متنِ کاملِ پیادهشدهٔ این جلسه در ادامه آمده است.
ارجاعات بیرونی این جلسه (۱)
موسیقی این جلسه که این آیه و مکر رو و مکرالله چه میفهمید که کیا مکر کردن، مکرشان چه بود، تا آن قدیه که ما میفهمیم مکرشان چه بود و تا آن قدیه که میفهمیم مکر الهی که اینجا، در واقع، به آن اشاره میشود چیست من یک قسمتهای واضح مکر رو که مربوطه به این است که یهودیها، در واقع، چه مکر میخواستند بکنند گفتم.
فکر میکنم، خیلی بدیهی است که از طرف یهودیها یک چنین مکری بیدود داشت که میخواستن از از عیسی را به دست فرماندار رومیآنجا از بین ببرن نه با قوانین خودشان که؛ چون میدونستن که از عیسی طرفدارایی دارد و محبوبیت کسب کرده بدن در این معجزهی که انجام داده و از این شخصیتی که مردم از او میشناسن نمیخواستن خودشان رو با مردم درگیر بکنند در راقب دوست دشمن خودشان رو میخواستند به این طریق به جون همدیگر بندازن اگر درگیری پیش میآمد حتی بهنوعی به نفع رهبرهای یهودیت در اورشلیم میشد و این که یهودیها یک چنین قصدی داشتن من دفعه قبل اشاره کردم که در انجیل با صراحت این آمده که وقتی که ایشار رو تقبیل پیلاطس دادن پیلاطس گفت که.
خب، اگر این، مثلاً، از دار شما گناه کاره برید خودتان مجازاتش کنید و آنها اصرار کردن که نماین کار نمیکنید تو باید مجازات کنید که یادمیز کدام انجیلر ای که از انجیلات پای به اینجا میرسد که پیلاطس میگویند که اگر تو، مثلاً، این کار را نکنید ما بهعنوان این که از منافع روم حمایت نمیکنیم نامه مینویسیم، مثلاً، یک جوری خبر میدهیم من واقعاً یادم بستیم که این در انجیل با سرعت مده یا نویدی امچین روایت تاریخی لاغل وجود دارد خیلی مطمئن نیستم که این در متن انجیل باشد.
مکر یهودیان و مکر الهی / مکر یهودیان و مکر الهی (۲)
به هر حال این که اینها میل داشتن که این کار توسط رومیها انجام بگیره یک چیزی است که کاملا واضح است و از آن طرف اتفاقی که افتاد این است که این قسمتها دیگر جزو مکر الهی، در واقع، محصول میشود در انجیل آمده که همسر پیلاطس رویایی دید کابوسی، در واقع، دید بهنوعی به او الهام شد که این مرد بیگناهه و شوهرش را پیغام داد که به هیچ وقت تو قتل این شرکت نکند پیلاطس هم فکر میکند هم اگر رویای همسرش نبود بهعنوان یک فرماندار گوشمند رومیبه اندازه کافی سیاست مدار بودی بفهمه که این روحانیون یا یهودی چه کلکی دارند میزنند و طبیعه که خودش را نمیخواست به هیچ وجه با مردم درگیر بکنه و من.
حالا یک قسمتهایی میخوانم در تأیید این که این اتفاق، در واقع، که ما این را جزو مکر الهی حساب میکنیم چه جوری، در واقع، پیش رفت درک میکنم تو همه هر چارتا انجیل اشاره به این موضوع هست ولی.
فکر میکنم، تو انجیل متی از همه مفصلتر و جالبتره کاری که پیلاطس میکنه این است که برانی که از خودش، در واقع، یک جوری سلو نصدیت کرده باشد آن سحنه را پیش میآورد از در تاریخی مسلمن ما ترمان میدانیم که هدفی شاهد تاریخی نداریم که در هیچ موردی یک چنین سنتی بوجود داشته باشد که دو نفر رو بیاورند بگویند که یکیشو انتخاب کنید که آزاد بکن تنها جایی که در تاریخ چنین سفت شده در همین مورده.
ولی در انجیلان نمیشود که عادت داشت که این کارو بکنید در ایام ایر پسر.
ولی گاهی وقتی که یک چیزی درست نیست تو خود متن انجیل نگاه کنید یک جورایی احساس میکنید که اینجوری نیست، مثلاً، یادم میشود در یکی از انجیل اینجوریه که میروند به پیلاطس میگویند که طبق آن عادتی که داشتی بیا این کارو بکن یا اگر رسم و عادتی که این کارو برای استرامش انجام میدهند دیگر کسی نمیرود تغاظا بکن.
حالا برال ما شواهد تاریخی اینجوری. به نظر میآید که این کار استثناء در همینجا انجام شده و کاملاً با فضایی سیاسی که آنجا وجود دارد و این توطئهی که یهودیها.
میخواهم پیش ببرن، در واقع، همه هنگه که پیلاطس دارد یک، در واقع، پاتکی میزند به آنها.
نکته این است که آن قسمت چیزی که از دارد پیلاطس این دارد کار سیاسی خودشان میکند.
ولی با تحجیم آن توضیحاتی که من دادم که کل این ماجرات قرار ختم بشود به این که میثاق بین خداوند و و این استرالی، در واقع، کلاً ملغا میشود با این کاری که دارند انجام میدهند مهم است که اینجا شرایط پوری پیش میرود که مردم هم در این کار سنی میشود پیلاطس به دلایل سیاسی دارد این کار میکند.
ولی از نظر الهی اینجای اتفاق خیلی خوبی میافتد خیلی مهمیمیفته فقط فرماندههای، مثلاً، رهبرهای قوم یهود نیستند که در این توطئه شرکت دارند مردم زیاد اینجا جمع شدن و آن مردم هم رأی میدهند به این که عیسی را مصلوب بکنند درست من این قسمتهای انجیل متی بخوانم که شاید بیاید به توضیح نباشد بکنم از خود مطر اینجا چه اتفاقی دارد میافتد خیلی روشنی میگوید در همان هنگام که پیلاطس میگوید که همگیر شد که، مثلاً، یکی از بیاس باراباس را آوردن و قرار شد که یکیشان رو آزاد بکنند میگوید؛ چون خوب میدانست که سران قومییهود ایسان از بوی حسادت به خاطر محبوبیتش در میان مردم دستگیر کرده بودن در همان هنگام که پیلاطس جلسه دادگاه را ادارد میکرد همسرش برای پیغام فرستاد گفت با این مرد بیگناه کاری نداشته باش؛
چون که دیشب به خاطر او خوابهای وحشتناک میدهند کاهنان اعظم و مقامات قومییهود از این فرصت استخده کردن و مردم را واه داشتند که از پیلاطس آزادی باراباس و اعدام عیسی رو بخواهند پس فرماندار دوباره پرسید کدام ایک از این دو نفر رو میخوایید برای تان آزاد کنند مردم فریاد دارند باراباس پیلاطس پرسید تاست با عیسی این پیلاطس دارد کار خودش را میکند.
میخواهد که.
ولی باز فریاد زنند اعدامشان وقتی پیلاطسی که یک فایدهی ندارد و حتی ممکن است شورشی به پاشتر برد دستورد کاسه آبی حاضر کرد در مقابل چشمان مردم دستای خود را شفت و گفت من از خون این مرد دری هستم هر اتفاقی بی افتاد شما محسونید جمعیت پریاد دارند خونش به گردن ما و فرزندان ما باشد خیلی جایب فکر کنم این چیزی است این سحنهیه که خداوند میخواست که پیش بی گفتن اگر این راست باشد گفتن اصلاً خونش را به وحده گرفتن.
خب، کسی خون حضرت مسیح را به وحده بگیره دیگر.
خب، تأکیدت را بشنه شما بگذارید من از این که.
فکر میکنم، هر که این قیطه را بخواند هدفا محلون پیلاطست دارد چه کار میکند آنها چه کار میخواستن بکنند پیلاطست دارد چه کار میکند و ما بهعنوان مسلمونم حس میکنیم که چه اتفاقی دارد میافته؛ یعنی پایان ماجراست دیگر بعد از این پیغمبری برای یهودیان نمیآد.
ببینید، اطمام حجت خوبیه دیگر رسولهایی فرستاده خداوند در طریق بنیاسرائیل اینها را کشتن یا، مثلاً، تکسیت گردن یا کشتن این که عیسی را که شاید بزرگترین پیغمبر رو خواهد دارد موسی هم یک جوری بزرگتره بخواهد خدا بفرسته با این همه موجودات بکشند ربون دیگر نباید پیغمبری دیگر کی رو خواهد بفرسته؛ یعنی عیسی بزرگتر آدمیپیدا نمیشود برای یک قوم بفرستن این همه کارم بکنه این که اتمام و حجت؛ یعنی همین دیگر که میتواند ادعا بکنی که دیگر خودش را برای بنیاسرائیل پیغمبر نمیترسی مگر ما با هم دیگر عهدی نداشتیم مهمترین آدم، مثلاً، تاریخ را یک جوری برایشان فرستادن و این کارهایی که ما تو قرآن میخوانیم شگفت زد میمیشیم از خوندنش جلوه چشم این آدمها در ظرف دو سه سال نه یک روندو دو روز انگام شده و اینها نهایتاً رهبرایشان و همینطور که میبینید مردم همه یک صدا کمار به قتل عیسی بستن.
حالا این که عیسی را تونستن بکشند یا نکشن قبول دارید که اصلاً مهم نیست مهم این است که این کار را کردن مثل این است که قوم ابراهیم بگویند که ما که نسازونیم حضرت ابراهیمو انداختیم اینجا خالصتا و آتش نسازونیم آن ربطی به قوم ندارد تا جایی که میتونستن هیزام جمع کردن آنقدر میگویند زیاد شد که نمیشد افرایل ما انداختوش از راه دور با، مثلاً، منجمیق انداختنش در آتشنها زیاد.
حالا این که خدایی که نجات بده آن ربطی به کاری که قوم کرده نده این که قوم لوت بگویند ما که میخواستیم کاری بکنیم دست به این فرشتهای که نزدیم اتفاقی نیفتده چرا اماره، مثلاً، میخواهید عذاب بکنید این چیز پجیروفتنی نیست رهبرهای قومییهود همراه با مردم با تمام گجور همان جوری که میبینید اینجا دارند فریاد میزنند و میخواهید عیسی را بکشند و همه کار هم کردن دستگیر کردن تحلیل دادن فشار آوردن فرماندار رومیرو مجبور دارند میکنند که این کار رو انجام بده و اونم یک جوری انگار در حالت اجبار دارد کارو انجام میدهد و این پراله، مثلاً، وقتی ازش ارتفاع دیگری بیفتد آن را اصلاً ربطی به سرنوشت قومییهود ندارد بفرام؛ چون در جواب این سآل که رسالت مسیح چه بوده واقعاً من گفتم رسالت مسیح همینشان که نگیرم گفتم که یک چیزی که در قرآن صراحت بیشتری دارد؛ یعنی به وضوح جامعی فهمید این است که مسیح آخرین پیامبر بنیاسرائیله که احد، در واقع.
با زهور مسیح و این که یهودیها به صراحت قرآن میگویید میخواستند با کشننش و هنوزم دارند لاف را این را میگذارند که کشتیم خجالت هم نمیگیشن حتی الان هم یهودیها اداد دارند که همچنان آدمیبود با ما کشتیمش برابر این پایان آن ماجراست این ماجرا در قرآن ماجرای خیلی مهمی است این که نبوت در خاندان بنیاسرائیل گوز و ما حضرت عیسی خد شد و نهایتاً در خاندان اسماعیل دوباره حضرت رسول زهور کرد این ماجرا، در واقع، بر میگرده به اینکه آنها میخواستند، در واقع، سعی کردن که حضرت عیسی را بکشند و همان زم تبای نقل قرآن دارند لافشو میزنند و همه الان هم شما برید و هر رای یهودیها انکار نمیکنند که.
یک چنین آدم اینجا بود و اعدام شده نظر تاریخی شما نمیدانید که یهودیها ممکن است این باشند که چنین افتتال افته بله بفرد بله بفرد آره.
ولی آره بگذارید من یک این که از تو قرآن چه جوری شما اهمیت این کار را میفهمید بگذارید من یک یک مقدار یک قرآنتزه یک خورده طولانی باز بکنم نمیخواهم کلاً در موند سورهٔ بقره صحبت بکنم.
ولی.
میخواهم به این نکته حد دقل اشاره بکنم که اگر شما بخواهد یک تمه اصلی بر سورهٔ بقره بگویید که چیست سورهٔ بقره دارد میگوید که این انتقال چرا چه جوری انجام شد؛ یعنی کل سورهٔ بقره در جهت بیان این است که ماجرای بنیاسرائیل چه بود.
موسی ظهور کرد.
اینها چه کارا کردن چه معجزهی دیدن در چه مراحل احب رو شکستن و نهایتاً یک جوری شد که برمیگرده به این که ابراهیم چه جوری با اسماعیل کهبر را ساخت و دعا کردن که پیغمبری در اینجا زبور بکند.
حالا پیغمبر در این خاندان زبور کرده و دیگر آنجا پیغمبری زبور نکرد و، در واقع، سور بغراز یک جایی به بعد مسئله تغییر قبله که پیدا تغییر قبله چیست.
تغییر قبله همین است دیگر دیگر اورشلیم قبله نیست.
حالا مکه قبله جهانه؛ یعنی آدمهای مومن دنیا.
حالا دیگر باید به این بره دنیا و آن جایی که اسماعیل را ابراهیم گذاشته بود اقتدا بکند آن جایی که که که هر بره ساخته بود این مفهوم تغییر قبله، در واقع، مرکز کل بحث چیزه سورهٔ بقره از خیلی نوی مقدماتو بیان میکند که این قوم چه بودن و چه کار کردن و ما بایشان چه کار کردیم چه جور بایشان عهد بستیم و این که چه شده که.
حالا این، در واقع، قبله دارد تغییر میکند و این که شریعت جدید دارد نازل میشود.
شما از یک جایی را برد سورهٔ بقره را میسید که مقدمات که گفته میشود که.
مکر یهودیان و مکر الهی (۳)
حالا دیگر افراد دین جدیدی دارد میآید شریعت موسی نقض میشود شریعت جدید پیغمبر از یک جایی را باید شما میبینید که احکام حج میآید احکام روزه میآید و احکام شریعت اسلام تا آخر سوره بغرم کم و بیشتر همه، در واقع، اختصاص دارد به این که با احکام مرغوبت به طلاق احکام مرغوبت به طلاق با چیز حجم خیلی زیاد تر از آن که آدم شاید انتظار دارد با تراجم این که خلاف شریعتهای قبل نوعه به اصطراح حکامیکه اینجا هست، در واقع، شریعت شریعت جدید ورد از این قبله جدید تصدیق میشود این کل روال سورهٔ بقره هست که البته.
خب، مقدمه لازم کل شریعت؛ یعنی چه داستان آدم و هوا را میگوید اولش که اصلاً مردم چیزی گویم از این زمین و خدا بند داده کرد که من شما را هدایت میکنم کل این پیامبران در ادامه آن آیه میان که هر وقتی برای تون هدایت فرست دادم اگر پیروبی بکنید دیگر حزنی بر شما نیست نه ترسیدی از چیزی نتیجه حبوت بشری که.
حالا به نوع احتیاج به ظهور، مثلاً، هدایت به شکل شریعت پیدا شده من این چیزی که.
میخواهم بگویم من برای خودم واقعاً جالب است و فکر میکنم کلاً برای شما باید جالب باشد این است که شما این سطوره را که میخوانین آدم احساس روش دست میدهد که چقدر برای خدا اینجا سخت است که با این همه کاری که اینها کردن این عهد دارد شکسته میشود از این طرف چقدر سخت این عهد دارد بهنوعی عوض میشود چقدر توضیحات میآید که ما در چه مراهد چه کار کردیم شما چه کار کردیم افراد اولین بعد از اینکه آن داستان آدم و هوا تمام میشود اولین حرفی که زدی میشود به بنیاسرائیل میگوید اوف به عهدی اوف به عهدی اوف به عهدی اوف به عهدی هنوز انگار یک جوری خدا آمادگیش دارد اگر شما برگردید، مثلاً، سر عهدتون از طرف خدا اشکالی ندارد که، مثلاً، عهد درقرار باشید منتها.
حالا دیگر میگوید اوف به عهدی میگوید از این پیغمبری که فرستان ترقیت کنید؛ چون جز احد این بوده که شما به پیامبران احترام بگذارید پیامبرانی که من میفرستم برای تو؛ یعنی بهنوعی بنیاسرائیل را هم دارد دعوت میکند که این پیغمبر نه اینکه بنیاسرائیل یک عوم ترک شده یک هستند که دیگر اصلاً خدا بایشان کار ندارد و میگوید همین خدا میگوید من سر احد هم هستم باز هم یک پیغمبر فرستادم در شما نیست.
ولی، مثلاً، بیاید از او پیروبی بکنی همان چیزهایی را میگوید که پیغمبرهایی که من برای شما میفرست دارم داشتم میگفتم.
درست.
این فضای کلی سورهٔ بقره است و یک جایی در سورهٔ بقره آیه هشتاد و هفت شما شاید با بیشترین صراحت این چیز را، در واقع، میبینید که مرتبن در قرآن مومان جرم اصلی ونی اسرائیل احشکنی و قصد انبیاء میآید.
بارها انتکرار شد که اصلش هم، در واقع، این است که اینها سعی کردن که حرف مسیحو بکرسن یک بزرگترین پیغمبر بود و اینها هم خودشان اعتراف دارند که تلاش کردن که بکرسن حرف این حرف را میزند آیه هشت و دفت اینجوریه میگی و لکرد آتاینا موسل کتابه و قفاینا من بعده هی به رسول و آتاینا ایسبن مریم باینات شروع ماجرای بنیاسرائیل در موضوع شریعت و آن اهد اشاره میکند میگوید بعدش یک رسولی فرستاد اینکه اسم نیبره.
ولی میگوید و ایساب نماریم را اسم میبرد و آتاینا ایساب نماریم ال بیناس و ایدناه به روح قدس تأکید بیه ایساب نماریمه افتکل.
اما جاور کم رسولون به ما لا تهبا انفسو کم استکبرتون و فریغن کذبتون و فریغن تختولون یا یا هر رسولی که میفرستیم که با هوای، مثلاً، امیال شما سازگار نیست استقبال میکنید برخی را تکثیب میکنید یا فریقا تختلون بهطور قطع این تختلون اشاره دارد به این که اینها سعی کردن
وَلَا تَهِنُوا۟ وَلَا تَحْزَنُوا۟ وَأَنتُمُ ٱلْأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ
و اگر مؤمنيد، سستى مكنيد و غمگين مشويد، كه شما برتريد.
.
حالا تلاش کردن بهنوعی حضرت عیسی را بکشند و این چیز دیگر این جرمشانه دیگر اینجا به گذور شما، در واقع، تأکیده روی این که مثل اینگه تلاش برای حد قتل حضرت عیسی کردن همینجا که شما میدانید عیسی به مریمون میگوید عیسی همیشه تو قرآن کنیه دارد همیشه بعدش چیزهایی میآید قینات دادیم به روح قدس ایران ناما به روح قدس یک کمتر شما میدانید یک جایی، مثلاً، لفظ حضرت عیسی بیاید دنباله نداشته باشد یک چیزهایی گفته نشود، در حالی که قطعاً یکی از به اصلاً مواردی که این را سعی کردن بکشند از ایساس و این شاید، مثلاً، جرمیه که بزرگترین جرمیه که نهایتاً باعث قطع نبوت و اطمام موجد شده و منجر شده به این که پیغمبری در خاندان از اسمالی که از موقعانی برد بفرمایید این که چرا باقعا داستان منی از شایدن برد و تأکید در قرآن میان این جواب من که بارها فکر میکنم این سؤال به انخواه موند من یادم نیست که در کلاس چقدر این حرف پرسیده شده باشد.
ولی دیرون کلاس بکنم شاید خواهید شما همه با شعبت گرم اولا بنیاسرائیل قلگوی اللذینفی قلوبه مرس با قرآن هست این آدمهایی که دین دارند.
ولی ایمان ندارند دنبال پیغمبر را افتادن برای که منافع دنیا شونم در یک شرایطی اختزام میکرد که دنبال از مونسا را بیفتن.
ولی میدانید که ایمان ندارند دیگر؛ یعنی ادعای ایمان دارند خودشان هم فکر میکنند که ایمان دارند علیه از دینفی قلوب من مرز با منافقین فرق دارند با آدمیکه علکی دارد میگوید من ایمان دارم آدمیکه مذهبیه.
ولی به معنای واقعی کلامیکه ایمان ندارد دیگر آن گروه سه بوم حساب میشود که تو شروع سور بغره، در واقع، این تقسیم بندی.
سگانه رو، در واقع، قرآن میگوید با تأکید روی علازین فی قروبه مرز و بنیاسرائیل نمونه آدمهای هستند در بنیاسرائیل فهمیدن مشکلاتشان و فهمیدن رابطهشان و علمایشان فهمیدن این که نمیدانم چه اکتراملهایی داشتن چه خطرهایی کردن برای امت جدیدی که دارد تشکیل میشود خیلی خیلی لازم خدا با این امت زدیدی که اهدی مثل اهد بنیاسرائیل نیست اختیار داری؛ یعنی همچون اهدی منظر میرسی که صد درستان دارد؛ یعنی این اهد جدیدیه که و امت جدیدیه که دارد تشکیل میشود و مشکلات این امت هم.
بنابراین شبیه امت بنیاسرائیله وقتی که اعرابان یتخلونه فی دین الله کردن که ایمان آنهایی که در مدینه بودن اکثرشان ایمان درست حسابی نداشتن که برسد وقتی کنون قبائل آمدن بد و دیره باشد میگویند به در میگویند نمیدانم دیوارد بهش نرده به ما هم دارند میگویند همه این اتفاقهایی که شما در مورد بنیاسرائیل اینجا میبینید باید بگردید مشابهش در مورد مسلمان و در مورد امتی که تشکیل اینجوری نیست که بنیاسرائیلی آدمهای خاصی هستند درست است که متهمم به این که اینها خیلی کارهای بد کردن اندیارو نمیدانم چه کار کردن اینها ولی.
به هر حال نتیجه این است که موجوداتی هستند که در فضای دینی قرار گرفتن.
مکر یهودیان و مکر الهی (۴) / پیلاطس، باراباس و مسئولیت جمعی
ولی درک ندارند درک درستی از مسئله دینی ندارند، مثلاً، نمونه خیلی جالبش این که و از این مدتی از این که از غذای آسمانی و از این چیزهایی نیاز خسته شدن، مثلاً، میگویند ما خود بودیها میخواهیم اینجوری نیست که مسلمانهای بقیه آدمها اینجوری نباشند مسلمانها، مثلاً، همه اشنا آدمهای مومنی هستند این که کلاً دین مسئله اجتماعیش چیست چه جوری تحریف میشود به کدام بمراییها میافتد همه اینها را شما تو داستان برنی اسرائیل دارید میبینید به اضافه این که واقعیت این است که، مثلاً، شما چه جوابی دارید که، مثلاً، شریعتی وجود داشته شریعتی بلی با آن شریعت فرق دارد یک مسئله داخل ادیان ابراهیمیوجود دارد که اینها نهایتاً در قرآن باید توضیح داده بشود چه جوریه که، مثلاً، فرسون این اتفاقها افتاده پیغمبرها آن رار بودن آن رار بودن این رار بودن؛ یعنی تاریخ ادیان ابراهیمیبه یک دلیلی خودتونی تاریخ مهم است نفرد بهعنوان مثال؛
برای اینکه ما چیز را بشیم یاد بگیریم خود این آدمها مهم بودن خود آن لحظهی که خداوند اهدو بسته چند بار در قرآن لحظهی وحشدن به موسی و لحظهی که پای کوه تو بانی اسرائیل دارند اهدو بندن تکرار میشود ایناد مهمترین لحظههای تاریخه بشن از این دو قرآن مدام به آنها اشاره میکند مثل اینکه یک جریان مهمیشروع شد که خط شده به اینکه نهایتاً قرآن نازل بشود ببین اینکه خداوند موسی شریعت کاملی دار که بنیاسرائیل مقید باید میشدند که انجامش برن این موضوع کچیکی نیست قبلش اتفاق نگفته دارد این یک اتفاق مهم تاریخیه که شریعت اصولاً نازل شد.
پیلاطس، باراباس و مسئولیت جمعی
حضرت عیسی اونطوری که قرآن نقل میکند تخفیفایی دار که علماء یهود خوشیون نیمه دلیل عمده این که ایستاد باید کشته بشود انظره علماء یهودیم اینکه شریعت را نفذ کرده شریعت موسی رو پیامبر هفتش داشتن.
نه چه دلیل واضحی داشت که ایستاد دارد دروغ میگوید پیامبر نیست و جادوگره اینکه شریعت موسی رو نفذ میکند در جاهایی انظر آنها میشینه با آدمهایی که، مثلاً، فرض کنید یهودی نیستند یا آدمهای تاهری نیستند قضا میخورد میشینه نمیدانم توز روز شنبه عمدن یک شراریتی پیش آوردن، مثلاً، میآوردن یک بار پیش آمده بود یک بار هم آنها شراریتی پیش آوردن مثل آزمون که یک کاری با کند که مقررات سرپت را، مثلاً، بشکنه؛ برای اینکه از درمونه دیگر این بزرگترین محسیته آدمیکه محسیت کاره داری اینها عقلشان نمیرسه که این ممکن است از موسی بزرگتره خودشن همین را میگو درست است من میگو من صاحب شریعتم من صاحب.
مثلاً، روز شهرده هستم مقررات کستگیر را آیت بکنم یک جوری بر از اینها اصلاً انتظاری که فیکس شده بود دیگر تو زهنشان شریعت این بود و قرار بود که تا اول به همین عمل بکنند و این که یکی دیگر داشتون تخفیف بده از دارد اینها قابل قبول نبود خودمونش دین در این مسئله همینید یک آدمیکه درک دینی ندارد دین برای او میشود همان مجموع قواعدی که الان دارد اجرا میکند معانی و این که این اصلش اینی که خلاصه آن باید ایمان داشته باشی باید معرفت داشته باشی اینها فرق میشود این که الان این، مثلاً، فرسون حکمیکه این کتاب نداشته که در تلمود خیلی چیزها نداشته این باید همین رایت بشود اگر کسی دیگر دیگر رایت نکند این گمراهه اگر ادعای پیامبری برکنه دروغ دارد میگوید اگر موجز هم میکند جادوگره پس باید کشته بشود این استدلال خیلی واضح و صریحی؛ برای این که چرا باید از دیگر ساعت من کشته بشم الان هم یهودیها فکر کنند اصولا پاش هستند خیلی.
منکره این که انکار کردن حتی نمیدانم.
ولی من واقعاً اینکه در این نهراتهای جدیدی یهودی حتماً آدمهایی هستند که اینجوری انکار بکنند ماجره را سرکنن پاک بکنند.
ولی فکر کنم اصولاً فضایی نه که قبول لرن که این اتفاق افتاده، مثلاً، احتمالاً همان جوری که اجدادشان این توطئه را ترتیب دادن یهودیها ترتیب تشار باشند حدود جلو دیگران میگویند که.
خب، رومیها این کار کردن پاک نکردن این هم زیاد راست نیستیم ما تحقیق دادیم آن حرفها بگذاریم برآل روایت قرآن از پل ماجرا یکی از اتفاقهایی که افتاده این است که با زهور عزیزی نبوت اصولاً در خاندان بنیاسرائیل ختم شده و با یک فترت ۶۰۰ ساله تقریباً به خاندان اسماعیل آمده و اینجا هم کلا نبوت با نزول و قرآن دیگر به آن هدف نهایش رسیده و ختم شده و جهانی شدنش را باید دست بکنیم که در زمان هستی عیسی جهانی شده یا در زمان پینافره مسیحیها معتقدند که در زمان ما این جهانی شدن اتفاق افتاده.
حالا مسلمانها شاید معتقد باشند که اینجوری نیست با جا بین تو قرآن چه نوشت من آنها بحثایی خود بعد هست اینی که.
حالا ببینیم، مثلاً، مصلوب شده از دیگر سایان هست بفرمایی این جلیه از این محضره با موسین هست با قوم بنی اصلاًیی شما جلسه قبل وسطهای جلسه آمدی داخل نیست من فکر کنم گفتم که ماجرا چیست واقعیت این است که قرآن همان طوری که قوم یهود.
حالا با یک شکل یک مقدار اقراق شده این حرف را میزنند خداوند یک روزی در روی کل زمین قومیرو بهعنوان یک قوم خاص انتخاب کرد و بایشان یک عهدی بست این است چیزی که در قرآن این که چرا این اتفاقها من اصلاً الان نمیخواهم وارد این برس بشم که این اتفاقها، مثلاً، برای حضرت ابراهیم اسماعیل چرا قرار شد قربانی بشود این اتفاقها را که نمیخواهد در موضوع شده برد آن مقداری که این تاریخ رو یاداوری کردم که اصلاً شما متوجه این بشید که چرا یک جورایی لازم است که یک اتفاقی مثل قتل حضرت عیسی بیفتد اقدام به قتل صورت بگیره که نبوبت از بنیاسرائیل برداشته بشود؛ برای اینکه در حال خواهیم با اینها یک عهدی بسته اینها تا حدودی رایات میکردند هی میشکستن هی یک مدت بودپراست میشدند دوباره توبه میکردند تاریخ یک دستی ندارند که شما فکر بکنید که در تمام طول تاریخشان اینها.
مثلاً، هیچوقت حرف بوش نکردن واقعاً در تورات سحنهای جالبی هست از جاهایی که اینها بعد از یک مدت شیطانت توبه میکنند و پر و در قرآن هم بهنوعی اشاره میشود به بعضی از این سهنا، مثلاً، این که بعد از ماجرای پرستش و گوثاله ازشان خواسته میشود که خودشان بکشند و اینها اقدام میکنند به این کار.
حالا در، مثلاً، وسطش یک توبه آنها تدیر افته میشود موضوع این است که اینها یک جاهایی مردانگی هم میکردند؛ یعنی سر این که بررال یک اهدی بسته شده حتی آنهایی که در زمان موسی نبودن و آن پای پوه تور نبودن.
به هر حال اینکه مطمئن بودن که اجدادشان یک همکین چیزی را میگویند راسته خیلی جا تو تورات بعد از اینکه توبه میکنند و، مثلاً، یک پیغمبری میآید این را از او پیروبی میکنند سعنای جالبی هم هست.
به هر حال تاریخ پرنوستانی دارند یک؛ چون شیطنتهایی داشتن که محلوط بود دوران هم نیشد دوران نبود که به راحتی بشود یک تا پرستوش بود تمام اقوام مجسمههای قشنگ داشتن دنیا پر از بوت و اقاید خرافی بود یک دفعه یک قوم خیلی روشن فکر یکتا پرست یک خدای نادیدر، مثلاً، میپرستن برای این آدمها اصولاً سخت بود و به آنها فشار میآمد شریعتشان همیندار سخت بود نسبتی، مثلاً، شریعتی که ما را آیت میکنیم خیلی سخت بود.
به هر حال آدمهای خیلی خوب توشان پیدا میشدن فرهنگی دینی را خالصه بست دادن در طول، مثلاً، تاریخ خودشان بیشتر از هزار سال طول کشیده اینجوری نیست که یک جایی باید حجت تمام میشود من کلاً تاریخ را در حدی گفتم که علت اینها چیست من بعدم نمیآید که بعد از مسیحیتی تمام شد در مورد این چیزها بست کنم احتمالاً هم این کار میکنم.
ولی این سؤال همه جران و بست در کنتران خدا، مثلاً، بخواهد با یک ملد افتبه بنده این را به این صحبت نکردیم نه نکردم.
فکر میکنم، جاش اینجا نیست که در موردش صحبت.
به هر حال این اتفاق.
من، میخواهم قرآن تأکید میکنید که این اتفاق افتاده بنیاسرائیل در یک دورانی قوم برگزیده خدا نه به آن معنایی که خودشان، مثلاً، شاید درزیها فکر میکنند که قوم برگذاری؛ یعنی بگیر، مثلاً، هیگون هست.
اما آدمیکه خداوند یک قومیرو برگذاریده به دلیل این که جدشان ابراهیم بوده و ارانگیه ریجهگیهایی داشتن و اینها مسئولیتهایی را در اینکه یک تا پرسی رو در زمین پای گذاری بکنند بهنوعی انگار به اینها داده شده.
خب، اینها خیلی تخلیفها کردن یک جاهایی هم در تاریخشان جاهایی خوب هم ودید دارد آدمهای فوقاناده خوب هم بینشان زهور کردن دانشهای را بست دادن من میترسم از اینکه این حرفها رو بشنن.
ولی واقعاً بشریت مدیونه همین قوم بنیاسرائیل هم دارد فرهنگی خیلی چیزار اینها شروع کردن یک نفر را من گفت که از در زبانشناسی آن موقعی که اینها در این منطقه، مثلاً، در این منطقه که این قوم بنیاسرائیل اینها کتاب میندشتن بقیه جای دنیا همیز داشتن با این ماهشدارد با هم دیگر حرف دیدن اینها خیلی قوم پیشرفتهی بودن از دارد فرهنگی و یک جوری، مثلاً، همین که اهل کتاب به آنها گفته میشود واقعاً کتابت و خیلی چیزها به صورت پیشرفتهی در اونده من گاهی تورات که میخوانم، مثلاً، شما بعض دعاهای توراتو که چند هزار سال سابقه دارد این کتاب برای ما مطمئنم که قسمتهایش بسیار هست چقدر شبیه فرهنگی دینی خودمونه؛ یعنی آن حالت راز و نیاز کردن؛ چون یک چنین چیزی در جای دیگر دنیا پیدا نمیکردیم؛ یعنی در شرق که اصولاً راز و نیاز نیاز نداشت در یک جاها بتپرستیهای خیلی هم چه پو اینها بود اینها برای قومیبودن که تحت هدایت پیغمبرها.
حالا میکشتن خیلی کارها میکردند ولی.
به هر حال یک پیشتفتایی هم کرده میدهند و یک جاهایی هم میگویند واقعاً در تورات من.
به نظرم میمیدن که آن جاهایی دروغه یک جاهایی واقعاً توبه میکردند دست جمعی و بعد یک مجازاتهایی میشاندن تحمل میکردند و بینشان همیشه آدمهای خوب هم موزیب داشتن.
به هر حال قومیبودن که نهایتاً به کارشان کارشان به جایی رسید که دیگر نمیشد برایشان پیغمبر.
من، میخواهم یک ماجرا این است وقتی که حضرت عیسی میآید و این را.
پیلاطس، باراباس و مسئولیت جمعی (۲) / پیلاطس، باراباس و مسئولیت جمعی (۳)
میخواهم با کرشنش قبول داری دیگر منیشه نیست دیگر نمیشود کاری با اینها کرد دیگر خداوند قرار برایشان پیغمبر بفرسته دیگر از این بهتر پیغمبر اینها چه نیخوام دوتا از بزرگترین آدمهای تاریخ بشریت حضرت مریم و حضرت عیسی این هر دوتایشان در حال تحت فشار بودن از طرف این قوم یک آیهی در قرآن هست من واقعاً با این جلوه با منی اسرائیل میسن میخوانم میترسم در قرآن تأکید میشود که منی اسرائیل با لسان داوود و عیسی لعنت شدن داوود من کار ندارم حضرت عیسی شخصیتی که شما تو قرآن میبینید آدم نیست که بخواهد لعنت بکند دیدید من ممنونم که یک جوری دیگر حضرت عیسی قومیرو لعنت کرده باشد و واقعاً کارشان تمام و ضروری نیست که آنها کار دیگری بکنند بره هر حال کارشان یک جایی رسید همان مسئله به وجود آمدن آن روحانیت منحرفی که داشتن که همین مسئله فرض کنید حضرت عیسی را بدردید و یک حکمیاز احکام شریعت رایت نکرده به خودشان این حض میدهند که تصریف بکنند؛
یعنی این که شریعت برایشان شده بود همه چیز را یک فضایی ایجاد شده بود و مردم هم پیرو به این بزرگان بودن که در همان مرد و بوشتلی مستقرار بودن و دیگر کار نمیشد که فکر میکنم خیلی واضح است که پیخمبر دیگر میفرستاد خدا که اگر موجودی نمیآوردن که هیچی کسی به او میعتقاد بدن بینا بردن هم احتمالا این را میکشتم دیگر باید که بخواهید از جا دوگرد یعنی.
ببینید، انحرافایی تو دینشان ایجاد شده که باید اصلاًح بشود و اینها هیچی نمیشود اینها را اصلاًح کردی یا اگر کسی بیاید بگویید حکمتون غلط است میکشمش مطمئناً که همه چیزهایی که دارم میگویند، مثلاً، اینجورایی درست.
بنابراین ماجره بنیاسرائیل با این اتفاقی که افتاد تمام شد و فکر میکنم اتمام و حجت یک طوریه قرآن وقتی بیان میکند شما واقعاً قانع میشد که دیگر کاری با این آدمها نمیشد کرد در این حال اینها قوم ترد شدهی نبودن و نیستند همچنان؛ یعنی شما قرآن را میخوانید خدا یک نظرش از شما برگرده و شما لایق عذاب هستید یا لعنت شده هستید و این ملعوم بودن این همه یک جوری.
به هر حال با یک حرکتی اگر انجام بدن قابل بخششه و سور بغره مداوم این در آن تکرار میشود چیزهایی از گذشته گفته میشود و هی دوباره دعوت به این که همینگاه وقت است همینگاه چیزی پیش نگیمده کافی است که، مثلاً، اینجوری تجدید احب بکنید این کارهایی که قرار بود انجام بدید و، مثلاً، انجام بدید و این حرفها.
خب، این قطعه را من میخواستم از انجیل بخوانم که در تقریباً بهطور مشابه حالیه خورده کمتر یا بیشتر همین سحنه در انجیلای بیگم هست و این که تو قرآنم بارها به این مسئله قطره هم بیا و در آن مورد خاص با تأکید روی حضرت عیسی اشاره شده که یک جوری پایان تاریخ این قوم بگذارید.
من، میخواهم مستقیمن دیگر وارد بست در مورد خود واقعی مصلوب شدن عیسی بشم و قبل از اینکه وارد جزئیات بخوان بشم.
میخواهم یک چیز را تأکید بکنم بحثایی که بین مسلمان و مسیحیها هست یک اشتباهی که در آن وجود دارد این است که مسیحیها یک مقدار زیادی سعی میکنند دلایل تاریخی بیاورند که از در تاریخی عیسی مصلوب شد افراد این کلاً یک اشکال منطقی دارد برای خاطر این که مسلمانها که نمیگویند کسی آنجا مصلوب نشد اینها تاریخ شما عدد اکثر چه چیزی سابق میکنید بکنید که آنجا یک اتفاقهای افتاد، مثلاً، پیلاطس واقعاً یک آدمیبود آنجا یک کسی محکوم شد و مصلوب شد، مثلاً، اگر من معتقد باشم که در آخرین لحظه با یک معجزه الهی حضرت عیسی، مثلاً، تبدیل به تغییر کرده یک که دیگر جانشینه شده در تاریخ قرار یک همچیزی سبت بشود.
ببینید، من یک باری بحثی کردم اصلاً یک چیزهایی قرار نیست در تاریخ سب کشه، مثلاً، یوسیفوس اگر نوشته که یک آدمیآنجا مصلوب شد.
خب، همان ظاهر امر که.
خب، یک کسی را گرفتن و آنجا مصلوب کردن ما هم قبول داریم یک کسی آنجا مصلوب شد مسلمانها که نمیگویند آنجا کسی مصلوب نشده که شما بخواید دارید از دلایل تاریخی استناد بکنید که نه ما هم معتقدیم کسی آنجا مصلوب شده و هم معتقد اینکه همه فکر میکردند که این آدم ایساست و یک جور موجز آسا و پشت پرده یک اتفاق افتاده که این عیسی نیست.
بنابراین ما معتقد اینکه تمام دلاله تاریفی.
حالا کم یا زیاد درستن واقعاً آنجا یک آدمیکه فکر میکردند همه که ایساست حتی. به نظر میآید، آدمهایی که در حواریونن و پای سلیم ایستادن هم فکر میکنند که این ایساست چه برسد به این که یوسیفوس، مثلاً، از یک کسی شنیده باشد و معلوم شنیده که ایسای ناصری را مصلوب کردن این که مسلمان هم محتردن که یک چیز پشت پرده اینجا وجود دارد حتی در زمان عیسی هم یک عده نفهمیدن که اینجا چه اتفاق گفتن هنوز یهودیها فکر میکنند که عیسی رو مصلوب کردن.
بنابراین اینکه بحث تاریخی اینجا وجود ندارد بین مسلمانها و مسیدیها یک بحثی دینی وجود دارد اینجا متحجب است؛ یعنی بحث این است که، مثلاً، خداوند معجزه کرد اینجا معجزه ی اتفاق افتاده اتفاق نیفتاده از دارد تاریخی ما همان شواهدی که وجود دارد از دارد تاریخی کاملاً محترمه و محترمه اینکه شخصی که همه فکر میکردند حضرت ایساس اینجا مصلوب شده و هم انجیل چیزی که در آن نوشن بهنوعی اعتبار دارد هم آن دوسیپوس درست گفته همان نامهی که رفته به مرکز روم درست است.
خب، آن کفتی که نشان میدهد که فرماندار رومیه آنجا به نظرش میآمد که چنین آدمیرو مصلوب کرده در درست نامه اینجوری نوشته پیراتوس آده هی پیچیدهیه من به آن خیلی اعتقاد ندارم این کتون نامه که برای آنجا چه نوشته اینجا چه کار داشته همه جای کارهایی داشتیم این کرده که هیچ مدل نیست در حال موقعیت خودش را دارد حفظ میکند با حد اکثر سیاست بازی به جوری که مردم از او برنجه هم اینجا که مردم که خوشحالم شدن دیگر دیدید اگر از اطراف اورشلیم هم طرفدارای حضرتی نیستان میامدن پیلاطس واقعاً جواب خوبی داشتی که من چه کار کنم من تمام سعی همان کردم این را نذاشتن این را آمدن ریختن اینجا گفتن حتماً این باید اعدام بشود گفتن ما خونیت هم به عهده میگوییدیم.
ببینید، اینها کیا بودن که خونه از ایسار به عهده گرفت.
بنابراین کلاً از نظر تاریخی اصلاً بحثی اینجا بودید ندارد همه حرفها مشترکه این که یک کسی بیاید دلاله تاریخی بیاورد یک دو فکر میکنند که مسیحیها زبانم.
فکر میکنم، که مسلمان میگویندن اصلاً نه سلیمیدر کار بوده اصلاً کل ماجرات دروبه، در حالی که شما قرآنه که میخوانید اصلاً اینجوری نیست قرآن دقیقاً قطعاً میگی شبه الله و شما هر معنی میخواهد بفهمید اینجوری آنجا یک تشویحی صورت یک اشتباهی صورت گرفت همه اتفاقا همونجوری که آنها فکر میکردند پیش رفت و الان هم فکر میکنند که کار را انجام دادن.
ولی یک ماجرایی یک خود عجیب، مثلاً، پشت پردهی هست که این اتفاق اونجوری که آنها فکر میکنند نیفتره درست است از اینجوری تاریخی یک شخصی که همه فکر میکردند حضرت ایساست اونجوری مصلوب شده و هرچی هم که تاریخ آمده راستی بفرماییم میتوانیم از اینکه، مثلاً، در اونگام را در میگوییم تا جکلونی پسید بگفتیم سوستر از سرکیش باشیم میبینم خود بحث کنیم ببینیم میتوانست برفهمید یا نمیتونست بذاری خود دیگر زره رو امیدوارم تا همین جلسه جاوب بودم من قبل از اینکه باز بارده بحث در مورد دیدگاههای قرآن و اینها بشم.
میخواهم یک خورده کارو سخت بکنم و یک خورده، در واقع، دلایل غیر تاریخی دلایل تاریخی هرچی مسیحیها بیاورند.
خب، ما گوش میدهیم و، میگویم همه حرفاتی درست و از در تاریخی آن چیزی که قرار بود در تاریخ سفت بشود همین بود که سفتم شد و خوبی کار در موضوع آن دلایل دینی که مسیحیها میآورند هم یک اشاره بکنیم کارو تا حد ممکن است سخت بکنیم میتونی چیزی نمونه بعدا که، مثلاً، لازم بشود دوباره اضافه بکنی.
پیلاطس، باراباس و مسئولیت جمعی (۴)
ببینید، مسیحیها یک دیدگاه مشترکی که با مسلمان دارند در باسه یک سؤالی که مسلمانها باید جواب بدن این است که هم مسلمانها و مسیحیها معتقدند که حضرت عیسی مسیح مقود قوم یهود بود اصلاً یک شخصیتی وجود داشته در قوم یهود و این شخص به زبان ابری مشیابش گفته میشود به معنای کسی که، مثلاً، مسک شده از این لفظی به منایی کسی که پادشاهان را قبل از این پادشاهی برسند در این مراسمیبا روغن مصمیکرد و مشیاب لفظا به این ماجرا اشاره بود این که چنین شخصیتی به که بعدا در قرآن شما عربی شما میشنمید که اسمش مسیحه قرار بوده بیاید و مسیحیها معتقدند که ایسابن مریم همان مسیحی محود مشیعای محود یهودیهاست و قرآن هم با آوردن لفظ مسیح دارد تأیید میکند که این همان است همان است که پیامبران قبلی وعده شداده بودن به قوم یهود که چنین آدمیمیآید و پادشاهی خداوند در زمین برقرار نشد بعد از موعدن مسیح.
حالا این که یهودیها طبق معمول تعدیرایشان حالتهایی خیلی دنیایی پیدا کرد و از پادشاه انتظاری نداشتن که سوار ورعست، مثلاً، بیاید و غصی درست بکند و درش پادشاهی بکند مثل داود و سلیمان و این اتفاق نیفتاد.
ولی آن واجه پادشاهی ملکوت یک جوریه واجهیه که به زبان ابریم مشابهی دارد که هم میشود یک جوری، مثلاً، پادشایی معنوی تأثیرش کرد هم مادی مسیح بیش از آن که یهودیها فکر میکردند معنوی بود ملکوت خداوند را در زمین قرار، مثلاً، مستقر بکند نه پادشایی به معنی این که سربازهایی داشته باشد و، مثلاً، این را قصفی داشته باشد و در کاخ سرکنجی بشینه.
به هر حال قرآن همان اعتقاد مسیحیها را، در واقع، تأیید میکند که این همان شخص بوده که پیغمبرهای قبل به ظهورش، در واقع، وعده داد.
بنابراین مسلمونا با وجود این که معتقدند و میکنن یکیری برقرار جواب این حرفها اینجوری بزنند که ما معتقدیم، مثلاً، تورات کتاب اهد عتیق تحریف شده است.
ولی واقعاً وقتی این حرفها را شما میشنوید در ادانه اهد عتیق هست و که حرفهایی در مورد این شخصیتی قرار دیگر پیشگویهایی وجود دارد بهنوعی مسلمان باید یا یک دلیل خوبی بیاورند که این فیکر تحریک شده ایه و، مثلاً، یک دلیل نبوده در اصل.
میخواهم اینجور مسلمان با یک مشکلی خواهد از مواجه هستند اگر پیشکویههایی در عهد جدید هست که با ایسای مسیحیها شباهت بیشتری دارد و با ایسای مسلمانها.
ولی مسلمانها خواهد از یک چیزی برای جواب دادن اینجا میماند دیگر متحجستش میگویند.
من، میخواهم یک قطعه ای از کتاب اشعیه بخوانم که مسیحیها خیلی این قطعه را به آن اعتقاد دارند و معتقدند که یک پیشگوی مهم که مصداقش مسیحه اینجا، در واقع، در این کتاب هست که عنوان مسیح اینجا ذکر نمیشود.
ولی عنوان، مثلاً، فسخ خدمتگذار رنجدیده خداوند میگوید خداوند میفرماید خدمتگذار من در کار خود کامیاب و بسیار سرفراس خواهد شد مسیحیها معتقدند که این نمونه پیشبویی رهده اتیرهی که مستادش حضرت مسیح بود بسیاری از مردم با دیدن آن متحیل میشوند زیرا صورت آن به قدری عوض شده که دیگر شکل انسان ندارد آن خون خود را بر غومهای بسیار خواهد پاشید و آنها را از گناه پاک خواهد ساخت اگر این تحریف شده نباشد این آدم کیست.
سورهٔ بقره و انتقال عهد
چه شخصیت تاره.
هنوز زهور نکرده یهودیها احتمالاً میگویند که هنوز زهور نکرده مسلمانها دیگر منتظر زهور شخصیت و پیغمبر جدیدی نیستند.
بنابراین یک جورایی باید بگویند که این آدم تحریف شده بودن و اینها هم یک جوریه دیگر کل این قطعه را برای چه یهودیها ساخته میگوید.
خب، من بذار دخونم این قطعه را تا یک جایی مسیحها معتقدند که نفرد دلال تاریخی داریم دلال دینی داریم در کتاب مقدس پیشموی شده بود که آدمیمیآید و یک اتفاقهای برای او میافتد از جونده اینکه خونش ریخته میشود و با ریخته شدن خونش گناهان غمهای زیادی مخشیده میشود.
بنابراین این غربانی شدن سنت غربانی کردن در شریعت یهود اینجوری بوده که برای بخشید گناهها بوده غربانی میکردند و خون را میپاشیدن به، مثلاً، پرسون دیوار این سنت شریعت یهود که همین زمین کار را انجام میدهد افران عید پسح عید یکی در آن برگرده غربانی میکنه و از در مسیحیها عیسی آمده که آنجا قربانی بشود در این ما چه رو قبول نداریم من نمیدانم قبول داریم یا نداریم.
به هر حال من بزرگ من این را سرکنم این استدلال به شما بگویم من مومانی مسلمان، میگویم که قبول دارم که موعودی داشته قوم یهود به شخصیتی قرار بود بیاید که همین ایساب نمریم در بین اهده اتیق اشاراتی به این شخصیتی قرار بیاید هست بعضی جاها به صورت یک آدمیکه بیشتر شبیه پادشاهه ظاهر میشود ما ایساب نمریم نمیدانیم بشود که پادشاه باشد.
ببینید، ما میدانیم که در اهده اتیق باید پیشبویههایی باشد میخواهیم بگوییم که همش تحریف شده است.
نه من میتوانم بگویم قوم یهود دوچاره به دلیل آن دنیا گرایش دوچار این مشکل شد که، مثلاً، ملکوت را پادشاهی تعدیل کرد و؛ چون خیلی دوست داشتن از در سیاسی فارغ بیان بعضی از آن پیشبویه رو بردن به سمت این که شکل پادشاه به آن دادن.
ولی اینجا که ندادن این قطعه ای که از کتاب اشعیان کتاب اشعیان کتاب نسبتاً معتبر یک نسخههای پی همان کتاب در تشفیات تومالای بحر المیت قصههایی از کتاب اشعیان نبی هست من سؤالم این است قبول مسیح پیشگویه درمونش وجود داشته یا نه همه را کامل تحریف گردن یک یک درکیم که چه نموندیتونی این کتاب اینجوری هم نیست که همش باشد از این کتاب تحریف نشده من یک اشکالی دارم به این تیکه تحریف نشانده میگیرم، میگویم اگر ما متقبیم که این یهودیت اصیله همان چیزیست که خدا بر یهود نازل کرده چطور با خونش مثلاً.
حالا این که گفتم برنامه در موردِ آن بزارت بکنیم من بزاریم قطعه را بخوانم آن خون خود را بر قومهای بسیار فهرد پاشید آنها از گناه پاد خواهد دارد پادشان جهان در حضور و دهان خود را خواهند بست زیرا چیزهایی را خواهند دید که کسی برای آنها تعریف نکرده و چیزهایی را خواهند فهمید که از کسی نشنده بودن.
اما چه کم هستند کسانی که این حقیقت را بابر میکنند چه کم هستند کسانی که خداوند این حقیقت را برای آن آشکار ساخته است در نظر خدا او مانند درخت سبزی بود که در زمین خوش و شورزار رویی و ریشه دباند.
اما در نظر ما او زیبایی و جلوهی نداشت که مشتاقش باشیم ما او را خار شماردیم و رد کردیم.
اما او درد و غم را تحمل کرد همه ما از او برگردندیم او خار شد و ما هیچ اهمیت ندادیم دردهای ما بود که او به جان گرفته بود دردهای ما بود که او برخود حمل میکرد.
اما ما گمان کردیم این درد و رنج مجازاتیست که خدا بر او فرستاده است برای گناهان ما بود که او مجروح شد و برای شرارت ما بود که او را زدن او تنبیه شد تا ما سلامتی کامل داشته باشیم از زخمهای او ما شفای آفیم ما همچون گوستندانی که آواره شده باشند گمراه شده بودیم راه خدا را ترک کرده به راههای خود دفته بودیم با وجود این خداوند تخصیرها و گناهان همه ما را به حساب او بذاشت.
من، میخواهم روی این تأکید بکنم که چقدر این قطعه شبیه به تعبیرهایی که مسیحیها در مورد مصلوب شدن و مرگ حضرت مسیحی و علتش از ذره دینی دارند و فقط، در واقع، مسیحیها به دلیل چهارتا تیک کاغذ پاره تاریخی نیست که معتقدند که مسیحی مصلوب شد انگار قرار بوده که چنین اتفاقی بیفتد دلیلشان فقط دلالی دینی در درون و متون دینی خودشان دارد.
حالا مسلمان میتوانند بگویند که این قطعهها کلاً تحرک شده است میتوانند بگویند که فلوس رسول این قطعهها را حفظ کوده و ماجرهها رو اینجوری ساخته در مطابق حضرت مسیح؛ یعنی مسیحیت خودشان شکلی، در واقع، داستان رو در آورده که منتبقه شده بر این من سؤالم از مسلمان کلی این است که.
سورهٔ بقره و انتقال عهد / سورهٔ بقره و انتقال عهد (۲)
در هر حال پیشبوی محضرت محسیح وجود داشته خالصه کدام قطعه تورات شدیه چیزی است که قرار است برای حضرت محسیح اتفاق افتاده باشد به نظر نمیداند تورات سرسرتر تحریف شده باشد به نظر نمیداند من فکر نمیدانم دلیل منطقی وجود داشته باشد که اونم اینجوری فکر بکنی که این کتاب سراسر، مثلاً، تحریف شده است و میهد پنجتا کتاب اولش که. به نظر میآید، تو شریعت پسانتش دارد بیان میشود چقدر داستانه شباحت دارد به داستانه قرآن درست است اختلاف وجود دارد.
ببینید، اگر شما همان کتابهایی کتاب هست نگاه بکنید یهودیها آدمهایی نبودن که، مثلاً، دیوانوار بیان بشینن و برای خودشان کتاب تحلیف بکنند ممکن است در نقل اشتباهی کرده باشند ممکن است یک تحریفهایی صورت دهه.
ولی شما از همان جایی که مشترک بین قرآن و فراته به نیزان این که چقدر تحریف ممکن است یا اسکرامیتحریف هم به کار نبگویید انحراف چقدر ممکن است تغییر کرده باشد میتونی تغییر من یک حد سیلزنه دیگر داستانی یوسف.
خب، یک جاییش تغییر کرده داستان نمیتوانم ابراهیم یک جاییش تغییر کرده اسماعیل شده اسحاق.
ولی داستان غربانی شدن اسماعیل یا اسحاق به تعدیل تورات هم هست شباهتها آنقدر هست که آدم احساس کند که یک کور مشترک وجود دارد که خوب نقل نشده مثلاً.
بنابراین به نظر من مسلمان در مقابل این سؤال تا حدودی قرار دارند که به حال اگر معتقدید که مسیح همان موجوده قوم یهوده و هر حال وصلش چیست کدومیکه از اوساطی که در قبل، در واقع، آمده تطبیق میکند با حدث مسیحی فقط میخواستم الان بیشتر بیشتر از این سؤال مطرح بکنم میخواستم این را بگویم که مسیحیها صرفا به مصلوب شدن بهعنوان یک حقیقت تاریخی نگاه نمیکنن معتقدند در استدلالشان در مقابل یک یک یک یک که صد درصد این کتاب را قبول لرن این که شما منتظری هم در شخصیتی بودین ما هم بودین در مسیحیهای اردویه و این شخصی که گفت کرد همان است مسلمان هم این پل ماجارا رو قبول دارند.
بنابراین یک خورده بررال این سؤال منتقل میشود به مسلمانها که بگویند که بررال این مسیحی با کدومیکه از اصافی که قبلاً در موردِ آن گفته شده منتبقه که همان مسلمان هم میتوانند این جواب بدن که همه این و صرف نوعی چیز شده به استرام؛ یعنی که بخشش تحریف شده؛ یعنی که بخشش مطمئنه آره دیگر با کدام بخش خلاصه مسلمان خوب است که به این مسئله فکر بکنند این سؤال اگر اسطلمیمسیح در قرآن نیومده بود مسلمان هرفی نرمونه که در جواب بدن برای در این این اینی مسئله تاریخیه اسنادی وجود دارد از دوران گذاشته که به همچنین شخصیتی در، مثلاً، اهده اکیت اشاره شده و هران موسلمان باید این سؤال را جواب بدم بگویم یک جواب راحت همش تعریف شده چیزی از آن باقی نمونه خیلی خوب است دیگر.
ولی فکر میکنم یک خورده باید بیشتر آدم بره مطمون بخواند سعی بکند که با مسیح و قرآن را واقعاً ببیند که پیشگویه در موردش چه جوری بیده پادشاهی نبوده ملکوت بوده و این ملکوت واقعاً ظاهر شده نشده.
میخواهم بگویم خداسه اینجا یک خورده منبعه نه منبعه فکر کنید همه مسیحها و یهودیها مردن منبعه ایراد و اشکال و این که ایرادی منبعه الهامیوجود دارد که ما مسیح را شد بکنیم بهتر بشنسیم در حال تورات کلاً تحریک نشده چیزهایی در آن هست که میشود همچنان استفاده کرد اگر آدم به این شکلی نگاه بکند فکر میکند منبعه الهام هست در اینکه آدم یک خود بهتر بهترنه بعضی از ماجرهها.
خب، دلایل دینی مسیحیها نقش زیادیش برمیگرد به ویژگیهای، و الان شما بعضیاتون حتماً اعتراض میکنید نسلیها معتقدند که سلی خاصیت شفا بخش دارد درنها هست، هزارها هست، دو هزار هست که با همین سلی نردون شفا پیدا کردن.
بنابراین یک چنین اعتقادهایی در نور نسلیها به شدت گذید دارد که سلی به ایسان نسلی واقعیتیه که و همین دست همه هست و همه دیجگیهای معجزاتی که مسیحیها دیدن تحت کوشش همین صلیب اتفاق افتاده و اگر شما حد درقل برگردید به شیش قرنی که دوران فطرت بوده و آدمهای اصلی زمین مسیحیها بودن از دیده الهی نگاه بکنید قبل از دور اسلام آدمهایی که در هدایت شده ترین افراد بودی زمین کسانی بودن که مسیح را پذیرفته بودن رسالتش رو و در قرآن هم اشاره میشود به این که برال بزیار به مسیح ایمان آوردن بعضیها نگاه آوردن و ما آنهایی که ایمان آورده بودیم و برای آنهایی که کافر شده بودیم پیروز کردیم.
بنابراین این که کل جریان مسیحیهای از اول اصلاً یک چیزی است که هیچ حقیقتی در آن نیست اینجوری نیست و آن کسانی که پیروز شدن سریب دستشانید بوده دیگر نبوده مسیحیها معتقدند به یک واقعه روحانی که از عرفای مسیحی روش خیلی تأکید دارند که به آن میگویند استیگماتا این که در عوج حالات ارفانی و غربه به مسیح آثار مسکوک شدن در عرفای مسیحی ظاهر میشود، مثلاً، سان فرانسیسکو شخصیهر معروفیه که این حالت استیگماتا؛ یعنی دستایشان.
ببینید، دلیل منطقه دشار و خونگیزی میشود، مثلاً، پاهایشان جاهایی که مسیح تخمیشده در اینها زخمیجادیش.
سورهٔ بقره و انتقال عهد (۳) / سورهٔ بقره و انتقال عهد (۴)
من، میخواهم فضای زمینی مسیحیها را برای خود توجیه بکنم که صرف یک سری اصلاً تاریخی نیست این ایمان خیلی ریشدار مسهدیه که معتادن که، در واقع، تحت پناه این سریب دارند زندگی میکنند و معجزه میدینن و همانطوری که، مثلاً، فرض کنید شما ممکن است یک نفران بیاید به یک آدم که در امام رزا رفته و، مثلاً، یک حاجت گرفته هر چگونم دلاله تاریخی بیارید که بابا اصلاً، مثلاً، اسماعیلیه راست میگفتند هفته امکان میشود در ندارید یک جوری احساسی آدمیکه آنجا رفته اینی به راحتی تاریخو نمیپذیره میگوید من اینجا رفتم، مثلاً، موجه داریدم یا امامزادهها این همه امامزاده که ما داریم میدانید اکثریت قریب به اتفاقشان هیچ جیشه تاریخی ندارند.
ولی شما نمیتوانید به آدمها این محل به راحتی بگیر من دارم، میگویم که.
حالا اینها میخواهد خرابات اصاب کنید نه مسیحیها اینجوری نگاه میکنند به صلیب اعتقادی بیش از یک واقع تاریخی دارند نماد دینشانه و معتقدند که، در واقع، گیجگیهایی دارد، مثلاً، به استیقاتها معتقد هستند بهعنوان، مثلاً، پلیده ارفانی و الاخه مسیحیها معتقدند که در زمان مسکوک شدن حضرت مسیح کسوف اتفاق افتاده تحقیقات علمیبوجود دارد که وقوع یک کسوف در خیلی، مثلاً، همان تاریخ نزدیکمونو تأیید میکند و این برای مسیحیها خیلی هیجان انگیز بوده که اگر اختلافهای تاریخی را، مثلاً، بگذاریم اصلاًحش بکنیم، مثلاً، واقعیت اینی که همان همان میدانند که تولد حضرت ایشا سه سال قبل از مولاد مسیح اتفاق افتاده سال سه بام قبل از این اولاد متولد شده در برون و بستا وقتی تاریخ نگاری را چیز کردن به صدای آدم معروفی آمد و نهده محاسبات تاریخونیها رو نمیشود اشتباهاتی کرده که اینجوری شده و اگر آن اشتباهات رو رفت بکنیم. به نظر میآید که یک کسوف اتفاق افتاده این را.
مثلاً، یک دلیلی میدیرن؛ برای این که اگر واقعاً، مثلاً، شما دلاله تاریخی قاطعی داشته باشید کسوف اتفاق افتاده برای مسلمانهای مسئله میشود دیگر شما که میگیرین کسی را مسخود نکرد اینکه آدم مقدسی باشد بعد این کسوفه برای چه آنجا اتفاق افتاده متعدده هستید من یک خود دارم خارج از بحث تاریخی دیده مذهبی مسیحیها رو که یک جی مطمئنشان میکند که نسخوک شدن از عیسی اتفاق افتاده بهعنوان واقعی دینی دارم، میگویم هم در مکاشفه یوحنا که.
حالا دیگرال متن مذهبی مسیحی هست هم در انجیلها حضرت مسیح بهعنوان بره خداوند، مثلاً، یاد میشود یهیا یهیای تعمید دنده مسیح را که میبینه میگوید که این بره خداست که گناهان بشهر باشد پارت میشود این لغب بره بودن مثل مودیدی که برای قربانی شدن این جزد متون مسیحی هست.
حالا این شاید دلیل خیلی چیزی نباشد که مسلمان را بخوند مسلمان این است که راحت میگویند که.
خب، اینها خودت نرشدی بعد از اینکه این افکار به وجود آمد آنها نرشدی و نکته نهایی این است که مهمتر از همه از مدخل دار من این که اصلاً تصور مسیحیهای دنیا یک جوریه که با این مسئله واربانی شدن مسیح آنقدر گره خورده که یک جوری شما اگر هزارت در یون تاریخی هم بیاری درمام تمام الهیات مسیحی در مرکز شبیه مصلوب شدن از این مسیحه اینطوری که پولس حتی درقل بیام میکنه پولس ایبارات این شکلی دارد که من صلیب مسیح را مابیده میکنم نه تا اینجا کلاً حرفش درمام تمام ناغهها و اینها واقعاً محتویش درمام صلیبه کل چیزی که پولس دارد میگوید این است که از عیسی را مصلوب کردن و این رستاخیز اتفاق افتاده و همه الهیاتیشو، در واقع، بر اساس این بنامیکنه.
بنابراین یک جوری.
میخواهم بگویم چقدر سخت است شما به مسلیگیها بگویید که از عیسی مصلوب نشده حتی دلاله تاریخی بیاری یک جوری از ایمانشان این خیلی برایشان شواهد قبل از کتابهای خودشان سرکنن بیاورند از وقایع تدریجی سرکنن بیاورند از مطون تاریخی غیر مسیحی و الاخ و من قسمت به برسات تاریخی را گفتم که اصلاً مورد ندارد برای که مسلمان اعتقادشان قطعاً این است که آنجا این اتفاقا افتاده و همه هم فکر میکردند که مسیح دارد مسکول میشود.
بنابراین در تاریخ باید یک چنین چیزی سبت شده باشد، در واقع، فکریه که با هر دو تا تئوری بهطور کامل سازگار این شکلی نیست که با تئوری مسلمان سازگار نباشد با تئوری فرقی ناسازگاری که بگویند اصلاً کل ماجره دروغه، مثلاً، اگر یهودیها بیاند و بگویند برای این آدمها آورد که نه اینجا یک اتفاق افتاده و یک جاهایی سرکشید.
خب، بده من بیام سر بحث در مورد دیگاه اسلامیببینم، مثلاً، چه کار میشود تا چه حد میشود این چیزهایی که مسیحیها خارج از تاریخ در مورد تاریخی میگوید مشکلی ندارد خارج از تاریخ به آن معتقدند اینها را، در واقع، یک جوری پیزش کرد مثلاً.
حالا پوجیهش کرد.
من، میخواهم دوتا سؤال کلیدی بپرسم و فکر کنم هر دوستا جابدنش خیلی سخت نیست اولیش خیلی راحته و دوباره اینش هم به نظر من خیلی سخت نمیآید سؤال اول این است که از دیدگاه شما با عنوان آدمهایی که به قرآن معتقدید همه قرآن هم بخوانید و قبول بکنید حضرت عیسی وقتی دارد میآید اورشلیمن در ایام عید پسر و آنجا میرود در معبد معبد به هم میریزه آی حضرت عیسی میداند که روحانیون یهود میخواهند با کشنش یا نه حضرت عیسی نمیداند که این کارهایی که داری میکنه در انجیلها که به صراحت گفته میشود که مدتهاست که انجیلو میخوانید روحانیون یهودی منتظر بحانن که از عیسی را بگیرند با کشن قبل از این بار رو اوشترین بشود طب در آن اطراف هم که هست میگویند سراغش سعی میکنند که آزمونای ترکیب بگویند سؤال جوابای بکنند نصرن یک جایی بران که از او تخلیف بگویند جمعه معروف از فییسا که میگویند که ما به غیصر خراج بدیم یا ندیم شریعت نظرتو چیست تضران بگویند.
خب، شریعت غیصر چیست ازن میگوید که این پول این سکهها این همان کیست؛ یعنی اینها مال رومه میگو اونی که مال رومه به صاحبش بدید اونی که مال روم نیست را، مثلاً، به چیز بدید اونی که مال خداست اونی که مال غیصر را به غیصر بدید اونی که مال خداست رو به خدا بدید جوابه خیلی جالبی.
ببینید، فضا کلاً واضح است که فضا اینجوریه که یک شبه مطمئنه روحانین تصمیم نگرفتن که این کارو بپنن مدتهاست در کمین هم و اگرم در کمینبودن با این کارهایی که حضرت عیسی کرده در ایام این دوره پراشود، مثلاً، اید پسح که معمولا یک خود بگیر و ببند هست در اطراف معبد سلیمان نصفوسن آمده و این کارها را کرده واضح است که بهنوعی باید انتظار داشته باشد که بحانه، در واقع، به دست روحانی یهودی بیفتد و این کار انجام بشود دیگر قبول دارید معقول این است که آدم فکر بکند که حضرت عیسی میدونسته که چنین توطئه برالهش میشود به این شکل مکر خاصی که یهودیها سعی کردن پیش ببرن، مثلاً، بدنش که کسی دیگر بکشد یا خودشان افتادان بکنه برال این که این کار خطرناکه و یک جوری رفتن به اوشدین یک اواقع به این جوری دارد رو. به نظر میآید که حضرت عیسی باید میدونسته نه حتی از راه وحی لزومه بهعنوان یک پردیده خیلی ساده؛ یعنی همونجوری که من و شما میفهمیم حتی درقیل از دوییسان میتونسته فهمه که ما اینکه.
خب، باید انتظار داشته باشیم که از یک چنین توطئههایی بهطور با جزئیات بیشتر حتی از طریق وحی خبر داشته شما در انجیلها میخوانید که از دوییسان میگوید که یک چنین اتفاقای میافتد؛ یعنی همه انجیلها تقریباً مشترکن نرک کردن که از دیگیسا قبل از گروه دیگو بوشترین این را میگوید که، مثلاً، فرض کن منو میگیرند این پیشگویها بهنوعی درواقع از قبل انجام گرفته.
فکر میکنم لازم نیست به متن انجیل روجو بکنیم.
خیلی ساده میشود این را درواقع قبول کرد که از دیگیسا میداند که اقلاماتی براله صورت میگیرد و سعی میکنم که نابودشو کند فکر میکنم که حضرت عیسی بهتر از من شما میفهمد که الان فایان کار بنیاسرائیله و یک جوری همین ماجرا احتمالا کارو تمام میکند نه نمیدانم فکر میکنم خیلی واضح است حضرت عیسی میداند که پیغمبر آن بر دنیا قرار رو سهور بکنه و این که بنیاسرائیل کارتون دارد تمام میشود.
حالا این قسمتش بس بدونین که احتیاج به وحی و نقل انجیل و اینها باشد قبول داری که حضرت عیسی میآید بیشترین و میداند که چنین فوتههایی سرورت میگیرد و سعی میکنند با کشنش.
حالا سؤال دو فرام پیتیکال تره شما احساسیتون این است که حضرت عیسی میداند که خلافن نجاتش میدهد یا نمیداند با قرآن سرکونید شما قرآن میخوانید احساس میکنید که، مثلاً، یک جوری تناغذی با قرآن دارد اگر من معتقد باشم که از عیسی وقتی دارد میآید به اورشلیم هنوز نمیداند که خداوند نجاتش میدینه آن که مال وقتی یک هواریون را جمع میکند.
خب، این را.
خب، نه.
حالا اجازه بدید اتفاقا همان اول که عیسی میبینه که این مردم مثل این که راه نمیآید خدا میگوید که انمیو تهرو کرد تهرو کرد.
دعای باغ زیتون و معنای صلیب. حالا ما تو پاک میکنیم و به نظر خودمان بالا میرود مشخص است که اصلاً قربانی شدن عیسی اینجا از اول عیسی میدونست که یک هم شد میگوید و مکر رو و مکر الله آنها مکر کردن و خداوند مکر آنها مکر کردن و خداوند مکر مکر خدا چیست.
میگوید از غال الله یا عیسی اینی مترکتی که رافعه و گریله؛ یعنی اگر؛ یعنی این که. به نظر میآید، مکر خداوند که رسمت اصلیش این است که عیسی را، در واقع، میگره بعد از اینی که آن را مکر کرده من از این آیه نمیفهم که این اطلاعات قبلاً به از عیسی دارده شد به نظر میرونی ماجرهای مکر و امیاسرائیل اتفاق افتاده.
حالا خداوند دارد میگوید اصلاً فرستون از عیسی تا پای صلیب هم آمده از غالایی یا ایستاینی مترفی که و رافع و که علایی هست بلکه.
من، میخواهم بگویم که این آیه را اگر دقت بپانید دارد میگوید که بعد از اینکه آنها مکر کردن این اطلاعات دارد به انسی ایستا داده میشود؛ یعنی اصلاً این جزی از مکر خداونده که در مقابل مکرونه به رنگ را.
خب، من از قرآن من از قرآن نه تنها دلیلی نمیبینم شخصم که حضرت عیسی اطلاع داشته باشد که چه اتفاق برای او میاکته به صور موجود آسا نجات پیدا میکند یا نمیکند. به نظر میآید، اگر این اطلاع داده شده بعد از این است که آنها یک کارهایی کردن ممکن است دستگیر شده باشد در وقت راه خداوندش میگوید که اینی مترفی که وفه وفه من در قرآن هیچ تناقضی نمیبینم که اعتقاد داشته باشم به این که حضرت ایسان نمیداند که خداوند نجاتش میدهد یا نمیداند.
خب، این چه کار که میخوانی؟
خب، من میخواهند بگویم که در جواب این سؤال اصولاً از دیدگاه قرآنی ما هیچ شاهدی نداریم که بخواییم بگوییم که اینجوری نیست اگر کسی ادعا بکند بگی من معتقدم که حضرت عیسی غربانی شدن خودش را پذیرفته.
ولی غربانی شدن اتفاق نیفتده مثل ماجرای اسپایل؛ یعنی خداوند به حضرت عیسی حضرت عیسی خواسته که تو بره از اوشالین و اینجوری میشود، مثلاً، فرض کن مثل در یک رویای از عیسی دیده باشد که میرود در اوشالین و این کارها را میکند و مصلوبش میکند و بعد آمده باشد پذیرفته باشد که این اتفاق بیفتد آمده در روشلین و تا یک جایی هم مثل حضرت اسماعیل و عبراین فکر میکند که قرار مصلوب بشود و در همان جهت هم دارد در جهت قربانی شدن دارد گام بر میدارد و پذیرفته که قربانی بشود.
ولی خداوند همان جوری که حضرت اسماعیل در آخرین لحظه نجات میدهد حضرت عیسی در یک مرحلهی میگوید من تو را بالا میگویندم و مسکیب نمیشود.
ولی قربانی شدن را حتی رو کنیم این تناقضی با قرآن دارد این اعتقاد یا نه این ماجره حضرت اسماعیل برای حضرت عیسی اتفاق افتاده باشد اینجوری حضرت در مذهبی؛ برای اینکه حضرت عیسی ارتقا پیدا بکنه بهتر نیست تا اینکه تو به یک آدم بگیر برو من بعدم اینجا نجاتت میدهم؛ یعنی اگر، مثلاً، به حضرت ابراهیم و حضرت اسماعیل میگفتند خیلی مهمیتیه نمایشی برید آنجا ما درستش میکنیم این جالبتره یا نه شما اگر یک نفر خطری متوجهش هست حضرت عیسی اگر مرحله از تکامل خودش هم شده دارد اگر بپذیره که، مثلاً، بدونی که این که گناهی راقندی بدونی که هیچ گناهی مرتکب شده باشد از اسماعیل میتواند به حسابم بذار که اگر رنگی میکشد یک چیزی کلاصه در.
پرونداش حرف رو تیهیستار کام برم پرونداش پاکه.
ولی، مثلاً، برای خاطر اینکه خداوندازش خواسته گردن گذاشته میرود و قبول میکند که محسوب بشود.
ولی خداوند نجاتش میرود اصلاً با منطقه قرآن نه تنها ناسازگار نیست یک جوری. به نظر میآید که اینجوری آدم به ماجران نگاه بکند شاید حتی سازگار تر داشت من اصلاً نمیخواهم ادعای جزمیخدای نکرده بپنم من شواهد کافی نمیبینم که بگویم که الا بلا اینجوی هست.
دعای باغ زیتون و معنای صلیب. حالا ما تو پاک میکنیم و به نظر خودمان بالا میرود مشخص است که اصلاً قرب
ولی آن آیه که مکرو و مکرالله و بعد خداوندی که من تو را بالا میبرم شاهد باید درصد احتمال نتن بیشتر به این سمت را آدن میدهد به اضافه این که سنت چیزی که در قرآن وجود دارد این که شما از یک پیغمبری بخواید که قربانی بشود بپذیره در این بانی، مثلاً، یک جهشی در تکامل خودش در تکامل جهان در، مثلاً، شرافت فدا کردن انسان در هر معنایی که اسماعیل قبول کرد که قربانی بشود یک آثاری، در واقع، از پذیرشش باگیمون شما میتوانید بپذیرید با منطقه قرآن که در مورد حضرت عیسی هم یک همشین اتفاق افتاده حضرت علی هم این اتفاق افتاده یک شب ایجای خابید که فکر میکرد میکشنش و در مورد خیلی از اولیههای خدا هم اتفاق مشابه افتاده که در نزدیکی محسنان مرگ قرار گرفتن حتی در مورد اسماعیل و ابرانش هم میبینید که یک جوری اصلاً ماجره پیشرفته که آنها تقریباً مطمئناً که این اتفاق میافته برای خاطر اینکه این امر الهی میدانند در رویاه دیده و یک جوری قرار است
وَمَكَرُوا۟ وَمَكَرَ ٱللَّهُ ۖ وَٱللَّهُ خَيْرُ ٱلْمَٰكِرِينَ
و [دشمنان] مكر ورزيدند، و خدا [در پاسخشان] مكر در ميان آورد، و خداوند بهترين مكرانگيزان است.
که اتفاق دید.
بنابراین با منطقه دینی ما به هیچ وجه ناسازگار نیست کاملاً سازگاره که ما اینجوری فکر بکنیم که حضرت عیسی علاوه بر اینکه میفهمد که وقتی دارد میآید به اوشانی بر علاوهش توطئهی میکنند و سعی میکنند بکشند نمیداند که واقعی که اتفاق میکند؛ یعنی خداوندینی میتواند از او پنهان بکند و حتی طور دیگر ای وانمود بکند برای حضرت عیسی همان طوری که در مورد اسماعیل و ایبراهیم اتفاق افتاد که حضرت عیسی در راه شهادت خودش را و این که در راه، مثلاً، خداوند و برای خاص خداوند دارد واقعاً قرار زجر بکشد واقعاً قرار که مصلوبشارو بپذیره و این یک جوری از دارد دینی جالبترم هست من بدون این که بخواهم شواهد متنی خیلی بیاورم.
میخواهم بگویم هیچ چیزی بر علیه اینجور نگاه کردن آن ماجرا در متن قرآن موجود ندارد بلکه هم سیر حوادث طوریه که آدم به نظرش میرسد که میتواند اینجوری اتفاق افتاده باشد منطقه قرآن جاهای دیگر طوری بوده که میتواند اتفاق اینجوری افتاده باشد اینجوری جالب میشود ماجرا شبیه ماجرای اسماعیل و ابراهیم و دیگرانی میشود که در آتش شدن نسختن و فکر میکنم از ابراهیم فکر میکرد که آتش سرد میشود؛ یعنی از قبل به ابراهیم گفته بودن که ایش نگران نباش همونجا میگویند گفتیم که آتش سرد شد چرا وقتی که یک نفر در یک مرحله یک که میتونی همچنین آزمونی تصویبه خداوند جلوی این تکامل را بگیره همین که به ابراهیم نمیگویند که تو در این آتش داری میفتی نمیسوزی با احساس این که داری میسوزه تو آخرین لحظه داری بارد آتش میشود این برای ابراهیم بهتره دیگر تا این که از قبل شما به او بگویید که همان هیچ نگران نباش میگویند که یک روایتی هست.
داستان احتمالاً داستان واقعی نیست.
ولی بامذرست و با شخصیت از ابراهیم کاران تو بارامیدین سازگاره به احتمالاً همه ات میشنیدید که، میگویم رقیل از ابراهیم در هوا بود این حالت انقطاع به سمت خداوند.
بنابراین این که حضرت عیسی مورد آزمونی قرار گرفته باشد و اینجا مثل خیلی پیغمبرهای دیگر در.
حالا مرگ را پذیرفته باشد ولی.
حالا نمورده با منطقه قرآن ناسازگار نیست با مطمع قرآن ناسازگار نیست و ما میتوانیم به اعتقاد داشته باشیم و سؤال دارید چما همچنان.
من، میخواهم بگویم که.
حالا چیزهایی که.
میخواهم بگویم این است که بعضی از چیزهایی که مسیحیت میگویند و میخواهند نتیجه بگیرند با قرآن ناسازگار نیست؛ برای اینکه کافی است که مسیح پذیرفته باشد که مسئول داشته مثل این است که، مثلاً، شما بید فرض کنید که فرقه یک وجود دارد که طرف دارد از اسماعیل اسماعیلیها اسماعیلیت ما یک فرقه اسماعیلی داریم.
ولی اینها، مثلاً، بهعنوان نمادی دین خودشان آن خنجری را گلوی از اسماعیلی داشت میبورید رو نماد قرار بدن و بعد شما به آنها بگویید در این نبرودن که خلاصه این، مثلاً، شما چه این خنجر اینجا گذاشتی من، میگویم حتی اگر به صلیب کشیده نشده باشد.
ولی پذیرفته باشد که به صلیب کشیده بشود کافی است بر اینکه شما، مثلاً، یک جوری به این معنای این که از اینکه عیسی قربانی شدن خودش پذیرفته باعث، مثلاً، برکت پیدا کردن در شریعت شده همه جزیاتو نمیخواهم بگویم گناه همولی آن وقتی اینها را بذاری کنار این که شما هر دلیلی بیارید که اسماعیل وقتی که قبول میکنید که قربانی داشته چه آثاری دارد وقتی ابراهیم قبول میکنید که به سرشی بکشد چه آثاری دارد به غیر از این که خودشان به تقامل میرسن. به نظر میآید که این عمل قربانی شدن اسماعیل یک جوری انگار آنجا یک کاری دارند میکنند در تکمیل ساخت کعبه فقط اینجوری نیست که یک چیز اولا شخصی هم که باشد در مورد حضرت عیسی کافی است که فکر کنیم که برای کمال شخصیه حضرت عیسی و؛ برای اینکه به آسمان بالا بره و؛ برای اینکه، مثلاً، وعده خداوند در مورد وعده خداوند، مثلاً، به ترمو و تامل برسد خوب است به چنین آزمونه سختی را بگذرونه و تمام پیلمبران. به نظر میآید، در سیره چنین چیزهایی بوده موضوع.
این است که بعضی از نه همه چیزهایی که مسیحیها میگویند اینجا بهنوعی تسبیت میشود که، مثلاً، اینجوریست که میپای و احساس باشد.
من، میخواهم این هم لزومیندارد که یک مسلمان فکر بکند که صلیب اصولاً این نماد صلیب میپای است میتواند معنی دارد و با قرآن ناسازگار نیست که شما صلیب را، در واقع، معنی دار بگیریم بگذارید.
من، میخواهم بدون این که لازم باشد خیلی مختصر اشاره بکنم به داستان ابراهیم و اسماریم.
دعای باغ زیتون و معنای صلیب. حالا ما تو پاک میکنیم و به نظر خودمان بالا میرود مشخص است که اصلاً قرب (۲) / دعا...
میخواهم بگیر واجه خاصی که در قرآن به آن اشاره شده برسند بگذارید من؛ چون جای دیگر ممکن است خیلی وقت نشود که این را بگویم دفعه قبلی صحبت مختصری کردم اولا به نظر میرسد از قرآن که ساخت کرد یک جایی قرآن در قرآن ابراهیم و اسماعیل دعا میکنند قبل از این که وقتی دارند شروع میکنند که عبرو بسازن ماجلا در قرآن اینجوری روایت میشود خداوند مکان را به اینها نشان داد که آنجا برای او خونهی بسازن و خونه رو پاک میگردن و وقتی داشتن بنامیکردن دعاهای قرآن نقل کند که اتفاقا در برهره هست از جونده این است که از خداوند میخواهند که ارنا مناسک هست مناسک ما را به ما نشان بده.
ببینید، مناسک خودمان؛ یعنی از اول معلوم است که این خونه که همراهی دارم میسازند اینجا مناسکی قرار انجام میشوند این یک خونه نیست که، مثلاً، برم پیش زندگی بکنند این که، مثلاً، باید دورش تواف گرد سعی بینی صفا و مرغه دار و اینها مناسق حد که الان ما انجام میدهیم را ابراهیم و اسماعیل موقع ساخته کرده از خداوند میخواهند که مناسق ما رو به ما نشانده شما این آیه رو بگذارید کنار این آیه که حضرت ابراهیم آمد به اسماعیلی گفت که اینی عراب فیل منامه انی از باوک این عراب با آن عرنا آدمون به چه تصوری میدازه بهطور طبیعی که راه ساخت کهبه و مناسقی بود که اینها در رویا میدیدن پیغمبر بودن دیگر در اینکه جزئیات اینکه چه جوری توافق کنید ساختمونو چه جوری بسازید که نمیشود راحت گفت طبیعی تره که نشان داده بشود دیگر ابراهیم و اسماعیل دعا کردن که مناسق خودمان را ببینیم و یک چیزی که در قرآن در اینگار در جواب این دعا هست اینی که ابراهیم دید در رویاه احتمالا مثل همه چیزهایی که قبلن دیده بود.
که پسر خودشان میکشد تو قراران اینجوری نقل میشود میگوید فلما بلغب محصر کار تمام شده بود خونه را ساخته بودن مناسق رو دیده بودن به نظر میامد دیگر تمام شده این دستور قتل اسماعیل انگار بهعنوان پایان مناسق دارد سادر میشود که همه الان ما در اید و قربان مناصق رو اینجوری پایان میدهیم که گوزفند میکشیم دیگر همه مناصق رو دیدم، مثلاً، در رویاهها به نظر میدون هر دوتا هم میدیدم به نظر میدون همه را ابراهیم میدید دوتایی با هم دعا کرده بودن شاید همه رو ابراهیم میدید یا مشترک هم میدون.
من، میخواهم این را بگویم روی این تأکید بکنم که.
این ماجرا اگر ابراهیم که به نظر نمیداند تو چه که این شکی کرده باشد اسماعیل هم که به نظر برخلاف تفاور بعضیها که تحلیلهایی که مینویسن مثل کیرک گار که کتاب در مورد این ماجرهها نوشته که یک جوری روی این که ابراهیم شک کرد و نمیدانم این بر رفت و آن بر رفت و چرا باید این کار را بکنم قرآن روایت و قرآن اینجوریه که این کار به سهولت حضیرفته شد مخصوصا از طرف اسماعیل.
من، میخواهم را این تأکید بکنم که این پایان کل کار بود اگر به این رویاه ابراهیم میخواهد شک بکنه بس من همه چیز دارد شک میکنم؛ یعنی همه رو همینجوری ساخته بکنم شکی نداشتن تو این که این جزو مناسقی.
خب.
من، میخواهم روی این واجه تأکید بکنم تو وقتی که ابراهیم میرود سعی خودشان میکند که اسماعیل را زر بکانه و خداوند میگوید که من زبی به او به جاش میدهد عبارتی که گفته میشود اینکه صدق در رویه آن رویههایی که میدی عمل کردی آن چیزی که میدهد بودی؛ یعنی رویههایی که به گردن، مثلاً، فرض کنید پسرتون میبری و تو هم به یک معنایی بریدید؛ یعنی در عالم معنایی اتفاق افتاد داده عالم اجتماعی لحظه که داری کنار اراده صورت گرفت و از این کاری را که ازده ایبراهیم باید میکرد سرپسرش ببوره ازده ایبراهیم کرد میگویند، مثلاً، کار کند شد.
بنابراین معجزهی و نبودی ابراهیم واقعاً سرپسرش واقعاً خیلی آروم آنجا نشست و پدرشم آن کار را انجام داد.
حالا اینکه به نتیجه نرسید چیز دیگر است رویا به صدا سدخ پیدا کرد اینها کار را انجام دادن فقط در عالم اجسام که، مثلاً، کار تمام نشد چیزی که شما تو رویا میتوانید اینجوری فرض بکنید که رویا در نام، مثلاً، یک تئوری دینی یک عالم معنایی هست یک عالم مثالی هست یک عالم اجسام هست این معانی، در واقع، در عالم معنا هست که وارده از دارد گوزیری بارده آلم مثال میشود شما در رویاه اینها را میبینید و بعد بارده آلم اجسام میشود آن چیزی که در رویاه دیده شده بود یک چیزی در آلم مثال بود آن کار رو ابراهیم انجام داد در حد نازل شدن این معنا به آلم مثال آورد فرماد خداوند جلو این که آن جسم، در واقع، پاره بشود رو گرفته.
بنابراین رویاه به معنا واقعی کلمه صدق پیدا کرد اگر اینجوری نگاه کنید و دوست دارید به پذیرید و من اصلاً کلاً اینجوری نیست که بخواهم بگویم که این چیزی که دارم، میگویم از قرآن نتیجه میشود فکر میکنم از در من دلایلی من ندارم به نیز کارتی که بگویم قطعاً اینجوریه فکر میکنم که با منطق قرآن سازگاره با آیات قرآن منظر ظاهر یک مدار سازگارتره اگر شما اینجوری فکر بکنید که اطلاع این که خداوند عیسی را نجات میدهد لزومن از اول بودید نداشته در این مرحله بعد از که این ماجره داشته پیش میرفته اتفاق افتاده شما اگر اینجوری نگاه کنید به این داستان اسماعیل هم و این باجر هم اینجور دقیق بکنید.
خب، شما به این معنایی میتوانید بگویید در عالم معنا پروس عیسی مصلوب شد براتی پذیرفت و همه تاجههایی که به صورت تصمیم میشد در مقابل خواست خدا رفت میتوانید بگویید همان طوری که حضرت ابراهیم در آلم معنا در آلم مثال، مثلاً، پیش گفت که واقعاً سر پیسرشو برید شما میتوانید بگویید به معنایی حضرت عیسی مصلوب شد برای نه جسمینه در این آلم واقعی این طوری که یهودیها این که اراده کرد تصمیم اراده خدا شد و پذیروفت که کارهایی که دارد انجام میدهد منجر به این کار میشود و بهنوعی، در واقع، پذیروفتی مصلوب بشود زجر بکشد.
دعای باغ زیتون و معنای صلیب. حالا ما تو پاک میکنیم و به نظر خودمان بالا میرود مشخص است که اصلاً قرب (۴) / جان...
حالا خدا من حضرت عیسی را نجات برم مثل این که حضرت اسماعیل هم نجات پیدا کرده حضرت ابراهیم هم نسخه و اله آخر آن شعن حضیرش و قربانی شدن رو میتوانید قبول بکنید که در مورد حضرت عیسی قبول دارد و یک بخش امدهی از الهیات مسیحیت به این اختصاص دارد که حضرت عیسی خودش را فدا کرده من، میگویم با قرآن سازگار را اگر شما به پذیرید به همان معنایی که ابراهیم سر اسماعیل رو برید به همان معنایی حضرت عیسی مسکوت شد و خودش پذیرفت زج رو حتی آن بهاصطلاح مشکلاتی که مسیحیها میگویند بهعنوان تمثیل به شما بگویم، مثلاً، فکر کنید که حضرت عیسی این فیلم مل گیبسون را در عالم رویا همه این چیزها رو دید چه کار باشد میکنن و باز پذیرفت این اتفاق رو برش بیفتد.
بنابراین یک جوری انگار این اتفاقها را پذیرفته و خودش رو بر این حد، مثلاً، برای قربانی کردن آماده کرده و به نظر من با منطق دین اسلام و با منطق قرآن این تصور ناسازگار نیست بلکه جورایی خوب هم هست من، میگویم تأکید ندارم برای خاطر این که از قرآن من نمیتوانم از قرآن با صراحت این حرفی که دارم میزنم را نتیجه بگیرم.
ولی این مثل یک تئوری که به نظر من در حال حاضر از همه حرفهای دیگهی که میشود زن نزدیکتره به منطقه قرآن و مطمئن بپند طبعاً این استدبار باید خیلی مهم باشد خداوندی پیامبری آن عزمت میآورد یک چنین، مثلاً، درد و رنجی را برای او تقییم بی کند که لعقل چیز بشود تا این اتفاق میافتد که یک چیزی بشود.
من، میخواهم بگویم که آن اتفاقی که دارد میافتد این است که یک عهدی به هیچ برد آن اتفاقی که دارد میافتد یک طرفش این است که آن آدمها دارند رضالت را بخرج میدهند نتیجه آن عهد باتری یک طرفش این است که یا معتقدند ملکوت خدا رو به زمین میآورد این اصلاً شن انسان را دارد بالا میبرد این اتفاق معبره طبیعی است خیلی خیلی مهم نیه در تاریخ؛ چون موقعی افراهیمیهمچنین کاری همچنین برای خاطر اینکه عیسی انسانیه که حتی از گناه اولیه پاکه برای این شایسته هیچ جور زرش کشیدنی نیست بخشی از الهیات و محسیت به این اعتقاد دارد چقدر مهم است که یک انسانی که هیچ گناهی ندارد حتی مبرعی از گناه اولیه است قبول بکنی که قربانی داشته و شما میتوانید این را بپذیر داریم میخواهد، میگویم این حرفها با منطقه قرآن ناسازگار نیست این که به وجود آمدن به زمین آمدن به اصطلاح به دنیا آمدن مسیح کلاً به دنیا برکت داده و همینجوری که زندگی.
میکرده اتفاق معوراتبیی داشته در زمین میافتاده اتفاق تکریمینه تشریمیپیغم من یک خورده بیشتر این را.
میخواهم سرکنم پرزی بگویم من نمیگویم گناه اولیه را پاک بکنی.
میخواهم بگویم که این واقعه از در معنوی واقعه مهم میه که چنین انسانی به وجود بیا و یک چنین زندگی را بکنه و یک چنین رو به پذیر معجزهی انجام بده همین که مرده ای رو زنده میکنه این اتفاقی تو کار زمین داری میافته این ما یک مشکل مون اینی که مثل یهودیها بیشتر نمیدانم واقعاً یک جورایی احساسم اینی که امتحانت هم دارد ترون میشود ترون بکنم.
ببینید، مسیحیها برخلاف مسلمانها به جمعه تکلینی بیشتر تأکید میکنند اصلاً یک آدم مقدس که ظاهر میشود در جهان یک اتفاقی میافتد راهای باز میشود بین آسمان و زمین واقعی اتفاقی میافتد؛ یعنی اگر روحالقدس قبلن زیاد در زمین ظاهر نیست ما اتفاقا شیعان معتقدند که اعتقاد دارند، مثلاً، قلب امام چرا میگویند که حتماً این که از اولیههای خدا باید باشد در اینکه فرشتها میخواهند کجا بیان فرشتا که یک چیز نیست که اصلاً آسمان میخواهد میآید زمین یک چیز معنویه باید یک انسانی وجود داشته باشد میگویند برقلب، مثلاً، اولیا باید ظاهر بشن حضرت مسیح من چندین بار در آن گلسات هم گفتم زهور حضرت مسیح و شاید این اتفاق نهایی اگر درست دارم، میگویم افتاده باشد اصلاً راه بین زمین و آسمان را بر حد داریم که ربنایی کوره رایی وجود داشته.
حالا یک چیز بنده که بودرها چند بانده درست شده یک چنین اتفاقی در کار زن افتده شما چه توجیهی دارید که چرا شریعت را مسیح تخفیص میدهد چرا اسلام شریعتش راحتر از یهودی هست؛ برای اینکه دنیا تحقیق کرد متوجه هستیم.
جانشین مسیح و راز مصلوبنشدن
مسلمانها مثل یهودیها زیاد به این مسئله توجه نمیکنند که ظهور انبیاء ویژگیهای تکمینی داشت دنیا را خداوند دارد تقریبی این که بعد از حضرت عیسی شیاطین زمین شستشان میشود و اصلاً کارهای شیاطین میکردند که بساطه شون جمع میشود فکر میپنم این با منطقه دین ما هم سازگاره پیغمبر باید کسی نیست که نلشتهی از آسمان بیاید خود حضور یک موجود معنوی در این کارهایی که اینها انجام میدهند این که میپذیره که کشته بشود این آدمهایی که در گوییس پسن یک اعتقادی دارند شما حتی از اینها میپرسید که چرا شما هیچ عمل اجتماعی انجام نمیدید گوییس بینه بدونه بینه در تنهایی دیگر؛ یعنی ارتباط با هیچ کس برشان مهم است؛
یعنی جوابشان این است که یک نفر به حالت فرزانگی میرسد به تمام دنیا دارو کمک میکند لازم نیست به کسی بگوید صرف این که آدمیدر کوره زمین همان وجود دارد وصف شده آن بالا این کمکی به تمام آدمهایی که تو کوره زمین همان برند زندگی میکند یک اتفاقی در دنیا واقعاً افتاده که تأثیر میزاره؛ یعنی اگر الهامیدر قلب، مثلاً، یک عارفی الان دارد صورت میگیرد همانطوری که میبینید، مثلاً، کشفیات علمیهمزمان یکی که میفهمد وضعیات چهار نفر دیگر میفهمد اینگار در فضایی چیزهایی که از آن آسمان نازل میشود به جایی دیگر مداشت ترکشاش اصابت میدهد ما معمولا در توصیف تاریخ انبیاء و اینها در اسلام غرفا به این چیزها ترکیل میکنند.
ولی در تعلیمات دینی متعارف معمولا میشتر به آن جمعه تشریح دین نگاه میکنند که، مثلاً، فرض کنیم موسیی احکام یا آگرد بعد عیسی آمد الان مهربون بودی خود تخفیف داد، مثلاً، احساسشان این است که.
آنها ناقص بودن، مثلاً، شریعت اسلام کامله من فکر میکنم دیدگاه درست این است که در آن زمان برای آن قوم تو آن شرایط تاریخی با آن کور راهایی که وجود داشت باید خود بیشتر سخت گرفته میشد و بعد وقتی که یک اتفاقهایی افتاد در دنیا همین که حضرت مسیح به دنیا آمدید این چیزهایی که من گفتم و به امانی فرضیه که خودمان خیلی به آن درستی دارند میزنند ودی شکی در این نداشته باشید که ظهور حضوری مرسی و کوره زمین یک واقعه تکمینی مهم بود که خلقت بشر اصلاً یک جوری به سرانجام رسید یک جای خالی قرار بود که برای این اتفاقی بیفتد و این که روحالقدس روابطش با کوره زمین خوب شد و همانطوری که مرسی بیان میگویند در سالهای بعد هست و مرسی هم همینجور رفته آمده و اعلامه داشته این که میگویند ملک بوت خدا در زمین ظاهر شد این واقعه حلیریه در عالم تکریم یک جوری راههایی که بسته بود انگار باز شد تا از حدیقی عیسی و اگر این چیزی که من دارم، میگویم درست باشد.
خب، دیگر چند باند احتمالاً اضافه هم میشود به آن بزرگ راهی که داری میجاد میشود؛ برای این که اصلاً از حدیقی عیسی به هیچ بچ چیزی در پروندهش نیست که بخواهد به پذیر است که زج بکشد، مثلاً، در این دنیا فکر میکنم زندگی حضرت عیسی فاقد زج به مناهی که انسانهای دیگر در این زج بکشند.
ولی پذیرفت که تسلیم بشود در مقابل خواست خدا و، مثلاً، برای نجات بشهران به هر دلیل زج را تعمل بکند ولو این که خداوند مانه از آن مهم این که حضرت عیسی پذیرفت بفرماییم من.
حالا من جلسه آینده.
میخواهم شما را دعوت بکنم انجیل رو بخونین حد سرزنید تا کجایش همیستا بوده فکر میکنم تو انجیل.
به هر حال یک جورایی یک اشارههایی ممکن است باشی پیدا کردی تا کجایی هم واقعاً همین ایساست که اینجا بزرگ دارد برای حرف میزنیم.
حالا بگذاریم این خیلی چیزی مهم نیست خبول داریم یک جوری بیشتر شبیه یک کار تفننونی میماند که مادرم بروی دنبالیم که اگر جانشین شده کی جانشین شده کجا جانشین شده کی بوده برای کارهای کارادای خود یک مقبول فکر کنم اسناد و مدارک که ما زیفتر از این هستیم که بخواییم، مثلاً، دنبال این باشید که این مسئله بهطور کامل حل بکنید مگر این که امیدوار باشید که اسناد مدارد که بیشتری به دست بید از تیزاتی دیگر میشود بکنم این حرف به شما ترکیب چه.
دوهایی که قبل از اینکه بیان بگیرند آهان، آهان، آهان، آهان، آهان من میخواستم الان آن قطعه را بخوانم اتفاقا من میخواستم اگر این را بپذیرید تا خیلی جاهای کتاب مقدس و کتاب مقدس مسیحیها رو براحتی میکنید بخوانید که کچکترین مشکلی برای شما پیش بیا که احساس کنید که این اتفاق نیفتادید اتفاقاً الان.
من، میخواهم از مسیحیهای سآلی بکنم در یک از مسیحیها چه جوری اینها معتقلن که از عیسی نسکوب شده، در حالی که خودشان در تمام این انجیل این عبارت مشابه این را دارند که وقتی که آن شب.
ببینید، شام آخر میتواند اتفاق افتاده باشد همه اینها میتواند راست باشد من سؤالم از نصیحیها این است که میگویند که حضرت عیسی آن شب آخر رفت در باغ زیتون یا باق جتسیمانین به انجیل مطال اینجوری آمده و به اینها گفت که شما اینجا بیدار باشید من باید دعا کنم بعد رفت و کمیدورتر رفت و بر زمین افتاد و چنین دعا کرد پدر اگر ممکن است این جام رنج و عذاب را از مقابل من برد.
اما نه به خواهش من بلکه به خواستتو چه جوری مسیحی میتواند معتقد باشد که مسیحی این را خواست از خدا.
ولی این دعا مستجاب نشد، در حالی که این دعا را اینجا همشان معتقدند که یک چنین چیزی هست مسیحی از خدا خواسته و هر حال میرود برمیگرد این چیزی که اینجا نقل میکند و دفعه دوم جور دعا میکند که پدر اگر ممکن نیست این جام از مقابل من برداشته شده تصفران آن را مینوشن آن چه خواست توست بشن این فکر میکنم من به عقلم جور دارد اگر من مسیحی بودم یا این دعا انجام نشده یا اگر انجام شده خدا باید از جاله مسیح برداشته و موضوع این است که ما میتوانیم معتقد باشیم به آن موسلمان با اعتقاد به قرآن که اینها راسته و با ترجمه اینکه در همه اسناد مدارکی مسیحی هم کم و بیش این ناجره باید شباهتهایی ذکر شده اینکه حضرت مسیح پذیرفته برار خواست خداوند رو و این مهم است که پذیرفته و در این حال بودید آن دعا که در انجیل ذکر شده فکر میکنم با منطق ما که به قرآن محتددین و اگر در مورد رابطه بین پیغمبرها و آله مثل مسیح با خدای تصوری دارید این است که خدا این جام رو بر میدارد بعد از این که حرفت حضرت مسیح میپذیره که کار رو، در واقع، انجام دهید بله بله من.
گفتم بهعنوان آدمیکه مسیحیه و این کتاب قبول دارد که این دعا انجام شده باید بپذیره که این درداشته شد همچنان این میارتون میزند شما هم هر کتون یک جورایی ممکن است درست باشید.
گلزی عیسی رسولا نباید این دعا را کرده باشید نباید خاسته باشید اگر مسیحیها معتقدند که این اتفاق افتاده یک جورایی باید انتظار داشته باشند حتی درقید که این دعا مستجاب شده باشید من همیشه حرفم این است که دعایی که دوباره زکر میشود؛ یعنی مستجاب شده باشید.
من هیچوقت نگفتم که، مثلاً، فرسونی فیلمبری هر دعایی بکند مستجاب میشود.
ولی اینکه برای درمونه حضرت ایستا من شخصا احساسمیکه اگر این دعا تو قرآن بود که اصلاً قد خور نداشت که میگفتم این دعا معنیش اینی که مستجاب شده که آمده.
ولی کلان اگر راست باشد از ایستا چیزی از خدا خواسته باشد من نمیگویم همه خواستهای پیران برای رو در من مستجاب میشود.
ولی آدم این انتظار دارد و مسیحیهایی که این تو کتابشان ذکر شده تو رایی برای من سقیله که، مثلاً، یک جوری باورشان میشود که نمیگویم باور استباد دارم به استباد اصلاً این که مسیح نشده را انگار به آنها بعد ایرا گفت.
من، میخواهم یک فضای انجیل آدمون میکشد به سمت این که انگار این کار نشده بهتره اگر شواهد تاریخی پیدا بشود که نشده مسیحیها باید راحت بپذیرن، در حالی که یک تئوریای بنا کردن که الا بلا باید حضرت مسیح بونش ریخته شده باشد، در حالی که من فکر میکنم برای تئوریا فقط لازم نیست که این اتفاق آفده باشد.
میتواند که صرفا در آلنان همین که گفت خواستتو به شده همین که از ایساد تصمیم شد این کافی برای همه شیطان همانطوری که در مورد اسماعیل اتفاق جالب است که مسیحیها در استدلال در مورد این که چرا اصلاً مسلوک شدن سنت خدا قربانی کردن سنت خدا هست قربان استناد میکنند به داستان اسماعیل و ایبرون تو هر جایی کتابهای خودشانو بخوانید.
میخواهم به متن کتاب مقدس استناد بکنم میگویند چطور اصلاً با مسلمانها باید بحث میکنند میگویند که چطور اصلاً شما قبول دارید که اصلاً اسحاق یا اسماعیل را به عمر خدا قرار شد قربانی بکنند از این گربانی انسان یک نیجگیهایی دارد یک خاصی.
جانشین مسیح و راز مصلوبنشدن (۲)
خب، آره دیگر من، میگویم اشکام هم و همان معتقدی کامل معتقدی اینجا مثل آنجا بهنوعی ماجره در نهایت متوقف شده فقط مهم این است که از عیسی تصمیم شده باشد نه ابراهیم سخت است نه سر اسماعیل گویده شده و نه عیسی مسئول شده شما در میریم چه کسی جانشین از از عیسی شده آیا جانشین وجود دارد به جای حضرت عیسی یا ماجرایی که اتفاق افتاده یک چیز دیگر به جلسه آینده خورده من خیلی حس این ندارم که لازم است بحث دیگر بشود فکر میکنم که کلاًگ سوه تفاهمیوجود دارد که کسی که به قرآن معتقده باید صلیب و بیمعنا بدونه و این اصلاً درستیست؛ یعنی به هیچ وجه اینجوری الان آن مطمیقی در اشعریا نبیه میتواند مو به مو درست باشد شاید ابراهیم تو خوابش خونم ریخته شده باشد فکر کنید اشعرال نبی در رویای چیزهایی دیده پرافیسی این است دیگر بهاصطلاح؛ چون میگویند مثل یک اصطلاحی در چیزی ما هست که به این پیشگویها میگویند نه.
حالا بگذاریم دست انگلیسیش پرافیسیه حضرت ابراهیم که همچیز تصاویری دیده و میبینید چه جوری تحقیق پیدا کرده تمام حرفهایی که اشعاری ندید زده در موردی که آدمینیاد زجد میکشد و اینها میتواند واقعاً اینها دیده باشد و اینجوری نرک کرده و اینجوری تنوخ برگرده باشد.
بنابراین به نظر من پیشکویههایی که در ملکوت خداوند در زمین ظاهر شده پادشاه نبود حضرت مسیح به معنای پادشاه زمینی.
ولی پادشاه همه آلن و یک جوری با همین مفید تورایت شما میتوانید مفید تورایت بخوانید و این پیشکویهها احساس کنید که در مورد حضرت مسیح واقعاً محقق شده؛ یعنی ملک بوت خدا مصطلح شده؛ یعنی اتفاقهایی که برال مسیح یا به او محترنه از در ما میتواند اتفاق افتاده باشید میتواند مسیح میتواند صدیب بانی موجزن باشد از در من چه اشکالی ندارد اگر شما قبول بکنید که چنین واقعی بوده و صدیب معنا دارد به صدیب کشیده شده به یک معنای اتفاق افتاده در یک آلم دیگر به همان معنایی که از اسماعیل در یک جایی در یک آلمیمثلاً، واقعاً قربانی شده آیه قرآن را خوندم که میگوید صدق تر رویه این کار کردی قربانی کردی این قربانی شد در مورد حضرت اسماعیل دفعه قبل اشاره کرد این صفت صادق الوعد در قرآن نسبت داده میشود که بهطور قطع مربوط به همین ماجراست قرار بود که ورده که تا آخر سب کنید نمیتوانید بگویید که.
جانشین مسیح و راز مصلوبنشدن (۳) / جانشین مسیح و راز مصلوبنشدن (۴)
خب، این که تا آخر ادامه پیدا نکرد به یک معنایی تا آخر ادامه پیدا کرد و سب کرد و همه چیزها من نمیخواهد بگویم اینها اقایدی که واقعاً جزمیآدم بخواهد بگوید و در مورد تاریخ که داریم صحبت میکند از اولش بناره بر این گذاشتن که قرار همینطور در حال داستان بگویید داستان خوبی باشد من یک جایی داستانی که من دارم، میگویم از اونی که مسیحیها، میگویم با انجیل انتوابش بیشتره تا این که مثلاً.
حالا با چیزی که تو قرآن آمده با قرآن کاملاً منطبقه فکتهای تاریخی را توجیه میکند انجیل رو هم یک جوریه حتی همین چارت انجیل رو هم یک جاییشو بهتر توجیه میکند.
حالا شاید درست آینده خود وارد دوزیات آن متن چارت انجیل هم بشود هم نمیدانم واقعاً لازم هست.
در هر حال مهم این است که شما اگر اینجوری نگاه بکنید صلیب بیمانه نیست و صلیب اینیست که واقعاً یک کسی اونجور خون شریفته شده باشد واقعاً شلا خورده باشد نمیدانم تاج خار را سرش حتما گذاشته باشد رازمیسی فیلم مل گیبسون اینجوری اتفاق افتاده باشد من ساز میکنم همه این فیلم رو دیدن نبینید فیلم دو نفر دو نفر در کنار عیسی مصلوب میشوند که در همه انجیلها این آمده و در انجیلها آمده که این جزد پرافیسیها بوده هرچند الان در کتاب اهده اتیر میست.
ولی در قرن اول که آن را دارند زندگی میکنند این را بهعنوان شاهد میآورند که این جزد پرافیسیها بوده که این فرد در بین دوتا دوز پشته میشود دو نفر دوز دارند و مسیح در بین این دو درست و هر حال.
من، میخواهم بگویم این پرافیسیها به همین شکلی که اصلاً میتوانند درست باشند به همان معنایی که رویاه ایبراهیم درست و صلیب میتواند معنی داشته باشد مسلمانها لزومن نباید انکار بکنند، مثلاً، این نماد صلیب را بگویم صلیبشی دیمعنایی به صلیب کشیده نشدن عیسی که ما به او محتردیم دوزمون منیشی نیست که صلیبی نبوده و عیسی یک چنین مرحله رو تیع نکرده میتواند این چنین واقعی اتفاق استفاده داشته و همه چیزهایی که گفتم من فکر میکنم برال بدون این که واقعاً من شخصا این حس را داشته باشم که بیایی، مثلاً، یک جوری مسالهه بکنیم با مسیری آخواده نکرده، مثلاً، یک جوری من واقعاً احساسم این است که اینجوری با منطقه و قرآن بهنوعی سازگارتره و با شواهد تاریکی.
به هر حال این انجیل بهنوعی بگذارید من یک خورده.
میخواهم برسید تمام بکنم سؤالتون اگر میشود خورده به تحلیل مندسیم.
ببینید، انجیل وقتی که انجیل جدید هم پیدا میشوند و باز، مثلاً، توش میبینید که آنهایی که آن بر دنیا هم زندگی میکردند فابر پولس نبودن هم باز، مثلاً، اشاره میکنند که از یک سار گرفتن و تا یک جاهایش این اتفاق افتاده حتی تو اینجوری برنابا هم اینجوری نیست که این ماجور دیگوره که، مثلاً، آن شب در باغ اینها بودن برنابا میگوید آنجا موضوع کارگاهی این است برنابا میگوید همونجا در باغ یسارو نبوردن یهودارو بوردن بهطور نوجز آسایی این را با همگی عوض شدن و دیگر از آنجا به بعد اصلاً از ایسایی درکار نیست.
عیسی همونجا جدا میشود از هواییون و، مثلاً، به آسمانها میرود.
حالا روایت دیگر این است آن شخصی که صلیب عیسی را همه کرد که اسمش شمونه آن است که مصلوب میشود به جای از عیسی؛ یعنی تا آنجا عیسی هست تا جایی که حتی، مثلاً، شلاغش دادن.
ولی بعدا وقت تو راه میروند جا به جای اتفاقی یک خود اطلاعات ما در حد کمیه که خود را اضافت کردن در مورد این چیزها دیگر جالب نیست شاید یک روزی یک اطلاعات بهتری پیدا بکنیم من چیزهایی که میخواستم آخرش بگویم این است شما یک سؤالی باید جواب بدید که فرض کنیم که ماجرا این است هفاریون عیسی متله نیستند که این دوی شده؛ یعنی این ماجرا طبیعی است به دلیل این مکر الهی یهودیها نباید دفعه نباید این ماجرا فاش بشود نباید به مردم گفته بشود حتی بعد از این که این اتفاق افتاد این مثل یک راز بازموندن این ماجرا به صورت یک راز طبیعی است که برن فرداش به مردم میگویند فکر میکنید اعدام کردید این افراد اعلام نکردید؛ یعنی اگر حواریون بدونند قرار نیست که میکنند فاش بکنند.
قرار این ننگ را یک جوری در یهودیها، در واقع، خودشان داشته باشند.
یک مدار شادی هم بکنند به حساب اینکه مسیر را کشتند.
یک جوری اینکه حققت علیه کلمت و عذاب.
یک جوری بد نیست که بررحال این ماجرا حدود بلافاصله فاش نشد.
ولی آیا اصولاً هواریون نمیدانند هواریون میدانند؛ چون انتظار تو این میست که هواریون حد اقل بعضیهایشان آن را به نظر نمیرسه حواریون.
بنابراین شما زایر نمانده حواریون اتیگی توحیم جسارت نمیکنم شواهد تاریخی. به نظر میآید که حواریون خیلی یک دست نیستند همه شما آدمهای خیلی سطح بالایی نیستند و اصولاً شما کتاب انجیلوی که میخوانید به نظر نمیآید این آزاده معنی در یک سطح خیلی بالایی هستند تمثیلهای ایسار نمیفهمن اصلاً عیسی گاهی به آنها چیزهایی میگوید چرا نمیفرد و یک جایی من نقل انجیلو دارم و، میگویم قرآنم بردن کشور در موردش بحث بکنید جزیات خیلی زیاده که بخواید در موردش بحث بکنید ولی.
به هر حال شما فکر میکنم از دارد تاریخی قطعیتی روزید دارد که یک کسی از این عیسی را معرفی کرده دقیقا از یکی دو تا سند تاریخی که میگویند که یهودا به دستور ایساین کار کرده معمولا در تمام این انجیل به شدت میبینید که از یهودا رو وقتی یهودا میآید در همین باغ زیتون عیسی بلند میشود و پتروس و دو نفر دیگر کنید و اصلاً میگویند این شایرد خواهن من؛ یعنی اینجوری این که یک کسی من خیانت میکند یک کسی من را لومیده این هم به شدت در کتاب مقدس در همه انجیل هست و در انجیل دیگر هم که جزوین انجیلای قانونی نیستند هم که حضرت عیسی این رو حتی از حواریون هم مخلی کرده باشد تا یک جاهای خود عیسی هم فرض کند نمیداند.
بنابراین به حواریون نگفته برای این خودش هم دارد فکر میکند که این وقعای اتفاق میدفتن برای او تا اینجاش منطقیه.
ولی وقتی که این اتفاق نیفتاد حضرت ایسان نیمده، مثلاً، به هواریون یک دفعه به آسمان رفته و ارتباطش با زنین قد شده برای هواریون در چیز موندن در یک آلتی موندن که نمیدونستن که این روی شده یا نه.
خب، من.
حالا میخوایید واقعاً فکر میکنم لازم است برای جواب دادنش خود برای خود هواریون آدم بحث بکند فقط من این را میخواهیم بگویم که ما اسناد تاریخی داریم که هواریونی بودن که میگفتند از دیویسا مصلوب نشد و این کافی است که همین اسناد تاریخی وجود داشته باشد این که کدام عقیده عقیده به مصلوب شدن یا نشدن کدومش بهتر پیش رفته و غلبه کرده اصلاً موضوع بسیار موضوع این است که به نظر بیشتر فکر میکنم معقول میرسد که حضرت عیسی که آخر بجلیر فوارمینزدیکی وجود داشته باشند که از ماجرا خبردار شده باشند بهنوعی بررال در غرن اول و دوم فرقههایی وجود داشتن که اعتقاد داشتن از عیسی مصلوب نشده و خوشبختانه در کتاب خانه نجه حمادی یک متنیهست تحت عنوان مکاشفه پتروز که نه فقط میگوید که حضرت عیسی مصلوب نشده میگوید که من چه دیدم و چه اتفاق اونطور افتاد و این را برای درست است آینده تا ماله داستان درشان کنید بفرماییم یک سری استفاده باید بسیار استفاده کنم که از من حضرت عیسی این استدلالها.
معتبرتر از این هستند که من استدلال بکنم که حضرت ابراهیم نمیتواند خداوند نباید حکم بده که ابراهیم بیچار اسماعیل پسر پودشو بدون گناه بکشد این آدابودفرست چطور خداوند در قرآن صراحتم میگوید که قربان شدن اسماعیل و از پدرش خواسته آخه باز از یک آدم غریبه میخواستند باید این را سحنه سحنه عجیبی را تو قرآن آمده دیگر ویدیوهایهایهای آقایی ایشان از این ویدیوهایهای آقایی ایشان برای خاطر اینکه هر دعایی مستجاب بشود فکر نمیکنم در این منطقیه دعایی که در قرآن آمده یا تو کتاب مقدس هست مستجاب بشود فرق میکند با اینکه هر دعایی مستجاب بشود.
ولی اینکه شما دارید میگویید منی زمان هم درست است اگر دلایلی بودید دارید که نمیتوانید اتفاق بیاب دارید اول از این عیسی میفرمه.
ولی این اصلاً ناراحت همین تو باقی زهتون هم نتاره میشتر دارد فکر میکند که دارد رو جای من برسید که کجایی که از این کشه.