روانکاوی و فرهنگ
روانکاوی و فرهنگفیلم‌ها ← شهرِ زیبا
روانکاوی و فرهنگ · فیلم و اثر

شهرِ زیباBeautiful City · اصغر فرهادی

تلاش برای جلبِ رضایتِ اولیای دمِ نوجوانی محکوم به اعدام؛ کشاکشِ عدالت و بخشش.

شهرِ زیباBeautiful City · ۱۳۸۳
کارگرداناصغر فرهادی
سال۱۳۸۳
کشورایران
بازیگرانترانه علیدوستی، بابک انصاری، فرامرز قریبیان
دریچهٔ روانکاوانهگناه، قانون و نامِ‌پدر
جلسات۷۹، ۸۰

۱ خلاصهٔ داستان

«شهرِ زیبا» داستانِ اکبر، نوجوانی محکوم به اعدام، و تلاشِ دوستش اعلا برای گرفتنِ رضایت از خانوادهٔ مقتول است. اکبر هنگامِ ارتکابِ قتل زیرِ سنِ قانونی بوده و حالا با رسیدن به هجده‌سالگی، خطرِ اجرای حکم دوباره نزدیک شده است. اعلا از کانونِ اصلاح و تربیت بیرون می‌آید و می‌کوشد با کمکِ فیروزه، خواهرِ اکبر، پدرِ مقتول را به بخشش راضی کند. از همان آغاز، فیلم مسئلهٔ قانون را نه به صورتِ انتزاعی، بلکه در بافتِ فقر، خانواده، شرم، قصاص و بدهی‌های عاطفی طرح می‌کند.

فیروزه زنی است که زندگی‌اش میانِ مراقبت از برادر، فرزند، فشارِ اقتصادی و گذشته‌ای دشوار تقسیم شده است. اعلا به‌تدریج به او نزدیک می‌شود و رابطه‌ای عاطفی در حاشیهٔ مأموریتِ نجاتِ اکبر شکل می‌گیرد. اما هر قدمی که برای بخشش برداشته می‌شود، مانعی تازه می‌آورد: نیازِ مالیِ خانوادهٔ مقتول، زخمِ پدر، نگاهِ جامعه و ناتوانیِ شخصیت‌ها در جدا کردنِ عدالت از انتقام.

فیلم تا پایان از پاسخِ ساده پرهیز می‌کند. قانون از یک سو امکانِ نظم و پاسخ‌گویی است، و از سوی دیگر می‌تواند به ساختاری بی‌رحم تبدیل شود که رنج را از خانواده‌ای به خانوادهٔ دیگر منتقل می‌کند. «شهرِ زیبا» زیباییِ نامش را در تضاد با جهانی می‌سازد که در آن بخشش، عشق و عدالت همگی قیمت دارند.

◆ نکتهٔ کلیدی

فیلم پرسشِ «چه کسی مقصر است؟» را به پرسشِ دشوارتر تبدیل می‌کند: وقتی قانون اجرا می‌شود، آیا رنج پایان می‌یابد یا فقط جابه‌جا می‌شود؟

۲ مضامین و ویژگی‌ها

گناه، قانون، قصاص، بخشش، فقر و بلوغِ عاطفی مضمون‌های اصلی فیلم‌اند. فرهادی اینجا نیز درامی اخلاقی می‌سازد، اما برخلافِ فیلم‌های بعدی‌اش، مسئلهٔ قانونِ رسمی و مجازات در مرکز است. شخصیت‌ها مدام میانِ خواستِ قلبی، فشارِ اجتماعی و الزامِ حقوقی گرفتارند.

◆ نامِ پدر (Name-of-the-Father)

در چارچوبِ لاکانی، نامِ پدر نشانهٔ ورودِ سوژه به قانون، زبان و نظمِ نمادین است. در این فیلم، پدرِ مقتول و قانونِ قصاص هر دو با این کارکرد پیوند می‌خورند: قانونی که میلِ شخصی را محدود می‌کند و هم‌زمان خود می‌تواند محلِ خشونت شود.

۳ سبکِ کاریِ کارگردان

فیلم با فضایی کم‌زرق‌وبرق، قاب‌های بسته و لوکیشن‌های محدود، فشارِ اجتماعی را ملموس می‌کند. فرهادی به جای خطابه دربارهٔ عدالت، شخصیت‌ها را در موقعیتی قرار می‌دهد که هر انتخابِ انسانی‌شان پیامدی حقوقی و مالی دارد. گفت‌وگوها کوتاه و تنش‌مندند و سکوت‌ها به‌اندازهٔ کلمات بار دارند.

◆ مثال

کانونِ اصلاح و تربیت در فیلم فقط مکانِ نگهداریِ نوجوانان نیست؛ مرزِ میانِ کودکی و قانونِ بزرگسالانه است.

۴ نقدِ منتقدان و جایگاهِ تاریخی

«شهرِ زیبا» در کارنامهٔ فرهادی جایگاهی مهم دارد، زیرا بسیاری از دغدغه‌های اخلاقی و قضاییِ آثارِ بعدی او را پیشاپیش صورت‌بندی می‌کند. منتقدان آن را فیلمی فشرده دربارهٔ عدالت و بخشش دانسته‌اند که از ملودرامِ آشکار پرهیز می‌کند. برخی نقدها نیز به محدودیت‌های نمایشِ فقر و نسبتِ آن با درامِ اخلاقی اشاره کرده‌اند.

۵ دریچهٔ

«شهرِ زیبا» را می‌توان از دریچهٔ گناه، قانون و نامِ پدر خواند. اکبر فقط فردی خطاکار نیست؛ سوژه‌ای است که باید در برابرِ قانونِ نمادین پاسخ‌گو شود. اما فیلم نشان می‌دهد که قانون هیچ‌گاه در خلأ عمل نمی‌کند. قانون بر بدن‌ها، خانواده‌ها، فقرها و روابطِ عاطفی فرود می‌آید و در نتیجه معنایش در هر موقعیت تغییر می‌کند.

پدرِ مقتول جایگاهی پیچیده دارد. او صاحبِ حق است، اما این حق با رنج، فقدان و خشم درآمیخته است. اگر نامِ پدر در لاکان کارکردِ نظم‌بخش دارد، فیلم نشان می‌دهد که این کارکرد همیشه پاک و روشن نیست؛ قانون می‌تواند هم حافظِ معنا باشد و هم حاملِ زخمی که از نسلی به نسلِ دیگر منتقل می‌شود. اعلا و فیروزه در حاشیهٔ همین قانون می‌کوشند امکانِ رابطه، بخشش و آینده را بیابند.

◆ پل به لاکان

صفحهٔ لاکان با تمایزِ خیالی، نمادین و واقعی کمک می‌کند فیلم را دقیق‌تر دید: میلِ عاشقانه در سطحِ خیالی حرکت می‌کند، قصاص در سطحِ نمادین عمل می‌کند و مرگِ نوجوان همچون امرِ واقعی بر هر دو فشار می‌آورد.

جلساتِ مرتبط

جلساتی که این اثر در آن‌ها خوانده شده، با پخش‌کنندهٔ صوت و متنِ کامل:

روانکاوی و فرهنگ·آرشیوِ درس‌گفتارها