آیزاک نیوتون از ارجاعهای اشخاص و شخصیتها است که در این صفحه از راه ۱۵۹ بخش مرتبط و حدود ۱۱۹۵ دقیقه گفتار پیگیری میشود.
معرفی
آیزاک نیوتون (Isaac Newton) در چهارم ژانویه ۱۶۴۲ در وولستورپ، لینکلنشر انگلستان متولد شد و در ۳۱ مارس ۱۷۲۷ در کنزینگتون درگذشت. او ریاضیدان، فیزیکدان، ستارهشناس و فیلسوف طبیعی بود که بهعنوان یکی از تأثیرگذارترین دانشمندان تاریخ شناخته میشود. نیوتون در دانشگاه کمبریج تحصیل کرد و بعدها به مقام استادی همان دانشگاه رسید. کتاب مشهور او با عنوان «اصول ریاضی فلسفه طبیعی» که در سال ۱۶۸۷ منتشر شد، پایههای مکانیک کلاسیک را بنا نهاد و قوانین حرکت و قانون گرانش عمومی را صورتبندی کرد. این اثر نهتنها حرکت اجسام روی زمین، بلکه مدار سیارات و اجرام آسمانی را نیز با دقتی بیسابقه تبیین میکرد و برای بیش از دو سده چارچوب اصلی فیزیک باقی ماند.
در کنار دستاوردهای علمی، نیوتون بخش بزرگی از زندگی خود را وقف پژوهشهای الهیاتی و تفسیر متون مقدس کرد. او رسالههای متعددی درباره کتاب مقدس، گاهشماری تاریخ باستان و نقد آموزه تثلیث نوشت. برخلاف تصویری که برخی روایتهای مدرن از او بهعنوان نماد جدایی علم از دین ارائه میدهند، نیوتون عمیقاً معتقد بود که مطالعه طبیعت راهی برای شناخت خالق است و قوانین فیزیکی را تجلی اراده الهی در جهان میدانست. او در نوشتههای خود تصریح میکند که نظام خورشید و سیارات بدون دخالت یک عقل مدبر نمیتواند پایداری خود را حفظ کند. این باورها نشان میدهد که پروژه علمی نیوتون نه در تقابل با دین، بلکه در دل یک جهانبینی عمیقاً دینی شکل گرفته بود.
بخش مهمی از میراث نیوتون به مفهومسازی و نامگذاری مفاهیم بنیادین علم مربوط میشود. او واژگانی مانند «قانون» را از حوزه حقوق و الهیات به طبیعت منتقل کرد و از تعبیر «کشف» برای توصیف کار دانشمند بهره گرفت. این انتخابهای زبانی تصادفی نبودند؛ نیوتون با بهکارگیری اصطلاح «قانون» برای طبیعت، در واقع این ایده را تثبیت میکرد که جهان بر اساس احکامی ثابت و تغییرناپذیر اداره میشود که از سوی یک قانونگذار الهی وضع شدهاند. این مفهومسازی بعدها در فلسفه کانت نیز بازتاب یافت، جایی که قوانین طبیعت بهعنوان شرایط پیشینی شناخت انسان از جهان پدیدار مطرح شدند. بدین ترتیب، واژگانی که نیوتون برگزید، مسیر فلسفه علم را برای نسلهای بعدی شکل داد.
با وجود این، در سدههای هجدهم و نوزدهم روایتی تحریفشده از دستاوردهای نیوتون شکل گرفت که بعدها «افسانه نیوتون» نامیده شد. بر اساس این افسانه، نیوتون با کشف قوانین مکانیکی، جایی برای خدا در جهان باقی نگذاشت و علم را از دین جدا کرد. این روایت که در گفتار لاپلاس و برخی روشنگران فرانسوی تقویت شد، تصویری از نیوتون بهعنوان منادی یک جهان کاملاً مادی و خودبسنده ترسیم میکرد. اما بررسی نوشتههای اصلی نیوتون نشان میدهد که او خود هرگز چنین نتیجهای نگرفت و اتفاقاً از نظم مکانیکی جهان بهعنوان برهانی بر وجود خدا استفاده میکرد. این شکاف میان نیوتون واقعی و تصویر افسانهای او، یکی از موضوعات مهم در بازخوانی تاریخ علم است.
افسانه نیوتون
در درسگفتارها، «آیزاک نیوتون» در مسیرهای مشخصی دنبال میشود: افسانه پیشرفت، مفهومسازی، واژه و نامگذاری، بیت و اختراع قوانین و واژهی کشف.
در مجموعه «جدایی علم از دین»، جلسه «مروری دوباره بر توهم لاپلاسی»، بخش «افسانه پیشرفت»، موضوع «آیزاک نیوتون» در زمینهٔ افسانه پیشرفت، ایمان، معاد، نور و پوشش قرار میگیرد. بخش «افسانه پیشرفت» را در پیوند با «نور، پوشش، گالیله، ایمان» صورتبندی میکند. نمونههای «ارسطو، دکارت، لاپلاس، آدم» برای بازیابی و تفکیک محتوای بخش حفظ شدهاند. حرکت درونی بخش از نیوتن، قوانین، پرینسیپیا، فیزیک و ایمان عبور میکند و این نشانهها را به افسانه پیشرفت، ایمان، معاد، نور و پوشش پیوند میزند. به این ترتیب، مسیر بحث از عنوان جلسه به مسئلهٔ خاص همین بخش میرسد و جایگاه «آیزاک نیوتون» را در همان زنجیره روشن میکند. نمونهها و نامهای همراه بحث، ارسطو، دکارت، لاپلاس، گالیله و روم هستند و نشان میدهند بخش از سطح نامبردن عبور میکند. بنابراین سهم «آیزاک نیوتون» در این بخش از دل همین استدلال و نمونهها فهمیده میشود، نه از معنایی بیرون از گفتار. [۱]
در مجموعه «فلسفه متن مقدس»، جلسه «آیه بیّنه، نامگذاری و مفهوم سرساین»، بخش «مفهومسازی، واژه و نامگذاری»، موضوع «آیزاک نیوتون» در زمینهٔ مفهومسازی، واژه و نامگذاری، مفهوم سازی، واژه و نام گذاری، آیات بیّنات، ایمان و زبان قرار میگیرد. بخش «مفهوم سازی، واژه و نام گذاری» را در پیوند با «زبان، معجزه، ایمان، نور» صورتبندی میکند. نمونههای «هیوم، لاپلاس، ایزوتسو، بدیو» برای بازیابی و تفکیک محتوای بخش حفظ شدهاند. حرکت درونی بخش از جهان، نگاه، بینی، آیات بیّنات و ایمان عبور میکند و این نشانهها را به مفهومسازی، واژه و نامگذاری، مفهوم سازی، واژه و نام گذاری، آیات بیّنات، ایمان و زبان پیوند میزند. به این ترتیب، مسیر بحث از عنوان جلسه به مسئلهٔ خاص همین بخش میرسد و جایگاه «آیزاک نیوتون» را در همان زنجیره روشن میکند. نمونهها و نامهای همراه بحث، ایزوتسو، بدیو، لاپلاس، هیوم و حوا هستند و نشان میدهند بخش از سطح نامبردن عبور میکند. بنابراین سهم «آیزاک نیوتون» در این بخش از دل همین استدلال و نمونهها فهمیده میشود، نه از معنایی بیرون از گفتار. [۲]
در مجموعه «آینده علم و خداگرایی»، جلسه «پارادایم سوم و آینده علم پس از طبیعتگرایی»، بخش «بیت»، موضوع «آیزاک نیوتون» در زمینهٔ بیت، انس، خدا، دین و علم قرار میگیرد. بخش به «بیت» میپردازد و آن را با بیت، انس، خدا، دین و علم در محدودهٔ همان گفتار صورتبندی میکند. حرکت درونی بخش از نیوتن، داستان، زمین، اشتباه و انس عبور میکند و این نشانهها را به بیت، انس، خدا، دین و علم پیوند میزند. به این ترتیب، مسیر بحث از عنوان جلسه به مسئلهٔ خاص همین بخش میرسد و جایگاه «آیزاک نیوتون» را در همان زنجیره روشن میکند. نمونهها و نامهای همراه بحث، انیشتین، دکارت، پوپر، گالیله و انگلیس هستند و نشان میدهند بخش از سطح نامبردن عبور میکند. بنابراین سهم «آیزاک نیوتون» در این بخش از دل همین استدلال و نمونهها فهمیده میشود، نه از معنایی بیرون از گفتار. [۳]
در مجموعه «مفاهیم و واژگان قرآن»، جلسه «مفهوم واژهی شرک، قانون و الحاد مدرن»، بخش «اختراع قوانین و واژهی کشف»، موضوع «آیزاک نیوتون» در زمینهٔ اختراع قوانین و واژهی کشف، انس، بیت، خلق و خیر قرار میگیرد. در بخش، «اختراع قوانین و واژهی کشف» محور بحث است. مثال جاذبه، مثال جالبی برای موهوم بودن است زیرا بعدا معلوم شده است که چیزی به اسم جاذبه اصلا وجود هم ندارد. یعنی آن موجودی که معلوم نبود از کجا آمده و نمی دانستیم چرا مثلا اجرام با عکس مجذور فاصله همدیگر را جذب میکنند، نمی دانستیم این جذب کردن یعنی چه. حرکت درونی بخش از جهان، قانون، قوانین، منظم و انس عبور میکند و این نشانهها را به اختراع قوانین و واژهی کشف، انس، بیت، خلق و خیر پیوند میزند. به این ترتیب، مسیر بحث از عنوان جلسه به مسئلهٔ خاص همین بخش میرسد و جایگاه «آیزاک نیوتون» را در همان زنجیره روشن میکند. نمونهها و نامهای همراه بحث، انیشتین، فایرابند، لاپلاس، نیوتون و سبا هستند و نشان میدهند بخش از سطح نامبردن عبور میکند. بنابراین سهم «آیزاک نیوتون» در این بخش از دل همین استدلال و نمونهها فهمیده میشود، نه از معنایی بیرون از گفتار. [۴]
در مجموعه «جدایی علم از دین»، جلسه «رد فرضیه جدایی در قرون شانزده و هفده، مدلسازی ریاضی در پارادایم دوم، و تشریح توهم لاپلاسی»، بخش «نقش نیوتون در شروع مسیر منجرشونده به توهم بزرگ»، موضوع «آیزاک نیوتون» در زمینهٔ نقش نیوتون در شروع مسیر منجرشونده به توهم بزرگ، ادامه پیدا کرد، تاریخ، حساب و شیر قرار میگیرد. بخش به «نقش نیوتون در شروع مسیر منجرشونده به توهم بزرگ» میپردازد و زیرموضوعهایی مانند طبیعت، علم، حساب و تاریخ را صورتبندی میکند. روند بحث، نسبت میان لاپلاس، دکارت، علی، طبیعت، علم را در همان بدنهٔ گفتار پی میگیرد و از مثالها و ارجاعات متن برای روشن کردن محور بخش استفاده میکند. حرکت درونی بخش از دکارت، مکانیکی، حرکت، قوانین و ادامه پیدا کرد عبور میکند و این نشانهها را به نقش نیوتون در شروع مسیر منجرشونده به توهم بزرگ، ادامه پیدا کرد، تاریخ، حساب و شیر پیوند میزند. به این ترتیب، مسیر بحث از عنوان جلسه به مسئلهٔ خاص همین بخش میرسد و جایگاه «آیزاک نیوتون» را در همان زنجیره روشن میکند. نمونهها و نامهای همراه بحث، دکارت، لاپلاس، علی، علم و تکنولوژی هستند و نشان میدهند بخش از سطح نامبردن عبور میکند. بنابراین سهم «آیزاک نیوتون» در این بخش از دل همین استدلال و نمونهها فهمیده میشود، نه از معنایی بیرون از گفتار. [۵]
در مجموعه «جدایی علم از دین»، جلسه «فضای قرن هجدهم، توهم لاپلاسی و دانشمند به مثابه روحانی»، بخش «توهم لاپلاسی»، موضوع «آیزاک نیوتون» در زمینهٔ توهم لاپلاسی، لاپلاس، خدا، داده و داستان قرار میگیرد. محور بخش «لاپلاس» را در پیوند با لاپلاس، داده، علم صورتبندی میکند. در متن، نسبت کانت، دکارت، نظریه تکامل، آدم با مسئله اصلی روشن میشود و مرز بحث از سطح کلی جلسه به سطح یک بخش مستقل محدود میماند. حرکت درونی بخش از قانون، انجام، تبیین، جاذبه و تاریخ عبور میکند و این نشانهها را به توهم لاپلاسی، لاپلاس، خدا، داده و داستان پیوند میزند. به این ترتیب، مسیر بحث از عنوان جلسه به مسئلهٔ خاص همین بخش میرسد و جایگاه «آیزاک نیوتون» را در همان زنجیره روشن میکند. نمونهها و نامهای همراه بحث، دکارت، لاپلاس، کانت، یونان و نظریه تکامل هستند و نشان میدهند بخش از سطح نامبردن عبور میکند. بنابراین سهم «آیزاک نیوتون» در این بخش از دل همین استدلال و نمونهها فهمیده میشود، نه از معنایی بیرون از گفتار. [۶]
در جمعبندی، «آیزاک نیوتون» در امتداد افسانه پیشرفت، مفهومسازی، واژه و نامگذاری، بیت، اختراع قوانین و واژهی کشف و نقش نیوتون در شروع مسیر منجرشونده به توهم بزرگ معنا میگیرد. مسیر شواهد در جدایی علم از دین، فلسفه متن مقدس، آینده علم و خداگرایی و مفاهیم و واژگان قرآن نشان میدهد که بحث از نامبردن ساده فراتر میرود و به شبکهٔ مسئلههایی میرسد که خود درسگفتارها ساختهاند.
گفتارها
| تیتر بخش | سری | جلسه | تیتر جلسه | زمان |
|---|---|---|---|---|
| افسانه نیوتون | جدایی علم از دین | ۴ | مروری دوباره بر توهم لاپلاسی | ~۷۳ دقیقه |
| افسانه نیوتون | جدایی علم از دین | ۳ | فضای قرن هجدهم و ادعا بودن افسانه نیوتن | ~۴۴ دقیقه |
| تحولات فیزیک در قرن بیستم، ابطال فیزیک نیوتونی | جدایی علم از دین | ۱۲ | فلسفه و علم در دوران مدرن | ~۴۰ دقیقه |
| نقش نیوتون در شروع مسیر منجرشونده به توهم بزرگ | جدایی علم از دین | ۲ | مرور جلسه گذشته و رد فرضیه جدایی در قرون شانزده و هفده | ~۳۴ دقیقه |
| ساختار انقلاب های علمی | جدایی علم از دین | ۹ | اصلاً ساینس یعنی چه؟ و تحولات نظری و سخت افزار معیشت | ~۳۱ دقیقه |
| علم و طبیعت | فلسفه متن مقدس | ۷ | مفهوم جدید معجزه و نسبی بودن نشانه | ~۱۹ دقیقه |
| تحولات مهم قرن نوزدهم | جدایی علم از دین | ۸ | نکاتی درباره بحث جلسه گذشته | ~۱۹ دقیقه |
| نسبیت نشانه و نسبت آن با علم و جنسیت | فلسفه متن مقدس | ۴ | پرسشهای پژوهشی فلسفه دین و متون مقدس | ~۱۶ دقیقه |
| نقد علمگرایی و بررسی نسبت علم و دین - تبعات عملی خداباوری فلسفی: توحید افعالی و نسبت آن با اختیار انسان | فلسفه متن مقدس | ۶ | تعریف سهشرطی و نقد جهان لاپلاسی | ~۱۵ دقیقه |
| پزشکی، قرون وسطی و افسانهٔ تاریکی کامل / تفصیل بیشتر دربارهٔ توهم تعارض علم و دین | تفسیر سوره حج | ۱۷ | مخالفان دین، منطق کتاب و نقد تصویر مدرن از ایمان | ~۱۴ دقیقه |
| افسانه پیشرفت | جدایی علم از دین | ۴ | مروری دوباره بر توهم لاپلاسی | ~۱۴ دقیقه |
| پایگاه روشی فیزیکالیستی علم معاصر | روانکاوی و فرهنگ | ۶ | دین، علم و نقدهای اصلی به فروید | ~۱۳ دقیقه |
| تحولات ریاضیاتی در فهم قوانین طبیعت با گالیله، دکارت و لایبنیتس | جدایی علم از دین | ۲ | مرور جلسه گذشته و رد فرضیه جدایی در قرون شانزده و هفده | ~۱۳ دقیقه |
| نقش تجربه دینی و شهود در خداباوری | آینده علم و خداگرایی | ۲ | پارادایم سوم و آینده علم پس از طبیعتگرایی | ~۱۲ دقیقه |
| از نیوتون تا لاپلاس | جدایی علم از دین | ۲ | مرور جلسه گذشته و رد فرضیه جدایی در قرون شانزده و هفده | ~۱۱ دقیقه |
| تعارض علم و متون دینی در گزارههای ناظر به طبیعت | دفاع عقلانی از دین | ۲۷ | تعارض علم و متون دینی در گزارههای ناظر به طبیعت | ~۱۱ دقیقه |
| نقد علمگرایی و بررسی نسبت علم و دین - نسبت توحید افعالی با دعا و قانون علیت | فلسفه متن مقدس | ۶ | تعریف سهشرطی و نقد جهان لاپلاسی | ~۱۱ دقیقه |
| دین | آینده علم و خداگرایی | ۲ | پارادایم سوم و آینده علم پس از طبیعتگرایی | ~۱۱ دقیقه |
| ژانر جدید برای نویسندگی و اجتناب از تجدیدنظر در پیشفرضها | جدایی علم از دین | ۱۲ | فلسفه و علم در دوران مدرن | ~۱۰ دقیقه |
| توهم لاپلاسی | جدایی علم از دین | ۳ | فضای قرن هجدهم و ادعا بودن افسانه نیوتن | ~۹ دقیقه |
| تفاوت زمانهی علمی فروید با عصر حاضرپیوند معتبر در منبع یافت نشد؛ این ردیف برای بازبینی پرچم شد. | درسگفتارهای روانکاوی و فرهنگ | ۶ | دین، علم و نقدهای اصلی به فروید | ~۹ دقیقه |
| فلسفۀ علم پوپر | تفسیر سوره نور | ۱۸ | غیب و شهود، قدرت و زیبایی، ابتغای رزق و ارتقای شغل | ~۸ دقیقه |
| سویهی کشف حقیقت در علم | مقدمهای بر فهم قرآن | ۳ | قرآن و دانش (science) | ~۸ دقیقه |
| فواید علم گرایی – فواید بی معنایی | جدایی علم از دین | ۱۱ | تبیین عملی و وارونگی داروینی | ~۸ دقیقه |
| نسبت قرآن با علم و نظریههای علمی | تفسیر سوره مریم | ۳ | دعای پنهانی زکریا برای وارث | ~۸ دقیقه |
و ۴۸ گفتار دیگر
| تیتر بخش | سری | جلسه | تیتر جلسه | زمان |
|---|---|---|---|---|
| تفاوت علم جدید و طبیعیات | تفسیر سوره مریم | ۵ | پاکی و نیکوکاری یحیی | ~۸ دقیقه |
| نیوتنگرایی | جدایی علم از دین | ۵ | شباهتهای بین علم و دین | ~۷ دقیقه |
| پیشفرض های متدولوژیک و آنتولوژیک در علم | جدایی علم از دین | ۸ | نکاتی درباره بحث جلسه گذشته | ~۷ دقیقه |
| هوش مصنوعی | جدایی علم از دین | ۱۲ | فلسفه و علم در دوران مدرن | ~۷ دقیقه |
| تحلیل روانکاوانه از انقلاب داروینی! | جدایی علم از دین | ۹ | اصلاً ساینس یعنی چه؟ و تحولات نظری و سخت افزار معیشت | ~۶ دقیقه |
| دین | آینده علم و خداگرایی | ۲ | پارادایم سوم و آینده علم پس از طبیعتگرایی | ~۶ دقیقه |
| دیگر تفاوتهای پارادایم اول و دوم | جدایی علم از دین | ۲ | مرور جلسه گذشته و رد فرضیه جدایی در قرون شانزده و هفده | ~۶ دقیقه |
| بررسی مفهوم علم و تمایز آن از شبهعلم و متافیزیک | آینده علم و خداگرایی | ۱ | خداناباوری نو و نسبت علم با خداگرایی | ~۶ دقیقه |
| علم جدید و مسئله معجزه | فلسفه متن مقدس | ۲ | قصد مؤلف، مداخله الهی و مسئله معجزه | ~۶ دقیقه |
| نسبیت نشانه و نسبت آن با علم و جنسیت | فلسفه متن مقدس | ۴ | پرسشهای پژوهشی فلسفه دین و متون مقدس | ~۶ دقیقه |
| بررسی متون تقریباً همزمان با نیوتن | جدایی علم از دین | ۷ | علت شروع جلسات و در آستانۀ قرن نوزدهم | ~۶ دقیقه |
| جعبه سیاه | جدایی علم از دین | ۵ | شباهتهای بین علم و دین | ~۶ دقیقه |
| نقد علمگرایی و بررسی نسبت علم و دین - داستان حضرت یوسف(ع) و تحلیل مفهوم عصمت | فلسفه متن مقدس | ۶ | تعریف سهشرطی و نقد جهان لاپلاسی | ~۶ دقیقه |
| بررسی مفهوم علم و تمایز آن از شبهعلم و متافیزیک | آینده علم و خداگرایی | ۲ | پارادایم سوم و آینده علم پس از طبیعتگرایی | ~۶ دقیقه |
| شروع قرن نوزدهم | جدایی علم از دین | ۷ | علت شروع جلسات و در آستانۀ قرن نوزدهم | ~۵ دقیقه |
| تفکیک جهان بینی نیوتن گرا از موفقیت های علمی | جدایی علم از دین | ۶ | خلاصهای از آنچه گذشت و اهداف سه گانه | ~۵ دقیقه |
| نکاتی درباره طبیعی گرایی | جدایی علم از دین | ۸ | نکاتی درباره بحث جلسه گذشته | ~۵ دقیقه |
| تحولات نظری و سخت افزار معیشت | جدایی علم از دین | ۹ | اصلاً ساینس یعنی چه؟ و تحولات نظری و سخت افزار معیشت | ~۵ دقیقه |
| پایگاه روشی فیزیکالیستی علم معاصرپیوند معتبر در منبع یافت نشد؛ این ردیف برای بازبینی پرچم شد. | درسگفتارهای روانکاوی و فرهنگ | ۶ | دین، علم و نقدهای اصلی به فروید | ~۵ دقیقه |
| ماهیت فکتهای علمی | جدایی علم از دین | ۸ | نکاتی درباره بحث جلسه گذشته | ~۵ دقیقه |
| نکتۀ دوم: جهانبینی علمی | جدایی علم از دین | ۷ | علت شروع جلسات و در آستانۀ قرن نوزدهم | ~۵ دقیقه |
| وارونگی داروینی | جدایی علم از دین | ۹ | اصلاً ساینس یعنی چه؟ و تحولات نظری و سخت افزار معیشت | ~۵ دقیقه |
| نقد علمگرایی و بررسی نسبت علم و دین - بخش ۸ | فلسفه متن مقدس | ۶ | تعریف سهشرطی و نقد جهان لاپلاسی | ~۴ دقیقه |
| تشریح توهم لاپلاسی | جدایی علم از دین | ۲ | مرور جلسه گذشته و رد فرضیه جدایی در قرون شانزده و هفده | ~۴ دقیقه |
| تکملهٔ کوتاه دربارهٔ علم، آنیموس و تفاوت با هنر | روانکاوی و فرهنگ | ۵۲ | — | ~۴ دقیقه |
| نسبت سرمایهداری با علم و فرهنگ عمومی | تفسیر سوره حج | ۱۷ | مخالفان دین، منطق کتاب و نقد تصویر مدرن از ایمان | ~۴ دقیقه |
| طبیعت و علم | فلسفه متن مقدس | ۷ | مفهوم جدید معجزه و نسبی بودن نشانه | ~۴ دقیقه |
| علم شکست ناپذیر | جدایی علم از دین | ۱۱ | تبیین عملی و وارونگی داروینی | ~۳ دقیقه |
| مروری بر دو بدفهمی حاصل از نظریهی تکامل در تعارض با دین | دفاع عقلانی از دین | ۲۷ | تعارض علم و متون دینی در گزارههای ناظر به طبیعت | ~۳ دقیقه |
| جن در قرآن، ابلیس و داستان خلقت آدم | دفاع عقلانی از دین | ۳۳ | ایراد علمی به قرآن (مسئله جن) | ~۳ دقیقه |
| ابزارانگاری | جدایی علم از دین | ۵ | شباهتهای بین علم و دین | ~۳ دقیقه |
| بررسی برخی تبیینهای ممکن برای جدایی و دلایل مردود بودن آنها | جدایی علم از دین | ۲ | مرور جلسه گذشته و رد فرضیه جدایی در قرون شانزده و هفده | ~۳ دقیقه |
| دین | آینده علم و خداگرایی | ۱ | خداناباوری نو و نسبت علم با خداگرایی | ~۳ دقیقه |
| جن | آینده علم و خداگرایی | ۲ | پارادایم سوم و آینده علم پس از طبیعتگرایی | ~۳ دقیقه |
| علم، اطلاعات و «نور» بودن یا نبودن دانش جدید | تفسیر سوره حج | ۱۶ | تعارض شریعت و ساختار زندگی جدید | ~۳ دقیقه |
| ادامهٔ جعبه سیاه | جدایی علم از دین | ۵ | شباهتهای بین علم و دین | ~۳ دقیقه |
| مرور جلسات گذشته و بحث درباره خدا به عنوان موضوع اصلی دین و طرح بحث خداناباوری نو و نسبت علم با خداگرایی | آینده علم و خداگرایی | ۱ | خداناباوری نو و نسبت علم با خداگرایی | ~۳ دقیقه |
| ماده فعال | جدایی علم از دین | ۵ | شباهتهای بین علم و دین | ~۳ دقیقه |
| نقدهای پوپر به فرویدپیوند معتبر در منبع یافت نشد؛ این ردیف برای بازبینی پرچم شد. | درسگفتارهای روانکاوی و فرهنگ | ۶ | دین، علم و نقدهای اصلی به فروید | ~۳ دقیقه |
| ادعا بودن افسانه نیوتن | جدایی علم از دین | ۳ | فضای قرن هجدهم و ادعا بودن افسانه نیوتن | ~۳ دقیقه |
| نگاه علم و دین به طبیعت | دفاع عقلانی از دین | ۲۸ | تفاوت نگاه علم و دین به طبیعت | ~۳ دقیقه |
| شباهتهای بین علم و دین | جدایی علم از دین | ۵ | شباهتهای بین علم و دین | ~۳ دقیقه |
| نتیجه سری تعارضات گزارهای وجود نظر | تقابل علم و دین | ۰ | — | ~۲ دقیقه |
| تفکیک بخش گالیله ای انقلاب علمی | جدایی علم از دین | ۶ | خلاصهای از آنچه گذشت و اهداف سه گانه | ~۲ دقیقه |
| نقش تجربه دینی و شهود در خداباوری | آینده علم و خداگرایی | ۲ | پارادایم سوم و آینده علم پس از طبیعتگرایی | ~۲ دقیقه |
| علم به محاسبات تمایل دارد و خیلی با معانی کاری ندارد | دفاع عقلانی از دین | ۲۶ | بررسی دو بدفهمی حاصل از سنتز مدرن در تعارض نظریة تکامل و | ~۲ دقیقه |
| مرور جلسات گذشته و بحث درباره خدا به عنوان موضوع اصلی دین | جدایی علم از دین | ۱۱ | تبیین عملی و وارونگی داروینی | ~۲ دقیقه |
| نشانههای طبیعی، علم و مسئله جنسیت | فلسفه متن مقدس | ۷ | مفهوم جدید معجزه و نسبی بودن نشانه | ~۲ دقیقه |
دفاع عقلانی از دین
در روایت رایج از تعارض علم و دین، نام آیزاک نیوتون جایگاهی نمادین دارد: کسی که با کشف قوانین مکانیک، نظم کیهانی را از حیطهٔ ارادهٔ الهی خارج کرد و به قلمرو معادلات ریاضی سپرد. مفسر این تصویر را نه یک دستاورد علمی، بلکه یک «حرف تخیّلی نامربوط» میخواند و آن را چنین خلاصه میکند: «که نیوتون چگونگی نظم منظومهی شمسی را توجیه کرد، خداوند دست و پایش را از آنجا جمع کرد و گفتند که خب، حالا درمورد «جمعبندی نهایی: آینده علم و خداگرایی و امکان همزیستی» به وجود خد اعتقاد داریم» (دفاع عقلانی از دین، جلسهٔ ۹ — تبعات عملی التزام به خدای فلسفی) [۱۲]. در این تقریر، پیشرفت علم صرفاً حوزهٔ نفوذ خدا را جابهجا میکند، بیآنکه به پرسش بنیادیتری پاسخ دهد: خودِ قانون از کجا آمده است؟
همین پرسش، هستهٔ استدلال سخنران را در مواجهه با میراث نیوتون شکل میدهد. او تأکید میکند که علم تجربی، حتی در دقیقترین صورت آن، از جنس گزارههای شرطی است: «برای مثال اگر بپذیرید قوانین نیوتون (یعنی یک سری قوانین ریاضی با یک سری مفروضات) برقرار هستند آنگاه منظومهی شمسی مطابق آن قوانین منظّم حرکت میکند» (دفاع عقلانی از دین، جلسهٔ ۹ — تبعات عملی التزام به خدای فلسفی) [۹]. علم توضیح میدهد که اگر قوانینی را بپذیریم، چه رخ میدهد، اما دربارهٔ خودِ آن قوانین سکوت میکند. به بیان سخنران، «بدون این که [مفهوم قانون را] توضیح بدهید، چیزی را توضیح ندادهاید، بنابراین علم کلاً چیزی را توضیح نمیدهد» [۹]. نیوتون در این تصویر نه کسی که خدا را از معادله حذف کرد، بلکه کسی است که پرسش را یک گام به عقب برد، بیآنکه پاسخ نهایی را داده باشد.
برای روشنتر کردن این شکاف، مدرس به تبار تاریخی مفهوم «قانون طبیعی» اشاره میکند و ریشهٔ آن را در الهیات قرون وسطی جستوجو میکند: «مفهوم Law دربارهی Nature، یعنی قانون طبیعی، از قرون وسطی آمده که معقتد بودند خداوند قوانینی نوشته است، همان طور که مثلاً برای بشر قانون نوشته، برای طبیعت هم قانون نوشته است» (دفاع عقلانی از دین، جلسهٔ ۹ — تبعات عملی التزام به خدای فلسفی) [۱۱]. در آن بستر فکری، قانونمندی طبیعت نه جانشین خدا، بلکه نشانهٔ تدبیر او بود. اما وقتی خدای قانونگذار کنار گذاشته شود، قانون به موجودی بیریشه و بیهویت تبدیل میشود که هستیشناسی آن مبهم است. سخنران با ارجاع به نانسی کارترایت، فیلسوف علم ملحد، این تنش را تشدید میکند: «اگر خدا را قبول ندارید قانون را هم نباید قبول داشته باشید» [۱۱]. بدین ترتیب، حذف خدا از معادلهٔ نیوتونی، به حذف خودِ قانون میانجامد و انسان را به پرسش آغازین بازمیگرداند: اگر قانونی در کار نیست، نظم مشهود در طبیعت چگونه تبیین میشود؟
در این نقطه، مفسر دوگانهای را پیش مینهد که مستقیماً به جایگاه نیوتون در دفاع عقلانی از دین مربوط میشود: «پاسخ را میتوان داد که یا] خدایی هست که دارد این ها را حرکت میدهد یا باید مفهوم قانون را استفاده بکنید» [۱۰]. قوانین نیوتون، در این دوگانه، گزینهٔ دوم را نمایندگی میکنند؛ گزینهای که تا وقتی مفهوم قانون تبیین نشده، صرفاً یک قرارداد نظری باقی میماند. علم نیوتونی میگوید اگر این قوانین را بپذیرید، حرکت سیارات قابل پیشبینی است، اما هرگز نمیگوید چرا این قوانین برقرارند. سخنران با لحنی پرسشگر میافزاید: «این قوانین چرا برقرارند؟ » [۱۰]. این پرسش، مرز میان تبیین علمی و تبیین متافیزیکی را مشخص میکند و نشان میدهد که موفقیت نیوتون در توصیف نظم، نیاز به تبیین بنیاد آن را از بین نبرده است.
نکتهٔ قابل توجه آن است که مدرس از نیوتون نه به عنوان یک شخصیت تاریخی منفرد، بلکه به مثابهٔ نماد یک شیوهٔ تفکر بهره میگیرد؛ شیوهای که ذهن را به «غالبهای فکری مکانیکی» عادت میدهد و سپس همان چارچوب را بر تمام واقعیت تحمیل میکند. در گفتاری دیگر، او به این نکته اشاره میکند که مکانیک نیوتونی با آنکه از نظر فیزیک جدید «هیچ پایه اساسی ندارد»، همچنان در نظام آموزشی تدریس میشود و ذهن دانشآموزان را در قالبی خاص شکل میدهد (سرمایهسالاری، جلسهٔ ۲ — همهی این نکات مثبت دروغ هستند) [۱۵]. این تداوم، نشان میدهد که مسئله فقط علمی نیست؛ بلکه یک عادت فکری است که مرزهای دانش را به نفع یک جهانبینی خاص محدود میکند. در دفاع عقلانی از دین، سخنران همین الگو را در سطحی عمیقتر دنبال میکند: موفقیت نیوتون در توصیف مکانیکی جهان، به غفلت از پرسشهای بنیادیتر انجامیده است.
گفتارها
| تیتر بخش | سری | جلسه | تیتر جلسه | زمان |
|---|---|---|---|---|
| برهان صدیقین و تبیین نسبت خدا با جهان | دفاع عقلانی از دین | ۹ | تبعات عملی التزام به خدای فلسفی (توحید) | ~۱۴ دقیقه |
| متدولوژی ساینس و خدانابوری | دفاع عقلانی از دین | ۲۰ | تشابه داستانهای قرآن و کتب مقدس، چگونه ممکن است آتئیستها ایمان آورند؟ | ~۱۱ دقیقه |
| دین و لزوم وجود عقیده | دفاع عقلانی از دین | ۱ | منظور و هدف از جلسات دفاع عقلانی از دین چیست؟ | ~۱۰ دقیقه |
| مقدمه و مرور جلسه قبل: برهان نظم و برهان وجودی | دفاع عقلانی از دین | ۹ | تبعات عملی التزام به خدای فلسفی (توحید) | ~۹ دقیقه |
| همهی این نکات مثبت دروغ هستند / وقتی از یک مکتب انتقاد میکنیم به این معنا نیست که با همهی جنبههای آن... | سرمایهسالاری (کاپیتالیسم) | ۲ | — | ~۷ دقیقه |
| پرسش و پاسخ | دفاع عقلانی از دین | ۵۳ | احکام فقه جعفری شاخ و برگ یافتن فقه | ~۷ دقیقه |
| هستی مطلق | دفاع عقلانی از دین | ۵ | یک مدل منطقی برای توجیه وجود جهان | ~۶ دقیقه |
| مثال دوم: قوانین نیوتن | دفاع عقلانی از دین | ۶ | قوانین علمی و نسبت آن با خداوند | ~۶ دقیقه |
| پیدایش خرد باوری و روحیهی نقادی / افسون زدایی / انسان گرایی یا اومانیسم | سرمایهسالاری (کاپیتالیسم) | ۲ | — | ~۶ دقیقه |
| دلیل آمدن انبیا | دفاع عقلانی از دین | ۷۱ | نگاهی به مناظرهی دکتر سروش و آقای علیدوست | ~۶ دقیقه |
| رابطه قوانین علمی و دین | دفاع عقلانی از دین | ۷ | مثال مهم گوی های فلزی | ~۶ دقیقه |
| خردگریزی و اثبات پذیری | دفاع عقلانی از دین | ۱۷ | بررسی پدیده تحریف دین | ~۶ دقیقه |
| مسئلهٔ معجزه (۶) | دفاع عقلانی از دین | ۳۷ | نحوه آپلود فایلهای سخنرانی در کانالهای مختلف | ~۶ دقیقه |
| مسئلهٔ معجزه (۷) / مسئلهٔ معجزه (۸) | دفاع عقلانی از دین | ۳۷ | نحوه آپلود فایلهای سخنرانی در کانالهای مختلف | ~۶ دقیقه |
| قبول تاریخ | دفاع عقلانی از دین | ۶۵ | احکام ادامه بحث جهاد، تدافعی یا تهاجمی؟ | ~۵ دقیقه |
| فصلبندی در قرآن (ترتیب و اسم سورهها) | دفاع عقلانی از دین | ۱۳ | انتظار صحیح نسبت به متن مقدس | ~۵ دقیقه |
| مدل هستیشناسی | دفاع عقلانی از دین | ۱۰ | مراد از عرفان و دین چیست؟ | ~۴ دقیقه |
| مثال سوم: قانون نسبیت عام اینشتین | دفاع عقلانی از دین | ۶ | قوانین علمی و نسبت آن با خداوند | ~۴ دقیقه |
| ادیان و کتب آسمانی | دفاع عقلانی از دین | ۱۷ | بررسی پدیده تحریف دین | ~۴ دقیقه |
| شبهه چیست و چطور ایجاد می شود، تفاوت دین با معرفت دینی | دفاع عقلانی از دین | ۳ | تفاوت دفاع عقلانی در گذشته و حال | ~۳ دقیقه |
| مسئله معجزه | دفاع عقلانی از دین | ۳۷ | نحوه آپلود فایلهای سخنرانی در کانالهای مختلف | ~۳ دقیقه |
| آیا اعتقاد به جن و فرشته ایراد علمی حساب میشود؟ | دفاع عقلانی از دین | ۳۹ | ایراد علمی به فرشته و جن | ~۳ دقیقه |
| برهان Fine Tuning | دفاع عقلانی از دین | ۷ | مثال مهم گوی های فلزی | ~۳ دقیقه |
| جمعبندی محتوای جلسات و نسبت دین و عقلانیت | دفاع عقلانی از دین | ۱ | منظور و هدف از جلسات دفاع عقلانی از دین چیست؟ | ~۳ دقیقه |
| فرضیه تصادفی بودن نظام خلقت | دفاع عقلانی از دین | ۷ | مثال مهم گوی های فلزی | ~۳ دقیقه |
و ۷ گفتار دیگر
| تیتر بخش | سری | جلسه | تیتر جلسه | زمان |
|---|---|---|---|---|
| تفاوت غیر علمی بودن با ضد علمی | دفاع عقلانی از دین | ۳۹ | ایراد علمی به فرشته و جن | ~۳ دقیقه |
| معجزه (۳) / معجزه (۴) | دفاع عقلانی از دین | ۳۸ | چیستی معجزه، ادامه ایرادات علمی به قرآن | ~۳ دقیقه |
| معجزات | دفاع عقلانی از دین | ۳۶ | ترور قاسم سلیمانی و زمین شناسی، مسطح بودن زمین | ~۳ دقیقه |
| مسئلهٔ معجزه | دفاع عقلانی از دین | ۳۷ | نحوه آپلود فایلهای سخنرانی در کانالهای مختلف | ~۳ دقیقه |
| ادامهٔ قدیمی بودن متون دینی | دفاع عقلانی از دین | ۴۱ | دربارۀ طوفان نوح و داستانهای مشابه در قرآن | ~۳ دقیقه |
| مقدمه: مرور جلسات گذشته | دفاع عقلانی از دین | ۵۴ | احکام بررسی ایدههای مطرح شده برای اصلاح فقه (رابطه فقه و علوم | ~۳ دقیقه |
| هستی مطلق | دفاع عقلانی از دین | ۵ | یک مدل منطقی برای توجیه وجود جهان | ~۳ دقیقه |
اختراع قوانین و واژهی کشف
نیوتون در بحث اختراع قوانین و واژه کشف، نمونهای از علم کلاسیک و قانونمندی طبیعت است. سخنران نشان میدهد اینکه دانشمند قانونی را «کشف» میکند یا «اختراع»، به نگاه ما به طبیعت و عقل انسانی مربوط است.
نیوتون در اینجا نماد جهانی است که نظم ریاضیپذیر دارد. اگر قانون واقعاً در طبیعت هست، کشف آن نشانه قابل فهم بودن جهان است؛ و اگر قانون ساخته ذهن باشد، نسبت علم با حقیقت پیچیدهتر میشود. گفتار همین مرز را میسنجد [۲۷] [۲۸] [۲۹] [۲۱] [۲۲]
گفتارها
| تیتر بخش | سری | جلسه | تیتر جلسه | زمان |
|---|---|---|---|---|
| اختراع قوانین و واژهی کشف | مفاهیم و واژگان قرآن | ۱ | مفهوم واژهی شرک، قانون و الحاد مدرن | ~۳۵ دقیقه |
| ارائه آقای محسن گودرزی | مقدمهای بر فهم قرآن | ۱۵ | فمنیسم و ایجاد پیشفرضهای ناصواب | ~۱۲ دقیقه |
| ماهیت قانون و ارتباط آن با خرافه | مفاهیم و واژگان قرآن | ۱ | مفهوم واژهی شرک، قانون و الحاد مدرن | ~۱۰ دقیقه |
| نگاه کلی به مفهوم زبان و واژه | مفاهیم و واژگان قرآن | ۱۲ | مفهوم زبان و واژه تعریف مفاهیم | ~۱۰ دقیقه |
| شرک نهفته در زبان در عصر مدرن | مفاهیم و واژگان قرآن | ۲ | لزوم وجود مدل روانکاوی برای بررسی واژگان قرآن | ~۸ دقیقه |
| نقض قواعد گرامری هنجار زبان عربی در بعضی آیات تعریف فلسفی معجزه و تمایز آن از کرامت و سحر - بخش ۲ | مقدمهای بر فهم قرآن | ۲۰ | تأثیر فرهنگ بر متون | ~۶ دقیقه |
| تعریف فلسفی معجزه و تمایز آن از کرامت و سحر | معجزه چیست؟ | ۴ | تعریف فلسفی معجزه و نقد برهان هیوم | ~۶ دقیقه |
| نسبت تحلیل و تفسیر مبسوط داستان آدم و ابعاد آن و نقد نگاه سکولار | مفاهیم و واژگان قرآن | ۸ | ایمان و عقل، معانی عرفی واژه ایمان، واژه ایمان در قرآن | ~۶ دقیقه |
| زبان در جهانبینی نسبت معجزه با قانون علیت و تجربههای خارقالعادهی | مفاهیم و واژگان قرآن | ۱۱ | واژهشناسی یک کار فرهنگی و درک کردن جهان قرآن | ~۶ دقیقه |
| نگاه کلی به مفهوم زبان و واژه - بخش ۱ | مفاهیم و واژگان قرآن | ۱۲ | مفهوم زبان و واژه تعریف مفاهیم | ~۴ دقیقه |
| انگیزههای نظری و مسئلهٔ زبان تعریف فلسفی معجزه و تمایز آن از کرامت و سحر | تفسیر سوره مریم | ۲۳ | نزول فرشتگان و شکیبایی در عبادت | ~۴ دقیقه |
| تعریف فلسفی معجزه و تمایز آن از کرامت و سحر | معجزه چیست؟ | ۴ | تعریف فلسفی معجزه و نقد برهان هیوم | ~۳ دقیقه |
| مثالی از نظریه تکامل و نظریه مقابلش | تفسیر سوره یوسف | ۹ | یوسف، گمراهی قرآن، قضاوت بین نظریات | ~۳ دقیقه |
| استقلال در تفکر | مفاهیم و واژگان قرآن | ۱۰ | استقلال در تفکر و واژه صالح | ~۳ دقیقه |
مفهومسازی، واژه و نامگذاری
در گفتارهای مورد بررسی، نام «آیزاک نیوتون» نه بهعنوان یک شخصیت تاریخی منفرد، بلکه در مقام یک نشانه برای یک شیوهٔ خاص از مفهومسازی جهان به کار میرود. سخنران در جلسهای از «فلسفهٔ متن مقدس»، هنگام بحث دربارهٔ نسبت واژگان با جهانبینی، به صراحت از ترکیب «جهانبینی نیوتونی یا لاپلاسی» سخن میگوید و آن را اینگونه توصیف میکند: «جهانبینی علمی ابتدایی که دترمینیستی است و ویژگیهایی دارد، از نهضتی که از گالیله تقریباً شروع شد و بعداً در نیوتون به اوج رسید» (فلسفه متن مقدس، جلسهٔ ۵ — آیه بیّنه، نامگذاری و مفهوم سرساین) [۳۱]. در اینجا، نام نیوتون دیگر فقط به یک فیزیکدان اشاره ندارد، بلکه به یک «نگاه» کلان تبدیل شده است؛ نگاهی که در آن، جهان مانند ساعتی بزرگ با قوانینی ثابت و پیشبینیپذیر کار میکند. این نامگذاری، خود یک کنش مفهومی است: سخنران با الصاق نام نیوتون به یک جهانبینی، مرز میان یک دورهٔ فکری و دورههای دیگر را ترسیم میکند.
این شیوهٔ مفهومسازی از طریق نامگذاری، یک کارکرد استدلالی مهم در بحثهای سخنران دارد. او از «جهانبینی نیوتونی-لاپلاسی» بهعنوان یک زمینهٔ فکری مشخص استفاده میکند تا نشان دهد مفاهیمی که بدیهی میپنداریم، خود محصول یک نگاه تاریخی خاص هستند. برای نمونه، او استدلال میکند که تعریف هیوم از معجزه (میراکل) یک مفهوم جهانشمول نیست، بلکه دقیقاً از دل همین جهانبینی علمی بیرون آمده است. او میگوید: «تعریف هیومی میراکل دقیقاً نتیجه جهانبینی علمی است، یعنی شما وقتی آن شکلی به دنیا نگاه میکنید، یک همچین مفهومی به نظرتان میرسد» [۳۲]. بنابراین، نام نیوتون در این بافت، یک میانبُر استدلالی میشود برای نشاندادن اینکه یک مفهوم (میراکل) چگونه در بستر یک پارادایم فکری خاص (دترمینیسم نیوتونی) معنا پیدا میکند و چرا نمیتوان آن را بهسادگی به بسترهای دیگر، مانند متون دینی، تعمیم داد.
در نقطهٔ مقابل این کاربرد انتقادی، در گفتار «تأملی در فلسفهٔ فیزیک»، نام نیوتون در یک بافت کاملاً ایجابی و بهعنوان معیاری برای «فهمپذیری» در علم ظاهر میشود. سخنران در آن جلسه، بحران فهم در فیزیک کوانتوم را با ارجاع به وضوح مفهومی فیزیک نیوتونی توضیح میدهد. او قانون دوم نیوتون را بهعنوان نمونهٔ اعلای یک مفهوم قابل فهم به کار میبرد: «مثلاً جرم و شتاب و نیرو را در قانون دوم نیوتون می فهیم» (تاملی در فلسفه فیزیک، جلسهٔ ۳۴۱ — —) [۳۵]. در این کاربرد، «نیوتون» دیگر یک جهانبینی محدودکننده نیست، بلکه نماد دورهای طلایی در علم است که در آن، مفاهیم فیزیکی با شهود انسانی پیوند داشتند و «فهمیدن» یک امر واقعی و ممکن بود. این دوگانگی در کاربرد یک نام واحد، نشاندهندهٔ یک تنش مفهومی در دل گفتارهاست: نیوتون هم نماد یک محدودیت فکری (دترمینیسم بسته) است و هم نماد یک کمال ازدسترفته (فهمپذیری شهودی).
این تنش، خود را در بحث دربارهٔ «دخالت» (انترونشن) در جهان نیز نشان میدهد. مدرس در ادامهٔ بحث «فلسفهٔ متن مقدس»، از «نگاه نیوتونی-لاپلاسی» بهعنوان چارچوبی یاد میکند که در آن، مفهوم «دخالت» خداوند در طبیعت معنا پیدا میکند. در این نگاه، «یک سری قوانین داریم، قوانین طبیعی داریم که این قوانین میتواند اگر شما آن قوانین هرچه قانون را داشته باشید، استران داشته باشید، استران تیپلاس را خواهید داشت» (فلسفه متن مقدس، جلسهٔ ۵ — آیه بیّنه، نامگذاری و مفهوم سرساین) [۳۸]. این تصویر از جهان، که در آن با دانستن قوانین و شرایط اولیه میتوان کل آینده را پیشبینی کرد، دقیقاً همان بستری است که پرسش از «نقض قوانین» توسط یک نیروی بیرونی را ممکن و حتی اجتنابناپذیر میسازد. مدرس با نامگذاری این نگاه به نام نیوتون، در واقع چارچوبی را مشخص میکند که الهیات مدرنِ غربی برای فهم «کنش ویژهٔ الهی» (Special Divine Action) در آن گرفتار آمده است.
گفتارها
| تیتر بخش | سری | جلسه | تیتر جلسه | زمان |
|---|---|---|---|---|
| مفهومسازی، واژه و نامگذاری | فلسفه متن مقدس | ۵ | آیه بیّنه، نامگذاری و مفهوم سرساین | ~۱۶ دقیقه |
| مرور بحث و تمرکز بر مفهوم جدید | فلسفه متن مقدس | ۷ | مفهوم جدید معجزه و نسبی بودن نشانه | ~۱۴ دقیقه |
| فیزیک و زن | تاملی در فلسفه فیزیک | ۰ | — | ~۱۱ دقیقه |
| مقایسهٔ سرساین و میراکل - بخش ۱ | فلسفه متن مقدس | ۵ | آیه بیّنه، نامگذاری و مفهوم سرساین | ~۷ دقیقه |
| تحلیل مفهوم آیه و نسبت آن با زنانگی | فلسفه متن مقدس | ۴ | پرسشهای پژوهشی فلسفه دین و متون مقدس | ~۶ دقیقه |
| تحلیل احتمالاتی برهان هیوم و نقدهای وارد بر آن - بخش ۳ | فلسفه متن مقدس | ۳ | برهان هیوم، قاعده بیز و احتمال معجزه | ~۶ دقیقه |
| تعریف پیشنهادی معجزه برای مشاهدهگر | فلسفه متن مقدس | ۹ | آیات بینات، طبیعتگرایی و مرز روش علمی | ~۴ دقیقه |
| مفهوم و معجزه | فلسفه متن مقدس | ۴ | پرسشهای پژوهشی فلسفه دین و متون مقدس | ~۴ دقیقه |
| تحلیل احتمالاتی برهان هیوم و نقدهای وارد بر آن - بخش ۵ | فلسفه متن مقدس | ۳ | برهان هیوم، قاعده بیز و احتمال معجزه | ~۴ دقیقه |
| دو ایراد اصلی به برهان پنهانی | فلسفه متن مقدس | ۱۲ | پنهانی خدا، کمکاری شناختی و امکانهای انسان | ~۳ دقیقه |
| مرز روش علمی و متافیزیک طبیعتگرایانه | فلسفه متن مقدس | ۹ | آیات بینات، طبیعتگرایی و مرز روش علمی | ~۳ دقیقه |
| ضرورت وجود دانش فلسفه احکام و مرور جلسه قبل | تفسیر سوره نور | ۲۴ | جمعبندی مطالب پراکندۀ جلسههای گذشته | ~۳ دقیقه |
| جایگاه معرفتشناختی شاهد - بخش ۳ | فلسفه متن مقدس | ۱۰ | تعریف معجزه و جایگاه معرفتی شاهد | ~۳ دقیقه |
کانت، شناخت و جهان پدیدار
در بستر گفتارهای مربوط به شناخت و جهان پدیدار، نام نیوتون نه بهعنوان موضوعی مستقل، بلکه همچون نمادی از یک دوران خاص در تاریخ علم ظاهر میشود؛ دورانی که فیزیک نیوتونی با اعتمادبهنفسی کمنظیر، خود را دانشی مطلق و تبیینگر نهایی جهان مادی میپنداشت. مدرس در ترسیم فضای فکری قرن نوزدهم، یعنی بستری که فیلسوفانی چون کانت و شوپنهاور در آن اندیشیدند، تصریح میکند که «مکانیک نیوتونی مثل یک دانش مطلق که کل مکانیک و فیزیک را برای ما روشن کرده همچنان مطرح است و بحرانی در علم دیده نمیشود» (روانکاوی و فرهنگ، جلسه ۸۹ — کانت، شناخت و جهان پدیدار) [۴۱]. این توصیف، نیوتون را نه یک نظریهپرداز صرف، که به نقطهٔ ثقل یک جهانبینی علمی تبدیل میکند؛ جهانبینیای که مرزهای شناخت را با قطعیتی ریاضی ترسیم میکرد و همین قطعیت، زمینهساز پرسشهای فلسفی بعدی دربارهٔ محدودیتهای عقل و ادراک شد.
همین تلقی از علم نیوتونی بهمثابه یک نظام بسته و کامل، در تحلیل مدرس از ریشههای فکری فروید نیز بازتابی روشن دارد. او توضیح میدهد که در آن دوران، «باور این بود که همه چیز را فیزیک نیوتنی توضیح میدهد و فقط ما داریم آن را بسط میدهیم. انگار که یک دانش قویای به نام فیزیک وجود دارد و باید همه چیز را به آن تقلیل داد» (درسگفتارهای روانکاوی و فرهنگ، جلسه ۱ — مبانی فروید و نسبت روانکاوی با فرهنگ) [۴۵]. این باور به شمول مطلق فیزیک نیوتونی، مستقیماً بر روش فروید اثر گذاشت و او را به سمت تقلیل پدیدههای روانی به فرایندهای جسمانی و فیزیولوژیک سوق داد. بنابراین، نیوتون در این روایت نه یک دانشمند دوردست، بلکه نیرویی است که سایهٔ سنگینش بر مفروضات بنیادین روانکاوی اولیه نیز افتاده است.
با این حال، سخنران از منظری انتقادی به این سلطهٔ علمی مینگرد و آن را با تمایز کانتی میان نومن و فنومن پیوند میزند. اگر فیزیک نیوتونی ادعای شناخت کامل جهان خارج را داشت، فلسفهٔ کانت با طرح مفهوم «شیء فینفسه» یا نومن، مرزی قاطع برای این جاهطلبی ترسیم کرد. مدرس در تأملی شخصی، مسیر دستیابی به نومن را نه در جهان خارج، که در درون خود جستوجو میکند: «اگر این تفکیک دنیا به نومن و فنومه درست باشد، جایی که من بیشترین نزدیکی را با نومن پیدا میکنم این است که کمی درون خودم را نگاه کنم و ببینم چه خبر است» (روانکاوی و فرهنگ، جلسه ۸۹ — کانت، شناخت و جهان پدیدار) [۴۲]. این چرخش از عینیت علمی نیوتونی به دروننگری، دقیقاً همان شکافی را آشکار میکند که میان جهان کمّیشدهٔ فیزیک و جهان کیفی تجربهٔ زیسته وجود دارد.
این تنش میان علم نیوتونی و محدودیتهای شناخت، در تحلیل مدرس از داستان پلیسی نیز به شکلی تمثیلی بازتولید میشود. پلیس داستان، با اتکا به روشهای علمی و سنتی قرن نوزدهمی، نماد همان نظم کهنهای است که از درک پیچیدگیهای مدرن عاجز مانده است. مدرس با صراحت این ناتوانی را به بحران یک پارادایم علمی گره میزند و میگوید: «توضیحات پلیس به شدت علمی است و علم مهمترین سنت قرن نوزدهم است. قرنی که در آن هنوز نیوتون شکسته نشده است و مدرنیته در اوج خود است» (روانکاوی و فرهنگ، جلسه ۷۶ — جنبههای روانکاوانه در داستان) [۴۷]. در اینجا، «شکسته نشدن نیوتون» استعارهای است از تصلب یک الگوی شناختی که گمان میبرد با چند اصل مکانیکی میتوان تمام واقعیت، حتی ذهن پیچیدهٔ یک مجرم، را تبیین کرد.
در مقابل این عقلانیت محدود علمی، سخنران به جریان فکری دیگری اشاره میکند که از دل همان دوران برخاست، اما مسیری متفاوت پیمود. شوپنهاور، بهرغم زندگی در اوج اقتدار علم نیوتونی و داروینی، به قلمرویی فراتر از پدیدارها چشم دوخته بود. سخنران خاطرنشان میکند که «شوپنهاور نوعی امید به علم دارد که بتواند چیزی بیشتر از فنومنها به ما بگوید» [۴۱]، اما این امید نه از جنس تقلیلگرایی فیزیکالیستی، که از سنخ کنکاشی متافیزیکی بود. شوپنهاور در همان حال که تحت تأثیر قداست علم زمانهٔ خویش بود، با طرح صریح مفهوم ناخودآگاه، راه را برای عبور از سطح پدیداری و نزدیکشدن به کنه وجود هموار کرد؛ حرکتی که بعدها در روانکاوی فروید، هرچند با زبانی متفاوت، پی گرفته شد.
در نهایت، تصویر نیوتون در این گفتارها تصویر یک نقطهٔ عطف پارادایمیک است که همزمان هم توانمندساز و هم محدودکننده بود. از یک سو، فیزیک نیوتونی با وعدهٔ توضیح کامل جهان، الگویی برای تمام علوم از جمله روانشناسی نوپا فراهم آورد و مفاهیمی چون انرژی روانی را مشروعیت بخشید. از سوی دیگر، همین قطعیت بود که ضرورت طرح پرسش از مرزهای شناخت را، آنگونه که کانت مطرح کرد، دوچندان ساخت.
گفتارها
| تیتر بخش | سری | جلسه | تیتر جلسه | زمان |
|---|---|---|---|---|
| کانت، شناخت و جهان پدیدار | روانکاوی و فرهنگ | ۸۹ | — | ~۷ دقیقه |
| نمونههای قرآنی و مسئلهٔ تعبیر | روانکاوی و فرهنگ | ۲۵ | — | ~۶ دقیقه |
| آنیما، هنر، عشق، دین، طبیعت و مردم | روانکاوی و فرهنگ | ۵۲ | — | ~۵ دقیقه |
| چرا تولید مثل اصل گرفته شده؟پیوند معتبر در منبع یافت نشد؛ این ردیف برای بازبینی پرچم شد. | درسگفتارهای روانکاوی و فرهنگ | ۱ | مبانی فروید و نسبت روانکاوی با فرهنگ | ~۴ دقیقه |
| شرح فضای فروید | روانکاوی و فرهنگ | ۱ | مبانی فروید و نسبت روانکاوی با فرهنگ | ~۴ دقیقه |
| نقدهای پوپر به فروید | روانکاوی و فرهنگ | ۶ | دین، علم و نقدهای اصلی به فروید | ~۳ دقیقه |
| جنبههای روانکاوانه در داستان | روانکاوی و فرهنگ | ۷۶ | — | ~۳ دقیقه |
تحلیل کلان یکپارچه
در تحلیل کلان گفتارهای این مجموعه، آیزاک نیوتون نه بهعنوان یک فیزیکدان تاریخی، بلکه همچون یک «نشانه» یا نقطهٔ کانونی برای چندین بحران فکری در دنیای مدرن ظاهر میشود. مدرس از نام نیوتون برای گشودن بحثهایی بهره میگیرد که ظاهراً از یکدیگر دورند: از نقد افسانهسازی علمی و اتوریتهٔ اجتماعی دانشمندان گرفته تا پرسشهای بنیادین در فلسفهٔ علم، معرفتشناسی و حتی روانکاوی. با این حال، یک رشتهٔ استدلالی ظریف این کاربردهای متنوع را به هم میدوزد: سخنران در تمام این موارد، با نقبزدن به زیربنای مفهومی علم نیوتونی، میکوشد نشان دهد که موفقیت چشمگیر این علم در توصیف و پیشبینی، به یک سلسله بدفهمیهای عمیق دربارهٔ ماهیت تبیین، حقیقت و شناخت دامن زده است. این بدفهمیها، به باور او، نه فقط در تاریخ علم، که در ساختارهای اجتماعی، نظامهای آموزشی و حتی لایههای ناخودآگاه فرهنگ مدرن رسوب کردهاند.
نخستین و ملموسترین لایهٔ این تحلیل، واسازی «افسانهٔ نیوتون» است. مدرس با استناد به شعر الکساندر پاپ، که در آن ظهور نیوتون با زبانی شبیه به آفرینش در کتاب مقدس توصیف شده، نشان میدهد که تصویر عمومی از این دانشمند، از همان ابتدا آغشته به مضامین دینی و اسطورهای بوده است: «طبیعت و قوانین طبیعت در تاریکی شب نهان بود، خداوند گفت: نیوتن باشد و همه جا روشن شد» (جدایی علم از دین، جلسهٔ ۳ — فضای قرن هجدهم، توهم لاپلاسی و دانشمند به مثابه روحانی) [۱]. سخنران این تصویر را نه بزرگداشت یک نبوغ، که یک «افسانه» با کارکردی مشخص میخواند. در این افسانه، نیوتون در مقام یک پیامبر یا حتی جانشین مسیح نشانده میشود که «یک بوک جدیدی آورده است که میتواند همه چیز طبیعت برای ما بیان کند» (جدایی علم از دین، جلسهٔ ۴ — مروری دوباره بر توهم لاپلاسی) [۴]. این روایت، علم را بهعنوان منبعی جدید برای حقیقت مطلق و نجاتبخش برمیسازد و دقیقاً به دلیل همین ساختار دینیاش است که میتواند خلأ ناشی از تضعیف مرجعیت سنتی دین را پر کند.
این افسانه، اما، صرفاً یک داستان تاریخی بیضرر نیست؛ سخنران آن را بذر یک الگوی اجتماعی میداند که تا امروز ادامه یافته است. او استدلال میکند که این تصویر اسطورهای، به تدریج به قالب مفهوم «نابغه» در فرهنگ مدرن تبدیل شد و به دانشمندان یک اتوریتهٔ اخلاقی و فکری فراتر از حوزهٔ تخصصیشان بخشید. در این روایت، دانشمندان نه انسانهایی با تخصص محدود، که «موجودات نابغهای» و «انسانهای ماورای خودشان» تصویر میشوند (جدایی علم از دین، جلسهٔ ۹ — اصلاً ساینس یعنی چه؟ ) [۷]. پیامد نهایی این اتوریتهٔ برساخته، شکلی از کنترل اجتماعی است که سخنران آن را حتی از کلیسای قرون وسطی نیز قدرتمندتر میداند و با مثالی تلخ و معاصر عصارهاش را بیان میکند: «واکسن خوب است؛ بروید بزنید» [۷]. این گزاره، نماد اطاعت بیچونوچرایی است که ریشه در همان پذیرش اولیهٔ نیوتون بهعنوان مرجعی مطلق دارد.
در حالی که بحث «افسانه» بر کارکرد اجتماعی تصویر نیوتون متمرکز است، لایهٔ دوم تحلیل مدرس به هستهٔ فلسفی و معرفتشناختی علم نیوتونی نقب میزند. در این سطح، مسئله دیگر فقط بزرگنمایی یک شخصیت نیست، بلکه بدفهمی از ماهیت خودِ «قانون علمی» است. مفسر با رجوع به متن اصلی نیوتون تصریح میکند که «نیوتون هیچ وقت نگفت که قانون جاذبه چیست اجسام چگونه همدیگر را جذب میکنند» (مفاهیم و واژگان قرآن، جلسهٔ ۱ — ماهیت قانون و ارتباط آن با خرافه) [۲۸]. نیوتون صرفاً یک فرض ریاضی برای محاسبهٔ مدارات ارائه داد، اما موفقیت این محاسبات چنان مبهوتکننده بود که مخاطبان، این فرض محاسباتی را با یک «وجود» عینی در جهان اشتباه گرفتند. این خلط میان مدل ریاضی و واقعیت فیزیکی، هستهٔ اصلی نقد او است: علم نیوتونی یک «اختراع» مفهومی بود که به اشتباه «کشف» نامیده شد.
این بدفهمی، پیامدی عمیق در برداشت انسان از تبیین دارد. او تأکید میکند که علم تجربی، حتی در دقیقترین صورت نیوتونیاش، از جنس گزارههای شرطی است: «برای مثال اگر بپذیرید قوانین نیوتون (یعنی یک سری قوانین ریاضی با یک سری مفروضات) برقرار هستند آنگاه منظومهی شمسی مطابق آن قوانین منظّم حرکت میکند» (دفاع عقلانی از دین، جلسهٔ ۹ — تبعات عملی التزام به خدای فلسفی) [۹]. علم توضیح میدهد که اگر قوانینی را بپذیریم، چه رخ میدهد، اما دربارهٔ خودِ آن قوانین سکوت میکند. به بیان سخنران، «بدون این که [مفهوم قانون را] توضیح بدهید، چیزی را توضیح ندادهاید، بنابراین علم کلاً چیزی را توضیح نمیدهد» [۹]. این تحلیل، جایگاه نیوتون را در دفاع عقلانی از دین نیز دگرگون میکند: او نه کسی که خدا را از معادله حذف کرد، بلکه کسی است که پرسش از نظم را یک گام به عقب برد، بیآنکه پاسخ نهایی را داده باشد. سخنران با ارجاع به تبار الهیاتی مفهوم «قانون طبیعی» در قرون وسطی، نشان میدهد که حذف قانونگذار، خودِ قانون را به موجودی بیریشه و مبهم تبدیل میکند [۱۱].
این نقد فلسفی، با چرخشی رادیکال به سطح فیزیک جدید نیز کشیده میشود. سخنران از منظری حتی بنیادیتر، قانون جاذبهٔ نیوتون را نه یک حقیقت تقریبی، که اساساً یک «اوهام» معرفی میکند: «مثال جاذبه، مثال جالبی برای موهوم بودن است زیرا بعدا معلوم شده است که چیزی به اسم جاذبه اصلا وجود هم ندارد» (مفاهیم و واژگان قرآن، جلسهٔ ۱ — اختراع قوانین و واژهی کشف) [۲۱]. این حکم، مفهوم «پیشرفت علمی» را از انباشت تدریجی حقایق، به جانشینی پیاپی افسانهها تغییر میدهد. نکتهٔ تأملبرانگیز اینجاست که مفسر این آگاهی را به شکلی کنایی، در انحصار فیزیکدانها میداند و از یک دوپارگی آموزشی پرده برمیدارد: «این مسئله برای فیزیکدانها مهم است که بفهمند اینها اوهام است اما برای مهندس ها بهتر این است که نفهمند اوهام است! » [۲۲]. این شکاف، نشان میدهد که کارایی عملی یک مدل، میتواند مانعی در برابر پذیرش بیاعتباری بنیادین آن شود و جامعه برای حفظ سادگی، ترجیح میدهد در همان توهم قدیمی بماند.
در لایهای دیگر، نام نیوتون از یک شخص یا حتی یک نظریه فراتر رفته و به یک «جهانبینی» کلان تبدیل میشود. سخنران از ترکیب «اسمش را بگذاریم نیوتونی یا لاپلاسی، جهانبینی» برای توصیف یک نگاه دترمینیستی استفاده میکند که در آن، جهان مانند ساعتی بزرگ با قوانینی ثابت کار میکند (فلسفه متن مقدس، جلسهٔ ۵ — آیه بیّنه، نامگذاری و مفهوم سرساین) [۳۱]. این نامگذاری، خود یک کنش مفهومی است: مدرس با الصاق نام نیوتون به یک پارادایم فکری، مرزهای آن را ترسیم میکند تا نشان دهد مفاهیمی که بدیهی میپنداریم، محصول این نگاه تاریخی خاص هستند. برای نمونه، او استدلال میکند که تعریف هیوم از معجزه، یک مفهوم جهانشمول نیست، بلکه دقیقاً از دل همین جهانبینی علمی بیرون آمده است [۳۲]. در این بافت، نام نیوتون یک میانبُر استدلالی میشود برای نشاندادن اینکه یک مفهوم چگونه در بستر یک پارادایم خاص معنا پیدا میکند و چرا نمیتوان آن را بهسادگی به بسترهای دیگر، مانند متون دینی، تعمیم داد.
با این حال، کاربرد نام نیوتون در این گفتارها یکدست نیست و یک تنش مفهومی جالب را آشکار میکند. در نقطهٔ مقابل کاربرد انتقادی فوق، در گفتار «تأملی در فلسفهٔ فیزیک»، نام نیوتون در بافتی کاملاً ایجابی و بهعنوان معیاری برای «فهمپذیری» در علم ظاهر میشود. سخنران، قانون دوم نیوتون را بهعنوان نمونهٔ اعلای یک مفهوم قابل فهم به کار میبرد: «مثلاً جرم و شتاب و نیرو را در قانون دوم نیوتون می فهیم» (تاملی در فلسفه فیزیک، جلسهٔ ۳۴۱ — —) [۳۵]. در اینجا، «نیوتون» دیگر یک جهانبینی محدودکننده نیست، بلکه نماد دورهای طلایی است که در آن، مفاهیم فیزیکی با شهود انسانی پیوند داشتند. این دوگانگی، تنشی حلنشده را در دل گفتارها نشان میدهد: نیوتون هم نماد یک محدودیت فکری (دترمینیسم بسته) است و هم نماد یک کمال ازدسترفته (فهمپذیری شهودی). مفسر این تنش را حل نمیکند، بلکه با برجستهسازی آن، پیچیدگی میراث نیوتون را نشان میدهد.