متنِ کاملِ پیادهشدهٔ این جلسه در ادامه آمده است.
روش نقد مکتبها و سنجش ادعاها
موسیقی خب، من این جلسه دیگر آن مقدمات کلیتی که میگفتمو میخواهم بگذارم کنار و شروع کنید خود در مورد، مساری تاریخی از نظر تاریخی، چون مقدمه وارد بخش شده است هدف ما این است که اینجا یک جوری به چند سؤال مشخص هست اولا، پاسخ بدیم سؤال اصلی این است که چه مقدار این چیزی که تحت عنوان مسیحیت ارتدوکس الان در دنیا وجود دارد، ولو این که چند هزار نسخه ممکن است داشته باشد در اصل، سویههایی که موجود هستند یا در حال دو نسخهٔ مهم کاتولیک و پروتستان وجود دارد مثل کاتولیک و پروتستان، اما، به هر حال، با همدیگر تا حد زیادی عقاید مشترک دارند مواردی در مثلاً، نظام کلیسا با هم دیگر اختلاف دارند ولی همه تقریباً مصوبات شورای نیقیه را قبول دارند. حالا، یک رسمیت مشترک به اصطلاح عقاید مسیحیهای دنیا در حال حاضر را اگر در نظر بگیریم و از مثلاً، بعضی از فرقههای خیلی کوچکی که از یادمان نرود ممکن است حتی چندان نماینده در دنیا نداشته بخواهیم، بحث اصلیمان این بود که چقدر این عقاید انطباق دارند. با آن دعوت اولیه و پیام اولیهای که مسیح واقعاً داشته و یک نقطه خاص، که مورد اختلاف مسلمان و مسیحی هست در مورد بحثهای مصلوب شدن مسیح است، که به طور خاص.
باید به آن نگاه بکنیم و باز مسئله خاص به دیگر مسئله اعتبار کشفیات جدید باستانشناسی جدید، که میگویم نسبت به تاریخ دو هزار سالهٔ مسیحی جدیدند؛ مثلاً، در نیمهٔ دوم قرن ۲۰ پیدا شدند کتابخانهٔ نجع حمادی و پیدا شدن طومارهای بحرالمیت و اوایل قرن، ۲۰ کشفهای دیگری هم وجود داشته کتابهایی پیدا شده باستانشناسی جدید باستانشناسی در سالهای اخیر. و دهههای اخیر کارهای اطراف اورشلیم را انجام دادن که باز ممکن است از این جایاتی مهم باشد. فکر میکنم این نجموع مستندی که من دادم قرار شد در اختیارتون قرار بگیره نمیدانم چقدر رسیده به دست آدمها من میل دارم که یک موقعی به من بگویید آنها، که قرار بود نگاه بکنند نگاه کردن که یک جلسه بتوانم در مورد شواهدش صحبت کنم در یک، جلسه در مورد همان مستند خاص بخواهید به عنوان نمونه یک نگاه آکادمیک و مثلاً، سکولار به تاریخ مسیحیت در همین حال دوست دارم به مسئلهٔ خاص از نظر مورد بحث مسئلهٔ خود، من این است که در واقع، شما وقتی که میخواهید بحث تاریخی.
بکنید چه کار دارید میکنید؟ من مجدد این را میخواهم یاد آوری بکنم که بحث تاریخی هم مثل یک کار علمی، در واقع، به دست آوردن یک تئوریای که فکتها را توجیه میکند. در واقع، شما وقتی بحث تاریخی میکنید یک داستان میسازید که فکتهای موجود دارد، و یک جوری به همدیگر پیوند میدهد به آنها جلوهای معقول میدهد یک داستانی میسازید، مثلاً، داستانتون یک جوری شروع میشود که مثلاً، خداوند مسیح را فرستاده یا خود خداوند به صورت مسیح ظاهر شده به حقیقت مسیح یا بعد اتفاقهایی، افتاده که همه با هم یک جور دارد معنا میدهد هر چقدر داستانی، که معقولتر باشد به عنوان یک مثل تئوری خواهد سازگار باشد در درون خودش هر چه داستان معقولتر، و روشنتر. باشد و فکتها را بهتر توجیه کند داستان بهتر ما برای توضیح وقایعی، که در اطراف پیدایش مسیحیت اتفاق افتاده داستانهای متعدد داریم انواع داستانهای سکولار داریم انواع داستانهای دینی داریم، که مثلاً، فرض کنید، یک روایتش روایتی که به نوعی میشود پیش بوده روایت اسلامی متاسفانه ما یک روایت اسلامی خیلی جدی، که روش کار شده باشد واقعاً نداریم، یعنی، مسلمانها بر اساس همین چندتا آیهٔ که در قرآن هست اصلاً قبول ندارند که اساسا مسیح مصلوب شده.
ولی، قبول دارند که اساسا مسیح از مادرش که باکره بوده به دنیا آمد چیزهایی، که در قرآن هست و قبول دارند و آن چیزهایی که نیست، و قبول ندارند و هیچ وقت تقریبا آنقدر اهمیت ندادن مسلمان من تقریبا میتوانم بگویم یک موردی، که بعدا در جلسه بهش اشاره میکنم که؛ به نظر من، مورد جالبی یک نفر که ایران یک کاری انجام داده. مثلاً، سی سال قبل اینطوری نبود که مسلمان بنشینند و همه چیز را در واقع، جمع بکنند و یک دیدگاه مشخصی در موضوع تاریخ مسیحیت ارائه بدم، مثلاً، در تاریخ. مسیحیت بین پولس از یک طرف و آن حواریونی که در اورشلیم زندگی میکنند اینکه اختلافی به وجود، آمد که در خود کتاب مقدس هم منعکس شد پکیج و مستندمان چیست؟
کدومشون را انتخاب کنیم؟ پطرس را انتخاب کنیم یا پولس را انتخاب کنیم؟ مثلاً، فرض کنید، مسلمانها قبول دارند.
مثلاً، یکی از قسمتهای آن اختلاف این بود که آیا مسیحیت را باید خارج از سرزمین جامعهٔ یهودی تبلیغ، بکنیم یا نکنیم. در انجیل متی شاهد میکنید که مسیح نهی میکند حواریان را از اینکه به غیر از یهودیها پیام را برسونند.
تأکید میکند که به من همیشه خود را قول میکنم شک میکنم تا اینجا اینجا اینجا، اینجا متی هست یا این عبارت را درست ذهنم مونده یا نه بروید پیش گوسفندهایی، این عبارت دقیقاً در انجیل هست. برید دنبال گوسفندهای گم شده خاندان بنی اسرایل. یعنی، برای آن مردم بنی اسرایلی که گمراه شدن اینها را هدایت کنید.
ما کاری به خارج از مردم بنیاسرائیل نداریم. ملغی شدن شریعت و اله آخر. مسیحیها باید یک جوری منظورم از روایت اسلامی این است که از آن چیزهایی، که در قرآن آمده به اضافه فکتهای تاریخی آنها خودشان هم به عنوان یک موجود مستقلی، که؛ حالا، یک روایت جدید دارد وارد میکند وارد این اختلاف روایتها بشود و یک روایت اسلامی بشود من.
در واقع، سعی میکنم در حدی که باید وارد جزئیات بشوم یک روایت اسلامی نقل بکنم. حالا، چه مقدارشون میسازم چه مقدارش در حال موجوده فکر میکنم با بعضی از دیدگاههای پولسی، که وجود دارد الان یک مقدار تفاوت داشته باشد این چیزی که میگویم. ولی به هر حال، فکر میکنم مسلمان لازم است که به نوعی وارد این ماجرا بشن و خودشان به اصطلاح یک جور روایت، تاریخی مستقل از روایتهای موجود که با فکرهایی که در قرآن هست، سازگار باشد بسازی بگذارید بگذارید منظورم روشنتر بشود این مسئله مصلوب شدن نگاه کنید مسلمان میگویند. مصلوب نشده حضرت مسیح چه شده اصلاً به نظر میرسد اکثریت نظرشان این است که شخصی اشتباه هم به جای مسیح مصلوب شد. خب. حالا، مسلمانها جواب این سؤال را چگونه میدهند فرض کنیم که این اتفاق افتاده. خب، خود مسیح هم زنده است بنابر روایت اسلامی اصلاً مصلوب شدنی در کار نبوده مسیح اصلاً نمرده و خداوند مسیح را به سمت خودش بالا برد در مورد اختلاف بین روایت.
مسلمان و مسیحیها این است که مسیحیها میگویند که مصلوب شده سه روز مرده بعدم رستاخیز اتفاق افتاده، ولی به زنده بودند مسیحی و نزد خداوند بودنش اعتقاد دارد؛ حالا، خیلی از مسلمانها میگویند کلا حواری مورد نظر در راه جانشین به حق مسیح پطرس بوده و پولس، و اینها آدمهای شیادی بودند که دارند. خیلی جا بیندازند عموم چنین اعتقادی دارند پولس عامل انحراف مسیحیته پطرس آدم خوبی بوده و مسیحی جایی، که انجیل متی پطرس را به نظر میآید که به عنوان بانی کلیسا اصلا را انگاشی میده؛ خب؛ حالا، اگر مسیح زنده است و این حواریون هم حواریونی هستند که بعضی هاشون راه حق هستند، در یک جایی باید در این نوشتههای به جا مونده است.
همین حواریون و حالا، نسل دوم و بعد، اشارهای دیگر شده باشند، همه تقریباً اتفاق دارند، اتفاق نظر دارند در اینکه مصلوب شدن اتفاق افتاده است.
روش نقد مکتبها و سنجش ادعاها
از نظر تاریخی به نظر میآید انجیل مرقس را اتفاقاً پطرس انشا کرده شاید و آنجا همین است فرقی نمیکند، به هر حال، در اینکه مسیح مسجود میشود یک اتفاق نظری بوجود دارد یا باید بگوییم، که هیچ کدام این حواریون این اتفاقاً برخواد نبودند و همشون. در واقع، یک زیبی گمراه شدن یک دیگر منظورم از روایت اسلامی میگوید همینجوری فقط نگیم، که مصلوب نشد از این اشتقاق بقیهٔ ماجراها را هم توجیه بکنیم، اتفاقایی افتاده بعدش، مثلاً، آقای واقعاً حضرت مسیح و حواریون ظاهر شده یا. نه اینها دروغ میگویند ماجراهای تنجار روز بعد از رفت رستاخیز مسیح روحالقدس آمد و آن هر کار، راست یا دروغه خلاصه، از کار درآمده باید انجام بشود بگوییم، مثلاً، یک روایت میتواند این باشد یک روایت اسلامی همه حواریون همه این آدمهایی بر دور مسیح بودند، همه شون کافر شدن و هیچ کدام راست.
نمیگفتند و همه چیز دروغ بوده یا یک عده خاصی بودند که آثاری از آنها به جا نمونده یا، اگر مونده، مثلاً، یک جوری سعی کنند مجموعهاش بماند مهم این است که ما برای یک جوری، اگر میخواهیم وارد.
به این ماجرات داشتیم یک جوری معقولی سعی کنیم این داستان خودمان روایت اسلامی را بسط بدهیم سعی، کنیم با فکتهای تاریخی، اگر، مثلا، نمیخواند اگر میگوییم، مثلا، مصلوب شدن از این مصلوب شدن اتفاق نیفتاده ولی، یک فکتهای تاریخی هست که نشان میده مصلوب شده یک خرده وارد بس داشتیم فقط همینطور ننشینیم بگوییم، که این مصلوب شدن افتخار رخ نداده سعی کنیم که روایت همونو تکمیل بکنیم؛ حالا، بگذارید عرضم مشخص باشد که وقتی تاریخ میکنیم چه کار میکنیم بکنیم، من یک نقطه خیلی مهم این است که در همین جلسه هایی که بحث هایی کلی کردم یک چیز، خیلی واضح این است که همیشه شما وقتی دارید تاریخ نگاه میکنید از ایدئولوژی خودتان اتفاق میکنید، برای اینکه بگویید که از تا این اتفاق کفتاد چه بود؟ یا چه اتفاق هایی میتواند بیفتد چه اتفاق هایی نمیتواند بیفتد؟ سؤال هایی که در زینه ما میآید، برداشت هایی که از وقایعی میکنید، چه چیزهایی را میپذیریم، چه چیزهایی را نمیپذیریم، این را همه برمیگردد به اینکه چگونه داریم در واقع، به دنیا نگاه میکنیم شما یک جهاندینی دارید که از جمله وقای تاریخی.
مثلاً، یک انسانشناسی دارید دارید یک نکله خیلی بازه به عنوان مثال میخواهم دیگر شما، اگر دیدگاه سکولار داشته باشید اصلاً چیزی به اسم وحی وجود ندارد.
بنابراین از که به تاریخ مسیحیت نگاه میکنید خب، بیفارتتون اینکه اینجا هیچ اتفاق معنوی خاص روحانی و نمیدانم ماورای طبیعی نیفتاده یا آدمی ادعای مسیحا بودند، کرده یا ممکن است این آدم ادعای مسیح بودند نکرده. ولی پیروانی پیدا کرده که بعدا این ادعا را اضافه کرده یا حالت ثبوت اصلایی همچنان آدمی وجود، نداشته خود آدمها آمدند یک همچنین روایاتی را صافتن برنی که لازم داشتن به این که به دلال سیاسی و اجتماعی لازم داشتن یک مسئله هایی روحون بکند نکرده. و بعد آنها ساختن شاید از دیگر سکولار دارید نقطه شروع تون یک جور روایت هایی را نمیتوانید، بپذیرید ایدئولوژیتون به شما اجازه نمیدهد سوی روایتی میشتازید که از نظرد با سایر افتاری، که در زینه کند سازگار باشد در درجه اول بعد نقطه بعدی این است، که با فکتها یک جوری.
در واقع، سازگاه داشت فکتها تاریخی موجود را توجیه بکنیم، ساعد ممکن از عقاید و ایدئولوژیتون در ساختن آن راایت استفاده بکنید هیچ ممنوعیتی وجود ندارد، همانطور که در علم کسی نمیپرسته از شما که تئوریتونو از کجا آوردید به قول پوپر اگر خوابم دیده باشید کسی مشکل میگهتون الهام شده، در خواب دیدید یا هر جوری از لحظهای که شما تئوریت ارائه میکنید. و قرار است که فکتها را توجیه کند یا ناسازگار باشد یا ناسازگاری در اونی داشته باشد بحثها شد میشود، در واقع، ما اگر بشود یک این تفکیل که انجام دسته من سعی میکنم، بگویم که واقعیتش نیست نمیشونیم کار کرد تا حد ممکن یک سری فکتهای تاریخی را تطمیمان فکر یک، چیزهایی را بگذاریم کنار آدم هر جوری.
و هر ایدئولوژی که دلشان میخواهد داستانشون را بسازن ببینیم چقدر این داستان داستان خوبی معقول به نظر، میرسد اجزاش با همه یک سازگار هم چقدر ضربه به فکتها را توجیه میکنیم، تا یک مرحله استفاده از داستان استفاده از ایدئولوژی مطلقا مجازه و تا حد ممکن باید سعی کنید، سیک قسمت تشخیص فکر فهمیدن فکر و بستن فکت از ایدئولوژی استفاده نکنید آنجایی. سری معیارهای عمومی درست است همه خطر این است که آدمها اتفاقایی که افتاده را چون با ایدئولوژیشون ناسازگاره.
بگویند اتفاق نیفتاده تمام فرض کنید، شواهد تاریخی میشونیده که یک واقعیتی اتفاق افتاده بری من به نظرم میآید که این نباید اینجوری شده باشد، چون با اصطلاح خودم ممکن است با عقل من جور درنمیآید یا با ایدئولوژی من سازگاری ناخودآگاه احساس میکنند، که آن فرق وجود ندارد یک نمونه خیلی سادش در مورد برخوردیک، که مسیحیهای ارتدوکس با منابع نوشتاری که از قرن. اول و دوباره مونده میکنند یعنی، یک مجموعهٔ انجیلها وجود دارد که اینها انجیلهای خوب هستند به عنوان فکت میشود از آنها. استفاده یکی چیز در آنون نوشته قطعاً فکره چیزهای مشابه از از تاریخی همارز وجود دارد، که آنها را اصولاً ترجیح کند، اگر چیزی هم در آن نوشته شده باشد نه تنها سخت محصول نمیشود بلکه چون آنها را آدمان مرتد و مثلاً، شیطان پرست نوشتن آن مجموعی نوشتهها نوشتههای بدی هستند و چیزهای هم در آن هست اصولاً مردود قرار بودند، یعنی، من، در واقع، اعتقادات هم به من میگوید که این کتاب خوب است آن کتاب بده در حالی که از نظر، وقتی به طور عمومی نگاه میکنید ممکن است بعضی از آن کتابها.
از این کتابها قدیمیتر هستند و یک جوری سندیت بیشتری هم دارند، ولی چون با عقاید من سازگار نیست من آن را به عنوان فکر نقلشدههایش را قبول نمیکنم اینجا خطرناکه دیگر، یعنی، استفاده از ایدئولوژی در مرحله که چه چیزهایی فکت هستند باید توجیه بشن مشکل. در واقع، ایجاد میکنند فکر کنم همه آدمها دچار این مشکل هست، یعنی، ایدئولوژی خودشان را موقعی که دارند قضاوت میکنند که چه فکتهای تاریخی هست، و چه وقایعی اتفاق افتاده چه وقایعی اتفاق نیفتاده آن وقعی که اتفاق. افتاده حیثیتش چه بوده و چه معنایی داشته معمولا دیدگاه جهانبینی دینی خودشان را برخلاف شواهد موجود ممکن، استفاده بکنند و یک جوری یک توجیه هایی بکنند یک فکت را کنار بگذارند یا یک جور دیگری، سرکونم بفردن؛ من فکر میکنم، اینجا به طور کلی مجاز نیستیم دیگر تا حد ممکن باید سعی کنیم، که شواهد تاریخی را با یک ملاکهای کلی در را با عنوان شواهد در نظر.
بدید مثلاً، نمونه مشخص رفتار با رفتار مسیحیها با کتابخانهٔ نجع حمادی مجموعه از قدیمیترین نتقای موجود.
روش نقد مکتبها و سنجش ادعاها
از نظر تاریخی که به دست آمده همینها هستند و ساز مخالفی هم میزنند نسبت به به اطراف، عقاید مسیحی اوتودورس وقایهی، چون نقل میشود که مورد قبول مسیحیها نیست یا عقایدی، چون هست مورد قبول مسیحیها نیست، چون آدمهایی که آنها را نوشتند و مرتب میدانند این مرتب دونستن یک جور قضاوت ایدئولوژیک دیگر. یعنی، من چون اینجا باید جایی این کتابها را قبول دارم آن کتابها را قبول ندارم دلیل این کتابها، را قبول دارم سند تاریخی دیگر نیست بلکه آنها هم. سند تاریخی دیگری بهترین دیگر نداشته باشیم ولی برای نقطه مهمی که آنجایی، که پیش میریم دقیقا کنیم که تا از ممکن دچار اینجور قضاوتها نشین، ولی اینکه مطمئنا در مصادر تاریخیمان هم تاریخ دو هزار سال پیش کلا فکتها اینقدر قوی و محکم، نیستند که آدم بگوید که مثلا، یک جوری توجیه کردنشون کاملا خلاف عقل در حال ممکن است شما همین الان در مجموعه اسناد و مدارک، که موجود تناقض هایی وجود دارد خلاصه، یکیشون روزایی تناقض اینجورا بگویم بگو سؤال داده در سؤال داده.
در مصلوب شدن مصلوب شدن سؤال داده در سؤال داده در سؤال داده در آره، ولی من انجیل برنامه را خود رقیقا بگذارید به عنوان اینکه از خودم دفع بکنم، که این حالتهایی که میزنم و خودم عمل میکنم من به هیچ شد، معتقد نیستم که اونجورا که مسیحیها میگویند انجیل برنامه جدای از اینکه اینجا نسخههای قدیمی از آن وجود داشته. ولی ما که میدانید هم خیلی جاش با روایت و قرآن سازگاه، ولی من هیچ استفاده از انجیل برنابا نمیکنم در بحث داری که دارم انجام میدهند؛ برای اینکه سندیت تاریخی ندارد اینکه در واقع، علاقه مسترمونه به انجیل برنابا دلاله ایدیولوژیک دارد نه دلاله هیچ سندی هیچ شواهر تاریخی خوبی؛ برای اینکه انجیل برنابا انجیل مستندی وجود ندارد.
یعنی، قدیمترین مستش مال مثلاً، قرن ۱۵ هم ۱۶ همه اینکه نشد انجیل، اگر در بیابانه نصف را یک دور دیگر بکنند همه جاش را و یک نصفه. خیلی قدیمی انجیل برنابا گیر بیاورند آن وقت میشود کلا داستان را بر اساس انجیل برنابا ساخت و خیلی هم از آن استفاده کنیم این افراتی خود موردی به لحاظ تاریخی مفید هستند.
همکاری که پاید اعتقاد میدارند با سرای اولادت گردند، این باید آدم هستند. اگر یک نیز بیاید فاید نداشته میدهند و یک نیز را دوست میدهند. در حال از اینجا باید یک یکی که بشود دیگری نیست.
حالا، ممکن است مقیام سارسی درگاه باشد. بلی از اینجا بیشتر یک یکی که دیگری نیست. یک همچنین محصولی نیست که شما یک جلسه بگذارید اگر میتوانید از مطمئ انجیل برنابا واقعا شواهدی بیارید این انجیل جدیدی برعکس شواهدی، میآورند مسیحیها از مطمئ انجیل برنابا که به نظر میآید، مثلا، بعضی از بخشای انجیل برنابا فضا فضای قرون و بستا این مطمئ با این.
مثلاً، عبارات نمیتواند در دو هزار سال پیش نوشته شده باشد شواهد این شکلی وجود دارد، مثلاً، توصیفی که از فضای شهری وجود دارد او از اینها برای یک فرقه من میتوانم برای تونید یک مقالای مسیحیتی. زد به انجیل برنابا بیاورم که کاملاً سر میکنند از مصد انجیل برنابا دو جون شواید تاریخی استفاده، بکنند بگویند که این نمیتواند متقن باشد، مثلاً، انجیل درستی باشد اگر دلائلی وجود داشته باشد که شما انجیل برنابا را خارج از نظرستایی دولوشی نه، به دلیل انطباقی که با قرآن دارد یا اینجور چیزو اگر دلائل کسی به شماه بیاورد خب.
میتواند به عنوان یک چیز غیر ایدئولوژیک در باغردش اتفاده بخواهد من دارم میگویم، که من یک همچنین شواهدی را نمیتوانم ارائه بدم سنید تاریخی هم وجود ندارد، با این که خودم شخصا دقیقاً در این مطمئن میخونم احساس میکنم، که این دروغ که این است یک مسلمان نداشته خیلی واضح است که؛ به نظر من، خیلی بریده که یک مسلمان این را جهد کرده باشد در قرن ۱۵-۱۵ برای، خاطر این که انتبابت کاملی با عقاید اسلامی افرات ندارد، مثلاً، موجزه تبدیل آب به شراب در انجیل برنابه هم. هست مسلمانها به شدت با این مخالف هست که همکنین کاری مصدیح کرده باشد، و خیلی جایی دیگر شما اینطور است، یعنی، فضا بیشتر نزدیکی به انجیلهای سگانه ی صدا همدیده تا فضای، مثلاً، قرآن ادعا میکنند که یک مسیحی که مسلمان شده این را نوشته.
ولی فکر میکنم که برقرار شکل تردید وجود دارد یعنی، یک مثل به این مفصلی فقط، برای خاطر این که دوتا نمیدانم عبارت در آن بیاید که مسیح مفتوب نشده، اگر هم یک آدم متنقلقی بوده، خیلی آدم زرنگ و چیزی بوده. این واقعاً در میخواند اصلاً زیر نظرش نمیرسه. یا نابغهای بوده برای خودش.
این همه چیز به نینیسته برای فکر اینکه دو جاشای خود فرقیر بده و بعد مردم هم نفهمند، که این چیزی بود.
من دارم میگویم که اینجایی برنامه استفاده نمیکنم به عنوان شاهد، چون فکر میکنم که به اندازه کافی سندیت تاریخی ندارد ممکن است به آن اشاره بکنم بگویم آن هم چیزی، حسابی فکر نمیکنم بشود از آن اشاره بکنم مگر اینکه شواهدون مثل آن چیزی، که شما میدی دارم بیاورد. مثلاً، بیاید اینقدر مطمئن خوبی و حالت موجزهها سا دارد که میشود از خود مصدر که این یکی منشای الهی دارد این مصدر به این دردانی نمیشود، دیگر چرا؟ ممکن است در یک شرایطی خیلی دلائل خوب باشد آدمها را حداقل به شکل بیندازه همانطوری، که مصدریها سر میکنند باعث خود از مصدر شکل ایجاد بکنندد در اینکه این مصد قدیمی ممکن است، برای اصلی نفر بکنید از اقل الهی بودند نه ممکن است شما از پیمت سعی کنید چیزهایی در بیارید، که نشانه قدیمی بودند مرسی باشید.
مثلاً، نوع استفاده واژهها یا کار زبانشناسی که ریک مطمئنیش دهید ممکن است یک نفر یک کار زبانشناسانه خوب بکند، و تشکیلش این باشد این مرسی نمیتواند، مثلاً، جلوتر. از رمه چهارم نوشته شده باشد به دلیل این واژهها نوع گرامر و ادامه این را همش باید، بنوید برم بیشتر ام امیدو کنیم باشد که در دیابانهای مثل و اینجاها یک مصن موریانه نخورده ایده، داریم؛ خب؛ خب؛ حالا، بر اساس ایدولوژیهای مختلفی وجود دارد من همش در این جلساتی میآیند یک جوری بیدم، دیگر یکی دو جلسهٔ تمام بکنم یا اصلاً همش یک جوری یک تمایلی به من میگوید، که هر زفتی که میمیشینم میخواهم مطمئن بازو بکنم میگویم سرسرش یک جوری هم بیاورم زودتر از این بحثها بگذاریم.
ولی خب، کدار جالبی وجود دارد این هیچ وقت هم نمیدانم خلوته الان این سره چیزی، که دارم تنجلدر تولیم کشه ممکن است یک روزی بیام واقعا تمومش بکنم خیلی چیزها را نگم و عوضش، مرضیها بدم در خودتان مطالعه بکنید باید بگیر. من تا یک جایی چندتا چیز فقط در زنم اینها را حتماً باید بگیر. تا جایی که کتاه کردن زربه نزنه بگیر آن حرفها.
در واقع، جا بیفتد سعی میکنم برای رای خود را کتاه شوکنم. گیدگاههای مختلفی که وجود دارد شما از گیدگاههای سکولار که همه الان اشاره کردم سوید. حتی ممکن است ادعا بخورن که مسیح وجود نداشته یا برای برای را مسیح یک آدمی بوده که به دلائل اجتماعی، مثلاً، یک حرکتی انجام داده یا دچاره یک جور بیماری بوده که فکر میکرده واقعاً مسیحها است، در این حال آخر شخصیت مسیح از دیدگاه سپکولار ممکن است در یک تیف قرار بگیره تا، مثلاً، فراموش در دیدگاههای ارتدوکس مسیح برای روی ما یک تیف وطیعی از چیز روایت هایی داریم، که به ما سر میکنند بگوید که مسیحیتی بوده چطار کرده و این وقایهی، که در قرنای اول بعد از ## ادامهٔ روش نقد مکتبها و سنجش ادعاها.
مسیحیت افتاده چگونه بود مثلا، از دیگر اوتودوست پولس نماینده به حق جریان مسیحیتی اولا، اختلافای بین پولس و آنهای که در شریمن آنقدر مهم نیست تا سانی همین، که پولسی آدمی که به شده سرده هدایت الهی دارد یک جنبشی را. در واقع، ره بگیر این که ما تکلیف خودمانو با مسئله مصدوب شدن آن رستافت مصدوب روشن بکنیم، تکلیف خودمانو با پولس و پیسکوس مشخص بکنیم و ببینیم که اگر انحرافایی پیک مصدوب شدن به وجود آمده کجوری به وجود آمدند از کجا شروع شدن. این برات نتایجی که باید سعی کنیم در این درستات به آن داریم یکی از روایت هایی، که الان در همین زمانی که ما در اینجا صحبت میکنیم خیلی به دلیل چپ شدن این کتاب، داوینچی کورت مد شده روایتی که؛ در واقع.
حالا، میشود اسمی که گذاشت روایتی گینوسی که یک جوری دفاع میکند از همان مجموعه مرتبهایی که به عنوان، مثلاً، سرقی ناستیک یا گیناستیک به اسم گنوسی طرف از انگلیسیش میشود ناسیب و همان مجموعه چیزهایی، که در نجه همادی و اینها پیدا شده در روایت من بر.
اینکه اگر کسانی آن کتابو نفوندن و از این ماجارا نشیندن روایت جدید این است، که حضرت عیسی مجرد نبوده و مریم مجدلیک شخصیتی که در انجیل هم سفت شده همسر حضرت عیسی، بوده و روایت دیگر به اصطلاح اکسپریمش این است که بچه هم داشتن و نفسی از خودش لیسا باغی، گذاشته که هنوز هم که هنوزه پا برجا و به طور تنهانی توسط گروههای انجامنهای چیزی شد، محافظه ممکن است. خیلی شبیک ساینس فیکشن به نظر درست است ولی میبینید که این کتاب داوینکی کود بی نهایت مورد توجه، قرار گرفته وکردی موضوع را جدی کرده به دلیل اینکه شواهدی از تیون کتابهای نتهمادی میآورد و بلافاصل، این آقای جیمز کمرون که کاریردان بزرگ هالیبودی که تیون تایتانیک را صافته و هر جایی، که بست داغ را کشتید؛ خب، در حال سر میکند خودش را حضور داشته باشد.
این مصنفی صافته فکر میکنم برای بی بی سی که حتی مغبره مسیحیت را پیدا کرده و با، استفاده از آن سنگ غبرهایی که در آن مغبره پیدا شده؛ در واقع، سعی. میکنیم روایت را از پایکهای باستانشناسی به آن بده و مثلا، یکی از آن پابوتهایی که آنجا هست مربوط مریم اجلیک شواهدی، در نتیجه اینکه مریم مجدای در یک گوره تومجا خانوادگی در یک هودیها به اصطلاح خانوادگی نقبله میصافتن، وجود تابوت مریم مجدای در جایی که تابوت عیسی کشف شده نشاندهنده رابطه خانوادگی و الافت، اگر من باید برای من ببینیم مستند هالی. وودی، خیلی جالب است واقعاً.
نوع استضاله و باغعا فکر میکنم یک نفر. کلا ببینید، هنر سینمای هالی وود آن است که ذهن کسی را که دارد سیلمون نگاه میکند را خوب کنترل کند. یعنی، اطلاعات را یک جاهای مکسی میکنند و کراس فیلم این خاصیت را دارد، برای عکس کتاب شما نمیتوانید یک جایی مکس کنید و فکر کنید این یک مذیعت فوقلاد و خوری، برای خونسازه که از این استمراری که ذهن شما را میتواند یک جایی، که ممکنی شدید لعبه خوابی یک سرنه هر جرنگیز همان لحظه بیاورد، که شما ذهنتون مشغول بشود و آن فراموش بشود فکر نتونید فکر کنید.
که آنجا چه اعتقادی دارد میافتد چون خیلی از داستانها، مثلاً، فیلمها را اگر چند دقیقه به چند دقیقه پاست. بزنید و یک خرده با آرامش فکر کنید که تالت چه شده ممکن است، که چه حرف کنم قطعاً خیلی از داستانها به هیچ داست منطقی به نظر نمیرسن، یعنی، خیلی نقصهای منطقی وجود دارد در داستان ولی موقعی نگاه کردن این فیلم شما این نفتر نلیدید برای خاطر اینکه. در واقع، آن جریان فیلمانه از این میشود که بسیاریم همان لحظه سکنیم دقیقاً همینجوری در این فیلم، وقتی که دارید نگاه میکنید یک جایی افتاد میتواند اصلاً ثابت شد چیزی که این دارد اضافه میکند بعدش باید.
مثلا، اگر خود بشیم سکنیم که اصلا این استعداد چه بود چطور من به نتیجه شدم پیندار را راست، میگوید سواهدش خیلی بامزده شد خارنهای احتمالات این هم افتفادهای خیلی بامزدهای پیندار سردش من دارم نمیتوانم بیاورم، شما. مثلاً، نگاه کنم من یک مقدار در مورد این جریان هم میخواهم یک صحبت هایی بکنم، ولی جزو قسمتهای اصلی درستها نیست میخواهم گلسه را اختصاص بدم به این که سو ماری یک مقدار با فضایی یک جور دیدگاهی به اصطلاح سیکولار، که شاید قدیمترین نوعه نگاه کردن به تاریخ مسیحت باشد اول یک خرده آشنا بکنم، چون ممکن است اصلاً اینجور فضایی اینجور بستار تابعا ندید.
باشید و بعدش بریم سراغ اینکه یک خرده در مورد فکت هایی، که همه هدف درقل قبول دارند که اینها فکر هستند بحث بکنیم، که بتونیم براتباسش داستان بشاتیم شما هیچ اشکالی ندارید که داستانتونو. میشازید لیست فکرها هم جلوتون باشد هرچنک بهتر اینجوری نباشد، مثلاً، یک کسی دارد یک تئوری علمی میشازه خوب است که تئوری، مثلاً، همیشه نباشد که لیست فکرها جلوت باشد تئوری نفریت آمشه بشازه به دلائل منطقی، که نظری نفریت اختزامیکرد نظریک نسیادها موجود در آمد و جالب این است، که اصولاً فکتها بعدا به وجود آمدند آزمایش خاصی وجود نداشت که به خاطر اصطلاح. بگذارد و مثلاً، تئوری برخودش بگذارد اینجوری وقتی تئوری از این منطقی سرچشون میبینه و بعد فکتهای برش پیدا.
میشود خب، آدم احساس میکند که این تئوری تئوری صحقی و بی خود بیشتر احساس اعتنال میکند آن سطح. خب، بده من از یک وحشت سکولار شروع میکنم که فکر میکنم براری یک جور نگاه با شواهد قوی، به جریان مسیحیبیت. در واقع، میخواهم یک توجیه سکولار بیاورم که عقاید سهلی مسیحیبیت از کجا آمدند تا چشم کجا از چه جوری، ایجاد شد بدون این که لازم باشد فرض بکنیم که حتی مسیحی وجود داشته از من تا اطلاع، ساندی که خیلی اونی بارم طول نکشتیک آدم سکولار هستم و یک روایت. سهیدی تا حد ممکن غوی سکولار میخواهید ببینید، این نوع برخوردی که الان وجود دارد منشه اش، در واقع، متالعات به اسطلاح میتولوژی استور شناسی که از نظردیدی دو قرن اخیر به بزرگ آمدند و همینجور بودند همیشه.
ولی خب، مثلاً، خیلی عوج گرفتن و ما الان یک مذموعه خیلی، وقتی از سنتهای استور شناسی داریم از یونان و روم گرفته تا آلپیکا و ایرانیها و؛ بنابراین شما در بازار ایران هم نگاه بکنید مجموعه عزیمی از برقای استور شناسی وجود دارد تقریباً در مورد. مثلاً، انتشارات اساتیر یک مجموعه یک از اساتیر ملل را به صورت مجلدهای جداگانه چاپ کرد، به صورت مدابرم شما که بازار ایران دارند استفاده خوب میشود که چاپ میشود، در آمدند کتابهای اسطور شناسی و اسطورههای ملل کنیدن این اسطورها به دلائق خیلی جالب است یونگ از این اسطورها استفادههای خودش را میکرد برای شناختون آخوادگاه جمعی و آرتیپها و این.
حرفها بنابراین.
کتاب مقدس، روایتها و سندیت
برای روانکاهایی که مخصوصا گراش هایی دارند این اسطورهها خیلی منبع خوب است شناخت مطال روانی انسانه و از طرف دیگر این اسطورهها خیلی به منابع خوبی هستند؛ برای اینکه روحیک ملل مختلف را شادش نسید برای خاطر اینکه روحیک جمعیک یک مللت خیلی درمی گرده به این که در واقع، اسطورههای جنگی که تولید کردن چه هستند آن اسطورهها که خودشان یک جور روح ملت را انگار دارند، دهرمان هاشون شخصیتی دارند یک جوری انگار از طریقی این ملل صوف پیدا میکنن، در سمت این که ملت یک جوری انگار الگوای خودشان از آن دهرمان بگیر، و ادام بر یک نوع به اصطلاح در خورده خواستم که در مسئله دینی، در موقع کار برداری این است که افراتی.
که دیدگاه سکولار دارند دقیقاً اعتبادشون این است که روایتهای دینی اسطورههای یک مقدار متعفیق هست حد اکتر، مثلاً، دوران استورا اسطورهسازی اگر، مثلاً، در هزار سال دو هزار سال قبل از میلاد مسیح ساودیدی متوجه شده و جای خودش را داده به یک مجموعه اسطورههایی که اینها دیگر اسطورههایی باید پایکهای دینی. مثلاً، اسطورههای.
یهودی کاملا کتاب مقدس را مثل منبعی مطالعه در موضوع اسطورههای قوم یکود میشود، به آن میگاه کرد ایش واقعیت ندارد این داستانها را ملت یکود ساختن و برای آنها تبدیل به ایدئالوژی شد؛ بنابراین یک نگاه سکولار خیلی قضیی این است که شما دین را همه ادیان را هم مثل اسطورهها، چون همان فانکشن اجتماعی را هم کم و بیشت بازی میکنن اسطورههای یونانیها هر. جایی دیگر میگفتونید ایدئالوژیهای مذهبی در واقع، دوران خودشان بودند. حالا، ممکن است در بعضیها این چیزهای اغراقآمیز دیگر قهرمانهایی وجود داشته باشند نگاه سکولار این است، که اسطورههایی یک خرده متعصرتر مثل اسطورههای یهودی و اسطورههایی مسیحی از جمعه خود.
مثلاً، مسیح به عنوان یک اسطوره اینها هم در واقع، ادامه همان گریان اسطورهسازی هستند آن را ممکن است یک خرده پیشرفت کرد، مثلاً، اینجور عقاید توحیدی خاصی دارند که قابل دفاع از بره فرستتی هم هست، ولی خلا روح اسطورهسازی در این کتاب مقدس و اغاید یهودی مسیحی و حتی اسلامی هم وجود دارد. این نگاه سکولار به ادیان ابراهیمی هم در روح همین اولا، مسئله ماورای طبیعی که از نظر سکولار اصلاً واقعیت ندارد نشانه خوبی برای ساختگی بودند و خیالپردازانه بودند داستانهایی که؛ در واقع، این کتابها نقل میشود طبق یک ایدئولوژی استکولار در وقتی که مثلاً، فرض کنید، نام خدا و وحی و فرشتگان و نمیدانم اینجور چیزها میشنوید، در واقع، واضح است که با یک اصطوره سرکار.
دارید بنابراین اکبارن و افراتی که دیگر استکولار دارند به نوعی. خب، این نوع نگاه را میتردیرند به این داستانها به این روایتهای دینی به عنوان استور نگاه را کنند، اما نکته مهمترش تواهدی که؛ در واقع. تأیید میکند استور بودند اینها را و غیر ایدئولوژیکه این است که در واقع، در نگاه سکولار به شما نشان میدهند که تمام این اسطورهها به نوعی ثوابقی در دوران قدیم دارند، در حالی که روایت دینی به نوعی دارد ادعا میکند که این یک اتفاق خاصیک، که اینجا. مثلاً، برای، حضرت موتا افتاده یا برای حضرت عیسی افتاده تحقیقات استور شناسی که همینجور در حال ادعامه هست، به طور مدآن نشان میدهد که تقریباً همه این داستانها یک جوری مبناشون در اسطورههای قدیمیتر بودیدارید از توفان نوح گرفته تا، مثلاً، فرسونی ماشه و نفتی من میخواهم به عنوان روایت استکولاد به به اصطلاح توابق اسطوره مسیح در دوران، ما قبل مسیحیت اشاره بکنیم فکر میکنم این برانداز کافی شواهد وجود دارد، که تعدیدهای ایجاد بکند که این اصور مستقلی بود.
یعنی، این نگاه مسیحیها به مسیح و مسیحیت یک اصور مستقلی بود. بردم شروع کنیم از خدای خورشید در مصر باستند. سه هزار سال قبل از میلاد مسیح، مسیحها یک تمدن نفرتا پیشرفته ایشان پیشرفته تنگ تمدن دوران خودشان را داشتند و اسطورههای متری هم پاملا، اسطورههای شنافه شده یکن مهمترین خدای مترباستان فراسه خدای پرشین فراسه یک خصوصیاتی دارد، من نمیخواهم لیست بکنم خصوصیاتی واقعاً، اگر این داشتم میومدم میتونستم به منابع.
مثلاً، رجوع بکنم و یک لیست دعیک بکنم آنهایی که در زینه هم اصلاً مصنع نستن و میگویم، پراس در ۲۵ دستان به دنیا آمده بود مثل حضرت مرسی مادرش باکره. بود در موقع تولد سه تا پادشاه در آنجا حاضر شدن و عبادت کنند خلاصه، مفروض شده و بعد از سه روزم رفت آفیس کرد اینها را مطمئن هم شیشتار و در مدهورات، مطمئن بیشتره شباعته این داستان سه هزار سال قبل از میلادی مسیح قصد اند میدون داشته خسابیری از تولد هراس و عبادت شدنش از سلسله پادشار الان روی چیزهای مسیح وجود دارد. دیوارای این معابد مسیح ممکن است به نظر ایران من برای اینکه وقت نگیرم موجودات، دیگر هم وجود دارند که خصوصیات مشابه دارند فکر میکنم.
هورا فرد درکتر شباهت دارد ولی موجودات دیگری مثلاً، میترا همان خدای ایرانی خودمان ۲۵ دیگر سال متولد شده مادرش باکره بوده فکر میکنم، مصروب شده و در آن وقت رفتاخیز انجام داده و ۱۲ تا امشاش پندان دوازده ترشته اطراف ریترا است پیشنا در هند از مادر باکره متولد شده بیست و پنج رسام همه شون بیست و پنج، رسام متولد شدن و بعدش دوازدهتر یار داشته. و بعضی هاشون مصلوب شدن و همه شون که کنم رست راکیز کردن تقریبا همه در دستر نقطه مشترکه. خب، شما خودتان با حوال آدم آدل و آقل این داستانها را بعد از مثلاً، در قرن بیستون کم کم رفتن این کتیبهها را خوندن و این چیزها را میشوندین چه احساس بگیردن چه. خب، این اسطوره باستانی که همه جای دنیا وجود دارد.
و خب، یک حال عجیب هم هست که چرا همه جای دنیا وجود دارد، شاید بشود به نوعی توجیه کرد که اینها با هم دیگر در ارتباط بیدن، ولی؟ حالا، من این توجیه بهتر میارم که این سنگستان کیک و طبعا مصدیری هم، در واقع، یک جوری میارد ارتباط کرد و یک اسطوره؛ در واقع، اینجوری میشود فرق ما یک قوم یکود داریم که اسطورههای خودش را دارد، در دورانی که ترس سلطه رومیها قرار گرفتن و اصولا در وارد دورانی شدیم، که فرهنگار دارند. با همی آمیخته میشوند حکومت روم حکومتیک که هر خوبی یا بدی داشته در این فرصت را در واقع، ایجاد کرده که در فضای آرام ملتهای زیادی را زیر سلطه خودش برده و این آدمها.
با همی دیگر در واقع، مرتبط شد شما هر راست میخواهید روم را در زمان تولد مسیح و قرن اول مسیحیت تجربت کنید، کار خیلی ساده میتوانید بکنید دریای مدیترانه را در ذهنتان بیاورید به عمق، مثلاً؛ فرض کنید، یک چند کیلومتر از این ور آن رارش را؛ فرض کنید، که همش تحت اشغال رومی همش اصلاً انگار رومیها دریای مدیترانه را میخواستن همه اطرافش را گرفتن تمام. شمال آفریقا، این بر خواهر میآینده اشرایل و مثلا، سوریه و و ترکیه و از آن برم یونان و نمیدانم تمام شمال دریای. مدیترانه این را همش در اشغال حکومت روم است و این را فرهنگ هلینیسی این بالا هست فرهنگهای کارتاژ، فرهنگی رسیلی پایین هست فرهنگی یهودی این بره و فرهنگهای فوقالعاده زیاد مشتکانهی وجود دارد، که همه جا پرست هستند خود را کاملاً فرهنگ مشرکانه دارد، امپراتورا میپرستن، فرهنگهای میترايی وجود دارد.
فرهنگ میترايی ما ایرانیها الان نمیدانیم چیست، ولی در این زمان یک جور در واقع، فرهنگ قدرتمندیه. از نظر به اصطلاح تاریخی این جریان سرگاههای گنوسی مسیحیت را منتصاب میکنند، به همین فرهنگ هایی که از ایران آمده بود که به اصطلاح تنظیمیت اصلاس این فرهنگها بود، یعنی، خدای خیر و شر بزرگ داشت و بعدا هم مانی چند قرن بعد از مسیح یک جوری در واقعی آن فرقه وابسته و مسیحیت مانویت را ایجاد کرد که در واقعی یک جور مسیحیت آمیزده شده، با فرهنگ ایرانی. شما مثلاً، در این دوران میبینید که کتاب مقدس یونانی.
ادامهٔ کتاب مقدس، روایتها و سندیت
کتاب اهده اصیر فورات یونانی با دقیقه خیلی بیاید پرشونه میشود اصولاً یک جور نهرات یک زبان مشترک، سیک امپراتوری روم زبانی نونانیک همه تقریباً آدمهای باسترهاد بلدن و؛ بنابراین میتوانند کتاب همدیگر را بخوانند و یک جوری. در واقع، سرهنگها و همدیگر منتقل بشود بنابراین که هیچ شکلی نیست که مسیحهای قرن اول و دوگم با اصطورای قدیمی مثل اصطورای مسیح آشنا هستند، حتی در کتابهای قرن دوگم آبای کلیساا اشاره به این شباهتها بودید میدانم، که اعتقادی که در مدیم مسیح دارند شبیک اعتقادات متری هست. اینجوری نیست که سند مدرکی نداشته باشیم که این خداگاهی، در واقع، بوجود دارد در آبای کلیساا جوستین هد درقل به طور واضح اشاره کرده که یک همچنین فرهنگی؛ در واقع، در مصر یک همچنین شباهت خیلی متابرت جالبی بین مسیحت و فرهنگی مسیح بودید.
بنابراین همان طوری که ما میتوانیم ننظار بگیریم که فرهنگهای استودهی دلائل منطقی خاصی در مورد، مثلاً، فرق کنیم موجود افتانهی مثل خدای خشید اعتقاداتی وجود داشته و این اسطورهها؛ ببینید، اسطورهها همیشه دلنشین هستند ممکن است برای شما دلنشین نباشد. ولی برای آدمهایی که این اسطورهها را در روی میساختن یک جوری غانه کننده و جذاب بودند، جذابیتی در داستان هوراس وجود دارد که در همه جای دنیا میبینید، که این داستان به نوعی به وجود آمده و مردم تجربه باشند.
وجودی همچنین موجود و مقدسی که از باکره متولد میشود. خب، طبعا فرهنگی مسیحی هم بعد از اینکه یهودیت فرهنگهای دیگر شناف، چون، در واقع، مسیحیتون میتونی به عنوان یک زایش از اتحاد فرهنگ یهودی که فرهنگی بسیار بسته بود با فرهنگهای اطراف خودش. در واقع، به آن نگاه بکنه این نگاه خیلی طبیعی هیچ لازم نیست که فرض بکنید، که مسیح وجود داشته هیچ لازم نیست فرض بکنید که مفتیریت، مثلا؛ فرض کنید، منشه الهی دارد بلکه این فرهنگی که در اصل تقاطع فرهنگهای دیگر با، فرهنگ یهودی به وجود آمده و جذابیت هایی که در نوع نگاه یهودی بوده با اینها تلپیش شده، و یک چیز قدرتمنتری صافته که خیلی هم کارش گرفته.
یک سه انصار مشتکانی در آن وجود دارد رومیها دوست دارند رومیها همیشه امپراتورا به عنوان پسر خدا، میشونداختن و عبادت میکردند شاهر مونی در مسیحیت همان انصار پسر خدا بودند، وارد شده و ایلا آخم؛ در واقع. در نگاه سکولار شما چیزی که در واقع، میبینید این است که مسئولیت همانطوری که سایر فرهنگها هر، وقتی فرهنگها به امدیگی میرسند در زایشهای جدیدی به اونی میآید و اسطورهها به امدیگی ممکن است مخصوص بشن و شما در مسئولیت چیزی نیک بیدید بغیر از یک جور. در واقع، اپندیکسی به کتا اهد اطیر که در این اپندیکس فرهنگهای دیگری، در واقع، دخالت کرده که در رسمیت اولی کتاب مقدس به این شدت از دقل بزیر کرده به خواهدت فرهنگایی، از طرف دیگر شما براحتی میتوانید بفهمید که این جمعه جمعه مسیحی هست، اصولاً، اگر یک لحظه تصور بکنید که ما این بحثهای تاریخی که شکی در آن نداریم این است.
که اورشلیم مرکذب قداست به اصداد منصب یکود مثل مکه برای مسلمان معبد سلیمان، در واقع، در اونشنگی قرار داشت چند ساله که تحت اشغال رومه این اصلاً، برای یهودیها قابل قبول نیست که کشور الهیشون تحت اشغال کشور مشرکها در آمده، و اینها کاملاً منتوک شدن هیچ شکی موجود ندارد. که هزاران یهودی مصروب شدند بعد از این که به اسطلاح رونیا آنجا را اشغال کردند و طبعا، یهودیها با آن راحیهی که دارند که پولیشون قوم و برگذاری خدا میدانند هر لحظه انتظار دارند.
که برای کمک از نظرخواد آن دارد و در کتاب اهده عتیق هم به ایشان نوید این داده شده، که برای مسیحیهای اینهاد و اشتماع نجات میدهد و دوباره آن دوران باشت و پوه بخومت داوود و سلیمان تجریز میشود برای آن. بنابراین واضح است این آدمها در این منطقه منتظر این رسوم که یک نسلی، در واقع، بیاید دنیا رهبری بکند و یک چیز جدیدی، در واقع، به وجود بیاید؛ بنابراین شاهر مثلاً، از نظر تاریخی تقریباً مسلمه که در حوالی جهور مسیح مسیحهای چندین مسیح دیگر هم جهور کرد. بنابراین شرایط اجتماعی برای اینکه یک همچنین جنبشی به وجود بیادم معلی هم، یعنی، هم از نظره فرهنگی مسیحیت برای خودش یک زمینه خوبی دارد یک دوران اولین جاهایی، که یک جوری به اصطلاح دوران پلورالیفت به وجود آمده و فرهنگا با همه، که دارند مخلوط میشوند و یهودیان تحت تفیر فرهنگای خارجات خودشان قرار گرفتن همیشه یادتون باشد، یک یهودیها بی نهایت.
قومی. بودند که بسیار زندگی میکردند نه با کسی ازدواج میکردند و میرفتن میآمدند و اصولاً احساس میکردند، که وزیفتشون این است که یک جوری خودشان را؛ در واقع، در یک قالبای در سرزمین محدودی و با یک به صورت شیوه خاصی زندگی خودشان بگیردن همه مشکلات، یهودیها هم در طول تاریخیون بوده که؛ به هر حال.
اینجوری زندگی کردن سخت در تمام دنیا پراکنده شدن و همیشه برای زندگی کردن مجبور بیدن محلههای خاص، خودشان را داشته باشند، چون از بوشت دیگرانو میتوانند قفتابی بیدن برن باید قفتابی داشته باشند و باید هزار جور، برای آداب و آیت آداب شریعت خودشان یک کارهای انجام بیدن نمیدانم قبلا در این مورد رای پیش، مده که حرف بزنم یک خاصیت عمومی تمام تاریخ. قومی یکور بعد از اینکه مهاجرات کردن و در دنیا تخشدن این بود که اینها همیشه قدرت مالی داشتن یا. با استفاده از قدرت مالی خودشان رشد بدادن و یکدید توزخش کردن امتیاز اینکه بتوانند آداب شر خودشان، را رایت کنند و همیشه از فرمان رواها میگرسن و؛ خب، همیشه به دلیل این حساسیتی که داشتن که حتماً باید این کارها را همیشه، که انجام بدن و تا جای ممکن به افتدای اینها چیخ میدادن.
مثلا، فرض کنید، طبق قانونهای مدنی نمیشد اینها سنگ سار بکنند که از این ولی اینها میخواستن که قوانین شریعت خودشان رایت کنند برای این باید با غازی و نمیدانند، برای فرقان روای منطقه خودشان به نوعی کنار میامدن که بهشون اجازه میدادن، که در محیط بسته خودشان مثل یک جزیره مستقل یک حکومت غذایی مستقل داشته باشند هم با غاف، و زاد هم با غین و دالزاد. همه چیزیشون مشکل داشته یعنی، کلا یک نوع شریعت عجیب و غریبه که باید هیچ جای دنیا شبیک نبود و. حالا، ما شاید در اسلام یک خرده عجیب و غریب بودنشو آنقدری که دیگران احساس میکردند در طول تاریخ، احساس نمیکنند بعضی بعض آن آداب را ما به نوع انجام میدیم و احساس میکنیم، ولی آنها یک خرده که از نظر زمان سفیدتر هستند. ولی کسانی که اصلاً این کار را نمیکردن این را به نظر یک قوم عجیب و غریب و خیلی فرن دنگ و فنگ و این را میرسیدن که هیچ مشتابهی در دنیا به این شکل نداشتند، برای آداب سردی و استماعی و زندگی خانوادهی و همه چیزشون هزاران هزار حکم و جزئیات. داشتن که باید روایت میکنند بنابراین ما یک توجیه خوبی داریم که اصولاً مسیحیت چرا ایجاد کرده و از داستان درست میکنیم، ارادار چه به ما بگویید روایت خوب روایتی که به من روایت نهوی باشد، این از مبنای منطقی ناشیدش استادگار باشد به اضافه این که به من بگوییم، مثلاً چرا مصدریات ازار کرده چگونه پیشرفت کرده چرا این عقاید رسید دارد.
مدام دهلا این راایت سکولاره بگوید که بخواهم کلی باید گزی یاد بشم میخواهم یک خرده برای شما توضیح، بدم که این شباهت به؟
روش تاریخی و مسئلهٔ سندیت
این داستانه از کجا آمده نمیدانم چقدر وقت بگذارم چون فکر میکنم، به عنوان برای زمینه برای علاقه من شدن به اسکل شناسی بد نیست، که این را؛ ببینید، که ماجرای ۲۵ سپتام را نمیدانم تصا پادشاه آنجا پیش باشد باشد، اینها چیست این ماجراس این است که تمام این داستانها. در واقع، منشهب از آن عقاید استودهی هستند که در مورد خورشید بودید، مثلاً، مهترفتیای که از متدابلترین در آدیان غیر توحیدیک دید خورشید به عنوان موجود قابل ستایش همیشه مورد احترام، بوده و از خیلی. جاها در حال فراست خدا فرشیده در مصر و باستان و تمام این خدایانی، که ۲۵ سپتم به دنیا میآیند و اینها اینها یک جوری با فرشید در بابا در ارتباط میشوند، یک جور تحویل و تحویل پیدا کرده خدا فرشیده؛ حالا، ماجرای ۲۵ سپتم چیست؟
ماجرای ۲۵ سپتم این است که وقتی که زمستان نیاد دستان بردارند و ۲۵ رسام ماجراهشون رفتی زمستانیان، چون همینطور که به انتهای پاییز نزدیک میشید تا ۲۲ رسام؛ در واقع، هی زیزدارد کتا میشود سبدارد بلند میشود و خورشید مودهش در آسمان یک جوری. در واقع، به حزیز نزدیک میشود در اینکه سرما همه مثل اینکه در دیگرترین فاتره ممکن با زنی میشود، و بین ۲۲ دستان تا ۲۴ دستان خورشید تقریباً توقف میکند قبل از اینکه برگرده و دوباره روزا، بلنده شد ما سه روز داریم.
که خورشید در واقع، انگار ممتوجه شده حداقل به دلیل اینکه از آرگیازی و از اینکه به میمونی رسه یک جوری یک، ثبات ایجاد میشدیم در ۲۵ دسامبر است که مشاهده میشود که خورشید به وضع قبلی خودش برگردد، یعنی. به هر حالتی که دارد الان واقعاً زا شما شب یلدارا در واقع، اگر مقابلت بکنید با یک شب قبل بعد خودش چندان تفاوتی احساس مونی کنید و این است اولا، که کاری به ساعت و اینها نداشتن هم زیرگیرن واقعاً مکان خورشید در آسمان در ۲۵ دسامبر است، که ندیده این که خرشی. دوباره زنده شد و از این حالت جدید درآمد، در واقع، به روزیدید و موقعی که این اتفاق میافتد، اگر صورت فلکی، در واقع، آسمان را بشناسید که قطعاً نمیشناسید مگر این برنامه آسمان شب را به ترون برای تفریح خودم نگاه کرده باشید، چون آنها دیگر نوشون خواهسته به این چیزها همینطور دقیق میکنند.
ستا ستاره در صورت فرقی اوریون وجود دارد که در ۲۵ دسان اینها در امتداد آن مکان خورشید، قرار میگیرند شد و این ستا ستاره اسمشون کینگه اینها ستا پادشاه هستند، که در واقع، به مکان خورشید در همان نقطه حزیز خودش اشاره میکنن و این افثانه متبلد شدن در راقب خداوند، و حضور سدا پادشاه و سه روز در راقب مردن و دوباره زنده شدن اینها در راقب بستگیر. به دیدار مردم نسبت توجیه این ماجرا و به حضیز رفتن خورشید و دوباره اوج برگشتن اشتد و دیگر از اطلاعات ستاروشناسی که اینجا به درد میخورد این که مکان خورشید آن موقعی، که در حزیزه زیر صورت فلکی آن دیگر دارد که بهش میگویند، کرات.
بنابراین که چرا خدایانه که به خورشید رفت دارند مصلوب میشوند همشون و بعد زنده میشوند، برای فاطم اینکه اینها زیر صورت فرقی کرکت این اتفاق میافته بله نفرم نسکو شدن در روم باستان، یک مجازات طبیعی بود. ولی برای نفتریها و نمیدانم ایرانیها و اینها افران خیلی طبیعی نیست که همچنین به اسطلاح اعتقادی وجود داشته باشد، پس، اینها یک سری اقایلی هستند که در واقع، لیزیم هم ندارد که خیلی با هم دیگر مبادلههای سنگینی انجام داده باشند، به در این توجه فوقالادگیاد مردم به ستار شناسی و این که اسطورهها خیلی وقتا. در واقع، به همین صبر فلکی و اینها برمیگردد شما میبینید که این اسطورهها به نوری، در واقع، در سرسر دنیا با زمینههای تکراری وجود دارد و اسطوره؛ در واقع، نسیک هم چیزی نیست برای تکرار مجدد این ماجرا متاکریک مطمئن یهودی و دیگر من میخواهم فرات دریکنی یک توصیهی.
بکند اگر میخواهد یک چیزی در زمین استور شنرسی که مربوط به مسیح میشود، مطالعه بکنید به تحلیل هایی که یون در مورد دوران ظهور مسیح و اعتبار مسیح و ماهی دارد، یک، مثلاً، سرچ بکنید یک مطالعه انجام ده که این به اسطرال تکرار سمبول ماهی در مددی هست، دلیلش کیک از لازم اسطور چنافی بپند نه جودار نه چنافی نشدن باید اینجور بحثانه میشود. خب، من از یک روایت سکولار شروع کردم اما دوباره چیز فرام بریشتم به هر حالت خوره منم، دیگر کافر میشوم این که این روایتها چقدر به اسطلاح حرف هایی، که من زدم چقدر واقعاً سیحت تاریخی دارد؛ خب، به نظر میآید که قابل تحریکه دیگر؛ من فکر میکنم، منابعی که دارم استفاده میکنم.
منابعی موستقی هستم نرفتم مثلاً، فرسون اسطوره میترا مستقیما بخوانم، ولی این موطونی که در مورد مسیحیت هست خیلی شهرت وجود دارد، که این شباحت بین نصیحیت و عوائد مسیح هست کما این که گفتم جوستین اصلاً اشاره کرده به طور مستقیم به این شباحت و حد میگویند که چه توجیهی جوسپین و افرات ارتدوکس میتوانند داشته باشند، در این شبانه درقیق دوم جوسپین. در یک محلی واقعاً سعی کرده که ترجیح بکند چطور شده که این داستان هوراسدر ما در مورد، محلی موطنیم در حالی که آنها مشرک هستند هیچ منشه ایلایی ندارند از نظر محلی محلی از آنها، خارج هست؟
محضید ادیان ابراهیم این مصطوره به وجود آمده توجه جستی این است که چون شیطان ظهور مسیح و این داستانی که اتفاق نفر میدینسته از قبل آمده، این برانور دنیا این دیجه دیگر مسیح را؛ برای اینکه مردم رشدک بندازه. مثلاً، به صورت داستانه الغا کرده و این است که داستانه این برانور دنیا را رشد بنده این است توسعه شیطانیک، که باید این شباست شد؛ خب، بگذارید من از این حالت کوپ را میزه خودم از این حالت آب بپرم و بباره به هر، حالتی طبیعی بگویم من این آره واقعاً نمیزم تمام زنماتون از بفر و عربات دادم خوب بگوید من، در این داستانی روایت سپیکولار هیچ اطاعه ازایی نکنم.
تا حالا، به وقتش یک خرده را در موردی صحبت بکنیم فقط، چون احساس من این بود که یک خرده دور از ذهن شما است، نوع بحث هایی که وجود دارد این که چقدر واقع روایت نگاه تاریخی سکولار میمیتواند خارج از محدود، ایدئولوژیک باشد، چون اینجا، من به نظر نمیآید که به دلالی ایدئولوژیک دارم نگاه سکولار دارم. ولی یک داستان خوب دارم از این تاریخی میتوانم که توجیه میکند، به مدار مسیحیتی اینکه این مسیحیتیات من بتوانم از این تاریخی اثبات کنم، که این اقایت سابقه دارد و در این حال بدونم که در تاریخی، که این اوای به وجود آمدند ارتباط به طور قدر وجود داشته حتی مصنی را بیان ارائه بکنم، در قرآن دوانی نفشته از آبای کلیساا که میبونه این داستانها.
وجود دارد اگر مثلاً، فرسوی من میرفتم در کار.
روش تاریخی و مسئله سندیت
استور شناسی یک استور آرسکی پیدا میکردم که شبیک استور مصیب بود خیلی نمیتواند این ممجهها باشد، هرچنان شکرگرانگیز بود که چگونه این اسطوره کن هزار سال قبل گذول داشته، ولی، وقتی که من میدانم که تمام دوره اطراف هند و نمیدانم ایران و مصر همین اسطوره را دارند. و یونان هم دارد مناده همه اسمایی آدمی هم حداقل، مثلاً، دختر شخصیت اسطورهای هستند که در مثلاً، ۲۵ بسام را میارد و همه خدایانی که جوری به خورشید رفت دارند و نماینده خورشید هستند معمولا یک همشون. داستانی در موردشون ذکر شده بنابراین شما اقایت استدلال داشته باشید یا نداشته باشید این قدرت این را باید برارت در جای خودشت لازمید، استدلال باشید به یک جوری احساس کنید که این توجیه در این دوزید و در مسیحت توجیه قدرتندیک، اصلا دارم به شما نشان میدم شما میخوای کلی تراش بکنید که بگوییدید مصیب پریم.
حالا، چگونه ایجاد شده من به شما میگویم اصلاً لازمیت مسیحی وجود داشته باشد، که این از روی آن ایجاد بشود من از نقطه سفر میتوانم بگویم این چگونه ممکن است ایجاد شده، باشد، چون تقریباً همهاش وجود دارید من دارم به شما نشان میدهم که این اقایت، آنجا حضور داریم یک بخشی از عقاید و مصدریتها میکنم. به شما نشان دارم چیست قوم یکود هست بنابراین.
میکنم بگویم که خوب خیلی ساده است مصدریت چگونه؟ مصدریت پریم به وجود آمده حتی مراجعه نیست مصدریت بوجود داشته باشد، یک سری شرایط اجتماعی بوجود داشته عقاید یهودی بوجود داشته و یک سری اسطورههای دور و اطراف، که اینها با همگی تلقیق شدن سان آف گادش را از رومیا گرفتن نمیدانم داستان هوراس را هم، برای، مثلاً، مصطفی شدن و سرافید گرفتن و خلاصه، یک چیزی به وجود آمد که همه را اینجورای اینگاه راجی کن. خب، من همینجور شما را در حالت سکولار رهان میکنم و میرم سراغ آن دستی، که از این جلسه فکر میکردن که باید بیشتری جلسه را به آن اختصاص بدن در مورد چیزهای تاریخی، که بهش مطمئن هستیم خود صحبت بکنیم بگر از اینکه من بخواهم نسانان فرسانی داستانی تحریک بکنم، که صرف عقاید مستیگی را بگویم که چگونه ایجاد شدن میتوانم.
در واقع، بگویم که ندارمی روایت خودی پیشدیتری داشته باشیم که حوادثی که از نظر تاریخی به نظر میآید، اختفاء اختاده و یک جوری دروابط توجیه بکنیم. که کدوماش واقعی هستند کدوماش تقییلی هستند و اگر واقعی هستند چه جوری بهمیدی مرگوشیستن من قبل از اینکه برسنم از اینجا شروع بکنیم که چون محیط دروابط خوشتخطانه ما اطلاعات خیلی خوبی داریم در مورد محیط تیدایش مسیحی هست، میتوانم بگویم به مراتب خیلی بیشتر از محیط تیدایش اسلام دلیلش هم حضور رومیها در آن منطقه و حضور یهودیها و فرهنگ هلینیست. اینها تیش رفتی سرین فرهنگهای دوران خودش ندارد یهودیها تاریخ نگاه دارند در همین زمان رومیها تاریخ میمیسن.
فرهنگ یونانی علاقه به سفت کردن درش وجود دارد و. بنابراین کلا شما اطلاعات خیلی خوب است سیاسی اجتماعی دارید از محیطی که اینجا، در واقع، وجود داشته. به اضافه اینکه اعتراض خیلی خوب به فرهنگی دارید در مورد فرهنگ یکود. به دلیل اینکه یهودیها یکی از هر یونیترین اربانی هستند که به شدت، در واقع، تاریخ نگاری کردند.
تاریخ خودشان را نداشتند شما اصلاً مهم نیستید نگاهات اینکه چه باشد، اعتراض داشته باشید که تاریخ یکود همش تاختگی و اسطورهیک یا نه. مهم این است که آن آدمهایی که آنجا وجود دارند ما میدانیم که بابرهاش نیست. حالا، چه شما مشترک باشید قبول بخوانید که آن بابرهها درست هستند.
نوحی وجود داشته. نمیدانم. ولی تاریخ قوم خودش را در واقع، میرسونه به ابراهیم و بعد شاقه هایی که از ابراهیم در آمده و اینکه این هاش جوری؛ در واقع، رفتند.
مصر از مصر جوری در آمدند و ایراقه بنابراین یک قومی هستند با به اصطلاح یک جور خداغایی تاریخی خیلی روشن مهم نیست، من میگویم تأکیدن این اصلاً مهم نیست شما دیدگاهتون چیست ما میدانیم، که آن دلیلی قومی باید همچنین باورهایی بودود دارد به اضافه این که میدانیم که وضعیت سیاسی اجتماعشون چیست بزارشهای خیلی مستند و خوبی از منطقه و همچنین از جغرافیهای. آنجا داریم که این مستلدی که من دادم که نگاه بکنید نتائج باستانشناسی خیلی جدید در مورد اطراف.
و مثلاً، محل زندگی مسیحیقو میتوانید داریم که چیا در واقع، تیدا کردن که یک مقدار آن فضایی که به طور معمول جزه این مسیحیقیها هست، از یک فضایی کاملاً روستایی که مسیحیق، مثلاً، بین این راستا و آن راستا دارد یک خرده به نظر میگوید، باز کانشنرسین مده این فضا را بیشترن یک مقدار در همین مسترد میبینید، که جایی را نشان میدهید که به نظر میگوید شهریترن. و نزدیکی مثلاً، جدید و ناصر و آنها بیلاهای خیلی مجلد رویی وجود دارد شهر مثبتا بزرگی وجود دارد که در حال صرفا مثلاً، که کنفت و گفتاد و دورست هم میگوید نیست بگذارید. من میخواهم از عقاید یهودی یک مقدار صحبت بکنم برای خاطر اینکه بعدم به نوع عقایدی، که این را دارم اهمیت تیران میکنیم.
فقط تحکیم میکنند که افتنان مهم نیست که شما نظرتون در مورد اواد یهودیات چه باشد سکولار باشید، مسلمان باشید یا یهودی باشید یهودیها اینجوری به جامعی که اونجوری وجود دارد، و مسیحیبی سیود میکنه اینجوری به خودش دارد نگاه میکنه خیلی ممنون خداوند با ابراهیم اهدیدت، که در اگر، مثلا، بنده من باشی من این سرزنین را همین سرزنین نسالان فرسان اسرائیل را در اختیار در و فرزندان، از میزارم اینها ملک شما بعدا کسانی که بعد از حضرت ابراهیم آمدند پیامبرای. بودند که بعد از دو سه نصف بعد از این ماجرای رفتن هزارتی یوسف انداختنش، به چاه و منتقل شدنش به مصر اینها منتقل شدن به مصر بنی اسرائیل رفتن، به مصر بقیهٔ از آن صحبه اسمایلی که ازگار یهودی اصلایی که احکامی نده، و صحبه اسمایلی رفتی به معاهده خداوند و حضرت ابراهیم، نده صحبه اسرائیلی آن شاخه اصحاقیک که بنی اسرائیل از اینجا منشهر میشوند. پرزندان یکودن و آن معاهداتی که بسته شده بین خداوند و حضرت ابراهیم نبود به آنهاد آن اسمالین را در واقع، یک. جوری انظار یک یودیها به دستور خداوند مثلاً، ابراهیم کفید کرده در یک جای دروفتادهی و دیگر وارد ماجراها نیستند، در حال اینکه مسلمان اینجا اختلاف نظر بگویند حضرت اسمالی جون دیگر این نگاه میتوانند بگذاریم.
به هر حال، یهودیها این اعتقاد را دارند که به مطابق با عهدی که خداوند با ابراهیم بسته بودی جریانی در دنیا شروع شد خیانبرای آمدند خداوند با این به اصطلاح فرزندان و خاندان ابراهیم ارتقاط خاصی داشت و بعد از اینکه اینها در یک دورانی به بردگی.
روش تاریخی و مسئلهٔ سندیت
گرفت شدن در مصر سالها بعد خدافت یوسف نهایتا مهمترین ماجرای تاریخ یکود، در واقع، اتفاق افتاد. خداوند یک پرامر بسیار بزرگی نسالتون موسی را مبعوث کرد و تیک روانی، که همه شما به دلیل و قرآن بارها این داستان بهش اشاره میشود، حضرت موسی بنی اسرایل را از چنگال فرعون و فرعونیها آن رنگ بردگی رها کرد، با آن ماجرای مروض شکافت شدن دریا و عبور داد اینهان از نظریا به سمت سرزمین موبود خداوند. در واقع، یک جوری آن حیمان خودش را که با ابراهیم بسته بود در زمان از موسی این آدمها را نجات داد و برد که در ترمی موعود وارد بشن که بعد آن ماجرا هایش.
هم در وران نفتد و که اینها حاضر نشدن آنجا به جنگن گفتن، که از موسی با خداش بره و بعدم چهل سال در ویابان سریعردان شدن به برگره تمرادی، که کرده بودند، ولی نهایتاً محفظ شدن که تلسین را اشغال کردن و سرزمین مولوی گرفتن و این ماجرای پست اوور، ماجرای گذشتن این فالروز گذشتن از نظریا و نجات پیدا کردن و رفتن به پای پوه تول، که در قرآن همه اینها. هست من اشاره میکنم که یک بخشاییش کاملاً در قرآن تأیید میشود حتی یک جایی حالت موجزه آساب بودند و آن غلطت مثلاً، روزی را خداوند حتی از طورت میشود این ماجرای ماجرایی که خطاً مسلمان با شدت به آن احتیاط دارند، که خداوند این غم را حرکت داد در پای کوه تور با این آدمها پیمان مجددی را خداوند، دست ندیگه با حضرت موسیٰ با همه این آدمهایی که آن زهور داشتند انگاه خداوند یک جوری ظاهر شد در قرآن مثلاً، اینجوری از که کوه تور را خداوند برفراشد به معنایی یک چیز اتفاق موجود آسایی یک ظهور غیر، آدی خداوند در این قوم کرد و از اینها پیمان گرفتی در قبال. را آیت کردن قوانین شریعتی که خداوند وضعی میکند از حضرت موسیٰ آن سرزمین، در واقع، مال اینها باشد این رساله در قرآن نیست، ولی یهودیها را این تحکیم دارند که قیمانی که با خداوند که من میخواهم روی این تحکیم بکنم، که همه اعتقاد دینیشون در نگرده به اینکه این سرزانی مال اینها هست. یا نیست اصلا اینگار یک جوری معامله انجام بدم شریعت فقطی که درشون مقررشده عمل میکنند، و اعتبادشون این است که در ازراش، مثلا، تاثرخیسترین و مثلا، زیباترین سرزمینه در پوره زمین را در اختیار خودشان داشته باشند هر بار که در طول تاریخ خودشان کمربط کردن از شریعت مخصوصا از توهید.
یعنی، میساف افتاسش در واقع، توهیده یک تا فرستیک خداوند این قوم را به عنوان قومی که اختصاص را خودش دارند، و یکتا پرسترستن در بین آن همه اقوام و مشترک انتخاب کرده و انتظار اصلیش از این قومی، این است که یکتا پرستی را رایت دارند پرست خدا را را پرستن، که این کار توان دوران زوالن خیلی سخت بوده. یعنی، که هر لحظه که مثلاً، اینکه غفلتی میشده اینها. بلافاصله با تین تراشیدن ماجرایی که دو قرآن نمشده یک قیبت ۴۰ از آن مصطفی میرود به پور، تور و میآید و همونجا بلافاصله گوزداله اعلام میکنند و بیترفتشش میکنند، و در طول تاریخ قوم یکود دورههای بودپرفتی داشتن که همش در ستاله اهده ارکی خواست.
یعنی، مونکره این نیستند که آن کار را کردن یعنی، مدام شریعت را نقل میکردند بودپرفت میشدن بلون هایی سرشان میآمد و پوبه میکردند دوباره، مثلاً، تجدید عهدی میکردند و مثلاً، خداوند به یک طریقی نه دوباره نجات میداد.
و الافت بنابراین قوم یکود اینجوری به خودش نگاه میکند همین الان همینجوری به خودش نگاه میکند قوم خاصی در دنیا، که پیمانی با خدا دارد خداوند این پیمان با قوم دیگری نبسته لیزونی ندارد، که بگوییم که یک جوری عقیده نجات ترسانه این عقیده ذاتا نجات پرستانه نیست. یعنی، یک آدم یهودی لزومن نباید اعتقاد داشته باشد که من به عنوان، مثلاً، قوم یکود برطری نصف به جهان داشتم جهانیان داشتم خدا من را انتخاب کرد، خدا من یک قومی را در دنیا انتخاب کرد عنوان. قوم خودش و میسا را باشم چون میخواست که در بین اقوام مشترک یک قوم مبهد شاید، مثلاً، اقوام دیگر یک بودند به دلائلی برای خدا من اینجور این کیپ عقاید سهیونیستی، که فقط قوم یکود را آدم میدانند به معنای واقعی کلمه دارند.
مثلا، بقیهٔ اقوام خارج قوم یکود را از نطفه غیر آدمی زاد میدانند یک جیت هر شکل آدمی زاد، مثلاً، ماها داریم اگر از قوم یکود نباشیم اصلاً لازم نیست یک یهودی اینجوری نلاقا، ولی لازم یک یهودی ایمان یهودی اینکه ما قومی هستیم که خداوند ما را انتخاب کرد، و این همچنین میسابه با ما بست و شریعت سختی هم مقرر کرد، و از ما خواست. که اقتفاس باشیم و از آن اداشت یک چیزی هم در مورد خدآن قرار شد، که به ما بده و آن هم آن سرزمی معودیک که در حال جزو دین یهودیهای ساری؛ بنابراین.
من همه این آرداران میگویم که شما به اهمیت حضور رون در کنار معمد سلیمان اشغال آن فردانی، طرف رونیها به قتل کنید در یک برهه تاریخی خاصی محصولیت را بور کرده، که عقاید دینی یکود در واقعی بیره سؤاله؛ برای اینکه تا هر محصولی اشغال سیاتی نیست؛ مسئله این است که قوم یکود دوباره مثل دوران اصارت بابلی یکی از مهمترین دوران تاریخ یکود دورانی که بابلیها. کل سرزمین یهودیها را اشغال کردن و بلایی که سرشان آگرن این است، که اصلاً اینها را چندن و بردن بابل اصیر. کردن بعدم اگر احتمالاً اکثراتون بدانید کروش بود که از ایدههای یهودیها به سرمان و خداوند با بابلیها، جنگ مید و یهودیها را آزاد کرد و دوباره برگردون به سرزمین خودشان بنابراینه، که اسرائیلیها احترام بی نهایت زیادی در یک کروش فایلم به عنوان یک پادشای نزدیک به پیغمدم، که از اینکه به ظاهر اهده ارسی رسماد به اسطلاح در مورد کروش این.
آمده به خداوند میگوید که من بنده خودم را فرستادم که مثلاً، شما را آتاد بکند انگار در جهت فرمان خدایی کاری.
کرده و حقیقتا از نظر تاریخی این ماجرا ماجرا عجیبی، برای اینکه قروش نفتی که بابل پسگرد یک اولیه را برگردوند و ارشالی و معبدشون را باستادی کرده، اینجوری نبود که مثلا، بابل شکست بدینا خودشان پاشن برن آنجا گروش اینها را برد آنجا ساکن کرد، مجددا و معبدشون را برای ایشان خرج کرد و معبدشون را ساکن کرد، مثل اینکه اصلا برای همین رفت این کار را بکنه. یعنی، به حضور قرن یکود در باره در این ماجرای جنگ گروش با بابلیها در تاریخ یکود نقطه اصل، مهمی در آن. دوباره یهودیها در یک دوران مثل دوران اصطلاحات بابلیشون است از اینجور برای این فرماندار بابشون میذارند، فرماندار بابشون اینجور هستند که خیلی سعی نمیکنند به اصلاً با یهودی است درگیری بشند، ولی، به هر حال، درگیری وجود است.
اینجا در حال درگیری وجود دارد من میخواهم در این نقطه تحکیب بکنم که همونجوری که مثلاً، فرض کنید، تاریخ چه ملتی را مثلاً، در شیعان شما انتظار دارید که اگر قرار است، اگر ظلم دارد تحت یک کشور شیعه تحت اشغال باشد شما چه روزی انتظار دارید، که احتمالاً شلوق بشود و مردم. مثلاً، غیام بکنند به ارتمال ویاد در تارسوها آشروف یعنی، یک روزی در تاریخ شیعه وجود دارد دراصل انجام برای همین کاره بگوید، یعنی، یک روزی که همه احساس شوندی که باید با ظلم بگویندید روز عید پسعوه.
روش تاریخی و مسئله سندیت
عید تسح در تاریخ قوم یکود دقیقاً همین نفشده یعنی، هر سال اورشلیم در پسعوه شروعه و رونیا، مثلاً، احبانهای بیشتر میذارن و یک جوری موازه بی این هستند که غیامی صورت نکرده و نهایتا یهودیها اینها، تاریخ دیگر مدونون خیلی گوشنه یهودیها در فکر میکنم ۷۶ میگردی، اگر اشتباه نکنند یا ۷۷ غیام کردن برایه روی دنیا مدام غیامهای کچیست نیتردن. ولی یک غیام همگانی و بزرگتر کردن و از رفت مدت ۳ یا ۴ سال روی دنیا با، شدت خیلی دیگردی جنگی این را باید بگیریم خلیلن فاطره قوم یکود در آقا کننده شد، این دفعه بعد از این قیام؛ وقتی قومیها حمله کردن و این شروعشها را سرکوب کردن معمل سلیمان را با خاتی اصطان کردن، که دیگر هم هیچ وقت کاخته نشد و قوم یکود هم به کلی آواره شد، این اصطلاح یهودی.
سرگردان یهودیها بعد از این ماجبه بعد از هفتاده میلادی این حالاتی کلیم سرزمینشونو ترک کردن و در همه جای دنیا. پرداشتند و این حالات در تاریخ مسئولیت هم این ماجراهها خیلی اهمیت هستند اینکه هفتاد میلادی، یعنی، چهل سال تقریباً بعد از قضایت مسیح در حالی که همین، مثلاً، پلوس بندر از اینجا باید برگردیم که این موضوع در حالیت در این وقت همان حوایی مورد است.
دو سال قبل میشود. مطمئن نیست. برای به هر حال، این ماجرا در دوران نسل اول بعد از مسیح اتفاق میافتد.
اکثر حواریون در شهرسه میلادی هم این زنده است. اکثریتشون در این همین شهرسه هفته هایی که میمیرند. خضای مثل اول برداشت.
آدمهایی هنکه مثلی با خیلی از آنها دیگر هستند. و با این سرعت خیلی کم قوم یکود دچار ازمحلال کامل شد. و بعد از سال زمان ۴۸ که همین یکی روی تایید سالگرد مستحبه سازمانی مراعض بود اینجا برگشتم، چون دیگر اینقدر شریعت را خداوند عمل کردن خداوند دوباره اینها را برگشتم احدشون این بود دیگر، یعنی، یکود همین ماجرا اینجوری میبینه که ما گناهانی کردیم که این بلاثتهای مومن و. حالا، هم هفتن خیلی ثواب هایی کردن که خداوند دوباره اینها را به آنجا برگشت میگیرند و خلاصه، در واقع، روز تصویل رسمیت کشور اسرائیل یک جوری مثل تصاویره دیگر تصاویر مجدده، که خلص اینها لازم است که گشتی بگذاریم این آهان همه ماجرایی دیگر مصدقیت در این فاصله چهر ساله، دقیقاً تماسید پلوت از اورشلیم خارج شد. یعنی، یک بخشی از مصدقیت در انتاکیت در جاهای منطقه شمالیک، اگر آنجا مونده بودند فکر میکنم ممکن است منقرده بشود یا، به هر حال.
دو چار مشتره اصلاسی میشوندن بر اینجوری نیست یک شاخه از مصدقیت کاملاً از اورشلیم بیرونه و اصلاً، کاری به اورشلیمی ندارد دلائلی که میگویم اصلاً دیگر جور قطع رابطه بینه مسیحیهای دیوون و مسیحیهای داخل، اورشلیم هم و این مسیحیت احنی از تاریخی این ماجرا این است مسیحیت اورشلیمی از به نیره؛ خب، من در مورد واقعاً نمیخواهم بگوید خیلی باری جذبیات. بشم را در اینجا بعدا صحبت کنیم. در مورد اینکه ما اطلاعات را خوبی نسترکن داریم در مورد فرقههای یهودی.
جریانهای سیاسی اجتماعی که آن موقع در واقع، در اورشلیم و ناهیک یهودی وجود دارد. اینکه اصلاً یک گروهی وجود دارند به اسم مثلاً، زیلوت و اینها کاملاً شورشی هستند و مدام، مثلاً، این آدمهایی که رهبران معبد هستند باید خواهیشون یک هیزی حساب خواهیشون با اینها جدا بکنند، و این ماجرای معروف کشف به اسطلاح این تومارای بحرون مریض نقطه مهمشون بود، که این هایی به سرغه مهم و جدیدی که خیلی ازش اطلاع نداشتیم و در واقع، این تومهارا معرکه کردن به دنیا این تومهارا.
مردود به سرغه خاصی هستند، احتمالاً سرغه که اسمش اثنی هست و اینها اصلاً یک نظام روحانیت داشتن و بیرون از شهر جندگی، میکردند و به نظرم یک آدمهای سریع فرهنگی بودند؛ برای اینکه مکبوبات زیادی از خودشان باغی باشند از این حال در مورد گریانه یا، اگر خود، اگر لازم شد در مورد این جزئیات و چیزهایی که در اوشتری مونده بوده بعدم صحبت میکنم. خب، داریم سراغ زهور مسیح من را شکر میکنم روشنه بیدیم از نظر تاریخی یکود قوم یکود در شرایط، خیلی خاصیک و انتظار زهور مسیح وجود دارد در اینکه ایمان یکود این است، که؛ به هر حال، اگر مثلاً، رای تغوار و تایخ و بیدی بکنند خداوند اینها را تنها نمیذارا و این که در کتاب عده عطیر به شارتهایی برای آمدند یک نسید و تجدید دوران و باشکوه.
مثلا، داوی دور نمیدانم سلیمان اینهام به ایشان داده شد و من فراموش اشاره کتا میکنم، که یک عدهای سر میکردن که این رای خورده. به افتلا کمرنگش بکنند از جمعه خود یک یهودیها یهودیها همی الان هم بایشون صحبت بکنید خیلی قبول، ندارند که اصولاً به شارتهای مسیح هایی خیلی وجود داشته و مردم یکود خیلی منتظر و گفوری کسی، بودند و معتقد بودند که اینها را مسیحیها ساختن در انجیلو این هست، که این قدرین هر خط که مسئله ظهور مسیحهای مسئله اجتماعی مهم هست. که یهودیها منتظرش بودند و اثبات این که این مسیح همونیک که در بشارتهای قبلی، در واقع، بهش اشاره شد یهودیها اصولا خیلی داشتون.
موضعشون میکنون بشارتها به آن صورت بشارتهای مثلاً، منسلجه منسلجه نیست که به خواهد خاصی تحبیر بشود و اصلاً کندان قوم یکود همین همچنین انتظاری به آن شکل وجود نداشته و یکی از افتفاقهایی که در روی افتادن این تشفه به خلاق صحابه همین، رسم میآینده ما که اینده همستانی که جایی به نوزگی در نوزگی میآینده از قرار است. این کامل سه حوزی خود قارب از جگه اتفاقی دارد. نوشتههای دست اول قرمین اول هستند و خیلی دیگر هاشون به نظر میآرهند، که به قبل از ظهور مسیح مرگوید میشود، نگارش هستند و به شدت این نوشتهها انتظار ظهور مسیح درشون هستند.
مدام اصلاً در این نوشته اشاره دهید محال دیگر کسی را اینکار بکند، که در جامعهای که مسیحیز برور کرد اصولاً یک آمادگی برای همشون قیام و؛ حالا، از دایک یکوریها بیشتر به شکل یک قیام اجتماعی نه یک مسئله پرهنگی برایهای دیگر بکند و همان، شایدی که همه قبول دارند. مسیحیز یکوری تحکیم میکنند اصولا ظهور یکیک در واقع، بشارت دادن روحور مسیح بود و مردم را به این عنوان توبه میداد که مرکذب خداوند نزدیکه و مثلا، یک اتفاق خاص میدارد میافتد و بیایی توبه بود از دید اعتبارات یهودی باید بید توبه کردن یک رشد سیاسی هم دارد، اگر مردم یکود توبه بکنند افتران خداوند دوباره یک تصور براشون براشون براشون میده.
بنابراین گناه کار بودند و نبودند فقط یک چیز شخصی نیست یهودیها به شدت دینی هستند، که با تاریخ خودشان و مسائل سیاسی این که کجای دنیا را زندگی میکنند، جز دینشان شد مسلمان هم فکر میکنند، اگر قرآن را بخوانید این میزان ترکیبی که یهودیها روی مالکیتی ترزمین خاص به عنوان شرط رعایت شریعت، قائل هستند و در قرآن. شما نمیدانید در زمان موسی اینجا جالب است که اینها در یک سرزمینی دارند میروند، ولی اشاره روشنی به اینکه موسییی که بسته شده، مثلا، شریعت و خداوند پیمان گلیتون در گبال، مثلا، زمین به ایشان داده به این شکل پررنگی که یهودیها منتظر برده در قرآن نیست.
ولی یهودیها همینقدر به اینکه اعتباد دارند خب، بگذارید من بیاییم در مورد روحود خود مسیح شروع بکنیم هم چیزهایی، که میتوانیم به عنوان سکت حسابش بکنیم از این که نمیدانم ممکن است مسیح وجود نداشته بود، اینها سرف نظر بکنیم و یک خرده سرتق مازی را بگذاریم کنار، اگر کسی تاثیر نداشته باشد به نظر میدهد مسیح از نظر تاریخی بودید اصناد رومی یک جور اشارهای. به آن رسم در اصناد یک اخوضی هم در اصناد مسیحی یک ایده میگویند، چون اصل استنادها به انجیل هاست و اینها عقیقتی و ایدئولوژی که اصلا. خب.
روش تاریخی و مسئله سندیت
آن میتواند اصلاً موجود نداشته باشد مثل این که مثلاً، یک فرقه خاصی باشند و فقط اینها بگویند که یک اتفاق و موجزه هاستایی در زندگی ما افتاده، این فرق نمیکند با این که من بیا من ادعا بکنم در حال اینکه این کار را به دلائلی ممکن است به چیزی معتقد باشد. به هر راقی خیلی عجیب و وریده که یک نفر واقعاً ممکن است این باشد، که اصلاً شخصیت به اسم مسیح وجود داشته باشد. یک آدم سکولار طبعا نمیتواند از این است که مسیح با این رازگی هایی، که در انجیل از آن یاد میشود وجود داشته.
اینکه اصلا هیچی نبوده و همه را اینجوری ساختن با توجه به همان شرایط سیاسی اجتماعی آن دوران، اینکه طبیعی که اصلا یک مسیح ظهور کرده باشد؛ حالا، ممکن است شما اینجوری بگویید یک خبیک آدمی آمدهای ادعاهای کرده و یک کارهایی کرده بزرگش کردن؛ برای اینکه با ویژگیهای مسیح. بنابراین انتظارات این قوم داشتن به نوعی تطریق داده باشد، به هر حال، این فرض را میکنیم که همهای سواهد در جهت این است که؛ به هر حال، مسیح وجود دارد یک استدال واقعاً کلمه بدی به کار دارد استدال پوچ در مورد این که مسیح وجود ندارد این که مثلاً، سی تا تاریخ نگار مهم در آن دوران وجود دارد که هیچ کدومشون را مسیح اشاره نکند. خب.
مسیح به عنوان شخصی دارد یک آدمی که یک روستای جدیده تا اورشلیم هم آمده، مثلاً، یک کاری کرده یک تاریخ مگار رومی انتظار میرود که در مورد یک واقعی، که در یک روستایی در یهودی اتفاق افتاده کجی بنیدیسه؛ خب، این حرف معنی دارد که من بگویم که مسیح دارد یک تاریخ مگارها تاریخ پادشهها را میبینیسن چه کار دارند. گیرید ویستاهای اصلاً تحت اشغال روم من از میکرد شهر روم ممکن است در مورد اجرایی تاعت در کلی، پر تماشاستی بودید در شهر روم همه چیزی بمیدیسن من این. که در یهودی است نمیدانم یک آدم این را من چه کار کرده یک گزارش تاریخی بودید دارید، یک نفر آنجا من این را فقط درست میدهم که تمام گزارشهای تاریخی خارج از مسیحیت، یعنی، بگرم انجیلها روزویت کنار میرشده هایی که مسیحیها نیستند روزویت کنار همه گزارشهای، دیگر در مورد مسیحی در مورد اینکه مصروب شده این مرد اطلاعی.
یعنی، یک گزارش تاریخی یعنی، یک تاریخ مگار یهودی وجود دارد که اشاره میکند مسیحی و اینکه مصروب شده و یک نامه مربوط، به همین ماجوره مفلوب کردن.
هم رد و بردر شده من فرماندار یهودی است و روم و. بنابراین به این دلیل تأکید میکنم که از شواهد تاریخی به نظر میآید، که مفلوب شدن نقطه روشن این مفتران تاریخ مفید نه در مورد تولد شیدی داریم نه در مورد، ندارد تاریخی شاهد وجود داری که مفلوب شد و شواهد میشونده که اشارهی، که داریم میشود. در آن کتاب یوسیفوس که یک به اسطلاح یهودی تاریخ نگاره که در چند پاراگراف در مورد مسیح، نوشته آنجا به اسطلاح به مصلوب شدن اشاره شده در یک نامه هم هست، که به اسطلاح. هست ویژگی هایی که یوسیفوس میگوید پردیدان واضح است که در مورد مسیح برسحبت میکند حداقل، وقتی که انجیلهای خیلی متعددی نوشته شدن با امیدی اختلافهایی هم دارند، یک جوری قبول بکنیم که نقاط پررنگ مسترکشون باید باغیت تاریخی دست دارند، حتی الان آدمهای سکولاری موجود دارند.
که به نوعی فکر میکنند شواهد برنزه کافی هست که قبول بکنم، که این شخصی که بهش میبینیم ایستا مرسی یک جور خاصیت شفابخشی هم داشته مثل همین شفابخشی هایی، که از اینجا دیده میشود، یعنی.
کلام منکر این لازم نیست باشند با گوزی سکولار بودم مرسی کارهای خودعجیبی هم انجام داده، که برای دورش جمع شدن یک چیزی شروع شده همینطوری، اگر این نفر بیاید فقط بگوید من، مثلاً مسیح هستم که تازه به نظر میآید چند را نمیگفته. یعنی، در این مسیح بودند خودش مشترس و پوت میکرد در این استاثرانی، که بخواهد ادعا بکند ارادی حتماً یک ریجه بی داشته که یک تحول اجتماعی در دنبالش به گذاریم، من این مقدمات را گفتم میخواهم روی یک نکته. تحکیم بکنم روی این که تقریباً توافق وجود دارد به عنوان یک فکر تاریخی، که مسیح مصلوب شد و ماجرای مصلوب شدنش این بود که در روزهای قبل از پتوبر وارد اورشلیمم، شد و چیزی که در انجیلهاشان میبینید اینی که عیسی همراه با حوالی نشده اولین بار در حومه، و در جلیله و آن و آن برابر دور از اورشلیمم زندگی میکرد به یک قصدی اصلاً راه، افتاد و وارد.
اورشلیمم شد در حالی که چند روز مونده بود به اید تصویر. بنابراین پذای ارسالی نارام بود و دقیقاً وقتی که به اصطلاح وارد شد. حالا، این گزارشها ممکن است اقراف شده باشد در انجیلها این که به نوعی مورد استقبال مردم قرار گرفت به عنوان کسی که شاید مسیحیق باشد برای خاطر اینکه انجیلها نقل میکنند. که نحوه ورود مسیح به اورشلیم همان شیرهی بود که در کتاب احد اطیر یاد شده بود، که مسیح اینجور وارد و اورشلیم میشود در حالی که برای اصلاً علاقی سوا شد، و از نظر شر یک وارد و مسیح در همین روزا که قطعاً میروهای رومی و محافظای معبد.
سلیمان که یهودی بودند یعنی، دمید سرزای سیاسی و اجتماعی آنجا اینجا جالب است که روحانین و بزرگ یهودی در افتحس، مثلاً، معدد و کیان اسرائیل به نوعی رومیها یک روی با آنها مدارا بکنند، بتوانند مسئله دینی خودشان را داشته باشند این را سران دین یکود در حال سازش با سرمندبههای رومی، هستند. یعنی، محدودیت هایی که آنها میزارند را رایت میکنند و بعد، پس، خودشان با میریک انتجامی که دارند برای با محافظت معبد و اینها سعی میکنند، که جلوی اختشاشها را بگیرند و محصولی من میخواهند بگویم از آیات تاریخی سعودی با من افتکار میشوند، و قبلی کرد؛ وقتی وارد آن اوشتری میشوند که اصلاً در زیر سزای غیرادی دارد.
و چه کار میکند؟ طبقا روایات همه مشترکتی ترمان انجیلها میره و معبد خود به هم میریده، یعنی، با سران قبلا یک برخورده داشته بیرون به سراغوشلین با روحانیون یکود یک کنترکتری داشته سر رایت نکردن، بردی از محضر شریف، اگر انجیلها را. مثلاً، نگاه کنید شکستن قانون سپس در آن هست مثلاً، فرض کنید، یا رضا کننه مثلاً، با افرات گناهکار و یک چیزی این شکلی یا اعتراضی که برای خواهش اینکه اجازه میدهد زنی سرش، راغن به افرات بزند اینها مورده از که در انجیل مناسب میدینی، که اعتراض میکنند.
به مرسی که در داری شریعت نرمز میکنی و مرسی هم جوابهای خیلی سنگیل میدهد، مثلاً، اینکه من ظاهر افراتت من سر شریعتم چه میدید که من شریعت را عیب میکنم، از نمیکنم و در حالی که یک همچنین جذبی بیرون اورشلیم وجود دارد، خود اصلاح حضرت عیسی آدم خیلی شدیدی. ولی حضور حضرت عیسی در اورشلیم و اینکه سرافهای نمیدانم اطراف معبد و کنگه تجارت خونه را انداخته، بودند میکند بکند به نظر میاز که حدیدیک که نه هشت افضا میصورت بدی من دارم شما را به عنوان اماده. اسلامی در خود مورد خطاب قرار میدم که دایید به نظر میدهدید نه دونه و غصبی نداشته باشد که مثلاً، بسیار بشود همانطوری که نصیبی همونتر بدم از مسیح آمده که مسئولش این کسی، که میتواند یک روز دیگر بیا مسیح را در شب تصویر میگیرند این در دنوانی آمنی، که ممکن است خیلی آره ممکن است بگیرند آن موقع دوران به افترا شروعیک او شدیمه و مسیح وارد شده، در همین.
دوران و یک کارهی کرده که طبیعی که به نوعی تحریک کننده است، و محاله که یا باید بگیر همه اینها دروقه.
کتاب مقدس، روایتها و سندیت
یک خرده سخت است گفتنیش با توجه به اینکه مثلاً، فکر میکنم در موند زمان مصلوب شدن مسیح که در تاریخ، مثلاً، سخت شده به نوعی میخورد با اینکه در روزهایی بعد از پس توبره باشد از این مسیح بازیدیک که در همین دوران بوده و در اینکه مسیح متوجه این نباشد که کاری که دارد میکند؛ در واقع، یک جوری از ذره قانون رون و تفصیلی که در معبد هستند اختشار شدن باشد. نهایتا در داستانی که در انجیل هست همان داستان مصدوق شدن، سه روز مردن و دوباره برخواستن از مرد. من میخواهم ترکیب بکنم که اگر یک خرده بخواهیم ایدئولوژیک برخورد نکنیم تا حدودی در حال، اینجا فکرهایی حدود دارد هیچ رفت یک فکر دو هزار ساله از نظر تاریخی یا نمیدانم همین ۲۰، ساله اخیر و نمیشود آدم بگوید که یک چیزیک که من نمیمیتوانم بگویم این اتفاق نگه واقعیتش این است، که خود نهایتش، اگر مسلمان میتوانند بگویند همین اتفاقات نیسته این.
این تنهای تاریخی و آن معنای قضیهی که مثلاً، بگویم که این صد درصد درست است این نه، ولی درصدی از اطمینان ما احساس میکنیم که روایتها نزدیکی به حقیقت نه شام آخر اصلاً شام شب، تصوبره که شام مخصوصه که مثلاً، نان فطیل میخورم و یک هودیها برای هر ماجرای خلاصه، کلی قوانین و مقرار دارند، اگر شما نفر کنم مدتی پیش میکشد، اگر یک مطمئن بخونی که تمام جزئیات این شام را سراسون بگویید که کیست.
کی اول باید نون را بردارا و نمیبینم چه چیزی بخورم. خب، این بگوید من تمام بکنم نرسیدم برای جلسه آینده از دقیقاً یک بخش و نیمه اولشو اختتاص میدهم، به ماجرای قرن اول که دیگر خیلی راحت میتوانیم بگوییم که اینها فکرند و به دلال روشن این منتر این رمزی بشود بعضی از این. واقعیت هایی که اتفاق افتاده را اصلاً کلا یک سؤال بود و فکر میکنم، خود جریان مسجد ممکن است به دلال یک نفر به یک اصلافی استورت داری شده، ولی، مثلاً، فرسونه به اصلاً نمیتوانم چگونه ممکن است یک نفر انکار بکند که بینی. مثلاً، پولس و پطرس اختلاف وجود داشته دهید که در انجیل مرد شده چه انگیزهی ممکن است باعثه؟
گله این شده باشد که بین پولس و پطرس اختلاف وجود داشته داشت در حالی، که از هر نظر بلیگیک که باید این اختلاف وجود داشته باشد، من دفعه دیگر خود در مورد شخصیت اصلی بحث آینده من سنپول است، که شخصیتی کلیدی که در واقع، مسئول به وجود آمدن مسیحیت پریم روزنش در واقع، الان توافق جمعی وجود دارد بین همه سکولارها و غیر سکولارها که مسیحیت تحت عنوانی، که ما میشناسید محصول کار سنپول و نه انجیلها؛ در واقع، سؤال این است که چهار انجیلو در جای کنار هم دیگر هرچقدر هم.
این را بخوانید از خودش مسیحیت به این معنایی که ما الان میشناسید در نمیآید نامههای پلوس. بنابراینه که کتاب عهد جدید پر از نامههای پولس است یعنی، که اعتقادات ارتدکسی مسیحی، در واقع، در نامههای پولس است که متمرکز شده نه در انجیلهای چهارگانه که زندگی مسیحی را بیشتر نقل میکند در مورد پلوس اتفاقایی که دینه این پول و پیتر و جنگ اینهای مختلف دارد. ما معمولا یونانی شد.
به طور سنتی تلفاز میکنیم. ولی به هر حال. مثلاً، پول اسم یهودیش ساوله.
بعد اینکه مسیحی شد خودش اسم خودش را بید پول. نه من نمیدانم چرا این تغییر نام سابقه داشته مثلا، پطرست اسمش شمعونه و مسیح اسمِ او را پتروزه، به هر حال، من در حال آینده یک مدار در مورد این چیز بحث میکنم، این در حال اقتصاد پیدا کرد به یک روایت سکولار و ضد اوتوکی و یک بحثی در موضوع، تاریخ قوم یکود و شرایط ظهور مسیح فکر میکنم. این برخواه مهم هست شرایط ظهور مسیح برای خاطر اینکه ما جاید از مسیح شدن و باید برای این در موضوع شکل بکنیم، ولی، رسمیت عمده به وجود آمدند مسیحیت به این معنایت این میشونداسیم برمی گرده به قرار اولی دو تن، من امیدوارم جلس و عرنگی برسیم در یک جایی که روشن بشود، که چه اتفاقایی افتاده و همهای سیام میکنند که آن چیزهای مشترکی، که همه اتفاقایی که افتاده را بگویم و بعدا داستان خودمان میسازیم، که داستان چه بوده و چگونه. مثلاً، میتوانیم بگوییم که این اتفاقایی افتاده و اینکه آن داستان سکولار چقدر قدیر آنکنه سرس اینکه اصطوره خورستانی، اینها وجود دارد شدت توجیه. میکند کل ماجراهایی که اتراف مدتی بگذاره دعایی هم بسیاریم من سؤال از شما بکنم چند نفر گرفتن، یا غربارا بگیرند؟
در نفر سفارش دادند و اینترنتی هم محمد درخشانی انگار یک کمی کم گذاشته بر اینکه آن را داندارید آره میدهند اینجا همه داندارید اینجا همه داندارید محمد درخشانی هم یک افتادی، که آفیار کنند راحت میشود آنکه این صورتش خوب است این اطلاعات هم بعد میخواهم داشته باشم. بچه آن ریستی ایمیل زده آن ماند داشت. موسیقی درست است.