آلبرت اینشتین از ارجاعهای اشخاص و شخصیتها است که در این صفحه از راه ۹۶ بخش مرتبط و حدود ۶۶۷ دقیقه گفتار پیگیری میشود.
معرفی
آلبرت اینشتین، زادهٔ ۱۴ مارس ۱۸۷۹ در اولم آلمان و درگذشتهٔ ۱۸ آوریل ۱۹۵۵ در پرینستون آمریکا، فیزیکدانی نظری بود که نامش با بنیادیترین تحولات درک بشر از جهان گره خورده است. او در دفتر ثبت اختراعات سوئیس در برن، به دور از فضای آکادمیک، چهار مقالهٔ سرنوشتساز را در سال ۱۹۰۵ منتشر کرد که هر یک به تنهایی برای جاودانه ساختن نام یک دانشمند کافی بود. اینشتین با ارائهٔ نظریههای نسبیت خاص و عام، مفاهیم مطلق نیوتنی از فضا و زمان را در هم شکست و نشان داد که این دو، بسته به سرعت و میدان گرانشی، کشسان و نسبی هستند. معادلهٔ مشهور همارزی جرم و انرژی نیز از دستاوردهای همان سال طلایی است که مسیر فیزیک هستهای و کیهانشناسی را دگرگون ساخت.
در بستر گفتارهای فلسفی و الهیاتی، جایگاه اینشتین بسیار فراتر از یک فیزیکدان صرف است. او به صراحت میان برداشت خود از خدا و مفهوم خدای شخصی ادیان ابراهیمی تمایز قائل میشد. اینشتین بارها به «خدای اسپینوزا» اشاره کرد؛ خدایی که در هماهنگی و نظم عقلانی حاکم بر جهان متجلی است، نه موجودی که در امور انسانها مداخله کند. از این رو، الحاد نوینی که شخصیتی مداخلهگر را انکار میکند، با موضع اینشتین همپوشانی کامل ندارد، زیرا او وجود یک روح عقلانی برتر در پس قوانین طبیعت را با حس عمیقی از شگفتی مذهبی میپذیرفت. این نگاه، پرسشهای جدیای را در نسبت میان علم و خداگرایی مطرح میسازد؛ آیا پیشرفت علم لزوماً به بیخدایی میانجامد، یا میتواند مسیری به سوی درک عظمت یک نظام هوشمند کیهانی باشد؟
نظریهٔ نسبیت عام اینشتین نمونهای برجسته در دفاع عقلانی از وجود قوانینی فراگیر و تغییرناپذیر در طبیعت است. این نظریه که حاصل سالها تأمل و ریاضیات پیچیده بود، نه یک اختراع خودسرانه، بلکه کشف ساختاری از پیش موجود در جهان تلقی میشود. اینشتین خود معتقد بود که قوانین طبیعت چنان ظریف و دقیقاند که گویی توسط عقلی برتر طراحی شدهاند. این دیدگاه با رویکرد کانت در شناختشناسی نیز قرابت دارد؛ جایی که ذهن انسان صرفاً با پدیدارها سروکار دارد و واقعیت نهایی ممکن است فراتر از دسترس تجربهٔ حسی باشد. از این منظر، علم مدرن با تمام موفقیتهایش، تنها به لایهای از حقیقت دست مییابد و ادعای تبیین کامل هستی، نوعی بیسمتی و غرور معرفتی است.
در بررسی دلایل جدایی علم از دین، شخصیت و اندیشهٔ اینشتین نشان میدهد که این جدایی نه در ذات علم، بلکه در پیشفرضهای فلسفی دانشمندان ریشه دارد. برخلاف تصور رایج که نیوتن را سرآغاز حذف خدا از طبیعت میداند، فیزیک نیوتنی هنوز برای خدا به عنوان ساعتساز لاهوتی جایی باز میگذاشت. اینشتین با رد مطلقگرایی نیوتنی، به جای تضعیف جایگاه یک خالق، تصویری پویاتر و درهمتنیدهتر از خلقت ارائه داد که در آن ماده، انرژی، فضا و زمان همگی مخلوق یک ساختار واحدند. این نگاه میتواند پاسخی باشد به افسانهٔ پیشرفت خطی علم به سوی بیخدایی؛ مسیری که در آن، پیچیدهتر شدن مدلهای علمی، انسان را بیش از پیش با عظمت و رازآلودگی هستی روبهرو میکند.
بررسی برخی تبیینهای ممکن برای جدایی و دلایل مردود بودن انها
در بررسی تبیینهای ممکن برای جدایی علم و دین، سخنران یکی از گزینههای رایج را تعارض میان نتایج علم تجربی با کتاب مقدس یا تعالیم دینی میداند، اما این تبیین را با تکیه بر شواهد تاریخی رد میکند. او تصریح میکند که «تقریباً هیچ مورد دیگری هم در تاریخ ما نداریم که کشفیات علمی تعارض با تعلیمات دینی پیدا کرده باشند به طوری که کلیسا واکنش نشان دهد» (جدایی علم از دین، جلسهٔ ۲ — بررسی برخی تبیینهای ممکن برای جدایی و دلایل مردود بودن آنها) [۱۰]. این سخن نه به معنای نبود کامل تنش، بلکه به معنای فقدان یک الگوی سیستماتیک از تقابل رسمی کلیسا با علم است. حتی در مورد داروین نیز واکنش رسمی کلیسا چندان چشمگیر نبود و در عوض، برخی از چهرههای دینی خود به مبلغان نظریهٔ تکامل تبدیل شدند. بنابراین، تصویر یک نهاد دینی که پیوسته در برابر یافتههای علمی جبههگیری کرده باشد، با اسناد تاریخی سازگار نیست.
با کنار گذاشتن فرضیهٔ تعارض محتوایی، سخنران توجه را به سوی پویاییهای درونی خود علم معطوف میکند و نشان میدهد که چگونه یک پیروزی علمی میتواند به مانعی برای پیشرفت بدل شود. او با اشاره به سرنوشت فیزیک نیوتنی توضیح میدهد که موفقیت چشمگیر این نظام، فضایی از رضایت و بینیازی از بازنگری در پیشفرضها ایجاد کرد. در این فضا، «یک احساس پیروزی و احساس اینکه همه چیز دارد خوب پیش میرود به وجود آمد که آن کنجکاوی علمی و آن سؤالهای اساسیای که لایبنیتس و بارکلی و بسیاری از افراد دیگر مطرح کرده بود کلاً به حاشیه رفت» (جدایی علم از دین، جلسهٔ ۶ — نشان دادن مضر بودن نیوتن گرایی) [۵]. این احساس پیروزی، که سخنران آن را به منطق فایدهگرایی کاپیتالیستی تشبیه میکند، باعث شد جامعهٔ علمی به جای کاوش در بنیانهای نظری، صرفاً بر استخراج نتایج عملی از ابزار موجود متمرکز شود. این وضعیت، کنجکاوی نظری را که میتوانست به کشف زودهنگامتر نظریههای جدید بینجامد، سرکوب کرد.
سخنران برای اثبات این ادعا که پیشرفت میتوانست مسیر متفاوتی داشته باشد، به امکان تاریخی کشف نسبیت اینشتین در زمان نیوتن اشاره میکند. او استدلال میکند که «از نظر ریاضیات و شواهد تجربیای که لازم داشتیم با کمی تفکر فیزیکی و با اصول سادهای میشد نسبیت خاص انیشتین را خیلی زود به دست آورد. فقط همین که سرعت نور ثابت است و بینهایت نیست و اینکه ناظرهای مختلف چیزی که میبینند علت و معلول را جابجا نخواهند دید» (جدایی علم از دین، جلسهٔ ۶ — نشان دادن مضر بودن نیوتن گرایی) [۵]. این تحلیل، کشف علمی را نه صرفاً محصول انباشت تدریجی دادهها، بلکه نیازمند نوعی جسارت فلسفی برای به چالش کشیدن مفروضات بنیادین میداند. از این منظر، تأخیر دویستساله در ظهور نسبیت، نتیجهٔ یک ضرورت تاریخی نبود، بلکه پیامد اینرسی فکری ناشی از تثبیت یک پارادایم غالب بود.
این اینرسی فکری، به باور سخنران، ریشه در مطلقشدن مفاهیمی داشت که نیوتن در نظام خود به کار برده بود. او با ذکر یک نمونهٔ مشخص توضیح میدهد که «فضا و زمان و حرکت در مکانیک نیوتنی بعد از مدتها مطلق شده بود، میشود گفت که این نمونهای از نکتهای در فیزیک نیوتنی است که کشف نسبیت انیشتین را به تعویق انداخت» (جدایی علم از دین، جلسهٔ ۶ — نشان دادن مضر بودن نیوتن گرایی) [۴]. مطلقانگاری فضا و زمان، که در ابتدا صرفاً یک فرض برای سادهسازی مدل بود، به تدریج به یک حقیقت تردیدناپذیر در ذهن جامعهٔ علمی تبدیل شد. این تقدسبخشی به مفاهیم، راه را بر هرگونه پرسشگری در مورد ماهیت آنها بست و در نتیجه، بخشی از مدلسازی زمان و مکان به صورت یک جعبهٔ سیاه باقی ماند که تنها اینشتین جسارت گشودن آن را یافت [۹].
در کنار این تحلیل از موانع نظری، مدرس با بررسی دقیقتر دستاوردهای واقعی نیوتن، افسانهٔ حلشدن همهٔ مسائل به دست او را نیز فرومیریزد. او با اشاره به ناتوانی مکانیک نیوتنی در تبیین مدار سیارهٔ عطارد، این مورد را یک مثال نقض آشکار برای قانون جاذبهٔ نیوتن معرفی میکند. به گفتهٔ او، «نهایتاً معلوم شد که به هیچوجه با نظریۀ جاذبۀ نیوتن چنین مداری بوجود نمیآید و این یک مثال نقض واضح برای مکانیک نیوتنی و قانون جاذبهاش است. و انیشتین سال ۱۹۱۵ این مدار را با نظریۀ نسبیت عام توانست دربیاورد» (جدایی علم از دین، جلسهٔ ۳ — ادعا بودن افسانه نیوتن) [۷]. این شاهد نشان میدهد که شکست نظریهٔ نیوتن نه در حاشیه، بلکه در یکی از مسائل مرکزی مکانیک سماوی رخ داد، اما جامعهٔ علمی به جای رویارویی با این ناسازگاری، با فرضیات موقتی مانند سیارهٔ خیالی ولکان سعی در حفظ چارچوب موجود داشت.
گفتارها
| تیتر بخش | سری | جلسه | تیتر جلسه | زمان |
|---|---|---|---|---|
| بررسی برخی تبیینهای ممکن برای جدایی و دلایل مردود بودن آنها | جدایی علم از دین | ۲ | مرور جلسه گذشته و رد فرضیه جدایی در قرون شانزده و هفده | ~۱۴ دقیقه |
| افسانه پیشرفت | جدایی علم از دین | ۴ | مروری دوباره بر توهم لاپلاسی | ~۱۳ دقیقه |
| اجتناب از تجدیدنظر در پیشفرضها، نفوذ علم | جدایی علم از دین | ۱۲ | فلسفه و علم در دوران مدرن | ~۱۱ دقیقه |
| نشان دادن مضر بودن نیوتن گرایی | جدایی علم از دین | ۶ | خلاصهای از آنچه گذشت و اهداف سه گانه | ~۱۰ دقیقه |
| ادعا بودن افسانه نیوتن | جدایی علم از دین | ۳ | فضای قرن هجدهم و ادعا بودن افسانه نیوتن | ~۱۰ دقیقه |
| آموزش | جدایی علم از دین | ۵ | شباهتهای بین علم و دین | ~۱۰ دقیقه |
| تشریح توهم لاپلاسی | جدایی علم از دین | ۲ | مرور جلسه گذشته و رد فرضیه جدایی در قرون شانزده و هفده | ~۹ دقیقه |
| پرسش و پاسخ | جدایی علم از دین | ۵ | شباهتهای بین علم و دین | ~۸ دقیقه |
| ادامهٔ جعبه سیاه | جدایی علم از دین | ۵ | شباهتهای بین علم و دین | ~۸ دقیقه |
| نیوتنگرایی | جدایی علم از دین | ۵ | شباهتهای بین علم و دین | ~۷ دقیقه |
| جعبه سیاه | جدایی علم از دین | ۵ | شباهتهای بین علم و دین | ~۷ دقیقه |
| داستان دو توپ | جدایی علم از دین | ۵ | شباهتهای بین علم و دین | ~۷ دقیقه |
| شباهتهای بین علم و دین | جدایی علم از دین | ۵ | شباهتهای بین علم و دین | ~۶ دقیقه |
| افسانه نیوتون | جدایی علم از دین | ۴ | مروری دوباره بر توهم لاپلاسی | ~۶ دقیقه |
| بررسی متون تقریباً همزمان با نیوتن | جدایی علم از دین | ۷ | علت شروع جلسات و در آستانۀ قرن نوزدهم | ~۶ دقیقه |
| نکتۀ سوم: ضررهای جهانبینی علمی | جدایی علم از دین | ۷ | علت شروع جلسات و در آستانۀ قرن نوزدهم | ~۶ دقیقه |
| در آستانۀ قرن نوزدهم | جدایی علم از دین | ۶ | خلاصهای از آنچه گذشت و اهداف سه گانه | ~۵ دقیقه |
| ماجرای گالیله | جدایی علم از دین | ۱ | جدایی و تعارض ذاتی و جدایی و تعارض عرضی | ~۴ دقیقه |
| چرایی رخداد توهم بزرگ | جدایی علم از دین | ۲ | مرور جلسه گذشته و رد فرضیه جدایی در قرون شانزده و هفده | ~۴ دقیقه |
| طرح بحث جدایی علم از دین و تعارض ذاتی و عرضی | جدایی علم از دین | ۲ | مرور جلسه گذشته و رد فرضیه جدایی در قرون شانزده و هفده | ~۴ دقیقه |
| پرسش و پاسخ | جدایی علم از دین | ۱۲ | فلسفه و علم در دوران مدرن | ~۳ دقیقه |
| نقش نیوتون در شروع مسیر منجرشونده به توهم بزرگ | جدایی علم از دین | ۲ | مرور جلسه گذشته و رد فرضیه جدایی در قرون شانزده و هفده | ~۳ دقیقه |
| تحولات فیزیک در قرن بیستم، ابطال فیزیک نیوتونی | جدایی علم از دین | ۱۲ | فلسفه و علم در دوران مدرن | ~۳ دقیقه |
| تفکیک جهان بینی نیوتن گرا از موفقیت های علمی | جدایی علم از دین | ۶ | خلاصهای از آنچه گذشت و اهداف سه گانه | ~۳ دقیقه |
| تفکیک بخش گالیله ای انقلاب علمی | جدایی علم از دین | ۶ | خلاصهای از آنچه گذشت و اهداف سه گانه | ~۲ دقیقه |
مثال سوم: قانون نسبیت عام اینشتین
اینشتین در بحث نسبت قرآن و علم برای روشن کردن فرق «غیرعلمی» و «خطای علمی» به کار میآید. سخنران توضیح میدهد که بسیاری از ایدهها در یک زمان با فضای علم رسمی ناسازگار یا بیرون از آن به نظر میرسند، اما از این امر نمیتوان نتیجه گرفت که خطای علمیاند. نسبیت اینشتین نمونهای است که نشان میدهد مرزهای علم تاریخی و دگرگونشوندهاند.
در کنار این نکته، گفتار درباره قوانین طبیعی نشان میدهد که علم مدل محاسباتی میدهد، اما خود قانون، منشأ آن و چرایی وجودش را توضیح نمیدهد. حتی نمونههایی مانند قانون جاذبه نیز در تاریخ علم دگرگون شدهاند. بنابراین اینشتین در اینجا ابزار نقد شتابزدگی کسانی است که زبان دینی را با معیارهای موقت یک مدل علمی داوری میکنند. [۱۱] [۱۱] [۱۲] [۱۵]
گفتارها
| تیتر بخش | سری | جلسه | تیتر جلسه | زمان |
|---|---|---|---|---|
| مثال سوم: قانون نسبیت عام اینشتین | دفاع عقلانی از دین | ۶ | قوانین علمی و نسبت آن با خداوند | ~۱۵ دقیقه |
| نسبت قرآن با علم و نظریههای علمی | دفاع عقلانی از دین | ۲۸ | تفاوت نگاه علم و دین به طبیعت | ~۱۴ دقیقه |
| معجزه (۱۱) / معجزه (۱۲) | دفاع عقلانی از دین | ۳۸ | چیستی معجزه، ادامه ایرادات علمی به قرآن | ~۱۳ دقیقه |
| مقدمه | دفاع عقلانی از دین | ۱۷ | بررسی پدیده تحریف دین | ~۱۲ دقیقه |
| در علم فرض میشود که همهی قوانین ریاضیاتی هستند | دفاع عقلانی از دین | ۲۱ | بررسی مسئله تعارض علم و دین | ~۹ دقیقه |
| مقتضیات تصمیم گیری در زمان محدود | دفاع عقلانی از دین | ۲ | موانع موجود در عقیدهورزی | ~۹ دقیقه |
| ماده و جهان در بررسی ادعاهای علمی در قرآن - بخش ۲ | دفاع عقلانی از دین | ۸ | اظهارات یک اتئیست معروف و ارتباط فیزیکالیسم با ماتریالیسم | ~۷ دقیقه |
| معجزه (۵) | دفاع عقلانی از دین | ۳۸ | چیستی معجزه، ادامه ایرادات علمی به قرآن | ~۷ دقیقه |
| تفاوت غیر علمی بودن با ضد علمی | دفاع عقلانی از دین | ۳۹ | ایراد علمی به فرشته و جن | ~۷ دقیقه |
| هستههای مرکزی قرآن | دفاع عقلانی از دین | ۲۱ | بررسی مسئله تعارض علم و دین | ~۷ دقیقه |
| دین و لزوم وجود عقیده | دفاع عقلانی از دین | ۱ | منظور و هدف از جلسات دفاع عقلانی از دین چیست؟ | ~۷ دقیقه |
| مسئلهٔ معجزه (۶) | دفاع عقلانی از دین | ۳۷ | نحوه آپلود فایلهای سخنرانی در کانالهای مختلف | ~۶ دقیقه |
| انسان از زمین؛ ناظر طبیعت | دفاع عقلانی از دین | ۳۱ | شروع بررسی scientific errorهای گرفته شده به قرآن | ~۶ دقیقه |
| نقد دیدگاه پوزیتیویستی و اثباتگرایی در علم | دفاع عقلانی از دین | ۶ | قوانین علمی و نسبت آن با خداوند | ~۶ دقیقه |
| فیزیکالیسم، ماتریالیسم و ماهیت نور | دفاع عقلانی از دین | ۸ | اظهارات یک اتئیست معروف و ارتباط فیزیکالیسم با ماتریالیسم | ~۶ دقیقه |
| اهمیت به صورتها در علوم و تفکر مدرن و اهمیت ندادن به حقیقت درونی و معنا | دفاع عقلانی از دین | ۲۵ | آیا نظریه تکامل با هدفمندی جهان تعارض دارد؟ | ~۵ دقیقه |
| کیهان در قرآن - بخش ۲ | دفاع عقلانی از دین | ۳۰ | شروع بررسی ایرادات علمی به قرآن | ~۵ دقیقه |
| علم به محاسبات تمایل دارد و خیلی با معانی کاری ندارد | دفاع عقلانی از دین | ۲۶ | بررسی دو بدفهمی حاصل از سنتز مدرن در تعارض نظریة تکامل و | ~۵ دقیقه |
| متدولوژی ساینس و خدانابوری | دفاع عقلانی از دین | ۲۰ | تشابه داستانهای قرآن و کتب مقدس، چگونه ممکن است آتئیستها ایمان آورند؟ | ~۴ دقیقه |
| مسئله معجزه | دفاع عقلانی از دین | ۳۷ | نحوه آپلود فایلهای سخنرانی در کانالهای مختلف | ~۳ دقیقه |
| جن و علم (۶) / جن و علم (۷) | دفاع عقلانی از دین | ۳۳ | ایراد علمی به قرآن (مسئله جن) | ~۳ دقیقه |
| معجزه (۳) / معجزه (۴) | دفاع عقلانی از دین | ۳۸ | چیستی معجزه، ادامه ایرادات علمی به قرآن | ~۳ دقیقه |
| مسئله معجزه | دفاع عقلانی از دین | ۳۷ | نحوه آپلود فایلهای سخنرانی در کانالهای مختلف | ~۳ دقیقه |
| نگاه علم و دین به طبیعت | دفاع عقلانی از دین | ۲۸ | تفاوت نگاه علم و دین به طبیعت | ~۳ دقیقه |
اینده علم و خداگرایی
در بحث آینده علم، اینشتین نشانه فرو ریختن روایت نیوتنی از جهان است. سخنران میگوید نظریه نیوتن فقط چند فرمول تقریبی نبود؛ یک داستان تبیینی درباره حرکت اجرام و ساختار عالم میساخت. با آمدن نسبیت عام، آن داستان در سطح بنیادین عوض شد و مفاهیمی مثل نیرو، فضا و زمان معنای دیگری پیدا کردند.
اهمیت این تغییر در نقد علمگرایی است. کسانی که علم را مانند معبدی برای یقین میخواهند، دشوار میپذیرند که بزرگترین روایتهای علمی نیز میتوانند از نظر تبیینی فرو بریزند. اینشتین در این گفتار نه فقط یک نابغه فیزیک، بلکه نشانهای است از اینکه آینده علم ممکن است باز هم تصویر امروزین طبیعتگرایی را جابهجا کند. [۱۹] [۲۵] [۱۹] [۲۲] [۲۲]
گفتارها
| تیتر بخش | سری | جلسه | تیتر جلسه | زمان |
|---|---|---|---|---|
| بیت | آینده علم و خداگرایی | ۲ | پارادایم سوم و آینده علم پس از طبیعتگرایی | ~۱۸ دقیقه |
| بیت | آینده علم و خداگرایی | ۲ | پارادایم سوم و آینده علم پس از طبیعتگرایی | ~۱۷ دقیقه |
| بررسی تاریخی نسبت علم و دین و زمینههای ظهور خداناباوری ن | آینده علم و خداگرایی | ۱ | خداناباوری نو و نسبت علم با خداگرایی | ~۱۶ دقیقه |
| بررسی تاریخی نسبت علم و دین و زمینههای ظهور خداناباوری ن | آینده علم و خداگرایی | ۱ | خداناباوری نو و نسبت علم با خداگرایی | ~۱۶ دقیقه |
| بررسی تاریخی نسبت علم و دین و زمینههای ظهور خداناباوری ن | آینده علم و خداگرایی | ۱ | خداناباوری نو و نسبت علم با خداگرایی | ~۱۴ دقیقه |
| دین | آینده علم و خداگرایی | ۲ | پارادایم سوم و آینده علم پس از طبیعتگرایی | ~۱۳ دقیقه |
| بررسی مفهوم علم و تمایز آن از شبهعلم و متافیزیک | آینده علم و خداگرایی | ۱ | خداناباوری نو و نسبت علم با خداگرایی | ~۱۲ دقیقه |
| دین | آینده علم و خداگرایی | ۲ | پارادایم سوم و آینده علم پس از طبیعتگرایی | ~۱۱ دقیقه |
| دین | آینده علم و خداگرایی | ۱ | خداناباوری نو و نسبت علم با خداگرایی | ~۱۰ دقیقه |
| دین | آینده علم و خداگرایی | ۱ | خداناباوری نو و نسبت علم با خداگرایی | ~۶ دقیقه |
| بررسی تاریخی نسبت علم و دین و زمینههای ظهور خداناباوری ن | آینده علم و خداگرایی | ۱ | خداناباوری نو و نسبت علم با خداگرایی | ~۶ دقیقه |
| جمعبندی نهایی: آینده علم و خداگرایی و امکان همزیستی | آینده علم و خداگرایی | ۱ | خداناباوری نو و نسبت علم با خداگرایی | ~۶ دقیقه |
| بررسی تاریخی نسبت علم و دین و زمینههای ظهور خداناباوری ن | آینده علم و خداگرایی | ۱ | خداناباوری نو و نسبت علم با خداگرایی | ~۶ دقیقه |
| بررسی مفهوم علم و تمایز آن از شبهعلم و متافیزیک | آینده علم و خداگرایی | ۲ | پارادایم سوم و آینده علم پس از طبیعتگرایی | ~۴ دقیقه |
| جن | آینده علم و خداگرایی | ۲ | پارادایم سوم و آینده علم پس از طبیعتگرایی | ~۳ دقیقه |
کانت، شناخت و جهان پدیدار
در این گفتارها، نام آلبرت اینشتین هرگز بهعنوان موضوعی مستقل برای شرح زندگی یا دستاوردهای علمیاش ظاهر نمیشود. در عوض، اینشتین در قامت یک مرز تاریخی عمل میکند؛ نقطهای که یک دوران از شناخت بشری را از دوران دیگر جدا میسازد. سخنران برای ترسیم فضای فکری حاکم بر دوران شکلگیری نظریههای فروید و شوپنهاور، بر غیاب نظریههای اینشتین انگشت میگذارد. او تصریح میکند که «هنوز نسبیت انیشتین نیامده، هنوز مکانیک کوانتوم نیامده، مکانیک نیوتونی مثل یک دانش مطلق که کل مکانیک و فیزیک را برای ما روشن کرده همچنان مطرح است» (روانکاوی و فرهنگ، جلسه ۸۹ — کانت، شناخت و جهان پدیدار) [۲۶]. این غیاب، نه یک خلأ ساده، بلکه بستر اثباتگرایانهای را میسازد که در آن، علم نیوتنی بهمثابه چارچوبی کامل و بیمنازع برای توضیح همه چیز، از جمله پدیدههای روانی، پذیرفته شده بود.
این ایده که فیزیک نیوتنی میتواند الگویی برای تمام حوزههای دانش باشد، مستقیماً به تقلیلگرایی موجود در بنیانهای روانکاوی فرویدی راه میبرد. سخنران در جای دیگری توضیح میدهد که چرا فروید اینهمه بر جسم و انرژی روانی تأکید داشت: «وقتی فروید نظریهاش را شروع کرد، نه نظریهی نسبیت انیشتین وجود داشت و نه نظریه مکانیک کوانتوم، و باور این بود که همه چیز را فیزیک نیوتنی توضیح میدهد و فقط ما داریم آن را بسط میدهیم» (درسگفتارهای روانکاوی و فرهنگ، جلسه ۱ — مبانی فروید و نسبت روانکاوی با فرهنگ) [۲۹]. در این بستر، مفهوم «انرژی روانی» یا لیبیدو، تلاشی بود برای هماهنگسازی روانشناسی با همان اصول فیزیک کلاسیک. اینشتین در این روایت، نماد فروپاشی آن یقین علمی است؛ کسی که با آمدنش، بنیان فلسفی چنین تقلیلگراییای را متزلزل کرد.
اما این مرز تاریخی فقط به فروید محدود نمیشود. مدرس همین منطق را برای تحلیل فلسفه شوپنهاور نیز به کار میگیرد و او را در همان فضای پیشا-اینشتینی قرار میدهد. شوپنهاور در دورهای میزیست که «علم یا ساینس در اوج شکوفایی است» و «بحرانی در علم دیده نمیشود» [۲۶]. این فضای شکوفایی، نوعی «حالت به اصطلاح قدسی بودن علم» را ایجاد کرده بود که به فیلسوفان آن عصر، از جمله شوپنهاور، اجازه میداد به توانایی علم برای نفوذ به فراسوی پدیدارها امیدوار باشند. این امید، که سخنران آن را «نوعی امید به علم دارد که بتواند چیزی بیشتر از فنومنها به ما بگوید» مینامد [۲۸]، دقیقاً در جهانی معنا مییافت که هنوز با ورود نظریههای اینشتین، از هم گسیخته نشده بود.
در مقابل این فضای متصلب پیشا-اینشتینی، سخنران وضعیت معاصر را بهگونهای متفاوت ترسیم میکند. او با اشاره به کشف نسبیت و مکانیک کوانتوم، آنها را بهعنوان عواملی معرفی میکند که «به نوعی نقضی بر تمامیت فیزیک نیوتون بود» و «همهی نظرات نیوتون را زیر سؤال میبرد» (درسگفتارهای روانکاوی و فرهنگ، جلسه ۶ — دین، علم و نقدهای اصلی به فروید) [۳۲]. پیامد این انقلاب علمی، چندپارگی دانش فیزیک و از میان رفتن آن آرمان تحویلگرایانهای است که روزگاری بدیهی مینمود. اینجاست که نام اینشتین دیگر نه یک غیاب، بلکه یک حضور ویرانگر برای قطعیتهای پیشین است. او نماد گذار از جهانی با یک نظریهٔ همهچیزِ مفروض، به جهانی است که در آن حتی فیزیک هم به دنبال «نظریهی همهچیز» میگردد و آن را گمشدهای تلقی میکند که باید کشف شود.
این گذار تاریخی، پیامدهای مستقیمی برای اعتبار نظریههای روانشناختی دارد. سخنران استدلال میکند که با تغییر وضعیت علم فیزیک، «امروزه منطقی است که با وضع فعلی فیزیک آرمان تحویلگرایانه را که بسیار محدودکننده و مقیدکننده نیز هست مورد تردید بدانیم» [۳۲]. این تردید، مستقیماً شالودهٔ نظری فروید را هدف میگیرد؛ شالودهای که بر پایهٔ فیزیک نیوتنی و تقلیل تمام انرژیهای روانی به یک نیروی واحد بنا شده بود. در این تحلیل، اینشتین نه بهعنوان یک فیزیکدان، بلکه بهعنوان نماد یک گسست معرفتشناختی عمل میکند که پس از او، دیگر نمیتوان روان را با همان اطمینان پیشین به قوانین فیزیک کلاسیک تقلیل داد.
گفتارها
| تیتر بخش | سری | جلسه | تیتر جلسه | زمان |
|---|---|---|---|---|
| کانت، شناخت و جهان پدیدار | روانکاوی و فرهنگ | ۸۹ | — | ~۷ دقیقه |
| پایگاه روشی فیزیکالیستی علم معاصر | روانکاوی و فرهنگ | ۶ | دین، علم و نقدهای اصلی به فروید | ~۶ دقیقه |
| چرا تولید مثل اصل گرفته شده؟پیوند معتبر در منبع یافت نشد؛ این ردیف برای بازبینی پرچم شد. | درسگفتارهای روانکاوی و فرهنگ | ۱ | مبانی فروید و نسبت روانکاوی با فرهنگ | ~۶ دقیقه |
| تفاوت زمانهی علمی فروید با عصر حاضرپیوند معتبر در منبع یافت نشد؛ این ردیف برای بازبینی پرچم شد. | درسگفتارهای روانکاوی و فرهنگ | ۶ | دین، علم و نقدهای اصلی به فروید | ~۶ دقیقه |
| چرا اثر هنری شبیه رؤیاست؟ | روانکاوی و فرهنگ | ۴۹ | — | ~۶ دقیقه |
| شرح فضای فروید | روانکاوی و فرهنگ | ۱ | مبانی فروید و نسبت روانکاوی با فرهنگ | ~۶ دقیقه |
| فرق مدرنیته و مدرنیسم | روانکاوی و فرهنگ | ۷۴ | — | ~۳ دقیقه |
| نقدهای پوپر به فرویدپیوند معتبر در منبع یافت نشد؛ این ردیف برای بازبینی پرچم شد. | درسگفتارهای روانکاوی و فرهنگ | ۶ | دین، علم و نقدهای اصلی به فروید | ~۳ دقیقه |
| نقدهای پوپر به فروید | روانکاوی و فرهنگ | ۶ | دین، علم و نقدهای اصلی به فروید | ~۳ دقیقه |
| شهود به عنوان پدیدهای روزمره، نه صرفاً عجیب | روانکاوی و فرهنگ | ۱۷ | — | ~۳ دقیقه |
| جمعبندی مسیر و پیشنهاد ادامه | روانکاوی و فرهنگ | ۹۴ | — | ~۲ دقیقه |
اختراع قوانین و واژهی کشف
در بحث اختراع قوانین، اینشتین برای شکستن زبان «کشف» به کار میآید. سخنران میگوید بهتر است قوانین علمی را اختراعشده بدانیم، چون آنها مدلهایی برای کار کردن با جهاناند، نه اشیایی که آماده در طبیعت افتاده باشند و فقط برداشته شوند. سرگذشت قانون جاذبه نمونه اصلی این ادعاست.
نسبیت اینشتین نشان داد چیزی که در فیزیک نیوتنی به صورت نیروی جاذبه فهمیده میشد، در روایت تازه دیگر همان موجود سابق نیست. مشکل مدار عطارد و ناتوانی مدل نیوتنی در توضیح آن، راه را برای قانونهای تازه باز کرد. از این زاویه، واژه کشف تاریخ پرخطای علم را بیش از حد پاکیزه و قطعی نشان میدهد. [۳۳] [۳۴] [۳۴] [۳۵] [۳۵] [۳۷]
گفتارها
| تیتر بخش | سری | جلسه | تیتر جلسه | زمان |
|---|---|---|---|---|
| اختراع قوانین و واژهی کشف | مفاهیم و واژگان قرآن | ۱ | مفهوم واژهی شرک، قانون و الحاد مدرن | ~۱۷ دقیقه |
| ابطالپذیری ایمان | مفاهیم و واژگان قرآن | ۹ | عقلانیت انتقادی، نکاتی در مورد ایمان | ~۱۰ دقیقه |
| نگاه کلی به مفهوم زبان و واژه | مفاهیم و واژگان قرآن | ۱۲ | مفهوم زبان و واژه تعریف مفاهیم | ~۷ دقیقه |
| نظم قرآن در آیات پایانی سوره | غافر | ۲ | واقعه کربلا در تاریخ مسلمانان مجادله در آیات الهی (مصداق تاریخی آن | ~۷ دقیقه |
| فساد و خونریزی در میان حیوانات و گیاهان | داستان آفرینش در قرآن | ۳ | — | ~۶ دقیقه |
| واژه طبیعت و قوانین فیزیکی | داستان آفرینش در قرآن | ۶ | — | ~۶ دقیقه |
| حذف موجبیت در علم در مقابل ماتریالیسم | تفسیر سوره یوسف | ۹ | یوسف، گمراهی قرآن، قضاوت بین نظریات | ~۵ دقیقه |
| روش علمی | مقدمهای بر فهم قرآن | ۳ | قرآن و دانش (science) | ~۳ دقیقه |
تحلیل کلان یکپارچه
در مجموعه گفتارهای مورد بررسی، آلبرت اینشتین نه بهعنوان یک شخصیت تاریخی با روایتی زندگینامهای، بلکه همچون یک نشانهی مفهومی چندلایه ظاهر میشود که سخنران از آن برای پیشبرد استدلالهایی در باب سرشت علم، دین، و محدودیتهای شناخت بشری بهره میگیرد. این نشانه در بسترهای گوناگونی فراخوانده میشود و هر بار سویهای متفاوت از یک روایت کلان را آشکار میکند: روایتی که علم را نه انباشت تدریجی حقایق، که صحنهی جایگزینی مدلهای موقت و خطاپذیر میداند. در یک سو، اینشتین نماد فروپاشی قطعیتهای فیزیک کلاسیک و گشودن راه برای پرسشهای بنیادین تازه است؛ در سوی دیگر، خود او نیز در چرخهی فرسودگی نظریهها گرفتار میآید و اختراعش به سرنوشت اختراع نیوتن دچار میشود.
نخستین لایه از این تصویر، در بحث از موانع پیشرفت علم نمایان میشود. سخنران با کالبدشکافی فضای پس از پیروزیهای نیوتن، نشان میدهد که چگونه یک نظریهی موفق میتواند با ایجاد احساس بینیازی، کنجکاوی نظری را سرکوب کند. در این فضا، «یک احساس پیروزی و احساس اینکه همه چیز دارد خوب پیش میرود به وجود آمد که آن کنجکاوی علمی و آن سؤالهای اساسیای که لایبنیتس و بارکلی و بسیاری از افراد دیگر مطرح کرده بود کلاً به حاشیه رفت» (جدایی علم از دین، جلسهٔ ۶ — نشان دادن مضر بودن نیوتن گرایی) [۵]. این اینرسی فکری، که ریشه در مطلقشدن مفاهیمی چون فضا و زمان داشت، راه را بر هر پرسشگری بست. سخنران با اشاره به یک نمونهٔ مشخص، تصریح میکند که «فضا و زمان و حرکت در مکانیک نیوتنی بعد از مدتها مطلق شده بود، میشود گفت که این نمونهای از نکتهای در فیزیک نیوتنی است که کشف نسبیت انیشتین را به تعویق انداخت» (جدایی علم از دین، جلسهٔ ۶ — نشان دادن مضر بودن نیوتن گرایی) [۴]. در این روایت، اینشتین نه صرفاً یک نابغه، بلکه کسی است که جسارت شکستن این تقدس را داشت و نشان داد که پیشرفت علمی بیش از آنکه به دادههای جدید وابسته باشد، نیازمند جسارت فلسفی برای به چالش کشیدن مفروضات بنیادین است.
این جسارت اما در بستر یک بحران عینی رخ داد؛ بحرانی که سخنران با اشاره به ناتوانی مکانیک نیوتنی در تبیین مدار سیارهٔ عطارد، آن را برجسته میکند. او توضیح میدهد که «نهایتاً معلوم شد که به هیچوجه با نظریۀ جاذبۀ نیوتن چنین مداری بوجود نمیآید و این یک مثال نقض واضح برای مکانیک نیوتنی و قانون جاذبهاش است. و انیشتین سال ۱۹۱۵ این مدار را با نظریۀ نسبیت عام توانست دربیاورد» (جدایی علم از دین، جلسهٔ ۳ — ادعا بودن افسانه نیوتن) [۷]. این شاهد نشان میدهد که شکست نظریهٔ نیوتن نه در حاشیه، که در یکی از مسائل مرکزی مکانیک سماوی رخ داد، اما جامعهٔ علمی به جای رویارویی با این ناسازگاری، با فرضیات موقتی مانند سیارهٔ خیالی ولکان سعی در حفظ چارچوب موجود داشت. اینشتین در اینجا نماد گسست از یک سنت وصلهکاری و ارائهٔ یک نظام تبیینی کاملاً نو است.
با این حال، مدرس به همین نقطه بسنده نمیکند و با چرخشی در استدلال، خودِ اینشتین را نیز وارد چرخهی فرسودگی نظریهها میکند. او با به کارگیری استعارهای گویا، قوانین علمی را به کالایی مصرفی تشبیه میکند که عمر مفید مشخصی دارند: «این قوانین وقتی اختراع می شوند تا سالهایی کار می کنند مثل یک یخچال جدید که می خرید تا ده سال گارانتی دارد و بیست-سی سال هم کار می کند اما دیگر آخرش به پت-پت می افتند» (مفاهیم و واژگان قرآن، جلسهٔ ۱ — مفهوم واژهی شرک، قانون و الحاد مدرن) [۳۵]. در این تصویر، قوانین نیوتون دویست سال کار کردند و سپس کنار گذاشته شدند. اکنون نوبت به اختراع اینشتین رسیده است که به گفتهٔ او، «این نظام جدید انیشتینی هم واقعا دیگر به پت-پت افتاده در ده-پانزده سال اخیر هر جایی را دست می زنند می بینند که درست در نمی آید» [۳۵]. اینشتین در اینجا دیگر نماد نبوغ ابدی نیست، بلکه خود به مرحلهای از تاریخ علم بدل شده که نشان میدهد هر نظریهای، حتی انقلابیترین آنها، موقت و در انتظار جایگزینی است.
این نگاه انتقادی به جایگاه نظریهها، در بحث از رابطهٔ علم و دین نیز به کار گرفته میشود. مفسر برای شکستن تصور علم بهعنوان یک بنای منسجم و کامل، به بزرگترین بحران حلنشده در فیزیک مدرن اشاره میکند: ناسازگاری میان نسبیت عام و مکانیک کوانتوم. او با ارجاع به نوشتههای یک منتقد فرضی، خشم خود را از کسانی که بر یکپارچگی دانش پافشاری میکنند نشان میدهد و نقل میکند که آن شخص مدعی است «کل دانش کاملاً یکپارچه و مقوّم یکدیگر است» (آینده علم و خداگرایی، جلسه ۲) [۲۲]. سخنران این ادعا را با واقعیت علمی به چالش میکشد: «صد سال است که ما یک نظریۀ نسبیت داریم، یک نظریۀ کوانتوم داریم و اینها با همدیگر جمع نمیشوند» [۲۲]. اینشتین در اینجا، بهعنوان خالق یکی از دو نظریهای که از جمعشدن با یکدیگر عاجزند، نماد چندپارگی دانش و فروپاشی آرمان تحویلگرایانه است.
در بافتی کاملاً متفاوت، سخنران از اینشتین برای وسعت بخشیدن به دامنهٔ تخیل فلسفی در بحث معجزه بهره میبرد. او برای پاسخ به این پرسش که چگونه امری غیرمادی میتواند بر ماده اثر بگذارد، به وساطت مفهوم انرژی و معادلهٔ پایستگی جرم و انرژی متوسل میشود. در این روایت، «انیشتین فرمولی را کشف کرد که این چیزها به همدیگر قابل تبدیل هستند» (دفاع عقلانی از دین، جلسهٔ ۳۸ — چیستی معجزه، ادامه ایرادات علمی به قرآن) [۱۲]. این کشف، مرز میان ماده و انرژی را که روزگاری دو جهان جداگانه تصور میشد، به پلی برای تبدیل تبدیل میکند و بدین ترتیب، ایدهٔ تأثیرگذاری موجودی غیرمادی بر جهان مادی، دستکم در سطح یک احتمال فیزیکی، از محال بودن خارج میشود. اینشتین در این استدلال، نه بهعنوان یک مرجع دینی، بلکه به مثابه کسی که شهودهای کلاسیک دربارهٔ مرزهای ماده را در هم شکست، حاضر میشود.