«فرافکنی» در ۱۵ جلسه از ۶ موضوعِ درس مطرح شده است؛ بیشترین بحث در «یهودیت» (۱ جلسه) است؛ و پرحجمترین محورها «تعریف فرافکنی بهمثابه مکانیسم دفاعی»، «فرافکنی آنیما»، «فرافکنی سالم در برابر بیمارگونه» هستند. مفصلترین گفتار در یهودیت، جلسه ۸ است (۱۰۶دقیقه).
۱۵جلسه
۷محور
۶موضوع درس
۲۱۲دقیقه
۱۵۶ارجاع در مجموعه
گروهبندی
سنجه
نوع نمودار
فرافکنیدربارهٔ این مفهوم
فرافکنی در روانشناسی به فرایندی گفته میشود که طیِ آن فرد خصلتها، امیال، احساسات، یا انگیزههایی را که به خود نسبتدادنشان دشوار یا ناپذیرفتنی است، به شخص، گروه، یا شیءِ بیرونی نسبت میدهد. در سنتِ روانکاوی، فرافکنی یکی از مکانیسمهای دفاعیِ کلاسیک شمرده میشود: محتوایِ درونیِ تهدیدکننده از میدانِ آگاهیِ خود رانده و در دیگری «دیده» میشود. نتیجه میتواند تحریفِ ادراک از دیگران، تعارضِ بینفردی، یا آرامشِ موقتِ عزتِ نفس باشد.
فروید و سپس آنا فروید فرافکنی را در کنارِ سرکوب، انکار، و جابهجایی صورتبندی کردند. در روانشناسیِ تحلیلیِ یونگ، فرافکنی بُعدی گستردهتر مییابد: نه فقط دفاع در برابرِ میلِ ناپذیرفتنی، بلکه پرتابِ محتویاتِ ناخودآگاه—از جمله سایه، آنیما/آنیموس، و صورِ کهنالگویی—بر افراد و نمادهای جهان. «برداشتنِ فرافکنی» در این سنت بخشی از تفرد است: بازشناختنِ آنچه به دیگری نسبت داده شده بهعنوانِ بخشی از روانِ خود. در روابطِ ابژه و نظریههای کلاین، فرافکنی و همانندسازیِ فرافکنانه در شکلگیریِ دنیایِ درونیِ کودک و در آسیبشناسیِ بزرگسال نقشِ محوری دارند.
مفهوم از کلینیک به نقدِ فرهنگی و علومِ اجتماعی نیز راه یافته است: فرافکنیِ جمعی بر دشمن، اقلیت، یا «دیگری» در تحلیلِ پیشداوری و خشونت بهکار میرود. با این حال، تشخیصِ فرافکنی همیشه تفسیری است و خطرِ برچسبزدنِ یکطرفه وجود دارد؛ آنچه یک ناظر فرافکنی میخواند، ممکن است قضاوتِ مبتنی بر شواهد نیز باشد. مرزِ میانِ دفاعِ ناآگاه، سوگیریِ شناختی، و ارزیابیِ واقعبینانه موضوعِ بحثِ روششناختی مانده است.
وجوه و خوانشها
دفاع ناآگاهنسبتدادنِ احساس یا میلِ ناپذیرفتنی به دیگری برای کاستن از اضطرابِ درونی؛ یکی از مکانیسمهای دفاعی در فهرستهای کلاسیکِ روانکاوی.
سایه و یونگدر روانشناسیِ تحلیلیِ یونگ، پرتابِ جنبههایِ انکارشده یا ناشناختهٔ خود بر دیگران دیده میشود؛ کارِ تحلیلی اغلب بازپسگیریِ آگاهانهٔ این محتواست.
همانندسازی فرافکنانهمفهومی در سنتِ کلاین و پساکلینی: قراردادنِ بخشهایی از خود در دیگری و فشار برای آنکه او مطابقِ آن احساس یا رفتار کند.
تحریف ادراکپیامدِ بینفردیِ فرافکنی آن است که دیگری نه چنانکه هست، بلکه چنانکه نیازِ دفاعیِ فرافکننده ایجاب میکند دیده و ارزیابی میشود.
سطح جمعیفرافکنیِ گروهی بر دشمن یا اقلیت در تحلیلِ ایدئولوژی، جنگ، و پیشداوری؛ گسترشِ مفهومِ بالینی به پویشهای اجتماعی و فرهنگی.
مرز تفسیرتشخیصِ فرافکنی همواره فرضیهای تفسیری است و باید از بیارزشکردنِ مشاهدهٔ مستند و نقدِ موجهِ مبتنی بر شواهد متمایز بماند.