روانکاوی و فرهنگ
روانکاوی و فرهنگفیلم‌ها ← هنرپیشه
روانکاوی و فرهنگ · فیلم و اثر

هنرپیشهThe Actor · محسن مخملباف

بازیگری که می‌خواهد جدی باشد اما فشارِ مالی و خانوادگی او را به دلقکی محکوم می‌کند.

هنرپیشهThe Actor · ۱۳۷۲
کارگردانمحسن مخملباف
سال۱۳۷۲
کشورایران
بازیگراناکبر عبدی، فاطمه معتمدآریا، مهایا پطروسیان
دریچهٔ روانکاوانهشکافِ پرسونا/خود
جلسات۴۹، ۵۱، ۵۲

۱ خلاصهٔ داستان

«هنرپیشه» دربارهٔ اکبر عبدی، بازیگری محبوب، است که میانِ تصویرِ عمومیِ کمدین و میلِ درونی به جدی گرفته شدن گرفتار مانده است. او در چشمِ مردم و صنعتِ سینما با خنده، دلقکی و نقش‌های سبک شناخته می‌شود، اما خود می‌خواهد شأنی متفاوت داشته باشد. زندگیِ خانوادگی نیز این شکاف را تشدید می‌کند: مسئلهٔ فرزند، فشارِ همسر و ورودِ زنی دیگر به خانه، همه مرزِ نقش و زندگی را به هم می‌ریزند.

فیلم با بازیِ پیچیدهٔ خودبازتابندگی پیش می‌رود. شخصیتِ اصلی خود بازیگر است و بازیگرِ واقعی نیز تصویری از خودش را بازی می‌کند. بنابراین تماشاگر مدام میانِ اکبرِ شخصیت، اکبرِ بازیگر و اکبرِ اجتماعی رفت‌وآمد می‌کند. این چندلایگی، مسئلهٔ هویت را مرکز قرار می‌دهد: آیا آدم همان نقشی است که جامعه از او می‌خواهد؟ آیا نقابِ حرفه‌ای می‌تواند تمامِ وجود را ببلعد؟

بحرانِ فرزند و باروری، رابطهٔ زناشویی را نیز واردِ میدانِ نمادین می‌کند. میلِ به ادامه یافتن، نیاز به تأیید و ترس از تهی بودنِ زندگی، همه پشتِ کمدی و اغراق پنهان می‌شوند. فیلم در گره‌های پایانی، بازی و واقعیت را چنان درهم می‌آمیزد که نمی‌توان به‌سادگی گفت کدام لایه «حقیقی‌تر» است.

◆ نکتهٔ کلیدی

موضوعِ فیلم فقط بازیگری نیست؛ پرسوناست: نقابی که برای زیستن لازم است اما اگر با خودِ فرد یکی شود، او را تهی می‌کند.

۲ مضامین و ویژگی‌ها

پرسونا، خودبازتابندگی، ناباروری، میل به جدی گرفته شدن، شکافِ زندگی و نقش، و بحرانِ آنیما مضمون‌های اصلی‌اند. فیلم از طنز برای طرحِ زخمی عمیق استفاده می‌کند: آدمی که در چشمِ دیگران همیشه باید بخنداند، چگونه رنجِ خود را بیان کند؟

◆ پرسونا (persona)

در نظریهٔ یونگ، پرسونا نقابِ اجتماعیِ فرد است. این نقاب برای ارتباط با جهان لازم است، اما اگر فرد با آن یکی شود، از خویشتنِ ژرف‌تر خود جدا می‌ماند.

۳ سبکِ کاریِ کارگردان

محسن مخملباف در «هنرپیشه» از خودبازتابندگی، اغراق، کمدی و ملودرام بهره می‌گیرد. فیلم مدام به مصنوع بودنِ سینما اشاره می‌کند و از حضورِ خودِ بازیگر به‌مثابهٔ مادهٔ خامِ روایت استفاده می‌کند. سبکِ کارگردان میانِ نقدِ صنعتِ تصویر و کاوشِ روانیِ شخصیت حرکت می‌کند.

◆ مثال

وقتی شخصیت برای جدی گرفته شدن تلاش می‌کند، همان تلاش گاه دوباره به صحنه‌ای کمیک تبدیل می‌شود؛ یعنی پرسونا حتی شورش علیه خود را نیز می‌بلعد.

۴ نقدِ منتقدان و جایگاهِ تاریخی

«هنرپیشه» از فیلم‌های مهمِ دورهٔ میانیِ مخملباف است که با مسئلهٔ سینما، شهرت و هویت بازی می‌کند. منتقدان به جسارتِ خودبازتابنده و استفاده از شخصیتِ عمومیِ اکبر عبدی توجه کرده‌اند. برخی نقدها نیز فیلم را آشفته یا بیش از حد ایده‌محور دانسته‌اند. همین آمیختگیِ جسارت و ناهماهنگی بخشی از شخصیتِ اثر است.

۵ دریچهٔ

«هنرپیشه» میدانِ مناسبی برای دیدنِ شکافِ پرسونا و خود است. در متنِ جلسات، تفاوتِ نگاهِ یونگی و فرویدی به اثر هنری برجسته می‌شود: ناخودآگاه در نگاهِ یونگ فقط انبارِ خاطراتِ کودکی نیست، بلکه می‌تواند حاملِ حقیقت‌هایی باشد که از آگاهیِ فردی فراتر می‌روند. از این منظر، فیلمِ مخملباف فقط دربارهٔ یک بازیگرِ مشخص نیست؛ دربارهٔ وضعیتی است که در آن نقابِ اجتماعی بر حقیقتِ درونی سایه می‌اندازد.

بحثِ آنیما نیز در خوانشِ فیلم اهمیت دارد. هنر، الهام و رابطهٔ مرد با زن در نظریهٔ یونگی به فعالیتِ آنیما پیوند می‌خورند. بحرانِ اکبر را می‌توان نشانهٔ رشدِ ناتمامِ این لایه دانست: او هم در نسبت با زن، هم در نسبت با هنر، و هم در نسبت با تصویرِ عمومیِ خود گرفتار است. فیلم نشان می‌دهد که چگونه ناکامیِ درونی می‌تواند در سطحِ نقش، شهرت و خانواده ظاهر شود.

◆ پل به یونگ

صفحهٔ یونگ مفاهیمِ پرسونا، خود و آنیما را توضیح می‌دهد. «هنرپیشه» این مفاهیم را در دلِ خودِ سینما، یعنی هنرِ نقاب و نمایش، آشکار می‌کند.

جلساتِ مرتبط

جلساتی که این اثر در آن‌ها خوانده شده، با پخش‌کنندهٔ صوت و متنِ کامل:

روانکاوی و فرهنگ·آرشیوِ درس‌گفتارها