ناپدیدشدنِ زنی در سفرِ ساحلی، انبوهی از دروغهای کوچک را آشکار میکند.
«دربارهٔ الی» با سفری دوستانه به شمال آغاز میشود؛ سفری که در ظاهر برای تفریح، آشنایی و گریز از روزمرگی است. سپیده، الی را همراهِ گروهی از دوستانِ قدیمی به سفر میآورد تا او را با احمد آشنا کند؛ مردی که از زندگیِ شکستخوردهٔ قبلی بازگشته و شاید در جستوجوی شروعی تازه است. گروه در خانهای ساحلی مستقر میشود و فضای نخستین فیلم، با شوخی، بازی، آشپزی، دریا و گفتوگوهای معمولی، نوعی امنیتِ جمعی میسازد.
اما همین امنیت بر پایهٔ اطلاعاتِ ناقص و دروغهای کوچک بنا شده است. الی شخصیتی است که دیگران دربارهٔ او بیش از آنکه بدانند، فرض میسازند. نسبتِ او با نامزدش، دلیلِ حضورش در سفر و حتی قصدِ واقعیاش از ماندن یا رفتن، برای گروه روشن نیست. هنگامی که حادثهای در کنارِ دریا رخ میدهد و الی ناپدید میشود، فیلم ناگهان از فضای جمعیِ شاد به صحنهٔ اضطراب، اتهام، پنهانکاری و فروپاشیِ اعتماد وارد میشود.
از این نقطه به بعد، موضوع فقط یافتنِ الی نیست؛ یافتنِ حقیقت دربارهٔ جمع است. هرکس میکوشد سهمِ خود را در حادثه کمتر کند، روایتِ خویش را اصلاح کند و مسئولیت را به دیگری منتقل سازد. سپیده بیش از همه زیر فشار قرار میگیرد، زیرا او واسطهٔ ورودِ الی به جمع بوده و بخشی از حقیقت را پنهان کرده است. احمد، که در آغاز امکانِ عشقِ تازه را نمایندگی میکرد، خود به شاهدِ شکنندگیِ رابطههای اجتماعی بدل میشود.
فیلم نشان میدهد که خودفریبی معمولاً با دروغِ بزرگ آغاز نمیشود؛ با توافقهای کوچکِ جمعی آغاز میشود که کسی نمیخواهد هزینهٔ آشکار کردنشان را بپردازد.
مضامینِ اصلی فیلم عبارتاند از خودفریبی، شرم، مسئولیتِ جمعی، راز و خشونتِ اخلاقیِ گروه. دریا از فضایی تفریحی به مکانی تروماتیک بدل میشود و خانهٔ اجارهای نیز به اتاقِ بازجوییِ غیررسمی شباهت پیدا میکند. فیلم با حذفِ مرکزِ روایی، یعنی خودِ الی، شخصیتهای باقیمانده را وادار میکند تصویرِ پنهانِ خود را نشان دهند.
سازوکارهای دفاعی راههایی ناخودآگاه برای کاهشِ اضطراباند: انکار، فرافکنی، توجیه و جابهجاییِ تقصیر. در «دربارهٔ الی»، گروه پس از حادثه تقریباً همهٔ این دفاعها را در مقیاسی جمعی به کار میگیرد.
فرهادی در این فیلم از واقعگراییِ رفتاری و میزانسنِ جمعی بهره میگیرد. دوربین در میانِ بدنها، نگاهها و گفتوگوهای همپوشان حرکت میکند و بهتدریج فضای بازِ ساحل را به محیطی بسته و خفه تبدیل میسازد. اطلاعات بهصورت قطرهای آشکار میشود و تماشاگر، مانند شخصیتها، ناچار است مدام روایتِ خود را اصلاح کند.
خالی بودنِ جای الی در نیمهٔ دوم فیلم، از حضورِ مستقیمِ او مهمتر میشود. غیبت، شبکهٔ سخنان و دفاعهای دیگران را فعال میکند.
«دربارهٔ الی» یکی از نقاطِ تثبیتِ زبانِ سینماییِ فرهادی است: درامی جمعی، اخلاقی و مبتنی بر اطلاعاتِ ناقص. منتقدان از مهارتِ فیلم در تغییرِ تدریجیِ لحن، از کمدیِ اجتماعی به اضطرابِ اخلاقی، بسیار سخن گفتهاند. در عین حال، فیلم بهدلیل تمرکز بر طبقهٔ متوسطِ شهری و مناسباتِ پنهانکارانهٔ آن، موضوعِ نقدهای اجتماعی نیز بوده است.
این فیلم را میتوان نمونهای روشن از کارکردِ خودفریبی و دفاعِ روانی در سطحِ جمع دانست. حادثهٔ مرکزی، نه فقط یک فقدانِ ناگهانی، بلکه شکافی است که پردهٔ ظاهریِ گروه را پاره میکند. تا پیش از حادثه، گروه با مجموعهای از فرضها و تعارفها خود را هماهنگ نشان میدهد؛ پس از حادثه، همان هماهنگی به مکانیسمِ دفاعی تبدیل میشود.
الی در این خوانش همچون ابژهای است که هرکس تصویرِ خود را بر او میاندازد. برای احمد امکانِ آغازِ دوباره است؛ برای سپیده پروژهای برای سامان دادنِ زندگیِ دیگری؛ برای جمع نشانهٔ جوانی، راز و آزادی. اما وقتی او ناپدید میشود، همین تصویرهای فرافکنده به صورتِ اضطراب بازمیگردند. گروه باید با این واقعیت روبهرو شود که الی را نه آنگونه که هست، بلکه آنگونه که برای نیازهای روانیِ خود میخواسته، دیده است.
مفهومِ فرافکنی (projection) و انکار (denial) در صفحهٔ فروید کمک میکند فهم شود چرا شخصیتها پس از بحران، نخست واقعیت را تغییر نمیدهند بلکه روایتِ خود از واقعیت را دستکاری میکنند.
جلساتی که این اثر در آنها خوانده شده، با پخشکنندهٔ صوت و متنِ کامل:
این جلسه بر محور ««دربارهٔ الی» (فرهادی)» پیش میرود و از مفاهیمِ روانکاوی برای فهمِ اثر هنری و سینما استفاده میکند. بحث نشان میدهد که فیلم را نباید فقط از راهِ خلاصهٔ داستان خواند؛ فرم، نماد، میزانسن، شخصیت و جایگاهِ تماشاگر نیز حاملِ معنا هستند. نکتهٔ کلیدی جلسه، پیوند میانِ تحلیلِ روانی و دقت به خودِ اثر است، بیآنکه اثر به زندگیِ سازنده یا یک نمادِ تکمعنایی فروکاسته شود. جلسهٔ ۸۲ بخشی از مسیرِ دوره برای تبدیلِ روانکاوی به ابزارِ خواندنِ فرهنگِ تصویری است.
این جلسه بر محور «ادامهٔ «دربارهٔ الی»» پیش میرود و از مفاهیمِ روانکاوی برای فهمِ اثر هنری و سینما استفاده میکند. بحث نشان میدهد که فیلم را نباید فقط از راهِ خلاصهٔ داستان خواند؛ فرم، نماد، میزانسن، شخصیت و جایگاهِ تماشاگر نیز حاملِ معنا هستند. نکتهٔ کلیدی جلسه، پیوند میانِ تحلیلِ روانی و دقت به خودِ اثر است، بیآنکه اثر به زندگیِ سازنده یا یک نمادِ تکمعنایی فروکاسته شود. جلسهٔ ۸۳ بخشی از مسیرِ دوره برای تبدیلِ روانکاوی به ابزارِ خواندنِ فرهنگِ تصویری است.