات موردنظر را زیرهم مینویسیم و به ارتباط فيما بين دقت مینماييم. اين آيات معمولاً يكديگر را تفسير مى كنند و ابهام و اشكال را رفع مینمايند. اولين كلمه اى كه انتخاب مى كنيم "رحمن" است.
به طور کلی
به طور کلی
اعراب جاهلت «الله» را قبول داشتند و او را خالق خود و همه هستی میشناختند، اما
معتقد بودند «الله» فقط خالق است و رابطه ای با انسانها ندارد. و چون دور از تصور و
دسترس انسانها است، باید متوسل به شفیعانی مثل: بت ها، ملائک، جن ها و افرادی از بشر
شد که خداوند ولايت يا تدبير اموری از جهان را به آنها سپرده است. به اين ترتيب مشركين
بجای اين که با خدای «رحمن» از طريق «صلوة» رابطه برقرار کنند، با انكار رحمن ١ دل به
بت ها يا واسطههایی میبستند و برای آنها نذر و نیاز و قربانی و عبادت میکردند. در اين
سوره نشان میدهد که خداوند «رحمن» است. یعنی پس از خلقت او را رها نکرده دائما سايه
رحمتش را بر او گسترده است. انسان نيز برخلاف تصور مشركين مجبور نیست واسطهها
را عبادت کند، بلکه مستقيما از طريق دعا و عبادت و استغفار و مناجات و توبه و ... میتواند
به خدا نزدیک شود.
(۶) آیه (۲) ذکر رحمت ریک عبده زکریا (زکریا)
(۳۰) قال انی عباد الله اتینی الكتاب ... (عیسی)
(۳۶) وان الله ربی و ربکم فاعبدوه (از زبان حضرت محمد (ص))
۱. برخی از آیات قرآن صریحا نشان میدهد مشركين با اين که به «الله» معتقد بودند، رحمن را انكار میکردند. از
جمله: انبياء ۳۶ (و هم بذ کر الرحمن کافرون)، رعد ۳۰ (و هم یکفرون بالرحمن) فرقان ۶۰ (و اذا قيل لهم
اسجدوا للرحمن قالوا و ما الرحمن)، اسراء ۱۱۰ (قل ادعوا الله او ادعوا الرحمن)، زخرف ۳۳ (لجعلنا لمن يكفر
بالرحمن ...) و ۳۶/۱۵ - ۴۳/۴۵ - ۶۷/۲۹ و ...
نداء
دعا
آیه (۴) ... ولم اکن بدعائک رب شقیا (از زبان زکریا)
(۴۸) ... و ادعوا ربی عسی الا اکون بدعاء ربی شقیا (از زبان زکریا)
مسئله «عبادت» از عمده ترین موضوعات مطرح شده در سوره میباشد که رابطه مستقیم با کلمات «رحمن» و صلوة دارد. معنای لغوی این کلمه، تسلیم شدن و هموار کردن موانع و مقاومتهای نفس است، همانطور که برای عبور اتومبیل جاده تسطیح میشود تا اصطکاک و مقاومت با صاف کردن دست اندازها و پستی و بلندیها بحداقل برسد، و این کار را «عَبْدُ الطَّرِيق» میگویند، عبادت انسان هموار کردن موانع نفسانی و مخالفتهایی است که در برابر فرامین الهی سر میزند. عبادت گرچه در قالب اوراد و حرکاتی مثل نماز، دعا، مناجات، تسبیح و ... انجام میشود، ولی در واقع از احساس و ادراکی ناشی میشود که انسان خود را جزیی از عالم بیکران میبیند و میخواهد با گردن نهادن به فرامین الهی و تسلیم شدن در برابر مشیت و تقدیر پروردگار حکیم، با بقیه مخلوقات هماهنگ شود و همه منیتهای مستکبرانه خود را، که موانع پذیرش فرامین الهی هستند زیر پا نهند.
در ابتدای سوره، زکریا را به عنوان عبد معرفی مینماید (ذکر رحمت ربک عبده زکریا) و اولین کلام عیسی بن مریم را (علیرغم ادعای مسیحیان) عبد خدا بودن نقل میکند (قال انی عبدالله اتینی الکتاب...). وقتی از ابراهیم یاد میکند انتقادهای او را به پدرش به خاطر عبارات بت ها و شیطان و کناره گیری اش را از معبودهای آنها مطرح میسازد و در جابجای سوره عبادت رب العالمین را که پروردگار همه مردم و آسمانها و زمین است، فرمان میدهد. و بالاخره در نشته پس از مرگ، از وعدههایی که خداوند در بهشت برای عباد خود مهیا ساخته و انکار مشرکین را نسبت به معبودهای دوران حیات یاد میکند و سرانجام در اواخر سوره (آیه ۹۳) تاکید مینماید که همه موجودات عالم به عبودیت خداوند روی میآورند (ان کل من فی السموات والارض الا اتی الرحمن عبد).
از جمله موضوعات مهم در این سوره، تقوی میباشد که جمعاً شش بار به آن توجه شده است:
(۹۷) فانما پسرناه بلسانک لتبشر به المتقین و تنذر به قوما لداً
آیه اول در شان حضرت یحیی (ع) است و آیه دوم از زبان حضرت مریم، سه آیه بعد بهشت ابدی، نجات از آتش و به مهمانی خدا در آمدن در روز حشر را اختصاص به متقین میدهد و بالاخره در آخرین آیه آسان کردن قرآن را بزبان پیامبر اکرم (ص) برای بشارت به متقین میشمرد. (دو آیه آخر جمع بندی سوره محسوب میشود).
امر و قضای الهی - در این سوره چهار بار به موضوع «قضای امر» اشاره شده که بسیار قابل توجه و ملاحظه میباشد. آیه ۳۵ (سبحانه اذا قضی امراً فانما يقول له کن فیكون) - آیه ۳۹ (انذرهم یوم الحسرة اذ قضی الامر) - آیه ۲۱ (و کان امراً مقضیاً) - آیه (۷۱) وان منكم الا واردها کان على ربک حتماً مقضیاً.
سال نزول
آیات سوره مریم در سالهای میانی دوران بعثت در مکه نازل شده است. مطابق محاسبات کتاب سیر تحول قرآن، آیات ابتدای سوره تا آیه ۷۵ (به استثنای ۷ آیه ۳۴ تا ۴۰ که مثل جمله معترضه ای آهنگ متفاوتی دارد) مربوط به سال هفتم بعثت است (۳/۴ سوره) و ربع باقیمانده (آیات ۷۶ تا ۹۸) که به موضوع تنذیر آخرت در برابر شرک تعلق دارد مربوط به سال چهارم بعثت میباشد. در مورد این سوره نیز همانند سایر سورهها، ترتیب نزول ملاک تدوین نبوده بلکه آیات موخر مقدم آمده است.
آهنگ آیات
تمامی ۹۸ آیه این سوره به استثنای ۷ آیه آن (۳۴ تا ۴۰) با حرف «الف» تدوین دار ختم میشوند. ۷ آیه استثنا که مانند جمله معترضه ای بین داستان عیسی بن مریم و حضرت ابراهیم (ع) قرار گرفته، دقیقاً نتیجه گیری و مقصود از ولادت حضرت عیسی (ع) را بیان میکند و به نظر میرسد به همین دلیل برای جلب توجه بیشتر آهنگش تغییر یافته است، گرچه مطابق محاسبات جدول کتاب سیر تحول قرآن، این سری آیات یک سال بعد از آنلاین قرار گذاشت.
مقایسه با سوره کهف
دو سوره کهف و مريم که بدنبال هم قرار گرفتهاند، از جهات عدیدهای با یکدیگر مشابهت دارند که ذیل به برخی از این موارد اشاره میکنیم:
۱- عبادت - در هر دو سوره موضوع عبادت از محورهای اساسی میباشد، اما هر کدام از زاویه بخصوصی به این مسئله پرداختهاند. مشتقات این کلمه در سوره کهف ۶ بار و در سوره مريم ۱۲ بار بکار رفته است که بخصوص در دومی رقم بسیار بالایی است. آغاز هر دو سوره اشارهای به عبد دارد، در سوره کهف محمد (ص) را به صفت عبد خدا یاد میکند (الحمدلله الذی انزل علی عبده الکتاب) و در سوره مريم زکريا (ع) را (ذکر رحمت ربک عبده زکريا) - در هر دو سوره عبودیت غیر خدا مذمت شده است.
۲- رب - در هر دو سوره «ربویت» خداوند بیش از «الوهیت» او مورد توجه قرار گرفته است. به طوری که تعداد نام رب (به صورت مضاف) در سوره کهف و مريم ۳۷ و ۲۳ میباشد. در حالی که تعداد نام «الله» ۲۰ و ۸ است که در مجموع کمتر از نصف میباشد، همان طور که گفته شد، مشرکین به الله اعتقاد داشتند، اما ربویت او را که به تدبير دائمی حيات انسان و جهان ارتباط پیدا میکند قبول نداشتند. از آنجایی که مسئله توحید و قیامت (که در سوره کهف مورد بحث قرار گرفته) و رحمانیت و صلوة (که در سوره مريم موضوع اساسی را تشکیل میدهد) در چارچوب ربویت خداوند قرار دارد به این دلیل این سوره روی کلمه رب تاکید بیشتری نموده است.
۳- رحمت مخصوص - در هر دو سوره به رحمت ویژهای که از جانب خداوند به بعضی بندگان برگزیدهاش تعلق گرفته اشاره کرده است که ذیل عبارتند از:
کهف
مريم
در ضمن کلمات «لدن» و «عند» در هر دو سوره آمده است:
کهف: ربنا اتنا من لدنک رحمه - علمناه من لدنا علما - بأسأ شديدا من لدنه،
والباقيات الصالحات عند ربك
مریم: وهب لی من لدنک رحمه - حنانا من لدنه - کان عند ربه مرضيا - ام اتخذ
عند الرحمن عهدا - عند ربك
۴- ذکر - مشتقات ذکر در سوره کهف ۶ بار (آیات ۲ - ۵ - ۱۶ - ۴۱ - ۵۱ - ۵۴)
و در سوره مریم ۷ بار (آیات ۲۴ - ۲۸ - ۵۷ - ۶۳ - ۷۰ - ۸۳ - ۱۰۱) آمده است که
در هر دو مورد قابل توجه میباشد.
۵- جعل - این کلمه در سوره کهف ۱۵ بار و در سوره مریم ۸ بار تکرار شده است
که قابل ملاحظه و بررسی میباشد. جعل الهی معنای خاصی دارد که باید توجه
داشت.
۶- با قیات الصالحات
نیمه دوم آیات ۴۶ سوره کهف و ۷۶ سوره مریم به ترتیب ذیل مشابه هستند:
بخش دوم هر دو آیه تقریبا با هم انطباق دارند. اما بخش اول آنها به تناسب سوره
تغییر کرده است، در سوره کهف به دلیل آنکه دلبستگی به زینت دنیا مذمت شده
صحبت از مال و بنون رفته ولی در سوره مریم که بحث از رحمن و صلوة است، هدایت
پذیری (اهتداء) موردنظر قرار گرفته است. درضمن جمله باقيات الصالحات منحصراً
در این دو سوره به کار رفته است.
۷- اعتزال - کنار گیری از معتقدات و فرهنگ منحط وجاهلی، قدم نخست برای
حرکت بسوی خدا محسوب میشود. در سوره کهف از کنار گیری جوانان آگاه و
مومن یاد میکند (واذاعت زلتموهم و ما يعبدون من دون الله فاووا الى الكهف) و در
سوره مریم از کنار گیری حضرت مریم (ع) (اذ انتبذت من اهلها مكانا شرقيا) و
کنار گیری حضرت ابراهیم (ع) (واعتزلكم و ما تدعون من دون الله وادعوا ربی ... فلما
اعتزلهم و ما يعبدون من دون الله ...)
ارتباط سورههای مريم و طه (۲۰ و ۱۹)
۱- آيه ماقبل آخر سوره مريم آسان کردن قرآن را بزبان پيامبر اکرم، برای بشارت متفقین و انذار مردم معاند و لجباز میشمارد و اولین آيه سوره طه نیز نازل کردن قرآن را بر آن حضرت، نه برای به رنج افتادن، که برای بیدار کردن مردم خدا ترس بیان میکند. بنابراین موضوع نقش قرآن برای بشارت و انذار و یادآوری، محور متصل کننده مباحث دو سوره میتواند محسوب گردد، وقتی رسالت پيامبر بشارت و انذار و تذکر باشد، دیگر تکلف و برنج افتادن برای هدایت آنها ضرورتی ندارد.
مريم (۹۷) فانمايسرناه بلسانک لتبشر به المتفقین و تنذر به قوماً لداً. طه (۲) ما انزلنا عليك القرآن لتشتق - الا تذكرة لمن يخشی.
۲- آخرین آيه سوره مريم هشداری است به منکرین رسالت پيامبر با یادآوری اقوام گمراهی که بهلاکت رسيده و کوچکترین اثر و صدائی از آنان دیده و شنیده نمیشود. این اشارو اجمالی و سربسته را در سوره طه با شرح مفصل داستان حضرت موسی و رسالتش برای رفتن نزد فرعون و نجات بنی اسراييل تعقیب مینماييم و مهم ترین مورد و مصداق هلاکت اقوام منحرف را در قوم فرعون میياييم، به این ترتیب بطور کاملاً طبیعی و قابل انتظار، داستان موسی و فرعون بدنبال سوره مريم آمده است.
۳- نام «رحمن» مشخصه اصلی سوره مريم است که ۱۶ بار در آن تکرار گردیده است (نزدیک به یک سوم کاربرد این نام در کل قرآن) به طوریکه در ۱۴ آيه انتهایی این سوره ۷ بار بطور کاملا چشمگیری رحمانیت عام خداوند را مطرح کرده است، در سوره طه نیز، در همان ابتدا، تنزیل قرآن را از جانب آفريننده زمین و آسمانهای بلند، بدلیل رحمن بودن خالق که اداره جهان هستی به يد قدرت او است توجیه مینماید:
نام رحمن در سوره طه نیز ۴ بار تکرار شده است که پس از سورههای مريم (۱۶ بار) و زخرف (۷ بار) بیش از بقیه سورهها میباشد (البته مساوی سورههای ۲۰ - ۲۱ - ۳۶ - ۶۷)، به این ترتیب میتوان گفت موضوع رحمانیت عام خداوند از وجوه مشترک و متصل کننده دو سوره میباشد که در سوره مريم تجلی این رحمانیت را در عنايتي که به انبياء سلف شده (حضرت عيسى، زكريا، يحيى، مريم و ...) مشاهده
۱. در کل قرآن نام رحمن ۵۷ بار تکرار شده است و تنها در سوره مريم است که مرتباً آثار پر برکت این نام جلوه میکند و بر آن بطور متمرکزی تاکید میشود.
مینماییم و در سوره طه در پیامبر اسلام و حضرت موسی.
۴- در اواخر سوره مریم از عبودیت و فرمانبری مطلق تمامی موجودات آسمانها و زمین از خداوند «رحمن» یاد میکند (آیه ۹۳) و در سوره طه (آیات ۴ و ۶) از آفرینش زمین و آسمانهای بلند برافراشته و تعلق کامل آنها و آنچه بین آنها و زیر زمین است به خداوند رحمن. بنابراین موضوع «سموات والارض» نیز از مسائل ربط دهنده میان دو سوره میباشد.
- ۰:۰۰۰:۰۰
مهمترین بخشهای این جلسه: چرایی انتخاب سورهٔ مریم · فصوصالحکم و مناجات زکریا · تولد، جانشینی و قیامت.
انتخاب مریم و مناجات زکریا
این جلسه با توضیح علتِ انتخابِ سورهٔ مریم آغاز میشود: سورهای فاقدِ احکام و خطوطِ قرمز، با فضایی عرفانی که در آن مسئلهٔ تولدِ کودک موضوعِ اصلی است و چنانکه در این خوانش تأکید میشود، سورهٔ نور و مریم مکملِ یکدیگرند. این خوانش معرفیِ فصوص الحکمِ ابنعربی را با تزِ مرکزیِ خود گره میزند و مناجاتِ زکریا را نمونهٔ رابطهٔ صمیمانه و عاشقانه با خدا میداند، نه رابطهای صرفاً عبودی؛ مناجاتی که با نِداءً خَفِیّاً و شرمِ زکریا از خواستن برای خود همراه است.
بیتتزِ کانونیِ این جلسه آن است که تمِ کلیِ سوره از «تولد» به «جانشینی» بسط مییابد و قیامت چیزی جز ادامهٔ طبیعیِ همان جریانِ ظهور نیست؛ بر پایهٔ نظریهٔ دعای استعدادیِ ابنعربی که «خداوند چیزی را جز به دعای مخلوق نمیدهد» و با شاهدِ بیتِ مولانا «ما نبودیم و تقاضامان نبود».
نقشهٔ سوره از تولد تا جانشینی
سپس نقشهٔ ساختاریِ سوره از دور ترسیم میشود: دو داستانِ تولد (زکریا/یحیی و مریم/عیسی) بهمثابه دو حالتِ اکستریمِ نقشِ پدر و مادر، قطعهٔ میانیِ شکستِ سجع (آیات ۳۴ تا ۴۰)، و سپس داستانِ ابراهیم و موسی. تزِ کانونیِ این جلسه آن است که تمِ کلیِ سوره از «تولد» به «جانشینی» بسط مییابد و قیامت چیزی جز ادامهٔ طبیعیِ همان جریانِ ظهور نیست؛ بر پایهٔ نظریهٔ دعای استعدادیِ ابنعربی که «خداوند چیزی را جز به دعای مخلوق نمیدهد» و با شاهدِ بیتِ مولانا «ما نبودیم و تقاضامان نبود».
- ۰:۰۰۰:۰۰
مهمترین بخشهای این جلسه: نگاه کلی به متن · درونمایه تاریخی و فترت · اسماعیل، اعتزال و ختم نبوت.
نگاه کلی و تکنیک نامبردن
این جلسه ابتدا روشِ «نگاهِ کلی به متن» را با مثالهای سینمایی مانندِ فیلمِ گاوِ مهرجویی بسط میدهد و فهمِ متن را به ساختنِ تئوریای تشبیه میکند که آیات همچون فکتها در آن توجیه میشوند؛ هرچند هشدار میدهد که این «از دور ایستادن» احساسِ واقعیِ متن را منتقل نمیکند. آنگاه از نگاهِ کلی به تمِ تاریخیِ سوره نزدیک میشود و با ابزارِ تکنیکِ نامبردن در قرآن نشان میدهد که تأکیدِ سوره بر اسامی معنادار است.
فترتاستدلالِ محوری آن است که نگرانیِ زکریا شخصی نیست، بلکه نگرانیِ قطعِ سلسلهٔ نبوتِ آلِ یعقوب و آغازِ ختمِ نبوت و دورهٔ فترت است، در فاصلهٔ میانِ دو اوجِ تاریخ: اوجِ تکوین (مسیح) و اوجِ تشریع (قرآن).
فترت، ختم نبوت و نیروی ذخیره
استدلالِ محوری آن است که نگرانیِ زکریا شخصی نیست، بلکه نگرانیِ قطعِ سلسلهٔ نبوتِ آلِ یعقوب و آغازِ ختمِ نبوت و دورهٔ فترت است، در فاصلهٔ میانِ دو اوجِ تاریخ: اوجِ تکوین (مسیح) و اوجِ تشریع (قرآن). این خوانش داستانِ ابراهیم را فلاشبک به آغازِ شجره و اسماعیل را نیروی ذخیره با اعتزالِ جبری میخواند، و با تکیه بر بلاغتِ قرآن، یکیگرفتنِ اسماعیل و موسای این سوره با دیگران را رد میکند و فترتِ ششصدساله را به دورانِ مسیحیان پیوند میزند.
- ۰:۰۰۰:۰۰
مهمترین بخشهای این جلسه: زمان حالِ وحی · ذکر و جاودانهسازی تاریخ · معمای اُخت هارون.
زمان حال و آینهٔ وحی
این جلسه پس از مرورِ دو تمِ پیشین، تمِ سومِ سوره را معرفی میکند: تأکید بر زمانِ حال که نشانهٔ متنیِ آن تکرارِ وَاذْکُرْ فِی الْکِتَابِ است. با استعارهٔ آینه و تکنیکِ فاصلهگذاریِ تئاتری، استدلال میشود که سوره میکوشد توجه را به خودِ وحی و ابزارِ نزولِ آن جلب کند؛ اوجِ این تأکید، صدای ناگهانیِ جبرئیل با وَمَا نَتَنَزَّلُ إِلَّا بِأَمْرِ رَبِّکَ است که پایانِ فترت را اعلام میکند. قرآن نیز با لقبِ ذِکر جاودانهسازیِ گزینشیِ پارههایی از تاریخ معرفی میشود؛ انسانها مثلِ شهاب میآیند و میروند.
فترتبا استعارهٔ آینه و تکنیکِ فاصلهگذاریِ تئاتری، استدلال میشود که سوره میکوشد توجه را به خودِ وحی و ابزارِ نزولِ آن جلب کند؛ اوجِ این تأکید، صدای ناگهانیِ جبرئیل با وَمَا نَتَنَزَّلُ إِلَّا بِأَمْرِ رَبِّکَ است که پایانِ فترت را اعلام میکند.
اُخت هارون و فرضیهٔ ظهور دوباره
بخشِ مهمِ این جلسه طرحِ معمای اُخت هارون است؛ این خوانش پاسخهای رقیب را نقد میکند و فرضیهٔ جسورانهٔ خود را که مریم واقعاً دخترِ عمرانِ پدرِ موسی و نمونهای از ظهورِ دوبارهٔ انسان است، صرفاً بهعنوان تبیینی با قدرتِ تبیینیِ بالاتر (به قیاسِ فیزیک) پیش مینهد، نه استخراجی الزامآور از متن. در کنارِ آن، شروعِ سلسلهٔ نبوت از ابراهیم با مفهومِ اعتزال و قیاسِ تجدیدِ خلقت در مسیح و آدم بررسی میشود.
- ۰:۰۰۰:۰۰
مهمترین بخشهای این جلسه: علم و دین · نقد جهان لاپلاسی · فیزیک مدرن و امکان تولد معجزهآسا.
علم و دین در برابر روانشناسی حجرهای
این جلسه موقتاً از سوره خارج میشود و کل آن به نسبتِ علم و دین اختصاص دارد، با این هدفِ صریح که ذهن برای پذیرشِ تولدهای معجزهآسا و معاد آماده شود. موضعِ این خوانش نسبت به علم تهاجمی است اما نه به خودِ علم، بلکه به «حاشیهٔ علم»؛ و با اصطلاحِ روانشناسیِ حُجرهایِ یونگ، تفکیکِ ذهن میانِ دین و علم نقد میشود. تقابلِ بنیادین چنین صورتبندی میشود: هستیشناسیِ سلسلهمراتبیِ عرفان (از بالا به پایین: احدیت، اسماء، عقول، مثال، اجسام) در برابرِ تصویرِ علمیِ از پایین به بالا.
بیتسپس سه ضربهٔ فیزیکِ مدرن به این جهان روایت میشود: معادلاتِ ماکسول و تولدِ میدان، نسبیتِ انیشتن، و انقلابِ کوانتومی که قوانینِ پایه را احتمالی میکند.
جهان لاپلاسی و ضربههای فیزیک جدید
محورِ استدلال، نقدِ جهانِ لاپلاسیِ جبری است: از دیالوگِ لاپلاس و ناپلئون تا تیغِ اوکام و کشفِ نپتون. سپس سه ضربهٔ فیزیکِ مدرن به این جهان روایت میشود: معادلاتِ ماکسول و تولدِ میدان، نسبیتِ انیشتن، و انقلابِ کوانتومی که قوانینِ پایه را احتمالی میکند. این خوانش با انتنگلمنت و قیاسِ فوتون با عالمِ مُثُلِ افلاطون، از «هویتِ سوم» و سهجهانیِ فیزیک سخن میگوید و با احیای طبیعیاتِ قدیم در ژنتیک، ایمونولوژی و معناداریِ تولد، مستقیماً به معادِ جسمانی و تولدهای سوره پل میزند.
- ۰:۰۰۰:۰۰
مهمترین بخشهای این جلسه: آنتولوژی قانون · سه عالم و چرخش زبانی · تأویل و رؤیای مرتبهٔ دوم.
قانون علمی و آنتولوژی فراموششده
این جلسه ادامه و تکمیلِ پلِ علم و دینِ جلسهٔ پیشین است، با تزِ مرکزیِ آنکه علمِ قرنِ بیستمی نهتنها با جهانبینیِ عرفانی تعارض ندارد، بلکه ذهن را به آن نزدیکتر میکند تا به فیزیکالیسمِ قرنِ هجده و نوزده. محورِ استدلال، نقدِ مفهومِ بیپرسشِ قانونِ علمی و فراموشیِ آنتولوژیِ آن است؛ با اصطلاحاتی چون فراروایت، ماشینیسم و راززداییِ ماکس وبر نشان داده میشود که آموزشِ علم دلالتهای فلسفیِ پنهانی را تحمیل میکند، و این تعارض به «دو سوپرایگوی» معلم و پدر تشبیه میشود.
علم و دیناین جلسه ادامه و تکمیلِ پلِ علم و دینِ جلسهٔ پیشین است، با تزِ مرکزیِ آنکه علمِ قرنِ بیستمی نهتنها با جهانبینیِ عرفانی تعارض ندارد، بلکه ذهن را به آن نزدیکتر میکند تا به فیزیکالیسمِ قرنِ هجده و نوزده.
سه عالم، زبان و تأویل
این خوانش با تکیه بر ماکسول، انتنگلمنت و افلاطونگراییِ ریاضی، از پذیرشِ جوهرِ سوم و انطباقِ سهعالَمِ فلسفی (جسمانی، مثال، عقول) با سهعالَمِ عرفانی (ناسوت، جبروت، ملکوت) سخن میگوید، و چرخشِ زبانیِ ویتگنشتاین و گرامرِ یونیورسالِ چامسکی را شاهدِ معناداریِ زبانیِ جهان میگیرد. در پایان مفهومِ تأویل (= بازگشت به اول/بالای هرمِ هستی) و رؤیای مرتبهٔ دومِ ایزوتسو معرفی میشود تا راه برای تأویلِ ضابطهمندِ داستانهای سورهٔ مریم گشوده شود.
- ۰:۰۰۰:۰۰
مهمترین بخشهای این جلسه: ضرورت تأویل · علم جدید و حاشیهٔ علم · فنا، خلوص و سه نوع سمبلیسم.
چرا این سوره تأویل میخواهد
این جلسه چراییِ ضرورتِ تأویل در سورهٔ مریم را تثبیت میکند: برخلافِ داستانِ یوسف که جنبهٔ دراماتیک داشت، داستانهای مریم گرهِ دراماتیک ندارند، پس راهِ نزدیکشدن، تأویلِ آنهاست. این خوانش با تصریحِ روششناختی میگوید که تعارضِ فیزیکِ جدید با فیزیکِ لاپلاسی بیش از تعارضِ آن با جهانبینیِ عرفانی است، و در سه دلیلِ اجتماعی، آموزشی و اقتصادی توضیح میدهد چرا کشفهای جدید به حاشیه رانده شدهاند؛ نیز با بازخوانیِ افسانهٔ جنگِ کلیسا با علم و مثالِ وجودِ واقعیِ میدانهای ماکسول، مرجعیتِ روایتِ رایج را به چالش میکشد.
بیتاین جلسه چراییِ ضرورتِ تأویل در سورهٔ مریم را تثبیت میکند: برخلافِ داستانِ یوسف که جنبهٔ دراماتیک داشت، داستانهای مریم گرهِ دراماتیک ندارند، پس راهِ نزدیکشدن، تأویلِ آنهاست.
فنا، خلوص و سه گونه سمبلیسم
هستهٔ نظریِ جلسه، تبیینِ فنا، خلوص، تنزّل و خلیفهٔ الهی بودن است، با حکایتِ سگِ تشنهٔ عطار که در آن فرد «با چشمِ خدا دید و با دستِ خدا کرد». آنگاه سه نوع سمبلیسم از هم تفکیک میشود: سمبلیسمِ کلیتِ سیاسی (مثالِ زیدان، بیرون از ناخودآگاه)، سمبلیسمِ ناخودآگاهِ یونگی (مثالِ چاهِ یوسف)، و سمبلیسمِ ذاتیِ جهان نزدِ عرفا. قاعدهٔ طلایی چنین است: هرگاه ذکرِ شیء لزومِ دراماتیکِ کمتری دارد، معنای سمبلیکش بیشتر است — چنانکه کشتیِ نوح، چاهِ یوسف و نخلِ خشکیدهٔ مریم.
- ۰:۰۰۰:۰۰
مهمترین بخشهای این جلسه: قانون برتر و امکان معجزه · دو داستان آغازین · ندای خفی و دعای اولیا.
آنتولوژی قانون و امکان معجزه
این جلسه پس از مرورِ معناداریِ وقایع و خاستگاهِ بیرونیِ سمبلها (با مثالِ تازهٔ کهربا و انرژیِ الکتریکی)، نگاهِ سوره را به تمثیلِ غارِ افلاطون و بیتِ سنایی «صورتی در زیر دارد آنچه در بالاستی» نزدیک میکند و یادآور میشود که این نگاه با علمِ قرنِ بیستمی سازگار است. آنگاه با تکیه بر آنتولوژیِ گمشدهٔ قانون استدلال میکند که پیامبران بالای مجموعهٔ قوانینِ طبیعی زندگی میکنند، پس معجزه تناقضی با علم ندارد؛ و کُن فَیَکون قانونی برتر از همهٔ قوانین است. همزمان موضعِ منتقدانه نسبت به تفاسیرِ عرفانیِ بیضابطه را با ضابطهٔ بنیادین بیان میکند: تأویلِ باطن نباید با ظاهرِ متن تغایر داشته باشد.
بیتاین جلسه پس از مرورِ معناداریِ وقایع و خاستگاهِ بیرونیِ سمبلها (با مثالِ تازهٔ کهربا و انرژیِ الکتریکی)، نگاهِ سوره را به تمثیلِ غارِ افلاطون و بیتِ سنایی «صورتی در زیر دارد آنچه در بالاستی» نزدیک میکند و یادآور میشود که این نگاه با علمِ قرنِ بیستمی سازگار است.
دو داستان آغازین و دعای اولیا
بخشِ تفصیلیِ جلسه ورود به دو داستانِ اول است؛ با استدلالِ فرمیِ شکستِ سجع که این دو داستان را از بقیهٔ سوره جدا میکند، و معرفیِ روایتِ چندزاویهای (به قیاسِ کوبیسم و فیلمِ راشومون) با تکیه بر روایاتِ آلعمران. سپس روانشناسیِ نِدای خفی و شرمِ زکریا از خواستن برای خود، زمینهٔ قحطالرجال، و شعلهورشدنِ آرزوی او از دیدنِ کمالِ مریم تحلیل میشود؛ و نظریهٔ دعای اولیا چنین صورت میگیرد که آنان از منبعِ فیضِ همگانی، نه برای خود بلکه از مجاریِ طبیعی و در حالتِ رضا بهره میبرند.
- ۰:۰۰۰:۰۰
مهمترین بخشهای این جلسه: دعای زکریا و جانشینی · پردهنشینی زن · القای کلمه و مخاض مریم.
دعای زکریا و قاعدهمندی تأویل
این جلسه ابتدا با مرورِ دعای زکریا، فرضِ «معجزه باعثِ دعا شد» را رد میکند و استدلال میآورد که آنچه شوقِ زکریا را برانگیخت دیدنِ «چنین انسان بزرگی» و آرزوی جانشینی وارسته بود، نه صرفِ تماشای حالتِ معجزهآسا. سپس به قاعدهمندیِ تأویل میپردازد: قرآن نه مثلِ رؤیاست و نه مثلِ جهان، و تفسیرش «قواعدی برای خودش» میطلبد؛ از همینرو آزادیِ بیقاعدهٔ عرفا — مانندِ تأویلِ ابنعربی از عصای موسی — نقد میشود. این خوانش بر پایهٔ نبوتِ یحیی در کودکی از شیعه دربارهٔ امامتِ کودکانه دفاع میکند و یادآور میشود که «بلافاصله»های قرآن لزوماً فوریتِ زمانی را نمیرسانند.
حجابآنگاه چگونگیِ باردارشدنِ مریم بررسی میشود: اتخاذِ حجاب، نزولِ روح به شکلِ بشر و قرائتِ ابنعربی از «القای کلمه»، که بارداریِ مریم را موازیِ دریافتِ وحی میداند.
پردهنشینی، حجاب و مخاض مریم
محورِ دوم جلسه «پردهنشینیِ زن» است: چون آشکارشدنِ مقامِ مریم با ذاتِ زنانه ناسازگار است، تقدسِ او پنهان میماند و زن قرار نیست از پرده بیرون آید یا «حکم» بگیرد؛ در چارچوبِ اسفارِ اربعه زن دو سفر بیشتر ندارد و به خلق بازگردانده نمیشود، هرچند رسالتنداشتن به معنای نفیِ ولایت نیست. آنگاه چگونگیِ باردارشدنِ مریم بررسی میشود: اتخاذِ حجاب، نزولِ روح به شکلِ بشر و قرائتِ ابنعربی از «القای کلمه»، که بارداریِ مریم را موازیِ دریافتِ وحی میداند. واکنشِ مریم در حالتِ مخاض (از ریشهٔ «خوض») و آرزوی «یا لیتنی مِتُّ» نه نافرمانی، بلکه صدای طبیعتِ زنانهٔ اوست که با لبریزشدنِ نعمت پاسخ میگیرد.
- ۰:۰۰۰:۰۰
مهمترین بخشهای این جلسه: مصائب مریم · برخورد قوم و بهتان عظیم · معنای اُخت هارون.
رنج مریم و رحمت عیسی
این جلسه با تأییدِ دوبارهٔ اینکه سخنِ مریم در حالتِ مخاض «حرفِ حق» بوده آغاز میشود و پرسشِ «مصائبِ مریم یا مصائبِ عیسی؟» را پیش میکشد: برخلافِ موسی که قومش پیوسته آزارش دادند، عیسی نه شکنجه میشود و نه جدل میکند، بلکه «رحمت آورد و خیلی زود بالا رفت». در مقابل، در قرآن این مریم است که گویی بهخاطرِ مردم رنج میکشد، حالآنکه در انجیل حضورش بسیار کمرنگ است. کیفیتِ پیروان نیز سنجیده میشود: مؤمنانِ موسی اعتقادِ قلبی نداشتند، اما حواریونِ مسیح خود گرد آمدند.
بهتانِ عظیمبخشِ اصلیِ جلسه به برخوردِ قوم با مریم و «بهتانِ عظیم» اختصاص دارد؛ این همان قومی است که زکریا در آن کسی را شایستهٔ جانشینی نمییافت.
بهتان قوم و معنای اُخت هارون
بخشِ اصلیِ جلسه به برخوردِ قوم با مریم و «بهتانِ عظیم» اختصاص دارد؛ این همان قومی است که زکریا در آن کسی را شایستهٔ جانشینی نمییافت. لحنِ کنایهآمیزِ آنان و واژهٔ «فریًّا» و طعنهٔ «أخت هارون» نشان میدهد که از آزارِ مریم لذت میبرند؛ این خوانش با تمثیلِ داوود و قومِ لوط، رفتارِ مردم با انسانهای مقدس را روانشناسانه تحلیل میکند: «آدمها وقتی نمیتوانند خود را بالا کشند، آن طرف را پایین میکشند». سرانجام دربارهی «أخت هارون» موضع میگیرد که منظور همان هارونِ برادرِ موسی است، با سه دلیلِ نبودِ سند، ناسازگاری با فضای طعنه، و عدمِ بلاغت.
- ۰:۰۰۰:۰۰
مهمترین بخشهای این جلسه: احسان به والدین نه اطاعت کور · نقد فیلمنامهٔ مریم مقدس · قداست و رسانه.
والدین، شرک و تبعیت از حق
این جلسه به رابطهٔ فرزندان با والدین میپردازد و تزِ محوریاش این است که اطاعت از پدر و مادر ملاکِ کارها نیست، اما حالتِ عصیانگری هم پذیرفته نیست؛ گزینهٔ سومِ موردِ تأییدِ قرآن «تبعیت از حق» است. این خوانش منشأِ شرک را «آیینِ پدران» میداند و با تحلیلی تاریخی-اجتماعی نشان میدهد در جامعهٔ امروز که تجربهٔ والدین کاراییاش را از دست داده، دستور به اطاعتِ محض «فاجعه» است. معنای دقیقِ «مشرک» نیز روشن میشود: کسی که در تصمیمگیری رضایتِ غیرِ خدا را دنبال کند؛ و الگوی ابراهیم که پدرش را به زیباترین صورت به حق دعوت میکند، در کنارِ الگوی زکریا و یحیی («کارِ تو غیر از کارِ من است») نمونهٔ رفتارِ درست است.
تبعیت از حقاین جلسه به رابطهٔ فرزندان با والدین میپردازد و تزِ محوریاش این است که اطاعت از پدر و مادر ملاکِ کارها نیست، اما حالتِ عصیانگری هم پذیرفته نیست؛ گزینهٔ سومِ موردِ تأییدِ قرآن «تبعیت از حق» است.
نقد فیلمنامه و محدودیت سینما
بخشِ دومِ جلسه نقدِ تفصیلیِ فیلمنامهٔ «مریمِ مقدس» است (نه خودِ فیلم). ایرادِ اصلی آن است که فیلمنامه برای ظهورِ مسیح بارِ سیاسیِ سنگین قائل میشود، حالآنکه «در قرآن مسیح قرار نیست شمشیر به دست بگیرد» و معجزاتش «از نوعِ زندهکردن است نه کشتن». این نقد، نسبتدادنِ نذر به عمران، آشکاربودنِ تقدسِ مریم از بدوِ تولد، توهینآمیزبودنِ شخصیتِ زکریا، و صحنهٔ سه دانشمندِ ایرانی را برخلافِ قرآن میشمارد و نتیجه میگیرد که سینما ابزارِ خوبی برای نمایشِ زندگیِ پیامبران نیست، چون برتریِ قرآن در القای حسِ قداست از راهِ کلام است.
- ۰:۰۰۰:۰۰
مهمترین بخشهای این جلسه: تولد انسان و مقایسه دو داستان · توحید حقیقی · عقل و نقش زن و مرد در تولد.
تولد انسان و توحید حقیقی
این جلسه مضمونِ «تولدِ انسان» را موضوعِ مستقلِ سوره میداند و مقایسهٔ دو داستانِ زکریا/یحیی و مریم/عیسی را نهتنها مجاز بلکه ضروری میشمارد، چون تکرارِ تکیهکلامها (قطعِ کلام، پاسخِ فرشتگان، سخنِ کودکان) خودبهخود آن دو را کنارِ هم مینهد. سپس «تعبیرِ متوسط از توحید» — اینکه سروکارِ من فقط با خداست و دیگران مهم نیستند — مطرح و نقد میشود؛ این نگاه به سولیپسیسم و ایدهآلیسم نزدیک است، حالآنکه توحیدِ حقیقی «رهاشدن از من و دیدنِ دنیا آنگونه که خدا میبیند» است. به نقلِ ابوسعید ابوالخیر عرفان «یکسان نگریستن و یکسو نگریستن» است، و این با نسبیتِ انیشتن قیاس میشود.
بیتبه نقلِ ابوسعید ابوالخیر عرفان «یکسان نگریستن و یکسو نگریستن» است، و این با نسبیتِ انیشتن قیاس میشود.
عقل، بارداری و دو نقش مکمل
بخشِ دیگرِ جلسه به عنصرِ عقل میپردازد: عقل عنصری همگانی است که اگر صورتِ مسئله را تحریف نکنیم پاسخِ درست میدهد، و با مثالِ رانندگی نشان داده میشود که «ما همیشه وزن را به منافعِ خود میدهیم». عقل در قرآن مجموعهای از تفکرِ منطقی و «احساسِ منطقی» است، با یک نیمهٔ مردانه و یک نیمهٔ زنانه (عاطفهٔ درست). نتیجهٔ کلیدی این است که «تجربهٔ بارداریِ مریم فرقی با بارداریِ زنانِ دیگر ندارد» و آنچه نشان داده شده «حالتِ اکستریمِ تولد» است؛ مقایسهٔ تفصیلیِ دو داستان نیز نقشِ متفاوتِ زن و مرد را در تولد آشکار میکند.
- ۰:۰۰۰:۰۰
مهمترین بخشهای این جلسه: تشریع و تکوین · قطع کلام و تمرکز نیروی جسمانی · ولیّ و گذار به مسیحیتشناسی.
مدل تشریع و تکوین
این جلسه با تزِ «کلیات بیشتر از آناند که به نظر میرسد» داستانِ مریم را قابلِ تعمیم به انسانهای عادی میداند و محورِ نظریِ خود را تقابلِ تشریع (مرد/کلام) و تکوین (زن/کلمهٔ متجسد) قرار میدهد: همانطور که مرد کلامِ خدا را تشریعی دریافت میکند، زن کلمهٔ خدا را تکوینی به دنیا میآورد. کارِ سوره با تولد به مدلسازیِ علمی تشبیه میشود که «همهچیز را اکستریم میکند»، و دو دلیلش جداکردنِ نقشِ زن و مرد و حذفِ مقدماتِ جسمانی است. این خوانش تصادفیبودنِ بارداری را رد میکند، و با تمثیلِ «دانلودکردن» و هرمِ مفاهیم، مسیح و یحیی را در نوکِ هرم مینشاند و مسیحشناسی را محورِ ادیان میداند.
عقلبخشِ دیگر علتِ قطعِ کلامِ زکریا را تبیین میکند: چون فعالیتِ تشریعی و تکوینی در جهتِ خلافِ هماند و زکریا جسماً پیر است، باید نیروی جسمانیِ اندک جمع شود، پس کلامش قطع میشود؛ این با قرائتِ ابنعربی از فصِّ الیاس در فصوصالحکم (شهودِ اسب، رسیدن به عقلِ محض، و قطعِ کلام بهمثابهٔ نشانهٔ «حیوانیتِ محض») پشتیبانی میشود.
قطع کلام و مسئلهٔ ولیّ
بخشِ دیگر علتِ قطعِ کلامِ زکریا را تبیین میکند: چون فعالیتِ تشریعی و تکوینی در جهتِ خلافِ هماند و زکریا جسماً پیر است، باید نیروی جسمانیِ اندک جمع شود، پس کلامش قطع میشود؛ این با قرائتِ ابنعربی از فصِّ الیاس در فصوصالحکم (شهودِ اسب، رسیدن به عقلِ محض، و قطعِ کلام بهمثابهٔ نشانهٔ «حیوانیتِ محض») پشتیبانی میشود. تمایزِ ظریف آن است که کلامِ زکریا تکوینی و کلامِ مریم تشریعی (نذرِ سکوت) قطع شد. در پایان، «ولیّ»ی که زکریا میخواهد یکی از واضحترین دلالتهای فرقهای دانسته میشود، و تصمیمِ گذار به مسیحیتشناسی مطرح میگردد.
- ۰:۰۰۰:۰۰
مهمترین بخشهای این جلسه: اثر عاطفی قرآن · بارداری، روان و ایدهٔ اولیه · القای کلمه و جمال و جلال.
اثر عاطفی قرآن و علم بارداری
این جلسه با تذکری روششناختی آغاز میشود: نباید قرآن را چنان مثلِ پازل کاوید که حس و عاطفهٔ آن از دست برود؛ «باید به این کتاب اجازه داد اثرش را روی ما بگذارد». سپس از علمیبودنِ بحثِ بارداری دفاع میکند و با اشاره به سایکونوروایمونولوژی، تأثیرِ روان بر ایمنی و «ناباروریِ روانی» را شاهد میآورد. تمثیلِ مرکزی، قیاسِ بارداریِ زن با شعرِ مرد و «ایدهٔ اولیه» است: تعادلِ هورمونیِ تازه مانندِ همان ایدهٔ اولیه عمل میکند و زن «از روی قالی» کودک را میبافد، پس ترکیبِ کروموزومها لزوماً تصادفی نیست. تزِ عنوان نیز چنین است: «دنیا منتظرِ مسیح نبود، منتظرِ مریم بود».
القای کلمهبخشِ دیگر القای کلمه را در هر زن و مرد جاری میداند (با دو کانالِ مرد و زن)، و آن را با آغازِ انجیلِ یوحنا و آموزهٔ تجسد، و نیز با دوگانهٔ «نزول/تنزیلِ» قرآن قیاس میکند.
القای کلمه و عروج زنانه
بخشِ دیگر القای کلمه را در هر زن و مرد جاری میداند (با دو کانالِ مرد و زن)، و آن را با آغازِ انجیلِ یوحنا و آموزهٔ تجسد، و نیز با دوگانهٔ «نزول/تنزیلِ» قرآن قیاس میکند. دیدگاههای یونگ (آنیما/آنیموس) و فروید (فقدان و جبرانِ آن با کودک) معرفی، و بارداری «عروجِ عرفانیِ زن» خوانده میشود؛ شاهدِ قرآنیاش سورهٔ اعراف («تغشّاها / مرّت به») است. دربارهٔ جنبهٔ جسمانیِ بارداریِ مریم، موضعِ ترکیبی اتخاذ میشود: نه صرفاً کلامی و نه مادیِ متعارف، با اشاره به بکرزایی و تمثلِ بشر. در پایان، به نقل از فکوکِ قونوی، یحیی به اسمِ جلال و عیسی به جمال منسوب و برتریِ عیسی نتیجه گرفته میشود.
- ۰:۰۰۰:۰۰
مهمترین بخشهای این جلسه: عیسی و یحیی در فکوک · جلال و جمال در خانواده · چرخش به مسیحیت.
جمال عیسی و جلال یحیی
این جلسه تقابلِ شخصیتِ عیسی و یحیی را با تکیه بر کتاب فکوکِ صدرالدین قونوی دنبال میکند: یحیی شریعتمحور و شبیهِ موسی است، حالآنکه «مسیح آمد تا شریعت را سهلتر کند» و بیشتر معجزاتِ تکوینی دارد؛ این دوگانگی به نحوهٔ تولدشان بازمیگردد. به نقل از کتاب، یحیی به حکمت جلالی منسوب است و دلیلِ پذیرشِ نبوت در کودکی، کمبودنِ مقدماتِ جسمانیِ تولد و غلبهٔ معنویت است «هرچه از ظاهر کم شود، در باطن ظاهر میشود». این خوانش برخلافِ ابنعربی که از سلامها برتریِ یحیی را نتیجه میگیرد، خودسلامدادنِ عیسی را نشانهٔ نهایتِ قرب میداند، چون عیسی نیز همچون خدا «میمیراند و زنده میکند».
حکمتبه نقل از کتاب، یحیی به حکمت جلالی منسوب است و دلیلِ پذیرشِ نبوت در کودکی، کمبودنِ مقدماتِ جسمانیِ تولد و غلبهٔ معنویت است «هرچه از ظاهر کم شود، در باطن ظاهر میشود».
والدین، قانون و ورود به مسیحیت
بخشِ دوم به رابطهٔ والدین و فرزندان بهعنوانِ یکی از درونمایههای سوره میپردازد: در داستانهای یحیی، عیسی و ابراهیم، پدر نمادِ صفاتِ جلالیه (قانونگذار) و مادر نمادِ صفاتِ جمالیه است، و به نقل از لکان منشأِ قانون در خانواده پدر است. تزِ کلیدی این است که رسیدن به توحید بدونِ رابطهٔ سالم با والدین ممکن نیست، اما رابطهٔ خوب «ربطی به اطاعت ندارد» و تنها ادب و احسان واجب است. جلسه سپس چرخش به سمتِ مسیحیت را اعلام میکند: شناختِ آن هم برای فهمِ فرهنگِ غرب و هم برای فهمِ قرآن لازم است، با تمرکز بر شش قرنِ نخست و مصوبهٔ شورای نیقیه و تثلیث.
- ۰:۰۰۰:۰۰
مهمترین بخشهای این جلسه: مرور مسیر جلسات · ایدهٔ ثابتِ دقت در قرآن · دینشناسی تطبیقی و مسیحیت.
مرور مسیر و ایدهٔ ثابت
این جلسه یکساعته بهصراحت یک مرور و جمعبندی است و تاریخچهٔ کلِ دوره را بازمیگوید: از «جلساتِ دینیِ» نخستین که نتیجهاش خوب نبود، تا آغازِ دوباره با علومِ قرآنی، زبان و زیباییشناسیِ قرآن، و سپس داستانِ یوسف که «بهترین جلسات» خوانده میشود، و سرانجام رسیدن به سورهٔ نور و مریم. ایدهٔ ثابتِ همهٔ دورهها این بوده است که «دقتی در قرآن نشان دهد و قانع کند که اگر چیزی را نمیفهمیم، مشکل از ماست»؛ و تزِ تعادل بیان میکند که هر انسانِ نامتعادل با اسلامِ متعادل مشکل پیدا میکند.
دینشناسیِ تطبیقیبا اصلِ دینشناسیِ تطبیقی («کسی دینش را نمیشناسد مگر ادیانِ دیگر را بشناسد») و مفهومِ خدای شخصی، و با مثالِ تراکمِ معنا در سورهٔ تین، تصمیم گرفته میشود سوره فعلاً کنار گذاشته شود و طیفِ وسیعتری از قرآن پوشش یابد.
مسیحیت، دینشناسی تطبیقی و سورهٔ تین
محورِ اصلیِ جلسه اعلامِ چرخشِ مسیر به سمتِ ادیان و مسیحیت است؛ چون قیدِ نامِ سورهٔ مریم دستوپاگیر شده، بحث به «مفهومِ نبوت و دین در قرآن» بازتعریف میشود. این خوانش پیشنهاد میکند نخست عقایدِ کلاسیکِ خودِ مسیحیان شنیده شود (به نقل از دادههای باستانشناسی، انجیل توماس و کتابِ «رمز داوینچی»)، و اذعان میکند که «قدرتی در عقایدِ مسیحیت هست». با اصلِ دینشناسیِ تطبیقی («کسی دینش را نمیشناسد مگر ادیانِ دیگر را بشناسد») و مفهومِ خدای شخصی، و با مثالِ تراکمِ معنا در سورهٔ تین، تصمیم گرفته میشود سوره فعلاً کنار گذاشته شود و طیفِ وسیعتری از قرآن پوشش یابد.
- ۰:۰۰۰:۰۰
مهمترین بخشهای این جلسه: چرایی مسیحیتشناسی · مسیح، نجات و صلیب · جانشینی و تاریخ پنهان نبوت.
مسیحیتشناسی از دل سوره
این جلسه چراییِ گسترش بحثِ مریم به مسیحیتشناسی و سپس به اهل کتاب را توضیح میدهد. نقطهٔ شروع آن است که خودِ سوره، پس از تولدِ عیسی، به اختلافِ احزاب و ادعای شرکآلود دربارهٔ مسیح اشاره میکند؛ پس شناختِ تاریخِ پس از عیسی برای فهمِ همین آیات، حاشیهٔ بیرونی نیست. در این چارچوب، مسیح بهعنوان انسانی بیگناه و رها از مضمونِ «گناهِ نخستین» خوانده میشود و تفاوتِ نگاه قرآن با مسیحیتِ رسمی دربارهٔ صلیب، رنج، نجات و نقشِ مریم برجسته میگردد.
مسیحیتشناسیاین جلسه چراییِ گسترش بحثِ مریم به مسیحیتشناسی و سپس به اهل کتاب را توضیح میدهد.
جانشینی و تاریخ پنهان نبوت
در ادامه، این جلسه دوباره به درونمایهٔ جانشینی بازمیگردد: زکریا وارثی میخواهد که میراثِ آلِ یعقوب را نگه دارد، و همین نگرانی با زنجیرهٔ ابراهیم، اسحاق، یعقوب و عیسی پیوند میخورد. بحثِ اهل کتاب از همینجا به مسئلهٔ امتدادِ رسالت، امکانِ غیبت، و جایگاهِ چهرههایی چون ادریس و مسیح در تاریخِ پنهانِ نبوت راه میبرد. جلسه با طرحِ نسبتِ ابراهیم و نوح و آغازِ سلسلهٔ ابراهیمی پایان میگیرد.
- ۰:۰۰۰:۰۰
مهمترین بخشهای این جلسه: جانشینی در آل ابراهیم · غیبت و ولایت · نقش فعال زن در تولد.
جانشینی، غیبت و شأن معنوی
این جلسه نخست بحثِ جانشینی را با مقایسهٔ ساختارِ قرآن دربارهٔ آلِ ابراهیم و صورتبندیِ شیعیِ امامت ادامه میدهد. تکیه بر این است که قرآن در سورهٔ مریم، از همان دعای زکریا، جانشینی را صرفاً امرِ زیستی یا مالی نمیبیند؛ سخن از انتقالِ شأنی معنوی است که میتواند با غیبت، حفظشدن، یا بازگشتِ آخرالزمانی پیوند بخورد. از همینرو، ادریس و عیسی نیز نمونههاییاند که پایانِ عادیِ زیستِ زمینی ندارند و بحثِ غیبت را از حالتِ امری صرفاً فرقهای بیرون میآورند.
جانشینیاین جلسه نخست بحثِ جانشینی را با مقایسهٔ ساختارِ قرآن دربارهٔ آلِ ابراهیم و صورتبندیِ شیعیِ امامت ادامه میدهد.
زن و تبدیل ایده به واقعیت
بخش مهمِ جلسه به خانواده، پدر و مادر، و نقشِ زن در تحققِ تولد اختصاص دارد. این خوانش تأکید میکند که مرد میتواند «ایده» یا جهتِ نخستین را بیاورد، اما زن در تبدیلِ آن ایده به واقعیت نقشی فعال و پرورشدهنده دارد؛ نمونهٔ اوجِ این معنا مریم است که کلمهٔ الهی در وجودش جسم مییابد. در ادامه، نسبتِ اسماعیل و اسحاق، مسئلهٔ انتقالِ رسالت، و اینکه چرا رسالتِ جهانیِ عیسی وابستگیِ قومی و مکانی ندارد، بهعنوان سرفصلهای بازِ بحث مطرح میشود.
- ۰:۰۰۰:۰۰
مهمترین بخشهای این جلسه: تلاوت و مطالعهٔ محتوایی · شب قدر و ولایت · تولد جانشین و پایان فساد.
تلاوت و مطالعهٔ محتوایی
این جلسه با پرسشی دربارهٔ آدابِ خواندنِ قرآن آغاز میشود و میانِ «تلاوت» و «مطالعهٔ محتوایی» فرق میگذارد: تلاوتْ حریم و ادبِ خاص دارد، اما اندیشیدنِ طولانی دربارهٔ متن میتواند مانند پژوهشِ دقیق، با یادداشتبرداری، مرور و بازگشت به آیات انجام شود. سپس بحث دوباره به مسئلهٔ جانشینی، شبِ قدر، نزولِ ملائکه و نسبتِ آن با ولایت بازمیگردد و نشان میدهد که چگونه همین موضوعها در سورهٔ مریم، بیآنکه مستقیم به منازعاتِ فرقهای تبدیل شوند، قابلِ طرحاند.
جانشینیسپس بحث دوباره به مسئلهٔ جانشینی، شبِ قدر، نزولِ ملائکه و نسبتِ آن با ولایت بازمیگردد و نشان میدهد که چگونه همین موضوعها در سورهٔ مریم، بیآنکه مستقیم به منازعاتِ فرقهای تبدیل شوند، قابلِ طرحاند.
ابراهیم، اسحاق و مسئولیت خانوادگی
در نیمهٔ دوم، داستانِ آمدنِ فرشتگان نزدِ ابراهیم و خبرِ عذابِ قومِ لوط تحلیل میشود. نکتهٔ اصلی این است که خبرِ تولدِ اسحاق در کنارِ خبرِ نابودیِ یک قوم میآید؛ گویی تولدِ جانشین و پایانِ یک انحرافِ جمعی در یک صحنه کنار هم نهاده شدهاند. جلسه سپس از خانوادهٔ ابراهیمی به بحثِ عمومیترِ خانواده در سورهٔ مریم میرسد: برخلافِ سورهٔ نور که خانواده را از بیرون و در سطحِ احکام میبیند، اینجا روانِ پدر، مادر و فرزند، نیازهای واقعیِ آنان، و مسئولیتِ فعالانهٔ فرزندان نسبت به والدین برجسته میشود.
- ۰:۰۰۰:۰۰
مهمترین بخشهای این جلسه: هویت اسماعیل · قربانی و ذخیرهٔ رسالتی · زکات، خانواده و ادریس.
اسماعیل و وارث رسمی
این جلسه به پرسشِ دشوارِ هویتِ اسماعیل در زنجیرهٔ پیامبران میپردازد و با احتیاط، احتمالِ همانبودنِ اسماعیلِ سوره با فرزندِ ابراهیم را جدی میگیرد. بحث از روایتهای یهودی و قرآنی دربارهٔ اسماعیل و اسحاق عبور میکند و نشان میدهد که در سنتِ یهودی معمولاً اسحاق فرزندِ وعده و وارثِ رسمی است، حالآنکه قرآن امکانِ خوانشی پیچیدهتر را باز میگذارد: اسماعیل شأن و استعدادِ جانشینی دارد، اما رسالتِ ابراهیمی در نقطهای تاریخی به اسحاق سپرده میشود.
جانشینیبحث از روایتهای یهودی و قرآنی دربارهٔ اسماعیل و اسحاق عبور میکند و نشان میدهد که در سنتِ یهودی معمولاً اسحاق فرزندِ وعده و وارثِ رسمی است، حالآنکه قرآن امکانِ خوانشی پیچیدهتر را باز میگذارد: اسماعیل شأن و استعدادِ جانشینی دارد، اما رسالتِ ابراهیمی در نقطهای تاریخی به اسحاق سپرده میشود.
قربانی، زکات و امکان ذخیرهشده
در ادامه، قربانیشدنِ اسماعیل نه صرفاً آزمونی عاطفی، بلکه نشانهٔ انتقال یا ذخیرهشدنِ یک امکانِ رسالتی خوانده میشود؛ امکانی که میتواند در نسلِ اسماعیل بهصورتی پنهان باقی بماند و بعدها در تاریخِ نبوت ظاهر شود. جلسه همچنین به «امر به نماز و زکات در اهل» دربارهٔ اسماعیل میپردازد و زکات را فراتر از معنای نهادیِ متأخر، به معنای پاکسازی و رشد در خانواده و جمعِ کوچکِ رسالت میفهمد. ادریس نیز بهعنوان چهرهای که مناسبتش با این زنجیره نیازمندِ دقت است، در پایان دوباره مطرح میشود.
- ۰:۰۰۰:۰۰
مهمترین بخشهای این جلسه: بستن رشتههای پیشین · ابراهیم، اسحاق و قوم لوط · وابستگی، استقلال و تولد جهانی.
ابراهیم و همزمانی بشارت و عذاب
این جلسه چند رشتهٔ ناتمامِ پیشین را میبندد: نسبتِ بحثهای شیعه و اهل سنت با جانشینی، داستانِ فرشتگان و قومِ لوط، و مسئلهٔ پدر و مادر. در تحلیلِ ماجرای ابراهیم، تأکید بر این است که فرشتگان تنها حاملِ بشارتِ اسحاق نیستند؛ خبرِ عذابِ قومِ لوط نیز برای ابراهیم آورده میشود و همین همزمانی، مسئلهٔ تولدِ نسلِ صالح و پایانِ یک فسادِ تاریخی را به هم گره میزند.
جانشینیاین جلسه چند رشتهٔ ناتمامِ پیشین را میبندد: نسبتِ بحثهای شیعه و اهل سنت با جانشینی، داستانِ فرشتگان و قومِ لوط، و مسئلهٔ پدر و مادر.
خانواده، استقلال و تولد جهانی
بخش خانوادگیِ جلسه بر تفکیکِ علاقه و وابستگی متمرکز است. پدر و مادرِ درست، فرزند را مستقل بار میآورند، نه وابسته؛ و فرزند نیز باید فعالانه نیازهای واقعیِ آنان را ببیند، حتی وقتی خودشان آن نیازها را درست تشخیص نمیدهند. سپس این بحث به نقشِ زن در تولد و به تفاوتِ مریم با نمونهٔ همسرِ نوح میرسد: زن تنها ظرفِ منفعل نیست، بلکه در تبدیلِ امکانِ معنوی به واقعیتِ انسانی نقشی سازنده دارد. از همینجا تولدِ عیسی بهعنوان ایدهای جهانی، نه قومی و نه مکانی، دوباره برجسته میشود.
- ۰:۰۰۰:۰۰
مهمترین بخشهای این جلسه: روش، پیشفرض و استقلال متن · تطبیق روش بر سوره · اسماء الهی و تاریخ.
پیشفرض، متن و آزمون تفسیر
این جلسه یک چرخشِ روششناختی دارد و میکوشد ایدههای پراکندهٔ پیشین را از حیثِ منشأ و اعتبار سامان دهد. ابتدا بحثِ «دین» و «فهمِ دین»، نظریهٔ شریعتِ صامت، و نسبتِ پیشفرضهای بیرونی با خواندنِ متن طرح میشود. این خوانش میپذیرد که هیچ فهمی بیپیشفرض نیست، اما بر استقلالِ نسبیِ متن تأکید میکند: متن میتواند در برابرِ نظریههای واردشده مقاومت کند و همانگونه که دادههای علمی نظریه را میآزمایند، آیات نیز باید توانِ آزمودن و ردکردنِ تفسیر را داشته باشند.
شریعتِ صامتابتدا بحثِ «دین» و «فهمِ دین»، نظریهٔ شریعتِ صامت، و نسبتِ پیشفرضهای بیرونی با خواندنِ متن طرح میشود.
اسماء الهی و تاریخ انبیا
در ادامه، همین روش بر سورهٔ مریم تطبیق میشود: تولد، ارث، ولایت، پدر و مادر، و زنجیرهٔ انبیا از خودِ متن برمیآیند، نه از ذوقِ بیرونی. سپس بحث به اسماء الهی میرسد و این ایده طرح میشود که تاریخِ انبیا را میتوان همچون تاریخِ ظهور و خفای اسماء خواند؛ نگاهی که در فصوصالحکم ابنعربی و در تعبیرهای بعدیِ عرفان اسلامی ریشه دارد. در پایان، از امکانِ تحلیلِ تاریخِ معاصر با زبانِ «علمالاسماءِ تاریخی» سخن میرود، اما با احتیاط در برابرِ کلیگویی و تحمیلِ نظریه بر متن.
- ۰:۰۰۰:۰۰
مهمترین بخشهای این جلسه: قرآن، علم و افق زمانه · تولدها و وراثت · قربانی اسماعیل و مسائل باز.
قرآن فراتر از افق علمی زمانه
این جلسه ادامهٔ بحثِ روش است و دوباره نسبتِ قرآن، علم، زبان و نظریهٔ شریعتِ صامت را بررسی میکند. پرسش اصلی این است که آیا باید آیاتِ ناظر به جهان را همیشه با علومِ روز تطبیق داد و هر ناسازگاریِ ظاهری را تمثیل دانست، یا باید به متن اجازه داد از افقِ علمیِ زمانه فراتر رود. این خوانش راهِ دوم را ترجیح میدهد: میتوان از دانشِ بیرونی کمک گرفت، اما نباید متن را پیشاپیش چنان واکسینه کرد که هیچ گزارهٔ مستقل یا شگفتیآوری از آن بیرون نیاید.
اسماعیلقربانیِ اسماعیل در این جلسه بهصورتِ ذخیرهشدنِ یک پتانسیل خوانده میشود: امکانی که به ظاهر کنار گذاشته میشود، اما نابود نمیگردد و کنارِ خانهٔ خدا حفظ میشود تا در تاریخِ بعدی نقشی بزرگتر بیابد.
قربانی اسماعیل و مسائل باز
سپس بحث به خودِ سوره بازمیگردد و تولدهای آغازین، نیاز و خواسته، و نسبتِ ابراهیم با آغازِ زنجیرهٔ وراثت مرور میشود. قربانیِ اسماعیل در این جلسه بهصورتِ ذخیرهشدنِ یک پتانسیل خوانده میشود: امکانی که به ظاهر کنار گذاشته میشود، اما نابود نمیگردد و کنارِ خانهٔ خدا حفظ میشود تا در تاریخِ بعدی نقشی بزرگتر بیابد. این جلسه بیش از آنکه نتیجهٔ قطعی بدهد، چند مسئلهٔ باز میگذارد: نسبتِ اسماعیل و اسحاق، معنای قربانی، و اینکه چگونه نیازهای واقعی با خواستههای آشکار انسان تفاوت دارند.
- ۰:۰۰۰:۰۰
مهمترین بخشهای این جلسه: قرائت فاشیستی و کثرتگرایی بیمعیار · روایتها و آزمونپذیری · خطاپذیری شهود عرفانی.
میان مطلقگرایی و بیمعیاری
این جلسه باز هم از روش آغاز میکند، اما اینبار خطرِ «قرائتِ فاشیستی» و خطرِ «کثرتگراییِ بیمعیار» را در برابر هم میگذارد. از یکسو هیچ خوانندهای نباید تفسیرِ خود را چنان مطلق کند که هر فهمِ دیگر را بیرون از دین بشمارد؛ از سوی دیگر، متن هر تفسیری را به یک اندازه تأیید نمیکند و میتوان قرائتِ ضعیف و قوی داشت. همین بحث با نمونههایی از مسیحیت، اصلاحِ دینی، و پیامدهای پروتستانتیسم برای سکولارشدنِ تمدن غرب پیوند میخورد.
اسماعیلجلسه سپس به ابنعربی بازمیگردد و میگوید در مشاهداتِ عرفانی نیز احتمالِ خطا هست؛ نمونهٔ بحثبرانگیز، نسبتدادنِ قربانی به اسحاق در برابرِ قرائتی است که اسماعیل را مناسبتر میداند.
روایتها و خطاپذیری عرفان
در بخش دوم، جایگاهِ روایتها و روشِ آزمونپذیر در تفسیر قرآن بررسی میشود. روایتها به دفترچهٔ دوم تشبیه میشوند: گاه راهگشا و گاه آمیخته با اختلال، اما نه بیارزش و نه جایگزینِ متن. جلسه سپس به ابنعربی بازمیگردد و میگوید در مشاهداتِ عرفانی نیز احتمالِ خطا هست؛ نمونهٔ بحثبرانگیز، نسبتدادنِ قربانی به اسحاق در برابرِ قرائتی است که اسماعیل را مناسبتر میداند. پایانِ جلسه بر این نکته میایستد که روش باید چنان روشن باشد که دیگری بتواند آن را پی بگیرد و با آیات بیازماید.
- ۰:۰۰۰:۰۰
مهمترین بخشهای این جلسه: اسماء الهی و ظهور معنا · رحمانیت در مریم و عیسی · نماد، جمال و جلال.
اسماء الهی و صحنهٔ ظهور
این جلسه به ایدهٔ اسماء الهی در عرفانِ ابنعربی اختصاص دارد. ابتدا تفاوتِ اسمِ جامعِ «الله» با اسمهایی چون رحمان، رحیم، عزیز و جبار توضیح داده میشود: هر اسم، وجهی از ظهورِ خداوند در جهان است و موجوداتْ ترکیبهایی از شدت و ضعفِ این اسماءاند. جهان، از این منظر، صرفاً مجموعهای از اشیای خاموش نیست، بلکه صحنهٔ ظهورِ معناست؛ انسانِ کامل نیز آینهای است که همهٔ اسماء میتوانند در آن جمع شوند.
اسماء الهیاین جلسه به ایدهٔ اسماء الهی در عرفانِ ابنعربی اختصاص دارد.
رحمانیت، نماد و واقعیت بیرونی
سپس این نظریه به سورهٔ مریم پیوند میخورد. عیسی و مریم بیش از هر چیز زیر سایهٔ اسمِ رحمان خوانده میشوند: مریم هنگامِ رویارویی با فرشته به رحمان پناه میبرد، عیسی نشانهٔ رحمت میشود، و سوره در پایان نیز با تکرارِ رحمانیت به آخرت میرسد. جلسه همچنین نسبتِ زن و مرد را با جمال و جلال، و نسبتِ نمادها را با واقعیتِ بیرونی توضیح میدهد: نمادْ امرِ دلبخواهی نیست، بلکه باید در ساختارِ جهان ریشه داشته باشد. در پایان، بحث به شر، هبوط، و نقشِ هشداردهندهٔ قرآن بازمیگردد.
- ۰:۰۰۰:۰۰
مهمترین بخشهای این جلسه: تناظر تاریخ و روان · احتیاط در خوانش عرفانی · آدم، لوط و آغاز شریعت.
تناظر تاریخ، روان و آفرینش
این جلسه میکوشد خوانشهای عرفانیِ داستانِ انبیا را معقول کند، بیآنکه راه را برای خیالپردازیِ بیضابطه باز بگذارد. محور بحث این است که تاریخ، روانِ انسان و روایتِ آفرینش میتوانند با هم تناظر داشته باشند، اما این تناظر نباید استقلالِ هر سطح را از میان ببرد. مثالِ آدم و هبوط، رشدِ جنینی، تجربهٔ کودکی، و خروج از وحدتِ نخستین برای توضیح این تناظر به کار میآید.
تناظرمحور بحث این است که تاریخ، روانِ انسان و روایتِ آفرینش میتوانند با هم تناظر داشته باشند، اما این تناظر نباید استقلالِ هر سطح را از میان ببرد.
احتیاط در مصداقهای عرفانی
در ادامه، دربارهٔ ابنعربی گفته میشود که ایدههای کلیِ عرفانی گاه بسیار نیرومندند، اما استنادهای آیهای یا تعیینِ مصداقها میتوانند خطا داشته باشند. از همینرو، نسبتدادنِ هر پیامبر به یک اسم یا یک مرحلهٔ خاص باید با احتیاط انجام شود. جلسه سپس به قومِ لوط، تولدِ اسحاق، آغازِ شریعت و این احتمال میپردازد که بشرِ آغازین، از یک جهت به خدا نزدیکتر و از جهتِ آگاهی و اخلاق بسیار پایینتر بوده است؛ بنابراین هر بازگشت به آغاز، بازگشتِ ساده به پاکی نیست، بلکه نیازمندِ آگاهیِ کاملتر است.
- ۰:۰۰۰:۰۰
مهمترین بخشهای این جلسه: منابع عرفانی و ماهیگیری در قرآن · لطایف و جغرافیای ملکوت · نبوت و ولایت.
منابع عرفانی و روش الهامگیری
این جلسه بهصورتِ کمسابقهای با خواندنِ بخشهایی از متونِ عرفانی و توضیحِ منابعِ الهام پیش میرود. هدف، ارائهٔ نوعی «ماهیگیری» در فهمِ قرآن است: نشاندادنِ اینکه از کجا میتوان برای دیدنِ لایههای نمادین کمک گرفت و چگونه باید هم از الهامِ عرفانی بهره برد و هم در برابرِ خطای آن محتاط ماند. در این مسیر، از سمنانی، لاهیجی و هانری کربن یاد میشود و بحثِ لطایفِ هفتگانه، جغرافیای ملکوتی، و تناظرِ انبیا با مراحلِ سیرِ درون طرح میگردد.
تناظردر این مسیر، از سمنانی، لاهیجی و هانری کربن یاد میشود و بحثِ لطایفِ هفتگانه، جغرافیای ملکوتی، و تناظرِ انبیا با مراحلِ سیرِ درون طرح میگردد.
نبوت، ولایت و پرهیز از نتیجهٔ فرقهای
نکتهٔ مهمِ جلسه این است که عرفان اسلامی گاهی بیش از حد به رشدِ فردی پرداخته و نسبتِ اجتماعی و سیاسیِ دین را کمرنگ کرده است؛ بنابراین تناظرِ انبیا و اولیا، هرقدر جذاب باشد، نباید جای خواندنِ تاریخی و اجتماعی قرآن را بگیرد. در پایان، عیسی و علی در نسبت با پایانِ نبوت و ظهورِ ولایت کنار هم قرار میگیرند، اما نتیجهٔ قطعی و فرقهای ساخته نمیشود؛ بیشتر، امکانِ فهمِ عمیقترِ نسبتِ نبوت و ولایت نشان داده میشود.
- ۰:۰۰۰:۰۰
مهمترین بخشهای این جلسه: پایاندادن به بحثهای گسترده · نقد تناظرهای عرفانی · قیامت در امتداد تولد.
جمعبندی نمادها و پرهیز از تحمیل
این جلسه تصمیم میگیرد بحثِ مفصلِ انبیا و نیز جزئیاتِ طولانیِ قیامت را بیش از این گسترش ندهد و سوره را به پایان برساند. بااینحال، بخش مهمی از آن به جمعبندیِ بحثهای نمادین و نقدِ تناظرهای عرفانی اختصاص دارد: تناظرِ انبیا و اولیا یا مراحلِ درون، اگرچه میتواند الهامبخش باشد، اما اثباتِ دقیق و قطعی ندارد و نباید با اطمینانِ بیش از اندازه بر قرآن تحمیل شود.
تناظربااینحال، بخش مهمی از آن به جمعبندیِ بحثهای نمادین و نقدِ تناظرهای عرفانی اختصاص دارد: تناظرِ انبیا و اولیا یا مراحلِ درون، اگرچه میتواند الهامبخش باشد، اما اثباتِ دقیق و قطعی ندارد و نباید با اطمینانِ بیش از اندازه بر قرآن تحمیل شود.
قیامت در امتداد تولد
سپس بحث به قیامت بازمیگردد و نشان میدهد که حضورِ آخرت در سورهٔ مریم بینیاز از توجیه است، اما زاویهٔ خاصِ سوره مهم است: قیامت اینجا در امتدادِ تولد دیده میشود. همانگونه که تولدِ نخست از نیستیِ محسوس به وجود میآورد، تولدِ دوباره پس از مرگ نیز نامعقولتر از تولدِ نخست نیست. منکرانِ معاد از آن رو دشوار مییابند که شناختشان در سطحِ محسوسات متوقف مانده و تولدِ نخست را، چون عادت کردهاند، شگفت نمیبینند.
- ۰:۰۰۰:۰۰
مهمترین بخشهای این جلسه: آخرت از زاویهٔ سوره · فساد عقیده و عمل · امکان معاد و اضطراب نبود آخرت.
آخرت، فساد عقیده و فساد عمل
این جلسه ادامهٔ بحثِ قیامت در پایانِ سوره است و میپرسد سوره از چه زاویهای به آخرت نگاه میکند. پاسخ این است که نیمهٔ پایانی، هم با ادعای نادرست دربارهٔ عیسی و هم با جانشینانِ ناخلفی که نماز را ضایع کردند و از شهوات پیروی کردند پیوند دارد؛ یکسو فسادِ عقیده است و سوی دیگر فسادِ عمل. نتیجهٔ هر دو، روزِ حسرت و آشکارشدنِ بیپایگیِ مالکیتها و قدرتهای دنیوی است.
قیامتاین جلسه ادامهٔ بحثِ قیامت در پایانِ سوره است و میپرسد سوره از چه زاویهای به آخرت نگاه میکند.
امکان معاد و اضطراب نیستی
در ادامه، استدلالِ امکانِ معاد با مسئلهٔ تولد و با بحثِ قانونِ طبیعی پیوند میخورد. علم تنها نظمهای مشاهدهشده را گزارش میکند و نمیتواند از پیش بگوید خداوند چه امکانهایی را در عالم نهاده یا ننهاده است؛ همانگونه که پدیدآمدنِ انسان از نطفه عادت شده و حیرتانگیز به نظر نمیرسد، بازسازیِ انسان نیز از منظرِ قدرتِ الهی نامعقول نیست. جلسه در پایان به اضطرابِ نبودِ آخرت و نمونهٔ خیام میرسد: اگر انسان واقعاً به بقای معنا و بازگشت باور نداشته باشد، مسئلهٔ نیستی باید آرامشِ ظاهریِ زندگی را بلرزاند.
- ۰:۰۰۰:۰۰
مهمترین بخشهای این جلسه: حرکت سیارات و خلأ · قیامت همچون تولد دوباره · DNA، ارث و سخن لغو.
حرکت سیارات و بستر خلأ
این جلسهٔ کوتاه و ناتمام، پس از تکمیلِ مباحثِ حرکتِ سیارات، نگاهِ خاصِ سوره به قیامت را پیش میکشد: حشر «همچون تولدی دوباره» با تمِ تولدِ آغازِ سوره متناسب است، و استدلالِ DNA بیان میکند که چون از روی یک رشتهٔ DNA انسان ساخته میشود، بازسازیِ او در معاد نامعقول نیست — با پیوند به سورهٔ یس («مَن یُحیِی العِظامَ وهی رمیم»).
جانشینیسپس تمِ جانشینی و «ارث»، محدودیتِ شناختِ منکران، و نقدِ «سخنِ لغوِ» کفار دربارهٔ برتریِ دنیویِ خود مطرح میشود، اما متن پیش از بازشدنِ عنوانِ «اعتباریبودنِ نعمتهای دنیوی» قطع میگردد.
حشر همچون تولد دوباره
سپس تمِ جانشینی و «ارث»، محدودیتِ شناختِ منکران، و نقدِ «سخنِ لغوِ» کفار دربارهٔ برتریِ دنیویِ خود مطرح میشود، اما متن پیش از بازشدنِ عنوانِ «اعتباریبودنِ نعمتهای دنیوی» قطع میگردد.
- ۰:۰۰۰:۰۰
مهمترین بخشهای این جلسه: رحمانیت در پایان سوره · خلود در نار و عذاب · شریعت و جهان جدید.
رحمانیت، قیامت و رفع استقلال موهوم
این جلسه به جمعبندیِ سوره از زاویهٔ اسمِ رحمان میپردازد. مسئلهٔ بازِ اصلی این است که چرا سورهٔ مریم، بهویژه هرچه به پایان نزدیکتر میشود، چنین پررنگ با رحمانیت سخن میگوید. پاسخِ پیشنهادی این است که رحمانیت فقط مهربانیِ نرم و بیمرز نیست؛ بازگرداندنِ همهٔ موجودات به سوی خدا، برپاییِ قیامت، و حتی فراهمشدنِ عرصهٔ عذاب نیز میتواند جلوهای از رحمانیت باشد، چون هیچ موجودی در جداییِ نهایی و استقلالِ موهوم رها نمیشود.
قیامتپاسخِ پیشنهادی این است که رحمانیت فقط مهربانیِ نرم و بیمرز نیست؛ بازگرداندنِ همهٔ موجودات به سوی خدا، برپاییِ قیامت، و حتی فراهمشدنِ عرصهٔ عذاب نیز میتواند جلوهای از رحمانیت باشد، چون هیچ موجودی در جداییِ نهایی و استقلالِ موهوم رها نمیشود.
خلود، شریعت و جهان جدید
در ادامه، بحثِ ابنعربی دربارهٔ خلود در نار و نه خلود در عذاب با احتیاط مطرح میشود: این سخن نباید به انکارِ جاودانگیِ دوزخ یا سادهکردنِ آیات بینجامد، اما میتواند یادآور شود که بازگشتِ همهٔ هستی به خدا، از منظرِ رحمانیت، معنایی عمیقتر از انتقام دارد. بخش پایانی جلسه به شریعت و جهانِ جدید میرسد: بسیاری از احکامِ اجتماعی وقتی دشوار یا ناممکن میشوند، این دشواری فقط مسئلهٔ حکم نیست، بلکه نشانهٔ انحرافِ ساختارهای زندگی، اقتصاد، زن و مرد، و دورشدنِ جامعه از صورتِ طبیعیِ روابط انسانی است.