«باروخ اسپینوزا» در ۶ جلسه از ۶ موضوعِ درس مطرح شده است؛ بیشترین بحث در «فلسفه متن مقدس» (۱ جلسه) است؛ و پرحجمترین محورها «فلسفه هندسی اصلموضوعی»، «شکست الگوی ارسطویی»، «وحدت وجود و خدا» هستند. مفصلترین گفتار در فلسفه متن مقدس، جلسه ۲ است (۲۶۳دقیقه).
باروخ (بندیکتوس) اسپینوزا فیلسوفِ هلندیِ سدهٔ هفدهم و از چهرههایِ اصلیِ عقلگراییِ مدرن بود. در آمستردام در خانوادهای یهودی–سفاردی زاده شد؛ آموزشِ سنتیِ توراتی دید، اما با فلسفهٔ دکارت، علومِ نو و نقدِ تاریخیِ کتابِ مقدس آشنا شد. پس از طرد از جماعتِ کنیسه، زندگیِ سادهای بهعنوانِ تراشندهٔ عدسی پیش گرفت، با محافلِ آزاداندیشِ هلند در پیوند ماند و آثارش را غالباً با احتیاطِ سیاسی منتشر کرد. در لاهه درگذشت.
اسپینوزا در اخلاق نظامی هندسی–قیاسی ساخت که خدا یا طبیعت را جوهرِ یگانه میداند و اندیشه و امتداد را دو صفت جوهر میشمارد و ذهن و بدن فردی را حالتهای متناهی آن صفات میداند. نظریهٔ عواطف، تحلیلِ بندگیِ انسان نسبت به انفعالات، و راه رهایی از رهگذرِ معرفتِ عقلانی، هستهٔ اخلاقِ اوست. در رسالهٔ الهی–سیاسی از آزادیِ فلسفه، مدارا و خوانشِ تاریخیِ وحی دفاع کرد و سیاست را بر طبیعتِ انسان استوار ساخت.
تأثیرِ اسپینوزا بر روشنگری، ایدئالیسمِ آلمانی، و خوانشهایِ معاصر از وحدتانگاری، دموکراسیِ لیبرال و نقدِ خرافات گسترده بوده است. نظامش نزد مخالفانِ همروزگار اغلب به الحاد متهم شد؛ در بازخوانیهایِ بعدی بیشتر بهمثابهٔ اخلاقِ رهایی و متافیزیکِ یکجوهری فهمیده میشود.
آثار و نظریههای مهم
اخلاق۱۶۷۷نظامِ متافیزیکی–اخلاقی به روشِ هندسی؛ جوهرِ یگانه، عواطف و راه رهایی از بندگیِ انفعالات.
رسالهٔ الهی–سیاسی۱۶۷۰نقدِ خرافات و دفاع از آزادیِ فلسفه و مدارا در نظمِ سیاسی.
رساله در اصلاح فاهمهانتشار پس از مرگروششناسیِ معرفت و غایتِ فلسفه بهمثابهٔ یافتنِ خیرِ حقیقی.
اصول فلسفهٔ دکارت۱۶۶۳شرحِ هندسیِ فلسفهٔ دکارت همراه با ملاحظاتِ انتقادیِ خودِ اسپینوزا.
رسالهٔ سیاسیانتشار پس از مرگنظریهٔ دولت، قدرت و اشکالِ حکومت بر پایهٔ طبیعتِ انسان.