«فمینیسم» در ۱۰ جلسه از ۷ موضوعِ درس مطرح شده است؛ بیشترین بحث در «مردسالاری» (۳ جلسه) است؛ و پرحجمترین محورها «فمینیسم مبتنی بر تفاوت»، «نقد موجها و رادیکالیسم»، «تعریف و نسبت با قرآن» هستند. مفصلترین گفتار در داستان آفرینش در قرآن، جلسه ۵ است (۳۱دقیقه).
۱۰جلسه
۴محور
۷موضوع درس
۱۳۳دقیقه
۱۵۷ارجاع در مجموعه
گروهبندی
سنجه
نوع نمودار
فمینیسمدربارهٔ این مکتب
فمینیسم مجموعهٔ جنبشها، نظریهها و سیاستهایی است که نابرابریِ نظاممند میانِ جنسیتها را شناسایی میکند و در پیِ تغییرِ حقوقی، اقتصادی و فرهنگیِ آن است. ریشهٔ مدرنِ آن در سدههایِ هجدهم و نوزدهمِ اروپا و آمریکا با مطالبهیِ آموزش، مالکیت و حقِ رأی برایِ زنان شکل گرفت؛ هرچند مقاومتهایِ زنان در جوامعِ دیگر پیشینههایِ جداگانهای دارند. تاریخنگاریِ رایج از «موجها» سخن میگوید: موجِ اول بیشتر حقوقی–مدنی، موجِ دوم (دهههایِ ۱۹۶۰–۱۹۸۰) کار، بدن و خانواده، و موجهایِ بعدی هویت، تقاطعمندی و بازنمایی.
نظریهٔ فمینیستی یکدست نیست. لیبرالفمینیسم بر برابریِ فرصت در چارچوبِ قانون تأکید دارد؛ رادیکالفمینیسم ساختارِ مردسالاری را ریشهای میداند؛ مارکسیستی و سوسیالیستی استثمارِ طبقاتی و خانگی را پیوند میزنند؛ و فمینیسمِ سیاه، پسااستعماری و تقاطعی نشان میدهند که جنسیت با نژاد، طبقه و استعمار همزمان عمل میکند. اختلافها بر سرِ ذاتگرایی، رابطه با دولت، سکسورک، و تعریفِ «زن» در دهههایِ اخیر شدت یافته است.
در جهانِ اسلام و جوامعِ غیرغربی، فمینیسمهایِ بومی و خوانشهایِ دینیِ برابریخواه در کنارِ وارداتِ گفتمانِ غربی قرار گرفتهاند؛ برخی آن را رهایی و برخی تهدیدِ هویت میخوانند. گزارشِ دقیق مستلزمِ تمایز میانِ جنبشِ اجتماعی، نظریهٔ دانشگاهی و سیاستِ دولتی است. فمینیسم امروز هم در قانونگذاری و آمارِ مشارکت دیده میشود و هم در مناقشههایِ فرهنگی دربارهٔ خانواده، بدن و زبان.
تزهای اصلی
موجهایِ تاریخیتقسیمِ موجی ابزاری آموزشی است: از حقِ رأی تا کار و بدن، سپس هویت و تقاطع؛ مرزهایِ زمانی و جغرافیایی دقیق نیستند.
فمینیسمِ لیبرالتمرکز بر اصلاحِ قانون، آموزش و فرصتِ برابر در نهادهایِ موجود؛ کمتر به براندازیِ ساختارِ خانواده یا بازار میپردازد.
مردسالاری بهمثابهٔ نظامگرایشهایِ رادیکال سلطهٔ مردانه را نه فقط تبعیضِ فردی، بلکه نظمِ نمادین و نهادی میدانند.
تقاطعمندیتجربهٔ نابرابری یکشکل نیست؛ جنسیت با نژاد، طبقه، معلولیت و موقعیتِ استعماری در هم تنیده میشود.
فمینیسم و دینخوانشهایِ دینیِ برابریخواه و نقدِ سکولارِ دین هر دو در میداناند؛ توافقی واحد میانِ سنت و جنبش وجود ندارد.
اختلافهایِ درونیمسائلِ سکسورک، هویتِ جنسیتی و رابطه با دولت خطوطِ گسستِ جدی میانِ جریانهایِ فمینیستی ساختهاند.