«پالپ فیکشن» در ۱۶ جلسه از ۸ موضوعِ درس مطرح شده است؛ بیشترین بحث در «روانکاوی و فرهنگ» (۹ جلسه) است؛ و پرحجمترین محورها «ساختار روایی و فرم»، «خشونت و اخلاقزدایی»، «دیالوگ و ایمان» هستند. مفصلترین گفتار در روانکاوی و فرهنگ، جلسه ۷۱ است (۹۶دقیقه).
طرحِ نوشتاری — تصویرِ اثر آزاد نیست
۱۶جلسه
۸محور
۸موضوع درس
۴۶۸دقیقه
۱۵۷ارجاع در مجموعه
گروهبندی
سنجه
نوع نمودار
پالپ فیکشندربارهٔ این فیلم
پالپ فیکشن (Pulp Fiction) فیلمی به کارگردانیِ کوئنتین تارانتینو و نویسندگیِ مشترکِ تارانتینو و راجر آوری (Roger Avary) است که در ۱۹۹۴ م. اکران شد. عنوانِ آن به مجلاتِ ارزانقیمتِ «پالپ» اشاره دارد که در میانهٔ سدهٔ بیستم داستانهای جنایی، خشن، و پرهیجان چاپ میکردند. فیلم با روایتِ غیرخطی، دیالوگهای طولانی، خشونتِ ناگهانی، و ارجاعاتِ متراکم به سینمای عامهپسند، به یکی از نمونههای شاخصِ سینمای مستقلِ آمریکا در دههٔ ۱۹۹۰ تبدیل شد.
ساختارِ اثر چند خطِ داستانی را در هم میتند: دو قاتلِ اجیر، یک بوکسور، و زوجی که رستوران را میدزدند؛ زمانِ روایت جابهجا میشود و صحنهها پیش و پس از یکدیگر دیده میشوند. این شگرد، تمرکز را از «چه رخ میدهد» به «چگونه روایت میشود» منتقل میکند. موسیقیِ دوره، کمدیِ سیاه، و لحظاتِ سکوتِ ناگهانی، لحنِ فیلم را میانِ گروتسک و روزمره معلق نگه میدارند.
از نظرِ نقد، پالپ فیکشن هم بهخاطرِ نوآوریِ فرمی و هم بهخاطرِ خشونت و بازنماییِ جنسیت و نژاد بحثبرانگیز بوده است. جوایزِ متعدد، از جمله نخلِ طلایِ کن، و تأثیرش بر نسلی از فیلمسازانِ بعدی، جایگاهِ آن را در تاریخِ سینمای پساکلاسیک تثبیت کرد. اصطلاحِ «پالپ» از آن پس گاه بهصورتِ کنایه برای زیباییشناسیِ عامهپسندِ خودآگاه نیز بهکار میرود.
درونمایهها
روایت غیرخطیجابهجایی زمان و تقاطع چند خط داستانی در یک ساختار حلقوی؛ شگردی که علیت خطی را بازآرایی میکند و تماشاگر را به بازسازی ترتیب رویدادها وامیدارد.
دیالوگ و لحنگفتگوهای طولانی، طنز سیاه، و جزئیات روزمره که خشونت را در بافتی عادی و گاه مضحک قرار میدهند؛ یکی از نشانههای سبکی تارانتینو در این اثر.
ارجاع سینماییبازی آگاهانه با ژانر جنایی، نوآر، و فرهنگ عامه؛ فیلم بهعنوان کلاژ ارجاعات به سینما، موسیقی، و مجلات پالپ خوانده شده است.
خشونت و اخلاقنمایش ناگهانی خشونت در کنار بحثهای پیشپاافتاده؛ محل نقد درباره زیباییسازی خشونت یا فاصلهگذاری اخلاقی از طریق کمدی و فرم.
زمینه دهه نودجایگاه اثر در موج سینمای مستقل آمریکا و تأثیرش بر فرم، بازی بازیگران، و بازاریابی فیلمهای بعدی که از ساختار غیرخطی الهام گرفتند.
موسیقی و فضااستفاده از قطعات دوره، سرفهرستهای رادیویی، و سکوتهای حسابشده برای ساختن ریتم و اتمسفر صحنهها؛ موسیقی تقریباً همپای دیالوگ نقش روایی دارد.