«انسان کامل» در ۲۴ جلسه از ۱۲ موضوعِ درس مطرح شده است؛ بیشترین بحث در «تفسیر سوره مریم» (۳ جلسه) است؛ و پرحجمترین محورها «انسان کامل در عرفان»، «انسان کامل و خلیفه الهی»، «انسان کامل و پیامبران» هستند. مفصلترین گفتار در تفسیر سوره مریم، جلسه ۲۴ است (۸۹دقیقه).
۲۴جلسه
۱۱محور
۱۲موضوع درس
۳۵۸دقیقه
۱۵۶ارجاع در مجموعه
گروهبندی
سنجه
نوع نمودار
انسان کاملدربارهٔ این آموزه
انسانِ کامل اصطلاحی در عرفان و حکمتِ اسلامی است برایِ انسانی که مظهرِ تامِ اسماء و صفاتِ الهی و واسطهٔ فیض میانِ حق و خلق تصویر میشود. صورتبندیِ کلاسیک و نظاممندِ این مفهوم بیش از همه با محییالدین ابنعربی و سنتِ پس از او—از جمله عبدالکریم جیلی در اثری با همین نام—گره خورده است، هرچند ریشههایِ مضمونی در آیاتِ خلافت، امانت، و کمالِ نبوی و در زبانِ ولایت و قطب در تصوفِ پیشین نیز جستجو شده است. انسانِ کامل در این خوانش نه صرفاً «فردِ اخلاقمدار»، بلکه آینهٔ جامعِ حقیقت و محورِ عالمِ کبیر/صغیر است.
در بسیاری از تقریرهایِ ابنعربیمشرب، حقیقتِ محمدیه یا نورِ محمدی بهعنوانِ تعینِ اول و نمونهٔ اعلایِ انسانِ کامل مطرح میشود و پیامبران و اولیا در مراتبِ قرب از همان حقیقت بهره میبرند. انسانِ کامل قطبِ زمان، نگهدارِ نظامِ عالم، و محلِ جمعِ اضداد—تنزیه و تشبیه، وحدت و کثرت—دانسته میشود. فیلسوفان و عارفانِ بعدی در ایران و عثمانی و شبهقاره این زبان را در شرحِ نصوص، شعر، و حکمتِ متعالیه بازتاب دادند؛ نزدِ برخی، ولی و امام در تشیع با کارکردِ انسانِ کامل همافق خوانده شده است، بیآنکه همهٔ متکلمانِ شیعه این همارزی را بپذیرند.
مفهوم از بیرونِ سنت نیز محلِ توجه و نقد بوده: برخی آن را اوجِ انسانشناسیِ عرفانی میدانند؛ برخی خطرِ غلو، فردمحوریِ متافیزیکی، یا کمرنگشدنِ شریعتِ عام را یادآور میشوند. در کلامِ رسمیِ اهلِ سنت و بخشهایی از فقه، زبانِ قطب و فیضِ تکوینیِ ولی همیشه مرجع نبوده است. برایِ مطالعهٔ دقیق باید لایهٔ قرآنی–حدیثیِ خلافت و اسوه، لایهٔ عرفانیِ ابنعربی، و لایههایِ فلسفی و شیعیِ متأخر را از هم تفکیک کرد و از یکدستکردنِ همهٔ کاربردهایِ «کمالِ انسان» در اخلاقِ عادی با آموزهٔ فنیِ انسانِ کامل پرهیز نمود.
وجوه اصلی
مظهر اسماءانسان کامل بهمثابه آینهٔ جامعِ نامها و صفات الهی؛ واسطهٔ نمادین میان حق و خلق در انسانشناسی عرفانی.
ابنعربی و جیلیصورتبندی نظاممند مفهوم در مکتب ابنعربی و اثر عبدالکریم جیلی؛ مرجع کلاسیک اصطلاح در تاریخ تصوف نظری.
حقیقت محمدیهدر بسیاری تقریرها تعین اول و نمونهٔ اعلای انسان کامل؛ پیامبران و اولیا در مراتب قرب از آن حقیقت بهرهمند تصویر میشوند.
قطب و ولایتنقش قطبی در حفظ نظام معنوی عالم و پیوند با زبان ولایت در تصوف؛ گاه همافق با امامشناسی شیعی خوانده شده است.
کمال اخلاقی عامباید از معنای روزمرهٔ انسانِ نیکوکار جدا شود؛ آموزهٔ فنی ناظر به مظهریت وجودی است نه فقط فضیلتهای عملی.
نقد و مرزهشدار درباره غلو، تنش با شریعتگرایی، و عدم اجماع متکلمان؛ لایههای قرآنی، عرفانی و فلسفی را باید جدا خواند.