→ همهٔ سوره‌ها

سورهٔ فرقان

۴ جلسه · سال ۱۳۹۴ · پژوهشگاه دانش‌های بنیادی

دربارهٔ این مجموعه و دریافتِ صوت
سالِ برگزاری۱۳۹۴ · پژوهشگاه دانش‌های بنیادی
شمارِ جلسات۴ جلسه

برای پخشِ هر جلسه روی آن بزنید؛ پلیر همان‌جا باز می‌شود و پخش می‌شود.

  • ۰:۰۰۰:۰۰
    دانلود
  • ۰:۰۰۰:۰۰
    دانلود
  • ۰:۰۰۰:۰۰
    دانلود
  • ۰:۰۰۰:۰۰
    دانلود
سورهٔ فرقان (سُورَةُ الفُرۡقَانِ)
Meccan · ۷۷ آیه · متن به رسم عثمان‌طه · ترجمهٔ روان به سبکِ کوشا
بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ
تَبَارَكَ ٱلَّذِى نَزَّلَ ٱلْفُرْقَانَ عَلَىٰ عَبْدِهِۦ لِيَكُونَ لِلْعَٰلَمِينَ نَذِيرًا ۱
۱. همیشه سودمند و با برکت است آنکه فرقان را [که قرآن جدا کننده حق از باطل است] به تدریج بر بنده اش نازل کرد، تا برای جهانیان بیم دهنده باشد.
ٱلَّذِى لَهُۥ مُلْكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَلَمْ يَتَّخِذْ وَلَدًۭا وَلَمْ يَكُن لَّهُۥ شَرِيكٌۭ فِى ٱلْمُلْكِ وَخَلَقَ كُلَّ شَىْءٍۢ فَقَدَّرَهُۥ تَقْدِيرًۭا ۲
۲. همان که فرمانروایی آسمان ها و زمین فقط در سیطره اوست و فرزندی برای خود نگرفته است و در فرمانروایی شریکی ندارد و هر چیزی را آفریده و آن را به اندازه قرار داده، اندازه ای درست و دقیق.
وَٱتَّخَذُوا۟ مِن دُونِهِۦٓ ءَالِهَةًۭ لَّا يَخْلُقُونَ شَيْـًۭٔا وَهُمْ يُخْلَقُونَ وَلَا يَمْلِكُونَ لِأَنفُسِهِمْ ضَرًّۭا وَلَا نَفْعًۭا وَلَا يَمْلِكُونَ مَوْتًۭا وَلَا حَيَوٰةًۭ وَلَا نُشُورًۭا ۳
۳. و [مشرکان] به جای او معبودانی اختیار کرده اند که چیزی را نمی آفرینند و خود آفریده می شوند، و برای خودشان مالک زیان و سودی نیستند، و قدرت و تسلطی بر مرگ و حیات و برانگیختن پس از مرگ ندارند،
وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓا۟ إِنْ هَٰذَآ إِلَّآ إِفْكٌ ٱفْتَرَىٰهُ وَأَعَانَهُۥ عَلَيْهِ قَوْمٌ ءَاخَرُونَ ۖ فَقَدْ جَآءُو ظُلْمًۭا وَزُورًۭا ۴
۴. و کافران گفتند: این [قرآن] چیزی نیست جز دروغی که [پیامبر] آن را از پیش خود ساخته و دیگران او را بر ساختن آن یاری داده اند، بی تردید [با این نسبت ناروا] مرتکب ستمی سنگین و دروغی بزرگ [و تهمتی زشت] شده اند.
وَقَالُوٓا۟ أَسَٰطِيرُ ٱلْأَوَّلِينَ ٱكْتَتَبَهَا فَهِىَ تُمْلَىٰ عَلَيْهِ بُكْرَةًۭ وَأَصِيلًۭا ۵
۵. و گفتند: افسانه های مکتوب پیشینیان است که نوشتن [از روی] آنها را از [نویسندگان] درخواست کرده است و آن [نوشته] ها هر صبح و شام بر او خوانده می شود [تا حفظ کند و بر ما بخواند و بگوید: این وحی آسمانی است!!]
قُلْ أَنزَلَهُ ٱلَّذِى يَعْلَمُ ٱلسِّرَّ فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۚ إِنَّهُۥ كَانَ غَفُورًۭا رَّحِيمًۭا ۶
۶. بگو: آن را کسی نازل کرده است که همه نهان ها را در آسمان ها و زمین می داند، همانا او همواره بسیار آمرزنده و مهربان است.
وَقَالُوا۟ مَالِ هَٰذَا ٱلرَّسُولِ يَأْكُلُ ٱلطَّعَامَ وَيَمْشِى فِى ٱلْأَسْوَاقِ ۙ لَوْلَآ أُنزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌۭ فَيَكُونَ مَعَهُۥ نَذِيرًا ۷
۷. و گفتند: این چه پیامبری است که غذا می خورد و در بازارها راه می رود؟ چرا فرشته ای به سوی او نازل نشده که همراه او بیم دهنده باشد؟
أَوْ يُلْقَىٰٓ إِلَيْهِ كَنزٌ أَوْ تَكُونُ لَهُۥ جَنَّةٌۭ يَأْكُلُ مِنْهَا ۚ وَقَالَ ٱلظَّٰلِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًۭا مَّسْحُورًا ۸
۸. یا [چرا] گنجی به سوی او افکنده نمی شود؟ یا باغی برای او نمی باشد که از [میوه های] آن بهره مند شود؟ و ستمکاران گفتند: [ای مردم!] شما جز مردی جادو شده را پیروی نمی کنید!!
ٱنظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا۟ لَكَ ٱلْأَمْثَٰلَ فَضَلُّوا۟ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ سَبِيلًۭا ۹
۹. بنگر که چگونه [و برپایه چه امور نامعقولی] اوصافی برای تو بیان کردند، پس [به سبب لجاجت، تکبّر، دشمنی و تعصّب] گمراه شدند و نمی توانند راهی [به سوی حق] بیابند.
تَبَارَكَ ٱلَّذِىٓ إِن شَآءَ جَعَلَ لَكَ خَيْرًۭا مِّن ذَٰلِكَ جَنَّٰتٍۢ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا ٱلْأَنْهَٰرُ وَيَجْعَل لَّكَ قُصُورًۢا ۱۰
۱۰. همیشه سودمند و بابرکت است آنکه اگر بخواهد بهتر از آن را [در دنیا] برای تو قرار می دهد، بوستان هایی که از زیرِ [درختانِ] آن نهرها جاری باشد، و قصرهایی [استوار و مجلّل] برای تو مقرّر می نماید.
بَلْ كَذَّبُوا۟ بِٱلسَّاعَةِ ۖ وَأَعْتَدْنَا لِمَن كَذَّبَ بِٱلسَّاعَةِ سَعِيرًا ۱۱
۱۱. [همه این مطالب و خواسته های نامعقول بهانه است] بلکه آنان قیامت را تکذیب کرده اند [و به این سبب نبوّت تو را باور نمی کنند] و ما برای آنان که قیامت را تکذیب کنند، آتشی سوزان آماده کرده ایم.
إِذَا رَأَتْهُم مِّن مَّكَانٍۭ بَعِيدٍۢ سَمِعُوا۟ لَهَا تَغَيُّظًۭا وَزَفِيرًۭا ۱۲
۱۲. که وقتی [آن آتش سوزان] آنان را از مکانی دور ببیند، از آن [نعره] خشم و خروشی هولناک بشنوند،
وَإِذَآ أُلْقُوا۟ مِنْهَا مَكَانًۭا ضَيِّقًۭا مُّقَرَّنِينَ دَعَوْا۟ هُنَالِكَ ثُبُورًۭا ۱۳
۱۳. و هنگامی که آنان را در حالی که با غل و زنجیر به هم بسته شده اند در مکانی تنگ از آن آتش سوزان بیفکنند، در آنجا فریاد مرگ خواهی سر دهند.
لَّا تَدْعُوا۟ ٱلْيَوْمَ ثُبُورًۭا وَٰحِدًۭا وَٱدْعُوا۟ ثُبُورًۭا كَثِيرًۭا ۱۴
۱۴. [به آنان می گویند:] امروز یک بار درخواست مرگ نکنید، بلکه بسیار درخواست مرگ کنید.
قُلْ أَذَٰلِكَ خَيْرٌ أَمْ جَنَّةُ ٱلْخُلْدِ ٱلَّتِى وُعِدَ ٱلْمُتَّقُونَ ۚ كَانَتْ لَهُمْ جَزَآءًۭ وَمَصِيرًۭا ۱۵
۱۵. بگو: آیا این [آتش سوزان] بهتر است یا بهشت جاودانی که به پرهیزکاران وعده داده اند که پاداش و بازگشت گاه آنان است؟
لَّهُمْ فِيهَا مَا يَشَآءُونَ خَٰلِدِينَ ۚ كَانَ عَلَىٰ رَبِّكَ وَعْدًۭا مَّسْـُٔولًۭا ۱۶
۱۶. در آنجا هر چه بخواهند در حالی که جاودانه اند برای آنان فراهم است، این بر عهده پروردگارت وعده ای است درخواست شده [و مورد انتظار اهل ایمان از خدای بخشنده و کریم.]
وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ فَيَقُولُ ءَأَنتُمْ أَضْلَلْتُمْ عِبَادِى هَٰٓؤُلَآءِ أَمْ هُمْ ضَلُّوا۟ ٱلسَّبِيلَ ۱۷
۱۷. و [یاد کن] روزی را که آنان را با معبودانی که به جای خدا می پرستیدند، محشور می کند، پس [به آن معبودان] می گوید: آیا شما این بندگان مرا گمراه کردید، یا خودشان راه را گم کردند؟
قَالُوا۟ سُبْحَٰنَكَ مَا كَانَ يَنۢبَغِى لَنَآ أَن نَّتَّخِذَ مِن دُونِكَ مِنْ أَوْلِيَآءَ وَلَٰكِن مَّتَّعْتَهُمْ وَءَابَآءَهُمْ حَتَّىٰ نَسُوا۟ ٱلذِّكْرَ وَكَانُوا۟ قَوْمًۢا بُورًۭا ۱۸
۱۸. پاسخ می دهند: شگفتا! سزاوار ما نبود که در برابر تو دوستان و پیروانی برای [پرستش] خود بگیریم، ولی تو اینان و پدرانشان را [از نعمت ها] برخوردار کردی [و آنان به جای شکر نعمت ها چنان در شهوات غرق شدند] تا آنکه یاد تو را فراموش کردند و گروهی هلاکت یافته شدند.
فَقَدْ كَذَّبُوكُم بِمَا تَقُولُونَ فَمَا تَسْتَطِيعُونَ صَرْفًۭا وَلَا نَصْرًۭا ۚ وَمَن يَظْلِم مِّنكُمْ نُذِقْهُ عَذَابًۭا كَبِيرًۭا ۱۹
۱۹. [خدا می گوید: این معبودان شما] گفته شما را که می گفتید [اینان به جای خدا معبودان ما هستند] تکذیب کردند، اکنون نه می توانید [عذاب را ازخود] دفع کنید، و نه می توانید [برای خود یاور و] یاری بیابید. و هر که از شما [در این دنیا] ستم کند، در قیامت عذابی بزرگ به او می چشانیم.
وَمَآ أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِنَ ٱلْمُرْسَلِينَ إِلَّآ إِنَّهُمْ لَيَأْكُلُونَ ٱلطَّعَامَ وَيَمْشُونَ فِى ٱلْأَسْوَاقِ ۗ وَجَعَلْنَا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍۢ فِتْنَةً أَتَصْبِرُونَ ۗ وَكَانَ رَبُّكَ بَصِيرًۭا ۲۰
۲۰. و ما پیش از تو هیچ یک از پیامبران را نفرستادیم مگر آنکه آنان هم غذا می خوردند و در بازارها راه می رفتند، و ما برخی از شما را [وسیله] آزمایش برخی دیگر قرار دادیم [توانگر را به تهیدست وتهیدست را به توانگر، بیمار را به تندرست و تندرست را به بیمار، پیامبر را به امت و امت را به پیامبر]. آیا [نسبت به اجرای احکام الهی و تکالیف و مسؤولیت ها] شکیبایی می ورزید؟ و پروردگارت همواره [به احوال و اعمال همه] بیناست.
۞ وَقَالَ ٱلَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَآءَنَا لَوْلَآ أُنزِلَ عَلَيْنَا ٱلْمَلَٰٓئِكَةُ أَوْ نَرَىٰ رَبَّنَا ۗ لَقَدِ ٱسْتَكْبَرُوا۟ فِىٓ أَنفُسِهِمْ وَعَتَوْ عُتُوًّۭا كَبِيرًۭا ۲۱
۲۱. و آنان که به دیدار [قیامت و محاسبه اعمال به وسیله] ما امید ندارند، گفتند: چرا بر ما فرشتگانی نازل نشد، یا [چرا] پروردگارمان را نمی بینیم؟ به راستی که خودشان را در درون خود بزرگ شمردند و دچار سرکشی بزرگی شدند.
يَوْمَ يَرَوْنَ ٱلْمَلَٰٓئِكَةَ لَا بُشْرَىٰ يَوْمَئِذٍۢ لِّلْمُجْرِمِينَ وَيَقُولُونَ حِجْرًۭا مَّحْجُورًۭا ۲۲
۲۲. روزی که آنان فرشتگان را می بینند، آن روز برای مجرمان بشارتی نیست؛ و آنان [به فرشتگان] می گویند: [از شما درخواست داریم که ما را] امان دهید [و آسیب وگزند عذاب را از ما] مانع شوید.
وَقَدِمْنَآ إِلَىٰ مَا عَمِلُوا۟ مِنْ عَمَلٍۢ فَجَعَلْنَٰهُ هَبَآءًۭ مَّنثُورًا ۲۳
۲۳. و ما به [بررسی و حسابرسی] هر عملی که [به عنوان عمل خیر] انجام داده اند، می پردازیم، پس همه آنها را غباری پراکنده می سازیم.
أَصْحَٰبُ ٱلْجَنَّةِ يَوْمَئِذٍ خَيْرٌۭ مُّسْتَقَرًّۭا وَأَحْسَنُ مَقِيلًۭا ۲۴
۲۴. اهل بهشت در آن روز، قرارگاهشان بهتر و استراحت گاهشان نیکوتر است.
وَيَوْمَ تَشَقَّقُ ٱلسَّمَآءُ بِٱلْغَمَٰمِ وَنُزِّلَ ٱلْمَلَٰٓئِكَةُ تَنزِيلًا ۲۵
۲۵. و [یاد کن] روزی را که آسمان به سبب ابری [که بر فراز آن است] می شکافد و فرشتگان به تدریج [به صورتی ویژه] فرستاده شوند.
ٱلْمُلْكُ يَوْمَئِذٍ ٱلْحَقُّ لِلرَّحْمَٰنِ ۚ وَكَانَ يَوْمًا عَلَى ٱلْكَٰفِرِينَ عَسِيرًۭا ۲۶
۲۶. در آن روز فرمانروایی مطلق برای [خدای] رحمان ثابت است، و بر کافران روزی بسیار دشوار است،
وَيَوْمَ يَعَضُّ ٱلظَّالِمُ عَلَىٰ يَدَيْهِ يَقُولُ يَٰلَيْتَنِى ٱتَّخَذْتُ مَعَ ٱلرَّسُولِ سَبِيلًۭا ۲۷
۲۷. و روزی که ستمکار، دو دست خود را [از شدت اندوه و حسرت به دندان] می گزد [و] می گوید: ای کاش همراه این پیامبر راهی به سوی حق برمی گرفتم،
يَٰوَيْلَتَىٰ لَيْتَنِى لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِيلًۭا ۲۸
۲۸. ای وای، کاش من فلانی را [که سبب بدبختی من شد] به دوستی نمی گرفتم،
لَّقَدْ أَضَلَّنِى عَنِ ٱلذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جَآءَنِى ۗ وَكَانَ ٱلشَّيْطَٰنُ لِلْإِنسَٰنِ خَذُولًۭا ۲۹
۲۹. بی تردید مرا از قرآن پس از آنکه برایم آمد گمراه کرد. و شیطان همواره انسان را [پس از گمراه کردنش تنها و غریب در وادی هلاکت] وامی گذارد؛
وَقَالَ ٱلرَّسُولُ يَٰرَبِّ إِنَّ قَوْمِى ٱتَّخَذُوا۟ هَٰذَا ٱلْقُرْءَانَ مَهْجُورًۭا ۳۰
۳۰. و پیامبر [درقیامت] می گوید: پروردگارا! همانا قوم من این قرآن را متروک گذاشتند!
وَكَذَٰلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِىٍّ عَدُوًّۭا مِّنَ ٱلْمُجْرِمِينَ ۗ وَكَفَىٰ بِرَبِّكَ هَادِيًۭا وَنَصِيرًۭا ۳۱
۳۱. و ما این گونه برای هر پیامبری دشمنانی از مجرمان قرار دادیم، و کافی است که پروردگارت [برای تو] راهنما و یاری دهنده باشد.
وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ لَوْلَا نُزِّلَ عَلَيْهِ ٱلْقُرْءَانُ جُمْلَةًۭ وَٰحِدَةًۭ ۚ كَذَٰلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِۦ فُؤَادَكَ ۖ وَرَتَّلْنَٰهُ تَرْتِيلًۭا ۳۲
۳۲. و کافران گفتند: چرا قرآن یک باره بر او نازل نشد؟ این گونه [قرآن را به تدریج نازل می کنیم] تا قلب تو را به آن استوار سازیم، و آن را بر تو با مهلت و آرامی خواندیم.
وَلَا يَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلَّا جِئْنَٰكَ بِٱلْحَقِّ وَأَحْسَنَ تَفْسِيرًا ۳۳
۳۳. و [دشمنان] هیچ وصف و سخن باطلی بر ضد تو نمی آورند، مگر آنکه ما حق را و نیکوترین تفسیر را [برای در هم شکستن آن] برای تو می آوریم.
ٱلَّذِينَ يُحْشَرُونَ عَلَىٰ وُجُوهِهِمْ إِلَىٰ جَهَنَّمَ أُو۟لَٰٓئِكَ شَرٌّۭ مَّكَانًۭا وَأَضَلُّ سَبِيلًۭا ۳۴
۳۴. همانان که [در قیامت] به رو در افتاده به سوی دوزخ محشور می شوند، آنان بدترین جایگاه را دارند، و گمراه ترین مردم اند.
وَلَقَدْ ءَاتَيْنَا مُوسَى ٱلْكِتَٰبَ وَجَعَلْنَا مَعَهُۥٓ أَخَاهُ هَٰرُونَ وَزِيرًۭا ۳۵
۳۵. و به راستی به موسی کتاب دادیم، و برادرش هارون را همراه او دستیار و کمک قرار دادیم.
فَقُلْنَا ٱذْهَبَآ إِلَى ٱلْقَوْمِ ٱلَّذِينَ كَذَّبُوا۟ بِـَٔايَٰتِنَا فَدَمَّرْنَٰهُمْ تَدْمِيرًۭا ۳۶
۳۶. پس گفتیم: هر دو به سوی گروهی که آیات ما را تکذیب کردند، بروید. [آن گروه در برابر حق لجاجت و تکبّر ورزیدند] در نتیجه آنان را به شدت درهم کوبیده و هلاک کردیم.
وَقَوْمَ نُوحٍۢ لَّمَّا كَذَّبُوا۟ ٱلرُّسُلَ أَغْرَقْنَٰهُمْ وَجَعَلْنَٰهُمْ لِلنَّاسِ ءَايَةًۭ ۖ وَأَعْتَدْنَا لِلظَّٰلِمِينَ عَذَابًا أَلِيمًۭا ۳۷
۳۷. و قوم نوح را هنگامی که پیامبران را تکذیب کردند، غرق کردیم، و آنان را برای مردم نشانه ای [عبرت آموز] قرار دادیم، و برای ستمکاران عذابی دردناک آماده کرده ایم.
وَعَادًۭا وَثَمُودَا۟ وَأَصْحَٰبَ ٱلرَّسِّ وَقُرُونًۢا بَيْنَ ذَٰلِكَ كَثِيرًۭا ۳۸
۳۸. و قوم عاد و ثمود و اهل رسّ و اقوام بسیاری را [نیز که] در [فاصله] میان آن [قوم نوح و اهل رسّ بودند، هلاک کردیم.]
وَكُلًّۭا ضَرَبْنَا لَهُ ٱلْأَمْثَٰلَ ۖ وَكُلًّۭا تَبَّرْنَا تَتْبِيرًۭا ۳۹
۳۹. و برای هر یک [به جهت هدایتشان] سرگذشت های عبرت آموز بیان کردیم، و [چون هدایت نیافتند] هر یک را به شدت در هم شکستیم وهلاک کردیم.
وَلَقَدْ أَتَوْا۟ عَلَى ٱلْقَرْيَةِ ٱلَّتِىٓ أُمْطِرَتْ مَطَرَ ٱلسَّوْءِ ۚ أَفَلَمْ يَكُونُوا۟ يَرَوْنَهَا ۚ بَلْ كَانُوا۟ لَا يَرْجُونَ نُشُورًۭا ۴۰
۴۰. یقیناً مشرکان مکه بر شهری که [محل زندگی قوم لوط بود و] بر آن باران عذاب باریده شد، گذر کرده اند، پس آیا آنجا را ندیده اند؟ [چرا! دیده اند] ولی [عبرت نگرفته اند، چون] برانگیخته شدن [مردگان] را [برای رسیدن به پاداش اعمال] امید و انتظار ندارند.
وَإِذَا رَأَوْكَ إِن يَتَّخِذُونَكَ إِلَّا هُزُوًا أَهَٰذَا ٱلَّذِى بَعَثَ ٱللَّهُ رَسُولًا ۴۱
۴۱. و هنگامی که تو را می بینند جز به مسخره ات نمی گیرند [و می گویند:] آیا این است آنکه خدا او را به پیامبری برانگیخته است؟!
إِن كَادَ لَيُضِلُّنَا عَنْ ءَالِهَتِنَا لَوْلَآ أَن صَبَرْنَا عَلَيْهَا ۚ وَسَوْفَ يَعْلَمُونَ حِينَ يَرَوْنَ ٱلْعَذَابَ مَنْ أَضَلُّ سَبِيلًا ۴۲
۴۲. اگر ما بر پرستش بتهایمان ایستادگی نمی کردیم، نزدیک بود ما را از پرستش آنها منحرف کند. سپس وقتی که عذاب را می بینند خواهند دانست که چه کسی گمراه تر است.
أَرَءَيْتَ مَنِ ٱتَّخَذَ إِلَٰهَهُۥ هَوَىٰهُ أَفَأَنتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلًا ۴۳
۴۳. آیا کسی که هوای [نفسش] را معبود خود گرفته دیدی؟ آیا تو می توانی کارساز ونگهبان او باشی [که او را به میل خود به راه راست هدایت کنی؟]
أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ ۚ إِنْ هُمْ إِلَّا كَٱلْأَنْعَٰمِ ۖ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا ۴۴
۴۴. آیا گمان می کنی بیشتر آنان [سخن حق را] می شنوند، یا [در حقایق] می اندیشند؟ آنان جز مانند چهارپایان نیستند بلکه آنان گمراه ترند!
أَلَمْ تَرَ إِلَىٰ رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ ٱلظِّلَّ وَلَوْ شَآءَ لَجَعَلَهُۥ سَاكِنًۭا ثُمَّ جَعَلْنَا ٱلشَّمْسَ عَلَيْهِ دَلِيلًۭا ۴۵
۴۵. آیا به [قدرت و حکمت] پروردگارت ننگریستی که چگونه سایه را امتداد داد و گستراند؟ و اگر می خواست آن را ساکن و ثابت می کرد، آن گاه خورشید را برای [شناختن] آن سایه، راهنما [ی انسان ها] قرار دادیم.
ثُمَّ قَبَضْنَٰهُ إِلَيْنَا قَبْضًۭا يَسِيرًۭا ۴۶
۴۶. سپس آن را [با بلند شدن آفتاب] اندک اندک به سوی خود باز می گیریم.
وَهُوَ ٱلَّذِى جَعَلَ لَكُمُ ٱلَّيْلَ لِبَاسًۭا وَٱلنَّوْمَ سُبَاتًۭا وَجَعَلَ ٱلنَّهَارَ نُشُورًۭا ۴۷
۴۷. و اوست که شب را برای شما پوشش، و خواب را مایه استراحت و آرامش، و روز را [زمان] پراکنده شدن [جهت فعالیت و کوشش] قرار داد.
وَهُوَ ٱلَّذِىٓ أَرْسَلَ ٱلرِّيَٰحَ بُشْرًۢا بَيْنَ يَدَىْ رَحْمَتِهِۦ ۚ وَأَنزَلْنَا مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءًۭ طَهُورًۭا ۴۸
۴۸. و اوست که بادها را پیشاپیش [باران] رحمتش به عنوان مژده دهنده باران فرستاد، و از آسمان آبی پاک و پاک کننده نازل کردیم.
لِّنُحْۦِىَ بِهِۦ بَلْدَةًۭ مَّيْتًۭا وَنُسْقِيَهُۥ مِمَّا خَلَقْنَآ أَنْعَٰمًۭا وَأَنَاسِىَّ كَثِيرًۭا ۴۹
۴۹. تا به وسیله آن سرزمینی مرده را زنده کنیم و آن را به آفریده های خود از دام ها ومردمان بسیار بنوشانیم.
وَلَقَدْ صَرَّفْنَٰهُ بَيْنَهُمْ لِيَذَّكَّرُوا۟ فَأَبَىٰٓ أَكْثَرُ ٱلنَّاسِ إِلَّا كُفُورًۭا ۵۰
۵۰. ما باران را میان آنان [از منطقه ای به منطقه دیگر] گرداندیم تا متذکّر [قدرت و رحمت من] شوند، ولی بیشتر مردم جز به ناسپاسی و کفران رضایت ندادند.
وَلَوْ شِئْنَا لَبَعَثْنَا فِى كُلِّ قَرْيَةٍۢ نَّذِيرًۭا ۵۱
۵۱. و اگر می خواستیم حتماً در هر شهری [پیامبری] بیم دهنده مبعوث می کردیم [ولی به سبب کمال و جامعیّت، پیامبری را به تو ختم کردیم.]
فَلَا تُطِعِ ٱلْكَٰفِرِينَ وَجَٰهِدْهُم بِهِۦ جِهَادًۭا كَبِيرًۭا ۵۲
۵۲. پس کافران را [که انتظار دارند از ابلاغ وحی باز ایستی،] فرمان مبر و به وسیله این [قرآن] با آنان جهاد [ی فرهنگی و تبلیغی] کن.
۞ وَهُوَ ٱلَّذِى مَرَجَ ٱلْبَحْرَيْنِ هَٰذَا عَذْبٌۭ فُرَاتٌۭ وَهَٰذَا مِلْحٌ أُجَاجٌۭ وَجَعَلَ بَيْنَهُمَا بَرْزَخًۭا وَحِجْرًۭا مَّحْجُورًۭا ۵۳
۵۳. و اوست که دو دریا را به هم آمیخت، این خوش طعم و گوارا، و این شور و تلخ است، ومیان آن دو مانع و حایل و سدّی نفوذناپذیر واستوار قرار داد [تا به هم مخلوط نشوند.]
وَهُوَ ٱلَّذِى خَلَقَ مِنَ ٱلْمَآءِ بَشَرًۭا فَجَعَلَهُۥ نَسَبًۭا وَصِهْرًۭا ۗ وَكَانَ رَبُّكَ قَدِيرًۭا ۵۴
۵۴. و اوست که از آب، بشری آفرید و او را دارای [دو نوع پیوند] نسبی و سببی کرد؛ و پروردگارت همواره تواناست.
وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَا لَا يَنفَعُهُمْ وَلَا يَضُرُّهُمْ ۗ وَكَانَ ٱلْكَافِرُ عَلَىٰ رَبِّهِۦ ظَهِيرًۭا ۵۵
۵۵. و به جای خدا چیزهایی می پرستند که نه سودشان می دهد ونه زیانشان می رساند؛ و کافر همواره بر ضد پروردگارش پشتیبان و یار [شیطان] است.
وَمَآ أَرْسَلْنَٰكَ إِلَّا مُبَشِّرًۭا وَنَذِيرًۭا ۵۶
۵۶. تو را جز مژده رسان و بیم دهنده نفرستادیم.
قُلْ مَآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلَّا مَن شَآءَ أَن يَتَّخِذَ إِلَىٰ رَبِّهِۦ سَبِيلًۭا ۵۷
۵۷. بگو: من از شما [در برابر تبلیغ دین هیچ] پاداشی نمی خواهم، جز اینکه هر که بخواهد [می تواند از برکت هدایت من] راهی به سوی پروردگارش بگیرد.
وَتَوَكَّلْ عَلَى ٱلْحَىِّ ٱلَّذِى لَا يَمُوتُ وَسَبِّحْ بِحَمْدِهِۦ ۚ وَكَفَىٰ بِهِۦ بِذُنُوبِ عِبَادِهِۦ خَبِيرًا ۵۸
۵۸. و بر آن زنده ای که هرگز نمی میرد توکل کن، و او را همراه با ستایش تسبیح گوی، و کافی است که او به گناهان بندگانش آگاه باشد.
ٱلَّذِى خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِى سِتَّةِ أَيَّامٍۢ ثُمَّ ٱسْتَوَىٰ عَلَى ٱلْعَرْشِ ۚ ٱلرَّحْمَٰنُ فَسْـَٔلْ بِهِۦ خَبِيرًۭا ۵۹
۵۹. همان که آسمان ها و زمین و آنچه را میان آنهاست در شش روز آفرید، آن گاه بر تخت فرمانروایی و تدبیر امور آفرینش چیره و مسلط شد، او رحمان است پس [ای انسان! درباره خدا و کیفیت آفرینش جهان هستی] از خبیر آگاهی بپرس.
وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ ٱسْجُدُوا۟ لِلرَّحْمَٰنِ قَالُوا۟ وَمَا ٱلرَّحْمَٰنُ أَنَسْجُدُ لِمَا تَأْمُرُنَا وَزَادَهُمْ نُفُورًۭا ۩ ۶۰
۶۰. و هنگامی که به آنان گویند: برای رحمان سجده کنید، می گویند: رحمان چیست؟! آیا برای چیزی که تو فرمان می دهی، سجده کنیم؟ و [دعوت تو] بر رمیدگی و نفرتشان می افزاید.
تَبَارَكَ ٱلَّذِى جَعَلَ فِى ٱلسَّمَآءِ بُرُوجًۭا وَجَعَلَ فِيهَا سِرَٰجًۭا وَقَمَرًۭا مُّنِيرًۭا ۶۱
۶۱. همیشه سودمند و با برکت است آنکه در آسمان برج هایی قرار داد، و در آن چراغی روشن وماهی تابان پدید آورد.
وَهُوَ ٱلَّذِى جَعَلَ ٱلَّيْلَ وَٱلنَّهَارَ خِلْفَةًۭ لِّمَنْ أَرَادَ أَن يَذَّكَّرَ أَوْ أَرَادَ شُكُورًۭا ۶۲
۶۲. و اوست که برای کسی که بخواهد متذکّر [هوشیار حقایق] شود یا بخواهد سپاس گزاری کند، شب و روز را جانشین یکدیگر قرار داد.
وَعِبَادُ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى ٱلْأَرْضِ هَوْنًۭا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ ٱلْجَٰهِلُونَ قَالُوا۟ سَلَٰمًۭا ۶۳
۶۳. و بندگان رحمان کسانی اند که روی زمین با آرامش و فروتنی راه می روند، و هنگامی که نادانان آنان را طرف خطاب قرار می دهند [در پاسخشان] سخنانی مسالمت آمیز می گویند،
وَٱلَّذِينَ يَبِيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّدًۭا وَقِيَٰمًۭا ۶۴
۶۴. و آنان که شب را برای پروردگارشان با سجده و قیام به صبح می رسانند،
وَٱلَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا ٱصْرِفْ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَ ۖ إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَامًا ۶۵
۶۵. و آنان که می گویند: پروردگارا! عذاب [دوزخ] را از ما بگردان که مسلماً عذاب آن پایدار و همیشگی است.
إِنَّهَا سَآءَتْ مُسْتَقَرًّۭا وَمُقَامًۭا ۶۶
۶۶. قطعاً دوزخ بد قرارگاه و بد اقامت گاهی است.
وَٱلَّذِينَ إِذَآ أَنفَقُوا۟ لَمْ يُسْرِفُوا۟ وَلَمْ يَقْتُرُوا۟ وَكَانَ بَيْنَ ذَٰلِكَ قَوَامًۭا ۶۷
۶۷. و آنان که وقتی انفاق می کنند، نه از حدّ معمول [و متعارف] می گذرند و نه تنگ می گیرند، و [انفاقشان] همواره میان این دو در حدّ اعتدال است.
وَٱلَّذِينَ لَا يَدْعُونَ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ وَلَا يَقْتُلُونَ ٱلنَّفْسَ ٱلَّتِى حَرَّمَ ٱللَّهُ إِلَّا بِٱلْحَقِّ وَلَا يَزْنُونَ ۚ وَمَن يَفْعَلْ ذَٰلِكَ يَلْقَ أَثَامًۭا ۶۸
۶۸. و آنان که معبود دیگری را با خدا نمی پرستند، و کسی را که خدا خونش را حرام کرده است، جز به حق نمی کشند، و زنا نمی کنند؛ و کسی که این اعمال را مرتکب شود به کیفر سختی برسد.
يُضَٰعَفْ لَهُ ٱلْعَذَابُ يَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ وَيَخْلُدْ فِيهِۦ مُهَانًا ۶۹
۶۹. روز قیامت عذابش دو چندان شود، و در آن با خواری و سرشکستگی جاودانه ماند.
إِلَّا مَن تَابَ وَءَامَنَ وَعَمِلَ عَمَلًۭا صَٰلِحًۭا فَأُو۟لَٰٓئِكَ يُبَدِّلُ ٱللَّهُ سَيِّـَٔاتِهِمْ حَسَنَٰتٍۢ ۗ وَكَانَ ٱللَّهُ غَفُورًۭا رَّحِيمًۭا ۷۰
۷۰. مگر آنان که توبه کنند و ایمان آورند و کار شایسته انجام دهند، که خدا بدی هایشان را به خوبی ها تبدیل می کند؛ و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.
وَمَن تَابَ وَعَمِلَ صَٰلِحًۭا فَإِنَّهُۥ يَتُوبُ إِلَى ٱللَّهِ مَتَابًۭا ۷۱
۷۱. و هر که توبه کند و کار شایسته انجام دهد قطعاً به صورتی پسندیده و نیکو به سوی خدا باز می گردد.
وَٱلَّذِينَ لَا يَشْهَدُونَ ٱلزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا۟ بِٱللَّغْوِ مَرُّوا۟ كِرَامًۭا ۷۲
۷۲. و آنان که در مجلس غنا و دروغ پردازی و امور باطل حاضر نمی شوند، و هنگامی که بر گفتار و کردار لغو می گذرند، با بزرگواری و متانت می گذرند،
وَٱلَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا۟ بِـَٔايَٰتِ رَبِّهِمْ لَمْ يَخِرُّوا۟ عَلَيْهَا صُمًّۭا وَعُمْيَانًۭا ۷۳
۷۳. و آنان که وقتی به آیات پروردگارشان پندشان دهند، در برابر آن با حالت کری و کوری نمی افتند، [بلکه با گوش شنوا و چشم بصیرت به آن دل می دهند.]
وَٱلَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَٰجِنَا وَذُرِّيَّٰتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍۢ وَٱجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا ۷۴
۷۴. و آنان که می گویند: پروردگارا! ما را از سوی همسران و فرزندانمان خوشدلی و خوشحالی بخش، و ما را پیشوای پرهیزکاران قرار ده.
أُو۟لَٰٓئِكَ يُجْزَوْنَ ٱلْغُرْفَةَ بِمَا صَبَرُوا۟ وَيُلَقَّوْنَ فِيهَا تَحِيَّةًۭ وَسَلَٰمًا ۷۵
۷۵. اینانند که به خاطر صبری که [در برابر حوادث و اجرای تکالیف الهی] از خود نشان دادند با [برترین] مکان ها [ی بهشت] پاداششان می دهند، و در آن با درود و سلامی [از سوی خدا و فرشتگان] روبرو می شوند.
خَٰلِدِينَ فِيهَا ۚ حَسُنَتْ مُسْتَقَرًّۭا وَمُقَامًۭا ۷۶
۷۶. در آنجا جاودانه اند. نیکو قرارگاه و خوب اقامت گاهی است.
قُلْ مَا يَعْبَؤُا۟ بِكُمْ رَبِّى لَوْلَا دُعَآؤُكُمْ ۖ فَقَدْ كَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ يَكُونُ لِزَامًۢا ۷۷
۷۷. بگو: اگر دعایتان نباشد پروردگارم به شما ارجی ننهد، پس شما که [قاطعانه آیات خدا و پیامبرش را] تکذیب کردید، [کیفر این تکذیب برای همیشه] ملازم [شما] خواهد بود.

این بخش برگرفته از کتابِ «نظمِ قرآن» اثرِ عبدالعلی بازرگان است؛ کوششی برای نشان‌دادنِ پیوستگیِ آیات و ساختارِ درونیِ هر سوره، در برابرِ این تصور که چینشِ آیات پراکنده است. متنِ حاضر از بازخوانیِ نسخهٔ چهارجلدیِ کتاب فراهم شده و تنها بخشِ مربوط به همین سوره را در بر دارد.


نظم قرآن (بازرگان) — سوره ۲۵

منبع: OCRِ بازخوانی‌شدهٔ ۴ جلدی، ۱۴۰۵/۰۴ (mistral-ocr + بازبینیِ Codex).


سوره «فرقان» (۲۵)

وجه تسميه

نام اين سوره که از اولين آيه آن اخذ شده «فرقان» است که در لغت فارسی «شناخت» می‌باشد. کلمه فرقان که از «فرق» بليغ تر است. به عنوان محک و معياری که ميانه حق و باطل را تميز می‌دهد به کار می‌رود. بنابراين شناخت نيک و بد و تميز و تشخيص ميان خير و شر با «فرقان» که يکي از نام هاي کتاب آسمانی «قرآن» است ممکن می‌گردد.

آنچه از طريق وحي بر پيامبر اکرم (ص) نازل گرديده است نام هاي متعددي مثل: قرآن، کتاب، نور، ذکر، بيان، حکم، کلام الله و ... دارد که هر کدام بدليل و از زاويه خاصي نامگذاری شده است. به همين ترتيب نام «فرقان» از آنجا که جدا کننده و فرق گذارنده ميان حق و باطل است، براي بيان بعد ويزه اي از کتاب خدا که در اين سوره به طور اخص مورد توجه قرار گرفته گزيده شده است.¹

در اين سوره کلمات متضاد و متباين، يا پديده هاي متقارن و مترادفي براي تبيين دوگانگی حق و باطل بکار رفته‌اند که در رابطه با نام «فرقان» جالب توجه می‌باشد. از جمله: ليل و نهار، سبات و نشور، دکر و شکر، موت و حيات، اسراف و اقتار، عذب فرات و ملح اجاج، سيئات و حسنات، بشير و نذير، سايه و گرماي تابش (ظل و حرور)، مد و قبض، ايمان و کفر و ...

البته فرقان تنها نام کتابي که بر پيامبر اسلام (ص) نازل شده نيست، بلکه توراة نيز به


¹. اصولاً فرقان به شناخت و ابزار درک مسائل می‌گويند، همانطور که تقوی نيز وسيله و زمينه فرقان می‌گردد (ان تنقوا الله يجعل لکم فرقاناً - انفال ۲۹).

همین عنوان نامگذاری شده و سایر کتب آسمانی هم باید فرقان باشند. علاوه بر آیه فوق،

در دو آیه دیگر نیز، کتاب نازل شده بر پیامبر اسلام (ص) فرقان نامیده شده است:

١- بقره ١٨٥ (هدى للناس و بينات من الهدى والفرقان)

٢- آل عمران ٤ (وانزل التوراة والانجيل من قبل هدى للناس و انزل الفرقان)

محتوى و مضمون

محتوى این سوره و محورهای اصلی آن را از سه آیه اول که جنبه مقدمه و فهرست

دارد و آیه آخر آن که به عنوان نتیجه گیری تلقی می‌شود، می‌توان استخراج نمود. برخی از

کلماتی که در این چند آیه به کار رفته‌اند در کل سوره جنبه کلیدی داشته و از آنها می‌توان

برای فهم سوره و گشودن معضلات آن مدد گرفت. این کلمات را بر حسب اهمیتی که در

سوره دارند فهرست وار ذکر می‌کنیم:

١- عبدُهُ (نبوت پیامبر) - مسئله نبوت پیامبر (ص) و تکذیب قوم، اصلی ترین محور

سوره است که حداقل در ٢١ آیه (حدود ٣٠٪ کل سوره) به طور مستقیم به آن پرداخته است.

باید توجه داشت این سوره در سالهای ٦ و ٧ بعثت یعنی در اوج تکذیب مشرکین و شکنجه

و آزار آنها نازل شده است. بطور کلی ایرادهای مشرکین را، آنطور که در سوره نقل شده،

می‌توان به ترتیب به چند دسته مستقل تقسیم کرد که از تکذیب حقيقت قرآن و نازل شدنش

از جانب خدا شروع می‌شود و به تکذیب نبوت و قیامت و بالاخره تمسخر رسول و انکار

«رحمانیت» خدا می‌کشد. بررسی این آیات، بترتبيبي که در سوره نقل شده، از نظر

روانشناسی انسانها و جامعه شناسی دینی قابل مطالعه و بررسی است و جبهه گیری و

برخورد فکری با یک منطق جدید را بنمایش می‌گذارد. این آیات را بترتیب و برحسب

شماره آیه بررسی می‌کنیم.

١- آیه ٤ - ان هذا الا افک افتره و اعانه عليه قوم آخرون

سورهٔ فرقان · آیهٔ ۵
وَقَالُوٓا۟ أَسَٰطِيرُ ٱلْأَوَّلِينَ ٱكْتَتَبَهَا فَهِىَ تُمْلَىٰ عَلَيْهِ بُكْرَةًۭ وَأَصِيلًۭا ۵
و گفتند: افسانه های مکتوب پیشینیان است که نوشتن [از روی] آنها را از [نویسندگان] درخواست کرده است و آن [نوشته] ها هر صبح و شام بر او خوانده می شود [تا حفظ کند و بر ما بخواند و بگوید: این وحی آسمانی است!!]
سورهٔ فرقان · آیهٔ ۳
وَٱتَّخَذُوا۟ مِن دُونِهِۦٓ ءَالِهَةًۭ لَّا يَخْلُقُونَ شَيْـًۭٔا وَهُمْ يُخْلَقُونَ وَلَا يَمْلِكُونَ لِأَنفُسِهِمْ ضَرًّۭا وَلَا نَفْعًۭا وَلَا يَمْلِكُونَ مَوْتًۭا وَلَا حَيَوٰةًۭ وَلَا نُشُورًۭا ۳
و [مشرکان] به جای او معبودانی اختیار کرده اند که چیزی را نمی آفرینند و خود آفریده می شوند، و برای خودشان مالک زیان و سودی نیستند، و قدرت و تسلطی بر مرگ و حیات و برانگیختن پس از مرگ ندارند،
سورهٔ فرقان · آیهٔ ۷
وَقَالُوا۟ مَالِ هَٰذَا ٱلرَّسُولِ يَأْكُلُ ٱلطَّعَامَ وَيَمْشِى فِى ٱلْأَسْوَاقِ ۙ لَوْلَآ أُنزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌۭ فَيَكُونَ مَعَهُۥ نَذِيرًا ۷
و گفتند: این چه پیامبری است که غذا می خورد و در بازارها راه می رود؟ چرا فرشته ای به سوی او نازل نشده که همراه او بیم دهنده باشد؟
سورهٔ فرقان · آیهٔ ۸
أَوْ يُلْقَىٰٓ إِلَيْهِ كَنزٌ أَوْ تَكُونُ لَهُۥ جَنَّةٌۭ يَأْكُلُ مِنْهَا ۚ وَقَالَ ٱلظَّٰلِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًۭا مَّسْحُورًا ۸
یا [چرا] گنجی به سوی او افکنده نمی شود؟ یا باغی برای او نمی باشد که از [میوه های] آن بهره مند شود؟ و ستمکاران گفتند: [ای مردم!] شما جز مردی جادو شده را پیروی نمی کنید!!
سورهٔ فرقان · آیهٔ ۸
أَوْ يُلْقَىٰٓ إِلَيْهِ كَنزٌ أَوْ تَكُونُ لَهُۥ جَنَّةٌۭ يَأْكُلُ مِنْهَا ۚ وَقَالَ ٱلظَّٰلِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًۭا مَّسْحُورًا ۸
یا [چرا] گنجی به سوی او افکنده نمی شود؟ یا باغی برای او نمی باشد که از [میوه های] آن بهره مند شود؟ و ستمکاران گفتند: [ای مردم!] شما جز مردی جادو شده را پیروی نمی کنید!!

١. در آیات: بقره ٥٣ (و اذا آتینا موسی الکتاب والفرقان لعلکم تهتدون) - انبیاء ٤٨ (ولقد آتینا موسی و

سورهٔ انبیاء · آیهٔ ۴۸
وَلَقَدْ ءَاتَيْنَا مُوسَىٰ وَهَٰرُونَ ٱلْفُرْقَانَ وَضِيَآءًۭ وَذِكْرًۭا لِّلْمُتَّقِينَ ۴۸
یقیناً به موسی و هارون [کتابی که] جداکننده [حق از باطل] و نور و مایه یادآوری برای پرهیزکاران [است] عطا کردیم.
سورهٔ فرقان · آیهٔ ۸
أَوْ يُلْقَىٰٓ إِلَيْهِ كَنزٌ أَوْ تَكُونُ لَهُۥ جَنَّةٌۭ يَأْكُلُ مِنْهَا ۚ وَقَالَ ٱلظَّٰلِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًۭا مَّسْحُورًا ۸
یا [چرا] گنجی به سوی او افکنده نمی شود؟ یا باغی برای او نمی باشد که از [میوه های] آن بهره مند شود؟ و ستمکاران گفتند: [ای مردم!] شما جز مردی جادو شده را پیروی نمی کنید!!

۲- قرآن - آنچه پیامبر (ص) از طریق وحی برای مردم آورده، که در این سوره به نام‌های فرقان، قرآن، ذکر و آیات نامیده شده، حداقل در ۱۱ آیه این سوره مورد بحث قرار گرفته است. از آنجایی که اولین موضوع مورد تکذیب مشرکین حقانیت قرآن و امکان نازل شدنش از طرف خدا بوده است، می‌توان این مسئله را از محورهای اصلی سوره تلقی کرد. ذیلا آیاتی که به کتاب خدا مربوط می‌شود نقل می‌گردد:

۳- برکت - کلمه «تبارک» که سوره با آن آغاز شده، جمعاً در سه آیه آمده است که از جهات مختلف این برکت و فرخندگی را نشان می‌دهد:

(برکت در خیرات و منافعی که از بروح و سراج و قمر عاید می‌گردد.

علاوه بر موضوعات فوق که از آیات ابتدای انتهای سوره استخراج گشته، می‌توان از

متن آن، موضوعات دیگری که جنبه محوری و کلیدی در سوره دارند استنباط کرد. از جمله:

۴- رحمن - در این سوره ۵ بار نام رحمن تکرار شده است که پس از سوره‌های مریم و

زخرف بیش از سایر سوره‌های قرآن می‌باشد. معمولاً موضوع رحمانیت خدا در سوره‌هایی

مطرح می‌گردد که اعتقادات مشرکین و انحراف آنها از توحید مورد نظر باشد. همانطور که

می‌دانیم مشرکین به «الله» به عنوان خالق هستی اعتقاد داشتند. اما منکر رحمن بودند.¹

از آنجایی که در این سوره به اعتقادات مشرکین و تکذیبشان به نبوت، قرآن و قیامت پرداخته

است، مسئله رحمانیت را مورد توجه قرار داده و حتی در ۱۴ آیه آخر سوره ویژگی‌های

عبادالرحمن را به تفصیل بیان نموده است. آیاتی که به موضوع رحمانیت در این سوره اشاره

کرده عبارتند از:

سورهٔ فرقان · آیهٔ ۲۶
ٱلْمُلْكُ يَوْمَئِذٍ ٱلْحَقُّ لِلرَّحْمَٰنِ ۚ وَكَانَ يَوْمًا عَلَى ٱلْكَٰفِرِينَ عَسِيرًۭا ۲۶
در آن روز فرمانروایی مطلق برای [خدای] رحمان ثابت است، و بر کافران روزی بسیار دشوار است،
سورهٔ فرقان · آیهٔ ۵۹
ٱلَّذِى خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِى سِتَّةِ أَيَّامٍۢ ثُمَّ ٱسْتَوَىٰ عَلَى ٱلْعَرْشِ ۚ ٱلرَّحْمَٰنُ فَسْـَٔلْ بِهِۦ خَبِيرًۭا ۵۹
همان که آسمان ها و زمین و آنچه را میان آنهاست در شش روز آفرید، آن گاه بر تخت فرمانروایی و تدبیر امور آفرینش چیره و مسلط شد، او رحمان است پس [ای انسان! درباره خدا و کیفیت آفرینش جهان هستی] از خبیر آگاهی بپرس.

الرحمن فسئل به خبیرا

۶۰ - واذا قبل لهم اسجدوا للرحمن قالوا و ما الرحمن. انسجد لما تامرنا وزادهم

نفورا

سورهٔ فرقان · آیهٔ ۶۳
وَعِبَادُ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى ٱلْأَرْضِ هَوْنًۭا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ ٱلْجَٰهِلُونَ قَالُوا۟ سَلَٰمًۭا ۶۳
و بندگان رحمان کسانی اند که روی زمین با آرامش و فروتنی راه می روند، و هنگامی که نادانان آنان را طرف خطاب قرار می دهند [در پاسخشان] سخنانی مسالمت آمیز می گویند،

۵- سبیل - نکته شگفتی که در این سوره جلب توجه می‌نماید، اختلاف قافیه ای است

که در انتهای آیه (۱۷) نسبت به سایر آیات سوره وجود دارد. توضیح این که همه آیات این

سوره با تنوین روی الف ختم می‌شوند مگر آیه ۱۷ که با حرف «ل» (ضلوا السبیل) ختم

شده، درحالی که کلمه سبیل در انتهای ۶ آیه دیگر این سوره نیز آمده است اما در همه این

موارد بشکل «سبیلا» (آیات: ۹ - ۲۷ - ۳۴ - ۴۲ - ۴۴ - ۵۷).

این استثناء (که براحتی ممکن بود مانند ۶ مورد دیگر «سبیلا» نوشته شود تا ریتم

سوره هم بهم نخورد) باید عمدی باشد. قبلا نیز در سوره‌های دیگر مشاهده نمودیم هر گاه

قرار بوده موضوعی مورد توجه و تاکید قرار گرفته و باصطلاح «آگراندیسمان» شود، از ریتم

و نظام عمومی و لحن و آهنگ سوره خارج شده تا بیشتر جلب توجه کند. موضوع سبیل

(راهیابی) نیز از موضوعات اصلی و محورهای عمده سوره می‌باشد. بنابراین لازم بوده جلوه


۱. این موضوع را می‌توان در سوره‌ها و آیات دیگری ملاحظه کرد. مثل: رعد ۳۰ - اسراء ۱۱۰ - مریم ۶۹ - انبیاء

۳۶ - یس ۱۵ - زخرف ۱۷ و ۳۶ - ملک ۲۹ و ...

فرষان (۲۵) ۴۳

بیشتری پیدا کند. کلمه «سبیلا» در سوره نساء ۱۱ مرتبه بکار رفته که از همه سوره‌های قرآن بیشتر است. پس از آن دو سوره «اسراء» و «فرষان» قرار دارند.

در سوره اسراء (بنی اسراییل) هم که مانند این سوره، تمام آیاتش به استثنای یک مورد (آیه ۱ - هو السمیع البصیر) با تنوین روی الف ختم شده، دقیقاً ۶ بار کلمه «سبیلا» و یکبار «سبیل» بکار رفته (درست همانند سوره فرষان). با این تفاوت که در سوره «اسراء» بصیر بودن خدا اگراندیسمان شده، و در اینجا «سبیل». این انطباق در شکل و آهنگ، نوعی ارتباط و اتصال دو سوره را می‌تواند نشان دهد:

در ۷ موردی که کلمه سبیل در سوره فرষان بکار رفته ۶ مورد آن بطور مستقیم یا غیر مستقیم با «ضلالت» آمده و از بعد منفی گمراه شدن را نشان می‌دهد. تنها یک مورد به سبیل پروردگار اشاره می‌کند. (الا من شاه ان يتخذ الى ربه سبیلا).

۶- آزادی و اختیار

از آنجایی که این سوره مانند سوره انعام جنبه ایدئولوژیک و جدلي دارد و به افکار و نظریات مخالفین پرداخته، موضوع آزادی و اختیار انسان در گرایش بحق و پذیرش شریعت الهی بشدت مورد تاکید قرار گرفته است. همانطور که قبلا گفته شد، مکتبی که بر تفکر و تعقل و عدم اکراه و اجبار در دین تکیه می‌کند، ناچار است راه گفتگو و بحث و مکالمه منطقی را باز کند و جامعه باز را برای رشد و شکوفایی استعدادها پی ریزی نماید. در چنین مکتبی، رهبرش به جای آن که در صدد مسحور و مقلد کردن پیروانش باشد، با آنها رابطه برقرار می‌کند و با بحث و مکالمه مستمر، افکار و عقولشان را متحول می‌سازد.

آیاتی که بر موضوع آزادی و اختیار انسان در این سوره تاکید دارد عبارتند از:

۷- انذار - در این سوره موضوع «انذار» (آگاه ساختن و بیم دادن از خطر محتمل الوقوع)

بیش از تبشیر مورد نظر قرار گرفته است و علاوه بر اولین آیه آن، در خلال سوره نیز از

سرنوشت شوم مجرمین در جهنم انذار فراوان داده شده است. این کلمه در شکل «نذیرا» ۴

بار در این سوره تکرار شده که بیش از بقیه سوره‌ها می‌باشد:

آیه ۱ - تبارک الذی نزل الفرقان علی عبده لیکون للعالمین نذیرا.

آیه ۷ - ... لولا انزل الیه ملک فیکون معه نذیراً

آیه ۵۱ - ولو شئنا لبغتنا فی کل قریة نذیراً.

سورهٔ فرقان · آیهٔ ۵۶
وَمَآ أَرْسَلْنَٰكَ إِلَّا مُبَشِّرًۭا وَنَذِيرًۭا ۵۶
تو را جز مژده رسان و بیم دهنده نفرستادیم.

***

اسماء الحسنى - در این سوره بجز نام جلاله «الله» که ۸ بار تکرار شده، ۱۴ بار نام رب

(به صورت مضاف: ربک ربنا و...) ۵ بار «رحمن»، ۲ بار غفور و رحیم، ۲ بار خبیر و یکبار

از هر کدام از نام‌های: بصیر، نصیر، قدیر، حی و هادی آمده است که در رابطه با مفاهیم

مطرح شده در سوره قابل مطالعه و بررسی می‌باشد. مجموع این نامها ۳۸ = (۱۹×۲×)

می‌باشد.

حرف انتهایی آیات

همانطور که در توضیحات متن این نوشته گفته شد، از ۷۷ آیه این سوره که با الف

تنوین دار ختم می‌شوند تنها آیه ۱۷ با حرف «ل» ختم شده است.

تقسیمات سوره

سوره فرقان را برای سهولت بررسی می‌توان به ۹ بخش ذیل تقسیم نمود:

الف - مقدمه

۳ آیه اول سوره را می‌توان فهرست مطالب و خلاصه و مقدمه ای برای مندرجات آن

تلقی کرد. در این چند آیه اشاراتی به مفاهیم: برکت، فرقان، نبوت، انذار، ملک، تقدیر، خلق

و توحید و شرک شده که به عنوان کلیدی برای بقیه سوره می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد.

ب - تکذیب کتاب و نبوت (آیات ۴ تا ۱۰)

در این ۷ آیه جمعاً ۷ نظریه مشرکین را در انکار حقانیت کتاب و نبوت پیامبر توضیح

می‌دهد.

ج - قیامت (آیات ۱۱ تا ۴۳)

در آیات مفصل این بخش، تصویری از جهنم و بهشت و صحنه سوال و جواب در محکمه الهی را به نمایش می‌گذارد و در آیه ۲۰ نتیجه می‌گیرد که اصولاً ارسال مرسلین چیزی جز امتحان و ابتلای انسانها نبوده خداوند فتنه مکذبین را وسیله آزمایش صبر مومنین قرار داده است. اگرچه قسمت عمده آیات این بخش مستقیماً صحنه‌های قیامت را تصویر می‌نماید، اما گهگاه (مثل آیات ۲۱ تا ۳۲) به گفتار دنیایی آنها در تکذیب قیامت و قرآن برمی گردد و علت و زمینه این سرنوشت را بازگو می‌نماید. در ضمن آیات ۲۷ تا ۳۰ این سوره از مهم ترین آیات مربوط به «ثقلین» (کتاب و سنت) می‌باشد.

د - تاریخ (آیات ۳۵ تا ۴۰)

در ۶ آیه این بخش از ایتاه کتاب به موسی برای هدایت قوم مکذب به آیات خدا شروع می‌کند که ظاهرا شاخص ترین مصداق تکذیب در طول تاریخ بوده است. به دنبال آن از تکذیب قوم نوح به رسولان و غرق شدن آنها سخن می‌گوید. سپس به اقوام عاد و ثمود و اصحاب الرس و نسل‌ها و تمدنهای مابین آنها اشاره می‌کند که همگی رسولان را تکذیب کردند و مشمول عذاب گشتند. و در خاتمه به عنوان مصداق عینی و ملموس برای اعراب، از آثار خرابه‌های قومی که با باران سنگریزه (گدازه آتشفشانی) نابود شدند (قوم لوط در شهر سدوم) شاهد مثال می‌آورد که در سفرهای خود (بشام) از آن عبور می‌نمایند و عبرت نمی‌گیرند.

ر - اوج تکذیب (استهزاء حق، پافشاری بر باطل و هوی پرستی و گمراهی) آیات ۴۱ تا ۴۴

در این بخش کوتاه نشان می‌دهد عدم عبرت گیری تاریخی از اقوام گذشته و بکار نگرفتن نیروی تفکر و تعقل چگونه انسان را به پرتگاه هوی و هوس سوق داده از مرحله انسانی به پایین تر از چارپایان ساقطش می‌کند.

ز - آیات تکوینی (آیات ۴۵ تا ۵۴)

همانطور که در وجه تسمیه سوره گفتیم، کلمه فرقال که اشاره ای به معیار و محک بودن کتاب خدا برای تشخیص حق از باطل است، دو گانگی‌های دیگری را نیز در عالم طبیعت تداعی می‌نماید که به برخی از آنها اشاره کردیم. عمده ترین آنها که تمثیلی از حق و باطل است، نور خورشید و سایه آن (فقدان نور) می‌باشد. اگر این مطلب را با توجه به آیات نور (در سوره قبل) مورد نظر دهیم، هم ربط دو سوره را می‌فهمیم و هم از تمثیل سایه و قبض و مد آن در آیات این سوره (الم تر الی ربک کیف مدالظل و لوشاء لجعله ساکنا ثم جعلنا

الشمس عليه دلیلا. ثم قبضناه الیناقبضأ یسیرأ)، بی به تدبير و مشيت الهی می‌بريم. بیان این تمثیل بدنبال بخش قبل (استهزاء حق، پافشاری بر باطل و هوی پرستی و گمراهی) شاید از این نظر باشد که نشان می‌دهد همانطور که سایه به تدبير خدا حرکت می‌کند و قبض و بسط آن به حکمت و مشيت او وابسته است، گمراهی کافران نیز مستقل از مشيت او و خلاف تقدیرش نمی‌باشد. همانطور که از اختلاف تابش خورشید و سایه آن، اختلاف درجه حرارت بوجود می‌آید و آن نیز بنوبه خود موجب انبساط ذرات هوا و ایجاد باد و تشکیل ابر و ریزش باران و ... می‌گردد، اختلاف مردم در پذیرش حق و باطل و آزادی و اختیاری که در چهارچوب مشيت خدا با مهلت و مدت و اجل مشخص دارند موجب رشد و تکامل انسان می‌گردد. بنابراین نباید از وجود و حضور منکرین انبیاء و قدرت و سلطه آنها در جهانی که نظامش به دست خدا است تعجب کرد. همانطور که اگر خدا می‌خواست حرکت سایه را متوقف می‌کرد (ولوشاء لجعله ساکنا) می‌توانست اختیار کافران را سلب نماید، اما آنرا تابع و حرکت انفعاليشآنرا عکس العملی در برابر مردان حق قرار داد. (ثم جعلنا الشمس عليه دلیلا) و مطمئنا سرانجام بر باز گرداندن آنان در روز قیامت قادر است (ثم قبضناه الیناقبضأ یسیرأ).

فرষان (۲۵) ۴۷

به گردش درآوردیم¹ شاید متذکر گردند. اما بیشتر مردم با ناسپاسی و کفران نعمت از ذکر خدا ابا می‌کنند (ولقد صرفناه بینهم لیذکروا فابی اکثر الناس الا کفورا). همانطور که گفته شد، باد موجب تشکیل ابر و ریزش باران می‌گردد. باران نیز بنویه خود ادامه حیات گیاهی، حیوانی و انسانی را تضمین می‌کند. خداوند گردش باد را که موجب پیدایش حیات و نعمات فراوان شده، به عنوان وسیله تذکر مردم معرفی می‌نماید. به همین ترتیب «تصریف آیات قرآن» نیز باید استعدادهای بالقوه انسان را در جهت رشد و شکوفایی به انگیزش و فعلیت درآورد و به همین ترتیب تناوب مستمر حق و باطل و تسلط و دولتر گذران باطل را باید به خاطر امتحان و ابتلای مومن تعبیر و تفسیر کرد.

با توضیحاتی که در فوق پیرامون انگیزش باد و تشکیل ابر و ریزش باران دادیم، معلوم شد که اگر عکس العمل زمین در برابر تابش نور خورشید و اختلاف شب و روز به صورت «باد» ایجاد نشود، هیچ تحولی رخ نمی‌دهد. بعثت منذرین نیز در جوامع منحط خارج از این قاعده نیست، آنها نیز همانند «باد» موجب انگیزش اندیشهها و عقول و تشکیل مجتمعات ایمانی و ریزش خیر و برکات در جوامع می‌گردند و این امر مستلزم وجود زمینه مساعد و استعداد و ظرفیت لازم می‌باشد. بنابراین اگر در قریههای دیگر چنین ظرفیت و زمینه ای وجود نداشته باشد، بعثتی رخ نمی‌دهد. همانطور که «باد» در یک نقطه متوقف نبوده جریان پیدا می‌کند (ولقد صرفناه بینهم...) یک منذر مبعوث نیز بر قریههای متعددی اشراف پیدا می‌کند.

حال که چنین قانونی حاکم است، بی اعتنای به ایراد کافران، باید جهادی قرآنی برای آگاه ساختن آنان برپا کرد. (فلا تطع الکافرین وجاهدهم به جهاداً کبیراً)


۱. موضوع گردش باد (تصریف الریاح) را که از کشفیات یکی دو قرن اخیر علم جو شناسی است، در دو آیه دیگر می‌توان ملاحظه کرد:

بقره ۱۶۴ و جاثیه ۵ (و تصریف الریاح لایات لقوم یعقلون).

خود را تداعی می‌کند. مومن در عین حال که در جامعه خود در کنار کافر زندگی می‌کند، باید مراقب باشد با او همرنگ و همراه نگردد. کنار هم قرار گرفتن در زندگی روزمره و در محل کار و کسب و ... اشکالی ندارد. آنچه مهم است ائتلاف اعتقادی است که باید از آن اعراض کند. معنای عدم اطاعت از کافرین (فلا تطع الکافرین) نیز همین است که جنبه دفاعی و اعراضی (نه تعرضی) دارد. البته بی تفاوت هم نباید ماند، بلکه باید با تمام وجود جهادی اعتقادی بر پایه قرآن برای دگرگون ساختن اندیشه گمراهان برپا کرد.

و هوالذی خلق من السماء بشرا فجعله نسباً و صهراً و کان ربک قديماً.

به نظر می‌رسد این آیه که بدنبال تحولات پیوسته و زنجیره‌ای در طبیعت (از تابش نور خورشید، ایجاد شب و روز و اختلاف درجه حرارت، انگیزش باد، تشکیل ابر، ریزش باران و رشد گیاهان و پیدایش حیوانات) آمده است، عنایتی به منشاء آفرینش انسان از آب داشته باشد که در سلسله تکامل موجودات زنده از مجموعه نسبت‌ها (با سایر موجودات) و پیوندهای قرابتی مختلفی که با آنها دارد (فجعله نسباً و صهراً) شکل تکامل یافته و پیچیده امروزی را پیدا کرده است (والله اعلم)

س - آزادی و اختیار (آیات ۵۵ تا ۶۲)

با آیات تکوینی گویا حجج تمام می‌شود. همان طور که در سوره بقره بدنبال آیات تکوینی در آسمانها و زمین، از آزادی و اختیار انسان سخن می‌گوید و بر عدم اکراه در پذیرش دین تاکید می‌کند (...وسع کرسیه السموات والارض ... لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی ...) در این بخش از سوره فرقان بدنبال تبیین آیات زمین و آسمان، بر اختیار و آزادی

۱. برای اطمینان بیشتر در این مورد می‌توان به نظریات و نوشته‌های جناب آقای دکتر یدالله سحابی مراجعه کرد.

انسان صريحاً و موکداً تذکر می‌دهد تا رسول مبلغ پیامش چنین شیوه‌ای را اعمال نماید. در اولین آیه این بخش، ابتدا از بت پرستی بی خاصیت کافران و پشتیبانی و معاضدت آنها با یکدیگر علیه پروردگارشان سخن می‌گوید تا اوج انحراف و گناه را نشان دهد. چنین انحراف و عصیانی از ناحیه کافران هر انسان موحدی را به عکس العمل و عصیبت سوق می‌دهد و به همین دلیل در این سری آیات برای پیشگیری از عواقب این امر بترتیب ذیل بر اختیار انسان تاکید می‌نماید:

آیه ۵۶ و ما ارسلناک الا مبشراً و نذیراً.

[تأکید بر رسالت بشارت و انذار (نه جبر و اکراه)]

سورهٔ فرقان · آیهٔ ۵۷
قُلْ مَآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلَّا مَن شَآءَ أَن يَتَّخِذَ إِلَىٰ رَبِّهِۦ سَبِيلًۭا ۵۷
بگو: من از شما [در برابر تبلیغ دین هیچ] پاداشی نمی خواهم، جز اینکه هر که بخواهد [می تواند از برکت هدایت من] راهی به سوی پروردگارش بگیرد.

[نفی اجرطلبی در تبلیغ دین و تأکید بر اختیار مردم (الا من شاء) در راهیابی]

آیه ۵۸ و توکل علی الحی الذی لایموت و سبح بحمده و کفی به بذنوب عباده خبیأ.

[توکل بر خدا دربرابر مخالفت کافران و اکتفاکردن به علم و اطلاع خدا از گناه آنان]

آیه ۶۲ و هوالذي جعل الليل والنهار خلفة لمن اراد ان يذكر او اراد شکوراً.

[تداوم شب و روز برای انگیزش «اراده» انسانها برای ذکر یا شکر است]

در ضمن در خلال آیات فوق به نمونه دیگری از انکار و تکذیب کافران نسبت به «رحمانیت» خدا اشاره می‌کند تا از یک طرف به وقاحت و ضلالت این قوم اشاره کرده باشد و از طرف دیگر حلم خدا را (که باید مومنین هم سرمشق بگیرند) نشان دهد.

واذا قيل لهم اسجد واللرحن قالوا و ماالرحمن انسجد لما تامرنا و زادهم نفورا (آیه ۶۰)

گر چه اینها منکر رحمانیت و ربوبیت و تدبير جهانشمول خداوند هستند، اما شب پره اگر نور را انکار کند، حقیقت نور انکار شدنی نیست. پس خجسته است پروردگاری که در آسمان بروج و سراج و قمر را قرار داد. (تبارک الذی جعل فی السماء بروجاً و جعل فیها سراجاً و قمراً منیراً).

ش - نمونه‌های برتر (عبادالرحمن) آیات ۶۳ تا ۷۶

پس از بیان انحرافات کافران و تکذیب آنها به حقایق ایمانی، اینکه در انتهای سوره نوبت آن رسیده است که از جهت مثبت ویژگی‌های مومنین را ترسیم نماید. از آنجایی که مشخصه اصلی کافران انکار رحمانیت خدا بوده است، در اینجا مومنین را به عنوان

۱. در مورد معنای دقیق و واقعی بروج و سراج (که در ترجمه و تفسیرهای قرآن به غلط بیان شده) می‌توانید به کتاب تحقیقی و ارزنده «هفت آسمان» که با استفاده از علوم دقیقه روز تهیه شده مراجعه نمائید.

«عباد الرحمن» توصيف می‌نماید:

اوصافی که در این بخش از عباد الرحمن نقل می‌کند، عموماً منطبق است با اوصافی

که در ابتدای سوره مومنون ذیل آیه «قد افلح المومنون» نقل شده است. با این تفاوت که در

اینجا این اوصاف در انتهای سوره آمده و در آنجا در ابتدا. همچنین منطبق است با اوصافی

که در وسط سوره معارج (٧٠) ذیل آیه: «الا المصلين» آمده است. به این ترتیب مشخص

می‌گردد که سه کلمه: رحمن، ایمان و صلوة هر کدام نگرش خاص به حقيقتي واحد است.

يعني مومن کسی است که به رحمانيت خدا معتقد باشد و از طريق صلوة با خالق خود

ارتباط برقرار نماید.

در این مجموعه آیات، ویژگی‌های چندی طبق نظم و ترتیب و تقدم و تاخری

مخصوص بیان شده که بسیار آموزنده و بیدار کننده است. ١

ع - نتیجه گیری

آخرین آیه این سوره سیاقی کاملاً مستقل از آیات قبلی خود دارد (قل ما يعبوا بكم ربي

سورهٔ فرقان · آیهٔ ۷۷
قُلْ مَا يَعْبَؤُا۟ بِكُمْ رَبِّى لَوْلَا دُعَآؤُكُمْ ۖ فَقَدْ كَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ يَكُونُ لِزَامًۢا ۷۷
بگو: اگر دعایتان نباشد پروردگارم به شما ارجی ننهد، پس شما که [قاطعانه آیات خدا و پیامبرش را] تکذیب کردید، [کیفر این تکذیب برای همیشه] ملازم [شما] خواهد بود.

این آیه اعلانی است از ناحیه رسول (ص) به تکذیب کنندگان قرآن و نبوت تا بدانند

اگر خدا را نخوانند ارزش و اعتباری نخواهند داشت و به زودی ملازم و گرفتار نتیجه

اعمالشان خواهند گشت. این آیه در واقع پاسخ موجز و مختصری به انواع تکذیب‌ها و

تمسخرهای کافران می‌باشد. در ضمن عنایتی هم برای عبرت گیری از دعای خالصانه

عباد الرحمن (والذين لا يدعون مع الله الها آخر) که ٢ بار در این مجموعه با فعل «يقولون» آمده

شده است:

سورهٔ فرقان · آیهٔ ۶۵
وَٱلَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا ٱصْرِفْ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَ ۖ إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَامًا ۶۵
و آنان که می گویند: پروردگارا! عذاب [دوزخ] را از ما بگردان که مسلماً عذاب آن پایدار و همیشگی است.
سورهٔ فرقان · آیهٔ ۷۴
وَٱلَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَٰجِنَا وَذُرِّيَّٰتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍۢ وَٱجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا ۷۴
و آنان که می گویند: پروردگارا! ما را از سوی همسران و فرزندانمان خوشدلی و خوشحالی بخش، و ما را پیشوای پرهیزکاران قرار ده.

ارتباط سوره‌های شعراء و فرقان (٢٦ و ٢٥)

آخرین آیه این سوره فرقان با تکذیب کافران نسبت به حق و ملازم و معاقب شدن

به نتایج و کیفر آن خاتمه می‌پذیرد (...فقد كذبتم فسوف يكون لزاماً) و همین موضوع، يعني

تکذیب و گرفتارشدن به نتایج آن در مقدمه سوره شعراء تکرار شده است که ادامه بحث را از

١. شرح بیشتر این موضوعات را در جدول ضمیمه سوره مومنون و توضیحات آن آورده ایم

بُعد دیگری نشان می‌دهد:

فقد کذبوا فسیاتیهم انباءً ما کانوا به یستهزؤن (آیه ۶).

۲- آیات انتهائی سوره فرقان (۶۳ تا ۷۶) تماماً توصیف «عبادالرحمن» و شرح ویژگی‌های ایمانی آنان است که در ۱۰ بند خلاصه شده است، در برابر این جنبه مثبت و اظهار عبودیت به خداوند «رحمن»، در سوره شعراء موضوع را از جنبه منفی و اعراض و روگردانی از «رحمن» ادامه می‌دهد تا هر دو وجه تبیین شده باشد:

آیه (۵) و ما یأتیهم من ذکر من الرحمن محدث الا کانوا عنه معرضین.

۳- در آیه فوق اعراض از «ذکر» یعنی بی اعتنائی و روگردانی کافران را نسبت به حقایق بیان می‌کند، درحالیکه در سوره فرقان یکی از ویژگی‌های عبادالرحمن را برخورد توأم با بصیرت و بررسی آنان نسبت به آیات و عدم سطحی نگری و ظاهربینی ایشان در این امر وصف می‌نماید، در هر دو مورد مسئله ذکر مطرح است، یکجا توجه و اقبال به آن و تدبر و تفکر درباره آنرا نشان می‌دهد و در دیگری بی توجهی و روگردانی را، به طور خلاصه ادامه سخن در سوره شعراء از جهت منفی به خوبی مشاهده می‌شود.

آیه ۷۳ فرقان – والدین اذا ذکروا بایات ربهم لم یخروا علیهما صماً و عمیاناً.

موانع راه «ایمان» و مشکلات «حضرت موسی»

در ظلم ستیزی و مبارزه با فساد

مجموعه سوره‌های شعراء، نمل و قصص (۲۶ - ۲۷ - ۲۸)

سه سوره فوق الذکر که با حروف مقطعه طسم (وطس) افتتاح می‌شوند، آن طور که از همان آیات اولیه آنها فهمیده می‌شود، در وجوه مشخصی اشتراک دارند:

۱- مطالب هر سه سوره آیاتی از کتاب مبین نامیده شده‌اند.

۲- در هر سه سوره موضوع «ایمان» و تکذیب (اعراض و استهزاء و ...) در رسالت پیامبر اسلام (ص) محور اصلی می‌باشد.

۳- در هر سه سوره به رسالت حضرت موسی (ع) و تلاش‌های آن پیامبر برای ظلم ستیزی و مبارزه با فساد و استکباره، به عنوان تجربه‌ای گرانبها و عبرت و آموزش برای پیامبر خاتم (ص) بیشترین توجه و تاکید و تمرکز انجام شده است.

ابتدا آیات مقدمه هر سه سوره را برای مشاهده اجمالی می‌نویسیم آنگاه در باره هر یک از محورهای سه گانه فوق توضیحی می‌دهیم:

شعراء - طسم - تلک آیات الکتاب المبین - لعلک باخع نفسک الا یکونوا مؤمنین ... و مایاتیهم من ذکر من الرحمن محدث الا کانوا عنه معرضین - فقد کذبوا فسیأتیهم انباء ماکانوا به یستهزون.

نمل - طسم - تلک آیات القرآن و کتاب المبین - هدی و بشری للمومنین - الذین یقیمون الصلوة و ... ان الذین لایومنون بالاخرة زینالهم اعمالهم فهم یعمهون ... وانک لتلقی القرآن من لدن حکیم علیم

قصص - طسم - تلک آیات الکتاب المبین - ملک کاذب الفسین نتلوا علیک من نباه موسی و فرعون بالحق لقوم یومنون. ان فرعون علا فی الارض ... انه کان من المفسدین.

به طور کلی بخش اصلی و عمده این سه سوره پیرامون ابتلاء و گرفتاری‌های انبیاء گذشته، بخصوص حضرت موسی، در ظلم ستیزی و دعوت مردم به ایمان می‌باشد. به طوری که %۸۰ سوره شعراء %۵۶ سوره نمل و %۵۹ سوره قصص اختصاص به این امر یافته است و این مجموعه مشتقات و مصائبی را که انبیاء در ابلاغ رسالت تحمل کردند برای تقویت روحی و دلداری پیامبر (ص) شرح می‌دهد. و علت تاکید و تمرکز بیشتر روی


۱. آیات ۳ تا ۴۳ که بطور مستقیم و آیات ۴۴ تا ۴۷ که به عنوان نتیجه‌گیری مربوط به حضرت موسی می‌باشد. همچنین آیات ۷۶ تا ۸۳ که در باره قارون است وابسته به همین داستان می‌باشد. مجموعه این آیات (۵۲ آیه) %۵۹ حجم سوره را تشکیل می‌دهد.

۲. آیات ۱۰ تا ۶۸ (۵۹ آیه که %۲۶ سوره می‌باشد) اختصاص به حضرت موسی دارد. پس از آن %۲۶ آیه به حضرت ابراهیم، حضرت نوح و حضرت هود هر کدام ۱۸ آیه، حضرت صالح ۱۹ آیه و حضرت لوط و حضرت شعیب هر کدام ۱۶ آیه را بخود اختصاص داده‌اند.

۳. آیات ۷ تا ۱۴ (۸ آیه) در باره حضرت موسی در ابتدای سوره است پس از آن %۲۰ آیه در باره حضرت سلیمان ۹ آیه در باره حضرت صالح و ۵ آیه در باره حضرت لوط می‌باشد.

داستان حضرت موسی و قوم بنی اسراییل، هم بدلیل تشکیل امت و تداوم آن توسط حضرت

موسی می‌باشد و هم بدلیل ارتباطات گسترده ای که مسلمانان با یهود پیدا کردند.

ارتباط با قبل و بعد - آخرین سوره این مجموعه (قصص) با سوره عنکبوت پیوند

می‌خورد که از همان ابتدا روی مسئله «فتنه» به عنوان اصل تفکیک ناپذیر از «ایمان» و سابقه

تاریخی آن در باره مومنین گذشته یاد می‌کند (الم - احسب الناس ان يترکوا ان يقولوا امناو

هم لایفتنون ولقد فتنا الذین قبلهم فیعلمن الذین صدقوا ولیعلمن الکافرین) بنابراین می‌توان

گفت سوره عنکبوت با اتکاء به مقدمه چینی این سه سوره مطالب خود را برای امت اسلام

مطرح می‌نماید.

اما اتصال این مجموعه با سوره قبل از آن (فرقان) نیز بسیار ظریف برقرار شده است

بطوری که آخرین آیه سوره فرقان دقیقاً با اولین آیات سوره شعراء در موضوع «تکذیب» و

گرفتار شدن به عواقب نزدیک آن انطباق دارد.

(٧٧) فرقان ...فقد کذبتم فسوف یکون لزاماً

شعراء (۶) ...فقد کذبوا فسیاتیهم انبوا ما کانوا به یستهزون.

بنابراین برای تحقق ایمان در جامعه اسلامی پیامبر اکرم از یک طرف با تکذیب

اکثریت مردم و از طرف دیگر با انواع مشکلات و موانع مواجه خواهد شد.

مشخصات مستقل هر سوره - سوره‌های سه گانه این مجموعه در عین آنکه وجه

مشترکی را، که همان موانع راه ایمان و مشکلات رسولان (بخصوص حضرت موسی)

می‌باشد، تعقیب می‌نمایند، برای خود ویژگی‌های مستقلی داشته جا دارد مورد توجه و

تفکر قرار گیرد. ذیلاً به هر یک از سوره‌های سه گانه از این نظر نگاهی می‌افکنیم:

سوره شعراء - در مقدمه این سوره از همان ابتدا به پیامبر تذکر داده می‌شود که چرا

از غصو ایمان نیاوردن مردم خودت را هلاک می‌کنی؟ ... ما اگر می‌خواستیم می‌توانستیم

معجزه ای از آسمان برای آنها نازل کنیم که همه گردنها در برابر آن خاضع باشند ولی

(می‌خواهیم مردم به نیروی تفکر و تعقل نه خود باختگی در برابر معجزه ایمان بیاورند اما

متاسفانه) هر یادآوری و پند تازه ای از جانب خداوند رحمن برای آنها می‌آید، اعراض

می‌نمایند و آنرا تکذیب می‌کنند. در همین مقدمه روی ارکان اصلی این سه سوره که ایمان،

آزادی، تکذیب و نتیجه آن می‌باشد، تأکید شده است. پس از آن ابتدا اشاره ای کوتاه به

رویش گیاهان زیبا و متنوع در سطح زمین به عنوان «آیه» طبیعی برای ایمان به خالق

می‌نماید، سپس به داستان ٧ رسول گرامی پرداخته مشکلات آنها را در مسیر ابلاغ رسالت و

فرمان (۲۵) ۵۵

سوق دادن مردم به ایمان یادآوری می‌نماید و در پایان هر بخش ترجیح بند دو آیه‌ای: «ان فی

ذلک لایة و ماکان اکثرهم مومنین – و ان ربک لهوالعزیز الرحم» را تکرار می‌نماید که از یک

طرف، عدم ایمان اکثریت مردم را در جریان تاریخی رسالت بیان می‌کند، از طرف دیگر دو

صفت عزیز و رحیم پروردگار را یادآوری می‌نماید که در برابر مکذبین مشیت اش مغلوب

نمی‌شود (زیرا عزیز و شکست ناپذیر است) و در برابر مومنین رحیم بوده آنها را به سعادت

و بهشت جاوید می‌رساند.

این ترجیح بند ۸ بار تکرار می‌شود (یک بار پس از نشانه‌ای از طبیعت و هفت بار پس

از آیات تاریخی). انبیایی که داستان آنها در این سوره آمده است، در سوره‌های دیگر نیز

معرفی شده‌اند. اما در اینجا متناسب با سیاق سوره که ابتلاء و فتنه مومنین و رسولان در

طول تاریخ است، گرفتاری‌ها و مصائب و مشکلات آنها را مطرح کرده است. در مورد

حضرت موسی جریان فرار از مصر و دریدری و خوف از دستگیری، درگیری با فرعون،

آزارها و شکنجه‌های فرعون نسبت به مومنین، مقابله با سحره، حرکت شبانه از مصر و فرار

از سلطه قبطیان و تعقیب لشکر فرعون و غرق شدن آن را می‌خوانیم. در مورد حضرت

ابراهیم درگیری و مقابله با بت پرستی و تعبد به اصنام، در مورد نوح، هود، صالح، شعیب و

لوط (علیهم السلام) انواع تهدیدها و تکذیب‌ها را می‌بینیم.

اولین داستان این سوره با رسالت حضرت موسی به سوی قوم «ظالم» افتتاح می‌گردد

(اذنادی ربک موسی ان اثت القوم الظالمین – قوم فرعون الا یتقون) و آخرین آیه آن همیاری

مومنین را علیه ظالمان و سرانجام ظالمان را یادآوری می‌نماید (الاالدین آمنوا و عملوا

الصالحات و ذکروا الله کثیرأ وانتصروا من بعد ما ظلموا و سیعلم الدین ظلموا ای منقلب

ینقلبون). بنابراین رسالت انبیاء و مشکلاتی که تحمل کردند برای ظلم ستیزی و آزاد کردن

بندگان از ستم مستکبرین و سوق دادن آنان به تعبد پروردگار بوده است.

علاوه بر واژه ظلم، واژه‌های تقوی و اطاعت از کلمات کلیدی این سوره به شمار

می‌روند. ۱ در بیشتر این سوره‌ها داستان انبیاء با دعوت آنان بسوی توحید آغاز می‌شود

(الا تعبدوا الا الله) ولی در این سوره تماماً علیه بی تقوایی قوم است و جنبه عملی دارد (آثار

عملی شرک که بدلیل فقدان تقوی موجب ظلم می‌گردد) و ترجیح بند سه جمله‌ای: «الا


۱. جمعاً ۱۷ بار کلمه تقوی و ۹ بار کلمه اطاعت از رسولان در این سوره بکار رفته است. در مورد رسالت حضرت

موسی به سوی فرعون هر چند این کلمه به کار نرفته، اما همه داستان بر محور تبعیت و اطاعت از فرعون و آثار و

عواقب آن می‌گردد، همچنین در مورد حضرت ابراهیم مسئله تبعیت از نظریات آن حضرت علیه به با مورد

نظر است.

تنون، انی لكم رسول مبين، فاتقوا الله واطیعون، مرتباً در باره آنها تكرار می‌شود و مردم را از

اطلاعات مسرفین و مستکبرین و مفسدین باز می‌دارند. منظور این است که وقتی دعوت

رسولان از حالت نظری و اعتقادی به جنبه‌های عملی مبارزه با ظلم و بی تقوایی و اطلاعات از

طواغیت کشیده شود، مبارزه ملاء و مستکبرین علیه آنها و شکنجه و آزار مومنین تشدید

می‌گردد. ذیلاً به مواردی که مسئله تقوی و اطلاعات در این سوره در باره رسولان آمده است

اشاره می‌کنیم:

رسالت حضرت موسی:

اذنادی ریک انت القوم الظالمین - قوم فرعون الانتقون.

رسالت حضرت ابراهیم: آیه (۹۰)

سورهٔ شعراء · آیهٔ ۹۰
وَأُزْلِفَتِ ٱلْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ ۹۰
و آن روز بهشت را برای پرهیزکاران نزدیک آورند،

رسالت حضرت نوح: (آیات ۱۰۵ تا ۱۱۰)

اذ قال لهم اخوهم نوح الانتقون ... فاتقوا الله واطیعون ... فاتقوا الله

واطیعون

رسالت حضرت موم: (۱۲۴ تا ۱۳۲)

اذ قال لهم اخوهم موم الانتقون ... فاتقوا الله واطیعون ... فاتقوا الله

واطیعون و اتقوا الذی امدكم بما تعلمون.

رسالت حضرت صالح: (۱۴۲ تا ۱۳۲)

اذ قال لهم اخوهم صالح الانتقون ... فاتقوا الله واطیعون ... ولا

تطیعوا امر المسرفین الذین یفسدون فی الارض ولا یصلحون

رسالت حضرت لوط: (۱۶۱ تا ۱۶۳)

اذ قال لهم اخوهم لوط الانتقون ... فاتقوا الله واطیعون ... فاتقوا الله

واطیعون

رسالت حضرت شعیب: (۱۷۷)

اذ قال لهم اخوهم شعیب الانتقون ... فاتقوا الله واطیعون ...

واتقوا الذی خلقكم والجبلا للاولین.

علاوه بر كلمات: ايمان، اطاعت و تقوی، «تكذيب رسولان» نيز مرتباً تكرار شده است و

این کلمه اصولاً از کلیدی ترین کلمات این سوره به شمار می‌رود.

در مورد رسالت پیامبر خاتم آیه (۶) فقد کذبوا فسیأتيهم انباء ماکانوا به یستهزون -

رسالت حضرت موسی آیه (۱۲) قال رب انی اخاف ان یکذبون. و در مورد بقیه رسولان

همواره کلمه کذبت در ابتدای داستان آنها آمده است (کذبت قوم نوح المرسلین - کذبت

عاد المرسلین - کذبت قوم لوط المرسلین - کذبت اصحاب الایکه المرسلین).