روانکاوی و فرهنگ
روانکاوی و فرهنگفیلم‌ها ← هامون
روانکاوی و فرهنگ · فیلم و اثر

هامونHamoun · داریوش مهرجویی

فروپاشیِ روانیِ روشنفکری از طبقهٔ متوسط پس از درخواستِ طلاقِ همسر، در آمیزه‌ای از واقعیت و رؤیا.

هامونHamoun · ۱۳۶۸
کارگردانداریوش مهرجویی
سال۱۳۶۸
کشورایران
بازیگرانخسرو شکیبایی، بیتا فرّهی، عزت‌الله انتظامی
دریچهٔ روانکاوانهبحرانِ میان‌سالی و فردیّت (یونگ)
جلسات۶۰، ۶۱، ۶۲، ۶۳، ۶۴، ۶۵، ۶۶، ۶۷

۱ خلاصهٔ داستان

«هامون» روایتِ حمید هامون است؛ روشنفکری شهری که زندگیِ خانوادگی، آرمان‌های فکری و تصویرِ ذهنی‌اش از خویشتن هم‌زمان از هم می‌پاشد. مهشید، همسرِ او، پس از سال‌هایی زندگیِ مشترک خواهانِ طلاق است و همین خواست، حمید را از وضعیتی ظاهراً معمولی به فضایی از اضطراب، بی‌خوابی، رؤیا، یادآوری و آشفتگی می‌برد. فیلم از همان آغاز مرزِ میانِ واقعیت و کابوس را سست می‌کند: صحنه‌ها گاهی در دادگاه و خانه و خیابان می‌گذرند و گاهی در ذهنِ زخمیِ شخصیت اصلی، جایی که گذشته، آرزو، خشم و ترس با یکدیگر درهم می‌آمیزند.

حمید نه فقط با از دست دادنِ همسر، بلکه با شکستِ تصویری که از خود ساخته روبه‌رو است. او خود را اهلِ فکر، ایمان، معنا و جست‌وجوی حقیقت می‌داند، اما در رفتارِ روزمره گرفتارِ پرخاش، وابستگی، حسادت و کودکانگی است. مهشید نیز صرفاً «دیگریِ مقصر» نیست؛ زنی است که می‌خواهد از رابطه‌ای فرساینده بیرون بیاید و استقلالِ عاطفی و اجتماعیِ خود را بازپس گیرد. فیلم به‌جای داوریِ ساده، دو جهانِ روانی را روبه‌روی هم می‌گذارد: مردی که فروپاشیِ خانواده را فروپاشیِ خود می‌بیند، و زنی که رهایی از همان خانواده را شرطِ بازسازیِ خود می‌داند.

در پیرنگِ بیرونی، دادگاه، دعواهای زناشویی، تلاش برای آشتی و جست‌وجوی پیرِ معنویِ حمید خطوطِ اصلی‌اند. اما نیرویِ واقعیِ فیلم در پیرنگِ درونی است: حمید پیوسته به گذشته برمی‌گردد، با خاطرهٔ نخستین دیدارها، با چهرهٔ مهشید، با تصویرِ علی عابدینی، و با پرسش‌های دینی و فلسفیِ خود کلنجار می‌رود. ارجاع‌های فیلم به کیرکگور، داستانِ ابراهیم، عرفان، روشنفکری و زندگیِ طبقهٔ متوسط همه در خدمتِ همین وضعیت‌اند: آدمی که نمی‌تواند میانِ ایمان، عشق، میل، غرور و شکست تعادلی پایدار بسازد.

گرهٔ پایانیِ فیلم به‌طور کامل در اینجا باز نمی‌شود، اما می‌توان گفت که مسیرِ روایت حمید را تا آستانهٔ انهدامِ روانی پیش می‌برد. او باید بفهمد بحران فقط حادثه‌ای بیرونی نیست؛ نشانهٔ رشدِ ناتمامِ خودِ اوست. از همین‌رو «هامون» بیش از آنکه فقط فیلمی دربارهٔ طلاق باشد، فیلمی دربارهٔ بحرانِ میانهٔ زندگی، فروپاشیِ پرسونا، و اجبارِ دردناکِ آدمی به دیدنِ سایهٔ خود است.

◆ نکتهٔ کلیدی

داستانِ فیلم از جدایی آغاز می‌شود، اما موضوعِ ژرف‌تر آن «گسستِ درون» است: شکاف میانِ تصویری که حمید از خود دارد و واقعیتی که رفتارش آشکار می‌کند.

۲ مضامین و ویژگی‌ها

مهم‌ترین مضمونِ «هامون» بحرانِ میانه‌سالی است؛ لحظه‌ای که ساختارِ تثبیت‌شدهٔ زندگی دیگر پاسخ نمی‌دهد و روان، فرد را به رشدِ تازه‌ای فرامی‌خواند. در کنارِ آن، فیلم به سنت و مدرنیته، روشنفکریِ شهری، نسبتِ دین و فردیت، مصرف‌گرایی، وابستگیِ کودکانه و بحرانِ رابطهٔ زن و مرد می‌پردازد. روایت از راهِ صحنه‌های رؤیاگونه و تداعی‌های پی‌درپی نشان می‌دهد که گذشتهٔ حل‌نشده چگونه در اکنون بازمی‌گردد.

◆ بحرانِ میان‌سالی (midlife crisis)

در این مفهوم، نیمهٔ دومِ زندگی فقط ادامهٔ نیمهٔ نخست نیست؛ روان از فرد می‌خواهد نقاب‌ها و موفقیت‌های ظاهری را پشت سر بگذارد و به تمامیت نزدیک شود. خوانشِ یونگی این بحران را امکانِ رشد می‌داند، نه صرفاً اختلالی که باید خاموش شود.

۳ سبکِ کاریِ کارگردان

داریوش مهرجویی در «هامون» شیوه‌ای میانِ واقع‌گراییِ شهری و ذهنیتِ سوررئال می‌سازد. خانه، دادگاه و خیابان با صحنه‌هایی گسسته، رؤیایی و نمادین پیوند می‌خورند. فیلم به جای آنکه زندگیِ حمید را خطی روایت کند، روانِ او را صحنهٔ تدوین قرار می‌دهد؛ زمان می‌شکند، خاطره به اکنون می‌آید و تصویرهای مذهبی، فلسفی و خانوادگی در کنار هم می‌نشینند. این سبک با آگاهیِ نظریِ فیلم‌ساز نسبت به روانکاوی و ادبیات مدرن نیز پیوند دارد.

◆ مثال

لباسِ عروسی، صحنه‌های دریا، تصویرِ مرشد و آشفتگی‌های خانه فقط عناصرِ روایی نیستند؛ هرکدام به نشانه‌ای از کودکی، وابستگی، طلبِ نجات و میلِ بازگشت بدل می‌شوند.

۴ نقدِ منتقدان و جایگاهِ تاریخی

«هامون» در تاریخِ سینمای ایران جایگاهی ممتاز دارد و در حافظهٔ فرهنگیِ چند نسل به نمادِ روشنفکرِ بحران‌زده بدل شده است. بخشی از نقدها فیلم را تصویرِ دقیقِ آشفتگیِ طبقهٔ متوسطِ پس از انقلاب دانسته‌اند و بازیِ خسرو شکیبایی را یکی از اجراهای شاخصِ سینمای ایران شمرده‌اند. در برابر، برخی نقدها نیز افراطِ فیلم در خودآگاهیِ روشنفکرانه و مردمحوریِ زاویهٔ دید را برجسته کرده‌اند. اهمیتِ فیلم درست در همین میدانِ کشاکش است: اثری محبوب و بحث‌برانگیز که هم می‌تواند آینهٔ یک نسل باشد و هم موضوعِ نقدِ همان نسل.

۵ دریچهٔ

«هامون» بیش از هر چیز با مفهومِ بحرانِ میان‌سالی خوانده می‌شود. در این خوانش، بحرانِ حمید هامون فقط واکنشی عصبی به طلاق یا شکستِ عاطفی نیست؛ نشانهٔ آن است که ساختارِ پیشینِ روان دیگر گنجایشِ ادامهٔ رشد را ندارد. خودِ مرکزیِ روان، در تعبیرِ یونگی، می‌کوشد راهی برای عبور از شکلِ کودکانه و ناتمامِ شخصیت باز کند. اگر این بحران تنها با تسکین، فراموشی یا بازگشتِ ساده به کار و زندگی روزمره پوشانده شود، امکانِ رشد از دست می‌رود.

این تحلیل بر تمایزِ مهمی تکیه می‌کند: روانکاویِ اثر هنری قرار نیست به زندگیِ خصوصیِ سازنده فروکاسته شود. حتی اگر فیلم‌ساز با نظریهٔ یونگ آشنا باشد و آگاهانه نماد بسازد، اثر همچنان می‌تواند لایه‌هایی داشته باشد که از کنترلِ قصدِ آگاهانه فراتر می‌روند. «هامون» دقیقاً از همین نظر اثرِ دشواری است، زیرا با فیلم‌سازی روبه‌روست که به روانکاوی و نمادشناسی بیگانه نیست. با این حال، آگاهیِ سازنده مانعِ خوانشِ ناخودآگاهانه نمی‌شود؛ فقط خوانش را پیچیده‌تر و محتاط‌تر می‌کند.

مهشید در این دریچه فقط همسرِ جداشونده نیست؛ می‌تواند محلِ فرافکنیِ آنیما، کودکِ درون و نیازِ ناپختهٔ حمید به کامل‌شدن باشد. حمید از زن می‌خواهد چیزی را تأمین کند که باید در مسیرِ رشدِ خود بیابد. همین‌جاست که رابطهٔ عاشقانه به میدانِ بحرانِ فردیت‌یابی تبدیل می‌شود. عشق، خانواده، دین، روشنفکری و مصرف‌گرایی همگی در فیلم در یک محور قرار می‌گیرند: آیا شخصیت می‌تواند از وابستگیِ کودکانه عبور کند و مسئولیتِ رشدِ خود را بپذیرد؟

◆ پل به یونگ

مفهومِ فردیت‌یابی (individuation) در صفحهٔ یونگ توضیح می‌دهد چرا بحرانِ حمید را نمی‌توان صرفاً اختلالی عاطفی دانست. این بحران آخرین تلاشِ روان برای شکستنِ قالبِ تنگِ شخصیت و رسیدن به تمامیت است.

جلساتِ مرتبط

جلساتی که این اثر در آن‌ها خوانده شده، با پخش‌کنندهٔ صوت و متنِ کامل:

روانکاوی و فرهنگ·آرشیوِ درس‌گفتارها