- ۰:۰۰۰:۰۰
جلسهٔ نخست شکل پروژهای کلاس را توضیح میدهد و معجزه را به عنوان نمونهٔ اصلی فاصلهٔ میان فلسفهٔ دین تحلیلی و متن مقدس انتخاب میکند. بحث از تفاوت معجزهٔ کلامی با miracle هیومی آغاز میشود و نشان میدهد که تعریف هیومی، مخاطب، هدایت و دلالت دینی را در هستهٔ مفهوم قرار نمیدهد. در پایان، برهان هیوم دربارهٔ گواهی به رخداد نادر معرفی میشود.
- ۰:۰۰۰:۰۰
جلسهٔ دوم نسبت فهم متن با قصد مؤلف، زندگی دینی و زمینهٔ معرفتی را بررسی میکند. متن مقدس مانند دستگاه اصل موضوعی دکارتی عمل نمیکند، بلکه جهانی منسجم میسازد که در زندگی، اخلاق و تجربه فهمیده میشود. همین نکته نشان میدهد که باور به معجزه را نباید فقط به یک خبر منفرد و بیزمینه فروکاست.
- ۰:۰۰۰:۰۰
جلسهٔ سوم هستهٔ برهان هیوم را با زبان احتمال توضیح میدهد: اگر احتمال رخداد بسیار نادر از احتمال خطای گزارشگر کمتر باشد، پذیرش گزارش دشوار است. این برهان برای نقد خوابها، روایتهای بیسند و استفادهٔ قدرت از خبرهای عجیب مفید است، اما نمیتواند همهٔ باور دینی به معجزه را نفی کند، چون کانالهای گواهی و زمینههای باور یکسان نیستند.
- ۰:۰۰۰:۰۰
جلسهٔ چهارم رخدادهای شگفت قرآن را از هم جدا میکند: اعمال پیامبران، عذابهای الهی، رخدادهای خصوصی و نشانههای تربیتی. سپس نشان میدهد که واژگان قرآنی به جای معجزهٔ اصطلاحی، از آیه، بیّنه و نزول سخن میگویند. از اینجا مفهوم آیهٔ بینۀ نازلشده به عنوان جایگزین دقیقتر شکل میگیرد.
- ۰:۰۰۰:۰۰
جلسهٔ پنجم نگاه دینی به جهان را با نگاه علمی مقایسه میکند و جهان را از منظر دین مانند اثری معناگرا میخواند. آیهٔ بیّنه باید برای مخاطب روشن باشد و دلالت دینی خود را به سطح ادراک بیاورد. آیهٔ هلاکت از روی بیّنه نشان میدهد که وضوح نشانه مسئولیتآور و حتی خطرناک است.
جلسهٔ ششم مفهوم self-evident revealed sign را در برابر H-miracle قرار میدهد و نشان میدهد که تعریف هیومی، جهانبینی علمی و تصویر نیوتنی از طبیعت را در خود حمل میکند. در نیمهٔ دوم، دین دستورمحور با دین فضیلتمحور مقایسه میشود و نقش نشانه از اثبات قدرت به هدایت اخلاقی منتقل میشود.
جلسهٔ هفتم میان علم به عنوان روش و علمگرایی به عنوان جهانبینی فرق میگذارد. مثال میز بیلیارد نشان میدهد که علم برای مطالعهٔ رخدادهای تکرارپذیر ناچار است اراده، قصد و رخداد یگانه را کنار بگذارد، اما این حذف روشی نفی هستیشناختی نیست. نتیجه این است که معجزه با علم تعارض مستقیم ندارد، بلکه با تعمیم فلسفی علمگرایانه درگیر است.
جلسهٔ هشتم مقالهٔ نینو دربارهٔ معجزات دینی و حقههای جادویی را بررسی میکند. استدلال میممحور میگوید باورهای شگفت میتوانند به دلیل جذابیت و توان تکثیر فرهنگی گسترش یابند، نه به دلیل صدق. پاسخ جلسه این است که آیهٔ بیّنه با شعبده فرق دارد، چون باید روشنایی معرفتی و دلالت دینی فراهم کند، نه توهم.
جلسهٔ نهم نسبت اهمیت دینی با عینیت را توضیح میدهد و نشان میدهد که زمینهمند بودن نشانه به معنای ذهنی و دلبخواهی بودن آن نیست. سپس شعبده، کرامت و معجزه از هم جدا میشوند. در بخش پایانی، مناظرهٔ پلانتینگا و دنت برای نشان دادن تفاوت جهانبینی طبیعتگرا و خداباور به کار میآید.
جلسهٔ دهم تعریف سهشرطی را جمعبندی میکند: اهمیت دینی، رخداد غیرعادی با عامل الهی، و شواهد کافی برای مخاطب. مشاهده فقط دیدن لحظهٔ رخداد نیست؛ دسترسی معرفتی کافی نیز میتواند مشاهده به شمار آید. سپس قرآن، آدم، داوود، گناه و ارادهٔ آزاد برای توضیح نسبت نشانه با آمادگی اخلاقی بررسی میشوند.
جلسهٔ یازدهم نشان میدهد که مفهوم آیهٔ بیّنه برای صورتبندی مسئلهٔ احتجاب الهی از مفهوم H-miracle مناسبتر است. خدا برای کسی مخفی است که به نشانهٔ روشن و قانعکننده دسترسی ندارد. بحث سپس به گناه عینی و ذهنی میرسد و نشان میدهد که گناه میتواند قوای ادراک و استدلال انسان را تیره کند.
جلسهٔ دوازدهم مسئلهٔ احتجاب را از راه مفهوم نیاز تحلیل میکند و میپرسد آیا باور روشن به خدا همیشه نیاز حیاتی بیضرر است یا نه. پاسخ جلسه بر آزادی، عشق و دعوت الهی تکیه دارد: غیبت الهی فقط نبودن نیست، بلکه دعوت به قدم بعدی است. ویلیام جیمز و ارادهٔ باور برای توضیح آغاز ایمان با امید و اعتماد به کار میآیند.
جلسهٔ سیزدهم اهمیت واژگان دینی را از مسئلهٔ شرک و نامگذاری آغاز میکند و سپس به ختم نبوت میرسد. پاسخ اصلی این است که آشکارسازی الهی از معجزات گذرا به کتاب حاضر منتقل شده است. قرآن، به عنوان معجزهٔ باقی، با تحدی، نام الهی و امکان مراجعهٔ مداوم، صورت تازهای از نشانهٔ الهی را میسازد.
جلسهٔ چهاردهم نسبت ختم نبوت با تکامل زبان و فرهنگ، تنوع ادیان، و معنای قرآنی اسلام را بررسی میکند. سپس بحث تحریف و نسخههای کهن قرآن نشان میدهد که اعجاز متن حاضر فقط به تاریخ تدوین فروکاستنی نیست. در پایان، فلسفهٔ ادراک و ایدهٔ هگلی کتاب مقدس توضیح میدهد که متن الهی میتواند ژرفترین لایههای خودآگاهی و جهانآگاهی را بگشاید.