متنِ کاملِ پیادهشدهٔ این جلسه در ادامه آمده است.
ارجاعات بیرونی این جلسه (۱)
- ارجاع v۲ ثبت نشده
ترسیمی روانشناختی از صنوف انسانها در مواجهه با دین
احکام اجتماعی چیست؟
میجنگم. آن لحظه، در دوری کیل، میجنگم. Cutter هم کلاکن بوده، فردی lay حیدخ و میآلمان در اقام اجتماعی هم عفرهاده که هر ظهر بخواهد stands رایت میکند. من شاید خیلی نکتر نگرفتم، حقیقتش این است که مثلاً فکر میکنم تأکید ایشان این است که در مسئله اجتماعی، مسئله حق و ناس پیش میآید که خیلی وقتها میگویند مهمتر از حق، مثلاً خداوند و حق نفس و این حرفها هست. بنابراین آنجا آن احکام اهمیت ذاتی پیدا میکنند، برای اینکه با رعایت حق و مردم سرفرارند، جدای از اینکه چقدر مقاومتی در مواردش باشد یا نباشد؛ چون این دو چیز میتواند در ابتدا آدم انتظار داشته باشد که اگر شریعت دارد بگویدشان مهم هستند، مثلاً زودتر بیان و بیشتر در موردشان گفته شود.
من دارم میگویم در سوره به یک جایی میرسیم که این نگاه هم عوض میشود. طولانیها آنهایی هستند که مقاومت بیشتری وجود دارد، نه آنهایی که مهم هستند. به هر حال وقتی چیزی مهم است، انتظار داریم طولانی شود. بنابراین تلفیق این دو را باید حد و حدودش را ببینیم. مثلاً جایی فرض کنید حج و روزه از قصاص. مثلاً طولانی بودن در مورد قصاص مقاومت موجود داشته، نه خیلی اما حکمت مهمی دارد، ولی روزه مثلاً خیلی مهم است و میشود مثل فلسفه احکام، یعنی حکم طوری بیان میشود که شما بفهمید چرا این حکم وضع شده و یک درک عمیقی از حکم پیدا کنید.
انحرافات بنیاسرائیل؛ از مقاومت در برابر شریعت تا تخلف از آن
مثلاً در برادی نماز هیچوقت جزئیاتش گفته نمیشود. آیههایی داریم که خیلی خوب این حس را ایجاد میکنند که نماز چیست و چرا باید همه مثلاً مؤمنین در طول تاریخ نماز بخوانند. یک مقدار احکام هدف بیان احکام در قرآن، غیر از این چیزی است که ما در فقه میبینیم؛ تو میخواهی تمام جزئیات را مشخص کنی. حتی همینجا الان در مورد طلاق، چیزهایی درباره خانواده میفهمید، درباره حقوق زن میفهمید که مهمتر از جزئیات است. یعنی جزئیات زیاد ندارد، طولانی است ولی خیلی بارها بدون جزئیات نمیشود، ولی فضایی ایجاد میکند که یک درک عمیقی از ازدواج پیدا کنید. مثل اینکه حرف از طلاق میزند، ولی شما باید یک جوری بپندارید که خانواده چیست، مثلاً ازدواج چیست.
خوب، سؤال میپرسید، ولی یک محدودیت زمانی داریم که الان هنوز وقت تصفیه کنم تا هفت و روب. مثلاً هیچ کس مشکلی نداشته باشد، چون روز اول گفتند هفت، الان ده دقیقه از آن جا جابهجا شده. شما بپندارید شاید نه، نه که مجبور بودند، قابل اینجوری بگویید، قابل پیشمیری بود که خواهند پرسید. میدانید چند مشروب میخوردند؟ عربها خیلی میخوردند، خیلی. و بالاخره میپرسیدند حتماً و یک حکمی هم نازل میشود. یعنی اصلاً موضوعی که شریعت آنقدر حالت سفرویک ندارد که الان مثلاً فرمایی من به یک دلایل فکر میکنم که حکم تحریم شراب با یک چیزی در اسلام سازگار است. احتمالاً چینیهایشان کلن داشتند از پنجاه سال پیش تا غمار میکردند، یعنی بالاخره عربها به این چیزها مشغول بودند که سوال میپرسیدند و جوابهایش هم میآمد.
فهم مکانیسم شریعت از خلال ماجرای ذبح گاو
حالا فکر کنید اگر نمیپرسیدند، غمار حرام میشد یا نمیشد، حلال بود. از دید من این هم ممکن است، یعنی بگویم آقا بعضی از این احکام اگر نمیپرسیدند نازل نمیشد. و در همین سوره بقره این حالت مجازات وجود دارد. خب، اتباع مهمی نگفته. حالا غمار بازی نمیکنید، بفرمایید آیاتی اولی که در مورد این قدور مردتن خواهید که به این چیزی در واقع یک سال و نکام مخبک کرد. مثلاً یکیش هست که امین دوستان اولش پرسید در واقع این که ویزا بیلاله هم آمن و کم آمن داسه، این آیا یک جواب سمبولی است یا جوابی به آنهایی که هیئت یا سوال میپرسند نیست؟ تو بعدش هم مثلاً آنها میگویند که آیا همانگونه که کم پردانی ایمان آوردند، این که دارید پولی هم سوال همین را دارند میپرسند.
ولی اینکه حیمت بکنیم، من خیلی اینجوری راستش نگاه نکردم. یک چیزی که فراموش کردم بگویم و الان گفتیم خیلی خوب شدید، گفتم میگویم من نگفتم یعنی بر اینکه هیچ ویدیو شما وقتی الان من یک توضیحاتی میدهم میگویم مقدمه این است: یابنی اسرائیل این است. شما قانع میشوید که آن چیزی که در اللازینفی قلوبه من از آمده روانشناسی همی یابنی اسرائیل و جامعه دینی به طور کلی است، ولی اگر بتوانم شواهد متنی روشنی بیاورم هم بهتر. دیگر الان یک جوری مفهومی شما قانع میشوید از حرفهای من. شواهد متنیاش این است که یک جایی الان چون دیگر قرآنی بستم گذاشتم تو کیفم، هفتم نیستم، به شما میگویم یک جایی در مورد بنیاسرائیل میگوید که اینها اگر کسی قرآن هم میتواند سرش بکند، همان آیه بعد بقره را بیاورید و از آنها خلابه در باره بنیاسرائیل. این همان عباراتی است که در اللازینفی قلوبه هم براز آمده در مورد اینها میگوید اینها وقتی که مؤمنی میبینند میگویند غالو آمننا و از آخلابه. این اصلاً کپی کرده اینجا که دیگر هیچ شکی برایتان نمونه که اینها همان بنیاسرائیل روانشناسی هم هستند، همانهایی هم که اللازینفی قلوب امرست هستند.
بنابراین خیلی مفهومی هم اگر اصلاً این آیه را یک نفر باید بفهمد که بدون اینکه درک کلی هم داشته باشد که این را دارد لینک میکند با آن دیگر. بنابراین بنیاسرائیل با آن اللازینفی قلوب امرست تو ذهنش باید یکی باشد. یعنی دلیل متنی خیلی واضح که این حرفهایی که من دارم میزنم محتوی دارد. خب، حالا هنوز مؤخره مانده، چیزهای دیگر هم مانده. کلن فهمیدن اینجوری است دیگر. تصویر دیدید که مثلاً رندر میکنید؟ رندر به فارسی چیست؟ یک بار روید، مثلاً رد میشود، شما یک چیزهایی میبینید، یک بار دیگر خود واضح میشود. تا بارها باید بروید و بیایید تا به رزولوشن کامل برسید که شاید هیچ وقت هم ما نتوانیم برسیم. یعنی هر بار باید الان ما در واقع سوره را اینجوری داریم میفهمیم که آره اعلام دین جدید است به اضافه خوشدارها، خوشدارهایی در مورد اتفاقهایی که بدی که افتاده و بر شما میافتد. یک جوری دیگر، یک چیز دیگری به این انگار هدف سوره اضافه شد.
چرایی القای احکام در قالب داستان، تمثیل و مانند آن
حالا باز میرویم میخوانیم میبینیم خب این داستان است. حالا اینجا چه کار میکند؟ آن یکی آیه آنجا چرا اینجوری گفته؟ بنابراین یک مقدار هی مثلاً این سؤالها را میپرسیم، تکمیل میکنیم و تا جایی ممکن سؤال اینجوری جواب نمیدهیم که برای هر سؤال یک تئوری جدید ببافیم. همان تئوریمان را مثلاً عمقش را بیشتر میکنیم، یک چیزهایی به آن اضافه میکنیم، تکمیلش میکنیم و اگر نه مثلاً اگر دیدیم کار نمیکند میگذاریمش کنار بسیار. حالا انشاءالله تا فردا فکر میکنم جلسه داریم. دیدیم من یک روزی این وسطها حتماً تدوین میشود چون باید بروم یک سفر کنتا و بعد.