«ماتریالیسم» در ۱۲ جلسه از ۸ موضوعِ درس مطرح شده است؛ بیشترین بحث در «دفاع عقلانی از دین» (۴ جلسه) است؛ و پرحجمترین محورها «ماده، فیزیکالیسم و موجبیت»، «علم و ماتریالیسم»، «موضع فروید» هستند. مفصلترین گفتار در دفاع عقلانی از دین، جلسه ۸ است (۱۵۳دقیقه).
۱۲جلسه
۴محور
۸موضوع درس
۳۰۷دقیقه
۱۵۷ارجاع در مجموعه
گروهبندی
سنجه
نوع نمودار
ماتریالیسمدربارهٔ این آموزه
ماتریالیسم در فلسفه به خانوادهٔ دیدگاههایی گفته میشود که واقعیتِ بنیادین را ماده، جسم یا فرآیندهایِ فیزیکی میدانند و ذهن، روح یا صورتهایِ غیرمادی را یا انکار میکنند یا به کارکردِ ماده فرومیکاهند. ریشههایِ باستانیِ آن را میتوان در اتمگراییِ دموکریتوس و اپیکور دید؛ در عصرِ جدید، با مکانیکِ کلاسیک و علومِ طبیعی، ماتریالیسم بهصورتِ برنامهٔ تبیینِ جهان بدونِ توسل به جوهرِ روحانی بازصورتبندی شد. تمایزِ مهم میانِ ماتریالیسمِ هستیشناختی (چه چیزی هست) و ماتریالیسمِ روششناختی (چگونه باید تبیین کرد) در بحثهایِ معاصر حفظ میشود.
در سدهٔ نوزدهم، ماتریالیسمِ تاریخیِ مارکس و انگلس آگاهی و نهادها را به شرایطِ مادیِ تولید پیوند زد؛ صورتبندیِ «ماتریالیسمِ دیالکتیکی» بیشتر در انگلس و سنتِ بعدی پرورانده شد و «ماده» را همچنان واقعیتِ فیزیکی/طبیعیِ مقدم بر آگاهی میداند، نه خودِ فرآیندِ تولید—این دو لایه را نباید یکی گرفت. همزمان، ماتریالیسمِ علمی–پوزیتیویستی در علومِ طبیعی و روانشناسیِ رفتارگرا نفوذ یافت. در برابر، ایدئالیسم، دوگانهانگاریِ دکارتی، پدیدارشناسی و برخی الهیاتِ فلسفی بر ناکافی بودنِ فروکاهشِ آگاهی به ماده تأکید کردند.
امروزه بحث بیشتر در فلسفهٔ ذهن و متافیزیکِ علم جریان دارد: فیزیکالیسم، ظهورگرایی (emergence)، و نظریههایِ آگاهی. ماتریالیسم در گفتمانِ عمومی گاه با الحاد یا سکولاریسم یکی گرفته میشود، اما از نظرِ منطقی مستلزمِ انکارِ همهٔ ارزشها نیست؛ بلکه ادعایی دربارهٔ ساختارِ واقعیت است. اختلافِ جدی بر سرِ این است که آیا کیفیاتِ ذهنی، هنجارهایِ اخلاقی و معنایِ دینی بدونِ باقیمانده به توصیفِ فیزیکی ترجمه میشوند یا خیر.
وجوه اصلی
هستیشناسیِ مادهادعایِ مرکزی: بنیادِ جهان جسم یا میدانهایِ فیزیکی است و موجوداتِ غیرمادیِ مستقل یا انکار میشوند یا بازتعریف.
اتمگراییِ باستانیدر یونانِ باستان، ترکیب و جداییِ اتمها تبیینِ تغییر بود؛ این سنت بعدها الهامبخشِ خوانشهایِ ماتریالیستی شد.
ماتریالیسمِ تاریخیدر سنتِ مارکسی، زیربنایِ اقتصادی شکلدهندهٔ نهادها و آگاهیِ اجتماعی است؛ تاریخ بهمثابهٔ تضادِ مادی خوانده میشود.
فیزیکالیسمِ معاصرنسخهٔ امروزین اغلب میگوید هر چه هست فیزیکی است یا بر فیزیکِ بنیادین ابتنا دارد؛ جزئیاتِ formal آن محلِ اختلاف است.
مسئلهٔ آگاهیچگونگیِ پدید آمدنِ تجربهٔ ذهنی از فرآیندهایِ مغزی سختترین چالشِ ماتریالیسم در فلسفهٔ ذهن است.
نقدهایِ رقیبدوگانهانگاری، ایدئالیسم و ظهورگراییِ قوی مدعیاند فروکاهشِ کامل به ماده یا ناممکن است یا تبیینگر نیست.