این بخش برگرفته از کتابِ «نظمِ قرآن» اثرِ عبدالعلی بازرگان است؛ کوششی برای نشاندادنِ پیوستگیِ آیات و ساختارِ درونیِ هر سوره، در برابرِ این تصور که چینشِ آیات پراکنده است. متنِ حاضر از بازخوانیِ نسخهٔ چهارجلدیِ کتاب فراهم شده و تنها بخشِ مربوط به همین سوره را در بر دارد.
نظم قرآن (بازرگان) — سوره ۲۷
منبع: OCRِ بازخوانیشدهٔ ۴ جلدی، ۱۴۰۵/۰۴ (mistral-ocr + بازبینیِ Codex).
نمل (۲۷)
دو سوره شعراء و قصص همانند یکدیگر با حروف مقطعه «طسم» و آیه: «تلک آیات الکتاب المبین» آغاز میشوند، منظور از «کتاب مبین» با توجه به آیات ۷۴ و ۷۵ سوره نمل باید همان مخزن علم الهی و لوح محفوظ باشد که همه اسرار آسمانها و زمین و اعمال و افکار انسانها، در گذشته و حال، درآن ثبت و ضبط بوده بازگو کننده حقایق و حوداث میباشد. در چنین منبع و مخزن اطلاعاتی، آیات و نشانههایی برای تجربه و عبرت اهل خرد وجود دارد که اگر به آن بصیرت یابند هدایت میگردند. اما در سوره نمل که با حروف مقطعه «طس» (بجای طسم) افتتاح میشود، به آیه اول کلمه «قرآن» اضافه شده است (تلک آیات القرآن و کتاب مبین). و پس از آن جنبه هدایتگری و بشارت دهند گی آن تایید گردیده است (هدی و بشری للمومنین). بنابراین در این سوره علاوه بر نقل حقایقی از کتاب مبین (مخزن علم و اسرار الهی)، آیات و نشانههایی از کتاب نازل شده از جانب خداوند علیم و حکیم به چشم میخورد، یعنی هم نقل وقایع تاریخی گذشته میکند (از آرشیو اطلاعات عالم هستی) و هم نتیجه گیری و هدایت گری مینماید. در متن سوره نیز هر کجا نام قرآن برده شده است، به همین جنبه آن که دلیل وجودی اش میباشد اشاره شده است:
- آیه (۱) طس تلک آیات القرآن و کتاب مبین – هدی و بشری للمومنین
- (۶) وانک لتلقی القرآن من لدن حکیم علیم
- (۷۶) ان هذا القرآن یقص علی بنی اسراییل اکثر الذی هم فیه یختلفن – و انه لهدی و رحمة للمومنین.
- (۹۲) وان اتلوالقرآن فمن اهتدی فانما یهتدی لنفسه و من ضل فقل انما انا من المنذرین.
شاید علت چنین زیادتی در این سوره و تاکیدی که روی مسئله هدایت از طریق قرآن شده است، به دلیل محور توحیدی سوره و حجتهای آن علیه شرک و اتخاذ «الهه» من دون الله باشد که به طور چشمگیری در متن سوره نمایان است. در سوره شعراء همانطور که گفته شد، مشکلات و موانع راه ایمان را در رسالت حضرت موسی و چند تن دیگر از انبیاء (علیهم السلام) از بعد ظلم ستیزی و مبارزه با بی تقوایی و فحشاء و اسراف، که تماماً جنبه عملی دارد، مورد بحث قرار میدهد. اما در سوره نمل علاوه بر جنبههای عملی فوق، به زمینههای نظری و جنبههای عقیدتی مسئله پرداخته مسئله شرک را نیز مطرح مینماید،
بنابراين موضوع هدايت در رابطه با توحيد اهميت پيدا کرده است.
در اين سوره بجای ٧ پيامبری که در سوره نمل داستان مشکلات آنها نقل گرديد، از
چهار پيامبر نام میبرد (موسى، سليمان، صالح و لوط، عليهم السلام) طبق معمول از داستان
حضرت موسى آغاز میشود و از ماجراي مفصل آن پيامبر، تنها صحنه اي از کوه مبارک طور
را نشان میدهد که آن حضرت بی خبر از نورانی بودن منطقه بقصد کسب خبر يا گرفتن
گيرانه اي از آتش، برای گرم کردن اهل بيتش، گام به آن مکان مقدس گذاشته مخاطب نداي
رب العالمين میگردد و بفرمان خداوند عزيز و حکيم عصاي اژدها شونده و يد بيضاء (دو)
معجزه انذار و بشارت دهنده و نورانی) را به همراه ٩ آيت ديگر براى هدايت فرعون و قوم
فاسقش تحويل و به سوى آن مستکبر به همراه اين آيات آگاهي بخش گسيل میگردد. اما
آنها همه اين نشانهها را سحر و جادو ناميده عليرغم يقين به حقائيت آن به دليل ظلم و
خودبرتر بيني که موجب فساد نفس آنان شده بود، آنرا انکار مینمايند. در اين ٨ آيه به طور
اجمال در گيری با نظام ظالم و فاسد و سرکش را که همه حقایق را انکار میکردند، نشان
میدهد. و اين خود درس بزرگي براى پيامبر خاتم بشمار میرود که معجزات بزرگ و
فراوان نيز مردم مستکبر و مسرف را هدايت نمیکند.
دومين داستان اين سوره که مفصل ترين آنها بوده و نام سوره (نمل) نيز از متن آن
اقتباس گرديده است به حضرت سليمان (ع) اختصاص دارد. در باره اين پيامبر عظيم الشان
در سوره هاي ديگر نيز مطالب شگفتي خوانده ايم، اما آنچه در اين سوره بيان شده به تناسب
با سياق آن، که فتنه و ابتلاه و مشکلات راه ايمان میباشد، عمدتاً از «جنود» و لشکرکشي
عجيب و حيرت آور سليمان به سرزمين ملکه سبا ياد میکند و رنگ جنگ و تهديد و
خشونت دارد. در اين ماجرا علت در افتادن با قوم سبا موضوع شرک و پرستش خورشيد
عنوان میشود و ذکري از ظلم و فساد (همچون قوم فرعون) به ميان نمیآيد. بنابراين اين
داستان رسالتي است درجهت توحيد و نفي شرک و تعبير قرآن از آن مردم، راه نيافتن به حق
به دليل تزيين اعمالشان توسط شيطان است (وجدتها و قومها يسجدون للشمس من دون الله)
در اين داستان مسئله «تسليم» به خدا (که نام سليمان هم از آن اقتباس شده) و کلمات
شکر و کفر نقش اساسی ايفا مینمايند. به طوری که ۴ بار کلمه تسليم و ۴ بار کلمه شکر
در آن تکرار شده است، تسليم مقدمه ايمان و در مراتب بعدی کمال ايمان را نشان میدهد که
موضوع اصلی سه سوره اين مجموعه میباشد.
سومين داستان اين سوره در باره قوم نمود و رسالت توحيدي حضرت صالح است (لقد
مطابق سیاق سوره، در اینجا نیز به جنبههای فتنه و ابتلاء و در گیری و تضاد و تخاصم
از ماجرای رسالت حضرت صالح اشاره شده است. شکل گیری دو گروه متخاصم (مومن و
کافر)، تبه کاری ۹ تیره فاسد در شهر و عدم بازگشت آنان به اصلاح، توطئه دسته جمعی این
مفسدین برای شبیخون زدن به حضرت صالح و اهلش و قتل دسته جمعی آنها، انواع مکها
و حیلههایی که علیه حرکت توحیدی بکار بردند و ... جالب این که حضرت صالح آنها را
مردمی که در فتنه (آزمایش) قرار گرفتند مینامد (بل انتم قوم تفتنون) که محور این مجموعه
میباشد. پیروان آن حضرت نیز بدلیل ایمان و تقوی (اعتقاد و عمل) نجات یافتند (وانجین
و بالاخره آخرین داستان این سوره در باره حضرت لوط و قوم فاسد و آلوده به فحشاء و
منحرفی میباشد که پاکیزگی و عفت را عیب میشمردند (فما کان جواب قومه الا ان قالوا
اخراجوا آل لوط من قریتكم انهم اناس یتطهرّون). در این ماجرا نیز از تهدیدهای این قوم
علیه آل لوط سخن به میان میآورد و مشکلات مؤمنین و رسولان را در حرکتهای علیه
فساد و تباهی نشان میدهد. بنابراین از این جهت با سه داستان دیگر هماهنگی دارد.
بخش مربوط به داستان رسولان که جمعاً ۵۳ آیه (حدود ۶۰٪ سوره) میباشد، با
ستایش خدا و سلام بر بندگان برگزیده او و این سوال که خدای یکتا بهتر است یا آنچه
شرک میورزند؟ خاتمه مییابد (قل الحمدلله و سلام علی عباده الذین اصطفی الله خیر اما
یشركون)، از آن به بعد ۵۱ آیه در باره توحید خالص و ۱۰ آیه در باره بعثت و آخرت و
خروج آدمیان از گور برای رسیدن به جزای اعمال آمده است که نشان میدهد محور اساسی
نتیجه گیریهایی که از داستان رسولان ۴ گانه در این سوره برای آموزش مومنین معاصر
پیامبر اسلام میشود، در ارتباط با دو مسئله توحید و آخرت میباشد. سرانجام در اواخر این
سوره با دستور توكل به پیامبر و اطمینان قلبی از این که بر راه حق آشکاری قرار دارد، آن
حضرت را از انتظار ایمان آوردن کسانی که دلشان کر و کور است مأیوس مینماید و کسانی
را حق طلب مینامد که به آیات الهی ایمان آورده و تسلیم باشند.
به دنبال این مطلب، ۹ آیه بعد در باره روز حشر و دو دسته شدن مردم در آنروز
برحسب عملکردشان میباشد و بالاخره در دو آیه آخر سه دستور اساسی به پیامبر میدهد:
۱- تعبد و تسلیم مطلق به پروردگار شهر و حریم امن (مکه) که مالک همه چیز است.
۲- تلاوت قرآن برای هدایت مردم و تاکید بر این که من فقط بیم دهنده هستم (اجباری
در کارم نیست).
۳- ستایش خدا و امیدواری بر اینکه بزودی نشانههای او آشکار شده مردم آن را خواهند شناخت و این که پروردگار از عمل بندگان غافل نیست.
سوره قصص (۲۸)
سوره قصص سومین (و آخرین) سوره از مجموعهای است که با حروف مقطعه طسم (شعراء و قصص) و طس (نمل) آغاز میشوند. بخش عمده و اصلی این سوره همچون سوره شعراء در باره رسالت حضرت موسی میباشد. با این تفاوت که در سوره شعراء رسالت ۶ پیامبر دیگر نیز اجمالاً شرح داده شده ولی در سوره قصص تنها داستان حضرت موسی نقل گردیده است. طرح خود داستان نیز در دو سوره متفاوت است، در سوره شعراء عمدتاً از تکذیب رسالت و عملکرد جناح مقابل (فرعون و جنودش) گفتگو شده در حالی که در سوره قصص بیشتر ابعاد ایمانی قضیه و ماجرای شیرین و آموزنده زندگی حضرت موسی از تولد به بعد حدیث شده است. البته در هر دو سوره مشکلات و مصائب آن حضرت را شرح داده ولی در سوره شعراء مشکلات تبلیغ رسالت و درگیری با فرعون و ساحران، و در سوره قصص گرفتاریها و رنجهایی را که مشخصاً در طول زندگی قبل از رفتن نزد فرعون داشته بیان کرده است. بطور کلی با مقایسه متن و بخصوص اولین آیات این دو سوره میتوان چنین نتیجه گرفت که سوره شعراء از تکذیب و «بیایمانی» در داستان حضرت موسی نشانه میآورد و در سوره قصص از «ایمان» و صحنههای شورانگیز خداجویی و خلوص (مادر موسی، موسی، دختران شعیب، شعیب).
سوره شعراء: طسم، تلک آیات الکتاب المبین لملک باخع نفسک الا یکونوا مومنین
سوره قصص: « » « » « » « » « » « » « » « » « » « » « » « » « » « » « » « » « » « » «
اگر متن دو سوره را مقایسه کنیم، مشاهده مینماییم که در سوره شعراء از داستان مفصل حضرت موسی تنها بخش رویارویی با فرعون شرح داده شده است که مراحل مهم آن عبارتند از: اخذ ماموریت الهی برای رفتن به سوی قوم ظالم فرعون و هشدار به بیم و تقوای الهی، ترس حضرت موسی از تکذیب فرعون و تعقیب کیفری او (بدلیل قتل قبطی)، نگرانی از لکنت زبان در ادای مطلب، احتجاج با فرعون، تکذیب فرعون، ارائه معجزات، مواجهه با
ساحران و مقابله حق و باطل، ایمان ساحران و تهدیدهای شدید فرعون، فرار شبانه بنی
اسراییل از مصر، تعقیب لشکر فرعون و غرق شدن در نیل.
اما سوره قصص اراده همیشگی خدا برای رهایی مستضعفین از چنگال مستکبرین و
حاکم ساختن آنان بر سرزمین و سرنوشت خویش را یادآوری میکند و داستان از وحی
خداوند به مادر موسی برای افکندن نوزاد خود به نیل آغاز میشود و دل نگرانیهای او را، که
ابتلایی برای ایمان اش بود (لتکون من المومنین) شرح میدهد. همچنین از آب گرفته شدن
موسی توسط آل فرعون تا در دل دشمن پرورش یافتن (فالتقطه آل فرعون لیکون لهم عدواً و
حزناً)، آنگاه باز گرداندن طفل به مادر، بزرگ شدن موسی و ایتاه حکم و علم، نفوذ در میان
مردم و پیدا شدن هواداران، درگیری با قبطیان و کشتن فردی از آنها، فرار با ترس و نگرانی از
مصر به مدین، ره یافتن به نزد شعیب پیامبر و ۱۰ سال چوپانی و زندگی و آموزش در کنار
آن پیر باتجربه، ترک مدین بسوی مصر و گام نهادن در وادی ایمن و مخاطب کلام و
ماموریت الهی قرار گرفتن و سرانجام مواجهه و مجادله با فرعون و غرق شدن آل فرعون و
دادن کتاب به حضرت موسی.
ویژگیهای فرعون و جنودش - در این سوره مشخصات متعددی از فرعون و آل او و
همچنین ملاء و مقاماتش سراغ داده است. اولاً همه اینها را خطاکار میشمارد (ان فرعون و
هامان و جنودهما کانوا خاطئین) و جای دیگر از استکبار فرعون و سپاهیانش یاد میکند
(واستکبر هو و جنوده فی الارض بغیر الحق)، که نشانه خود بزرگ بینی و احساس
قدرتمندی است. اما وقتی از فرعون و ملاء و مقامات کشوری اش سخن میگوید، در اینجا
روی فسق، که همان خروج از حریم حق و آمادگی برای فساد است، انگشت میگذارد
(...فرعون و ملاءه انهم کانوا قوماً فاسقین)، یعنی اگر مشخصه سپاهیانش استکبار بود،
مشخصه درباریانش فسق بشمار میرفت. در مورد خودش نیز وقتی به تنهایی معرفی
میشود، قرآن صفت استعلا (خود برتر بینی) را بکار برده است (ان فرعون علا فی الارض)
و بالاخره در انتهای شرح ماجرای قارون (ثروتمند افسانه ای که با اتکاء و وابستگی به نظام
فرعونی از طریق استثمار بنی اسراییل و نزول خواری از آنها، رأس مالی مثلث زر و زور و
تزوير را تکمیل میکرد) کلمه «فساد» (به هم خوردن نظم و عدالت اقتصادی و اجتماعی
۱. ۸۸
۲. ۳۹
۳. ۳۲
۴. ۴۸
و ...) را به کلمه علو اضافه مینماید (تلک الدار الآخره نجعلها للذين لا يريدون علواً
در این سوره صفت عمومی «ظالم» نیز، همچنان که در سوره شعراء به فرعون و آلش
نسبت داده شده، به کار رفته است. اما عموماً به صورت فرعی و در ضمن شرح مراحل و
مراتب سیر ایمانی حضرت موسی و ابتلائات آن پیامبر. ذیلاً به این آیات اشاره میکنیم:
آیه (٢١) فخرج منها خائفاً يترقب قال رب نجنی من القوم الظالمين.
آیه (٢٥) فلما جائه و قص عليه القصص قال لا تخف نجوت من القوم الظالمين.
آیه (٣٧) قال موسى ربي اعلم بمن جاء بالهدي من عنده و من تكون له عاقبه الدار انه
لا يفلح الظالمون.
آیه (٤٠) فاخذناه وجنوده فنبذنا هم في اليم فانظر كيف كان عاقبه الظالمين.
در برابر صفات منفی و رذائل اخلاقی فوق که از فرعون و اطرافيانش سراغ میدهد،
صفات مثبت و کمالات نفسانی و يژهای را از طرف مقابل ماجري (موسی، شعيب، مادر
موسی و ...) نشان میدهد که عبارتند از: هدايت طلبی، توبه و استغفار، ايمان (مومنين)،
احسان (محسنين)، اصلاح (صالحين)، خيرانديشي (ناصحين) و امانت (امين)، شرم و آزرم
(حياء) و ...
وجه تسميه سوره - نام این سوره از آیه ٢٥ آن که نقل ماجرای فرار حضرت موسی از آل
فرعون و پناه آوردنش به مدين، از زبان آن حضرت برای حضرت شعيب (عليهما السلام)
میباشد گرفته شده است (..فلمما جائه و قصّ عليه القصص قال لا تخف نجوت
من القوم الظالمين). قصص (جمع قصه، سرگذشت) در زبان فارسی به حکایت مشغول کننده
کودکان که برای سرگرمی و به خواب بردن آنها نقل میگردد گفته میشود و راست و دروغ بودنش
اهمیتی نداشته هدف و منظوری برای تربیت و اصلاح از آن اراده نمیگردد. آیا منظور خداوند
سوره «قصص» و شرح ماجرای جذاب و شگفت آور حضرت موسی، از دوران تولد و افکنده
شدن در نیل، تا زندگی در کاخ فرعون و فرار بسوی مدين و آشنایی اتفاقی با دختران شعيب
و راه يافتن به خانه آن حضرت و دوران چوپانی و ازدواج و ... برای سرگرمی و مشغول کردن
مسلمانان بوده است يا منظور و هدف دیگری مورد نظر میباشد؟ اتفاقاً معنای دقيق این
کلمه را، به طوریکه عميقاً شناخته گردد، در آیه ١١ همین سوره میتوان دریافت کرد (و
قالت لاخته قصبه فبصرت عن جنب وهم لا يشعرون) در این آیه مادر موسی به خواهرش
توصیه مینماید در پی موسی به تعقیب و جستجو بپردازد و از آنچه بر او در کاخ فرعون
روی داده پیگیری نماید. او نیز از فاصلهای دور، بدون آنکه آنها متوجه باشند، قضایا را تحت
نظر میگیرد. تا آنجا که وقتی میبیند طفل هیچ شیری را نمیپذیرد، آنها را به سوی مادرش (که برای آل فرعون ناشناخته بود) راهنمایی میکند و به این وسیله موجب باز گرداندن موسی به مادرش میگردد.
در این آیه معنای کلمه «قصّ» در پیگیری و کنجکاوی مسئولانه و جدی نسبت به امری که شناخت و اهتمام به آن کمال اهمیت را دارد، تجلی مینماید. بنابراین وظیفه کسی که سوره قصص را میخواند، فراتر رفتن از ظواهر جذب کننده داستان و تدبر در نتایج و نکات آموزنده ای است که از آن گرفته میشود و بکار بردن آن بطور عملی در زندگی شخصی و اجتماعی خویش.
نتیجه گیری داستان
تا آیه ۴۳ این سوره در باره داستان حضرت موسی است، نیمه دوم سوره به نتیجه گیری از این داستان برای معاصرین پیامبر اسلام پرداخته است. اولًا شرح این ماجرا را نه به عنوان یک قصه، بلکه به عنوان انذار (هشدار از خطر) مردمی که قبلًا هشدار دهنده ای نداشتهاند و برای تذکر آنها مطرح مینماید (آیه ۴۶) تا حجت بر آنها تمام شده نتوانند ادعا کنند که اگر رسولی برای آنها میآمد پیرو نشانههای خداوند شده و از مؤمنین میگشتند (۴۷) در حالی که همه این حرفها بهانه است و آنها جز پیروی از هوای نفس دنبال حقیقتی نبوده همواره کفران و تکذیب میکردهاند.
آیات ۵۲ تا ۵۵ مومنین واقعی از اهل کتاب را که تسلیم خدا و صابر در راه حق هستند معرفی و مشخصات آنها را در روابط با مخالفین توصیف مینماید و بالاخره در آیات بعد از آزادی و اختیار در پذیرش دین، حیات دنیاو هلاکت دنیاپرستان، آخرت و عذاب، رحمت خدا، قارون، وعده بازگشت به مکه و ... یاد میکند. و سرانجام سوره را با توصیه به پیامبر برای تکیه به قرآن و دعوت خالصانه توحیدی بسوی خدا و اطمینان قلبی از این که همه چیز جز وجه او (راه و مقصد و هدف خدایی) هالک و بی حاصل و رجوع خلائق همگی به سوی او است خاتمه میدهد.
ان الذی فرض علیک القرآن لرادک الی معاد، قل ربی اعلم من جاه بالهدی و من هو فی ضلال مبین.