روانکاوی و فرهنگ
نقشهٔ جلسات ← جلسهٔ ۶۹
روانکاوی و فرهنگ · متنِ کاملِ جلسه

هدف نقد روان‌کاوانه و ورود به Reservoir Dogs

متنِ کاملِ پیاده‌شدهٔ این جلسه. از دورهٔ «روانکاوی و فرهنگ».

۰:۰۰
۰:۰۰
ارجاعات بیرونی این جلسه (۱۱)
  1. عشق۲ اشاره · بخش‌های جلسه: sec-۶، sec-۷ · مفاهیم عرفانی و وجودی
  2. ناخودآگاه۲ اشاره · بخش‌های جلسه: sec-۷، sec-۸ · مفاهیم روان‌کاوی و نمادشناسی
  3. تفسیر۱ اشاره · بخش‌های جلسه: sec-۷ · روش تفسیر و تأویل
  4. خودآگاه۱ اشاره · بخش‌های جلسه: sec-۷ · مفاهیم روان‌کاوی و نمادشناسی
  5. روانکاوی۱ اشاره · بخش‌های جلسه: sec-۱ · مکاتب روان‌شناسی
  6. روایت۱ اشاره · بخش‌های جلسه: sec-۷ · مفاهیم فلسفی و معرفت‌شناختی
  7. زیگموند فروید۱ اشاره · بخش‌های جلسه: sec-۷ · روان‌شناسان و روانکاوان
  8. فرهنگ۱ اشاره · بخش‌های جلسه: sec-۱ · مفاهیم اجتماعی و فرهنگی
  9. مدرنیته۱ اشاره · بخش‌های جلسه: sec-۷ · نظریه‌های اجتماعی و سیاسی
  10. مرگ۱ اشاره · بخش‌های جلسه: sec-۶ · مفاهیم عرفانی و وجودی
  11. نماد۱ اشاره · بخش‌های جلسه: sec-۷ · مفاهیم روان‌کاوی و نمادشناسی

هدف نقد روان‌کاوانه و ورود به Reservoir Dogs

[موسیقی آغازین] درست باشد مورد یک فیلم یا. حالا یک کار هنری صحبت می‌کنیم سعی می‌کنم این را تکرار بکنم. اگر روش های خیلی مشخص حدیم شده ای نداریم. برای. اینکه نقد روان‌کاوانه را چگونه انجام می‌دیم به آقایی یک ایده مشخصی از این که هدف نقد روان‌کاوانه چیست وجود دارد من آن را مجردن تکرار می‌کنم چه. وقتی به این احساس می‌رسیم که نقد را انجام دادیم و. مثلاً به درک خوبی از یک اثر هنری رسیدیم در خلاف سایر انواع نقد نقد روان‌کاوانه خیلی معتوفه به این است که ما. در واقع تشخیص بدیم که اثر انگار چگونه از مؤلف سادر شد یعنی مؤلف چطور اثر را تعریف کرده چه اوامل خودآگاه یا ناخودآگاهی چه لایه هایی در روان هنرمند وجود داشته که باعث شده یک چنین اثر هنری را به وجود بیاید اساس نقد روان‌کاوانه برخلاف آن تئوریایی که کلاسیک بودن و. وقتی می‌گفتن که هدفشون از نقد تشکیز دادن قصد مؤلفه منظورشان مقاصد آگاهانهی بود که مؤلف در زهن خودش داشت نقد روان‌کاوانه معطوفه به این است که بخش امدهی از رست هایی که. در واقع در مؤلف هست و باعث به وجود آمدند اثر و هنالی می‌شود ناخودآگاهی. بنابراین هدف لغد رمان کابانه این است که کل آن عواملی که باعث به وجود آمدند اثر شدند را تشخیص بده و در این حال دربارهٔ این که. حالا این که چه لایه هایی کدوماش خودآگاه کدوماش ناخداگار پیه خلق اثر دقالت داشتن این‌ها را همه را سعی بکنیم که تا جایی ممکن بفهمیم. از طرف دیگر سعی کنیم که نهوه اثرگذاری اثر روی مخاطب را هم درک کنیم. به هر حال این چیزی که اصفری که هنرمند خلق کرده چگونه دارد تأثیراتش را روی مخاطب می‌گذاره اینها مجموعه. در واقع این که ملیشه اصفر هنری چیست و چگونه دارد تأثیر می‌گذاره. اگر تا هر چقدر بتونیم این‌ها را بپهنیم این‌ها هدف. در واقع نقد روان‌کاوانه است و. حالا این که متداش چجوریه و قرار چگونه به این هدف درستیم این ها کاملاً بستگی پیدا می‌کند که در چه سبک روان‌کاوی دارید فکر می‌کنید چه چیزهایی را قبول دارید و طبعاً. مثلاً فرض کنید. اگر یونگی دارید نگاه می‌کنید دنبال پیدا کردن لایه های ناخودآگاه جمعی هم به طور طبیعی هستید. اگر نه. مثلاً فرویدی نگاه می‌کنید بیشتر به ناخودآگاه شخصی نگاه می‌کنید من میل داشتم که. مثلاً در این جلسات یک مجموعه از نقدارو بگویم و برای خودم همین روشن بشود که خطوط کلیه یک متد برای رسیدن به هدف نقدر اوانکابانه را پیدا بکن یعنی هر وقت که دربارهٔ یک کار هنری دارم. فکر می‌کنم و صحبت می‌کنم یعنی دارم برای خودم. فکر می‌کنم. ولی در این کلاس ها سعی همان بوده که یک جوری از یک روش هایی خود استاندارد تری سعی کنم استفاده بکنم و میل دارم که ببینم می‌توانم. مثلاً تا یک جایی برسم که لااقل یک خطوط کلی از یک روش را بتوانم بیان بکنم برای خود من خیلی روشن نیست که واقعاً. شما. وقتی دارید یک اثر هنری را. حالا. مثلاً به طور مشخص آلا ما بیشتر تمرکزمون روی یک فیلم بوده. وقتی یک فیلم را دارید نگاه می‌کنید چگونه به این هدف نزدیک می‌شید من دربارهٔ هر اثر هنری راهی را که خودم می‌رمی یا بهتر می‌بینم که اونجوری توضیح بدم و پیدا می‌کنم امیدوار بودم و هنوز هم امیدوارم پر بعد از یک مدتی از مجموع. مثلاً چند تا اثری که در موردشون صحبت کردیم به یک جمعندی کلی دربارهٔ این که به طور کلی که گام هایی وجود دارد که ما را به این هدف نزدیکی کند برسیم. حالا بیایید متمرکز بشین به همین کاری که قرار در موردش صحبت بکنیم جلسه قرار است دربارهٔ فیلم Reservoir Dogs صحبت بکنیم که در ایمیلایی که زده شد تحت عنوان سگ‌های انباری شاید ترجمه جا افتاده یک هم باشد من نمی‌دانم. ولی. به هر حال این. نکته مهم دربارهٔ اسم. این فیلم این است که اسم. این فیلم معنیدار نیست یعنی ما چیزی در زبان انگلیسی تحت عنوان Reservoir Dogs نداریم سگ امباری من هم ندارم چه در را برده دادم فکر نمی‌کنم مطمئن نیستم. ولی فکر نمی‌کنم قبل از. این فیلم عبارت Reservoir Dogs وجود داشته یعنی یک جو سگ هایی هستند که به آن‌ها. مثلاً Reservoir Dogs می‌دهند اسم کاملاً یک حالت من در آبوردی دارد یعنی برای خودش. مثلاً یک اسم تولید کرده و روی در یک مصاحبه ای من نمی‌خواهم فعلاً دربارهٔ اسمی را بکنم در یک مصاحبه ای در همان موقعی که. فکر می‌کنم. این فیلم را ساختن از تارانتینو. خب طبعاً پرسیدن که یعنی چیست ریزروارد دارید چرا این اسمو گذاشتید. فکر می‌کنم جوابی که تارانتینو داده بود این بود که گفته بود که من به نظرم می‌آید اسم درست. این فیلم همین است و باید همین اسم براشو میذاشتم من نمی‌دانم واقعاً یک احساسی دارد که اسم خیلی خوبیه برای. این فیلم بار من الان نه در شروع کار وردی بعداً سعی می‌کنم که دربارهٔ. حالا درخل این مجموع اطلاعاتی که دربارهٔ اسم. این فیلم داریم و یک بحثی بکنم که در ذهن هنرمند هست یعنی خوب است که تشخیص بدیم که خودآگاهانه هنرمند چه می‌خواسته بگوید. اگر از آن بپرسید که. مثلاً. این فیلم دربارهٔ چیست چه به. شما می‌گوید تشخیص آن لایه خودآگاه مهم است بعداً برویم سراغ آن لایه های همیشه. در واقع اینجوریه که من یک من باز هم مثال قبلن گفتم من. اگر از ریاضیدان بپرسم که این قضیه ریاضی که ثابت کردی چه دارد می‌گوید. فکر می‌کنم همه چیزو می‌گوید یعنی اصولاً ریاضیات لایه ناخودآگاهی دومصورت در آن. شما نمی‌دانید شاید چیز لایه ناخودآگاهی این است که ریاضیدان نمی‌تواند به. شما جواب بده که چرا به این موضوع علاقمند شده علاقش ممکن است بگوید چیزهای خیلی امیغی چرا یک نفر هندسه دوست دارد چرا به این شاخه هندسه علاقمنده این‌ها ممکن است خیلی روشن نباشد برای یک آدمی کار علمی می‌کند. ولی مطلبی که بیان کرده مقالهی که نوشته را می‌تواند تا تقریباً همه شو به شما بگوید که چرا این‌جوری مقاله را نوشته چرا این قضیه ها درست هستند و قضیه ها چه دارند می‌گویند. حالا هرچند در ریاضیات همان. فکر می‌کنم یک پیپر ریاضی را هم. شما بردارید ممکن است. مثلاً در انتریدکشنش بتونید یک ایده هایی داشته باشید که چرا انتریدکشن این‌جوری نمیشته شده چرا و بعضی چیزهایی تأکید شده و بعضی چیزهایی تأکید نشده. ولی محتوی ریاضیش همش در خودآگاهی. خب دربارهٔ آثار و هنری لای خودآگاه ممکن است گاهی خیلی خیلی دور از معانی واقعی فیلم باشد یعنی فیلمساز برای خودش فکر می‌کند که دارد یک کاری می‌کند. ولی واقعیتش. اینکه یک کار دیگر ای دارد همچنان. خب. به هر حال شناختم این لای خودآگاه مهم است این که از دیگاه فیلمساز واقعاً چه اثری قرار است. این فیلم بگذارد چه چیزی در. این فیلم دارد بیان می‌شود من فکر کنم دربارهٔ حامونم و دربارهٔ بقیه فیلم هم از همینجا شروع کردیم دربارهٔ حامون من یادمه که در اولین جلسه سعی کردم که با توجه به این که محتوی خود فیلم خیلی مورد بحث قرار گرفت و اختلاف نظر وجود دارد حد درقل یک جوری علیه به اختلاف محکماتی شروع بکنیم که آن اختلاف در این قسمت‌های خداگاش به یک چیزی برسیم که قرار چیزی بیان بشود دربارهٔ. این فیلم مطمئناً صدها برابر فیلم حامون در موردش بحث شده اصلاً دربارهٔ تارانتینو یکی از بحث برنگیست ترین کارگردان های دو دهه اخیر بوده که با همین فیلم بحث ها شروع شد. وقتی که پاک تکشن نخط تلایج جشباره کنو برد که دیگر اصلاً تبدیل به ستاره. مثلاً سینمای آمریکا از دارد کارگردانی شد و واقعاً نمی‌دانم. ولی. فکر می‌کنم شاید بیشتر از ده تا کتاب دربارهٔ تارانتینو وجود دارد و دارم. حالا در کتابه از نجمه مقالات در موردش گرفته مصاحبهاش زندگیش و این حرکا برای پلی در این بیس سال اخیر پونزه سال اخیر از سال نمیدون چهار به اینور نوشتن در سطح دنیا. بنابراین آن حالت محلی بیرن حامون که در ایران فیلم مهمی است برای فیلم‌های تارانتینو در سطح دنیا وجود دارد. یعنی همه منتقد های سینمایی مهم دنیا احتمالاً اصاره نظرهایی در موضوع فیلم‌های تارانتینو. شما مطمئناً نقد های فیلم‌های تارانتینو به زبان فارسی در مجلات داخلی ما را هم می‌توانید پیدا بکنید حتماً یک چیزهای نوشته شده و. فکر می‌کنم که با توجه به یک جور ابهام هایی که در کار تارانتینو هست سوه تفاهم های خیلی زیادی هم دربارهٔ کارهای تارانتینو وجود دارد. بنابراین خیلی فیلم‌های تارانتینو انتخاب کردنشون برای نقد خطرناکه برای خاطر این که حتی در لایه های ظاهریش هم ممکن است توافق خوبی وجود نداشته باشد من تا به حال احساسم این نبوده که در موردی فیلمی در این کلاس بخش کردم و نتونستم افرادی که لاغل اینجا نشستن و ظاهر هم برمیمه که همه قانعه می‌شدند که حتی درقل در زمینه این که. این فیلم قرار است این را بگوید و این را نگه یک جوریه توافقی وجود داشت خیلی اختلاف نظری به نظر نمی‌رسید وجود داشته باشد. ولی مطمئن نیستم دربارهٔ فیلم‌های تارانتینو بتوانم به چنین توافقی عدد برسند. بنابراین کلاً به دلیل نظر من پیچیه یک از دار شهرت فیلم‌ها و زیاد در اطرافش بحث شدند یک خود. فکر می‌کنم مثل خیلی از کار هنری دیگر جامعه منتقدین معمولا بیشتر بحثات را به انگار انحراف می‌کشند تا این که به محتوى. مثلاً نزدیک داشت. مثلاً یک عالمه ایده های فلسفی دربارهٔ فیلم‌های تارانتینو وجود دارد که. من. فکر می‌کنم روح تارانتینو از این ایده ها. خبر نداشته و ندارد. حالا بگذارید خود برویم جلو و برم احساس همین است یک راهی می‌تونیم به یک توافقی برسیم که لااقل یک بخشایی از فیلم خیلی واضح است که قرار چه بگوید و چگونه قرار تأثیر بگذارید یک نقطه خیلی مهم که می‌تواند منحرف بکنه ذهن آدم و. وقتی که باید اثر و هنری سر و کار دارید این است که تأثیر‌هایی که. شما می‌پذیرید را به حساب این بگذارید که قرار این تأثیر ایجاد بشود. من. فکر می‌کنم دربارهٔ همین فیلم Reservoir Dogs یک تأثیر خاصی از آن صحنه خشن ظاهراً خشن شکنج کردن و گوش بریدن و این‌ها می‌گیرند که شاید تصورشان آن باشد که کارگردان هم می‌خواهد همین اثر را بگذارید هدفا در آن صحنه به بزرگ دارد من این‌جوری نیست باید شان فکر کنید یک آدمی آدم‌ها ممکن است آن صحنه را ببینند به نظر برزی ها خیلی خشن بیاید به نظر برزی ها نگاهد به نظر تارانتینو من فکر نمی‌کنم تارانتینو آن صحنه را ممیزجر کننده خیلی می‌بینه یک خود من از آدم دارم این حرف را بران می‌زنم خیلی اهمیت دارید به این که. شما چه تأثیری پذیر را کنید از دردی از این صحنه به این امنیت بگویید که کلیتش قرار چه بگویید من نمی‌خواهد بسیار بخوریم در مورد همان صحنه، نه. اینکه آن صحنه منوزجر کننده نیست از در تار. ولی نه اونقدری که شاید به عنوان خشمترین نمی‌دانم صحنه تاریخ سینما در دهر ۱۰۰ از آن یاد می‌کنه بذار یک خود برویم جلو، یاد دید چیزهای خیلی ساده ای من این کاری که خودم می‌کنم. وقتی که با یک کار. مثلاً با یک داستان یا یک فیلم یا یک مدار که چیزی که به راحتی نمی‌تونم باشد احتیاط برنامه را بکنم انجام می‌دم و یک تجربه این را فهمیدم که خیلی نیتونه مفید باشد این است که. شما. اگر یک فیلم را می‌خواهید آن به اصطلاح منتقده و کنش اصلیش را درک بکنید. اینکه نهایتا. این فیلم قرار چه تاثیری بگذارد؟ قرار چه بگوید؟ چه بگوید یک خورده شاید مسامحه آمیر باشد شاید چیزی قابل گفتنی ندارد. ولی در حال یک حسی درش هست که منتقد قرار است بشود یک کار خیلی خوب این است که سعی کنید بر. اینکه جزئیات و هواشی که وجود دارد خیلی عذیبتون نکند تا حد ممکن آن به اصطلاح پلات فیلم را یا داستان را خلاصه. اگر می‌توانید در یک جمله. اگر نه در پنج جمله دیگر بیان بکنید. اگر این کار را سر بکنید انجام بدید خود به خود خیلی از هواشی که ممکن است نظر. شما را خیلی جلب کرده باشد می‌رود کنار. مثلاً. اگر را خواهید جزر با داگز و خلاصه بکنید نه طبعاً از آن صحنه صبحانه حرفی نمیزنید.

خلاصهٔ پلات: نفوذ پلیس در گروه دزدها

داستان فیلم ربطی به آن صحنه صبحانه ندارید من این حرفی که دارم می‌زنم قابل اعتراض دارم که بعضی از آثار هنری مثل. مثلاً بعضی از فیلم‌ها اصولاً داستانی را قرار نیست بگویند. ولی حتی دربارهٔ فیلمی که داستان قرار نیست بگوید به نظر من مهم است که. شما در نهایت تا جایی که می‌توانید سعی کنید آن را خلاصه بیان بکنید من یک دوستم دربارهٔ فیلمی رنگ انار گفت که آن موقعی که اطران شده بود در ایران گفته بود که این نماشگاه اکسی که در سینما اصری جدید هست خود دیدی من گفتم چه نماشگاه اکسی گفتم آن پیمه رنگرنا را می‌گویم دید تصمیم باشد از خلاصه. اگر می‌خواست بکنید مثل. اینکه نماشگاه اکسی دید یک سری اکس هم دیدید خیلی هم رفت و نامیه. مثلاً ندارد اشکال ندارد. اگر یک فیلمی حالت نماشگاه اکسی دارد واقعاً این توصیف از فیلم‌های پارادجانو خیلی بیراه نیست برای پارادجانو در این فریما خیلی مهم هست یعنی انگار گاهی صحنه‌ها یک جوری ترکیب داده می‌شوند تا خلاصه آرایش صحنه رنگا به یک حالت ایدهالی که دوست دارد برسند این حالی که بران من چون دربارهٔ رنگ احنار صحبت کردم می‌توانم ادعا بکنم که.

خب این خیلی هم توصیف خوبی نیست چون به حرار داستانی واقعاً دارو گفته می‌شود. ولی آن که خیلی پیچیه. حالا. اگر بخواهد Reservoir Dogsو یکی دو نفر کاندید بشوند Reservoir Dogsو. اگر بخواهد خیلی خلاصدگی چه اتفاقی دارد می‌افتد داستانشو می‌گویم و. حالا نمی‌خواهم باید نقب بشم چه اتفاقی دارد می‌افتد چه چیزی دارد در. این فیلم روایت می‌شود یکی دو نفر کاندید بشوند یک خود بحث بکنیم. مثلاً داستان یک دزدیه چه می‌کنیم یک دزدی دارد اتفاق می‌افته. خب. شما نیمیدید بعد دوستی که به پاهم خودتان دوستی کردن چه برای سرسی ممنون که با برمان که خود یک موقعیه محکمه. حالا چه بلای سرشان آمده درها؟ بلایی که سرشان آمده این که لو رفتن یک ست‌آپ وجود دارد به قول خودشان در فیلم می‌گویند رت‌بیزنس یک رتی اینجا وجود دارد. اگر می‌خواهی داستان فیلم خیلی خلاصه بکنید داستان فیلم. در واقع نفوز کردن یک پلیس در یک گروه که. مثلاً گانگستره که قرار یک دزدی انجام بدن.

اگر بخواهم خیلی خلاصه بگویم، نمی‌گویم دزدی علماس یک کار خلاف است، یک دزدی قرار است انجام شود، یک عملیاتی، یک پلیس به صورت به اصطلاح آندرکاور رفته در این‌ها نفوذ کرده و این دزدی را هدف دستگیری رئیس ماجراست. و موضوعی که نه تنها برنامه دزدی به هم خورده، برنامه ست‌آپ هم به هم خورده، پلیس هم نمی‌خواست این کارها را بکند، دز هم نمی‌خواست این کارها را بکند. و موضوع اصلی فیلم به نظر می‌آید این است دیگر؛ خیلی خلاصه بخواهید بگویید، خیلی از دور نگاه کنید مسئله نفوذ کردن یک پلیس است و یک دزدی که موفقیت‌آمیز نبوده. فیلم دارد یک ساعت از زندگی این گانگستر‌ها را بعد از این دزدی موفق که مشکل اصلی‌شان این است که چگونه این ستاکی این کار را انجام داده را. در واقع دارند بحث می‌کنند و شما روابط این آدم‌ها را در یک ساعت بعد از و کارهایی که می‌کنند را می‌بینید و نهایتاً خود این دزد قبل از اینکه پلیس‌هایش اقناعی بکنند.

در واقع می‌زنند امنگرون می‌کشند همه شون بقیه از یک نفر کشته می‌شوند این خیلی از دور که نگاه کنید در حال یک ماجرای دزدیه یک ماجرای دزد و پلیسیه به استرادی در این غالب دارد بیان می‌شود و ویژگی فیلم. در واقع عدم تمرکز روی عملیات دزدی و تمرکز روی یک ساعت بعد از دزدیه بعد از شکسته و این که این‌ها با همین چگونه رابطه برقرار می‌کنند. حالا کاری که منتقد های بی‌استعداد نموندن انجام می‌دهند منتقد های بی‌استعداد منتقد هایی هستند که هیچ اثر هنری را مستقیمن خوب درک نمی‌کنند و برای این که. شما نقد بد می‌خواهید تشخیص به چقدر یک روش نوشتن نقد بد این است که میان به جایی که دربارهٔ خود فیلم بحث بکنند دربارهٔ این که این در چه ژانری می‌گویندجه بحث می‌کنند بعد تاریخ آن ژانر را می‌گویند این از کجا شروع شده. در واقع مثل این که قطعه های از کتاب ها و نقده های دیگر که خوندن را برایتان مینویسن و آخرش هم. شما خیلی دربارهٔ خود. این فیلم که دیدید من گاهی می‌دانم کسانی که درات میشنن در تلویزیون دربارهٔ سابقه هنرپیشهه ها درست می‌کنند آخرش هم دربارهٔ اطلاعاتی که به.

شما می‌دن مستقیمن دربارهٔ خود. این فیلمیست این شاید ده تا فیلم دیگرم بشود ردیف کرد که همه این حرف‌هایی که اینجا زده شده دربارهٔ آن‌ها هم می‌شود بود آن‌ها همین جان بودند و همین حدود تاریخ ساخته شده بودند و اله آفرد هر چقدر یک منتقد چندتاش خالی تره از نظر درک اثر و هنری بیشتر اینجور به هواشی می‌پردازد به جانی که مستقیما دربارهٔ یک اثر و هنری صحبت بکنند اصلاً منتقدین این مفهومی جان را ایجاد می‌کنند می‌دانید منظورم چیست؟ یعنی. مثلاً جان فورد احساس نمی‌کند که دلی جان فیلم وسترنه یک فیلمی ساخته دیگر. حالا بعداً اسم اینجور فیلمان شده بستر خونرمندان نمیان معمولا در غالب یک ژانر اصولا. حالا خونرمندان قدیمی هم درقل این کار را نمی‌کردن منتقدین هستند که فیلمان را نگاه می‌کنند فیلمان مختلف و بعد یک خطوط کلی را تشخیص می‌دهند و یک چیز را اسمِ آن را می‌زرن. مثلاً ژانر بستر که یک مجموعه ای از عوامل دار. حالا من دربارهٔ نقش منتقدین. حالا خوب این کسانی که ژانر تشخیص می‌دهند تسبیت می‌کنند که منتقلی خیلی خوبی هستند معمولا در.

اینکه کار مهمی هم انجام می‌دهند واقعاً یک جور کلاسیفیکیشن از فیلم‌ها دارند اراعه می‌دهند اناسور ژانر را. مثلاً بیرون می‌کشند و. ولی. وقتی منتقلی خوب است. حالا. وقتی که اناسور ژانر را همین چیز را گفت. حالا می‌گوید که. این فیلم چقدر تطبیق می‌کند چقدر تطبیق نمی‌کند در حال یک چیزی دربارهٔ خود. این فیلم هم آخرش به شما می‌گوید نقده خوب نقده یک که به. شما در در درک جزئیات آن فیلم خاص. مثلاً کمک می‌کند ند کلیات فیلم که در کتاب ها. مثلاً نوشته هست یک آلمه از این نقده هایی که دربارهٔ همین ریزرو و داگز و چون پال فیکشن و این‌ها. مثلاً یک آلم بحث می‌کنند که این نیو نوار نمی‌دانم خود نیو نوارم از در تاریخی به دو بخش تخصیم می‌شود مدرنیسی و پست مدرنیسی این. مثلاً نیو نوار پست مدرنیسی یکی از اولین فیلم‌های نیو نوار پست مدرنیسی یک مجموع فیلم‌های تارانتینو هستند. حالا این ها گاهی این حرف‌ها مفیده مخصوصا. حالا دربارهٔ آدم‌های مثل تارانچینو که خیلی آدم‌های سینمایی هستند اصلاً دربارهٔ سینما اینگار دارند فیلم می‌سازند.

فاصله از نقد ژانرمحور

ولی من می‌خواهم که یک خورده از این آلوا بیاییم بیرون من که از این بحثان نکنیم. حالا دربارهٔ ژانرونینا بحث می‌کنیم. ولی هدفم اونی باشد که واقعاً خود. این فیلمو خوب بپنیم و اولین کاری که من الان به نظرم میگسه که خوب است آدم دربارهٔ هر فیلمی انجام بدهیم. اینکه سعی کنم آن خط کلی داستان یا. اگر داستان ندارد برای خط کلی یک جور خلاص سازی کل ماجره را برای خودش داشته باشد اینجوری معلوم است که کلی سهنا در هاشی هست من الان فقط یک جوری در حد خیلی کلی صحبت کردیم طوری که به محتوی فیلم اصلاً ربطی نداریم داریم. حالا بیایید یک خود نزدیکتر بشین و چه چیزهایی در فیلم مهم است. مثلاً این که خلاصه. وقتی که فیلم تمام می‌شود فیلم چگونه تمام می‌شود چون مهم این است که چه تأثیری از فیلمی میپذیری. وقتی. این فیلم را نگاه می‌کنید جز تأثیر‌هایی لزومن تأثیر فیلم نیست مهم نیست. شما انا. این فیلم را که نگاه می‌کنید چه چیزهای. این فیلم هست که چه لحظه هایی چه چیزی تأثیر گذاره من می‌خواهم یک. نکته اشاره بکنم. فکر می‌کنم که شاید بیشترین چیزی است که در.

این فیلم دارد روش تأکید می‌شود اونم رابطه آتفیه بین مستر وایت و مستر آرنج من تقریباً. فکر می‌کنم. وقتی. این فیلم را دارم نگاه می‌کنم روی هیچ چیزی به اندازه این رابطه تأکید میمیشه یعنی شاید بگویم دقایق. این فیلم را بخواییم دقایق زیادی از. این فیلم وجود دارد که اصلاً سرف این دارد می‌شود به. شما این رابطه را ببینید چگونه شکل می‌گیرد و فیلم با همین رابطه هم تمام می‌شود یعنی پررنگترین چیزی که به نظر من آگاهانه در. این فیلم وجود دارد پرورش دادن شخصیت مستر واید شخصیت مستر اورنج و این رابطه ای که به این دو نفر دارد شکل می‌گیره من دارم سعی می‌کنم نزدیک بشم و. اگر کسی فیلم را دیده اعتراض دارد همین الان این خورده میل دارم که چون. فکر می‌کنم کلاً فیلم بحث برنگیزی همینجا و. اگر کسی بحثی دارد می‌توانیم بحث کنیم یک. نکته که بس من دارم می‌گویم. اگر الان فیلم بود و وقت داشتیم که هدفش را یک دور نگاه کنیم من می‌تونستم روی فیلم. مثلاً یک جون کورومتر بگذاریم چند دقیقه. این فیلم. مثلاً اختصاص دارد به این که. شما این رابطه را ببینید من حتی گاهی این دفعه آخری که.

این فیلم را دیدم احساسم این است که شاید زیاده از هدف اغراب آمیز روی علاقه مستر وایت و اورنج یعنی دیگر نمی‌دانم چگونه بگویم چون تانتیما کلاً روی چیزی تأکید نمی‌دانم تأکیدش روی این علاقه می‌شود از اندازه یکی حتی انتظار می‌رود. شما مستر وایت را می‌بینید که هر وقت از در می‌آید در می‌رود سراغ مستر اورنج که آنجا افتاده از در می‌رود بیرون تا آخرین لحظه بر می‌گرده قبل از می‌رود درون به بنده نگاهش می‌کند قبل از می‌گوید بره یک. مثلاً بال سرش رفته. ولی باز از می‌رود بیرون تا آخرین لحظه نگاهش مینه که با همه درباش می‌شود در این که به مستر اورنج چیزی نگرد یک. مثلاً یک صحنه که تأکیدار می‌خواهم می‌گویم چقدر شاید بتوانم بی‌سی مورد از. این فیلم را بگویم که آگاهانه دارد روی این علاقه شدید مستر وایت به مستر اورنج چیز می‌کند تأکید می‌کند. مثلاً یک جایی در حال دارد با.

مستر پینک و منطق حرفه‌ای‌گری

مستر پینک بحث می‌کند آن به این ثابت می‌کند که ست‌آپی وجود داشته این‌ها اصلاً تنها کسی که مطمئن و فهمیده که ست‌آپی وجود داشته پلیس ها آنجا بودن و با آجیر نایمدن مستر پینکی که اصلاً به نظر بابوشتر می‌رسد نقطی که دارد مستر پینک توضیح می‌دهد و قانع می‌کند مستر وایتو که استطاق اتفاق افتاده و می‌گوید که. حالا باید دو بینیم رد کیه و هر کسی ممکن است باشد بین حرفاش می‌گوید که ممکن است مستر اورنج می‌گوید که ممکن است در باشی مستر وایت خیلی اعتراضی ندارد. وقتی می‌گوید ممکن است مستر اورنج باشد عصبانی می‌شود می‌گوید این هی با عنوان اصلاً پسر و بچه و این‌ها هم از او یک حالت پدرانه ای. مثلاً نیست دارد می‌گوید اینجا افتاده دارد از خوندیزی می‌میره نباید بگی که این اصلاً نباید این را فکر کنی که این رته و این حالت اخرام آمیز علاقه و یک جایی. وقتی که تمام مدت به فکر این است که این را یک جوری به چیز کمک پزشکی برسونه احساس مسبولیت می‌کند احساس گناه می‌کند که تیر خوردنش تخصیل این بوده. شما در فیلم نمی‌بینید که تخصیل این باشد.

ولی به دلیل آن شدت علاقه که وجود دارد مرتب احساسش این است که این چون من اشتباه کردم این تیر خورد در. حالا که به نظر می‌دانید بی‌احتیاطی خودش باعثی تیو خوردن شد تمام سعنایی که از همراهی این دو تا در ماجرای بعد از دوزی می‌بینید این را مثل بچه دنبال خودش. مثلاً یک دستشو میبیده می‌برد این وردی و آن ورد مبازه بشود یک سکانس در. این فیلم وجود دارد از موقعی که تیتراش تمام می‌شود تا وقت مستر پینک بارد آن انباری می‌شود که فقط این دو نفر دارند بازی می‌کنند مراقبت می‌کند موهاش را شونه می‌زند سعی می‌کند به او روحیه بده بخندون از او. مثلاً دارم سعی می‌کنم که همینجور در حافظه می‌کنم چقدر روی این رابطه دارد تأکید می‌شود و نهایتا فیلم این‌جوری تمام می‌شود یعنی از دراماتیک که لحظه ای که ما می‌دانیم دیگر همین مستر اورنجه که پلیسه و رته و ست‌آپ را انجام ده و همه هم یک جورای فهمیدن برای مستر وایت که نمی‌خواهد قبول بکند و چون نمی‌خواهد قبول بکند نهایتا این عدم پذیرش مستر وایت به کشت شده همه منجر می‌شود یعنی دوتا.

در واقع از گانگسترارو می‌زند می‌کشد یکی را که خود اورنج قبلاً کشته خودش هم تیر می‌خورد و نهایتا. وقتی که فیلم این‌جوری تمام می‌شود که خود ایتراف می‌کنی که پلیس بوده اورنج را هم می‌کشد و خودش هم به دست پلیس ها کشته می‌شود یعنی کلاً اصلاً ماجرای دیراماتیک این‌جوری پیش می‌رود نه کسی جو رئیس دزدار را پلیس ها می‌توانند بگیرند من می‌خواهم. وقتی می‌گویم که دزدی موفق نبوده ستاف هم موفق نبوده قرار بود که این آدمی که اسمش جو کبوته رئیس این گروه گانگستر‌ها دستگیر بشود همه چیز قرار نبود اصلاً در بانکی در آن محل دوزی تیر اندازی انجام بشود پلیس ها آنجا مراقب بودن. ولی برنامه این را که. وقتی میان اینجا جنگ می‌شوند. مثلاً پلیس ها این‌ها را معاصره بکنند و این‌ها را بگیرند همه چیز به هم ریخته و این قطعه آخرش. در واقع. وقتی پلیس ها میان خود جو کابوت با اتن کشته شده به این دلیله که دلیل این علاقه بیشترد مستر وایت که هر نیچیز خراب می‌شود یعنی نمی‌خواهد به پذیر است نمی‌تواند تصور بکند که این کسی که این‌قدر داشت علاقه منده در بارو خائنه رته نمی‌دانم چقدر واضح است. من.

فکر می‌کنم هیچ چیزی در این فیلم به اندازه این روش تأکید نمی‌شود، چیزهای دیگر هم که روش تأکید می‌شود.

مستر وایت، علاقه و شکست حرفه‌ای‌گری

شخصیت خود مستر وایت بیشتر از هر کسی دیگر ای در. این فیلم روی شخصیت مستر وایت به نظر می‌آید دارد کار می‌شود بعداً مستر اورنج مستر وایت به شدتی شخصیت مصبتیه دیگر مصبت از این نظر که آدم ساده احساساتی و خیلی مهربانه می‌گوید. خب. مثلاً محکوم دیگر دکتر بیاید دیگر. مثلاً با یک عالی آدمیست دقیقاً چه می‌گوید می‌گوید هنو باید مزخری می‌گوید که فکر می‌کنی. مثلاً به فلانی می‌گویم بیاید نه دکتر بیاید و این اصرار‌ها را که می‌بینه یک جای عصبانی می‌شود می‌گوید مستر فاکین کامپشنیت یعنی باید حالت عصبانیتی که از. مثلاً شدت دلرحمی و مهربانیش دارد شکایت می‌کند که الان این تیر خورده این‌قدر دارد جوش می‌زند که یک جوری سریع به دکتر برسد نه روی چیز روی شخصیت مستر وایت به عنوان شخصیت کلیدی فیلم زمان زیادی در. این فیلم سرف می‌شود. فکر می‌کنم نمی‌دانم الان. اگر کسی این احساس ندارد کلا مستر وایت آدم دوست داشتنیه با. اینکه گانگستره بلی در آن آلمه گانگستری آدمیه که آدم مصبتیه به نظر می‌آید که بغیر از. اینکه شغلش گانگستر بودنه و متابقه چون.

مثلاً باز گذاره یک جایی که روی تقابل مستر وایت با منستر بلون که واقعاً آدم روانیه. شما نمی‌توانید احساس خوبی نسبت به مستر بلوند با این کارهایی یک جایی هست که قبل از. اینکه بلون بیاید با تینک دارند صحبت می‌کنند دربارهٔ اتفاق‌هایی که در آن محل دوزی افتاده و مدام این مستر وایتی که دارد غور می‌زند که اصلاً یک چنین آدم روانی را برای چه با ما آوردن یک جایی بعد. اینکه سکوتی برقرار می‌شود به نظر من خیلی جمعه قشنگی یک دفعه در می‌گرده به مستر پینک می‌گوید که یک آن دختر سیابوسته چند ساله بود ۱۸ سال ۱۹ سال از این که این بلوند. مثلاً تیر اندازی کرده و یک دختر جوانی که آنجا. مثلاً مشتری بود و تیر خورده دارد دیوونه می‌شود هر باری که میزنیه حالت گفتنش عصبانیتش این که مدام دارد به مستر بلوندد پرخواش می‌کند و باش درگیره برای خاطر این که این آدمی نیست که بخواهد آدم بکشد اصولاً یک عبارت یک دیالوگ معروفی در. این فیلم هست چند تا دیالوگ در.

این فیلم هست و خیلی دیالوگ‌ها خودی هست و بین از درمان با محتوی فیلم هم خیلی رب دارند یک دیالوگی هست که پینک از وایت مپرسه که می‌گوید کسی را کشتی می‌گوید افیو کابس می‌گوید چند تا پلیس می‌گوید نر ریلوید مردم واقعی اصلاً کپس در شغل این‌ها کپس حساب نیست آن که. خب الان افیو کپس نه من دو آدم. وقتی می‌دونی کسی را کشتی یعنی آدم غیر پلیس کشتی آن می‌گوید نه می‌گوید فقط افیو کپس بعد. شما صحنه یک چیزو میدینید که چدیری پلیس می‌کشد اصلاً انگار نه انگار که این را واقعاً آدم هست صحنه کشتن پلیسات ها از اونی مستر وارد خیلی خشنه تعمدن هم خشنه. حالا می‌خورد جلوتر برویم قرار نیست که مستر باید تبدیل به این موجودی بشود که خیلی ایدئال باشد و خوشونت در کار گانگستر‌ها هست. ولی این به عنوانی گانگستر آدم خیلی مصبری خیلی احساساتیه خیلی حالت‌های مستر وایتو این‌جوری نشان بده. شما نمی‌توانید بگویید که تارانتینو نمی‌خواهد روی رابطه علاقه شدید مستر وایتو پینک به مستر اورنج تأکید بکند این‌قدر فهنهای خودآگاه هست در این جهت وجود دارد که تصادفی نیست این که.

شخصیت مستر وایت و مهربانی

مثلاً بگویید که همینجوری کارگردان یک فیلمی ساخته و رابطه این‌جوری به نظر می‌آید این‌ها به وضوح خطوط اصلی هستند که کارگردان دارد سعی می‌کنید در فیلم پیش ببنید. خب. حالا فیلم چگونه تمام می‌شود به نظر من.

پایان‌بندی و تقابل عشق و وظیفه

پایان فیلم خیلی مهم است که درک بکنیم که در حال فیلم چه تأثیری قرار بگذارد نمی‌دانم نسبت صحنه آخر فیلم چه.. به نظر من واقعاً پایان فوق‌العاده. این فیلم دارد یکجوری در خلاف نظر خیلی از آدم‌هایی که. این فیلم را. مثلاً یکجوری بیان پست مدرنیستیه چه می‌دانم بیمعنایی زندگی و این حرف‌ها می‌دانند پایان. این فیلم پایان خیلی احساساتی و اخلاقیه به نظر من موضوع این است که آنقدر مستر واید در علاقه خالصانش نسبت به مستر اورنج پیش می‌رود که مستر اورنج با این که لزومی ندارد. ولی احساس می‌کند که باید اعتراف کند جلو مستر واید به نظر من خیلی سعن جالبی پایانش و خیلی غیر منتظرست یک جورایی و خیلی جمعه اخلاقی دارد که مستر اورنج در حالی که می‌داند که الان پلیس ها میان و ممکن است زنده هم بماند و کار خطرناکی هم داری می‌کند. ولی یک جوری از شدت کارهایی که مستر وایت برای او کرده یک جوری نهایتا انگار خودشان ناچار می‌بینی که به او بگوید که من پلیس به خیانت خودش.

در واقع به این گروه و مخصوصا به خود مستر وایت اعتراف کند من فکر کنم حد اقل چیزهای روشن دربارهٔ خصوص کلیه فیلم که نمی‌شود دربارهٔ این‌ها به نظرمان منالش کرد و. حالا من یک خود جلوتر برویم من واقعاً نمی‌تونم چگونه می‌شود. این فیلمو. مثلاً هیر اخلاقی داشته و برعکس به مظایر من جنبای اخلاقی قدی در. این فیلم هست از نصر خیالت کردن نکردن و این که. حالا بگذارید یک خورده برن نمی‌خواهم فعلاً بدون. اینکه به اندازه کافی توضیح داده باشم دربارهٔ محتوی فیلم حرفی بزنم داده این نقطه پس تا اینجا دربارهٔ این خورنگ بودن این رابطه در. این فیلم هشت نفر گانگستر و یک پلیس وجود داریم کلون دیگر کسی دیگر فیلم خیلی خلوتیه دیگر واقعاً درست است خیلی از فیلم‌ها ممکن است دو تا شخصیت یا یک دونه تا شخصیت داشته باشند هشت و مهتا شخصیت کم نیست. ولی خلاصه فیلم‌هایی دیگر یک عالم شخصیت فرعی دارند اصلاً. شما در این کسی را نمی‌بینید دیگر بغیر از این هشت نفر و آن یک دونه پلیسی که دستگیر شده و در اسیر ایناست کسی دیده نمی‌شود بغیر از در خیابون و.

حالا سه تا پلیسی که تیر اندازی می‌کنند یا تیر می‌خورند یا یک دوتا زنی که راننده های ماشین هایی هستند که این‌ها میدوزن یا می‌خواهم بدوزن فیلم خیلی خلوت از ذره من خود می‌خواهم دربارهٔ این شخصیت ها صحبت بکنم. شما که همراهی نمی‌کنیم بفرما خودکشیه نستر وایت خودشان می‌کشد. حالا خیلی مونده ما به این بحث های خود عمیقه روان کابان را دارسیم من دارم سعی می‌کنم بعضی از سوه برداشت هایی که وجود دارد را استدار بکنم که این‌جوری نیست یعنی. اگر. شما. مثلاً معتقد باشید که. این فیلم هیچ محتوی آگاهانهی ندارد یا. مثلاً معتقد باشید که بیانی توچی زندگیه. مثلاً ممکن است نتونید وارد محتوی خود عمیقه سرش بشید من دارم سعی می‌کنم این چیزهای خیلی واضحی که در فیلم هست را آنهایی که برجستر که بایدتون هموشت تأکید بکنم آن ابهام هایی که ممکن است در ذهن بعضی ها وجود داشته باشد برطرف داشته. خب من یک خورده می‌خواهم دربارهٔ این نقطه شخصیت صحبت بکنم همه تأکیدم روی این است متاسفانه در خواهیم تأکیدم به این دلیل روی این مسائل اخلاقی داخل فیلمه که اکثریت قاطع آدم‌هایی که دربارهٔ.

محتوای اخلاقی در برابر اتهام پست‌مدرن

این فیلم حرف زدن اینجور جا افتاده که. این فیلم کاملاً فیلم غیر اخلاقی هیچ اخلاقی در دنیا پست مدرن وجود ندارد و از این حرف‌ها من بسیاریم چون نتایی مجموعه نقل از در یکی از این سایت‌هایی که نقدار را برای خیلی از فیلم‌ها. مثلاً تعدادی نقداران خوندم این‌قدر این محتوی در این نقدار تکرار شده. فکر می‌کنم. اگر. شما هم اینجور نقدار را خونده باشید دارم اول یک چیزی را سعی می‌کنم پاک بکنم بعداً آن چیزی که به نظرم درست می‌آید و در موضوعش صحبت کنم شاید. اگر این حرف‌های نشینده بودم این‌قدر هم لازم نبود که در محتوی به مرز. امان به وزور یک محتوی اخلاقی در. این فیلم هست قرار. شما از مستر باید خوشتون بیاید از نوع رفتارش. مثلاً یک جوری تأثیر بگیرید بگذارید من یک لحظه هایی که نه تنها فیلم غیر اخلاقی نیست بیشتر از. اینکه آدم انتظار دارد در. این فیلم لحظه هایی وجود دارد که یک حس اخلاقی در خودش دارد منتها یک حس اخلاقی به یک معنایی که ممکن است برای.

شما مهم باشد و مهم نباشد بگذارید من باز یک چند تا صحنه مشخص را به آن اشاره بکنم که الان کم کم وارده این نقطه شخصیت را در موردشون صحبت بکنم من شخصا خیلی تحت تأثیر این لحظه ای قرار می‌گیرم که ما می‌فهمیم که آن پلیسه می‌دونه که مستر آرنج پلیسه جلوی ما این آدم دستگیر شده آمده تا جایی که می‌شود جلوی چشم ها کتکش می‌زنن و آن مستر بلوندد تجیی ترین ورد این را شکنجش می‌کنه گوششو میباره صورتشو زخمی می‌کنه و می‌خواهد آتیشش بزند. ولی کچکترین حرفی دربارهٔ این که می‌داند که این کی بینه و. وقتی دارند کتکش می‌زنن می‌خوان از او اعتراف بگیرند که کی رته بین ما چون در پلیسی و در این عملیات شرکت کردی می‌دونی که طبیعی است دیگر این فکر آقایانهی. اگر یک نفر پلیس بینیه گانگستر باشد پلیسایی که می‌آورند در عملیات به ایشان می‌گویند که این را. مثلاً نزنید. بنابراین با چهرش باید آشنا بشود و آن انکار می‌کنه می‌گوید من چون تازه آمدند در نیروی پالیس هیچی به من نگفتن و تا حد مردم پیش می‌رود. ولی چیزی نمی‌گوید و برای من از دارد تأثیر اخلاقی. خب مهم است لحظه ای که.

شما می‌فهمید که این آدم می‌داند و چیزی نمی‌گوید یعنی یک جور از حالت وزیف شناسی و از جان روزشدگی سما در این آدم می‌بینید. حالا ممکن است یک جو حوشمندی بگویید اعتراف کردن نکردنش بگویید. فکر می‌کنم. فکر می‌کنم قرار. شما در آن لحظه جا بخورید و تأثیر قرار بگوییدید یعنی فیلم اینجوری ساخته شده چون من حوشمندی که می‌گویم ممکن است یک نفر ایدهش این باشد که این آدم هیچ فایدهی برای او ندارد که دیگر یا ندارد واقعاً. اگر خود فکر کند شاید به همین نتیجه برسد که. خب. به هر حال چون گانگسترارو دیده ممکن است این‌جوری فکر کند کشته می‌شود و. بنابراین گفتن و نگفتنش هیچ فرق نمی‌کند بگویم. مثلاً می‌کشنش مگم می‌کشن اولا من بخواهم اینجوری نیست یعنی فیلم اینجوری نمی‌خواهد این شکی باشد نه تنها اشارهی به این ندارد برعکس قرار. شما این مقاممت این پلیسر را مثل یک کار شجاعانه ببینید در فیلم برای خاطر این که اولا شکنجه دارد می‌شود نه فقط تحدید به مرد می‌تواند شکنجه نشود.

مثلاً ثانیان آن لحظه ای که این ما نمی‌دانیم ما نمی‌دانیم که ماجرا چیست شاید یک جوری احتمال نجات پیدا کردن ما نمی‌دانیم که این پلیس نمی‌داند که آن انبار محاصله شده است می‌دانید منظورم چیست؟ یعنی یک پلیس به طور طبیعی رفتی که اسیر شده می‌تواند امیدوار باشد که هر لحظه بیان نجاتش بدن این‌جوری نیست که حتماً کشته بشود. بنابراین. این فیلم این‌جوری روی ما کار نمی‌کند که این عمل را به عنوان یک عمل خیلی ساده به آن نگاه کنیم بلکه این یک حالت شجاعانه و. مثلاً وظیف شناسانه دارد از آن بر. شما بگذاریم یک جمله تأثیر گذاریم این دوتا پلیس آدم‌های وظیف شناسی هستند و یک جوری نمی‌خواهم ایام قهرمان هستند. ولی آدم تحت تأثیر نوع رفتار این‌ها قرار می‌گیرد و فیلم این تأثیر را منتقل می‌کند بگذارید من یک نشانه هایی بگویم که تارانتینو می‌خواهد این تأثیر را بگذارد می‌خواهد. شما مستر اورنجو به عنوان یک آدمی که وظیف شناسه و فکر می‌کند که دارد به وضایف خودش به نه بر اصلاً عمل می‌کند شاید به اندازه کافی نشانه های سریح و واضحی در فیلم وجود نداشت که.

شما مستر اورنجو عملش را یعنی نفوز کردنش را در یک چنین بانده خطرناکی روی عمل قهرمانانو و شجاعانه بدینید یک صحنه خیلی عجیبیه از دارد روایتی که در. این فیلم هست. برای. اینکه یک رفت گوربین می‌رود در ماشین یک ده پلیسی که آنجا منتظرن و یک جوری موازه به مستر آرنج هستند انگار و دنبال ماشینی این گانگسترا را میوفتن و آنجا می‌شنوید که یکی از پلیس ها با اونکی می‌گوید این آدم‌هایی که اندرکاور کار می‌کنند واقعاً راستان کلاشون در آن سنگه نمی‌دانم آهکه ما می‌گوییم کلاشون گچه من صورت این که خیلی یک نفر باید آدمی به استراد کل خرابی باشد که بریه چنین کار خطرناکی بکند من می‌گویم. اگر به اندازه کافی که واضح است که این کار میناهاش خطرناکه یک پلیس بره که. شما پلیس باشید در باس رسمی بخوشید و جلوی گانگستر باشید. حالا تیر اندازی بکنید تیر بزنید و بخوشید که. حالا در طول عمره پلیس ممکن است چند بار بیشتر پیش نیار یکی تصمیم بگیرید قبول بکنید که برید نفوز بکنید در یک باند که هر لحظه ممکن است بفهمن که.

شما پلیس هستید و بکشتن اتون این حالت شجاعانه بودن این عمل توسط تارانتینو تأکید دارد روش می‌شود. شما می‌بینید که خود این آدم هم میترسه. مثلاً آن لحظه ای که دارد از اتاق می‌آید بیرون که دیگر از این باند شده و پذیرفته شده در آینه به خودش نگاه می‌کند خودش را. مثلاً یک دوری سعی می‌کند ترسو از خودش دور بکند یک لحظه ای می‌بینید که میگرد طلقه ازدواجشو پیدا می‌کند این‌ها همه تمهیده هاییه که دارد برای. شما یک جازره آتفی ایجاد می‌کند نسبت این آدم آدم این که به شدت احساسش این است که دارد به وظیفه خودش اول می‌کند تا سرحد مرگ من مخصوصا می‌خواهم را این جمله تحکیم بکنم یک جایی بعد از این که مثل بلوندو می‌کشد در حالی که واقعاً کار به جایی رسیده که یک خوزچه ای از خونش تشکیل شد و اینوی در دارد دست و با می‌زند نسبت اعتراض آن پلیس دیگر ماروین که می‌گوید چرا پلیس ها نمی‌آن زودتر که ما را.

مثلاً نجات بدن به شدت چیز می‌کنه اصابانی می‌شود من را فرستادن که جوکبوتو بگیرم این جمله از منظر من خیلی جمله جالبیه می‌گوید ما باید اینجا وایسی و همینجور خونویزی بکنیم تا مرگ تا جوکوات از این دردیان آدم می‌گوید که در این حد با این که می‌دونه دارد می‌میره. ولی کچکتنی هر کسی ببینید از این دستایی تنها می‌شن می‌تونن یک جوری خودشان را نجات بره کافی است این دستایی آن را باز کند و با هم می‌گوید از آن این را برای باید اینجا وایستتن و لوی. اینکه دارم خودنوزی می‌خوانم و Okay باید اینجا وایستا مانند م plugs ing کنده mel b com منو برای این فرست دادن در این گروه این حس وفاداری و وظیف شناسی و اونی که تا سرحد مرگ این‌ها دارد روش در فیلم کار می‌شود این شکلی نیست که. مثلاً بگوییم که این‌ها اخلاقی هم دیگر نه یعنی یک جوری برار حسی که مثل. اینکه یک فلش می‌گذارن که ببینید این آدم قهرمانه این‌ها یک خورده چیز دارند یعنی یک حسایی در. این فیلم وجود دارد که این‌ها در مقابلش آن‌قدر پررنگ نیستند که. شما بگویید دارد قهرمان سازی می‌شود. برای.

وظیفه‌شناسی و شجاعت مستر اورنج

اینکه همه این آدم‌ها یک جایی می‌بینید که یک عیب و ایرادای هم دارند. مثلاً نیستر وای که به نظر می‌رسد همان‌طور که اسمش نشان می‌دهد که پاکترین. مثلاً شخصیت. این فیلمه و یک جوری واقعاً رفتاره که انجام می‌دهد انسانترین آدمیه که در. این فیلم وجود دارد من خود بیشتر دربارهٔ این صحبت می‌کنم این خیلی به محتوی فیلم را ربط پیدا می‌کند این‌ها همهش محتوی ظاهری فیلم‌ها قریب لایه های. مثلاً ناخلابه ها امیخترش فعلاً نداریم می‌خوایم ببینیم فیلم چه تأثیری می‌گذاره چه تأثیری باید بگذارد. اگر درست فیلم را نگاه کنیم درمیدیم مستر وایت می‌خواست این چیزی بگویم حافظ شان. سؤالی کنید و بسیار می‌گوید من یک. سؤالی مقابله هستم کلا از. اینکه من خود را در بینیدم کارتان سی و دو به جایی که آن شاکله کراسی که می‌گی. مثلاً. اگر کلیموید. مثلاً اینجا در مجال می‌گیریم کلیموید که اینسان یک سری دارد یک سری اولوکن یک سری شیستر یک سری دارد یک سری اولوکن یک سری دارد مخصوصا من کارتان. سؤالی کراسی کلیموید از مدار جنت مولداتی را برمیدوند. در این در سی دیگر های.

سؤال سی دیگر های ما، کلایی بر جان، بر کمای رشد غیر آراضی کردند که. مثلاً این چیزهایی دیگر های من هم نداریم دیدید استند و یک قسمت هایی که شدیدت می‌شید هم این چیزهایی که دیگر هایی دیگر های خیلی مهم می‌شید باشد. برای. اینکه آن بخشی که بزرگیر کنید برای من قومیه. برای. اینکه آن را در یک طرف که توسیعاتی دست داشته باشند که مخاطب گرس کنند یا کسی را بردار کنند که مخاطبه دارید بگویم که چیزها برنامه نیستی که من دارم. باز باز باز که از خود دارم از. اینکه من من خاصا خیلی کلی هم کنم از. اینکه ازن نامهم هستم. من حرفی که می‌زنید به طور کلی قبول دارم که نه. اگر جاذبه ندارد، نوعه جاذبه هایی که در فیلم‌های ترانتینو وجود دارد شاید فرق کند از. اینکه از ما که می‌گویید به این طرف ملت شده، می‌تواند به اونیشی، به اینطرف نه اطراف نگهد و بخم نگهد، این همه بلات شده و نلغت پر. این فیلم که من توضع دادم این چشم باشد بغیر از علاقه شدید مستر وایت به مستر اورنج که یک جوری شاید توضع هم می‌زند بعد من نگاه می‌کنم دیگر به نظرم می‌آید مثل. اینکه برای آدم نفهم دارد چقدر.

مثلاً روی این تحکیم می‌شود که خیلی این را دوست دارد می‌آید شاید. مثلاً ۲۵ دقیقه. این فیلمو به آن جدا کرد که فقط قرار این پرورش پیدا بکند بکنید این حس را. شما بگیرید. برای. اینکه همه فیلم این حس. این فیلم را پیش می‌برد و تمام می‌کند بگیرید به نظر من. این فیلم به شدت باقصه به لحظه آخرشه چون آن لحظه قبول بکنید که مستر اورنج باید اعتراف بکنید یعنی به این حس برسید که آن آدم چرا در آن لحظه یک فشاری به آن می‌آید که همه چیز را بگذارد کنار و بگوید که من خیانت کردم. ولی همینجور حرف‌ها یک جوری چیز می‌شوند یعنی به یک جاهایی رسیدم که فکر می‌کردم که باید بعد از گفتن یک چیزهایی برسند بسیار همه الان دربارهٔ این صحبت بکنید. اگر حرف‌های منو دربارهٔ مستر اورنج قبول کرده باشید که یک جور نه قهرمان پردازید یا معنای کلاسیکش. ولی یک حسی از شجاعت و قهرمانی در این آدم پرورش داده می‌شود در. این فیلم حس وظیف شناسی آدمی که حاضره برای انجام دادن وظیفه خودش به عنوان یک پلیس که دستگیر کردنه سردسته یک گانگسترهاست بمیره هر خطری را قبول کرده و.

حالا آن واقعاً دارد می‌میره یعنی حاضر نیست خودشان نجات بده برای خاطر این که باید اینجا بماند تا جوکبوت بیاید معمولیتشو باید به نه و اصلاً انجام بده چون قبول دارد. اگر این را بپذیرید نهایتا در لحظه آخر فیلم مستر اورنج نسبت کل کاری که کرده احساس خوبی دیگر ندارد من به نظرم اصلاً فیلم به شدت بابسته است به این است که این را درک بکنید یعنی مثل این که کل پلیس بودن همه این کارهایی که کرد به نظرش یک جورهایی انگار بیمعنی می‌آید یعنی مسترویل که کاری می‌کند باش یک دفتاری انجام می‌دهد در موردش که همه این وظیف شناسی هایی یک جوری در مقابلش انگار بیمعنی هست نمی‌دانم منظور همان می‌گویید این خیلی مهم است که این لحظه آخر یک چنین اتفاق می‌افتد من فکر می‌گویم فیلم قرار است که. شما را به اینجا برسونیم با وجود این که این آدم خیلی وزیف شناسی بود فکر می‌کرد که دارد کار خیلی خوبی انجام می‌دهد. ولی یک چیزی آن لحظه آخر انگار همه چیزو می‌برد زیر. سؤال. اگر وزیف شناسی به عنوان یک پلیس. اگر شک نکرده باشد در کل معمولیتش و همه کارهایی که کرده. خب چه چیزی دارد؟

الان وای نیسته مستر وایت هم یک کچکترین شکی ندارد که این پلیس نیست پلیس ها میان مستر وایت را می‌گیرن این هم می‌گیرن هم آن زنده می‌مونه احتمالا هم این زنده می‌مونه این می‌دونه که پلیس ها یک خیابونون بردارن این اطلاعات را این به ماروین داده و می‌دونه که جوکبوت چند لحظه قبل آمده در. مثلاً دو سه دقیقه در انباری بوده. بنابراین هر لحظه پلیس ها میان. اگر معمولیتش برای او بیمانی نشده باشد هیچ نظرمی ندارد که به مستر وایت بگوید که من پلیس بودم اصلاً حالت اعتراف دارد نیام چگونه بگیر چون در سنت محسیحی مثل توبه کردن می‌داند مثل جلوی کشیش اعتراف کردن برای پاک شدند مثل این که نمی‌تواند بگذارد که ماجرای این‌جوری تمام بشود باید وایت بگوید که من به دروغ برسم. فکر می‌کنم که این خیلی اخلاقیه کل این شخصیت ها به شدت اصلاً اخلاق یک نوع اخلاق مسئله.

این فیلم از یک چیزهایی دارد تجمیل می‌شود یک چیزی یک نوع اخلاقی دارد برنده می‌شود یعنی یک چیزی در مستر وایت هست جدای از وظیف شناسی و پروفیشنل بودن که آن است که قلبه می‌کند من به نظرم نفر اخلاق در مقابل حرفه‌ای بودن یکی از اساسی زنی مسئله فیلم را یک طور آگاه هست و به یک معنایی بود نهایتا به اینجا می‌رسد که حرفه‌ای بودن کلاً هرفه و هرفهی بودن در مقابل انسان بودن روابط انسانی برقرار کردن یک جوری رنگ میبازه اورنج خیلی حرفه‌ای رفتار کرده ماروین خیلی حرفه‌ای رفتار کرده آن مستر پینکم خیلی حرفه‌ایه مستر وایتم یک جورایی فکر می‌کند که باید حرفه‌ای باشد. ولی رفتارش حرفه‌ای نیست و واقعاً. فکر می‌کنم می‌شود در فیلم‌های سرچ کرده هیچ واجه ای و اندازه حرفه‌ای در. این فیلم تکرار نمی‌شود این را مدام می‌گویند که ما باید حرفه‌ای باشیم ها نه. اینکه واجه می‌گویند این مفهوم که ما باید حرفه‌ای باشیم. شما در دست گانگستران مرتب می‌بینید که مستر وایت می‌گوید پینک می‌گوید اخصوصا پینک تحکیزش روی این که باید حرفه‌ای نفتار باشد.

فکر می‌کنم آن اتفاقی که لحظه آخر میوفته این است که لفتار حرفه‌ای مستر اورنج از به می‌رود تا آن لحظه حرفه‌ای به عنوان یک پلیس دارد لفتار می‌کند به بهترین وچه ممکن و خیلی هم شاید از کاری که داری می‌کند راضیه. ولی یک چیزی میشکنه این بار در وجود مستر اورنج. خب نمی‌دانم. شما بحث نمی‌کنید منم فرض می‌کنم که همین تضریف. اگر واقعاً احساس می‌کنید که حس دیگر ای از فیلم گرفتید و احساس می‌کنید که این‌جوری نگاه کردم فیلم درست نیست. خب همین الان بگویید وگرنه من هزار تا حرف دیگر بر اساس این چیزها ممکن است بگویم اونجور ساکت باشید من به اصطلاح دور برمید. مثلاً تا. حالا دارم نفت تا. حالا داشتم نفت می‌کردم که غیر اخلاقی بودن. اینکه به فیلم استفاده می‌دهند قلطه. حالا دارم می‌گویم که این اخلاقیه یک خورده دیگر. مثلاً سرکاری می‌گویم خیلی اخلاقیه یک چیز. مثلاً می‌رود جلو نه. حالا خیلی هم اخلاقیه و کلاسیکش نیست واقعاً این در این‌جوری به خاطر. اینکه ما همیشه انتظار داریم که روستامون سهراب. اینکه اصلی است و اصلی است. اینکه این استفاده هایی میانده کند یا.

مثلاً یک خونگردی هر چیز کلاسیکی غیر از روستامون سهراب می‌گفتید خوب بود روستامون سهراب یک اثر کلاسیک پست مدرنه من واقعاً همیشه شگفت دادم که چگونه فردوسین این کارو بلا را سر راستم می‌آورد. اما این کار باید خیلی مهمی نیست این کار مهمی نیست، این کلیت که آن کلیت مهم است و همه چیزها محلقات مهمی من خیلی خیلی کلیت صحبت می‌کنم و قبل هم ۵ دقیقه صحبت کردید که هیچ ارتباطی به حقوق این مهمی بردم نداشت. اینکه. مثلاً فرمانی تارانتینو، تارانتینو. خب آدم دوران پست مدرنه اصلاً در. این فیلم. شما نیوید که یا آدم خیلی قهرمانش بکنند. هیچ فیلم این‌جوری نیست. یعنی این به اصطلاح خاک سریف ساختن.. من. مثلاً دیارو‌های دیوان کاردیگان را ببینیم که چرا دیارو‌هایی که خیلی دوست می‌کند که چه یک چیزهاییه که خیلی در مقابلات تفریه دادن می‌گیرد ظاهراً، بگو دارید، بگو دید هدف درک یک اثر هنری چیست؟ من همیشه،. شما می‌بینید تفسیر یک کار هنری، تفسیر هر چیزی، هر مذهب. حالا می‌توانم یک چیزهایی را توجیه کنم یک سری. سؤال‌ها را جواب بدم یک سری. سؤال‌ها را نمی‌تونم جواب بدم.

بنابراین این تئوریم را باید خامل کنم چه. سؤال‌های را می‌توانم جواب بدم می‌توانم. اگر یک نفر پرسید که چرا این دوزگی اصلاً نشان دید این چرایی فیلم دوزگی پلیسی بود که اصلاً ما دوزگی را ندیدیم سرقت دربارهٔ شنیدیم که آنجا چه اتفاقی افتاد برانی که تارانتینو نمی‌خواهد دربارهٔ دوزگی حرفی بزن چرا تارانتینو یک ساعت بعد از دوزگی را دارد نشان می‌دهد و یک صحنه‌هایی از قبل از دوزگی را در. اینکه روابط این آدم‌ها را ببینید در. اینکه این رابطه‌ها برای او مهمن در. اینکه شکل بگیره این رابطه مستر وایت و اورنج و این صحنه پایانی خوب در بیارید. خب یک چیزهایی نمی‌تونم جواب بدم. شما. اگر بپرسید برای چه در سبحان دارند فیلم باید پنج دقیقه ده دقیقه من نمی‌دانم تایی نگرفتم ببینم صحنه نسبتاً طولانیه قبل از تیتراش آن صحنه صبحانه را من چه توجیهی برای آن دارم این آدم‌ها نشستن دارند یک مشت عراجیف می‌گویند و صبحانه می‌خورند دربارهٔ درست بودن قدر بودن تیپینگ و تفصیل Like a Virginه. مثلاً مدونه هر پای خنددار میبنن و کلی هم صحنه‌های مشابه در.

این فیلم هست که به قول ایشان دیالوگ‌های اصلاً که منظورم دیالوگ‌های پراکنده می‌رسن که خیلی ببینید من. وقتی ما هفته هم می‌شوم کارمو تمام بکنم. اگر همه چیز فیلمو الان می‌تونستم با توضیح دادن این چیزهایی که گفتم توضیح بدم کارم تمام بود. فکر می‌کنم الان ده ها. سؤال می‌توانم بپرسم که این تئوری یعنی. اگر من بگویم که. این فیلم تارانتینو. این فیلمو ساخته که چنین غذابتی دربارهٔ نوع. مثلاً برطری اخلاق انسانی در مقابل. مثلاً اخلاق حرفه‌ایی یک چنین چیزی را نمایش بده باید همه چیز را بتوانم جواب بده من می‌خواهم بگویم که. سؤال های خیلی زیادی را نمی‌شود جواب بده از این عبارت ایشان خوش هم اوند از این عبارت استفاده می‌کنند انتخاب بین عشق و وزیفه چون خیلی موضوع کلاسیکیه دیگر ببخشید قبول دارید خیلی هم دینیه به من رای نفسیهیش آره یعنی نفسیهی ها خیلی این‌جوری نگاه می‌کنند دیگر عشق و وظیفه در تریده شریعت مهم نیست مهم آن عشقیه که. مثلاً در وجود انسان هست که آن‌ها. خب خوب است. حالا بعد می‌بینیم که یکی هم همچنین چیزی که. مثلاً رادرز کلیه.

مثلاً مدت پر پردیه دیگر نواریت می‌آشه که. مثلاً از این کار را کنم یک درگیر، یک درگیر، یک درگیر نواریت به اشکالش می‌کشد امکاناتا را که این قضیه را برمی کشه از این‌جوری نیست که ما بگوییم که این چند لحظه است contractor در اصول است که همخری ما در بلا دلا س oat بهت Schwarzer mri این اینجا به نیازیه نظرم یکی هم پرداخته می‌شود در حال. اینکه. مثلاً به یادو‌های حاشیگی دارد به نظر من هستید یا در نگاه اول حاشیگی شاید برایتان برای شما بیدید این را به طور ما حاشیگی دارد به نظر من هستید به طور درستانه. ولی این اوزداره آنگری کم ندارد ایتما و کم ندارد جمعه هاوار مقاطع خیلی بیشتر.. خب آهانی ببینید من نمی‌خواهم اعتراض که چرا این حرف‌ها را دارید می‌زنیم چیزی که. شما دارید می‌گویید این است که این حرف‌هایی که من هنوز زدم از در تایم کل فیلم را پوشش نمی‌دهد و خیلی چیزهای دیگر در. این فیلم هست نه من اعتقادی که محلو جدید موافقه را محلو است من اعتقادم، من مشکل هم این است که معلوم نیست که. شما چه چیز جدیدی دارید می‌گویید یعنی مخالفت دارید نه من توبتم این است که.

اینکه من محلوی بودی کلی بود در بودم همه سالی نیست من. اینکه من نکرد همه سالی نیست حرفم این است، ما داریم یک تئوری درست می‌کنیم. این فیلم را سعی کنیم توجیه بکنیم اولین کاری که داریم می‌کنیم این چیزهایی که معلوم است که چه به چه ها را داریم در موردش صحبت می‌کنیم الان. شما می‌توانید اعتراض بکنید، من منتظر اعتراضم، نه منتظر همراهی با خودم می‌توانید اعتراض بکنید که. خب این مایه ای که در داری می‌گی در. این فیلم وجود دارد در اکثر اوقات. این فیلم روی این کار نمی‌شود خیلی لحظات در. این فیلم اصلاً ربطی به این موضوع ندارد. شما ببینید بدترین جواب ممکن به. سؤال هایی که باید جواب بدید دارید می‌دید که فیلم‌های تارانتینو این‌جوری هست من بگویم که. مثلاً من بگویم اثنان یکی پارانتیناا یک blissون surroun Yellow کارند. اما پیغوسونه trade en hahaha hop بقول тоже دام گروه مимер چرت Ting منی اسل میں الات ها هستیم، يا الاً جه را د puisque. شما حرفی که دارید.

شما دارید می‌گویید که اصولاً در فیلم‌های تارانتینو یعنی من الان در حال رزوارداد صحبت می‌کنم و یک نقطی در رزوارداد زیرینی که یک چنین خطی وجود دارد که رهزه پایانی به اینجا می‌رسیم. ولی هواشی در فیلم وجود دارد که مربوط به این نیست و من احساس وظیفه می‌کنم که توضیح بدن در آن هواشی مربوط به چه هست آیا چیز دیگر هست غیر از این خط یا آن‌ها هم یک جوری مربوط بینند ما نمی‌فهمیم که. مثلاً در ظاهر مربوط هستند یا نیستند می‌دانید من همه این‌ها را باید توضیح بدم هیچ وقت نمی‌گم که. خب فیلم‌های تارانتینو اصولاً این‌جوری هستند که پواشی زیادی دارند همه. سؤال ها را باید جواب بدن. بنابراین اصولاً توصیفی که. شما دارید می‌کنید این است من بگویم که این این قضیه این‌جوری محضور نداری می‌توانیم. اگر این موارد بردست براد. باشد من فعلاً فرض می‌کنم تارنتیون هم یک دونه فیلم را ساخته در حال. این فیلم را باید سعی کنم بفهمم یک چیزهایشو نمی‌تونم بفهمم مگر. اینکه فیلم‌های بعدیشو ببینم و. مثلاً پاک فیکشن هم باهم دیگر ببینیم من دارم سعی می‌کنم یک چیز را پیش ببرم در این جلسات که چقدر خوب است که آدم.

اگر یک کاررخانر را می‌خواهد نقده کند قبل و بعدش را یک خورده بدونه این انصار تکرار شده و. شما خیلی سهنار در. این فیلم هست که در پاک تکرار می‌شود و قطعاً ناخودآگاهه بعضیاش خودآگاهه و بعضیاش به نظر نمی‌رسه خیلی فکر شده باشد و این‌ها خیلی محکید‌های خوبی هستند که. شما این چیزهایی بفهمید. به هر حال یک خوبی دارید حرف‌های جلوتر را می‌زنید منظرم فقط مشکل این است فعلاً من دارم سعی می‌کنم یک تئوری ابتدایی بدم قانع بشید که یک چنین تهمی وجود دارد بعد باید بگویم که بقیه هست چیست تهم های دیگر چیست هست آیا این تهم اصلی است ممکن است تهم آگاهانه اصلی این باشد. ولی تهم های دیگر وجود دارد و اله آخر فیلم. حالای خود تا جایی که می‌شود. سؤالات در خودش جواب بدیم بعد ببینیم که با سایر آسار چگونه می‌شود جواب‌های بهتر داریم. خب ببینید این نمونه اصحاب نظریه که. شما ممتقدید اینجوریه من. وقتی دارم یک اثر هنری را نقد می‌کنم یا اصلاً حرف یک آدم را دارم گوش می‌دم باید فضای ذهنی آن را در نظر بگیرم به نظر من تارانتینو صحنه گوش بریدنم حتی به نظرش آن‌قدر که. شما شاید به نظرشان خشم بیاید خشم نمی‌آید.

کارکرد صحنهٔ شکنجه

حالا دلاله را من سعی می‌کنم توضیح بدم دلائل نه. اینکه تارانتینا این‌جوری گفته دلائل از در خود فیلم که صحنه خشنه قرار است که تأثیری که را. شما می‌گذاره تأثیری منزجر کنندهی باشد قرار است که حس خوبی نصفت ماروین پیدا بکنید در از. اینکه فهمیدید که شکنجه می‌شد و نمیگفت که رط را می‌شناسد و نصفت بلوندم احساس بدی پیدا بکنید می‌توانست این فرصتی کشیده نشینیسی به یکی از سمایه که.. من از تارانتینونو دفع می‌کنم که. خب تا حدودی به تصویر نمی‌کشه یعنی. وقتی که این می‌رود که گوشو بباره دوباره این پند می‌کند که. شما نبینید که چه اتفاق می‌افتد بعداً فقط می‌بینید که گوشش در دستشه می‌توانست مثل خیلی فیلم‌های کسیفی که ساخته می‌شوند جزئیات. مثلاً این خوشمورت را نشان بده. ولی یک موسیقی آنجا پخش می‌شود که یک جوری مفرح می‌کند فضا را این شکلی نیست که سحن خیلی ترسماک و. مثلاً این‌جوری باشد مستر بلوندد یک جورایی کاری که دارد می‌کند بامزه هم. مثلاً هست.

مثلاً من شخصا از این که مستر بلوندد در گوشه این یارو صحبت می‌کند و می‌گوید که میشنوی یا نمیشنوی یک خود خنده هم می‌گیرد دیگر در حال درست است که صحنه خشنیه. ولی. حالا من یک دربارهٔ. اینکه من گرسه قبل مقدماتو فرام کردم این‌ها آن چیزهای نزدیک پرسی مدرنه فیلمه. اینکه در عوض و خشونت شوخی وجود دارد موسیقی مفرح وجود دارد این پرپوزیشن یک سری احساساتی که قبلاً در دنیای کلاسیک این را اصلاً تفکیک می‌شود بس صحنه کومیکه، ترسناکه،. مثلاً خشن شاید نتونم در کل فنر کلاسیک پیدا بکنم. ولی اینجا. شما می‌بینید که موسیقی دارد پخش می‌شود، میرخصه، گوش میباره، شوخی می‌کنه و یک جوری برحال چیزهای بامزنم ممکن است اطرافیش اتفاق بیار بسیار من از اینجا شروع کردم که روی جنبهای اخلاقی فیلم تأکید کردم به دلیل این که.

فکر می‌کنم که صحنه پایانی فیلم صحنه خیلی مهم میه و خیلی مهم می‌کند آن صحنه را خوب بپرد نه تنها صحنه پایانی نمی‌خواهد این تأثیر را بگذارد که همه چیز پوچه بلکه یک جوری غذابت دارد می‌کند انگار به ستود مستر واید به یک معنی یعنی این‌جوری نیست که وزیف شناسی یک جورایی تخته دارد می‌شود در مقابل رابطه انسانی که وایت برقرار کند یک چیزی دارد غلبه می‌کند در آن پای. خب می‌خواستم دربارهٔ چیز صحبت بکنم دربارهٔ این شخصیت ها دربارهٔ می‌خواهم کم کم برم سراغ این که. خب این حرف‌ها همجوری که ایشان اران با تأکید زیاد داشت می‌گفت کل دقائق فیلمی که این خط این تیم دارد در آن پرورش پیدا می‌کند به طور مستقیمون جمع بزنید نیم ساعت هم به زور شاید بتونید بگیر که می‌شود یک عالم دیالوگ وجود دارد یک عالم شخصیت غیر از این دوتا وجود دارد این‌ها چه کار هستند؟ من.

اگر یک خوب فیلم را فهمیده باشم باید این رنگارنگ گیرن این هشت نفر را بفهمن هر کدومشون چه چیزی به فیلم دارند اضافه می‌کنند بگذارید من یک نقطه دیگم که نقطه مصبتیه دربارهٔ تارانتینو تارانتینو به شدت با همه وجود و قلب خودش فیلم می‌سازد یعنی. مثلاً فرض کنید حتی مستر بلو را تقریباً هیچ کاری در. این فیلم نمی‌کند محلوم هم می‌خواهم این. سؤال مطرح بکنم که این چرا آنجا هست. من. فکر می‌کنم تارانتینو این شکلیه همان حرفی که از آن نعمل کردم دربارهٔ اسم فیلمی می‌زند که این اسم اسم خوبی برای. این فیلمه و باید اسم. این فیلم این باشد. شما. اگر از تارانتینو بپرسید تارانتینو نمی‌تواند تصور بکند که یک رزروار داگزی ساخته باشد که مستر بلو در آن نباشد حتماً مستر بلو باید دیگر باشد نه مستر بلو آن یکیه.

مستر براون، مستر بلو و حضور تارانتینو در فیلم

مستر براون خودشه بلو اونیه که هیچ کاری نمی‌کند مستر براون لاغل لایک برژین را تفسیر می‌کند برای ما و یک جای راننده یعنی. شما. شما از یک شخصیت در فیلم هست که هیچ کاری نمی‌کنه یعنی هیچ کنش دراماتیکی نده مستر براون رانندهی می‌کنه لاغل یک جایی یک جایی هم یک حرف‌هایی که تارانتینو می‌خواهد در مدل لایک برژین بزند را می‌زنه من فکر کنم مطمئن نیستم آن فیلمو به این منظورش وقت نگاه نکردم فکر کنم مستر بلو فقط یک حرف می‌زنه اونم این است که از پاپا دونت پریچه مدنا به بعد را دوست ندارد فکر کنم هیچ چیز دیگر ای تحریفاً نمی‌گه یک شوخی هم با مستر پینک سرم چیز دادن و ندارد یعنی این آن دست جملهی که مستر بلو در. این فیلم می‌گوید. خب بقیه می‌تونن بگویند یکیشون می‌تواند تین راست بگوید یکیشون می‌تونن یکی بگوید و ای شیش نفر چهار نفرشون شخصیت پرگازی مشخصی می‌شن که مستر وایت در درجه اول مستر اورنج مستر بلوندد و مستر پینک این چهار نفر همان چهار نفری هستند. اگر. شما در موردشون فلاش بک می‌بینید.

شما دربارهٔ مستر برایم و مستر بلو فلاشبک نمی‌بینید یعنی این شیش نفر چهارتاشون اصلی ترن دوتا اصلی اصلی هن دوتا درجه دو هن و دوتا کاملاً درجه سه بامه که مستر بلو و مستر برایم مستر برایم و بلو تنها به نظر زائد بیاید من می‌توانم تفاور بکنم این تئوری را برای خودم بسازم که بگویم مستر برایم به این دلیل اضافه شده که تا انتیما می‌خواسته که در فیلم شرکت بکند یعنی ذهنیتش از اول موقعی که داشته فیلم نامدیدی نشته این بوده که یکی از شخصیت‌های. این فیلم را بازی بکند و چون بازیگره هرفهی نیست. بنابراین یک نشط سباکی کتاه بر خودش نمی‌شود یک تفسیری از رای که ورژین برانو می‌کنه بازی نمی‌کنه دیگر چندان بازیگری سنگینی ندارد. اگر این تئوری را من بخواهم بپذیرم بعد باید این.

سؤال جواب بدم که مستر بلوی چه کار است به نظر میآید که دیگر کاملا زائد هست نیش نقشی ندارد بگذارید یک خورده هر راز میمیدونید که درست نقشی کاملا هاشیه برسیم آنهایی که پررنگترن راحتر می‌شود در موردشون صحبت کرد فکر کنم مستر وایت و اورنج و ماروین که در موردشون حرف زدیم ماروین و اورنج دوتا پلیس وزیب شناس هستند که هر دو در این ماجرا کشته می‌شن و اورنج یک جوری وزیب شناستن حتی از ماروین هم هست وایت هم که تکلیفش روشن پنه دربارهٔ وایت این را بگویم که مثل هر اثر هنری مدرن و پست مدرنی اصولاً ما شخصیت کاملاً سیاه و سفید نداریم یعنی مستر وایت در این حالی که این‌قدر رفتاره انسانی دارد و این نصرت در پلیس ها بی‌نهایت می‌رودن می‌شد من می‌خواهم قرار نیست. شما وایتو به عنوانی الگوی ایدئال به او نگاه کنید مثل تمام شخصیت های فیلم‌های ۲۰ سال اخیر کلاً دیگر این شکسته که من می‌خواهم یک قهرمان بره مردم درست بکنم که.

مثلاً از اره اخلاقی انسان والا و این حرف‌ها باشد در سینمایی مدرن در هنر مدر اصلاً اینگار تحریم شده است فضا یک هر چیزی را اجازه نمی‌دهد اینگار همه باید این جورای خاکستری باشند نه خیلی سیاه نه خیلی سفید دربارهٔ وایت خوشمونتش نصفت پلیس ها حتی خوشمونتش نصفت به آدم‌های عادی یک جایی دیالوگی در فیلم هست که این دو نفر باز تنها هستند یکی از این صحنه‌هایی که باز به رابطه وایت و اورنج اختصاص دارد اورنج از وایت می‌پرسه که. اگر. مثلاً این می‌گوید که قراری برون در و بگوید که علماسارو بدید. مثلاً آنها هم علماسارو بدن یادم نیست دقیقا دیالوگ چیست اورنج از او می‌پرسه که.

اگر نویدن چه کار می‌کند خیلی خونسر می‌گوید که با ته هفتی یک دونه بزن در دماغ طرف این را دربارهٔ مردم عادی که آنجا اصلاً دارد می‌گوید یک دونه بزن در یوری بزن در دینیش که خون سرازیر بشود خیلی راحت می‌گی یک انگوشت کچیکشو ببر لطف کن و تحدیدش کن که انگوشت شستشم میبری مطمئن باش بهت می‌دهد این‌قدر این حرف راحت می‌زند که آن آدم در پلیسه که در این محیط خشنی زندگی می‌کند به نظر می‌آید که یک خورده تعجب می‌کند که آدم این‌قدر مهربون و این‌ها. وقتی هر کار را دارد می‌زند خیلی راحت می‌گوید این راحتش این است یک انگشت را ببر بگو انگشت بزیر می‌بر این طرف به پسرم می‌گوید حل می‌شود محسنه در حالی اینجا در حال پلیس حرف نمی‌زنه اینجا در حال متصدیم یک بانک یا یک فروشگاه دارد اصلاً ویدئو کنید که جزا ریال پیپ دارد حساب می‌شود آدم‌های عادی هستند آدم‌های واقعی هستند به اصطلاحی. بنابراین وایت.

بنابراین شخصیت گانگستر بودن و پروفشال بودنش یک بیرحمی در کارش لازم دارد و همینجوری هم هست و هیچ اوای هم ندارد که همه حرف‌هایی که دارد می‌زنه اتفاقا این حرف‌ها با شوخی شروع شده به اینجا می‌رسه فکر کنم همین جمله که می‌گوید بعدش می‌گوید که می‌گوید let's go taco برویم taco بخوریم یعنی یک خیلی چیزه دیگر. مثلاً. اینکه یک جب گفته برویم غذا بخوریم هیچ حسی نسبت به. اینکه حرف و خوشونت ها میزیده از.

اینکه خیلی عادی این دیالوگ اتفاق می‌افتد نگاه تیم راست در این صحنه مستر اورنج همراه با ما را در این وضعیت قرار می‌دهد که می‌خواهم می‌گویم از این دفاعیه نفر نگه که از برای تارانتینو این حرف حرف عادیه تیم راست طوری نگاه می‌کند که ما همراه بشویم با این که این حرف حرف زنندهی بود تیم راست هم تحجاب می‌کند به عنوان حاله پلیسی که با این چیزها آشناس ما که طبعاً حتماً باید تعجب بکنیم که این آدم این‌قدر مهربان که تا اینجای فیلم دیدیم چگونه به این راحتی یعنی واید خیلی واید از اولش ببینید این حالت مهربانی و دلسوزی را دارد موقعی که بحث دربارهٔ تیپینگگ دارند می‌کنند به شدت با پینگ مخالفه و از می‌گوید این آدم‌های بدبختی هستند این ها نمیزنند بگیرشون نمی‌دانید که خیلی با دلسوزی از چیزها صحبت می‌کند از این آدم‌هایی که به اسطلاح گارفتون هستند و فیلم به. حالات. وقتی جلو می‌دهد. شما می‌بینید که فقط هم آدم مصبتی نیست در کار خودش یک چنین خوشونت هایی هم دارد این دوتا آدم‌هایی خیلی روشن هستند سه بومین نفری که خیلی روشنه مثل بلوند مثل بلون در.

این فیلم چه کار می‌کند که به نمایی توضیحی داشته باشم که این شخصیت ها این دوتا شخصیت اصلی. اگر نباشند که اصلاً فیلم وجود ندارد. اگر آن مایه به قوله ایشان تقابل عشق و وظیفه را در نظر بگیرید اصلاً آن دوتا آدم‌های اصلی. این فیلم هستند که این تقابل در موردشون. در واقع یک جوری وجود دارد. خب بلون چه کار می‌کند بلون آن آدم. اگر نمی‌خواهم بگویم کاملاً سیاهه. ولی آدمی که همه چیزو به نظر می‌رسد خراب می‌کند و شخصیت منفیه سمت گانگ سراس بلومه. شما تقریباً طرف پلیس ها آدم اصلی منفی ندارید. ولی. خب الان چند تا پلیسی که در آن دستوری دارند چرند و پرند می‌گویند از بعموریت هایی که انجام دادن صحبت می‌کنند آدم‌های نچست بیستن و هرچند تخیلی هستند مستر اورنج به عنوان یک پلیسی ایدئالی یک جوری همه چیز در ذهن شنگار میشکن. ولی بلون وجودش ضروری است در فیلم برای خاطر. اینکه فیلم اصلاً قرار نیست که دنیای گانگسترار دنیای خوب گانگسترها مثل مستر وایت نیستند می‌دونی منظورم چیست دلان آن وچه.

حرفه‌ای‌گری بیمارگونهٔ گانگسترها

در واقع بیمارگونهیه که خیلی از همه گانگستر‌ها پروپیشنال نیستند ببینید فیلم یک جوری این نفر پروپیشنال بیدن در آن خیلی چیزه پررنگه پلیس پروپیشنال وضایف خودش را دارد به عنوان پلیس انجام می‌دهد گانگستر پروپیشنال که دزدی خودش را دارند انجام می‌دهد و نمی‌خواهد آدم خوش که نیست دزده یک دزد حرفه‌ایه پینک و باید رسمند با آن دیگر بحث می‌کنند که در علیه بلون که ما. مثلاً پینک فکر می‌کنند این حرف را می‌زند که من هیچ وقت کسی را که لازم نشد را نمیکشن. مثلاً قرار این را آدم‌هایی نیستند که از شکنجه کردن یا کشتن آدم‌ها لذت ببرن این را دزدن حرفشون دزدیه و سعی می‌کنند. اگر پلیسان نیان دخالت نکنند. خب این‌ها کار خودشان را می‌کنند به کسی هم هر درگ سر یک انگشت میبارن کسی را نمی‌کشن خیلی غصت آزار عذیتی کسی به ندارند در حالی که بلوند این‌جوری نیست بلوند یک آدمیه که به یک دلائلی آدم بیماریه اصلاً بدونین که هیچ دلیل ممجعی بتواند و کسی بیاورد یک عده زیادی را در این دوزی زده کشته و جلوی چشم ما هم خشن ترین رفتار را.

مثلاً با یک آدمی که دستش بسته است و کاری دکای از خودش نمی‌تواند بکند انجام کند حضور مستر بلوند از این جد خیلی ضروری است برای خاطر این که دنیای گانگستران دنیای خیلی تاک و تمیزی نباید به نظر برسد. بنابراین این که برهاد در این آدم‌ها یک مشت آدمی بیمار هم هستند که حرفه‌ای نیستند بلکه اقدام خودشان را دارند خالی می‌کنند آدم‌های زده قانون و زده اخلاقی هستند یک چنین حسی نسبتون بلوند وجوده. ولی باز بلوند هم سیاه سیاه نیست می‌توانید یک چیزی به نفع بلوند بگویید یک صحنهی وجوده اولم بلوند بی‌نهایت مثل ماروین و اورنج حرفه‌ای رفتار کرده که. وقتی افتاده زندان این گروه را لون نداده کافی بوده یک کلمه بگویید که از زندان بیاید بیرون و این کار نکرده روی این بارها تحکیم می‌شود که این خیلی آدم غفاداری نصف جوکبوت. ولی. نکته مصفت در مند بلوند این است که.

شما واقعاً این صحنه ملاقات بلوند با جوکبوت یک جوری صحنه دقیقه انگیزیه از جوکوات تشکر می‌کنه برای هدایی که در زندان برای او پرستاده تعجب می‌کنه می‌گوید این کمترین کاری بود که من می‌تونستم برات بکنم نمی‌دانم چقدر حس را گرفتید به شدت جوکوات مثل یک جای پدرشو برای او پر کرده مثل یک چیزی که ندارد هیچ کسو ندارد مثل یک آدمی که کنید بچه یتیمی که همینجوری بزرگ شده و تنها آدمی که انگار میشناسد تنها کسی که براش چیز فرستاده از او حمایت کرده جوکبوت را بره همینان وفا دارد واقعاً اصلاً نایس‌گای اِدی پسر جوکبوت. فکر می‌کنم مهمترین کاری که. حالا بگذار بعدی از کارکرداری دراماتیکی که در فیلم دارد این است که یک جور رابطه پسری بین بلوند و جوکبوت ایجاد می‌کنه ناخودآگاهن چون دوست سمیمیه، این دوتا دوست سمیمی هن و آن پسر جوکبوته یک جوری این رابطه بین بلوند و جوکبوتو تقویت می‌کنه حالتی که انگار جوکبوت پدره مثل بلوندم هست نمی‌دانم من گرام متوجه می‌شید بیا من این مسلس از آدم‌های دیگر جدا و بلوند هم اصلاً قرار نیست در این عملیات باشد.

وقتی می‌آید با عنوان آدم اضافه میارنش نقش خاصی در عملیات باقی نمونده در حال عملیات پرینفره انجام بشود. وقتی بلوند می‌آید تازه آزاد شده می‌خواهند وارده یک کاریش بکنند خودش علاقه منده می‌گویند در هم بیا. مثلاً. اگر دوست داری وارده این کار شوید که همه کارها هم خرابه روانی تر و بیمارتر از اونیه که شاید قبل از. اینکه بره زندان بوده. حالا می‌شود فرض کرد در زندانی بلاهایی سرش آمده خالصه سختی هایی کشیده کودکیی بعدی داشته یک حسی نصفت بلند در فیلم ایجاد می‌شود به دلیل آن صحنه ارتباط فلاشبکی که می‌ماند اصلاً آن فلاشبکه چیزی در آن روایت نمی‌شود بلکه. شما یک چیز مصفت نصفت بلند می‌بینید این رابطه آتفی نسبت با جوکاوت دارد و با همان نایس‌گای اِدی. بنابراین بلوندن این آدم سیاه سیاه نیست قرار. شما یک آدم روانی را ببینید که یک جورایی حس می‌کنید که این اینگاه حق دارد که روانی شده باشد یک بچه ای که بدون پدر مادر بزرگ شده کسی را ندارد و. حالا یک رئیس گانگستان. اگر رئیس پلیس.

مثلاً براش پدری می‌کرد الان غفادارو به نیروی پلیس بود و از گانگستر‌ها را ممکن بود شکنجه بکند و. حالا یک رئیس دزده از او حمایت کرده و پدری کرده برای او و نسبت آن‌ها یک چنین احساسی ده. ولی به حال بلوند آدم منفی فیلمه دیگر همه چیز را همین خراب کرده نه گذاشته دزدی ازشان بشود نه می‌گذاره که جوکبوتو پلیس بگیره همه چیزو. در واقع. اگر آن شکنجه را انجام نده. فکر می‌کنم به طور طبیعی اورنج هم به شلیک نمی‌کند ماجرا می‌تواند به یک مسیری دیگر باز بیافتی. ولی مستر پینک بذار جوکبوت و نایسگای ایدی باز در هاشی هست. به هر حال ما یک وعیس دزده اینجا داریم با یک شخصیتی که شباهتی زیادی و مارسلس بالاس در فیلم بعدی دارد من می‌توانم بعضی از حرفهایی که دارم می‌زنم و موقول بکنم به بحث کردن دربارهٔ پارتفیکشن چرا این دوتا رئیس دزده این‌جوری هم حتی ظاهراً هم یک جورایی آدم‌های قبلی هیکر با کلوی تاس یک صدای.

مثلاً نهره صحبت کردن و غاته و جالب و به حال من خیلی احساس نمی‌کنم که لازم است دربارهٔ این که اینجا از هر دراماتیک باید یک جوکبوتی داشته باشید که تومه پلیسه و اله آخر هالا خیلی چیزها و آن نایسگای ایدی هم به حال شخصیتیه که کار خودش انجام می‌دهد من خیلی راستش ایده مشخصی ندارم که روش تأکید بکنم که این الان فانکشنش چیست به قیل از مثل یک رابطی که. در واقع مسلس بلوند با چیز را تکمیل می‌کند با جوکبوت را تکمیل می‌کند. به هر حال ما دربارهٔ اینش به نظر می‌دانیم چخید موفقه فیلم دیده. از طرف گانگستره کسی که علماسا را نهایتا بر می‌داره و می‌رود ما نمی‌دونیم می‌تونیم فرار کنیم یا نه. ولی خلاصه از این محلکه حد درقل جان سالم دار می‌برد حد درک سرش این است که دستگیر شده چه ویژگی‌هایی در مستر پینک هست؟.

فکر می‌کنم مهمترین ویژگی مستر پینک این است که به معنای در حالی که همه دارند حرف حرفه‌ای بودن و می‌زنند حد درقل بین گانگستر‌ها این تماکست این است که به معنای واقعی کلام حرفه‌ایه حرفه‌ای دفتار می‌کند و هیچ وقت هم اسم خودش را به کسی نمی‌گوید قرار نیست بگوید و می‌فهمد که نباید بگوید و دیگران و هم مرتب دارد دعوت می‌کند به حرفه‌ای بیدن حتی ببینید نمی‌دانم چقدر این حرفی که می‌زنند باش موافق این آدم این که علماسانو برداشته و در رفته. ولی نه به عنوانی اول اخلاقی به عنوانی اول حرفه‌ای آمده که و علماسارو می‌آورد می‌دانید من دونم چیست. شما یک جایی. وقتی که مستر وایت اصلاً این‌ها شک دارند که کسی این‌قدر بلدشون شده بقیه نمی‌دانند که اصلاً علماسارو خود اصلاً کسی برداشته مستر وایت می‌تواند مستر پینک می‌تواند بگوید که من برنداشتم. ولی دقیقاً چون حرفه‌ایه آمده اینجا. اگر نمی‌خواهد اینجا بماند اینجا. برای. اینکه فکر می‌کند که اینجا لو رفته و خطرناکه یعنی کاملاً هرفهی دارد فکر می‌کند و دربارهٔ مستر اورنج بیره نیست باز هرفهی دارد فکر می‌کند. خب این آدم. اگر نمی‌توانیم ببریمش.
خب بگوید بدشانسی آورده خیلی راحت می‌گوید که بزیار خوششانسی می‌آورند بزیار بدشانسی می‌آورند. ولی مستر وایت این نگاه حرفه‌ای این آدمو نمی‌تواند تحمل بکند بایش درگیل می‌شود من هیچ جایی در فیلم نمی‌بینم که کچیترین رفتاری از مستر پینک سر بزند که از خلاف حرفه بودنش به عنوانی دزده وفادار به گروه به عنوانی آدمی که دارد حرفهشو انجام می‌دهد و نهایتا کسی که موفقه در گروه گانگستره هد دقلی مثل اینی که من. شما. اگر می‌خواهید در زندگی شغلیتون محفظ باشید وید حرفه‌ای رفتار بود. وایت شکست خورده است و می‌میره. برای. اینکه حرفه‌ای رفتار نمی‌کند. نمی‌دانم منظور‌ها را می‌فهم می‌گویندم. پینک بیشتر از هر چیزی به نظر من نماد حرفه‌ای بودن هر دقیقاً دنیا گانگستر است. هیچ کسی به اندازه این بینی پلیسا و دزدا رفتار این شکلی ندارد. آدم خیلی منطقیه. مثلاً بخشی که دربارهٔ تیپیگی می‌کند درست ممکن است.

شما معافی نباشد با حرفهایی که داریم اینجا درست ممکن است خیلی استعداد را بیانه این‌ها نمی‌توانند جوابش بودن آدم خیلی باهوشیه کاملاً یک سر و گردن همه بالاتره تنها کسی است که فهمیده ستا گویدون داشته این بقیه می‌گوید که از هم ستا بقیه نفهمیدن که چه بلای سرشان آمده. اگر این نبود مستر وایت هم نمی‌فهمید و خیلی راحت می‌بودن و می‌توانید منتظر می‌بودن و می‌توانید همه چیز به خوبی پیش بره پلیس هم بیا دارید حتی نایس‌گای اِدی هم نمی‌داند ستاکت جود داشته یعنی واقعیت خیلی ساده مربوط به دزدی را فقط این فهمیده و آن رفتاریه که. حالا به عنوان شغل گانگستری باید داشته باشد ترمیلی شخص هم از این تخفی نمی‌کنه و از این همه می‌می‌رن علماس ها را برد می‌داره و می‌رود قبول کنید این هم پروپیشنال می‌خواهد چه کار کند هر ماه سال تحویل پلیس ها بده همه کارهایی که دارد می‌کنه و مداما آن را تکرار می‌کنه دیگر منم کم باری نفر باید شخصیتی هرکو بزند که ما باید فاکین پروپیشنال باشیم منتب این را می‌گوید. وقتی این بهتر درباشون دارد می‌شود. وقتی در آن اسمِ او را گفته می‌گوید که نباید می‌گفتی.

وقتی در آخرش رئیس رئیس و نایس گای را نمی‌دانم اوسته تایی که سینیور هفتن یک جمعیت دارد هم دیگر را می‌کشند این خطاب به ایشان می‌گوید که ما انتظار می‌دهد که پروفیشنل رفتار را کنیم هیچ کس نمی‌خواهد که ماجرایی این‌جوری پیش بره. خب داریم سراغه مستر براون و مستر بلو من تا هنوز یک خود چکم شخصیت های اصلی توجیه می‌کنم که این‌ها اصلاً نقش دراماتیک دارند ببینید بعضی از آدم‌ها فرض کنید خط اصلی داستان تقابل عشق و وزیف هست قرار ما یک داستانی به چیلی که. شما نهایتا همچنینی را در آن ببینید قرار یک دوزی انجام بشود و یک همچنین چیلی را در آن ببینید این که رئیس دزده هایی وجود داشته باشد گروهی از دوزا وجود داشته باشندد دو نفر کافی نیست قرار. شما یک گانگستر داشته باشید که. اگر فقط مستر وایت باشد به عنوان گانگستر و مستر اورنج که خیلی به نفر گانگستر‌ها می‌شود گانگستر‌ها می‌شوند آدم‌های خیلی اخلاقی این که یک ترکیبی از به معنی واقعی کلمه از رنگ ها لازم است تا. شما حرف‌های ناجور هم نزده باشید.

حالا من به نظرم این هم پینک ها و این همه یک توجیه های دراماتیک دارد، هر چند در موضوع پینک باز باید بیشتر صحبت بکنی، اونطور در لایه های خود عمیق در، فیلم به نظر مشکل نمیرسه، من می‌خواهم این خود را در موضوع دو نفر صحبت بکنم و یک خط داستانی که غیر از آن خط داستانیه را وقت بکشم. اگر کسی ایدهی دارد که چگونه می‌شود وجود. مثلاً مستر بلو را توجیه کرد بگوید. وقتی این چیز را نمی‌توانی توجیه بکنید باید تهوره تونه خود رفت کنید بگویید که این داستان فقط تماما بالا عشق و عزیفه نیست چیز دیگر شاید پررنگتر یکتو توشنجود دارد که مدومن در صحنه آخر نباید همه چیز ختم صحنه آخر بشود خردشه. ممکن است. مثلاً من بگویم خود آن دیالوگا برای تارانتینو یک معنی دارد. جدایی از آن خط داستانیی که بین وایت و اورنج دارد اتقانی دارد. چه ایدهی دارید در حضور مستر براون و حضور مستر بلو؟ چرا تارانتینو باید دوست داشته باشد در. این فیلم بازی کنی؟ چش احتیاجی به یک شخصیت بدون کنشی مثل مستر بلو دارد؟ دقیقه. اگر اطلاعات هاشیه ای دربارهٔ فیلم نداشته باشد این را بتونید بفهمید به نظر من.

نکته ماجرا این است که ایدی بانکر شخصیتی که نقش مستر بلو را وازی می‌کند به معنای واقعی کلمه دزده دزده بانکر یک آدم صالح دار یک که صالح زندانه نمی‌دانم چیست یک آدم آنجا حضور دارد. خب دیده من می‌خواهم یک تمه خیلی جدید در. این فیلم بگویم که اصلاً نمی‌خواهم بحث بخواهم که چه هست خودآگاه یا غیر خودآگاه که هم مستر براون و هم مستر گلو به این دلیل در فیلم هستند که. این فیلم نتیجه یک جور علاقه خودآگاه ناخودآگاه اصلاً من فیلم وارد این درستانه می‌شوم مثل یک جور شیفتگی و علاقه واقعی تارانتینو به دنیای گانگستراست کنشکاوی نسبت به. اینکه گانگسترا چگونه هست چگونه حرف می‌زنند چگونه لباس میدوشن چگونه قبل از. اینکه برن دوزی چیکار می‌کنند بعدش چگونه رفتار می‌کنند. اگر این را نبینید در فیلم که واقعاً اینجا.

شما با یک آدم مواجه هستید که دارد یک داستان گانگستری روایت می‌کند دربارهٔ دزدها و یک دزدی و چیزی که برای آن خیلی خیلی مهم است این است که همه چیز آن طوری باشد که واقعاً رئالیستی باشد یعنی این آدم‌ها مثل این است که من فکر کنید تارانتینو یک فرضی روانی اولین فرضی روانی را بسازیم خیلی چیز خیلی ساده فکر کنی تارانتینو یک آدمیه که اصلاً دوست داشته گانگستر بشود. ولی جورتشو نداشته یا امکانشو نداشته زندگی شروع دیگر ای بوده در خانوادهی به دنیا آمده مدرسه رفته شاید با این نوع علاقه که دارد در پایین شهر به دنیا میآمد الان گانگستر. ولی الان هنرمنده یک آدمیه که افتاده به فیلمیدن. ولی دنیای گانگسترارو دوست دارد اصلاً گانگسترارو واقعاً دوست دارد نفر از فیلم‌های. حالا. وقتی می‌گوییم دربارهٔ تارانتینو می‌گوییم گانگسترار یک جوری یعنی فیلم‌های گانگستری. ولی. اینکه در دنیای فیلم زندگی می‌کنیم یک جوری به نظر من. این فیلم یک تم پررنگ در بابا شد پررنگترین چیز. این فیلم که همه چیز دوشو به هم وصل می‌کند این است که تارانتینا واقعاً این آدم‌ها را می‌خواهد بشونداسه انگار تارانتینا با.

این فیلم تجربه روی که در زندگی واقعی انجام نداده را برای انجام می‌دهد نفوزه به دنیا گانگستر‌ها درون دنیا گانگستر‌ها را دیدن فکر کنید تارانتینا. اگر جرعتشو داشت می‌رفت در گروه گانگستری ببینید این را واقعاً چگونه حرف می‌زنند من نمی‌خواهد بگویم دزدی را دوست دارد. ولی کنجکاوی فوق‌العادهی دارد نسبت به فضایی که هیچکی گزارش دقیقی از او مثل فکر کنید یک آدمی که دارد یک مستند دربارهٔ زندگی واقعی گانگستر‌ها بسازه متوجه هستید منظورم چیست؟. خب این خطرناکه. اگر یک آدمی دارد این که ببیند گانگستر‌ها چه کار می‌کنند چه کار نمی‌کنند واقعاً دارد ازده گروه گانگستری بشود خطریه که تارانتینونو مطمئناً ترمول نمی‌کند. خب. این فیلم بیشترین چیزی که به نظر من زمان. این فیلم را دربارهٔ خودش اختصاص می‌دهد مثل یک گزارش تا حد ممکن رئالیستی از دنیای گانگسترست چرا تارانتینونو در. این فیلم بازی می‌کند و یک آدمی مثل مستر برایم در. این فیلم حضور دارد بنایی که. این فیلم دربارهٔ سفر ذهنی تارانتینونو به دنیای آن کار را که در دنیا عادی انجام نداده دارد انجام می‌دهد با ساختن.

این فیلم دارد یک فیلم دربارهٔ دنیا گانگستران می‌سازد و خودشم دوست دارد در این شخصیت ها باشد دیگر مثل این که یک چیزی در درونش ارزا می‌شود عضویت در گروه گانگستران چرا دوست دارد یک فیلمی بسازه دربارهٔ یک عالمی که اندرکاور کار می‌کند؟ مثل. اینکه آدمی نشسته باشد فکر کرده باشد حتی این دست و سر را داشته باشد که آندر کالر بره بینی گانگستر‌ها بعد به این فکر کرده که باید حرف زدن این‌ها را خوب یاد بگیره در. این فیلم معلم وجود دارد که به اورنج یاد می‌دهد آه ده تا شخصی ها در. این فیلم هست آن سیاه پوسته را من از غلم انداختن یعنی بغیر از این گروه گانگستر‌ها یک پلیس و یک پلیسی که آموزشتنده ارنجن هست نقش بازی می‌کند مثل ببینید یک خود فرویدی نگاه کنید. این فیلم مثل تحقق یک آردی. اگر من یک معلمی مثل آن سیار فیست را داشتم به من یاد می‌داد چگونه رفتار بکنم می‌تونستم بدون این که لو برم برم در گانگسترها غاطی بشم و از نزدیک اینها را ببینم نه فقط از در فیلم‌ها مثل. اینکه من این چیزهایی در فیلم دیدم.

حالا دوست دارم واقعاً این‌ها را تجربه کنم گانگستر‌ها چگونه حرف می‌زنند گانگستر‌ها چگونه رفتار می‌کنند مثل یک تخریلاتی دربارهٔ دنیای گانگستر‌ها که این‌جوری دارد تحقیق پیدا می‌کند برای همین است که تارانتینو برای خودش یک شخصیت کاملاً زاعد در. این فیلم درست کرده و برای همین است که مستر بلو در. این فیلم بازی می‌کند چون ایدی بانکر یا ادوارد بانکر اسم رسمیش ادوارده. وقتی نویسنده شد اسم دزدیش دوران دزد بودن زندانی بودنش ادیه مخفف الان. شما فکر کنم در آی ام دی وی مطمئن نیستند. ولی اسم هنرپیشهن هم ایدی بانکر می‌نویسن مخففت ادوارد بانکره دربارهٔ ادوارد بانکر این چیزی است که آن تجربهیه که تارانکینو شاید دوست داشت انجام بده واقعاً ببینید ادوارد بانکر یک آدمی که واقعاً روز بوده واقعاً بینی گانگستران زندگی کرده و بعداً نویسنده شده و فضای نوشته هاشم در برای دنیا گانگستران است مطمئنا نوشته های ادوارد بانکر در نوشته شدند فیلمامی ریزولوارد دانکس محسل بوده نمی‌دانم از آن را..

ادوارد بانکر دقیقاً آن آدمیه که گزارش مستند از دنیای گانگستره دارد و مردم می‌دهد چند تا دوز میشنسید که هنرمند شده باشند؟ فیلم نامه نوشته باشند، داستان نوشته باشند؟ ادوارد بانکر این آدمی و حضورش در. این فیلم دقیقاً مثل چیزه، مثل. اینکه تارانتینو تا جای ممکن دارد سعی می‌کند ادوارد بانکر باش یک آدمی که انگار دنیای گانگستران را تجربه کرده و تا حد ممکن دارد رئالیستی یک چیزی دربارهٔ روابط گانگستران می‌سازد. اینکه چرا این قدیم آدم‌ها با هم دیگر حرف‌های به قولشون بیرفت می‌زنند این جزا اهداف تارانتینا هست که فضای بین این آدم‌ها را نشان بده. فکر می‌کنم تارانتینا خیلی زحمت کشیده که دیالوگ‌ها را بنویسه. شما یک جایی به دیالوگ.. اگر این ترها جایی بود که من نیستم از. این فیلم حتماً نشین بدم متاسفانی نیست برد در خانه این صحنه ای را نگاه کنید که آن سیاه‌پوست که من از اسمش یادمی نیست نمی‌دانم اسمو دارد در فیلم یا نام مؤلمه، مؤلمه اورنج یک چیزی دسته مثل اورنج می‌دهد که باید این را حفظ کند داستانه تخیلی که جذابه بر. اگر این مستر را.

اگر برای ایشان تحریف داشته شد اینجور داستان را باید پیش اعتمادشون جلب بشود چیزی که مهم است این است همه چیز باید دقیق باشد حرف زدن از. مثلاً یک توضیحاتی به او می‌دهد نم چیزی که می‌خواستم به شما نشان بیدم. شما این صحنه را یک بار در. این فیلم نگاه کنید روب دوربین سیاپس این حرف‌ها را میزند، معلمین این حرف‌ها را میزند، در حال که پشتش هیچی نیست، می‌دونی؟ مثل یک خطابه است این،. اگر این آدم کناره مثل اورنج وایستون این حرف‌ها را بزند، این حالت را پیدا نمی‌کند. در آن یک پشتبونی وایستادن، دوربین آن آدم را می‌گیرد تنها، در حال که روب دوربین دارد،. مثلاً را به اورل، را به ما دارد این خطابه را، این دستور العمل ها را می‌گوید باید این‌جوری باشی، همه جزئیات، می‌گوید جزئیات خیلی مهمند همه جزئیات باید مثل چیز باشد، رفتاره در این کار، یعنی در اندر کار کار کردن باید کاملاً رئالیستی رفتار بکنی این دستور العملی که تا امتیانی در فیلمدار عمل، سعی می‌کند به آن عمل بکند یعنی تمام جزئیات را مثل واقعیت دردید به احتمال زیاد مرشدش ادوارد بانکر سیاه پوسته.

در واقع در فیلم ادوارد بانکر میمونیم منظورم آن کسی که گزارشای رئالیستی از دنیای بانکه سرابره تارنتینا آبورده داستانه ادوارد بانکر این حضور این آدم این خونر پیشه نه مستر بلو مستر بلو هیچ کاری نمی‌کنه به درازه که می‌میره اونم نمی‌بینید که می‌میره آخر فیلم می‌گویند که مستر بلو مرده حسابا ما میفردیم که مستر بلو مرده حضور ادوارد بانکر برای. فکر می‌کنم تارانتینو مرده آدمی که فانکشنی که. این فیلم قرار است تارانتینو باشد انجام بده را عملن انجام ده. فکر می‌کنم تارانتینو در زنشی دیگر اکاش من ادوارد بانکر بودم اکاش واقعاً رفته بودم گانگستر بودم بعداً هنرمند شده بودم که می‌تونستم کاملاً رئالیستی کار کنم. حالا دارد سعی می‌کند با کمک از آسار ادوارد بانکر رئالیستی کار کنم این مهم است. بنابراین صحنهای دیالو زاعد نیست ببینید. اگر من تئوری میباشه که این دربارهٔ تقابل اشخ و وظیفه از. این فیلم.

صبحانه، دیالوگ و رئالیسم تارانتینو

خب بعد این صبحانه خوردن یعنی شد ده دقیقه تفسیر Like a Virgin گوش کردن از یک مشت آدم‌هایی که این همه داستانه خندداری که این را برایم دیگر تعریف می‌کنند و می‌خندن و کلی دیالوگ‌هایی که به اینشون شکل می‌گیره که صحنه‌هایی که خیلی هاشون یک صحنه را منون در زینم هست که دربارهٔ کسی لاکس حبت می‌کنند نمی‌دانم چند دقیق است منو قبول نداریم کاملاً زاهیده من هیچ اثر دراماتیکی از آن صحنه نمی‌دانم فهار نقد در ماشین نشستن و مثل آن صحنه صبحانه خوردن دربارهٔ دوسته تا موضوع پراکنده داستان برایم می‌گوید تعریف می‌کنند این داستان ها این و آن داستانی که اورنج تعریف می‌کند یاد گرفته تعریف می‌کند نیستند یعنی مثل آن مطنهایی نیستند که یک یافوستی به اورنج داری گفتی هفت کن نمی‌دانم از را همونی فهمیدیانه مثل تارنتیونا اینگاه برای توحیل خودش را در دیالوگ نویشتی و بیان دیالوگ سبک گانگستر‌ها اولا نشان می‌دهد چهار تا گانگستر در ماشین یک چنین حرف‌هایی را هم می‌گوید می‌زنند دربارهٔ زن های فرق به هفاظ، این‌جوری بکنم دیالوگ شروع می‌شود نیستر پین دربارهٔ تفاوض، زن های سیاهوز و زن های سیارهوز یک چیزهایی می‌گوید با زنهای خودشان این‌جوری رفتار می‌کند اونی هرکت این را توضیح می‌دهد که نه نه که خانه می‌روند این‌جوری نیستند این هرکتا این دهستا چقدر لازمی که.

شما چقدر آن دیگر. شما لازم است از دراماتیک توجیه بکنید و. اینکه داستانی که مستر اورنج، داستان تخیلی که تعریف کرد، چقدر کارکرد دراماتیک دارد؟ کارکرد دراماتیکش چیست؟ آن‌ها باور کنند که مستر اورنج واقعاً گانگستر هست. رئالیستی دارد و رفتار می‌کنند. این دیالوگ‌ها هم همین کارکرد را بر. این فیلم دارد. شما. این فیلم را به عنوان یک چیز رئالیستی نگاه کنید. دنیا گانگستر‌ها این‌جوری هست باقر پذیر تر می‌شود تاثیر گذارتر می‌شود واقعاً بین گانگستر‌ها مستر وایت هایی هم وجود دارند حرفه‌ای همکاری هم به کشتن آدم‌ها ندارند و الى آخر. من. فکر می‌کنم این همه آیول به نفوس در دنیا گانگستر‌ها را. اگر به آن توجه نکنی. این فیلمو نمی‌توانید با تئوری. اینکه دارد دربارهٔ تماول عشق و وظیفه صحبت می‌کنه سردش را هم بیارید و. حالا من ادامه نمی‌دم این حرف را یک مقدارش به دلیل. اینکه از زمان مقررد دور شدید. این است را دارم به دلیل. اینکه جا بدم که الان.

اگر این حرف‌ها به نظرتون درست میآید دربارهٔ بعض چیزها فکر کنید اصلاً دوباره دربارهٔ پایان فیلم فکر کنید فقط پایان فیلم یعنی پیروزی عشق برگم می‌دانم احساس وظیفه یا یک خورده معنی های یک لایه های پایین تری هم پی آن نوع پایان بندی فیلم وجود دارد زنده موندن مستر پین کشت شدند بقیه وقایه فیلمو. حالا یک خورده می‌شود یک جوری دیگر ای مرور کرد با این فرض که اصلاً ای شخصیت ها نفرد مستر براون بلکه. حالا می‌توانید این‌جوری. شما فکر بکنید که مستر اورنج هم. در واقع یک ورژنی از تارانتینو هست. اگر آندرکاور می‌رفت در دنیای گانگستر. اگر معلمی داشت که به آن یاد می‌داد و می‌رفت در دنیای گانگستر مثل تجربه در آن مستر برایم تجربه خیالی را نشان نمی‌دهد بلکه مستر اورنجه که این تجربه را نشان می‌دهد فقط نه از اینجایی که پلیسه از اینجایی که آن آدمیه که دارد عدای گانگستر‌ها را در می‌آورد. ولی گانگستر نیست تارانتینو دارد. از طرف گانگستر را حرف می‌زند.

ولی گانگستر نیست بله بعد یک لینکی انظر شخصیتی و روانی بینخده در راون مانه تارانتینو و مستر اورنج هم وجود دارد نا فقط مستر براون این که حضورش یک جوری فقط این معنی را می‌رسونه که تارانتینو در. این فیلم شرکت دارد اینجار با شخصیت تارانتینو در. این فیلم شرکت دارد با عنوان گانگستر من چند تا چیزهایی که می‌خواستم بگویم،. حالا. سؤال می‌پرسم که. شما می‌شوند کنید. اگر این حرفها را قبل بکنید، فیلم ژانرش چیست؟. اگر خود این ژانر را میشنسید، یا خوب است که خودش را میشنسید توافق عمومی وجود دارد که. این فیلم نئون‌نوآره یک خود در حال نئون‌نوآر بخوانید و بعد ببینید واقعاً. این فیلم نئون‌نوآره و بعد در مصاحبه این منتقل این توفخ گرام. اینکه نئون‌نوآره. یک مصاحبه ای تارانتینا اصرار می‌کند من نئون‌نوآر نمی‌سازم. حتی دقیقاً تارانتینا این مصاحبه را خیلی یید کرده باشد. فکر کنم بعد از پادفیکشن. من درستگانده خود در حوض نونار و نونار صحبت می‌کنم و. اگر این محتوی را بپذیرید از آبت بکنید که می‌شود بفید نوناره آن را آره. به نظر من سندان مربوط نیست. ژانر فیلم چیست؟

گانگستریه، دزدیه، رمانشناسانه هست خلصه ما یک کلاسیفیکیشنی از فیلمان داریم. می‌شود این را جایی جاش داریم. فیلم جاسوسیه. اصلاً. اینکه آندر کاور بودن، این را جاسوسیه دیگر یا آدمی می‌رود نفوز می‌کند یک جایی. و آن ژانر‌هایی قرارداد‌هایی دارند که چگونه تمام بشوند. الان. اگر قرارداد ندارند که چگونه شروع بشوند. این فیلم واقعاً فیلم رومانتونی جاسوسی کار می‌کند. چه ایدهی دارد که پینک چرا زندگی مونده؟. حالا یک خود به این فکر بخوایی. قوانش ناسانه تر فکر بخوایی. همه این شخصیت هایی که داستان معمولند در درون یک نویسند زندگی می‌کنند. پینک چه بخشی از وجود تارانتینو و زنده موندنش یعنی چه؟. اگر یک خود عمیق در. حالا بخواهید نگاه بکنید، باید این‌جوری نگاه کنید دیگر. فقط مستر گران و مستر اورنج و مستر نمان بلو نیستند که به وضوح من تارانتینو را دارند به یک شکلی نشان می‌دهند. بقیه اجزای این داستان چه رفتی به درون تارانتینو دارند؟ و چرا مستر پینک می‌توانه این داستان می‌توانه روایت بشود بین تقابل عشق و وظیفه را.

مثلاً نشان بده دنیای گانگسترار را نشان بده و مستر پینک هم کشته بشود در حال سوی پلیس. ولی مستر پینک علماسه را بر می‌داره و می‌روی این چگونه توجیه می‌شود و خیلی چیزهایی دیگر خیلی جوزیاتی دیگر در. این فیلم هست که. شما احتیاج دارد که یک خوندی به آن فکر بکنی وگرنه الان این چیزهایی که من گفتم می‌تواند بخش. اینکه مستر بلور امیدونم مستر برایم را این حرف‌ها را آمدم داخل. این فیلم من همه می‌توانم خودآگاه باشم چه چیز ناخودآگاهی در. این فیلم بودید؟ وقعا تارانتینو این‌قدر جزیات. این فیلم را همه چیزی خودآگاه نیست داخله ناخودآگاه چگونه سردر میاده در. این فیلم؟ من هیچ چیزی نگفتم که این روزون من بگویم که این ناخدا راهه و به یک چیزهای عمیقی در درگونه ترامپین را ممنون کنیم به خودتان اسم این یعنی چیست؟ خالصه یک اسم بیمانی مثل Reservoir Dogsس از کجا می‌آید؟ من نمی‌خواهم این را یک جواب قطعی به آن بدم. ولی به نظر می‌آید برادر. سؤال خوبیه من فقط همین یک اشاره بکنم واقعاً من فکر نمی‌کنم کسی این را بپذیر از من در موضوع اسم می‌شود احتمال داد.

دیگر چون تارانتینو حرف‌های مختلف در موضوع این اسمی زده. به نظر می‌آید که اسمو تارانتینو آگاهانه انتخاب کرده بود. برای. اینکه یک حرفی بزند، حرفی زده باشد به نظر می‌آید که باید قبول بکند. دیگر اسمی گزاری که ناخل ها با نمی‌شود. تارانتینو روایتش این است، دیگر من یکی از فیلم‌های. اگر اشتباه کردم لوی مال را که آوا. مثلاً نمی‌دانم خداحافظ بچه ها که شو آروان نمی‌دانند فرام چجور می‌شود می‌گویند این را نمی‌تونستن تلفز بکنند می‌گفتم میگوش ریزروار ریزروار یک باجه فرانسویه با همان تلفز در زبان انگلیسی هم بکار می‌رود و این باجه را می‌گفت داگزش هم. حالا. مثلاً بعضی ها می‌گویند که به دلیل علاقه تارنتیون به پکین‌پا ها در تجویل از Straw Dogs این گروشه ریزروارداز یک تئوریه که از حرفهای خود تارانتینو شاید داشته در آبارد با نردون می‌شین تئوری را من یک تئوری دیگر بگویم ریزروار معادل بانکره اصلاً از ذار باجه یعنی منبر.

مثلاً آن و این‌ها سگای بانکره هستند این‌ها اکیپ بانکره هستند بانکره یک کتاب معروفی دارد Dog Eat Dog سک ها سک ها را می‌خورند نمی‌دانم شاید نفسانان اسم از اینجا آمده باشد واقعاً اموزاش هم آمدند به ذهنم رسید آخه خیلی به عواظه بهش فکر نکردم. خب بده من برای هفته آینده که. فکر می‌کنم باز یک هفته دربارهٔ Reservoir Dogs جا دارد بحث بکنید در حاله که یک سری بحث ها حتماً باید بماند برای بعد از پالپیکشن یعنی یک جزاوت نهایی دربارهٔ Reservoir Dogs را بگذاریم. وقتی پالپیکشن را دیدیم و در موردش بحث کردیم. مثلاً هدف همین است که این دوتا را با همدیگر یک جوری چگونه می‌شود دوتا فیلمی کنار همدیگی بذاشت و اطلاعات به دست آورد به حمداش بحث کنیم. در Reservoir Dogs یک بحثی که اطلاعا در جلسه آینده باید بکنیم معمولا هیچ فیلمی همه قواعد رسترن را رایت نمی‌کند حتماً یک چیزهای اضافه و کم هم دارد کلاً می‌شود برای حرف زدن دربارهٔ فیلم‌ها بد نیست یک کلاسیفیکیشن وجود داشته باشد. ولی خیلی از در من مکته مهمی نیست که هر را.

شما این کلاسپیکشن را دشت نستید یا نشنستید من چیزی که می‌خواهم سعی کنم جلسه کنم در موندشت شعبت بکنم این است که جان شناسی. وقتی که می‌خواهید دحسه از خودآگاه و ناخودآگاه بکنی از این جد مهم است من این را قبلن یک بار به آن اشاره کردم جان بستر یا یک جان. مثلاً گانگستری یا یک ژانر. مثلاً جاسوسی این‌جوری به وجود میان که این‌ها داستان‌هایی هستند که می‌گیرند و مردم از این‌ها خوششون می‌آید مثل استوره ها می‌دانند برای یک فیلم خیلی خصوصی مثل آینه تارکوفسکی این ژانر درست نمی‌کند ژانر. وقتی به وجود می‌آید که یک داستان جذاب برای عموم مردم داشته باشد وستر یک جذابیتی دارد که این‌قدر وستر ساخته می‌شود دنیای فیلم گانگستری جذابیتی دارد که ما این که اداد فیلم گانگستری از امدل تاریخ سینما داریم به این دلیل اتفاقا.

ژانر، ناخودآگاه جمعی و ادامهٔ بحث

ژانرها نماد ناخودآگاه جمعی هست یعنی به ناخودآگاه شخصی رد ندارند یک چیزی که. شما باید سرکنید در رسیبو کنید این است که یک فیلمی که در یک ژانر ساخته شده میزان تطابقش ما آن ژانر یک جوری به انگیز‌های ناخودآگاهی جنگی ممکن است مربوط بشود ممکن است و تفاوتاش به ناخودآگاهی شخصی. بنابراین یک نقوارد شدند به بررسی کردن یک فیلمی مثل Reservoir Dogs هست که به وضوح در یک ژانر دارد ساخته می‌شود به یک معنایی من سر میپرمید توضیح اصلاً تارانتینا آدم به اسطلاح جانبازه چون. اگر از تارانتینا بخوایید که دربارهٔ ژانر وستر برایتان صحبت کنی آدمی که شاید بتواند. مثلاً چار. شمال را برایتان همش بزند دربارهٔ ویژگی‌های وستر و انواع وستر و تاریخ وستر همین چیزها را به اصطلاح دانشگاهشت بگیر. بنابراین آدم نیست که نسبت به ژانر وستری یا ژانر نمی‌دانم که این آگاهی نداشته باشد. اگر یک قاعده ای از ژانر نوار رایت نمی‌کند می‌داند که رایت نمی‌کند. اگر می‌خواهد نوار را بسازه. مثلاً ریزرواردار زن بده.

این فیلم کاملاً مردم است هم دو تا چیز حتماً جلس آینده می‌گویند یکی همه مسئله جام را میزان تطابق آدم تطابق ارتباطش با مسئله روان‌کاویه در روان محلف و یکی هم که الان دربارهٔ. این فیلم هیچمی بحثی نکردیم یک جور از گیرگاه های فمیلیسی غیاب زن و کاملاً مردانه بودنه فیلم از هر نظر من یک برد شخصیت ها مردانه همه چیز فیلم یک جورایی فضای مردانه است اصلاً سر غول بود و نیف شناسی به این معنا که از سر حرف خودش درونه شکنجه بشوند این ها خیلی عرضش های مردانه هستند که در. این فیلم به شدت پردن و خوشونت در. این فیلم نمیدون این های چیزهاییه که می‌توانید به آن فکر بکنید. و هزارت جزئی.. مهمترین کاری که می‌توانید انجام دهید که با من کمک بکنید جزئیاتی از خیلی پیدا بکنید که با این تئوریا جور در نمی‌دهد. و نجبور بشویم تئوریا را بسیار بکنید. از پیشتر از دو ساعت صحبت کردم و دیرم شروع کردم سال نو هست. خب چون درست آخر ساله اشتغال نیست. اشتراک دارید درست دارید سوشاندید درست دارید

روانکاوی و فرهنگ·آرشیوِ درس‌گفتارها