خدمتکارِ تازهعروس گرفتارِ سوءظنِ خیانت در خانوادهای در آستانهٔ نوروز.
«چهارشنبهسوری» در آستانهٔ نوروز میگذرد؛ زمانی که خانه باید پاک شود، رابطهها باید تازه شوند و شهر در هیاهوی انفجار و آتش به استقبالِ سالِ نو برود. روحی، دخترِ جوانی که بهتازگی ازدواج کرده یا در آستانهٔ ازدواج است، برای کارِ نظافت واردِ خانهٔ زوجی طبقهمتوسط میشود: مژده و مرتضی. خانه در ظاهر محلِ آمادهسازی برای سفر و سالِ نو است، اما از همان آغاز نشانههای بیاعتمادی، خشم و پنهانکاری در آن دیده میشود.
مژده به همسرش سوءظن دارد و گمان میکند مرتضی با زنِ همسایه، سیمین، رابطهای پنهانی دارد. روحی، که بیرون از این رابطه ایستاده، ناخواسته به چشم و گوشِ خانه تبدیل میشود. او میانِ همدلی با زنِ مضطرب، جذابیتِ ظاهریِ مردِ آرامتر، و ابهامِ رفتارِ زنِ همسایه سرگردان میماند. فیلم بهتدریج نشان میدهد که مسئله فقط خیانت یا بیخیانتی نیست؛ مسئله فضایی است که در آن اعتماد از پیش شکسته و هر حرکتِ کوچک معنایی تهدیدآمیز پیدا کرده است.
شهر نیز با صدای ترقه و آتش، انعکاسِ بیرونیِ همین تنش است. چهارشنبهسوری، آیینِ عبور از سالِ کهنه به سالِ نو، در فیلم به آیینِ آشکار شدنِ امرِ سرکوبشده تبدیل میشود. آنچه در خانه پنهان مانده، در صداها، نگاهها و گفتوگوهای نیمهتمام بازمیگردد. روحی در پایان با تصویری پیچیدهتر از ازدواج، اعتماد و میل از خانه بیرون میرود؛ گویی تجربهٔ این خانواده برای او پیشنمایشی تیره از جهانِ بزرگسالی است.
خانهای که باید برای سالِ نو پاک شود، خود محلِ انباشتِ امرِ پنهان است. نظافتِ بیرونی با آشفتگیِ درونی تضاد پیدا میکند.
فیلم دربارهٔ اعتمادِ فرسوده، سوءظن، طبقهٔ متوسطِ شهری، جایگاهِ زن و خشونتِ پنهانِ روابطِ خانوادگی است. نوروز و چهارشنبهسوری، که در فرهنگِ عمومی با تازهشدن پیوند دارند، در اینجا به پسزمینهای برای آشکار شدنِ پوسیدگیِ رابطه بدل میشوند. حضورِ روحی امکانِ نگاهِ بیرونی را فراهم میکند؛ او نه داور است نه کاملاً بیطرف، بلکه آینهای است که بحرانِ زوج در آن دیده میشود.
در نظریهٔ فروید، محتوای سرکوبشده از میان نمیرود؛ در شکلهای پوشیده، لغزشها، اضطرابها و نشانهها بازمیگردد. در این فیلم، سوءظن و خشونتِ عاطفی همان بازگشتِ امرِ ناگفتهاند.
فرهادی فضای محدودِ خانه را به صحنهٔ تعلیق تبدیل میکند. میزانسنِ درها، راهروها، تلفنها و پنجرهها بر مسئلهٔ دیدن و ندیدن تأکید دارد. بیرونِ خانه با صدای انفجار و شلوغی، و درونِ خانه با سکوتهای مشکوک و گفتوگوهای بریده، یکدیگر را تکمیل میکنند. فیلم از حادثهٔ بزرگ پرهیز میکند و با جزئیاتِ کوچک اضطراب میسازد.
تلفن، پنجره و راهپله در فیلم ابزارِ معمولی نیستند؛ هرکدام مسیرِ عبورِ شک، خبر و نگاهاند.
«چهارشنبهسوری» از فیلمهای مهمِ دورهٔ پیش از شهرتِ جهانیِ فرهادی است و بسیاری از عناصرِ سینمای بعدیِ او را پیشاپیش دارد: بحرانِ اخلاقی، اطلاعاتِ ناقص، فضای بسته و موقعیتِ زنانهٔ دشوار. منتقدان دقتِ فیلم در نمایشِ خشونتِ پنهانِ زندگیِ روزمره را برجسته کردهاند. برخی خوانشها نیز آن را مطالعهای اجتماعی دربارهٔ طبقهٔ متوسطِ مدرن و شکنندگیِ نهادِ خانواده دانستهاند.
«چهارشنبهسوری» را میتوان از دریچهٔ سرکوب و بازگشتِ امرِ سرکوبشده دید. رابطهٔ مژده و مرتضی ظاهراً هنوز پابرجاست، اما اعتمادِ بنیادین از آن بیرون رفته است. آنچه نمیتواند روشن و مستقیم گفته شود، به صورتِ سوءظن، حمله، کنترل و نگاهِ تعقیبگر بازمیگردد.
روحی در این میان کارکردی دوگانه دارد. از یک سو چشمِ بیرونیِ تماشاگر است؛ از سوی دیگر، خامی و امیدِ آغازِ زندگیِ مشترک را با تجربهٔ تلخِ زوجِ اصلی روبهرو میکند. او شاهدِ این حقیقت میشود که ازدواج فقط ساختاری رسمی نیست؛ میدانِ نیروهای ناخودآگاه، فرافکنیها و سرکوبهاست. چهارشنبهسوری نیز به جای جشنِ رهایی، به صحنهٔ انفجارِ چیزی تبدیل میشود که مدتها در خانه نگه داشته شده است.
در صفحهٔ فروید، سرکوب و نشانه توضیح میدهد که چرا محتوای پنهان با حذف شدن آرام نمیگیرد. فیلم این اصل را در مقیاسِ خانه و رابطهٔ زناشویی نشان میدهد.
جلساتی که این اثر در آنها خوانده شده، با پخشکنندهٔ صوت و متنِ کامل:
این جلسه بر محور ««چهارشنبهسوری» (فرهادی)» پیش میرود و از مفاهیمِ روانکاوی برای فهمِ اثر هنری و سینما استفاده میکند. بحث نشان میدهد که فیلم را نباید فقط از راهِ خلاصهٔ داستان خواند؛ فرم، نماد، میزانسن، شخصیت و جایگاهِ تماشاگر نیز حاملِ معنا هستند. نکتهٔ کلیدی جلسه، پیوند میانِ تحلیلِ روانی و دقت به خودِ اثر است، بیآنکه اثر به زندگیِ سازنده یا یک نمادِ تکمعنایی فروکاسته شود. جلسهٔ ۸۱ بخشی از مسیرِ دوره برای تبدیلِ روانکاوی به ابزارِ خواندنِ فرهنگِ تصویری است.