→ بازگشت به فهرست ارجاعات

صفحهٔ ارجاع · اشخاص و شخصیت‌ها

رونالد ریگان

رونالد ریگان از ارجاع‌های اشخاص و شخصیت‌ها است که در این صفحه از راه ۹ بخش مرتبط و حدود ۳۹ دقیقه گفتار پیگیری می‌شود.

واحدها: دقیقه = زمان تقریبی گفتار؛ گفتار = بخش دارای پیوند مستقیم به جلسه؛ همهٔ اعداد با رقم Latin آمده‌اند.

معرفی

رونالد ویلسون ریگان، چهلمین رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا، در ششم فوریه ۱۹۱۱ در تامپیکو، ایالت ایلینوی به دنیا آمد. او پیش از ورود به عرصه سیاست، بازیگر سینما و تلویزیون بود و در بیش از پنجاه فیلم ایفای نقش کرد. دوران ریاست‌جمهوری او از ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۹ ادامه یافت و به عنوان دوره‌ای تحول‌آفرین در تاریخ سیاسی آمریکا شناخته می‌شود. ریگان که از حزب جمهوری‌خواه برخاسته بود، پیشتر فرمانداری کالیفرنیا را نیز بر عهده داشت. شخصیت رسانه‌ای و توانایی او در برقراری ارتباط مستقیم با افکار عمومی، جایگاهی ویژه برایش رقم زد و او را به نمادی از جنبش محافظه‌کاری مدرن در غرب تبدیل کرد.

از منظر تحلیل ساختارهای اقتصادی، دوران ریگان با تحولی بنیادین در مؤلفه سرمایه همراه بود. سیاست‌های اقتصادی او که به «ریگانومیکس» شهرت یافت، بر کاهش مالیات‌ها، مقررات‌زدایی گسترده و کنترل تورم از طریق سیاست‌های پولی انقباضی استوار بود. این رویکرد، بازتابی از یک چرخش نظری در سرمایه‌داری متأخر به شمار می‌رود که در آن، انباشت سرمایه از مسیر تولید صنعتی به سمت گردش مالی و سفته‌بازی تغییر جهت داد. کاهش نرخ مالیات بر درآمدهای بالا و سود سرمایه، زمینه‌ساز تمرکز بی‌سابقه ثروت در لایه‌های فوقانی جامعه شد. این سیاست‌ها همزمان با تضعیف اتحادیه‌های کارگری، شکاف طبقاتی را عمیق‌تر ساخت و الگویی از رشد اقتصادی را پایه‌گذاری کرد که در آن منافع عمدتاً به صاحبان سرمایه بازمی‌گشت. این دوره، سرآغاز تحولی ساختاری بود که در آن منطق سرمایه، عرصه‌های اجتماعی و سیاسی را بیش از پیش تحت سیطره خود درآورد.

بررسی پدیده ریگان بدون توجه به تفاوت‌های بنیادین جوامع و محدودیت تحلیل‌های متعارف، ناقص خواهد ماند. تحلیل‌های رایج در علوم سیاسی و اقتصادی غربی، اغلب ریگان را در چارچوب دوگانه‌های ساده‌انگارانه‌ای چون «دولت بزرگ در برابر بازار آزاد» یا «محافظه‌کاری در برابر لیبرالیسم» قرار می‌دهند. این در حالی است که چنین مقوله‌بندی‌هایی از درک لایه‌های عمیق‌تر روانی و فرهنگی یک جامعه ناتوانند. آنچه در آمریکا به عنوان «موفقیت» ریگان روایت می‌شود، محصول زمینه‌ای تاریخی و روان‌شناختی خاص است؛ جامعه‌ای که در آن، مفهوم «فردگرایی» و «رؤیای آمریکایی» در ناخودآگاه جمعی ریشه دوانده است. تعمیم این الگو به سایر جوامع، بدون در نظر گرفتن ساختارهای فرهنگی، سنت‌های دینی و حافظه تاریخی متفاوت، خطایی روش‌شناختی است. برای نمونه، جوامعی که در آن‌ها مفهوم «سنت» و «اجتماع» بر «فرد» تقدم دارد، واکنشی کاملاً متفاوت به سیاست‌های مشابه نشان می‌دهند.

در بستر آزاداندیشی و نسبت آن با سنت و ایدئولوژی غربی، ریگان تجسم یک پارادوکس است. او از یک سو خود را مدافع «ارزش‌های سنتی» معرفی می‌کرد و از سوی دیگر، مبلغ سرسخت مدرنیته‌ای بود که در ذات خود، سنت‌زداست. شعار «بازگشت به عظمت گذشته»ی او، در واقع فراخوانی به بازسازی هویتی بود که خود محصول همان فرایند مدرنی بود که سنت‌ها را می‌فرسود. این تناقض، ویژگی بنیادین ایدئولوژی محافظه‌کاری غربی در عصر مدرن است: تلاش برای حفظ نهادهایی چون خانواده و مذهب، در حالی که نیروی محرکه اصلی سیاست‌هایش یعنی سرمایه‌داری مصرف‌گرا، دائماً همان نهادها را تضعیف می‌کند. ریگان با تکیه بر بلاغت دینی و نمادهای ملی، نوعی «دین مدنی» آفرید که در آن، ارزش‌های استعلایی به ابزاری برای پیشبرد یک برنامه سیاسی و اقتصادی دنیوی تبدیل شدند.

مولفه‌ی سرمایه

در درس‌گفتارها، «رونالد ریگان» در مسیرهای مشخصی دنبال می‌شود: مؤلفه‌ی سرمایه و دلایل عدم ورود سرمایه‌داران به صحنه‌ی سیاست در آمریکا.

در مجموعه «آمریکا»، جلسه «مؤلفه‌های سرمایه، رسانه و مردم در تحلیل مناسبات آمریکا»، بخش «مؤلفه‌ی سرمایه»، موضوع «رونالد ریگان» در زمینهٔ مؤلفه‌ی سرمایه، آمریکا، تفسیر، روایت و سرمایه‌داری قرار می‌گیرد. بخش به «مؤلفه‌ی سرمایه» می‌پردازد و زیرموضوع‌هایی مانند آمریکا، قدرت، روایت و سرمایه‌داری را صورت‌بندی می‌کند. روند بحث، نسبت میان اریک برن، علی، آمریکا، قدرت را در همان بدنهٔ گفتار پی می‌گیرد و از مثال‌ها و ارجاعات متن برای روشن کردن محور بخش استفاده می‌کند. حرکت درونی بخش از سرمایه، داران، امریکا، سیاستمداران و آمریکا عبور می‌کند و این نشانه‌ها را به مؤلفه‌ی سرمایه، آمریکا، تفسیر، روایت و سرمایه‌داری پیوند می‌زند. به این ترتیب، مسیر بحث از عنوان جلسه به مسئلهٔ خاص همین بخش می‌رسد و جایگاه «رونالد ریگان» را در همان زنجیره روشن می‌کند. نمونه‌ها و نام‌های همراه بحث، اریک برن، علی، آمریکا، اروپا و اسرائیل هستند و نشان می‌دهند بخش از سطح نام‌بردن عبور می‌کند. بنابراین سهم «رونالد ریگان» در این بخش از دل همین استدلال و نمونه‌ها فهمیده می‌شود، نه از معنایی بیرون از گفتار. [۱]

در مجموعه «آمریکا»، جلسه «مؤلفه‌های سرمایه، رسانه و مردم در تحلیل مناسبات آمریکا»، بخش «دلایل عدم ورود سرمایه‌داران به صحنه‌ی سیاست در آمریکا»، موضوع «رونالد ریگان» در زمینهٔ دلایل عدم ورود سرمایه‌داران به صحنه‌ی سیاست در آمریکا، آمریکا، سرمایه‌داری، سیاست و قدرت قرار می‌گیرد. بخش به «دلایل عدم ورود سرمایه‌داران به صحنه‌ی سیاست در آمریکا» می‌پردازد و زیرموضوع‌هایی مانند آمریکا، قدرت، سرمایه‌داری و حق را صورت‌بندی می‌کند. روند بحث، نسبت میان اریک برن، آدم، آمریکا، قدرت را در همان بدنهٔ گفتار پی می‌گیرد و از مثال‌ها و ارجاعات متن برای روشن کردن محور بخش استفاده می‌کند. حرکت درونی بخش از سرمایه، امریکا، داران، جمهوری و آمریکا عبور می‌کند و این نشانه‌ها را به دلایل عدم ورود سرمایه‌داران به صحنه‌ی سیاست در آمریکا، آمریکا، سرمایه‌داری، سیاست و قدرت پیوند می‌زند. به این ترتیب، مسیر بحث از عنوان جلسه به مسئلهٔ خاص همین بخش می‌رسد و جایگاه «رونالد ریگان» را در همان زنجیره روشن می‌کند. نمونه‌ها و نام‌های همراه بحث، اریک برن، آمریکا، سرمایه و قدرت هستند و نشان می‌دهند بخش از سطح نام‌بردن عبور می‌کند. بنابراین سهم «رونالد ریگان» در این بخش از دل همین استدلال و نمونه‌ها فهمیده می‌شود، نه از معنایی بیرون از گفتار. [۲]

در جمع‌بندی، «رونالد ریگان» در امتداد مؤلفه‌ی سرمایه و دلایل عدم ورود سرمایه‌داران به صحنه‌ی سیاست در آمریکا معنا می‌گیرد. مسیر شواهد در آمریکا نشان می‌دهد که بحث از نام‌بردن ساده فراتر می‌رود و به شبکهٔ مسئله‌هایی می‌رسد که خود درس‌گفتارها ساخته‌اند.

گفتارها

تیتر بخشسریجلسهتیتر جلسهزمان
مؤلفه‌ی سرمایهآمریکا۳روایت سوم و جمع‌بندی نقدهای درونی و بیرونی آمریکا دقیقه
کشاکش میان دو گرایش روانی متعارضآمریکا۴دو نگاه متضاد و پایان روایت‌های آمریکا دقیقه
دلایل عدم ورود سرمایه‌داران به صحنه‌ی سیاست در آمریکاآمریکا۳روایت سوم و جمع‌بندی نقدهای درونی و بیرونی آمریکا دقیقه

تفاوت جامعه‌ها و محدودیت تحلیل‌های متعارف

گفتارها

تیتر بخشسریجلسهتیتر جلسهزمان
تفاوت جامعه‌ها و محدودیت تحلیل‌های متعارفروانکاوی و فرهنگ۵۵ دقیقه
فرافکنیروانکاوی و فرهنگ۳سازوکار نهاد، خود و فراخود در نظریه فروید دقیقه

ازاداندیشی، سنت و ایدیولوژی غربی

گفتارها

تیتر بخشسریجلسهتیتر جلسهزمان
آزاداندیشی، سنت و ایدئولوژی غربیتفسیر سوره حج۱۸مدرنیته، میل، زندگی و بازتاب‌های بحث شریعت دقیقه

درسگفتارهای روانکاوی و فرهنگ

گفتارها

تیتر بخشسریجلسهتیتر جلسهزمان
فرافکنیپیوند معتبر در منبع یافت نشد؛ این ردیف برای بازبینی پرچم شد.درسگفتارهای روانکاوی و فرهنگ۳سازوکار نهاد، خود و فراخود در نظریه فروید دقیقه

تحلیل کلان یکپارچه

در روایت مفسر، رونالد ریگان یک شخص نیست؛ یک نقطهٔ گسست است. او مرزی است که در آن، نقش‌های تاریخی دو حزب بزرگ آمریکا جابه‌جا می‌شود. مفسر با مرور قرن بیستم، تصویری می‌سازد که در آن دموکرات‌ها همواره حزب جنگ و جمهوری‌خواهان حزب چانه‌زنی و دیپلماسی بوده‌اند، و سپس با یک جمله، این نظم را در هم می‌ریزد: «از زمان ریگان این وضعیت عوض می‌شود و وضعیت فعلی حاکم می‌شود» (آمریکا، جلسه ۳ — مؤلفه‌های سرمایه، رسانه و مردم در تحلیل مناسبات آمریکا) [۱]. این چرخش، در منظومهٔ فکری سخنران، نه حاصل نبوغ یک فرد، که نشانه‌ای از پویایی درونی یک سیستم است؛ سیستمی که در آن دو حزب مانند دو سوپرمارکت رقیب، ویترین خود را بر اساس ذائقهٔ بازار تغییر می‌دهند، بی‌آنکه ماهیت رقابتشان عوض شود. ریگان در این تمثیل، مدیری است که به‌جای کالای «چانه‌زنی»، کالای «جنگ‌طلبی» را در قفسه گذاشت و بازار را از آن خود کرد.

اما این تغییر ویترین، یک هزینهٔ روانی پنهان داشت که مدرس آن را در لایه‌ای دیگر از تحلیل خود واکاوی می‌کند. او در جلسهٔ چهارمِ همان گفتار، از تنشی درونی در روان جمعی آمریکا پرده برمی‌دارد: تنش میان میل به رواداریِ بی‌حدوحصر و خشونتی که برای حفظ این رواداری لازم می‌شود. در این بافتار، شعار انتخاباتی ریگان دیگر یک استراتژی سیاسی نیست، بلکه نشانه‌ای از یک خودفریبی تمدنی است: «در نهایت حاضر است به شعار ابلهانه‌ی زمان ریگان یعنی جنگ برای صلح نیز متوسل شود» (آمریکا، جلسه ۴ — دو نگاه متضاد و پایان روایت‌های آمریکا) [۴]. عبارت «جنگ برای صلح» در اینجا یک تناقض منطقی ساده نیست؛ یک مکانیسم دفاعی است. جامعه‌ای که نمی‌خواهد از وضعیت شبه‌کودکانهٔ بی‌قیدی دست بکشد، خشونت لازم برای حفظ آن وضعیت را به بیرون فرامی‌افکند و آن را «صلح‌جویی» می‌نامد. ریگان، در این معنا، سخنگوی یک بیماری روانی در مقیاس ملی است.

این ایده که خشونت درونی می‌تواند با برچسب صلح به بیرون پرتاب شود، در درسگفتارهای روانکاوی و فرهنگ به یک اصل نظری بدل می‌شود. مدرس در آنجا، ریگان را نه در قامت یک رئیس‌جمهور، که در مقام یک مصداق کتابی برای سازوکار «فرافکنی» معرفی می‌کند. او ابتدا فرافکنی را این‌گونه تعریف می‌کند: «چیزی که در درون من هست و من را رنج می‌دهد به دیگران نسبت می‌دهم و این انتساب به دیگران باعث راحتی من می‌شود» (درسگفتارهای روانکاوی و فرهنگ، جلسهٔ ۳ — سازوکار نهاد، خود و فراخود در نظریه فروید) [۱۸]. سپس، بی‌هیچ فاصله‌ای، از مقیاس فرد به مقیاس ملت جهش می‌کند و آمریکا را کشوری با «حس فرافکنی شدید» می‌خواند که خشونت تاریخی خود را به «دشمنان آزادی» نسبت می‌دهد. در این میان، «حتی شعار رسمی ریگان جنگ برای صلح بوده است» [۱۸]، جمله‌ای که همچون میخی، این تحلیل نظری را به یک مصداق عینی می‌کوبد. ریگان در این تصویر، نه یک فریبکار، که خود نیز فریب‌خوردهٔ مکانیسم دفاعی فرهنگش است؛ کسی که عمیقاً باور داشت با بمب‌افکن می‌توان صلح آورد.

با این حال، مدرس در گفتاری دیگر، از زاویه‌ای متفاوت به ریگان می‌نگرد و او را نه یک بیمار، که یک ذی‌نفعِ خوش‌شانسِ یک گاف سیاسی بزرگ نشان می‌دهد. او در تحلیل دلایل عدم ورود سرمایه‌داران به صحنهٔ سیاست، به انتخابات ریاست‌جمهوری اشاره می‌کند و شرح می‌دهد که کارتر، رقیب ریگان، چگونه با یک حرکت نابه‌هنگام، بازی را به حریف واگذار کرد: «به محض این که در شرق آمریکا شکست خورد، در حالی که هنوز قسمت‌های غربی و کنگره مانده بود، به ریگان تبریک گفت و این تبریک وی باعث شد در غرب، طرفداران جمهوری خواهان با ظنّ شکست قطعی جمهوری خواهان دیگر اصلاً برای رأی‌گیری نروند» (آمریکا، جلسه ۳ — دلایل عدم ورود سرمایه‌داران به صحنه‌ی سیاست در آمریکا) [۷]. این روایت، ریگان را از افسانهٔ «استراتژیست بزرگ» پایین می‌کشد و به زمینِ پیش‌پاافتادهٔ رقابت‌های انتخاباتی می‌آورد. پیروزی او، در این خوانش، نه حاصل یک نقشهٔ هوشمندانه، که نتیجهٔ یک اشتباه محاسباتی از سوی رقیب بود. این نکته برای سخنران اهمیت حیاتی دارد، زیرا نشان می‌دهد که حتی در بزنگاه‌های تاریخی، بازی سیاست تا چه اندازه شکننده و وابسته به کنش‌های فردی است.

این تصویر چندپاره از ریگان، یک تنش حل‌نشده را در دل تحلیل مدرس آشکار می‌کند. از یک سو، ریگان یک نیروی تاریخی است که معادلات حزبی را برای همیشه تغییر داد و نامش با یک چرخش ایدئولوژیک بزرگ گره خورده است. از سوی دیگر، او یک بازیگر معمولی در زمینی لغزنده است که پیروزی‌اش را مدیون یک تصادف سیاسی است. از یک سو، او نماد یک بیماری روانی جمعی و تجسم سازوکار فرافکنی در مقیاس یک تمدن است. از سوی دیگر، او صرفاً مدیری است که کالای جدیدی را در ویترین یک سوپرمارکت سیاسی گذاشت. سخنران هرگز این تنش را به‌طور کامل حل نمی‌کند و شاید نیازی هم به حل آن نمی‌بیند، زیرا هدف او نه ترسیم یک پرترهٔ منسجم از ریگان، که استفاده از نام او به‌عنوان یک لنز برای دیدن لایه‌های مختلف بحران در سیاست و روان آمریکاست. ریگان در این گفتارها، یک نام است که می‌تواند هم‌زمان چندین معنای متضاد را حمل کند: چرخش، خودفریبی، فرافکنی، و تصادف. [۷]