روشنگری از ارجاعهای مکتبها و جریانها است که در این صفحه از راه ۷۹ بخش مرتبط و حدود ۳۷۱ دقیقه گفتار پیگیری میشود.
معرفی
روشنگری جنبشی فکری و فرهنگی بود که در سدههای هفدهم و هجدهم میلادی، عمدتاً در اروپا، شکل گرفت و بنیانهای اندیشهٔ غربی را دگرگون ساخت. این جریان بر محور این باور استوار بود که عقل انسانی، مستقل از مرجعیتهای بیرونی مانند کلیسا یا سنت، توانایی شناخت جهان و ساماندادن به امور زندگی را دارد. اندیشمندان این دوره شورش نمادینی علیه «والد» فکری و سیاسی زمانه، یعنی قدرتهای دیرپای دینی و نظامهای سلطنتی مطلقه، ترتیب دادند و خواستار خودآیینی انسان در تمامی ساحتها شدند. این چرخش، زمینهساز پیدایش روحیهٔ نقادی، خردباوری و انسانگرایی گردید که بعدها به ستونهای اصلی مدرنیته تبدیل شد.
یکی از محوریترین دستاوردهای روشنگری، فرایند جدایی علم از دین بود. تا پیش از آن، تبیینهای دینی چارچوب اصلی فهم طبیعت را تشکیل میدادند، اما انقلاب علمی و فیلسوفانی که بر مشاهده، آزمایش و استدلال ریاضی تأکید میکردند، راه را برای شناخت تجربی مستقل گشودند. این جدایی، که گاه تعارضی ذاتی و گاه عرضی با آموزههای کلیسا پیدا میکرد، به تدریج به افسونزدایی از جهان انجامید؛ جهانی که دیگر نه با ارادههای اسرارآمیز، بلکه با قوانین قابل کشف و پیشبینی توضیح داده میشد. این نگرش، انسان را از جایگاه تماشاگری منفعل بیرون آورد و به فاعلی شناسا و دگرگونکننده بدل کرد.
در بستر همین تحولات، مفاهیمی چون آزاداندیشی و نقد سنت به شکلی نظاممند مطرح شدند. روشنگران، سنتهای موروثی را نه به عنوان حقایقی تغییرناپذیر، بلکه به مثابه ساختههایی بشری مینگریستند که باید در برابر دادگاه عقل پاسخگو باشند. این روحیهٔ انتقادی، ایدئولوژیهای غربی مدرن را تغذیه کرد و همزمان، زمینه را برای پرسش از ساختارهای دیرینهٔ قدرت، از جمله مردسالاری، فراهم آورد. طرح آغازین مردسالاری به عنوان یک نظام اجتماعی طبیعی، با گسترش اندیشهٔ برابری و حقوق طبیعی به چالش کشیده شد و بحثهایی را دامن زد که تا به امروز در نظریههای اجتماعی و روانشناختی تداوم یافته است.
روشنگری همچنین تأثیر عمیقی بر ادبیات و روانشناسی گذاشت. گذار از ادبیات کلاسیک به مدرن، بازتابی از تغییر نگاه انسان به خود و جهان بود؛ از روایتهای قهرمانی و ازلی به کاوش در پیچیدگیهای درونی و زندگی روزمره. در این میان، مدلهایی مانند سهگانهٔ شخصیتی اریک برن (والد، بالغ، کودک) را میتوان در امتداد استعاری همان شورش علیه والد فکری روشنگری فهمید؛ تلاشی برای تحلیل ساختار روان انسان و چگونگی رهایی «بالغ» عقلانی از سیطرهٔ پیامهای درونیشدهٔ «والد» و تکانههای «کودک». این الگوها نشان میدهند که پروژهٔ روشنگری تنها به نهادهای بیرونی محدود نماند، بلکه به لایههای درونی روان انسان نیز رسوخ کرد.
با همهٔ دستاوردها، روشنگری از همان آغاز با نقدهایی روبهرو بود و در ادامه، شکست یا ناکامی آن در تحقق وعدههایش، به برآمدن پستمدرنیسم انجامید. منتقدان استدلال کردند که عقل روشنگری، به رغم ادعای رهاییبخشی، خود میتواند به اسطورهای جدید و ابزاری برای سلطه بدل شود؛ اسطورهای که پیشرفت خطی تاریخ را مسلم میپندارد و در نظام سرمایهداری، عقلانیت را به عقلانیت ابزاری و سودمحور فرو میکاهد. بدین ترتیب، میراث روشنگری همچنان موضوعی زنده و بحثبرانگیز است: از یک سو، بنیان حقوق بشر، دموکراسی و علم مدرن بر آن استوار است و از سوی دیگر، بحرانهای مدرنیته، از خودبیگانگی تا تخریب محیط زیست، به بحران همان عقلانیتی بازمیگردد که روشنگری منادی آن بود.
روشنگری، عقل و شورش علیه والد
در درسگفتارها، «روشنگری» در مسیرهای مشخصی دنبال میشود: انتقاد از کاپیتالیسم و ویژگیهای مثبت دوران مدرن، سهگانه شخصیتی اریک برن، روشنگری، عقل و شورش علیه والد و روش نقد مکتبها و سنجش ادعاها.
در مجموعه «سرمایهسالاری (کاپیتالیسم)»، جلسه «انتقاد از کاپیتالیسم، ویژگیهای مثبت دوران مدرن، دموکراسی و آزادی بیان»، بخش «انتقاد از کاپیتالیسم و ویژگیهای مثبت دوران مدرن»، موضوع «روشنگری» در زمینهٔ انتقاد از کاپیتالیسم، ویژگیهای مثبت دوران مدرن، مرد، دین، روان و فرهنگ قرار میگیرد. محور بخش «مرد» را در قالب مرد، کلیسا، زن، هنر صورتبندی میکند. بحث از عنوان «انتقاد از کاپیتالیسم، ویژگیهای مثبت دوران مدرن» به نسبت مفهومیِ اجزای بخش منتقل میشود و مرز آن در سطح همین گفتار باقی میماند. نمونههای اصلی بحث، آدم، مسیح، طور، فرانسه را به این محور پیوند میدهند. حرکت درونی بخش از پیشرفت، هستند، جهان، آیه و تعریف عبور میکند و این نشانهها را به انتقاد از کاپیتالیسم، ویژگیهای مثبت دوران مدرن، مرد، دین، روان و فرهنگ پیوند میزند. به این ترتیب، مسیر بحث از عنوان جلسه به مسئلهٔ خاص همین بخش میرسد و جایگاه «روشنگری» را در همان زنجیره روشن میکند. نمونهها و نامهای همراه بحث، مسیح، آمریکا، طور، فرانسه و هند هستند و نشان میدهند بخش از سطح نامبردن عبور میکند. بنابراین سهم «روشنگری» در این بخش از دل همین استدلال و نمونهها فهمیده میشود، نه از معنایی بیرون از گفتار. [۱]
در مجموعه «قرآن و ادبیات مدرن»، جلسه «سهگانه شخصیتی اریک برن، بیان سینماگونه و تنوع فرمهای روایی قرآن، و تکامل مخاطب قرآن»، بخش «سهگانه شخصیتی اریک برن»، موضوع «روشنگری» در زمینهٔ سهگانه شخصیتی اریک برن، سه گانه شخصیتی اریک برن، احکام، اسلام و ایمان قرار میگیرد. بخش «سه گانه شخصیتی اریک برن» را در پیوند با «پدر و مادر، هنر، اسلام، زبان» صورتبندی میکند. نمونههای «فروید، مارکس، آدم، موسی» برای بازیابی و تفکیک محتوای بخش حفظ شدهاند. حرکت درونی بخش از والد، بالغ، زندگی، احکام و اسلام عبور میکند و این نشانهها را به سهگانه شخصیتی اریک برن، سه گانه شخصیتی اریک برن، احکام، اسلام و ایمان پیوند میزند. به این ترتیب، مسیر بحث از عنوان جلسه به مسئلهٔ خاص همین بخش میرسد و جایگاه «روشنگری» را در همان زنجیره روشن میکند. نمونهها و نامهای همراه بحث، فروید، مارکس، علی، مسیح و موسی هستند و نشان میدهند بخش از سطح نامبردن عبور میکند. بنابراین سهم «روشنگری» در این بخش از دل همین استدلال و نمونهها فهمیده میشود، نه از معنایی بیرون از گفتار. [۲]
در مجموعه «روانکاوی و فرهنگ»، جلسه «هنر مدرن، روشنگری و شورش علیه والد؛ از طبیعت به فرهنگ و نوآوری در موسیقی»، بخش «روشنگری، عقل و شورش علیه والد»، موضوع «روشنگری» در زمینهٔ روشنگری، عقل و شورش علیه والد، اخلاق، زیبایی، سنت و فرانسه قرار میگیرد. گفتار ذیل «روشنگری، عقل و شورش علیه والد» بر روشنگری، عقل و شورش علیه والد، سنت، اخلاق، فرانسه متمرکز است. بحث نسبت این مفاهیم را در محدودهٔ همین بخش روشن میکند و نمونههای آن به فروید، یونگ، افلاطون، آدم متصل میشود. حرکت درونی بخش از ناخوداگاه، کلاسیک، جمعی، بیشتر و اخلاق عبور میکند و این نشانهها را به روشنگری، عقل و شورش علیه والد، اخلاق، زیبایی، سنت و فرانسه پیوند میزند. به این ترتیب، مسیر بحث از عنوان جلسه به مسئلهٔ خاص همین بخش میرسد و جایگاه «روشنگری» را در همان زنجیره روشن میکند. نمونهها و نامهای همراه بحث، افلاطون، فروید، یونگ، آمریکا و اروپا هستند و نشان میدهند بخش از سطح نامبردن عبور میکند. بنابراین سهم «روشنگری» در این بخش از دل همین استدلال و نمونهها فهمیده میشود، نه از معنایی بیرون از گفتار. [۳]
در مجموعه «مسیحیت»، جلسه «روش تاریخی و مسئله سندیت در مسیحیت»، بخش «روش نقد مکتبها و سنجش ادعاها»، موضوع «روشنگری» در زمینهٔ ادامهٔ روش نقد مکتبها و سنجش ادعاها، روش نقد مکتبها و سنجش ادعاها، اسلام، حکم و دین قرار میگیرد. بخش به «روش نقد مکتبها و سنجش ادعاها» میپردازد و زیرموضوعهایی مانند مکتب، اسلام، هود و دین را صورتبندی میکند. روند بحث، نسبت میان اریک برن، نظریهٔ تکامل، آدم، عیسی، مسیحیت را در همان بدنهٔ گفتار پی میگیرد و از مثالها و ارجاعات متن برای روشن کردن محور بخش استفاده میکند. حرکت درونی بخش از حکومت، مثلا، دینی، مردم و احکام عبور میکند و این نشانهها را به ادامهٔ روش نقد مکتبها و سنجش ادعاها، روش نقد مکتبها و سنجش ادعاها، اسلام، حکم و دین پیوند میزند. به این ترتیب، مسیر بحث از عنوان جلسه به مسئلهٔ خاص همین بخش میرسد و جایگاه «روشنگری» را در همان زنجیره روشن میکند. نمونهها و نامهای همراه بحث، اریک برن، عیسی، اروپا، عربستان و نظریهٔ تکامل هستند و نشان میدهند بخش از سطح نامبردن عبور میکند. بنابراین سهم «روشنگری» در این بخش از دل همین استدلال و نمونهها فهمیده میشود، نه از معنایی بیرون از گفتار. [۴]
در مجموعه «دفاع عقلانی از دین»، جلسه «رابطه فقه و علوم، جایگاه قرآن و داستان آفرینش در سوره بقره، و نقد مفهوم دولت اسلامی»، بخش «جایگاه قرآن در بحث فعلی و اهمیت داستان آفرینش (بررسی بیان سوره بقره از رابطه احکام شرعی و داستان آفرینش)»، موضوع «روشنگری» در زمینهٔ جایگاه قرآن در بحث فعلی و اهمیت داستان آفرینش (بررسی بیان سوره بقره از رابطه احکام شرعی و داستان آفرینش)، های، خدا، شریعت و قرآن قرار میگیرد. محور بخش «های» را در پیوند با های، خدا، شریعت صورتبندی میکند. در متن، نسبت کانت، شریعتی، نظریه تکامل، ابراهیم با مسئله اصلی روشن میشود و مرز بحث از سطح کلی جلسه به سطح یک بخش مستقل محدود میماند. حرکت درونی بخش از شریعت، خداوند، آفرینش، احکام شرعی و تقوا عبور میکند و این نشانهها را به جایگاه قرآن در بحث فعلی و اهمیت داستان آفرینش (بررسی بیان سوره بقره از رابطه احکام شرعی و داستان آفرینش)، های، خدا، شریعت و قرآن پیوند میزند. به این ترتیب، مسیر بحث از عنوان جلسه به مسئلهٔ خاص همین بخش میرسد و جایگاه «روشنگری» را در همان زنجیره روشن میکند. نمونههای متن از شریعتی، کانت، ابراهیم و اسماعیل و ارجاعهای قرآنی Q۲:۳۰ و Q۵۱:۵۶ میآیند؛ آیهای در این تحلیل نقل نشده و فقط جایگاه آن در استدلال حفظ شده است. بنابراین سهم «روشنگری» در این بخش از دل همین استدلال و نمونهها فهمیده میشود، نه از معنایی بیرون از گفتار. [۵]
در مجموعه «سرمایهسالاری (کاپیتالیسم)»، جلسه «دفاعیات سرمایهسالاری، خردباوری و افسونزدایی، و هژمونی فرهنگی در کار زنان»، بخش «خرد باوری (۳) / افسون زدایی»، موضوع «روشنگری» در زمینهٔ خرد باوری (۳) / افسون زدایی، خرد باوری، امر، اید و تاریخ قرار میگیرد. در بخش، بحث بر محور «خرد باوری» صورتبندی میشود و چند خردهبحثِ پیوسته، از جمله «سرمایهداری»، «سرمایهسالاری»، «آزادی»، «فرهنگ»، در کنار آن ثبت میشود. ارجاعات بخش نشان میدهد که «مارکس»، «نیچه»، «آدم»، «چین»، «هند» در تبیین این محور نقش دارند. مرز بخش بر اساس توالی بحث و تغییر کانون معنایی در متن تعیین شده است. حرکت درونی بخش از سرمایه، مکتب، نظام، سالار و امر عبور میکند و این نشانهها را به خرد باوری (۳) / افسون زدایی، خرد باوری، امر، اید و تاریخ پیوند میزند. به این ترتیب، مسیر بحث از عنوان جلسه به مسئلهٔ خاص همین بخش میرسد و جایگاه «روشنگری» را در همان زنجیره روشن میکند. نمونهها و نامهای همراه بحث، مارکس، نیچه، آلمان، اروپا و ایران هستند و نشان میدهند بخش از سطح نامبردن عبور میکند. بنابراین سهم «روشنگری» در این بخش از دل همین استدلال و نمونهها فهمیده میشود، نه از معنایی بیرون از گفتار. [۶]
در جمعبندی، «روشنگری» در امتداد انتقاد از کاپیتالیسم و ویژگیهای مثبت دوران مدرن، سهگانه شخصیتی اریک برن، روشنگری، عقل و شورش علیه والد، روش نقد مکتبها و سنجش ادعاها و جایگاه قرآن در بحث فعلی و اهمیت داستان آفرینش (بررسی بیان سوره بقره از رابطه احکام شرعی و داستان آفرینش) معنا میگیرد. مسیر شواهد در سرمایهسالاری (کاپیتالیسم)، قرآن و ادبیات مدرن، روانکاوی و فرهنگ و مسیحیت نشان میدهد که بحث از نامبردن ساده فراتر میرود و به شبکهٔ مسئلههایی میرسد که خود درسگفتارها ساختهاند.
گفتارها
| تیتر بخش | سری | جلسه | تیتر جلسه | زمان |
|---|---|---|---|---|
| روشنگری، عقل و شورش علیه والد | روانکاوی و فرهنگ | ۶۸ | — | ~۲۰ دقیقه |
| شکست روشنگری و برآمدن پستمدرنیسم | روانکاوی و فرهنگ | ۱۲ | تحلیل مارکسیستی، پستمدرنیسم و غریزه مرگ | ~۸ دقیقه |
| فرزندان آینده و تنهایی نیچه | روانکاوی و فرهنگ | ۱۰۰ | — | ~۷ دقیقه |
| پستمدرنیسم و نظریهپردازی کودک | روانکاوی و فرهنگ | ۶۸ | — | ~۷ دقیقه |
| روانکاوی و فرهنگ - جلسه ۹۱ | روانکاوی و فرهنگ | ۹۱ | — | ~۶ دقیقه |
| رویا، دین و امکان سازگاری با یونگ | روانکاوی و فرهنگ | ۲۵ | — | ~۶ دقیقه |
| نمونهٔ اختلاف تفسیری دربارهٔ نیهیلیسم نیچه | روانکاوی و فرهنگ | ۹۶ | — | ~۵ دقیقه |
| کدام اروپا؟ | روانکاوی و فرهنگ | ۴۱ | — | ~۵ دقیقه |
| قدرت | روانکاوی و فرهنگ | ۹۲ | — | ~۵ دقیقه |
| ویژگیهای دوران سنتی | روانکاوی و فرهنگ | ۷۴ | — | ~۴ دقیقه |
| ظهورات سهگانهی اید، ایگو و سوپرایگوپیوند معتبر در منبع یافت نشد؛ این ردیف برای بازبینی پرچم شد. | درسگفتارهای روانکاوی و فرهنگ | ۱۳ | پستمدرنیسم، تمدن و نقد هنری روانکاوانه | ~۴ دقیقه |
| ظهورات سهگانهی اید، ایگو و سوپرایگو | روانکاوی و فرهنگ | ۱۳ | پستمدرنیسم، تمدن و نقد هنری روانکاوانه | ~۴ دقیقه |
| تبیین پستمدرنیسم و مؤلفههای تمدنی آن بر مبنای روانکاوی فرویدیپیوند معتبر در منبع یافت نشد؛ این ردیف برای بازبینی پرچم شد. | درسگفتارهای روانکاوی و فرهنگ | ۱۳ | پستمدرنیسم، تمدن و نقد هنری روانکاوانه | ~۴ دقیقه |
| پستمدرنیسم، جهان مجازی و بازنماییِ بازنمایی | روانکاوی و فرهنگ | ۶۸ | — | ~۴ دقیقه |
| مدل روانکاوانهٔ جامعه | روانکاوی و فرهنگ | ۵۴ | — | ~۳ دقیقه |
| بحران نظری مارکسیسم و چارهجوییها از آنپیوند معتبر در منبع یافت نشد؛ این ردیف برای بازبینی پرچم شد. | درسگفتارهای روانکاوی و فرهنگ | ۱۲ | تحلیل مارکسیستی، پستمدرنیسم و غریزه مرگ | ~۳ دقیقه |
| هنر مدرنیستی و پستمدرنیستی | روانکاوی و فرهنگ | ۷۴ | — | ~۳ دقیقه |
| جمعبندی مسیر و پیشنهاد ادامه | روانکاوی و فرهنگ | ۹۴ | — | ~۳ دقیقه |
| پیشنهاد موضوع برای تحلیل روانکاوانه | روانکاوی و فرهنگ | ۳۳ | — | ~۳ دقیقه |
| جمعبندی بحث سایه و چشمانداز جلسات آینده | روانکاوی و فرهنگ | ۹۳ | — | ~۳ دقیقه |
| فرق مدرنیته و مدرنیسم | روانکاوی و فرهنگ | ۷۴ | — | ~۳ دقیقه |
| هنر، نابغه و شناخت ناب | روانکاوی و فرهنگ | ۸۹ | — | ~۳ دقیقه |
| فمینیسم مبتنی بر تشابه | روانکاوی و فرهنگ | ۳۹ | — | ~۳ دقیقه |
| نقد تحلیلهای مارکسیستی صرف از وقایع اجتماعیپیوند معتبر در منبع یافت نشد؛ این ردیف برای بازبینی پرچم شد. | درسگفتارهای روانکاوی و فرهنگ | ۱۲ | تحلیل مارکسیستی، پستمدرنیسم و غریزه مرگ | ~۳ دقیقه |
| انتقادات یونگ به مدرنیته | روانکاوی و فرهنگ | ۷۴ | — | ~۳ دقیقه |
و ۱۰ گفتار دیگر
| تیتر بخش | سری | جلسه | تیتر جلسه | زمان |
|---|---|---|---|---|
| تنوع نظریات در باب دوران پستمدرن | روانکاوی و فرهنگ | ۱۳ | پستمدرنیسم، تمدن و نقد هنری روانکاوانه | ~۳ دقیقه |
| تنوع نظریات در باب دوران پستمدرنپیوند معتبر در منبع یافت نشد؛ این ردیف برای بازبینی پرچم شد. | درسگفتارهای روانکاوی و فرهنگ | ۱۳ | پستمدرنیسم، تمدن و نقد هنری روانکاوانه | ~۳ دقیقه |
| محوریت اید در عموم انسانهاپیوند معتبر در منبع یافت نشد؛ این ردیف برای بازبینی پرچم شد. | درسگفتارهای روانکاوی و فرهنگ | ۱۲ | تحلیل مارکسیستی، پستمدرنیسم و غریزه مرگ | ~۳ دقیقه |
| ویژگیهای دوران مدرن | روانکاوی و فرهنگ | ۷۴ | — | ~۲ دقیقه |
| لزوم داشتن مدل انسانشناسانه در بحث فعلی (۳) / لزوم داشتن مدل انسانشناسانه در بحث فعلی (۴) | مفاهیم و واژگان قرآن | ۲ | لزوم وجود مدل روانکاوی برای بررسی واژگان قرآن | ~۲ دقیقه |
| نظر مارکسیستها نسبت به مدرنیته | روانکاوی و فرهنگ | ۷۵ | — | ~۲ دقیقه |
| مفهوم خیر در روانکاوی و فرهنگپیوند معتبر در منبع یافت نشد؛ این ردیف برای بازبینی پرچم شد. | درسگفتارهای روانکاوی و فرهنگ | ۱۳ | پستمدرنیسم، تمدن و نقد هنری روانکاوانه | ~۲ دقیقه |
| مفهوم خیر در روانکاوی و فرهنگ | روانکاوی و فرهنگ | ۱۳ | پستمدرنیسم، تمدن و نقد هنری روانکاوانه | ~۲ دقیقه |
| دوران پست مدرن | روانکاوی و فرهنگ | ۱۲ | تحلیل مارکسیستی، پستمدرنیسم و غریزه مرگ | ~۲ دقیقه |
| شکست روشنگری و برآمدن پستمدرنیسمپیوند معتبر در منبع یافت نشد؛ این ردیف برای بازبینی پرچم شد. | درسگفتارهای روانکاوی و فرهنگ | ۱۲ | تحلیل مارکسیستی، پستمدرنیسم و غریزه مرگ | ~۲ دقیقه |
جدایی علم از دین
در تحلیل نسبت روشنگری با جدایی علم از دین، مفسر نقطهٔ عزیمت خود را نه بر یک تعریف انتزاعی، که بر شناسایی یک توهم بنیادین در قرن هجدهم بنا مینهد. او با فوریت و تکرار، مخاطب را به واکاوی منشأ این توهم فرا میخواند و تصریح میکند که «من به شدت تأکید دارم که همۀ توهماتی که بعداً در قرن نوزدهم و بیستم هم پیش آمد، ریشۀ همه چیز اینجاست» (سری جدایی علم از دین، جلسه ۴ — مروری دوباره بر توهم لاپلاسی) [۱۰]. این تأکید نشان میدهد که از نگاه او، روشنگری نه یک جهش فکری خنثی، که سرچشمهٔ یک انحراف معرفتی پایدار است؛ انحرافی که در آن، دستاوردهای علم نیوتنی بهاشتباه بهمثابهٔ تبیین کامل و خودبسندهٔ جهان فهم شد و زمینه را برای نگاه الحادی به طبیعت فراهم آورد. نکتهٔ کلیدی در این فراخوان، اصرار بر درک این فرایند بهعنوان یک «شعبدهبازی» است که اثر آن چنان عمیق است که ما، به تعبیر او، مانند ماهی در آب از وجود آن بیخبریم [۱۱].
این توهم تاریخی، پیامدی مستقیم در نحوهٔ مواجهه با متون دینی داشت و مرز میان علم و دین را به شکلی مسئلهساز تغییر داد. مفسر برای عینیسازی این تعارض، به نمونهٔ تاریخی تعبیر خواب در داستان یوسف اشاره میکند و توضیح میدهد که با ظهور عصر روشنگری و انقلاب علمی، «اصلاً رؤیاها اعتبار خودشان را از دست دادند. تعبیر رؤیا جزء خرافات شد» (سری تقابل علم و دین، جلسه ۳۴۲ — توضیح خوبی امّا توضیح رفع میکند) [۱۶]. او سپس با استناد به یک متن علمی از سال ۱۸۵۵ نشان میدهد که نظریهٔ علمی مسلط، رؤیاها را صرفاً به محرکهای حسی فرو میکاست و هرگونه خبر از آینده در رؤیا را ناممکن میشمرد. در این بستر، مؤمنی که در قرن نوزدهم قرآن میخواند، ناگزیر با تعارضی روبهرو میشد که نه از دل خود دین، که از مرجعیت یافتن یک نظریهٔ علمی خاص برخاسته بود. این مثال بهخوبی نشان میدهد که جدایی علم از دین در این روایت، نه حاصل یک پیشرفت علمی محض، که محصول سیطرهٔ یک پارادایم علمی موقت بر سایر اشکال شناخت است.
این بند به دلیل وجود نقل خام یا مبهم از STT در flagged.json قرنطینه شد و برای انتشار معتبر نیازمند بازبینی انسانی است.
در همین زمینه، مدرس میان دو معنای متفاوت از «عقل» تمایزی قاطع قائل میشود و این تمایز، هستهٔ تحلیلی او برای فهم مسئلهٔ روشنگری را شکل میدهد. او با احتیاط، کاربرد واژهٔ عقل را در بستر مدرن به چالش میکشد و میگوید: «دنیای مدرن میگوید تابع عقل است. این کلمه طوری است که انگار همه میخواهند بگویند بقیه نامعقول بودند و از دوره روشنگری خیلی عقل درخشش پیدا کرده است. من چیزی نمیبینم ولی خودشان خیلی این احساس را دارند که عقل خود را به کار انداختند» (سری دفاع عقلانی از دین، جلسه ۵۴ — احکام بررسی ایدههای مطرح شده برای اصلاح فقه) [۱۳]. این جمله نشان میدهد که از نگاه او، ادعای روشنگری مبنی بر کشف عقل، بیش از آنکه یک واقعیت معرفتی باشد، یک «احساس» تاریخی و یک خودآگاهی فرهنگی است. او این عقلِ مدرنِ مدعی را در تقابل با عقل به معنای قرآنی آن قرار میدهد و نگران است که این خلط معنا، مسیر فهم دین را منحرف کند.
گفتارها
| تیتر بخش | سری | جلسه | تیتر جلسه | زمان |
|---|---|---|---|---|
| انقلاب علمی | جدایی علم از دین | ۱ | جدایی و تعارض ذاتی و جدایی و تعارض عرضی | ~۹ دقیقه |
| طرح بحث جدایی علم از دین و تعارض ذاتی و عرضی | جدایی علم از دین | ۴ | مروری دوباره بر توهم لاپلاسی | ~۷ دقیقه |
| جایگاه قرآن در بحث فعلی و اهمیت داستان آفرینش (بررسی بیان سوره بقره از رابطه احکام شرعی و داستان آفرینش) | دفاع عقلانی از دین | ۵۴ | احکام بررسی ایدههای مطرح شده برای اصلاح فقه (رابطه فقه و علوم | ~۷ دقیقه |
| فلسفه و علم در دوران مدرن | جدایی علم از دین | ۱۲ | فلسفه و علم در دوران مدرن | ~۶ دقیقه |
| توضیح خوبی امّا توضیح رفع میکند | تقابل علم و دین | ۰ | — | ~۶ دقیقه |
| تاریخچه مفهوم عقل، تعبد | دفاع عقلانی از دین | ۴۸ | احکام بایدها و نبایدها در مقایسه با هستها | ~۴ دقیقه |
| فواید علم گرایی – فواید بی معنایی | جدایی علم از دین | ۱۱ | تبیین عملی و وارونگی داروینی | ~۳ دقیقه |
| نقش نیوتون در شروع مسیر منجرشونده به توهم بزرگ | جدایی علم از دین | ۲ | مرور جلسه گذشته و رد فرضیه جدایی در قرون شانزده و هفده | ~۳ دقیقه |
| قدیمی بودن متون دینی | دفاع عقلانی از دین | ۴۱ | دربارۀ طوفان نوح و داستانهای مشابه در قرآن | ~۳ دقیقه |
| بررسی داستان آفرینش در قرآن و مقایسه با تورات - بخش ۱ | دفاع عقلانی از دین | ۵۶ | احکام اندک بودن ایدههای مربوط به اقتصاد در شریعت | ~۳ دقیقه |
| دین، ایدئولوژی و تماس با توده مردم | تفسیر سوره حج | ۲۱ | قیامت، مسائل روز و نسبت دین با مردم | ~۲ دقیقه |
| تفاوت و بیمعنا بودن دولت اسلامی در برابر امت اسلامی | دفاع عقلانی از دین | ۵۴ | احکام بررسی ایدههای مطرح شده برای اصلاح فقه (رابطه فقه و علوم | ~۲ دقیقه |
سهگانه شخصیتی اریک برن
در تحلیل مدرس، سهگانه شخصیتی اریک برن نه صرفاً یک ابزار روانشناختی، بلکه قالبی برای خوانش تاریخ تمدن و تنشهای فکری آن به کار میرود. او تاریخ بشر را حرکتی از غلبه یک بخش شخصیت به بخش دیگر میبیند و روشنگری را دقیقاً در میانهٔ یک چرخهٔ سرکوب و شورش معنا میکند. نقطهٔ آغاز این روایت، جامعهای ابتدایی است که در آن «بیشتر تابع غرایز خود هستند تا تابع اینکه کسی به آنها گفته باشد این کار را بکنید یا نکنید» (قرآن و ادبیات مدرن، جلسه ۷ — سهگانه شخصیتی اریک برن، بیان سینماگونه و تنوع فرمهای روایی قرآن، و تکامل مخاطب قرآن) [۲۰]. این وضعیت، معادل غلبهٔ بخش «کودک» در مدل برن است؛ دورهای که فرهنگ هنوز شکل نگرفته و محدودیت بیرونی وجود ندارد. اما این آزادی غریزی پایدار نمیماند و با پیچیدهشدن جوامع، نیروی مقابل آن سر برمیآورد.
گذار از آن وضعیت آغازین به تمدنهای دینی، در روایت سخنران، به معنای چیرگی «والد» است؛ والدی که در نمونهٔ غربی آن، کلیسای قرون وسطی، «کودکآزار است یعنی خیلی امر و نهی زیاد دارد» [۲۰]. این تعبیر نشان میدهد که از نگاه او، کارکرد والد لزوماً هدایتگر و اخلاقی نیست، بلکه میتواند به نظامی از محدودیتهای فرساینده بدل شود که نیازهای طبیعی را سرکوب میکند. مدرس این وضعیت را مختص یک دین نمیداند و آن را به کل «جوامع دینی» تعمیم میدهد. در چنین بستری، عقل نه به عنوان نیرویی مستقل، بلکه به عنوان عنصری تحقیرشده در خدمت ایمان تعریف میشود و همین تنش، زمینه را برای انفجار بعدی، یعنی روشنگری، فراهم میکند.
در این نقطه، روشنگری به مثابهٔ شورش «بالغ» علیه «والد سختگیر» فهم میشود. او تصریح میکند که «در دوره روشنگری به نظر میآید که عقل بشر و بالغ است که یک جوری برعلیه والد سختگیر قیام میکند» (قرآن و ادبیات مدرن، جلسه ۷ — سهگانه شخصیتی اریک برن، بیان سینماگونه و تنوع فرمهای روایی قرآن، و تکامل مخاطب قرآن) [۲۱]. این قیام، واکنشی به یک «تمدن نامعقول» است که در آن ایمان و باور، مستقل از سنجش عقلانی مطالبه میشد. بنابراین، خاستگاه روشنگری در این تحلیل، یک اعتراض عقلانی به نظامی از بایدها و نبایدهای تحمیلی است. با این حال، مدرس بلافاصله میان کنش نخبگان و نتیجهٔ اجتماعی آن تمایزی قاطع میگذارد و از سادهانگاری پرهیز میکند.
هشدار اصلی سخنران این است که شورش بالغ لزوماً به حاکمیت بالغ نمیانجامد. او تأکید میکند که «ممکن است یک نفر سادهاندیش فکر کند نتیجه این است که میرسیم به دورانی که بالغ در آن حاکم است. منتها آدمی که خیلی ساده نباشد میفهمد جامعه بشری و توده مردم در اثر فعالیت روشنگری ده یا چهل یا پنجاه نفر، به اینجا نمیرسند که از بالغ خود استفاده کنند بلکه اتفاق دیگری میافتد» [۲۱]. این جمله هستهٔ تراژیک تحلیل او را آشکار میکند: روشنگری به عنوان یک پروژهٔ نخبگانی، در سطح تودهها به بلوغ عقلانی منجر نشد، بلکه خلأ قدرت والد را با چیز دیگری پر کرد. این «اتفاق دیگر» اگرچه در این گفتار مستقیماً نامگذاری نمیشود، اما مسیر تحلیل را به سوی نقد مدرنیته و پیامدهای ناخواستهٔ آن باز میکند.
یکی از این پیامدها، گسستی معرفتی است که مدرس آن را «يک اتفاق پوچ و بی معنی در دنيا» مینامد (داستان آفرینش در قرآن، جلسه ۵ — شیوه کلی بررسی داستان آفرینش، استفاده از روایات و اطلاعات خارج از متن، و عدم هماهنگی نیاز و خواسته و بروز شر) [۲۳]. در این گسست، روشنگری نه فقط با والد، بلکه با کل میراث معرفتی پیش از خود دشمنی میکند و هر آنچه را با معیار علوم تجربی نوین نسنجد، «خرافات» میخواند و دور میریزد. مثال نقضی که او برای رد این نگاه میآورد، سرگذشت تفسیر رؤیا و زبان پرندگان است؛ دانشی که ابتدا طرد شد، سپس با برچسب «کشفیات جدید» بازگشت، در حالی که به باور او، گذشتگان نیز آن را میدانستند و صرفاً «مطالعه امروزی فرق مي کند. من فکر مي کنم که يک» [۲۳]. این استدلال، روشنگری را نه صرفاً یک شورش رهاییبخش، که عامل یک «گسستگی در فرهنگ جهانی» معرفی میکند که به نفی متکبرانهٔ گذشته انجامید.
گفتارها
| تیتر بخش | سری | جلسه | تیتر جلسه | زمان |
|---|---|---|---|---|
| سهگانه شخصیتی اریک برن | قرآن و ادبیات مدرن | ۷ | مسئله شر تحولات بین ادبیات کلاسیک و مدرن | ~۱۷ دقیقه |
| تعلیم همه اسماء، زبان مولد و لزوم ظهور شر | داستان آفرینش در قرآن | ۵ | — | ~۷ دقیقه |
| خطوات شیطان | داستان آفرینش در قرآن | ۱۲ | — | ~۶ دقیقه |
| بردهداری در قرآن چگونه انعکاس پیدا کرده است؟ | تفسیر سوره نور | ۱۹ | مرور جلسۀ قبل و چرا بردهداری در اسلام تحریم نشد؟ | ~۵ دقیقه |
| تناسب بین تکامل شرایع و تکامل انسان | اسراء | ۰ | — | ~۳ دقیقه |
| مبانی عرفان اسلامی، سیر نزولی و صعودی انسان و جایگاه توبه | داستان آفرینش در قرآن | ۱۳ | — | ~۳ دقیقه |
| تفاوت مجازاتهای شرعی و مدرن | تفسیر سوره نور | ۱۶ | ادعای تحریف قرآن، خانواده و محصنات، ماجرای اِفک، مجازاتهای شرعی و مدرن | ~۲ دقیقه |
مردسالاری: طرح اغازین
در نقد فمینیسم تشابهطلب و دفاع از تفاوتهای زنانه در برابر سرمایهداری بحث مردسالاری، مدرس برای تبیین ریشههای تاریخی نگاه فرودستساز به زنان، مستقیماً به دوران روشنگری ارجاع میدهد. او این کار را نه با تحلیل انتزاعی فلسفهٔ روشنگری، بلکه با ذکر یک نمونهٔ مشخص و ملموس انجام میدهد: «در دوران روشنگری فرانسه کسی مثل ژان ژاک روسو اصلا مخالف آموزش زنان است چون که انها باید کار خانه کنند و آموزش به دردشان نمیخورد» (مردسالاری، جلسهٔ ۴ — نقد فمینیسم تشابه و دفاع از تفاوت زنانه) [۳۰]. این ارجاع، روشنگری را نه بهعنوان یک کل یکپارچهٔ رهاییبخش، بلکه بهمثابه بستری معرفی میکند که در دل آن، برخی از برجستهترین چهرههایش میتوانستند نابرابری جنسیتی را به شکلی سیستماتیک توجیه عقلانی کنند. بنابراین، «روشنگری» در این بافت، از همان ابتدا با چهرهای دوگانه ظاهر میشود: نوید برابری برای «انسان» در حالی که «زن» را از دایرهٔ این تعریف بیرون میگذارد.
این اشاره به روسو، صرفاً یک گلایهٔ تاریخی نیست، بلکه نقطهٔ اتکایی برای یک استدلال ساختاری بزرگتر است. مفسر بلافاصله این نمونه را به الگویی عام پیوند میزند که در طول تاریخ برای توجیه محرومیت گروههای تحت سلطه به کار رفته است. او توضیح میدهد که چگونه نبود فرصتهای برابر، خود به تولید «تفاوت» در رفتار و منش منجر میشود و سپس این تفاوتِ برساخته، بهعنوان دلیلی بر فرودستی ذاتی گروه محروم تفسیر میگردد. «در گذشته که به همهی انسانها فرصتها و حقوق برابر داده نمیشده تئوریهایی در مورد اینکه افراد محروم اصالتا با بقیه فرق میکنند بوجود آمده» (مردسالاری، جلسهٔ ۴ — نقد فمینیسم تشابه و دفاع از تفاوت زنانه) [۳۲]. در این چارچوب، مخالفت روسو با آموزش زنان، هم محصول یک پیشداوری فرهنگی است و هم به بازتولید همان ساختاری میانجامد که زنان را در موقعیت فرودست نگاه میدارد و سپس این فرودستی را به «طبیعت» آنان نسبت میدهد.
گفتار سخنران نشان میدهد که این سازوکارِ توجیه، ویژهٔ زنان نیست و در مورد سایر گروههای محروم نیز به کار رفته است. او با ذکر نمونهٔ بردهداری، این الگو را جهانشمولتر میکند و ردپای آن را تا فلسفهٔ کلاسیک دنبال میکند: «ارسطو از لحاظ فلسفی فرد برده و فرد آزاد را دو چیز متفاوت میدانسته. مشابه همین تئوریها هم در مورد زنها ساخته شده و بعضی آنها را موجودات ناقصی میدانستند و به مرد به عنوان نمونهی کامل انسان نگاه میکردند» [۳۲]. این مقایسه، وزن تحلیلی ارجاع به روشنگری را چند برابر میکند. اینگونه، روشنگری نه یک استثنا، که حلقهای از یک زنجیرهٔ طولانی فکری میشود که در آن، فلسفه و علمِ هر عصر، با ظاهری عقلانی، به بازتولید سلسلهمراتب قدرتِ موجود خدمت کردهاند. روشنگری در این تصویر، بهرغم شعارهای رهاییبخشاش، نتوانست از این چرخه خارج شود.
اما این تنها یک روی سکه است. در جای دیگری از گفتارها، «روشنگری» در سیاههای از مکاتبی قرار میگیرد که سرشتی تبلیغی و عمومیساز دارند. مدرس در بحث از روش نقد مکتبها، میان نهادهای اجتماعیِ بسته و مکاتبی که به دنبال انتشار تودهای هستند تمایزی قائل میشود و تصریح میکند: «ادیان، مثلاً، به عنوان مثال، یا مکاتبِ دیگری مثل مارکسیسم، مثلِ، مثلاً، نقدِ روشنگری، اینها اصولاً تمایل به تبلیغ و عمومی شدن دارند» (مسیحیت، جلسهٔ ۱۵ — روش نقد، پرسشهای سندیت و جمعبندی موقت) [۳۳]. این جمله، روشنگری را در مقولهای همعرض با دین و مارکسیسم قرار میدهد؛ مکاتبی که به دلیل میل به فراگیری، در معرض خطر «عوامزدگی» قرار دارند. این خطر، بهطور ضمنی، توضیح میدهد که چرا یک ایدهٔ ظریف فلسفی میتواند در مقام یک گفتمان عمومی، به سادهانگاریهای خطرناکی مثل دیدگاه روسو دربارهٔ زنان تنزل یابد.
گفتارها
| تیتر بخش | سری | جلسه | تیتر جلسه | زمان |
|---|---|---|---|---|
| نقد فمینیسم تشابهطلب و دفاع از تفاوتهای زنانه در برابر سرمایهداری | مردسالاری | ۴ | نقد فمینیسم تشابه و دفاع از تفاوت زنانه | ~۶ دقیقه |
| روش نقد مکتبها و سنجش ادعاها (۳) | مسیحیت | ۱۵ | روش نقد، پرسشهای سندیت و جمعبندی موقت | ~۵ دقیقه |
| روش نقد مکتبها و سنجش ادعاها | مسیحیت | ۱۵ | روش نقد، پرسشهای سندیت و جمعبندی موقت | ~۴ دقیقه |
| روش نقد مکتبها و سنجش ادعاها | مسیحیت | ۱۶ | روش تاریخی و مسئله سندیت در مسیحیت | ~۴ دقیقه |
| روش نقد مکتبها و سنجش ادعاها | مسیحیت | ۱۶ | روش تاریخی و مسئله سندیت در مسیحیت | ~۴ دقیقه |
| اشکالات وارد به این نوع استدلال - بخش ۱ | مسیحیت | ۲ | روش دکارتی و نقد استدلال در مسیحیت | ~۲ دقیقه |
تحلیل کلان یکپارچه
در تحلیل کلان صفحهٔ «روشنگری»، آنچه از میان گفتارهای گوناگون مدرس سر برمیآورد، نه تصویری از یک جنبش یکدست و رهاییبخش، که روایت یک تراژدی چندلایه است. روشنگری در این روایت، بهمثابهٔ یک شورش ضروری علیه «والد» سختگیر تاریخ آغاز میشود، اما در هر گام، پیامدی ناخواسته تولید میکند که آرمان اولیهاش را به ضد خود بدل میسازد. این صفحه، با گردآوری شواهدی از روانکاوی، تاریخ علم، الهیات و نقد اجتماعی، نشان میدهد که چگونه آزادسازی عقل از قید سنت، همزمان به آزادسازی امیال سرکوبشده، گسست از میراث معرفتی، و بازتولید سلسلهمراتب قدرت انجامید.
نخستین لایهٔ این تراژدی، در دل خودِ کنش رهاییبخش نهفته است. مدرس با تحلیل فیلم انجمن شاعران مرده، الگویی از روشنگری را ترسیم میکند که در آن، معلم بهعنوان نماد «ایگو» دانشآموزان را «از بار سنت برهاند، نظیر آنچه در دوران روشنگری رخ داد» [۴]. اما این رهایی، خلأ قدرت «سوپرایگو» را با نیروی «اید» پر میکند و نتیجه، نه شکوفایی عقل، که «شیطنتها و انجام کارهای غیرمجاز» است [۶]. این هشدار، هستهٔ اصلی تحلیل روانشناختی مدرس از روشنگری را شکل میدهد: شورش علیه والد، لزوماً به بلوغ «بالغ» نمیانجامد. او با صراحت این سادهانگاری را رد میکند که «نتیجه این است که میرسیم به دورانی که بالغ در آن حاکم است» و تأکید میکند که در سطح تودهها، «اتفاق دیگری میافتد» [۲۱]. این «اتفاق دیگر»، در سراسر گفتارها، به شکلهای گوناگونی رخ مینماید.
یکی از این شکلها، گسست معرفتیای است که مفسر آن را «يک اتفاق پوچ و بی معنی در دنيا» مینامد [۲۳]. روشنگری در این لایه، نه فقط با قدرت نهاد دین، که با کل میراث شناختی پیش از خود وارد ستیز میشود. مفسر با ذکر نمونهٔ تعبیر رؤیا نشان میدهد که چگونه «اصلاً رؤیاها اعتبار خودشان را از دست دادند. تعبیر رؤیا جزء خرافات شد» [۱۶]. این طردِ کلی، محصول سیطرهٔ یک پارادایم علمی خاص بود که جهان را به روابط مکانیکی فرو میکاست. نکتهٔ تأملبرانگیز در تحلیل مدرس این است که او این گسست را نه یک پیشرفت خطی، که نوعی «شعبدهبازی» میخواند که اثر آن چنان عمیق است که ما، مانند ماهی در آب، از وجود آن بیخبریم [۱۱]. این استعاره، روشنگری را از مقام یک نظریهٔ فلسفی به سطح یک جوّ فرهنگی فراگیر میبرد که بدیهیات یک عصر را میسازد.
با این حال، تحلیل مدرس از این گسست، یکسویه نیست. او ردپای این فاجعه را تنها در علم جستوجو نمیکند، بلکه به نقش خود کلیسا نیز اشاره دارد که با تأکید «فراوان و زیاد روی ارسطو را شروع کرد و روی منطق ارسطویی» [۱۸]، ناخواسته بستری را فراهم کرد که بعدها همان عقلانیت علیه خودش به کار رود. این استدلال، تصویر رایج از تقابل علم و دین را به یک تراژدی دووجهی بدل میکند که در آن، هر دو طرفِ نزاع، در شکلگیری بحران سهیماند. در همین زمینه، مدرس میان دو معنای «عقل» تمایزی قاطع میگذارد و ادعای روشنگری مبنی بر کشف عقل را نه یک واقعیت، که یک «احساس» تاریخی میخواند: «خیلی عقل درخشش پیدا کرده است. من چیزی نمیبینم ولی خودشان خیلی این احساس را دارند که» [۱۳].
لایهٔ دیگر این تراژدی، در سطح اجتماعی و سیاسی آشکار میشود. روشنگری که با شعار برابری و حقوق بشر به میدان آمد، در عمل نتوانست از بازتولید سلسلهمراتب قدرت رهایی یابد. مدرس با ارجاع به ژان ژاک روسو، یکی از چهرههای شاخص روشنگری فرانسه، نشان میدهد که او «اصلا مخالف آموزش زنان است چون که انها باید کار خانه کنند» [۳۰]. این اشاره، روشنگری را به حلقهای از یک زنجیرهٔ طولانی فکری بدل میکند که در آن، فلسفهٔ هر عصر، با ظاهری عقلانی، به توجیه نابرابریهای موجود پرداخته است. مدرس این سازوکار را با مقایسهٔ دیدگاه ارسطو دربارهٔ بردهداری و نظریههای فرودستی زنان تعمیم میدهد [۳۲] و نشان میدهد که روشنگری، بهرغم شعارهایش، از این چرخه خارج نشد.
در عمیقترین لایه، نقد مدرس به روشنگری، نقدی معرفتشناختی است. او استدلال میکند که روشنگری با ترویج ایدهٔ سوژهٔ ناب و مستقل، توهمی میآفریند که گویی اندیشه میتواند بیرون از میدان امیال و تعارضهای ناخودآگاه عمل کند. او در نقد کانت میگوید که فیلسوف کونیگسبرگ اگرچه دریافت که «بعضی از مرغولهای اساسی مثل، مثلاً زمان و مکان را ما به واقعیت حمل میکنیم»، اما از این فراتر نرفت و ندید که «ویژگیهای روانی خود من به عنوان انسان خاص در موقع شناخت پروژکت میشود» [۱]. اینجاست که روانکاوی یونگی، روشنگری را به چالش میکشد و ادعا میکند تا زمانی که «من درونم یک جوری به یک معنای خود اخلاقی تن اصلاح نشده باشه»، پراکندگیهای ناخودآگاه همچنان بر شناخت سایه میاندازند [۲]. این نقد، روشنگری را نه یک پروژهٔ شکستخورده، که یک پروژهٔ اساساً ناتمام معرفی میکند که بدون کاوش در لایههای زیرین روان، به شناخت اصیل دست نخواهد یافت.
در نهایت، آنچه این تحلیلها را به یک روایت واحد پیوند میزند، تنش میان «بالغ» و «کودک» در مقیاس تمدنی است. روشنگری، بهعنوان شورش بالغ علیه والد، وعدهٔ بلوغ داد، اما آنچه در عمل رخ داد، یا بازگشت کودکِ سرکش بود، یا ظهور والدی جدید در لباس علم. مفسر این سرنوشت را نه یک انحراف تصادفی، که پیامد ساختاری آزادسازی نیرویی میداند که پیشتر توسط سنت مهار میشد. با این همه، تحلیل او در همین نقطه متوقف نمیشود؛ او با قرار دادن روشنگری در سیاههٔ مکاتبی که «اصولاً تمایل به تبلیغ و عمومی شدن دارند» [۳۳]، بهطور ضمنی نشان میدهد که بخشی از این تراژدی، نه در محتوای اندیشه، که در سرشت فراگیرشدن آن نهفته است.