- ۰:۰۰۰:۰۰
مهمترین بخشهای این جلسه: جاذبهٔ تاریخی مارکسیسم بهعنوان اردوگاه ضد سرمایهسالاری · ضرورت فهم سرمایهسالاری برای فهم جهان معاصر · تعریف سرمایهسالاری به فرمانروایی افزایش سرمایه · نقد بازار آزاد و رقابت سالم · کالاییشدن نیازها · هرم رشد، فوقاشباع نیازهای پایین و بدلسازی نیازهای بالا · مصرف نشانهها · آموزش قیفی، تکنولوژی، هژمونی و مردسالاری.
از مارکسیسم تا مسئلهٔ جهان معاصر
این جلسه با این پرسش آغاز میشود که چرا بسیاری از روشنفکران و هنرمندان به مارکسیسم گرایش داشتهاند. پاسخ، وفاداری خشک به مارکس نیست؛ بلکه فهم مارکسیسم بهعنوان اردوی ضد سرمایهسالاری است. سرمایهسالاری چنان واقعیت بزرگی در جهان جدید است که فهم آن برای روشنفکری، یعنی آگاهی از زمانه، ضروری میشود.
سرمایهسالاری یعنی اصالت سرمایه
تعریف رایج بازار آزاد، مالکیت خصوصی و رقابت بیاصطکاک کافی نیست. بازار آزاد واقعی وجود ندارد؛ مثالهایی مثل حذف رقیب با دامپینگ یا خرید و نابودکردن رقیب نشان میدهد سرمایهٔ بزرگ رقابت را از درون میخورد. معنای عمیقتر این است که سرمایه، نه حقیقت و رشد و خیر، معیار تصمیمگیری میشود.
هرم رشد و بدلهای کالایی
در این جلسه از هرم نیازهای مازلو برای توضیح توقف رشد استفاده میشود. نیازهای پایین، چون کالاییاند، فوقاشباع میشوند؛ نیازهای بالا یا رها میشوند یا با بدلهایی مثل بیمه، پورنوگرافی، اطلاعات، هنر مبتذل، مدرک، عنوان و مواد مخدر جایگزین میشوند. نتیجه، مصرف پایانناپذیر و رشد متوقف است.
نشانه، آموزش و هژمونی
بودریار برای فهم مصرف نشانهها به کار میآید: انسان نه فقط کالا، بلکه رتبه و نشان مصرف میکند. نظام آموزشی نیز از کودکی آدمها را برای سیستم میسازد و استعدادهای برتر را به مرکزهای اصلی سرمایهسالاری میفرستد. در پایان، هژمونی فرهنگی، تصویر تاریخ، مفهوم پیشرفت و حتی تلقی از زن و مرد را با منطق سرمایه هماهنگ میکند.
- ۰:۰۰۰:۰۰
مهمترین بخشهای این جلسه: تمایز سرمایهداری و سرمایهسالاری · انسان بهمثابه کارگزار و مصرفکننده · دفاعیهٔ مدرنیته دربارهٔ دانش، خرد، افسونزدایی، اومانیسم و آزادی · رد نسبتدادن پیشرفت علم به سرمایهسالاری · انحراف دانش به سود و تکنولوژی · نابودی فلسفه · نظام مقالهمحور · نقد خرد مدرن و آزادی نمایشی · مککارتیسم و حد آزادی سیاسی.
سرمایهسالاری فراتر از مالکیت خصوصی
جلسه تأکید میکند که مسئله مالکیت خصوصی یا طبقاتیبودن بهتنهایی نیست. هر نظامی که جهت اصلی فعالیتهایش افزایش سرمایه باشد، سرمایهسالار است؛ حتی اگر دولتی یا سوسیالیستی باشد. انسان در چنین نظامی یا کارگزار افزایش سرمایه است یا مصرفکنندهٔ کالاها و نشانهها.
دفاعیهٔ مدرنیته و پاسخ آن
مدافعان مدرنیته از پیشرفت علم، تکنولوژی، خردباوری، نقادی، افسونزدایی، اومانیسم و آزادی فردی دفاع میکنند. پاسخ جلسه این است که بسیاری از این دستاوردها تاریخی و مستقل از سرمایهسالاریاند، و آن بخش که زیر فرمان سرمایه رفته، منحرف شده است. انقلاب علمی پیش از قدرتگیری بورژوازی آغاز شده بود؛ پس نباید همهٔ علم را به نام سرمایهسالاری نوشت.
دانش، فلسفه و نظام تحقیقاتی
دانش وقتی زیر سرمایه رفت، به سمت پیشبینی، محاسبه، تکنولوژی و سود چرخید. فلسفه از رأس هرم دانش افتاد، علوم انسانی حاشیهای شد، و نظام تحقیقاتی مقالهمحور جای کار عمیق را گرفت. ارزشگذاری مشاغل نیز وارونه شد: سرمایهدار و ستارهٔ سرگرمی بیش از فیلسوف، دانشمند و هنرمند اصیل ارزش اقتصادی پیدا کردند.
آزادی، نظارت و سرکوب تهدید
جلسه آزادی مدرن را دشوارترین وهم میداند. انسان احساس آزادی میکند، اما دولتهای مدرن قدرت نظارت بیسابقه دارند و نظام آموزشی و شغلی از کودکی مسیر آدمها را شکل میدهد. آزادی سیاسی تا وقتی تحمل میشود که اصل نظام تهدید نشود؛ مککارتیسم نمونهٔ تاریخی برخورد نظام آمریکا با گرایش چپ، سندیکاها و روشنفکران است.
- ۰:۰۰۰:۰۰
مهمترین بخشهای این جلسه: خودکشی مدرن و نگاه ابزاری سرمایهسالار · رد تئوری توطئه و تأکید بر سازوکارها · اسطورهٔ پیشرفت · شکاف رشد و پایداری سرمایهسالاری · عشق بهعنوان راه عبور از جسمانیت · نقد لیبرالیسم، آزادی میل، مواد مخدر، نودیسم و آزادی بیان · عدالت در برابر آزادی · پستمدرنیسم و آیندهٔ مصرف · نقد مدل دموکراسی لیبرال.
اسطورهٔ پیشرفت و نشانههای سقوط
جلسه با مثال برخورد سرمایهسالارانه با خودکشی در مترو آغاز میشود: مسئلهٔ اصلی نه جان انسان، بلکه تأخیر در کار است. سپس اسطورهٔ پیشرفت نقد میشود. اگر معیار تکنولوژی باشد، پیشرفت دیده میشود؛ اما اگر معیار رشد انسان، رابطهٔ عاطفی، هنر، طبیعت، معنا و اخلاق باشد، جهان جدید نشانههای سقوط فراوان دارد.
پایداری سرمایهسالاری و شکاف رشد
سرمایهسالاری پایدار است چون با شکافی روانشناختی در رشد انسان هماهنگ میشود: عبور از لذتهای جسمانی به لذتهای معنوی دشوار است. این نظام نیازهای جسمانی را فوقاشباع میکند و عقاید راهنما را سست میسازد؛ بنابراین انسان زیر این شکاف میماند. عشق زمینی، در سنت عرفانی، یکی از راههای طبیعی عبور از این شکاف بود؛ اما اشباع جنسی امکان عشق را ضعیف میکند.
نقد لیبرالیسم
آزادی عقیده ارزشمند است، اما لیبرالیسمی که آزادی را بالاترین فضیلت میگیرد، مشکل دارد. حد آزادی در عمل فقط آزادی دیگران نیست؛ مواد مخدر، نودیسم، امنیت ملی و آزادی بیان نشان میدهند هر نظامی با هدفهای پنهان خود مرز میگذارد. آزادی ارضای میلها نیز ضد رشد است، چون رشد نیازمند انتخاب، ترک بعضی میلها و جهتگیری است.
عدالت، پستمدرنیسم و دموکراسی
آزادی اقتصادی در برابر عدالت قرار میگیرد و بدون عدالت، دموکراسی صوری میشود. بحث پستمدرنیسم نشان میدهد نقد همهٔ جهتدهیها ممکن است در آینده با سرمایهسالاری مصرفی هماهنگ شود. در پایان، مدل دموکراسی مستقیم لیبرال نقد میشود: دخالت مردم کافی نیست؛ باید عوامفریبی کمینه شود و عدالت و آگاهی امکان رأی واقعی را فراهم کنند.