برای پخشِ هر جلسه روی آن بزنید؛ پلیر همانجا باز میشود و پخش میشود.
- ۰:۰۰۰:۰۰
- ۰:۰۰۰:۰۰
- ۰:۰۰۰:۰۰
- ۰:۰۰۰:۰۰
- ۰:۰۰۰:۰۰
- ۰:۰۰۰:۰۰
- ۰:۰۰۰:۰۰
- ۰:۰۰۰:۰۰
- ۰:۰۰۰:۰۰
- ۰:۰۰۰:۰۰
- ۰:۰۰۰:۰۰
- ۰:۰۰۰:۰۰
- ۰:۰۰۰:۰۰
- ۰:۰۰۰:۰۰
- ۰:۰۰۰:۰۰
- ۰:۰۰۰:۰۰
- ۰:۰۰۰:۰۰
- ۰:۰۰۰:۰۰
- ۰:۰۰۰:۰۰
- ۰:۰۰۰:۰۰
- ۰:۰۰۰:۰۰
- ۰:۰۰۰:۰۰
- ۰:۰۰۰:۰۰
- ۰:۰۰۰:۰۰
- ۰:۰۰۰:۰۰
- ۰:۰۰۰:۰۰
- ۰:۰۰۰:۰۰
- ۰:۰۰۰:۰۰
- ۰:۰۰۰:۰۰
- ۰:۰۰۰:۰۰
این بخش برگرفته از کتابِ «نظمِ قرآن» اثرِ عبدالعلی بازرگان است؛ کوششی برای نشاندادنِ پیوستگیِ آیات و ساختارِ درونیِ هر سوره، در برابرِ این تصور که چینشِ آیات پراکنده است. متنِ حاضر از بازخوانیِ نسخهٔ چهارجلدیِ کتاب فراهم شده و تنها بخشِ مربوط به همین سوره را در بر دارد.
نظم قرآن (بازرگان) — سوره ۱۹
منبع: OCRِ بازخوانیشدهٔ ۴ جلدی، ۱۴۰۵/۰۴ (mistral-ocr + بازبینیِ Codex).
سوره «مریم» (۱۹)
اگر خواسته باشیم مشخصه ممتازی برای سوره مریم تعیین کنیم بدون شک موضوع ارتباط انسان با خدا (صلوة) که در این سوره در قالب کلماتی مثل: دعاء نداء، مناجات، ذکر، سجده، عبادت، اخلاص، استغفار، تسبیح، تقرب، توبه و ... آمده است از مهم ترین موضوعات مورد توجه میباشد.
این سوره با ذکر حالات عرفانی و مناجاتها و راز و نیازهای عاشقانه برخی انبیاء (علیهم السلام) با پروردگار ذوالجلال والاکرام شروع میشود و بتدريج لذت مناجات و احساس عميق محبت بخالق را در دل خواننده بیدار میکند.
در سوره مریم بجز نام الله و «رب» هيج نام نيكوى ديگرى به غير از «رحمن» نيامده است و با اين كه تعداد «الله» از همه كلمات قرآن بيشتر است، در اينجا نام «رحمن»، گذشته از آن كه دو برابر «الله» مى باشد (١٦ بار در برابر ٨ بار)، از بقيه سوره هاى قرآن نيز بيشتر است، بطورى كه حدود ٣٠٪ از كل مجموع اين نام در اين سوره كوچک (كه حدود ١٪ حجم قرآن را دارد) بكار رفته است. اين مسئله نشان مى دهد كه موضوع «رحمانيت» محور اساسى سوره و از كلمات كليدى و زير بنائى آن مى باشد. نام «رحمن» رحمت عام و جهان گستر پروردگار را كه همچون نور همه انسانها و موجودات را بتساوى فرا گرفته تداعى مى نمايد، در برابر نور رحمت، انسانها دو نوع بازتاب نشان دادهاند؛ انبياء و اولياء و بندگان مومن و صالح خداوند از طريق «صلوة» (در معناى وسيع كلمه) شكر اين نعمت را بجاى آورده مجذوب آن گشته و توانستهاند در تخلق به اخلاق الله، خود مظهر: محبت و مودت و
لطف و رحمت و مردم دوستی گردند ١ اما پیروان آنها و اکثریت مردم، قدر «صلوة» را نشناخته با ضایع کردن این نعمت به «شهوات» روى آوردند. اهل «صلوة» از طریق ارتباط با خدا به «رشد» و هدایت رسیدند و اهل «شهوات» با سرسپردگی به معبودهای خیالی به «غی» و ضلالت درافتادند.
به این ترتیب در این سوره نیز همانند سوره قبل (کهف، که شباهتهای زیادی با این سوره دارد) دو مسیر یا دو جهت حرکت انسانها بنمایش گذاشته شده است. در سوره کهف این دو مسیر در رابطه با توحید و قیامت مطرح گشته و انسانها در دو صف؛ اهل ایمان و عمل صالح واهل دنیا و زینتهای آن معرفی شدهاند. در حالی که در سوره مریم این دو مسیر در رابطه با عشق به خدا و محبت و دوستی او که از طریق «صلوة» متجلی میگردد، نشان داده شده و انسانها در دو صف؛ دوستداران خدا (اهل صلوة و دعا و سجده و...) و دوستداران شهوات (اهل هوی و هوس و آرزوهای دنیائی) توصیف گشتهاند.
بنابراین دل بستن به یکی از دو مطلوب «صلوة» یا «شهوات» (با مفهوم گسترده هر دو واژه) بنظر میرسد موضوعی است که سوره مریم در مقام تبیین و تشریح آن باشد. همان طور که گفته شد، انبیاء و اولیاء و بندگان صالح خداوند با سجده بدرگاه او و اظهار عبودیت و خشوع توأم با تضرع و تقرب دل در گرو محبت خالق سپرده به «رشد» و هدایت رسیدند، اما امتهای آنها سجده بر دنیا و زینتهای آن زدند و طوق بندگی اربابان و جباران روزگار را بگردن نهاده سرسپرده ایشان شدند تا از خوان نعمت و قدرت آنها بهره و عزتی فراگیرند.
شگفت این که در این سوره دقیقاً آن بخش از زندگی انبیاء توصیف گشته است که در رابطه «رحمن» و موضوع ارتباط و اخلاص آنها با معبودشان میباشد. هماهنگی کامل با
١. نه تنها انبیاء بلکه اهل ایمان و عمل صالح نیز آن طور که در اواخر سوره نشان میدهد، خداوند دوستیشان را در دل مردم قرار میدهد (ان الذين آمنوا و عملوا الصالحات سیجعمل لهم الرحمن ودا)
٢. یک ربع آخر سوره که به مجرمین یعنی اهل شهوات تعلق یافته، در سه بخش تکذیب آنها را در مورد قیامت (٧ آیه)، نبوت و آیات قرآن (٨ آیه) و توحید (١٦ آیه) نقل مینماید.
سياق سوره دارد. آيات ذيل اين موضوع را نشان میدهد:
| آیات | توضیح |
|---|---|
| آيه (۳) اذنادی ربه نداء خفيا | زکريا (۴) |
| (۴) قال رب... ولم اکن بدعائک رب شقياً | (۱۱) فخرج علی قومه من المحراب فاوحی اليهم ان سبحوا ... |
| (۵) ...فهب لی من لدنک ولياً | (موهيت الهی) |
| آیات |
|---|
| آيه (۷) يا زكريا انا نبشرك بغلام اسمه يحيى... |
| (۱۳) و حناناً من لدنا و زکوة و کان تقياً |
| (۱۴) و برا بوالديه ولم يكن جبارا عصياً |
در اين سری آيات که ۷ بار نام «رب» تکرار شده، رحمت ويژه پروردگار بر زكريا يادآوری میشود (ذکر رحمت ربک عبده زكريا)، زكريای پيامبر در محراب عبادت غرق دعاء و نداء بود که درخواستش برای فرزندی که تداوم بخش رسالت او و ميراث بر بار سنگين نبوت باشد اجابت گرديد. از آنجايی که زكريا شيفته محبت الهی و عارف عاشق حق تعالی بود، فرزندش نيز چنين ويژگی هايی را به ارث برد و مظهر مهربانی و نيكوكاری گرديد (و حنانا من لدنا... و برا بوالديه ولم يكن جباراً شقياً).
| آیات | توضیح |
|---|---|
| آيه (۱۶) واذکر فی الکتاب مريم اذا نتبذت من اهلها مکاناً شرقياً | (۲۰) قال انی عبدالله اتينى الکتاب و جعلنى نبياً. |
| (۱۷) فاتخذت من دونهم حجاباً ... | (۲۱) وجعلنى مبارکاً اين کنت و اوصانی |
| (مرويم (۴) | بالصلوة والزکوة ما دمت حياً |
از آيات سوره آل عمران (۳۵ تا ۴۵) آشکار میگردد که مريم يکسره در محراب عبادت مشغول قنوت و رکوع و سجود بود وخداوند به اين ترتيب او را صاف و طاهر نمود (ان الله اصطفيک و طهرک)، در اين سوره کناره گيری او را از مردم (اذا نتبذت من اهلها مکاناً شرقياً) برای عبادت و اعتکاف و در حجاب و پنهان شدنش را از غير (فاتخذت من دونهم حجابا) شرح میدهد. اين حالات همان جذبههای نيرومند «رحمن» است که بندگان آشنا و
عارف را بخود میکشد.
نتیجه چنین عبادت و احساسی، دریافت «موهبت» الهی است که در ولادت پر برکت «عیسی (ع)» تحقق مییابد. عیسی نیز همانند یحیی مظهر رحمت الهی (رحمة منا) و لطف و نیکی میگردد (برا بوالدیه ولم یکن جبارا عصیا) و برای جهانیان نشانه و آیه ای میشود. (آیه للناس).
مریم با صلوة و تزکیه به این مقام رسید و عیسی نیز بهمین شیوه توصیه میشود (.. و اوصانی بالصلوة والزکوة مادمت حیا) فرشتگان مبشّر نیز او را به همین صفت ستودهاند (لاهب لک غلاماً زکیا). شگفت اینکه یحیی نیز به همین صفت ستوده شده (و حناناً من لدنا و زکوة و کان نقیاً) و در چند آیه بعد اسمعیل نیز که همانند یحیی (...) اجعله رب رضیاً) مرضی خدا بود (کان عند ربه مرضیاً) همین سفارشات را به اهل بیتش مینماید (و کان یأمر اهله بالصلوة والزکوة...) به این ترتیب «زکوة» که موجب تزکیه و رشد و نمو سالم انسان میباشد زمینه جلب «رضایت» الهی میگردد.
(ع) آیه (۴۱) واذکر فی الکتاب ابراهیم انه کان صدیقاً نبیاً.
(ع) ابراهمیم (ع)
نتیجه دعا
موهبت الهی}
در مورد زندگی حضرت ابراهیم خلیل (ع) آیات زیادی در سورههای مختلف نازل شده است که ابعاد روحی این پیامبر عظیم الشان را نشان میدهد. در سوره مریم بتناسب سبک و سیاق آن که بر محور «رحمن» میگردد و از صلوة و دعا و عبادت یاد میکند، از همین زاویه و هماهنگ با بقیه مطالب سوره گوشههایی از رفتار محبت آمیز ابراهیم را با
پدرش ۱ (مثل رفتار یحیی با زکریا و مادرش و عیسی با مریم) و کناره گیری (عزلت) او را از مردم و فرهنگ حاکم بر جامعه (همانند حضرت مریم) نشان میدهد، آنگاه استغفار او را برای پدر (قال سلام علیک ساستغفرلک ربی) و عبادت مخلصانهاش را برای خدا، به جای بتها (واعتزلگم و ما تعبدون من دون الله و ادعوا ربی) و دعای خاضعانهاش را به درگاه خدا نقل میکند (عسی الاکون بدعاء ربی شقیا) و در این دعا همانند زکریا که فرمود: «ولم اکن بدعائک شقیاً» بر عدم شقاوت خود در جلب رحمت الهی که همان اجابت دعای چنین بندگان مخلصی میباشد تکیه مینماید.
نتیجه عبادت خالصانه و دعای عارفانه ابراهیم همانند انبیاء سابق الذکر جلب «موهبت» الهی میباشد که در تولد «اسحق و یعقوب» تحقق پیدا میکند. عجیب این که ذریه ابراهیم نیز همانند یحیی فرزند زکریا و عیسی فرزند مریم مظهر رحمت الهی (ووهبنا لهم من رحمتنا) و منشاء آن چنان خیر و برکت و لطف و مرحمت بمردم میشوند که یاد و نام آنها تا به ابد در جایگاه بلندی در سینه نسلهای بشری قرار میگیرد (و جعلنا لهم لسان صدق علیاً). همانطور که ابراهیم اهل محبت و صداقت بود (انه کان صدیقا نبیاً – انه کان بی حفیاً) ذریه او نیز مظهر صدق و محبت میگردند.
معنای «حفی» مبالغه در اکرام و انعام و پی گیری مستمر از حال بنده برای لطف و رسیدگی میباشد، وقتی حضرت ابراهیم میگوید خداوند به من مهربان است (ان ربی کان بی حفیاً) اشاره به این حقیقت است که خداوند عطا و کرم بی حساب و مستمری نسبت به او دارد.
موسی (ع) (۵۲) و نادیناه من جانب الطور الایمن و قربناه نجیاً
نتیجه دعا (موهبت الهی) آیه (۵۲) و وهبنا له من رحمتنا اخاه هارون نبیاً
داستان موسی (ع) و بنی اسراییل بیش از هر داستان دیگری در قرآن آمده است. اما در این سوره، در رابطه با محور اصلی آن، تنها به مخلص بودن او و تقرب و نجوايش (انه کان مخلصاً ... و قربناه نجیاً) که نشات گرفته از «رحمن» و نتیجه «صلوّه» میباشد، عنایت شده است. در این مورد نیز نتیجه دعا موهبت همیاری «هارون» میباشد که آن را ناشی از رحمت خدا مینامد (و وهبنا له من رحمتنا).
۱. در این سری آیات ابراهیم ۴ بار پدرش را با کلام یا ابت (ای پدر من، و پدرجان) مخاطب میسازد در حالی که او با تلخی و تندی ابراهیم را بجرم اینکه بسوی خدايش دعوت کرده بود، تهدید کرده و از خود رانده بود (قال اراغب انت عن الهتی یا ابراهیم لتن لم تنته لارجمنک واهجرنی ملیا).
اسمعیل (ع) { و اذکر فی الكتاب اسمعیل انه كان صادق الوعد و كان رسولاً نبیاً و كان یامر اهله بالصلوة والزکوة و كان عند ربه مرضیاً.
در مورد این پیامبر با این که به دو آیه اکتفا شده، اما از همین مختصر هم میتوان نكاتی در رابطه با محور اساسی سوره که همان «رحمن»، و «صلوة» میباشد پیدا کرد. صادق بودن او مانند ابراهیم خلیل است (انه كان صدیقا نبیا) و مرضی بودن او (كان عند ربه مرضیـا) همانند یحیی (واجعله رب رضیـا). و نیز توصیه ای که به اهل و خانواده اش میکند، مشخصاً «صلوة و زکوة» میباشد که عامل اساسی پیوند انسان با خدا و تزکیه و رشد او میباشد. موضوع زکوة در آیات قبل نیز در شان یحیی (ع) و عیسی (ع) آمده است. ادریس (ع) : و اذکر فی الكتاب ادریس انه كان صدیقا نبیا و رفعناه مكاناً علیاً.
در مورد ادریس فقط دو آیه فوق در سوره مریم آمده است که از این اشاره کوتاه نمیتوان به راحتی نکته ای در رابطه با محور سوره تشخیص داد، گرچه جمله «انه كان صدیقا نبیا» عینا در مورد حضرت ابراهیم هم به کار رفته است، ولی این انطباق کافی نیست. در مورد این پیامبر در سوره انبیاء هم اشاره ای شده که ظاهر آن آیه نیز نمیتواند در این مورد کمکی بنماید (و اسمعیل و ادریس و ذا الكفل كل من الصابرین. و ادخلناهم فی رحمتنا انهم من الصالحین). از مجموع دو سوره میتوان دریافت که ادریس صادق و صابر و صالح بوده است و به این دلیل خداوند او را در رحمت خود داخل نموده و به مكان بلندی رفعتش داده است (و رفعناه مكاناً علیاً).
با وجود این که از اشارات فوق نمیتوان نکته ای در رابطه با «صلوة» و دعا و مناجات و ... که سیاق اصلی سوره میباشد، پیدا کرد، اما از دو آیه بعد که جنبه نتیجه گیری و جمع بندی این سری آیات مربوط به انبیاء را دارد میتوان هماهنگی اخلاقي ادریس (ع) را با سایر انبیاء توصیف شده در سوره دریافت نمود. (...اذا تتلی علیهم آیات الرحمن خروا سجدا و بکیاً). در اینجا به زمین سجده افتادن و گریستن پس از تلاوت آیات «رحمن» مشخصه عمومی انبیایی معرفی شده که در این سوره به پیامبر (ص) فرمان داده شده از آنها در کتاب یاد کند (و اذکر فی الكتاب...).
*
اکنون اگر خواسته باشیم در چارچوب مفهوم وسیع «صلوة»، کلماتی را که در مورد انبیاء توصیف شده، به کار رفته است در کنار هم قرار دهیم و نظام و سیستم واحدی را
۱. تعداد این انبیاء بجز حضرت مریم ۱۰ نفر میباشد (زکریا، یحیی، مریم، عیسی، ابراهیم، اسحق، یعقوب، موسی، هارون، اسمعیل، ادریس) علی نبینا و علیهم السلام
تصور نماييم كه ارتباط كلمه مركزى صلوة را با اعمالى كه از آن ناشى مى شود، دريافت نماييم مى توانيم شكل زير را ترسيم نماييم. همه اين اعمال بازتاب رحمت پروردگار "رحمن" در وجود انبياء است، آنها از طريق "صلوة" كه نقطه مركزى اعمال ذكر شده است، حق بندگانى خود را در برابر "رحمن" بجاى آورند و به رشد رسيدند.

کلمات کلیدی
در این سوره مانند سورههای دیگر برخی از کلمات کاربرد بیشتری پیدا کردهاند که توجه به این امر میتواند تمرکز و عنايت سوره را نسبت به موضوعات موردنظر نشان دهد. در این جا به عنوان نمونه چند موضوع مطرح شده است که رابطه موارد مختلف کاربرد یک کلمه را در کل سوره نشان دهد. برای این امر آیات موردنظر را زیرهم مینویسیم و به ارتباط فيما بين دقت مینماييم. اين آيات معمولاً يكديگر را تفسير مى كنند و ابهام و اشكال را رفع مینمايند. اولين كلمه اى كه انتخاب مى كنيم "رحمن" است.
به طور کلی
به طور کلی
اعراب جاهلت «الله» را قبول داشتند و او را خالق خود و همه هستی میشناختند، اما
معتقد بودند «الله» فقط خالق است و رابطه ای با انسانها ندارد. و چون دور از تصور و
دسترس انسانها است، باید متوسل به شفیعانی مثل: بت ها، ملائک، جن ها و افرادی از بشر
شد که خداوند ولايت يا تدبير اموری از جهان را به آنها سپرده است. به اين ترتيب مشركين
بجای اين که با خدای «رحمن» از طريق «صلوة» رابطه برقرار کنند، با انكار رحمن ١ دل به
بت ها يا واسطههایی میبستند و برای آنها نذر و نیاز و قربانی و عبادت میکردند. در اين
سوره نشان میدهد که خداوند «رحمن» است. یعنی پس از خلقت او را رها نکرده دائما سايه
رحمتش را بر او گسترده است. انسان نيز برخلاف تصور مشركين مجبور نیست واسطهها
را عبادت کند، بلکه مستقيما از طريق دعا و عبادت و استغفار و مناجات و توبه و ... میتواند
به خدا نزدیک شود.
(۶) آیه (۲) ذکر رحمت ریک عبده زکریا (زکریا)
(۳۰) قال انی عباد الله اتینی الكتاب ... (عیسی)
(۳۶) وان الله ربی و ربکم فاعبدوه (از زبان حضرت محمد (ص))
۱. برخی از آیات قرآن صریحا نشان میدهد مشركين با اين که به «الله» معتقد بودند، رحمن را انكار میکردند. از
جمله: انبياء ۳۶ (و هم بذ کر الرحمن کافرون)، رعد ۳۰ (و هم یکفرون بالرحمن) فرقان ۶۰ (و اذا قيل لهم
اسجدوا للرحمن قالوا و ما الرحمن)، اسراء ۱۱۰ (قل ادعوا الله او ادعوا الرحمن)، زخرف ۳۳ (لجعلنا لمن يكفر
بالرحمن ...) و ۳۶/۱۵ - ۴۳/۴۵ - ۶۷/۲۹ و ...
نداء
دعا
آیه (۴) ... ولم اکن بدعائک رب شقیا (از زبان زکریا)
(۴۸) ... و ادعوا ربی عسی الا اکون بدعاء ربی شقیا (از زبان زکریا)
مسئله «عبادت» از عمده ترین موضوعات مطرح شده در سوره میباشد که رابطه مستقیم با کلمات «رحمن» و صلوة دارد. معنای لغوی این کلمه، تسلیم شدن و هموار کردن موانع و مقاومتهای نفس است، همانطور که برای عبور اتومبیل جاده تسطیح میشود تا اصطکاک و مقاومت با صاف کردن دست اندازها و پستی و بلندیها بحداقل برسد، و این کار را «عَبْدُ الطَّرِيق» میگویند، عبادت انسان هموار کردن موانع نفسانی و مخالفتهایی است که در برابر فرامین الهی سر میزند. عبادت گرچه در قالب اوراد و حرکاتی مثل نماز، دعا، مناجات، تسبیح و ... انجام میشود، ولی در واقع از احساس و ادراکی ناشی میشود که انسان خود را جزیی از عالم بیکران میبیند و میخواهد با گردن نهادن به فرامین الهی و تسلیم شدن در برابر مشیت و تقدیر پروردگار حکیم، با بقیه مخلوقات هماهنگ شود و همه منیتهای مستکبرانه خود را، که موانع پذیرش فرامین الهی هستند زیر پا نهند.
در ابتدای سوره، زکریا را به عنوان عبد معرفی مینماید (ذکر رحمت ربک عبده زکریا) و اولین کلام عیسی بن مریم را (علیرغم ادعای مسیحیان) عبد خدا بودن نقل میکند (قال انی عبدالله اتینی الکتاب...). وقتی از ابراهیم یاد میکند انتقادهای او را به پدرش به خاطر عبارات بت ها و شیطان و کناره گیری اش را از معبودهای آنها مطرح میسازد و در جابجای سوره عبادت رب العالمین را که پروردگار همه مردم و آسمانها و زمین است، فرمان میدهد. و بالاخره در نشته پس از مرگ، از وعدههایی که خداوند در بهشت برای عباد خود مهیا ساخته و انکار مشرکین را نسبت به معبودهای دوران حیات یاد میکند و سرانجام در اواخر سوره (آیه ۹۳) تاکید مینماید که همه موجودات عالم به عبودیت خداوند روی میآورند (ان کل من فی السموات والارض الا اتی الرحمن عبد).
از جمله موضوعات مهم در این سوره، تقوی میباشد که جمعاً شش بار به آن توجه شده است:
(۹۷) فانما پسرناه بلسانک لتبشر به المتقین و تنذر به قوما لداً
آیه اول در شان حضرت یحیی (ع) است و آیه دوم از زبان حضرت مریم، سه آیه بعد بهشت ابدی، نجات از آتش و به مهمانی خدا در آمدن در روز حشر را اختصاص به متقین میدهد و بالاخره در آخرین آیه آسان کردن قرآن را بزبان پیامبر اکرم (ص) برای بشارت به متقین میشمرد. (دو آیه آخر جمع بندی سوره محسوب میشود).
امر و قضای الهی - در این سوره چهار بار به موضوع «قضای امر» اشاره شده که بسیار قابل توجه و ملاحظه میباشد. آیه ۳۵ (سبحانه اذا قضی امراً فانما يقول له کن فیكون) - آیه ۳۹ (انذرهم یوم الحسرة اذ قضی الامر) - آیه ۲۱ (و کان امراً مقضیاً) - آیه (۷۱) وان منكم الا واردها کان على ربک حتماً مقضیاً.
سال نزول
آیات سوره مریم در سالهای میانی دوران بعثت در مکه نازل شده است. مطابق محاسبات کتاب سیر تحول قرآن، آیات ابتدای سوره تا آیه ۷۵ (به استثنای ۷ آیه ۳۴ تا ۴۰ که مثل جمله معترضه ای آهنگ متفاوتی دارد) مربوط به سال هفتم بعثت است (۳/۴ سوره) و ربع باقیمانده (آیات ۷۶ تا ۹۸) که به موضوع تنذیر آخرت در برابر شرک تعلق دارد مربوط به سال چهارم بعثت میباشد. در مورد این سوره نیز همانند سایر سورهها، ترتیب نزول ملاک تدوین نبوده بلکه آیات موخر مقدم آمده است.
آهنگ آیات
تمامی ۹۸ آیه این سوره به استثنای ۷ آیه آن (۳۴ تا ۴۰) با حرف «الف» تدوین دار ختم میشوند. ۷ آیه استثنا که مانند جمله معترضه ای بین داستان عیسی بن مریم و حضرت ابراهیم (ع) قرار گرفته، دقیقاً نتیجه گیری و مقصود از ولادت حضرت عیسی (ع) را بیان میکند و به نظر میرسد به همین دلیل برای جلب توجه بیشتر آهنگش تغییر یافته است، گرچه مطابق محاسبات جدول کتاب سیر تحول قرآن، این سری آیات یک سال بعد از آنلاین قرار گذاشت.
مقایسه با سوره کهف
دو سوره کهف و مريم که بدنبال هم قرار گرفتهاند، از جهات عدیدهای با یکدیگر مشابهت دارند که ذیل به برخی از این موارد اشاره میکنیم:
۱- عبادت - در هر دو سوره موضوع عبادت از محورهای اساسی میباشد، اما هر کدام از زاویه بخصوصی به این مسئله پرداختهاند. مشتقات این کلمه در سوره کهف ۶ بار و در سوره مريم ۱۲ بار بکار رفته است که بخصوص در دومی رقم بسیار بالایی است. آغاز هر دو سوره اشارهای به عبد دارد، در سوره کهف محمد (ص) را به صفت عبد خدا یاد میکند (الحمدلله الذی انزل علی عبده الکتاب) و در سوره مريم زکريا (ع) را (ذکر رحمت ربک عبده زکريا) - در هر دو سوره عبودیت غیر خدا مذمت شده است.
۲- رب - در هر دو سوره «ربویت» خداوند بیش از «الوهیت» او مورد توجه قرار گرفته است. به طوری که تعداد نام رب (به صورت مضاف) در سوره کهف و مريم ۳۷ و ۲۳ میباشد. در حالی که تعداد نام «الله» ۲۰ و ۸ است که در مجموع کمتر از نصف میباشد، همان طور که گفته شد، مشرکین به الله اعتقاد داشتند، اما ربویت او را که به تدبير دائمی حيات انسان و جهان ارتباط پیدا میکند قبول نداشتند. از آنجایی که مسئله توحید و قیامت (که در سوره کهف مورد بحث قرار گرفته) و رحمانیت و صلوة (که در سوره مريم موضوع اساسی را تشکیل میدهد) در چارچوب ربویت خداوند قرار دارد به این دلیل این سوره روی کلمه رب تاکید بیشتری نموده است.
۳- رحمت مخصوص - در هر دو سوره به رحمت ویژهای که از جانب خداوند به بعضی بندگان برگزیدهاش تعلق گرفته اشاره کرده است که ذیل عبارتند از:
کهف
مريم
در ضمن کلمات «لدن» و «عند» در هر دو سوره آمده است:
کهف: ربنا اتنا من لدنک رحمه - علمناه من لدنا علما - بأسأ شديدا من لدنه،
والباقيات الصالحات عند ربك
مریم: وهب لی من لدنک رحمه - حنانا من لدنه - کان عند ربه مرضيا - ام اتخذ
عند الرحمن عهدا - عند ربك
۴- ذکر - مشتقات ذکر در سوره کهف ۶ بار (آیات ۲ - ۵ - ۱۶ - ۴۱ - ۵۱ - ۵۴)
و در سوره مریم ۷ بار (آیات ۲۴ - ۲۸ - ۵۷ - ۶۳ - ۷۰ - ۸۳ - ۱۰۱) آمده است که
در هر دو مورد قابل توجه میباشد.
۵- جعل - این کلمه در سوره کهف ۱۵ بار و در سوره مریم ۸ بار تکرار شده است
که قابل ملاحظه و بررسی میباشد. جعل الهی معنای خاصی دارد که باید توجه
داشت.
۶- با قیات الصالحات
نیمه دوم آیات ۴۶ سوره کهف و ۷۶ سوره مریم به ترتیب ذیل مشابه هستند:
بخش دوم هر دو آیه تقریبا با هم انطباق دارند. اما بخش اول آنها به تناسب سوره
تغییر کرده است، در سوره کهف به دلیل آنکه دلبستگی به زینت دنیا مذمت شده
صحبت از مال و بنون رفته ولی در سوره مریم که بحث از رحمن و صلوة است، هدایت
پذیری (اهتداء) موردنظر قرار گرفته است. درضمن جمله باقيات الصالحات منحصراً
در این دو سوره به کار رفته است.
۷- اعتزال - کنار گیری از معتقدات و فرهنگ منحط وجاهلی، قدم نخست برای
حرکت بسوی خدا محسوب میشود. در سوره کهف از کنار گیری جوانان آگاه و
مومن یاد میکند (واذاعت زلتموهم و ما يعبدون من دون الله فاووا الى الكهف) و در
سوره مریم از کنار گیری حضرت مریم (ع) (اذ انتبذت من اهلها مكانا شرقيا) و
کنار گیری حضرت ابراهیم (ع) (واعتزلكم و ما تدعون من دون الله وادعوا ربی ... فلما
اعتزلهم و ما يعبدون من دون الله ...)
ارتباط سورههای مريم و طه (۲۰ و ۱۹)
۱- آيه ماقبل آخر سوره مريم آسان کردن قرآن را بزبان پيامبر اکرم، برای بشارت متفقین و انذار مردم معاند و لجباز میشمارد و اولین آيه سوره طه نیز نازل کردن قرآن را بر آن حضرت، نه برای به رنج افتادن، که برای بیدار کردن مردم خدا ترس بیان میکند. بنابراین موضوع نقش قرآن برای بشارت و انذار و یادآوری، محور متصل کننده مباحث دو سوره میتواند محسوب گردد، وقتی رسالت پيامبر بشارت و انذار و تذکر باشد، دیگر تکلف و برنج افتادن برای هدایت آنها ضرورتی ندارد.
مريم (۹۷) فانمايسرناه بلسانک لتبشر به المتفقین و تنذر به قوماً لداً. طه (۲) ما انزلنا عليك القرآن لتشتق - الا تذكرة لمن يخشی.
۲- آخرین آيه سوره مريم هشداری است به منکرین رسالت پيامبر با یادآوری اقوام گمراهی که بهلاکت رسيده و کوچکترین اثر و صدائی از آنان دیده و شنیده نمیشود. این اشارو اجمالی و سربسته را در سوره طه با شرح مفصل داستان حضرت موسی و رسالتش برای رفتن نزد فرعون و نجات بنی اسراييل تعقیب مینماييم و مهم ترین مورد و مصداق هلاکت اقوام منحرف را در قوم فرعون میياييم، به این ترتیب بطور کاملاً طبیعی و قابل انتظار، داستان موسی و فرعون بدنبال سوره مريم آمده است.
۳- نام «رحمن» مشخصه اصلی سوره مريم است که ۱۶ بار در آن تکرار گردیده است (نزدیک به یک سوم کاربرد این نام در کل قرآن) به طوریکه در ۱۴ آيه انتهایی این سوره ۷ بار بطور کاملا چشمگیری رحمانیت عام خداوند را مطرح کرده است، در سوره طه نیز، در همان ابتدا، تنزیل قرآن را از جانب آفريننده زمین و آسمانهای بلند، بدلیل رحمن بودن خالق که اداره جهان هستی به يد قدرت او است توجیه مینماید:
نام رحمن در سوره طه نیز ۴ بار تکرار شده است که پس از سورههای مريم (۱۶ بار) و زخرف (۷ بار) بیش از بقیه سورهها میباشد (البته مساوی سورههای ۲۰ - ۲۱ - ۳۶ - ۶۷)، به این ترتیب میتوان گفت موضوع رحمانیت عام خداوند از وجوه مشترک و متصل کننده دو سوره میباشد که در سوره مريم تجلی این رحمانیت را در عنايتي که به انبياء سلف شده (حضرت عيسى، زكريا، يحيى، مريم و ...) مشاهده
۱. در کل قرآن نام رحمن ۵۷ بار تکرار شده است و تنها در سوره مريم است که مرتباً آثار پر برکت این نام جلوه میکند و بر آن بطور متمرکزی تاکید میشود.
مینماییم و در سوره طه در پیامبر اسلام و حضرت موسی.
۴- در اواخر سوره مریم از عبودیت و فرمانبری مطلق تمامی موجودات آسمانها و زمین از خداوند «رحمن» یاد میکند (آیه ۹۳) و در سوره طه (آیات ۴ و ۶) از آفرینش زمین و آسمانهای بلند برافراشته و تعلق کامل آنها و آنچه بین آنها و زیر زمین است به خداوند رحمن. بنابراین موضوع «سموات والارض» نیز از مسائل ربط دهنده میان دو سوره میباشد.