→ همهٔ سوره‌ها

سورهٔ یس

۲ جلسه · سال ۱۳۹۵ · دانشگاه صنعتی شریف

دربارهٔ این مجموعه و دریافتِ صوت
سالِ برگزاری۱۳۹۵ · دانشگاه صنعتی شریف
شمارِ جلسات۲ جلسه

برای پخشِ هر جلسه روی آن بزنید؛ پلیر همان‌جا باز می‌شود و پخش می‌شود.

  • ۰:۰۰۰:۰۰
    دانلود
  • ۰:۰۰۰:۰۰
    دانلود
سورهٔ یس (سُورَةُ يسٓ)
Meccan · ۸۳ آیه · متن به رسم عثمان‌طه · ترجمهٔ روان به سبکِ کوشا
بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ
يسٓ ۱
۱. یس
وَٱلْقُرْءَانِ ٱلْحَكِيمِ ۲
۲. سوگند به قرآن کریم،
إِنَّكَ لَمِنَ ٱلْمُرْسَلِينَ ۳
۳. که بی تردید تو از فرستادگانی،
عَلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢ ۴
۴. بر راهی راست [قرار داری.]
تَنزِيلَ ٱلْعَزِيزِ ٱلرَّحِيمِ ۵
۵. [قرآن] نازل شده توانای شکست ناپذیر و مهربان است.
لِتُنذِرَ قَوْمًۭا مَّآ أُنذِرَ ءَابَآؤُهُمْ فَهُمْ غَٰفِلُونَ ۶
۶. تا مردمی را بیم دهی که پدرانشان را بیم نداده اند و به این علت [از حقایق] بی خبرند.
لَقَدْ حَقَّ ٱلْقَوْلُ عَلَىٰٓ أَكْثَرِهِمْ فَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ ۷
۷. یقیناً فرمان عذاب بر بیشترشان محقق و ثابت شده است، به این سبب ایمان نمی آورند.
إِنَّا جَعَلْنَا فِىٓ أَعْنَٰقِهِمْ أَغْلَٰلًۭا فَهِىَ إِلَى ٱلْأَذْقَانِ فَهُم مُّقْمَحُونَ ۸
۸. مسلماً ما غل هایی بر گردنشان نهاده ایم که تا چانه هایشان قرار دارد به طوری که سرهایشان بالا مانده است،
وَجَعَلْنَا مِنۢ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّۭا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّۭا فَأَغْشَيْنَٰهُمْ فَهُمْ لَا يُبْصِرُونَ ۹
۹. و از پیش رویشان حایلی و از پشت سرشان [نیز] حایلی قرار داده ایم، و به صورت فراگیر دیدگانشان را فرو پوشانده ایم، به این خاطر حقایق را نمی بینند،
وَسَوَآءٌ عَلَيْهِمْ ءَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ ۱۰
۱۰. و برای آنان یکسان است چه بیمشان دهی یا بیمشان ندهی، ایمان نمی آورند،
إِنَّمَا تُنذِرُ مَنِ ٱتَّبَعَ ٱلذِّكْرَ وَخَشِىَ ٱلرَّحْمَٰنَ بِٱلْغَيْبِ ۖ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍۢ وَأَجْرٍۢ كَرِيمٍ ۱۱
۱۱. بیم دادنت فقط برای کسی ثمربخش است که از قرآن پیروی کند و در نهان از خدای رحمان بترسد، پس او را به آمرزش و پاداشی نیکو و باارزش مژده ده.
إِنَّا نَحْنُ نُحْىِ ٱلْمَوْتَىٰ وَنَكْتُبُ مَا قَدَّمُوا۟ وَءَاثَٰرَهُمْ ۚ وَكُلَّ شَىْءٍ أَحْصَيْنَٰهُ فِىٓ إِمَامٍۢ مُّبِينٍۢ ۱۲
۱۲. بی تردید ما مردگان را زنده می کنیم و آنچه را پیش فرستاده اند و [خوبی ها و بدی های] بر جا مانده از ایشان را ثبت می کنیم و همه چیز را در کتابی روشن [که اصل همه کتاب هاست و آن لوح محفوظ است] برشمرده ایم.
وَٱضْرِبْ لَهُم مَّثَلًا أَصْحَٰبَ ٱلْقَرْيَةِ إِذْ جَآءَهَا ٱلْمُرْسَلُونَ ۱۳
۱۳. و برای آنان [که با تو برخورد خصمانه دارند] اهل آن شهر را مثل بزن، هنگامی که پیامبران به آنجا آمدند،
إِذْ أَرْسَلْنَآ إِلَيْهِمُ ٱثْنَيْنِ فَكَذَّبُوهُمَا فَعَزَّزْنَا بِثَالِثٍۢ فَقَالُوٓا۟ إِنَّآ إِلَيْكُم مُّرْسَلُونَ ۱۴
۱۴. زمانی که دو پیامبر را به سوی آنان فرستادیم، پس آن دو را انکار کردند و با پیامبر سومی آنان را تقویت کردیم، پس [همگی] گفتند: ما را به سوی شما فرستاده اند.
قَالُوا۟ مَآ أَنتُمْ إِلَّا بَشَرٌۭ مِّثْلُنَا وَمَآ أَنزَلَ ٱلرَّحْمَٰنُ مِن شَىْءٍ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا تَكْذِبُونَ ۱۵
۱۵. [اهل شهر] گفتند: شما جز بشرهایی مانند ما نیستید و [خدای] رحمان هیچ چیزی نازل نکرده است، شما فقط دروغ می گویید.
قَالُوا۟ رَبُّنَا يَعْلَمُ إِنَّآ إِلَيْكُمْ لَمُرْسَلُونَ ۱۶
۱۶. گفتند: پروردگارمان می داند که یقیناً ما به سوی شما فرستاده شده ایم،
وَمَا عَلَيْنَآ إِلَّا ٱلْبَلَٰغُ ٱلْمُبِينُ ۱۷
۱۷. و بر عهده ما جز رساندن آشکار [پیام وحی] نیست.
قَالُوٓا۟ إِنَّا تَطَيَّرْنَا بِكُمْ ۖ لَئِن لَّمْ تَنتَهُوا۟ لَنَرْجُمَنَّكُمْ وَلَيَمَسَّنَّكُم مِّنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌۭ ۱۸
۱۸. گفتند: همانا ما شما را به شومی و فال بد گرفته ایم، اگر [از دعوت خود] باز نایستید، قطعاً شما را سنگسار می کنیم، و از سوی ما شکنجه دردناکی به شما خواهد رسید.
قَالُوا۟ طَٰٓئِرُكُم مَّعَكُمْ ۚ أَئِن ذُكِّرْتُم ۚ بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌۭ مُّسْرِفُونَ ۱۹
۱۹. گفتند: شومی شما از خود شماست [و این شومی نتیجه کفر و طغیان و گناه است، شگفتا!] آیا اگر به شما تذکر دهند [آن تذکر سعادت بخش را به شومی و فال بد می گیرید؟ نه، شومی از ما نیست] بلکه شما مردمی تجاوزکارید.
وَجَآءَ مِنْ أَقْصَا ٱلْمَدِينَةِ رَجُلٌۭ يَسْعَىٰ قَالَ يَٰقَوْمِ ٱتَّبِعُوا۟ ٱلْمُرْسَلِينَ ۲۰
۲۰. و از دورترین نقطه شهر مردی شتابان آمد، گفت: ای قوم من! از این فرستادگان [خدا] پیروی کنید،
ٱتَّبِعُوا۟ مَن لَّا يَسْـَٔلُكُمْ أَجْرًۭا وَهُم مُّهْتَدُونَ ۲۱
۲۱. از کسانی پیروی کنید که پاداشی از شما نمی خواهند و آنان راه یافته اند،
وَمَا لِىَ لَآ أَعْبُدُ ٱلَّذِى فَطَرَنِى وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ۲۲
۲۲. و مرا چیست که [از روی یقین] کسی را نپرستم که مرا آفریده و به سوی او بازگردانده می شوید؟
ءَأَتَّخِذُ مِن دُونِهِۦٓ ءَالِهَةً إِن يُرِدْنِ ٱلرَّحْمَٰنُ بِضُرٍّۢ لَّا تُغْنِ عَنِّى شَفَٰعَتُهُمْ شَيْـًۭٔا وَلَا يُنقِذُونِ ۲۳
۲۳. آیا به جای او معبودانی را برگزینم که اگر [خدای] رحمان برای من آسیب وگزندی بخواهد نه شفاعتشان چیزی را از من دفع می کند و نه می توانند نجاتم دهند؟!
إِنِّىٓ إِذًۭا لَّفِى ضَلَٰلٍۢ مُّبِينٍ ۲۴
۲۴. اگر چنین کنم، بی تردید در گمراهی آشکار خواهم بود.
إِنِّىٓ ءَامَنتُ بِرَبِّكُمْ فَٱسْمَعُونِ ۲۵
۲۵. [ای رسولان!] بی تردید به پروردگار شما ایمان آورده ام؛ بنابراین از من بشنوید.
قِيلَ ٱدْخُلِ ٱلْجَنَّةَ ۖ قَالَ يَٰلَيْتَ قَوْمِى يَعْلَمُونَ ۲۶
۲۶. [سرانجام به دست آن مشرکان شهید شد، و به او] گفته شد: به بهشت درآی. گفت: ای کاش قوم من معرفت و آگاهی داشتند،
بِمَا غَفَرَ لِى رَبِّى وَجَعَلَنِى مِنَ ٱلْمُكْرَمِينَ ۲۷
۲۷. به اینکه پروردگارم مرا آمرزید و از کرامت یافتگان قرارم داد.
۞ وَمَآ أَنزَلْنَا عَلَىٰ قَوْمِهِۦ مِنۢ بَعْدِهِۦ مِن جُندٍۢ مِّنَ ٱلسَّمَآءِ وَمَا كُنَّا مُنزِلِينَ ۲۸
۲۸. و بعد از شهادت او هیچ سپاهی از آسمان بر [هلاکت] قومش نازل نکردیم، و بر آن نبوده ایم که نازل کنیم.
إِن كَانَتْ إِلَّا صَيْحَةًۭ وَٰحِدَةًۭ فَإِذَا هُمْ خَٰمِدُونَ ۲۹
۲۹. [کیفرشان] جز یک فریاد مرگبار نبود که ناگهان [پس از آن فریاد] همه بی حرکت و خاموش شدند!
يَٰحَسْرَةً عَلَى ٱلْعِبَادِ ۚ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا كَانُوا۟ بِهِۦ يَسْتَهْزِءُونَ ۳۰
۳۰. ای دریغ و افسوس بر این بندگان که هیچ پیامبری برای هدایتشان نمی آمد مگر اینکه او را مسخره می کردند!
أَلَمْ يَرَوْا۟ كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنَ ٱلْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لَا يَرْجِعُونَ ۳۱
۳۱. آیا [مشرکان مکه] ندانسته اند چه بسیار از اقوام پیش از آنان را [به سبب کفر و طغیانشان] هلاک کردیم که آنان هرگز نزد اینان برنمی گردند، [و در دنیا زندگی دوباره نمی یابند،]
وَإِن كُلٌّۭ لَّمَّا جَمِيعٌۭ لَّدَيْنَا مُحْضَرُونَ ۳۲
۳۲. و همه آنان [بدون استثنا گردآوری خواهند شد و] در قیامت نزد ما احضار می شوند.
وَءَايَةٌۭ لَّهُمُ ٱلْأَرْضُ ٱلْمَيْتَةُ أَحْيَيْنَٰهَا وَأَخْرَجْنَا مِنْهَا حَبًّۭا فَمِنْهُ يَأْكُلُونَ ۳۳
۳۳. و این زمین مرده برای آنان نشانه ای [آشکار بر اینکه ما مردگان را در قیامت زنده می کنیم] می باشد که آن را زنده کردیم و از آن دانه بیرون می آوریم که از آن می خورند،
وَجَعَلْنَا فِيهَا جَنَّٰتٍۢ مِّن نَّخِيلٍۢ وَأَعْنَٰبٍۢ وَفَجَّرْنَا فِيهَا مِنَ ٱلْعُيُونِ ۳۴
۳۴. و در آن بوستان هایی از درختان خرما و انگور قرار دادیم، و در آن از چشمه های گوناگون روان ساختیم،
لِيَأْكُلُوا۟ مِن ثَمَرِهِۦ وَمَا عَمِلَتْهُ أَيْدِيهِمْ ۖ أَفَلَا يَشْكُرُونَ ۳۵
۳۵. تا از میوه آن و آنچه دست هایشان به عمل می آورد [مانند شیره، کشمش، شربت و...] بخورند، آیا سپاس گزاری نمی کنند؟
سُبْحَٰنَ ٱلَّذِى خَلَقَ ٱلْأَزْوَٰجَ كُلَّهَا مِمَّا تُنۢبِتُ ٱلْأَرْضُ وَمِنْ أَنفُسِهِمْ وَمِمَّا لَا يَعْلَمُونَ ۳۶
۳۶. منزّه [از هر عیب و نقصی] است آنکه همه زوج ها را آفرید از آنچه زمین می رویاند و از وجود خودشان و از آنچه نمی دانند،
وَءَايَةٌۭ لَّهُمُ ٱلَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ ٱلنَّهَارَ فَإِذَا هُم مُّظْلِمُونَ ۳۷
۳۷. و نشانه ای [از نشانه های قدرت و حکمت ما] برای آنها شب است که [پوشش] روز را از آن برمی کنیم، پس ناگاه آنان به تاریکی درآیند،
وَٱلشَّمْسُ تَجْرِى لِمُسْتَقَرٍّۢ لَّهَا ۚ ذَٰلِكَ تَقْدِيرُ ٱلْعَزِيزِ ٱلْعَلِيمِ ۳۸
۳۸. و خورشید [نیز برای آنان نشانه ای از قدرت ماست] که همواره به سوی قرارگاهش حرکت می کند. این اندازه گیری توانای شکست ناپذیر و داناست،
وَٱلْقَمَرَ قَدَّرْنَٰهُ مَنَازِلَ حَتَّىٰ عَادَ كَٱلْعُرْجُونِ ٱلْقَدِيمِ ۳۹
۳۹. و برای ماه منزل هایی قرار دادیم تا اینکه به صورت شاخه کهنه هلالی شکل و زرد رنگ خرما برگردد [و باز به تدریج بدر کامل شود،]
لَا ٱلشَّمْسُ يَنۢبَغِى لَهَآ أَن تُدْرِكَ ٱلْقَمَرَ وَلَا ٱلَّيْلُ سَابِقُ ٱلنَّهَارِ ۚ وَكُلٌّۭ فِى فَلَكٍۢ يَسْبَحُونَ ۴۰
۴۰. نه برای خورشید این توان هست که به ماه برسد، و نه شب از روز پیشی می گیرد، و هر کدام در مداری شناورند.
وَءَايَةٌۭ لَّهُمْ أَنَّا حَمَلْنَا ذُرِّيَّتَهُمْ فِى ٱلْفُلْكِ ٱلْمَشْحُونِ ۴۱
۴۱. و برای آنان نشانه ای دیگر [از قدرت و رحمت ما] این [است] که فرزندانشان را در کشتی هایی پر [از اجناس و وسایل] حمل کردیم،
وَخَلَقْنَا لَهُم مِّن مِّثْلِهِۦ مَا يَرْكَبُونَ ۴۲
۴۲. و برای آنان چیزهایی مانند کشتی [چون اسب، قاطر و دیگر وسایل نقلیه] آفریدیم که بر آن سوار می شوند،
وَإِن نَّشَأْ نُغْرِقْهُمْ فَلَا صَرِيخَ لَهُمْ وَلَا هُمْ يُنقَذُونَ ۴۳
۴۳. و اگر بخواهیم آنان را غرق می کنیم در این صورت هیچ فریادرسی برای آنان نخواهد بود، و نجات هم نیابند،
إِلَّا رَحْمَةًۭ مِّنَّا وَمَتَٰعًا إِلَىٰ حِينٍۢ ۴۴
۴۴. مگر [اینکه] رحمتی از سوی ما [نجاتشان دهد] و تا مدتی [از زندگی دنیا] بهره مندشان کنیم،
وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ ٱتَّقُوا۟ مَا بَيْنَ أَيْدِيكُمْ وَمَا خَلْفَكُمْ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ۴۵
۴۵. و هنگامی که به آنان گویند: از آنچه [عذاب های دنیا و آخرت] پیش رو و پشت سر شماست بپرهیزید تا مورد رحمت قرار گیرید [به این هشدار قطعی و یقینی توجه نمی کنند،]
وَمَا تَأْتِيهِم مِّنْ ءَايَةٍۢ مِّنْ ءَايَٰتِ رَبِّهِمْ إِلَّا كَانُوا۟ عَنْهَا مُعْرِضِينَ ۴۶
۴۶. و هیچ آیه ای از آیات پروردگارشان برای آنان نمی آید مگر اینکه از آن روی می گردانند.
وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ أَنفِقُوا۟ مِمَّا رَزَقَكُمُ ٱللَّهُ قَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ لِلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ أَنُطْعِمُ مَن لَّوْ يَشَآءُ ٱللَّهُ أَطْعَمَهُۥٓ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا فِى ضَلَٰلٍۢ مُّبِينٍۢ ۴۷
۴۷. و هنگامی که به آنان گویند: از آنچه خدا روزی شما کرده، انفاق کنید، کافران به مؤمنان گویند: آیا کسانی را اطعام کنیم که اگر خدا می خواست آنان را اطعام می کرد؟ [پس گرسنگی را خدا بر آنان خواسته است] ولی شما [ای کفرپیشگان!] جز در گمراهی آشکاری نیستند.
وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَٰذَا ٱلْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَٰدِقِينَ ۴۸
۴۸. و می گویند: اگر راستگویید، این وعده [قیامت و عذاب] کی خواهد بود؟
مَا يَنظُرُونَ إِلَّا صَيْحَةًۭ وَٰحِدَةًۭ تَأْخُذُهُمْ وَهُمْ يَخِصِّمُونَ ۴۹
۴۹. اینان جز یک فریاد مرگبار [آسمانی] را انتظار نمی کشند که آنان را در حالی که سرگرم مجادله و ستیز [در امور دنیایی] اند فراگیرد.
فَلَا يَسْتَطِيعُونَ تَوْصِيَةًۭ وَلَآ إِلَىٰٓ أَهْلِهِمْ يَرْجِعُونَ ۵۰
۵۰. [فریادی که وقتی بر سر آنان زده شود] نه می توانند وصیتی کنند و نه [اگر بیرون خانه باشند] می توانند به خانواده خود برگردند،
وَنُفِخَ فِى ٱلصُّورِ فَإِذَا هُم مِّنَ ٱلْأَجْدَاثِ إِلَىٰ رَبِّهِمْ يَنسِلُونَ ۵۱
۵۱. و در صور دمیده شود، ناگاه همه آنان از قبرها به سوی پروردگارشان می شتابند.
قَالُوا۟ يَٰوَيْلَنَا مَنۢ بَعَثَنَا مِن مَّرْقَدِنَا ۜ ۗ هَٰذَا مَا وَعَدَ ٱلرَّحْمَٰنُ وَصَدَقَ ٱلْمُرْسَلُونَ ۵۲
۵۲. می گویند: ای وای بر ما، چه کسی ما را از خواب گاهمان برانگیخت؟ این واقعیتی است که [خدای] رحمان وعده داده بود و پیامبران راست گفته بودند!!
إِن كَانَتْ إِلَّا صَيْحَةًۭ وَٰحِدَةًۭ فَإِذَا هُمْ جَمِيعٌۭ لَّدَيْنَا مُحْضَرُونَ ۵۳
۵۳. [آن صحنه عظیم] جز یک فریاد نیست، پس به ناگاه همه آنان [گردآوری شده و] نزد ما احضار می شوند.
فَٱلْيَوْمَ لَا تُظْلَمُ نَفْسٌۭ شَيْـًۭٔا وَلَا تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ۵۴
۵۴. در این روز به هیچ کس ذره ای ستم نمی شود، و جز آنچه را انجام می دادید پاداش داده نمی شوید.
إِنَّ أَصْحَٰبَ ٱلْجَنَّةِ ٱلْيَوْمَ فِى شُغُلٍۢ فَٰكِهُونَ ۵۵
۵۵. همانا بهشتیان در چنین روزی در سرگرمی وصف ناپذیری شیرین کام و خوش اند.
هُمْ وَأَزْوَٰجُهُمْ فِى ظِلَٰلٍ عَلَى ٱلْأَرَآئِكِ مُتَّكِـُٔونَ ۵۶
۵۶. آنان و همسرانشان در زیر سایه هایی [آرام بخش] بر تخت هایی [آراسته چون حجله عروس] تکیه می زنند.
لَهُمْ فِيهَا فَٰكِهَةٌۭ وَلَهُم مَّا يَدَّعُونَ ۵۷
۵۷. برای آنان در آنجا میوه ها [ی عالی و مطبوع] و آنچه دلشان بخواهد فراهم است.
سَلَٰمٌۭ قَوْلًۭا مِّن رَّبٍّۢ رَّحِيمٍۢ ۵۸
۵۸. با سلام [ی پرارزش و سلامت بخش] که گفتاری از پروردگاری مهربان است.
وَٱمْتَٰزُوا۟ ٱلْيَوْمَ أَيُّهَا ٱلْمُجْرِمُونَ ۵۹
۵۹. و [ندا آید:] ای گناهکاران! امروز [از صف نیکان] جدا شوید.
۞ أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَٰبَنِىٓ ءَادَمَ أَن لَّا تَعْبُدُوا۟ ٱلشَّيْطَٰنَ ۖ إِنَّهُۥ لَكُمْ عَدُوٌّۭ مُّبِينٌۭ ۶۰
۶۰. ای فرزندان آدم! آیا به شما سفارش نکردم که شیطان را مپرستید که او بی تردید دشمن آشکاری برای شماست؟
وَأَنِ ٱعْبُدُونِى ۚ هَٰذَا صِرَٰطٌۭ مُّسْتَقِيمٌۭ ۶۱
۶۱. و اینکه مرا بپرستید که این راهی است مستقیم،
وَلَقَدْ أَضَلَّ مِنكُمْ جِبِلًّۭا كَثِيرًا ۖ أَفَلَمْ تَكُونُوا۟ تَعْقِلُونَ ۶۲
۶۲. و همانا شیطان گروه بسیاری از شما را گمراه کرد، آیا تعقّل نمی کردید [که پیروانش به چه سرنوشت شومی دچار شدند؟]
هَٰذِهِۦ جَهَنَّمُ ٱلَّتِى كُنتُمْ تُوعَدُونَ ۶۳
۶۳. این است دوزخی که به شما وعده می دادند.
ٱصْلَوْهَا ٱلْيَوْمَ بِمَا كُنتُمْ تَكْفُرُونَ ۶۴
۶۴. امروز به کیفر کفری که همواره می ورزیدید، در آن درآیید.
ٱلْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلَىٰٓ أَفْوَٰهِهِمْ وَتُكَلِّمُنَآ أَيْدِيهِمْ وَتَشْهَدُ أَرْجُلُهُم بِمَا كَانُوا۟ يَكْسِبُونَ ۶۵
۶۵. امروز بر دهان هایشان مُهر خاموشی نهیم و دست هایشان با ما سخن می گویند و پاهایشان به اعمالی که همواره مرتکب می شدند، گواهی می دهند!
وَلَوْ نَشَآءُ لَطَمَسْنَا عَلَىٰٓ أَعْيُنِهِمْ فَٱسْتَبَقُوا۟ ٱلصِّرَٰطَ فَأَنَّىٰ يُبْصِرُونَ ۶۶
۶۶. و اگر بخواهیم [در همین دنیا] دیدگانشان را محو می کنیم، پس به [سوی همان] راه [گمراهی] بر یکدیگر پیشی می گیرند؛ نهایتاً چگونه و کجا می توانند [صراط مستقیم را] ببینند؟
وَلَوْ نَشَآءُ لَمَسَخْنَٰهُمْ عَلَىٰ مَكَانَتِهِمْ فَمَا ٱسْتَطَٰعُوا۟ مُضِيًّۭا وَلَا يَرْجِعُونَ ۶۷
۶۷. و [نیز] اگر بخواهیم آنان را در جای خودشان مسخ می کنیم، [و به صورت جمادی خشک درمی آوریم] که نه بتوانند بروند و نه بازگردند،
وَمَن نُّعَمِّرْهُ نُنَكِّسْهُ فِى ٱلْخَلْقِ ۖ أَفَلَا يَعْقِلُونَ ۶۸
۶۸. و به هر کس عمر طولانی دهیم، او را در عرصه آفرینش [به سوی حالت ضعف، سستی، نقصان و فراموشی] واژگونش می کنیم؛ پس آیا تعقّل نمی کنند؟
وَمَا عَلَّمْنَٰهُ ٱلشِّعْرَ وَمَا يَنۢبَغِى لَهُۥٓ ۚ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌۭ وَقُرْءَانٌۭ مُّبِينٌۭ ۶۹
۶۹. و به پیامبر، شعر نیاموختیم و [شعرگویی] شایسته او نیست. کتاب [او] جز مایه یادآوری و قرآنی روشنگر [حقایق] نیست،
لِّيُنذِرَ مَن كَانَ حَيًّۭا وَيَحِقَّ ٱلْقَوْلُ عَلَى ٱلْكَٰفِرِينَ ۷۰
۷۰. تا کسانی را که [به عقل و هوش و استعداد] زنده اند هشدار دهد، و فرمان عذاب بر کافران محقق و ثابت شود.
أَوَلَمْ يَرَوْا۟ أَنَّا خَلَقْنَا لَهُم مِّمَّا عَمِلَتْ أَيْدِينَآ أَنْعَٰمًۭا فَهُمْ لَهَا مَٰلِكُونَ ۷۱
۷۱. آیا ندیده اند که ما از آنچه به قدرت خود انجام داده ایم برای آنان چهارپایانی آفریده ایم که آنان مالکشان هستند.
وَذَلَّلْنَٰهَا لَهُمْ فَمِنْهَا رَكُوبُهُمْ وَمِنْهَا يَأْكُلُونَ ۷۲
۷۲. و چهارپایان را برای آنان رام کردیم که برخی از آنها مرکب سواری آنان هستند و از [گوشت] برخی از آنها می خورند،
وَلَهُمْ فِيهَا مَنَٰفِعُ وَمَشَارِبُ ۖ أَفَلَا يَشْكُرُونَ ۷۳
۷۳. و برای آنان در آن چهارپایان سودهایی [چون پشم، کُرک و پوست] و نوشیدنی هایی [چون شیر و فرآورده های آن] هست؛ آیا سپاس گزاری نمی کنند؟
وَٱتَّخَذُوا۟ مِن دُونِ ٱللَّهِ ءَالِهَةًۭ لَّعَلَّهُمْ يُنصَرُونَ ۷۴
۷۴. و به جای خدا معبودانی انتخاب کرده اند به امید اینکه [به وسیله آنها] یاری شوند،
لَا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَهُمْ وَهُمْ لَهُمْ جُندٌۭ مُّحْضَرُونَ ۷۵
۷۵. در حالی که [معبودان،] قدرت یاری دادن به آنان را ندارند و آنان [که سبک مغزان روی برتافته از حق اند] برای آن معبودان [از سوی شیطان] سپاهی احضار شده اند [تا عمر و مالشان را فدای این معبودان باطل کنند.]
فَلَا يَحْزُنكَ قَوْلُهُمْ ۘ إِنَّا نَعْلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعْلِنُونَ ۷۶
۷۶. پس گفتارشان تو را اندوهگین نکند، بی تردید ما آنچه را پنهان می دارند و آنچه را آشکار می کنند، می دانیم.
أَوَلَمْ يَرَ ٱلْإِنسَٰنُ أَنَّا خَلَقْنَٰهُ مِن نُّطْفَةٍۢ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌۭ مُّبِينٌۭ ۷۷
۷۷. آیا انسان ندانسته که ما او را از نطفه ای [پست و ناچیز] آفریده ایم و اینک ستیزه گری آشکار است؟
وَضَرَبَ لَنَا مَثَلًۭا وَنَسِىَ خَلْقَهُۥ ۖ قَالَ مَن يُحْىِ ٱلْعِظَٰمَ وَهِىَ رَمِيمٌۭ ۷۸
۷۸. در حالی که آفرینش نخستین خود را از یاد برده برای ما مثلی زد [و] گفت: چه کسی این استخوان ها را در حالی که پوسیده اند، زنده می کند؟
قُلْ يُحْيِيهَا ٱلَّذِىٓ أَنشَأَهَآ أَوَّلَ مَرَّةٍۢ ۖ وَهُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ ۷۹
۷۹. بگو: همان کسی که نخستین بار آن را پدید آورد. زنده اش می کند، و او به هر چیزی داناست
ٱلَّذِى جَعَلَ لَكُم مِّنَ ٱلشَّجَرِ ٱلْأَخْضَرِ نَارًۭا فَإِذَآ أَنتُم مِّنْهُ تُوقِدُونَ ۸۰
۸۰. همان کسی که برای شما از درخت سبز، «آتش زنه» آفرید، که اکنون شما از آن آتش می افروزید.
أَوَلَيْسَ ٱلَّذِى خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ بِقَٰدِرٍ عَلَىٰٓ أَن يَخْلُقَ مِثْلَهُم ۚ بَلَىٰ وَهُوَ ٱلْخَلَّٰقُ ٱلْعَلِيمُ ۸۱
۸۱. آیا کسی که آسمان ها و زمین را آفریده است، قدرت ندارد که [پس از مرگشان] همانند آنان را بیافریند؟ چرا قدرت دارد؛ زیرا اوست که آفریننده بسیار داناست.
إِنَّمَآ أَمْرُهُۥٓ إِذَآ أَرَادَ شَيْـًٔا أَن يَقُولَ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ ۸۲
۸۲. شأن او این است که چون پدید آمدن چیزی را اراده کند، فقط به آن می گوید: باش، پس بی درنگ موجود می شود.
فَسُبْحَٰنَ ٱلَّذِى بِيَدِهِۦ مَلَكُوتُ كُلِّ شَىْءٍۢ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ۸۳
۸۳. بنابراین [از هر عیب و نقصی] منزّه است خدایی که مالکیّت و فرمانروایی همه چیز به دست اوست، و به سوی او بازگردانده می شوید.

این بخش برگرفته از کتابِ «نظمِ قرآن» اثرِ عبدالعلی بازرگان است؛ کوششی برای نشان‌دادنِ پیوستگیِ آیات و ساختارِ درونیِ هر سوره، در برابرِ این تصور که چینشِ آیات پراکنده است. متنِ حاضر از بازخوانیِ نسخهٔ چهارجلدیِ کتاب فراهم شده و تنها بخشِ مربوط به همین سوره را در بر دارد.


نظم قرآن (بازرگان) — سوره ۳۶

منبع: OCRِ بازخوانی‌شدهٔ ۴ جلدی، ۱۴۰۵/۰۴ (mistral-ocr + بازبینیِ Codex).


سوره «یس» (۳۶)

حروف مقطعه «یس»

قبلاً در بررسی سوره طه (۲۰)، در بحث مربوط به حروف مقطعه، اشاره‌ای به «یس» کرده بودیم. اینک مجدداً به مناسبت مطرح شدن سوره «یس» قسمت‌هایی از آن بحث را که به این حروف مقطعه مربوط می‌گردد، با توضیح و تفصیل بیشتر تکرار می‌کنیم. همانطور که نقل گردید، به گفته مرحوم علامه طباطبائی (در تفسیر المیزان): «سوره‌هایی که حروف مقطعه بر سر آن آمده است با یکدیگر ارتباط دارند و اشتراک این حروف میان چند سوره دلالت بر اشتراک مضامین آنها می‌نماید». این حقیقت را همانطور که ذکر کردیم محاسبات کامپیوتری دکتر رشاد خلیفه (دانشمند مصری استاد دانشگاه آریزونا) تأیید می‌نماید. مطابق آمارگیری‌های رشاد خلیفه در میان ۲۹ سوره‌ای که با حروف مقطعه آغاز شده‌اند، از نظر ریاضی رابطه کمیتی ثابتی برقرار است که به عدد ۱۹ قابل تقسیم می‌باشد. طبق جدولی که نامبرده ارائه داده است مجموع عددی حروف مقطعه مشترک در سوره‌ها رابطه ریاضی فوق را نشان می‌دهد. اینک قبل از آن که به مفهوم حروف مقطعه «یس» بپردازیم، بد نیست اشاره‌ای به نظریات رشاد خلیفه در مورد رابطه حروف مقطعه این سوره با عدد ۱۹ بنمائیم:

سوره شعراء (طسم) = ۹۳

سوره نحل (طس) = ۹۳

سوره قصص (طسم) = ۱۰۰

سوره یس (یس) = ۴۸

سوره شوری (حم عسق) = ۵۳

(مجموع حرف «س») ۳۸۷ + (مجموع حرف «ی») ۵۸۲ = ۹۶۹ = ۵۱ × ۱۹

آنچنان که از آمار فوق هویدا است، مجموع حروف ی و س نه تنها در سوره «یس» بلکه در ۶ سوره دیگر نیز ضریب ۱۹ می‌باشد! بنابراین می‌توان گفت این ۷ سوره مجموعه مرتبط و مکملی را تشکیل می‌دهند که در دو موضوع، که با حروف ی و س به صورت رمزوار و سمبلیک مشخص شده‌اند در مضمون و محتوی اشتراک دارند.

اشتراک عددی این سوره‌ها با ضریب ۱۹ توسط رشاد خلیفه نشان داده شده است، اشتراک مفهومی آنها را نیز می‌توانیم با بررسی ساده آماری به شرح ذیل نشان دهیم:

حرف «ی» - همانطور که گفته شد، حرف «ی» منحصراً در حروف مقطعه دو سوره مریم (کهیعض) و یس به کار رفته است. با بررسی ساده ای می‌توان فهمید موضوع مشترک هر دو سوره رسالت حضرت «عیسی» بن مریم می‌باشد. سوره مریم به نام مادر حضرت عیسی است و از زکریا و یحیی (علیهم السلام) که یکی کفیل مادر عیسی و دیگری تصدیق کننده آن حضرت بوده نام می‌برد و از ۹۸ آیه این سوره ۴۰ آیه آن به این خاندان پاک اختصاص یافته است. اما در سوره «یس» گرچه اسمی از حضرت «عیسی» برده نشده، اما داستان سه رسولی که آن حضرت به فرمان خدا به سوی شهر انطاکیه فرستاد، در این سوره به تفصیل آمده است. بنابراین محور اصلی این سوره نیز در رابطه با رسالت حضرت عیسی (ع) می‌باشد.

حرف «س» - درمیان ۴۸ کلمه مشتمل بر حرف «س» که در سوره «یس» به کار رفته است بیش از همه مشتقات کلمه «رَسْل» به چشم می‌خورد. به طوری که ۹ بار با ترکیبات مختلف این کلمه برخورد می‌کنیم. در حالی که هیچیک از کلمات دیگر این سوره بیش از ۳ بار تکرار نشده‌اند، از میان مشتقات کلمه «رسل» برخی مانند «مرسلون» بیش از بقیه


۱. در خود کلمه عیسی نیز ۲ بار حرف «ی» به کار رفته است.

۲. ۴ بار مرسلون، ۲ بار مرسلین، ۲ بار رسول و یکبار ارسلنا

۳. مشتقات کلمات: «استطاعت» و «سبحان هر کدام ۳ بار و مشتقات کلمات: مستقیم، شمس، سموات، نفس، سبقت و سدا هر کدام ۲ بار و بقیه کلمات مثل: سواه، یسئلکم، حسرة، یستهزون، نسلخ، مستقر، ینسلون، سلام، یکسبون، طمسنا، مسخنا، ننکسه، یسرون، انسان، نسی، لیس هر کدام یکبار.

سوره‌های قرآن بکار رفته‌اند (۴ بار از ۹ بار در کل قرآن)، کلمه مرسلین نیز ۲ بار در این سوره به کار رفته است (جمعاً با مرسلون ۶ بار)، علاوه بر آن، سوره یس با قسم به قرآن، بر مرسل بودن پیامبر آغاز می‌گردد (یس والقرآنالحکیم انک لمن المرسلین). به این ترتیب تاکید سوره «یس» بر مسئله رسالت و نقش «مرسلین» آشکار می‌گردد.

از طرفی در مطالعه ۴ سوره دیگری که دارای حروف مقطعه مشتمل بر حرف «س» هستند (شعراء، نمل، قصص و شوری)، مشاهده می‌کنیم مشتقات این کلمه در سوره‌های مذکور نیز به وفور به کار رفته‌اند. بطوریکه کلمات: رسول و مرسلین در تمامی آنها آمده است و از ۳۳ موردی که کلمات مرسلین و مرسلون در قرآن به کار رفته ۱۶ مورد آن (حدود ۵۰٪) در این ۵ سوره قرار دارد. اگر کلمه «مرسلون» در سوره یس بیش از بقیه سوره‌ها می‌باشد، کلمه «مرسلین» در سوره شعراء با ۶ بار تکرار بیش از سایر سوره‌ها به کار رفته است.۲

در مجموع ۴۰ بار مشتقات کلمه رَسْلَ در این ۵ سوره به کار رفته است که عدد کامل می‌باشد.۳

اکنون با توجه به سمبل حرف «ی» که در نام حضرت عیسی (ع) خلاصه شده، و سمبل حرف «س» که نشانه «رسالت» و «مرسلون» می‌باشد، می‌توانیم بگوئیم سوره «یس» به طور سمبلیک اشاره به رسالت حضرت عیسی بن مریم دارد (والله اعلم)، همچنانکه در بررسی سوره «طه» دیدیم که به رسالت حضرت موسی (ع) اشاره داشت (هر دو سوره به داستان بنی اسرائیل در دو دوره تاریخی).

جالب اینکه در سوره شوری (۴۲) که حرف «س» قسمتی از حروف مقطعه آن (حم عسق) را تشکیل می‌دهد، گرچه سیاق سوره دور از مسئله رسالت می‌باشد، اما به طور غیر منتظره به صورت جمله معترضه‌ای در آیه سیزدهم آن اشاره به نقش این دو پیامبر می‌کند و علت حضور حرف «س» را در حروف مقطعه سوره نشان می‌دهد:

۱. بار کلمه مرسلین در سوره‌های ۲۶ و ۲۸ و ۳۶ و ۶ بار مرسلین در سوره‌های ۲۷ و ۳۶ (در حالیکه حجم این ۵ سوره حدود ۷٪ کل قرآن است)

۲. در آیات شماره ۲۱-۱۰۵-۱۲۳-۱۴۱-۱۶۰-۱۷۶ و در آیات ۱۰ و ۳۵ سوره نمل و آیات ۷ و ۴۵ و ۶۵ سوره قصص.

۳. اعداد علاوه بر نمایش کمیت، معنای کیفیتی خاصی را در قرآن دارا هستند. اعداد ۷ و ۷۰ دلالت بر کثرت، عدد ۱۰ دلالت بر تمامیت و عدد ۴۰ دلالت بر کمال می‌کند همچنان که در ۴۰ سالگی انسان به کمال خود می‌رسد (حتی اذا بلغ اشده و بلغ اربعین) و موسی ۴۰ شب با خدا وعده کرد (وواعدنا موسی اربعین لیله) و بنی اسرائیل ۴۰ سال آواره شدند. (اربعین سنة یتیهون فی الارض.)

سورهٔ شوری · آیهٔ ۱۳
۞ شَرَعَ لَكُم مِّنَ ٱلدِّينِ مَا وَصَّىٰ بِهِۦ نُوحًۭا وَٱلَّذِىٓ أَوْحَيْنَآ إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِۦٓ إِبْرَٰهِيمَ وَمُوسَىٰ وَعِيسَىٰٓ ۖ أَنْ أَقِيمُوا۟ ٱلدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا۟ فِيهِ ۚ كَبُرَ عَلَى ٱلْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ ۚ ٱللَّهُ يَجْتَبِىٓ إِلَيْهِ مَن يَشَآءُ وَيَهْدِىٓ إِلَيْهِ مَن يُنِيبُ ۱۳
از دین آنچه را به نوح سفارش کرده بود، برای شما تشریع کرد و آنچه را به تو وحی کردیم؛ و آنچه ابراهیم و موسی و عیسی را به آن توصیه نمودیم [این است] که دین را برپا دارید و در آن فرقه فرقه و گروه گروه نشوید. بر مشرکان دینی که آنان را به آن می خوانی گران است. خدا هر کس را بخواهد به سوی [این] دین جلب می کند، و هر کس را که به سوی او بازگردد هدایت می کند،

سوره طه در سال ٤ و ٧ و سوره يس در سال ٥ بعثت نازل شده‌اند (مطابق محاسبات)

كتاب سير تحول قرآن)، در رابطه با آخرين آيه سوره حمد (صراط الذين انعمت عليهم)

غير المغضوب عليهم ولا الضالين) كه پيامبر (ص) و مسلمانان همه روزه در نمازهای خود

تكرار می‌كنند، اين دو سوره به طور سمبليك به دو پيامبری كه قومشان دچار غضب الهی

(قوم موسى) و گمراهى (قوم عيسى) شدند در سالهای نخستين بعثت اشاره می‌نمايد.

هر دو سوره خطاب به پيامبر اكرم و با تاكيد بر تنزيل قرآن آغاز شده است:

سوره طه: طه، ما انزلنا عليك القرآن لتشفی. الا تذكرة لمن يخشی، تنزيلاً ممن

سورهٔ طه · آیهٔ ۴
تَنزِيلًۭا مِّمَّنْ خَلَقَ ٱلْأَرْضَ وَٱلسَّمَٰوَٰتِ ٱلْعُلَى ۴
در حالی که به تدریج از سوی کسی نازل شده که زمین و آسمان های بلند را آفریده است.

سوره يس: يس، و القرآن الحكيم، انك لمن المرسلين، على صراط مستقيم،

سورهٔ یس · آیهٔ ۵
تَنزِيلَ ٱلْعَزِيزِ ٱلرَّحِيمِ ۵
[قرآن] نازل شده توانای شکست ناپذیر و مهربان است.

محتواي سوره

سوره «يس» با سوگند بر قرآن حكيم بر مرسل بودن و بر راه راست قرار داشتن

پيامبر (ص) آغاز می‌گردد، سوگند به قرآنی كه از جانب خداوند عزيز و رحيم نازل شده

است. چنين خطابي به پيامبر با استناد به قرآن اين سئوال را مطرح می‌سازد كه مگر پيامبر در

مرسل بودن يا در راه راست قرار داشتن خود شك داشته است كه خداوند با قسم و استناد

به قرآن او را مطمئن می‌سازد؟... براي پاسخ به اين سئوال لازم است شرايط زمانی نزول اين

سوره و همچنين دنباله مقدمه آن را درنظر بگيريم.

نزول اين سوره در سال پنجم بعثت مقارن با علني كردن دعوت و بسط آن بوده است،

پس از سه سال دعوت مخفيانه اينك دستور دعوت آشكار رسيده است، اكنون پيامبر مواجه

با شديدترين عكس العمل‌های تكذيب و تمسخر قوم خود شده و به خاطر شكنجه و قتل

پيروانش به ناچار دستور مهاجرت به حبشه را صادر كرده است، به قولي محبوس شدن

بني هاشم و مسلمانان در شعب ابي طالب نيز قبل از اين تاريخ صورت گرفته و پيامبر از همه

جهت در تنگنا و محاصره قرار داشته است.

در ٧ آيه (۶ تا ۱۲) مقدمه سوره (پس از ۵ آيه آغاز آن) از انذار قوم غافلی كه پدرانشان

نيز هشداری داده نشده‌اند، باد می‌كند، اين قوم كه غل و زنجيرهای وابستگی به دنيا

به گردنشان بسته شده (آيه ٨) و جهل و نادانی پرده اي از جلو و عقب بر چشم بصيرتشان

آویخته (آیه ۹) یکسره رسول اکرم را تکذیب می‌نمایند و چه انذارشان بدهد یا ندهد، ایمان نمی‌آورند (آیه ۱۰ و ۷). به این ترتیب قول الهی بر عذاب مردم بی ایمان بر آنها تحقق یافته است (آیه ۷).

این وضعیت اعتقادی مردمی است که پیامبر اسلام در سال پنجم با آنها مواجه بوده است، به دنبال این مقدمه خداوند داستان سه رسولی را بازگو می‌نماید که به گفته مفسرین به فرمان خدا توسط حضرت عیسی (ع) برای هدایت مردم انطاکیه فرستاده شدند اما مردم آن شهر، به استثنای مردی (مؤمن آل یاسین) که با اشتیاق از دورترین نقطه شهر به سوی رسولان شناخته و آنها را تصدیق می‌نماید، رسولان را تکذیب و تهدید می‌نمایند و به استهزا می‌کشند. (فکذبوها ... ان اتم الا تکذبون ... لئن لم تنتهوا لنرجمنكم و لیمسنكم منا عذاب الیم ... کانوا به یستهزؤن) و حتی تنها شخص تصدیق کننده را نیز با فجیع ترین وضع به قتل می‌رسانند ... گویا حروف مقطعه «یس» در ابتدای سوره، با مفهومی که برای آن در رابطه با رسالت حضرت عیسی (ع) بیان داشتیم، خطاب به پیامبر برای دلداری و تسلای خاطر آن حضرت باشد تا بداند همه رسولان چنین گرفتاری هائی با مردم زمان خود داشته‌اند ولی صبر و پایداری کردند. خداوندی که قرآن را نازل کرده عزیز و رحیم است، عزیز در برابر تکذیب کنندگان، به این معنا که صاحب عزت است و هرگز مغلوب نمی‌گردد و رحیم در برابر تصدیق کنندگان که آنها را داخل بهشت می‌کند (سلام قولاً من رب رحیم – آیه ۵۸).

با توجه به مطالب فوق، بدون آنکه خواسته باشیم شک و تردیدی را از اطمینان پیامبر (ص) بر مرسل بودن و بر صراط مستقیم قرار داشتنش بیان کنیم، می‌توانیم بگوئیم این سوره خطاب به پیامبر، در صدد تقویت روحی و دلداری آن حضرت در رسالتش می‌باشد، بهترین دلیلی که گواه بر این معنا است قرآن حکیم می‌باشد که رخنه و اختلافی در آن نبوده و بهترین سند برای اثبات رسول بودن و در صراط مستقیم قرار داشتن پیامبر اسلام می‌باشد. (یس والقرآن الحکیم انک لمن المرسلین علی صراط مستقیم)

همانطور که علیرغم تکذیب فرعونیان، مؤمن آل فرعون موسی (ع) را تصدیق کرد و علیرغم تکذیب مردم انطاکیه، مؤمن آل یسین رسولان حضرت عیسی را تصدیق نمود، علیرغم تکذیب اعراب، مؤمن آل محمد، یعنی علی (ع) صادقانه رسالت پیامبر اسلام را تصدیق نمود و او را صادقانه یاری کرد.


۱. شاید اصطلاح عامیانه یاسین به گوش ... خواندن اشاره به همین بی تفاوتی در برابر انذار باشد.

۲. توجه به دو آیه دیگری که مشتمل بر کلمه عزیز می‌باشد رهگشای مفیدی است: آیه ۱۴ (فکذبوها فعززنا بثالث) و آیه ۳۸ (والشمس تجری لمستقرلها ذلک تقدیر العزیز العلیم).

همانطور که گفته شد، در مقدمه ١٢ آیه ای سوره پس از «انذار» مردم و بی ایمانی و ناباوری اکثریت آنها نسبت به این هشدار سخن گفته می‌شود. محتوای انذار همانطور که در سوره‌های دیگر نیز چنین است، در باره مثلث توحید، نبوت و آخرت می‌باشد. اما به نظر می‌رسد باور کردن مسئله آخرت و رجعت به سوی خدا دور از ذهن ترین مسئله کافران بوده باشد ١ و شاید به همین دلیل هم در سوره «پس» بر مسئله «رجعت» و احضار نزد خدا به شدت تأکید کرده است. مسئله رجعت ٥ بار در سوره پس تکرار شده که پس از سوره بقره (٩ بار) بیش از سایر سوره‌ها می‌باشد ٢، همچنین آخرین آیه سوره که جمع بندی آن بشمار می‌رود بر مسئله رجعت تاکید کرده است (فسبحان الذی بیده ملکوت کل شی والیه ترجعون). علاوه بر مسئله رجعت از ٧ باری که کلمه «محضرون» در قرآن به کار رفته ٣ بار آن در این سوره قرار دارد ٣ و شاید به دلیل تاکید سوره بر مسئله رجعت و حاضر شدن بندگان نزد خداوند باشد که سوره «پس» را معمولاً شب های جمعه برای اهل قبور می‌خوانند تا به یاد بازگشت به سوی خداوند حی قیوم بیفتند.

برای تفهیم رجعت به سوی خدا، به کافرانی که زنده شدن پس از مرگ را باور ندارند، از طبیعت اطراف و مخلوقات خداوند مثال می‌آورد که چگونه پس از مرگ زمستانی بیدار می‌شوند و تولید مثل می‌کنند (و آیه لهم الارض الميتة احیانها و اخرجنا منها حبا فمنه يأکلون) و تاکید می‌کند انواع گل و گیاهان رنگارنگ و درخت و میوه‌های متنوع همگی مخلوق خداوند هستند (سبحان الذی خلق الازواج کلها مما تنبت الارض و من انفسهم و مما لا يعلمون). به این ترتیب با استناد به خلقت عمومی موجودات، ساده بودن خلقت مجدد انسانها را در آخرت تصریح می‌نماید. در این سوره با حجم مختصری که دارد، ١٠ بار کلمه خلق به کار رفته است که عمدتاً در جهت تفهیم خلقت مجدد در آخر می‌باشد. ذیلاً به آیات مورد نظر به ترتیب شماره آیه اشاره می‌کنیم: (٤ آیه آخری دقیقاً بر مسئله مورد نظر تصریح دارند).

آیه (٣٦) سبحان الذی خلق الازواج کلها مما تنبت الارض و من انفسهم و مما لا يعلمون.

آیه (٤٢) و آیه لهم انا حملنا ذریتهم فی الفلك المشحون و خلقنا لهم من مثله مایر کبون.

آیه (٦٨) و من نعمره ننکسه فی الخلق افلا یعقلون.

آیه (٧١) اولم بر الانسان انا خلقناه من نطفة فاذاهو خصیم مبین،

١. آیات ٤٨ و ٧٨ و ٧٩ این سوره بر این موضوع حکایت می‌کند.

٢. آیات ٣٢ (وان کل جميع لدينا محضرون)، ٥٣ (فاذاهم جميع لدينا محضرون) و ٧٥ (وهم لهم جند محضرون).

٣. آیات: ٢٢، ٣١، ٣٧، ٥٠، ٦٧ و ٨٣

آیه (۷۸) و ضرب لنا مثلًا و نسی خلقه قال من یحی العظام و هی رمیم.

آیه (۷۹) قل یحیهاالذی انشاءها اول مره و هو بکل خلق علیم.

آیه (۸۱) اولیس الذی خلق السموات والارض بقادر علی ان یخلق مثلهم بلی و

هو الخلاق العلیم.

کلمات کلیدی

علاوه بر کلمات «رجعت»، «محضرون»، «مرسلون» و «خلق» که در این سوره به

نسبت بسیار بالائی بکار رفته است. کلمات دیگری نیز می‌توانند به عنوان کلید فهم

مطالب سوره مورد توجه قرار گیرند. از جمله نام «رحمن» است که ۴ بار در این سوره

تکرار شده است و پس از سوره‌های مریم، زخرف و فرقان در ردیف چهارم (همراه

سوره‌های طه، انبیاء و ملک) قرار دارد. از آنجائی که مشرکین علیرغم اعتقاد به «الله»

رحمانیت را منکر می‌شدند، تاکید این سوره (که جنبه ایدئولوژیک دارد) بر نام

«رحمن» برای بطلان فلسفه شرک معنای خاصی دارد. پس از آن کلمات: صراط، انذار،

قرآن و مبین جلب توجه می‌کند. برخی از این کلمات مثل «مبین» در این سوره بیش از

بقیه سوره‌ها بکار رفته است (۷ بار) و برخی مانند صراط در ردیف دوم قرار دارد (۳

بار پس از سوره انعام). توجه به جنبه‌های آماری و تعداد کاربرد هر کلمه می‌تواند ابعاد

ویژه ای از سوره را روشن سازد.

نام‌های نیکوی الهی

در این سوره ۱۹ بار اسماء الحسنی بکار رفته است (با احتساب

بسم الله الرحمن الرحیم) که به ترتیب عبارتند از:

رحمن (۵ بار) علیم (۳ بار) عزیز (۲ بار). رحیم (۳ بار) رب (۱ بار)

الله (۴ بار) خلاق (۱ بار)

آهنگ انتهائی آیات

از ۸۳ آیه سوره پس ۷۰ آیه آن با حرف «ن» و ۱۲ آیه به ترتیب ذیل با حرف «م» ختم

شده‌اند:

آیه ۲- قرآن الحکیم آیه ۱۱- اجر کریم آیه ۳۹- عرجون القديم آیه ۷۹- علیم

آیات ۴۶- صراط المستقیم آیه ۱۸- عذاب اليم آیه ۵۸- رب رحیم آیه ۸۱- خلاق العلیم

آیه ۵- عزیز الرحیم آیه ۳۸- عزیز العلیم آیه ۷۸- رحیم

و فقط اولین آیه سوره که حروف مقطعه «پس» است با حرف «س» ختم شده است.

تقسيمات سوره

سوره «پس» را بر حسب موضوعات مطرح شده در آن، می‌توان به ۵ بخش عمده تقريباً مساوی به شرح ذیل تقسیم کرد. اين تقسيم بندی به فهم دقيق تر سوره و درک روابط مابين آيات آن کمک زیادی می‌کند. (در ضمن در پایان هر بخش نتیجه گیری در جهت آخرت و رجعت به سوی خدا می‌نماید.)

۱- آيات ۱ - ۱۲ مقدمه (کلیات و بیان موضع گیری در برابر قرآن و رسالت)

۲- آيات ۱۳ - ۳۲ تاريخ (ارائه مصداق تاریخی برای کلیات مقدمه)

۳- آيات ۳۳ - ۵۰ طبيعت (ارائه آيات تکوینی برای تفکر و تعقل)

۴- آيات ۵۱ - ۶۸ آخرت (زندگی پس از مرگ)

۵- آيات ۶۹ - ۸۳ زمان حال (بررسی وضع اعتقادی اعراب)

$$

\begin{cases}

\text{گذشته} \\

\text{آینده} \\

\text{حال}

\end{cases}

$$

۱- مقدمه (آيات ۱ - ۱۲)

محور اصلی مقدمه همانطور که گفته شد، رسالت پیامبر برای هدایت مردم به صراط مستقیم و تنزیل قرآن از جانب خداوند عزیز رحیم برای انذار اعراب غافل زمان پیامبر می‌باشد. این مردم به دلیل غل و زنجیرهای وابستگی به دنیا و جهل و نادانی نسبت به آيات آفاق و انفس، ایمان نمی‌آورند و مصداق تحقق قول الهی در عذاب مردم کافر می‌گردند، بنابراین چه انذار داده شوند یا نشوند، تفاوتی نمی‌کند. البته همه مردم چنین نیستند. بلکه کسانیکه پیام قرآن را تبعیت نموده و در نهان از خداوند خشیت داشته باشند، انذار پیامبر را درک کرده خود را از عواقب گناه برحذر می‌دارند. (آیه ۱۱)

در آخرین آیه این مقدمه بر سنت دائمی احياء مردگان و نوشتن اعمال انسان، چه آنچه پیش فرستاده یا آثاری که برجای گذاشته، تاکید می‌کند تا تلویحاً آخرت و بعثت را نصب العین قرار داده بر هدف داشتن عالم از این آزمایش و تفاوت سرنوشت نیکان و بدان تصریح نماید. (انا نحن نحيي الموتي و نكتب ماقدموا و آثارهم و كل شي احصيناه في امام مبين).

۲- تاریخ (آیات ۱۳ - ۳۲)

سورهٔ یس · آیهٔ ۱۳–۳۲
وَٱضْرِبْ لَهُم مَّثَلًا أَصْحَٰبَ ٱلْقَرْيَةِ إِذْ جَآءَهَا ٱلْمُرْسَلُونَ ۱۳
۱۳. و برای آنان [که با تو برخورد خصمانه دارند] اهل آن شهر را مثل بزن، هنگامی که پیامبران به آنجا آمدند،
إِذْ أَرْسَلْنَآ إِلَيْهِمُ ٱثْنَيْنِ فَكَذَّبُوهُمَا فَعَزَّزْنَا بِثَالِثٍۢ فَقَالُوٓا۟ إِنَّآ إِلَيْكُم مُّرْسَلُونَ ۱۴
۱۴. زمانی که دو پیامبر را به سوی آنان فرستادیم، پس آن دو را انکار کردند و با پیامبر سومی آنان را تقویت کردیم، پس [همگی] گفتند: ما را به سوی شما فرستاده اند.
قَالُوا۟ مَآ أَنتُمْ إِلَّا بَشَرٌۭ مِّثْلُنَا وَمَآ أَنزَلَ ٱلرَّحْمَٰنُ مِن شَىْءٍ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا تَكْذِبُونَ ۱۵
۱۵. [اهل شهر] گفتند: شما جز بشرهایی مانند ما نیستید و [خدای] رحمان هیچ چیزی نازل نکرده است، شما فقط دروغ می گویید.
قَالُوا۟ رَبُّنَا يَعْلَمُ إِنَّآ إِلَيْكُمْ لَمُرْسَلُونَ ۱۶
۱۶. گفتند: پروردگارمان می داند که یقیناً ما به سوی شما فرستاده شده ایم،
وَمَا عَلَيْنَآ إِلَّا ٱلْبَلَٰغُ ٱلْمُبِينُ ۱۷
۱۷. و بر عهده ما جز رساندن آشکار [پیام وحی] نیست.
قَالُوٓا۟ إِنَّا تَطَيَّرْنَا بِكُمْ ۖ لَئِن لَّمْ تَنتَهُوا۟ لَنَرْجُمَنَّكُمْ وَلَيَمَسَّنَّكُم مِّنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌۭ ۱۸
۱۸. گفتند: همانا ما شما را به شومی و فال بد گرفته ایم، اگر [از دعوت خود] باز نایستید، قطعاً شما را سنگسار می کنیم، و از سوی ما شکنجه دردناکی به شما خواهد رسید.
قَالُوا۟ طَٰٓئِرُكُم مَّعَكُمْ ۚ أَئِن ذُكِّرْتُم ۚ بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌۭ مُّسْرِفُونَ ۱۹
۱۹. گفتند: شومی شما از خود شماست [و این شومی نتیجه کفر و طغیان و گناه است، شگفتا!] آیا اگر به شما تذکر دهند [آن تذکر سعادت بخش را به شومی و فال بد می گیرید؟ نه، شومی از ما نیست] بلکه شما مردمی تجاوزکارید.
وَجَآءَ مِنْ أَقْصَا ٱلْمَدِينَةِ رَجُلٌۭ يَسْعَىٰ قَالَ يَٰقَوْمِ ٱتَّبِعُوا۟ ٱلْمُرْسَلِينَ ۲۰
۲۰. و از دورترین نقطه شهر مردی شتابان آمد، گفت: ای قوم من! از این فرستادگان [خدا] پیروی کنید،
ٱتَّبِعُوا۟ مَن لَّا يَسْـَٔلُكُمْ أَجْرًۭا وَهُم مُّهْتَدُونَ ۲۱
۲۱. از کسانی پیروی کنید که پاداشی از شما نمی خواهند و آنان راه یافته اند،
وَمَا لِىَ لَآ أَعْبُدُ ٱلَّذِى فَطَرَنِى وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ۲۲
۲۲. و مرا چیست که [از روی یقین] کسی را نپرستم که مرا آفریده و به سوی او بازگردانده می شوید؟
ءَأَتَّخِذُ مِن دُونِهِۦٓ ءَالِهَةً إِن يُرِدْنِ ٱلرَّحْمَٰنُ بِضُرٍّۢ لَّا تُغْنِ عَنِّى شَفَٰعَتُهُمْ شَيْـًۭٔا وَلَا يُنقِذُونِ ۲۳
۲۳. آیا به جای او معبودانی را برگزینم که اگر [خدای] رحمان برای من آسیب وگزندی بخواهد نه شفاعتشان چیزی را از من دفع می کند و نه می توانند نجاتم دهند؟!
إِنِّىٓ إِذًۭا لَّفِى ضَلَٰلٍۢ مُّبِينٍ ۲۴
۲۴. اگر چنین کنم، بی تردید در گمراهی آشکار خواهم بود.
إِنِّىٓ ءَامَنتُ بِرَبِّكُمْ فَٱسْمَعُونِ ۲۵
۲۵. [ای رسولان!] بی تردید به پروردگار شما ایمان آورده ام؛ بنابراین از من بشنوید.
قِيلَ ٱدْخُلِ ٱلْجَنَّةَ ۖ قَالَ يَٰلَيْتَ قَوْمِى يَعْلَمُونَ ۲۶
۲۶. [سرانجام به دست آن مشرکان شهید شد، و به او] گفته شد: به بهشت درآی. گفت: ای کاش قوم من معرفت و آگاهی داشتند،
بِمَا غَفَرَ لِى رَبِّى وَجَعَلَنِى مِنَ ٱلْمُكْرَمِينَ ۲۷
۲۷. به اینکه پروردگارم مرا آمرزید و از کرامت یافتگان قرارم داد.
۞ وَمَآ أَنزَلْنَا عَلَىٰ قَوْمِهِۦ مِنۢ بَعْدِهِۦ مِن جُندٍۢ مِّنَ ٱلسَّمَآءِ وَمَا كُنَّا مُنزِلِينَ ۲۸
۲۸. و بعد از شهادت او هیچ سپاهی از آسمان بر [هلاکت] قومش نازل نکردیم، و بر آن نبوده ایم که نازل کنیم.
إِن كَانَتْ إِلَّا صَيْحَةًۭ وَٰحِدَةًۭ فَإِذَا هُمْ خَٰمِدُونَ ۲۹
۲۹. [کیفرشان] جز یک فریاد مرگبار نبود که ناگهان [پس از آن فریاد] همه بی حرکت و خاموش شدند!
يَٰحَسْرَةً عَلَى ٱلْعِبَادِ ۚ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا كَانُوا۟ بِهِۦ يَسْتَهْزِءُونَ ۳۰
۳۰. ای دریغ و افسوس بر این بندگان که هیچ پیامبری برای هدایتشان نمی آمد مگر اینکه او را مسخره می کردند!
أَلَمْ يَرَوْا۟ كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنَ ٱلْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لَا يَرْجِعُونَ ۳۱
۳۱. آیا [مشرکان مکه] ندانسته اند چه بسیار از اقوام پیش از آنان را [به سبب کفر و طغیانشان] هلاک کردیم که آنان هرگز نزد اینان برنمی گردند، [و در دنیا زندگی دوباره نمی یابند،]
وَإِن كُلٌّۭ لَّمَّا جَمِيعٌۭ لَّدَيْنَا مُحْضَرُونَ ۳۲
۳۲. و همه آنان [بدون استثنا گردآوری خواهند شد و] در قیامت نزد ما احضار می شوند.

دومین بخش سوره «پس»، پس از مقدمه ای که از تکذیب شدید پیامبر اسلام (ص) و غفلت و ناباوری اعراب جاهل و غافل یاد می‌کند، به شرح مصداقی تاریخی از اوج تکذیب رسولان اختصاص می‌یابد. بیان این واقعه تاریخی خطاب به پیامبر (و تلویحاً به سایر مسلمانان) برای همین است که مطمئن شود تکذیب رسولان جریانی تاریخی است و به او اختصاص ندارد. بنابراین ضروری است صبر و استقامت نماید. در این تجربه تاریخی، که به گفته مفسرین به زمان حضرت عیسی (ع) تعلق دارد، آن حضرت به فرمان خدا رسولانی برای هدایت قومی که گویا در شهر انطاکیه زندگی می‌کردند می‌فرستد. ابتدا دو رسول بودند که به خاطر تکذیب مردم با سومین نفر نیز تقویت می‌شوند. با این حال قوم مذکور ایمان نمی‌آورند و رسولان را تکذیب و تهدید می‌کنند، پس اگر مردمی نخواسته باشند ایمان بیاورند، حتی ارسال سه نفر رسول هم بی فائده خواهد بود. اما در برابر این تکذیب عمیق و گسترده و جهل تاریک و همه جانبه، در این سری آیات از یک تصدیق عمیق و خالصانه و یک آگاهی عالمانه نام می‌برد که توسط یک انسان رشد یافته، که گویا حبیب نجار نام داشته، تحقق پیدا می‌کند. این که در قرآن تاکید می‌کند این فرد از دورترین نقطه شهر دوان دوان و به شتاب ۱ خود را به رسولان رسانید عشق و ایمان و داوطلبی جدی او را برای شناخت حق و هدایت نشان می‌دهد. علیرغم مردمی که کلام مستقیم سه رسول را شنیدند و با وجود نزدیک بودن و مشاهده و مکالمه با آنها ایمان نیاوردند، این شخص همین که خبر آنها را از دور می‌شنود، به شتاب برای شنیدن سخنشان خود را به آنها می‌رساند. نقل پیشتازی این تصدیق کننده آگاه برای رسول اکرم نقطه امیدی است که مطمئن باشد علیرغم تکذیب اکثریت مردم و شرایط سخت و دشوار، مؤمنینی مصمم و بیدار او را تصدیق خواهند کرد.

احتجاجات و استدلال‌های این مرد با قوم خود (که در آیات ۲۰ تا ۲۵ آمده) از یک طرف عمق ایمان و آگاهی عقلانی او را نشان می‌دهد و از طرف دیگر جرات و جسارت و شجاعتش را در ابراز ایمان و عقیده، علیرغم تمامی مردمی که رسولان را تکذیب می‌کردند. البته پس از ابراز توحید، مشرکین در حمایت از «الهه» خود و با تحریک احساسات عوام الناس و تعصبات جاهلانه آنها، او را به قتل می‌رسانند و تنها مصدق رسولان را معدوم


۱. شبیه این آیه یکبار دیگر درشان یکی از طرفداران حضرت موسی (ع)، در قرآن آمده است. سوره قصص آیه ۲۰ - و جاء رجل من اقصاالمدينه يسعى ... تفاوتي که با آیه مورد نظر در سوره پس دارد، به گفته مرحوم علامه طباطبائي در جمله «اقصاالمدينه» است که در سوره پس به خاطر اهميت دادن بيشتر به مسئله دور بودن شخص مورد نظر از رسولان مقدم بر کلمه رجل آمده است.

می‌کنند اما خداوند عزیز و رحیم به دلیل عزتش شعله حیات آن مردم را خاموش می‌سازد و به دلیل رحمتش آن مرد را داخل بهشت می‌نماید.

و این حقیقت برای رسول اکرم (ص) تبیین می‌گردد که در ابلاغ رسالت‌های الهی کیفیت مقدم بر کمیت است. گرچه تنها مصدق رسولان کشته شد و هر سه رسول تکذیب گشتند، اما ابتلای الهی انجام شد و قول او تحقق یافت، هم مکذبین نابود شدند و هم درخت ایمان با خون مؤمنی آبیاری گردید و شعله حق همچنان روشن و فروزان باقی ماند.

دو آیه ماقبل آخر این بخش، با حسرت از سرنوشت بندگانی که در طول تاریخ رسولان را تکذیب کردند، تکذیب کنندگان حال (زمان پیامبر) را به عبرت گیری تاریخی از آنها فرامی خواند تا ببینند همه آنها علیرغم قدرت و شوکتشان هلاک شدند و دیگر برنمی گردند.

بالاخره آخرین آیه این بخش، همانند آخرین آیه مقدمه، به تاکید بر رجعت انسان به سوی خدا پایان می‌یابد و احیاء مجدد و حاضر شدن در پیشگاه الهی را در یوم آخر مطرح می‌سازد:

سورهٔ یس · آیهٔ ۳۲
وَإِن كُلٌّۭ لَّمَّا جَمِيعٌۭ لَّدَيْنَا مُحْضَرُونَ ۳۲
و همه آنان [بدون استثنا گردآوری خواهند شد و] در قیامت نزد ما احضار می شوند.

۳ - طبیعت (آیات ۳۳ - ۴۷)

در این بخش با ۳ بار تکرار جمله: «و آیة لهم» سه دسته از نشانه‌های خدا را برای تنبه و آگاهی مردم بیان می‌نماید. اولین دسته از آیات از زمین مرده مثال می‌زند که با نزول باران زنده می‌گردد و حبوباتی می‌رویاند که انسان‌ها از آن می‌خورند (ولی هرگز فکر نمی‌کنند که چگونه بوجود آمده). در این زمین احیاء شده انواع باغات با میوه‌های مختلف احداث می‌گردد و نهرها جریان می‌یابد تا انسان از ثمرات این درختان و آنچه خود از آن به عمل می‌آورد (مثل شیره و شکر و سرکه و غیره) بهره مند شده شکر نعمت به جای آورد. حال که تنها خداوند خالق ازواج (انواع مختلف روئیدنی‌های زمین، انسان‌ها و چیزهایی است که بشر نمی‌شناسد، پس منزه است از شرک و پندارها و اعتقاداتی که تدبير عالم را به فرشتگان نسبت می‌دهند. تنها او خالق و رازق انسان‌ها و مدبر امور بندگان می‌باشد. در این سری آیات توحید در رازقیت و تدبير حیات استدلال می‌گردد.

در دومین سری از آیات که ذیل آیه «و آیة لهم الليل...» می‌آید، تقدیر و تدبير بسیار


۱. در آیات: طه ۵۳، فاطر ۱۱، شوری ۱۱، واقعه ۷ نیز به نظر می‌رسد معنای ازواج همان انواع فراوان باشد.

منظم و شگفت آور شب و روز و خورشید و ماه را نشان می‌دهد که حکایت از رب واحدی

می‌کند که جهان را اداره می‌نماید. در ضمن این آیات اشاره ای به حرکت وضعی و انتقالی

کره زمین دارد که با تغییر تدریجی ساعات شب و روز و دوری و نزدیکی با خورشید و ماه

در مداری معین باعث ایجاد فصول ۴ گانه و در نتیجه استمرار حیات در زمین می‌گردد.

سومین سری نشانه‌ها که ذیل آیه: «و آیه لهم انا حملنا ذریتهم...» آمده است نجات

انسان را از بلایای زمینی و آسمانی نشان می‌دهد. پس خداوند نه تنها خالق و رازق انسان

است و او را برخوردار از نعمت‌های بی شمار می‌کند، بلکه انسان اگر تقوی پیشه کند از

بلایای مختلف که به دلیل عملکرد مردم نازل می‌شود، در امان می‌ماند و این خود نعمت

بزرگ دیگری است که دلالت بر رحمت خدا و در نتیجه ربوبیت و تدبیر او (که مشرکین

منکر این امر بودند) می‌کند. در اینجا شاهد مثالی که از نجات مؤمنین آورده می‌شود،

نجات نسل بشر پس از طوفان نوح است که از ذریه آنها قوم موحد بنی اسرائیل بوجود

می‌آیند (ذریه من حملنا مع نوح... سوره بنی اسرائیل آیه ۳) و ساختن کشتی هائی همانند

آن، که نسل‌های بعد رفت و آمد و حمل و نقل‌های دریائی انجام می‌دهند. ناگفته نماند

بسیاری از مفسرین آیه فوق (و آیه لهم انا حملنا ذریتهم فی الفلك المشحون) را مسافرت و

حمل و نقل دریائی اعراب زمان نزول قرآن یا عموم انسان‌ها تفسیر کرده و آیه بعد از آن

(و خلقنا لهم من مثله ما یرکبون) را خلقت چارپایان که انسان‌ها همانند کشتی بر آنها سوار

می‌شوند معنا کرده‌اند! در حالی که اولاً اکثریت قریب به اتفاق مردم مخاطب پیامبر نه تنها

مسافرت دریائی نکرده بودند، بلکه اصلاً دریا را هم ندیده بودند که این امر برای آنها «آیه

لهم» باشد. در ثانی هرگز چارپایان را نمی‌توان خلقتی همانند کشتی (و خلقنا لهم من

مثله...) دانست. اما اگر این آیه را با توجه به آیات مشابه دیگری که در باره همین موضوع

است، تفسیر کنیم، به نظر می‌رسد عنايت آیه مورد نظر به کشتی نوح و نجات مؤمنین

روشن گردد از جمله:

آیات ۱۰۵ و ۱۱۹ سوره شعراء

سورهٔ شعراء · آیهٔ ۱۰۵
كَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ ٱلْمُرْسَلِينَ ۱۰۵
قوم نوح پیامبران را تکذیب کردند،
سورهٔ یس · آیهٔ ۴۱
وَءَايَةٌۭ لَّهُمْ أَنَّا حَمَلْنَا ذُرِّيَّتَهُمْ فِى ٱلْفُلْكِ ٱلْمَشْحُونِ ۴۱
و برای آنان نشانه ای دیگر [از قدرت و رحمت ما] این [است] که فرزندانشان را در کشتی هایی پر [از اجناس و وسایل] حمل کردیم،

آیه ۳ سوره بنی اسرائیل (اسراء)

سورهٔ اسراء · آیهٔ ۳
ذُرِّيَّةَ مَنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ ۚ إِنَّهُۥ كَانَ عَبْدًۭا شَكُورًۭا ۳
[ای] نسل کسانی که با نوح [در کشتی] سوار کردیم! مسلماً او بنده ای بسیار سپاس گزار بود [پس شما هم چون او با عمل به فرمان های حق سپاس گزار باشید.]

آیه ۵۸ سوره مریم

وممن حملنا مع نوح و من ذریة ابراهیم و اسرائیل.

همانطور که در آیات فوق مشهود است، کلمات: فلك المشحون، ذریة، حملنا که عیناً

در آیه ۴۱ سوره یس آمده، در مورد نجات نوح و مؤمنین به او تکرار شده است. همچنین آیه

۴۳ (وان نشاء نغرقهم...) که از غرق و هلاکت سخن می‌گوید ارتباط آیه ۴۱ را به نجات نوح

روشن می‌نماید. بنابراین بنظر می‌رسد عنايت آیه سوره پس به نجات ذریة نوع بشر در طوفان نوح باشد که مصداق روشني از نعمت‌های خداوند و بُعد رحیم بودن او می‌باشد. اما آیه: «وخلقنا لهم من مثله مایر کبون» باید اشاره‌ای به ساختن کشتی‌های مشایه کِشتی نوح در زمان‌های بعد باشد، گویا قبل از نوح صنعت کشتی‌سازی وجود نداشته یا در حد بسیار ابتدائی و ساده در حد بهم وصل کردن چند تخته پاره بوده است که برای سفرهای دریایی و حمل و نقل نمی‌توانسته کارساز باشد، آنطور که از آیات قرآن، بخصوص آیه ٣٧ سوره هود (واصغ الفلك باعيننا و وحينا) و مشابه آن در آیه ٢٧ سوره مؤمنون استنباط می‌گردد تکنولوژی کشتی را خداوند به حضرت نوح و حی کرده است که تحت نظر و به فرمان او بسازد، به نظر می‌رسد نجات یافتگان از طوفان این صنعت الهامی را به نسل‌های بعد منتقل کرده باشند.

امکان مسافرت دریایی و نجات از طوفان و گرداب، خود آیه ١٠١ است که باید مشرکین را کفایت کننده باشد. اتفاقاً آیه ٤٤ این سوره (واذا قبل لهم اتقوا ما بین ایدیکم و ما خلفکم لعلکم ترحمون) که محاط بودن انسان را در خطراتی از مقابل و پشت سر مطرح و نجات او را به وسیله تقوی نشان می‌دهد، مؤید عرایضی است که در باره ارتباط آیه ٤١ این سوره با داستان نجات نوح و مؤمنین از خطر طوفان اظهار داشتیم.

٥ آیه انتهائی این بخش بازگشتی از آیات طبیعی به وضعیت اعتقادی مشرکین زمان رسول الله محسوب می‌شود.

در این آیات تصریح می‌کند که هر آیه‌ای برای این مردم بیاید (آیات تاریخی، طبیعی، لفظی و ...) از آن روی می‌گردانند (آیه ٤٦) و نه تنها توجهی به آیات خدا ندارند بلکه به مردم فقیر و نیازمند نیز توجه و باطعام آن هم علاقه‌ای ندارند، وقتی به آنها گفته می‌شود از آنچه خدا روزی تان داده اتفاق کنید (همان رزقی که در آیات قبل نشان داد خداوند یکتا تنها نازل کننده آن می‌باشد) با اعتقاد به جبر، ثروت خود را ناشی از مشیت خدا می‌دانند و بی اعتنایی خود را به زندگی فلاکت بار مستمندان توجیه و ناصحان را نیز با برچسب گمراهی طرد می‌کنند (آیه ٤٧). نتیجه چنین بینشی انکار وعده خدا و آخرت است (آیه ٤٨) در حالی که ممکن است به دلیل همین شرک و کفر و انکارشان و درست در بحبوحه ستیز و خصومتشان گرفتار صبحه شوند (آیه ٤٩) که نه امکان توصیه‌ای همانند شیوه‌های پارتی بازی و زد و بند و رابطه‌های دنیائی داشته باشند و نه امکان بازگشت به دنیا (آیه ٥٠).

١. در توضیح آیه ٩ سوره سبا نیز مطالبی مشابه بیان داشتیم که می‌توان به آن مراجعه کرد. (افلم بروا الی مابین ایدیهم و ما خلفهم من السماء ان نشاء نخسف بهم الارض او نسقط عليهم کسفاً من السماء ...).

این بخش نیز همانند دو بخش سابق با مرحله مرگ و رجوع به سوی خدا (و عدم امکان رجوع به دنیا) پایان می‌یابد.

ما ينظرون الا صیحة واحدة تاخذهم... ولا الى اهلهم یرجعون.

۴- آخرت (آینده پس از مرگ) آیات ۵۰ تا ۶۸

این بخش که از آیه: «ونفح فی الصور...» آغاز می‌گردد، پرده دیگری از حیات اخروی انسان را در روز بعشت نشان می‌دهد که یوم البعث نامیده شده و با خروشی واحد آغاز می‌شود. اولین سئوال اعجاب آوری که برانگیخته شدگان، با وای و ویل از خود یا دیگری خواهند پرسید، در باره فاعل این برانگیختگی است. پاسخ خواهند شنید این همان وعده خدا و گفتار صدق فرستادگان است.

در این هنگام که همه نزد خدا احضار شده‌اند، بدون آنکه کوچکترین ظلمی به کسی روا گردد، هر فردی بر حسب اعمالش جزا داده خواهد شد، یاران بهشت، کامران و برخوردار از آنچه اراده کنند به سلامی مخصوص از جانب پروردگار رحیم نائل خواهند شد. اما مجرمین، متمایز و جدای از مؤمنین در پیشگاه عدل الهی احضار خواهند شد، در این محکمه حق، ابتدا از عهد و پیمان فطری و تکوینی شان با خدا، در اجتناب از عبادت شیطان و عبادت انحصاری خدا (یعنی همان صراط مستقیم) مورد باز خواست قرار می‌گیرند و به دلیل عدم تعقل در سرنوشت انسان‌های بی شماری که به دلیل پیروی از شیطان گمراه شدند توبیخ خواهند شد، پس از این پرسشها که طبعاً پاسخی نخواهند داشت، جهنمی که برای کافران وعده داده شده به آنها نشان داده می‌شود و روانه منزلگاهشان خواهند کرد. این روزی است که دهانها مهر خورده و دست و پای انسان بر آنچه کسب کرده سخن خواهند گفت و شهادت خواهند داد.

سه آیه انتهائی این بخش (۶۶ تا ۶۸) نوعی نتیجه گیری و تعلیل محسوب می‌گردد که سرنوشت شوم کافران را به حساب خودشان می‌گذارد، قطعاً سرنوشتی که به آن دچار شده‌اند نتیجه مستقیم عملکرد خودشان می‌باشد، خداوند در مدت حیات دنیا به انسان مهلت و اختیار داده بود تا آزادانه و آگاهانه راه خود را برگزیند. کافران با گام نهادن در طریق گمراهی، خود سرنوشت خویش را رقم زدند. در آیات ۶۷ و ۶۶ دو بار جمله «ولونشاء» آمده است. البته اگر خدا می‌خواست در همان زندگی دنیا آنها را به خاطر اعمالشان گرفتار کوری و مسخ می‌کرد تا نه راهی را تشخیص دهند و نه امکان رفتن و بازگشت داشته باشند. اما به دلیل همان فلسفه «مهلت» او را اختیار داد تا خود به نتیجه اعمالش برسد و بالاخره آخرین

أيه (و من نعمره ننکسه فی الخلق افلا يعقلون) همانند آخرين آيه بخش‌های گذشته، منطقی را برای درک رجعت به سوی خدا بيان می‌کند، همانطور که به نسبت گذران عمر نیروهای انسان کاهش می‌یابد و از دست می‌رود و به تدريج به دوران ضعف و جهل و بی حافظگی دوران طفولت بازگشت می‌کند، دایره حیات دنیائی و اخروی انسان نیز چنین است.

٥- زمان حال (بررسی وضع اعتقادی مخاطبین و انذار آنها) آیات ٨٣ ← ۶٩

آخرین بخش این سوره که پس از بررسی تاریخ گذشته و سرنوشت آینده، به زمان حال و گمراهی‌های مشرکین زمان پیامبر ناظر گشته، به نحوی به اصول و کلیات و آیات ابتدای سوره برگشت می‌نماید. اولین آیه این بخش (و ما علمناه الشعر ... ان هوالاذکر و قرآن مبین) که از قرآن و رسالت سخن می‌گوید، در واقع بازگشتی به اولین آیات سوره (یس. والقرآن الحکیم. انک لمن المرسلین) محسوب می‌گردد و دومین آیه این بخش (لینذر من کان حیاً و یحق القول علی الکافرین)، در حقیقت توضیح دیگری بر دو آیه (لینذر قوماً ما انذر آباؤهم فهم غافلون - لقد حق القول علی اکثرهم فهم لایؤمنون) به حساب می‌آید. به این ترتیب ابتدای سوره که مقدمه آن محسوب می‌شود، با انتهای آن که خلاصه و جمع بندی می‌باشد ارتباط پیدا می‌کند.

پس از آن ذهن مشرکین را متوجه یکی از بدیهی و قابل فهم ترین نعمات الهی می‌کند تا بفهمند تنها خدا خالق و رازق است و تدبير زندگی و ارتزاقشان به دست اوست. این نعمت همان انعام (چارپایان) است ١ که خداوند آنها را مملوک و رام و مسخر بنی آدم کرده تا بر آن سوار شوند و از گوشت و شیرش بخورند و از منافع سرشار دیگرش بهره مند شوند در حالی که ممکن بود چارپایان مانند سایر حیوانات وحشی، سرکش و غیرقابل تسخیر می‌شدند یا گوشت و شیرشان با دستگاه گوارش انسان ناسازگار می‌گشت. همین نعمت ساده که هر انسان ابتدائی و بی سوادی نیز با آن سر و کار دارد، برای وجوب شکرگذاری خالق و رازق کفایت می‌کند (اولم یروا ... افلا یشکرون).

ولی مشرکین به جای شکر نعمت، کسانی (بت های سنگی و گوشتی) را به جای خدا به عنوان الهه اتخاذ کردند تا شاید در برابر سختی‌های روزگار و خطرات و پیشامدها توسط آنان یاری و حمایت شوند (آیه ٧٤) در حالیکه آنها نه تنها چنین توانائی ندارند، بلکه بر عکس نیازمند کمک همان مشرکین هستند. عبارت: «وهم لهم چند محضرون» این معنی

١. اتفاقاً سوره ای در قرآن به نام «انعام» به خاطر یادآوری همین نعمت بزرگ نام گذاری شده است.

را می‌رساند که طاغوتها و بت‌های جاندار از پیروان خود به عنوان سیاهی لشکری که طبق فرمان باید احضار شوند۱ استفاده می‌کنند و نه تنها به نصرت و حمایت آنها علاقه‌ای ندارند که هدفشان تنها استثمار و بهره‌کشی آنها می‌باشد.۲

آیه بعد (فلا یحزنک قولهم...) وظیفه پیامبر را در برابر مشرکین روشن می‌کند. همین که خداوند به نهان و آشکار آنها عالم است کافی است. نه اندوهی از سخنان آنها به دل پیامبر باید راه پیدا کند و نه برخلاف مهلت و اختیار خدائی مجاز است به جبر و اکراه به ایمان وادارشان نماید.

آیات از این به بعد تا انتهای سوره (جمعاً ۶ آیه) که با عبارت: «اولم یرالانسان...» آغاز می‌گردد تماماً به خلقت و حیات مجدد انسان در آخرت مربوط می‌گردد. در این مجموعه هماهنگ ۶ بار کلمه خلق تکرار شده و با جمله: «اولم یرالانسان» همگی انسانها (نه تنها کافران) مخاطب قرار گرفته‌اند، شگفتی در همین است که انسان خلقت خود را از نطفه‌ای ناچیز مشاهده می‌کند و علیرغم این آگاهی، آشکارا با حق خصومت می‌کند و برای انکار خلقت مجدد مثال‌های جاهلانه می‌زند. در حالیکه نه تنها انشاء و پیدایش نخستین از خلق مجدد آسان‌تر است، بلکه شگفتی در این است که چرا مشرکین از خداوند خالق آسمانها و زمین که خلاق علیم است، چنین امری را باور ندارند و نمی‌دانند شأن او در خلق و ایجاد احتیاج به اسباب و وسیله و مقدمه‌ای ندارد. همین که چیزی را اراده کند می‌شود. پس خداوندی که نظام حیات و هستی هر چیزی به دست قدرت اوست از چنین تصوراتی منزه است (فسبحان الذی بیده ملکوت کل شی والیه ترجعون).


۱. علامه طباطبائی در تفسیر المیزان موضوع احضار را در آیه: «وهم لهم جند محضرون» به احضار بت‌ها و حاکمان ظالم در قیامت تفسیر کرده است.

۲. گرچه بت سنگی شعور چنین کاری ندارد، ولی متولیان بتکده همچون ابوسفیانها و ابوجهلها در پشت بت‌ها چنین نقشی بازی می‌کنند.

ارتباط سوره‌های «یس» و «صافات» (۳۶ و ۳۷)

محور اصلی سوره صافات موضوع «توحید» و محور اصلی سوره یس موضوع «رجعت»

به سوی خدا است¹ که هر کدام روی یک راس از مشت توحید، نبوت و آخرت (که)

اصلی ترین مبانی قرآن است) تکیه دارند، با این حال آنچنان اتصال و ارتباط این دو سوره

طبیعی و منطقی برقرار شده است که هرگز احساس انفکاک و جدائی میان آنان نمی‌شود.

کافی است به آیات انتهای سوره یس و ابتدای سوره صافات که این پیوند را تشکیل داده‌اند

نگاهی بکنیم. آشکارا نشان داده می‌شود که موضوع بی توجهی انسان به مبدأ پیدایش خویش

از خاک و نطفه، او را از احیاء مجدد استخوان‌های پوسیده به تعجب واداشته و بعث را انکار

می‌کند. این موضوع دقیقاً در دو قسمت ذکر شده آمده است:

سوره یس آیات (۷۷) اولم یرالانسان انا خلقناه من نطفه فاذا هو خصیم.

سوره صافات (۱۱) فاستفتهم اهم اشد خلقا ام من خلقنا انا خلقناهم من طين لاذب.

انا لمبعوثون...

همانطور که ملاحظه می‌شود، همه ارکان موضوع عیناً در هر دو سوره با عبارت‌های

مشابه تکرار شده است و استدلالها یکی است. به این ترتیب سوره صافات ابتدا موضوع

اصلی سوره یس را مورد تایید قرار می‌دهد، سپس به موضوع توحید می‌پردازد (درست مثل

دو فصل هماهنگ یک کتاب داستان).

انکار توحید به انکار قیامت و جزای عمل می‌انجامد. مشرکین که خدا را «رب الارباب»

می‌دانستند، به دلیل آنکه شأن او را اجل از نظارت بر کار بندگان تصور می‌کردند، فرشتگان

را موکل بر امور انسان‌ها شناخته شفاعت آنها را (از طریق بت‌ها که مجسمه و سمبل

خدایان شمرده می‌شدند) طلب می‌کردند و به این وسیله جلب منفعت و دفع ضرر دنیائی


¹. کلمه رجعت از اصلی ترین کلمات کلیدی سوره یس به شمار می‌رود. (که ۵ بار در آیات ۲۲-۳۱-۶۷-۶۲

و ۸۳ تکرار شده است.)

(به خیال خود) می‌کردند، در چنین نظام فکری و جهان بینی بافته شده، جائی برای خدا باقی نمی‌ماند و دلیلی برای ثبت و ضبط اعمال و رسیدگی به حساب بندگان در یوم الدین به چشم نمی‌خورد، چون کار به دست فرشتگان (دختران خدا؟) است و آنها نیز با قربانی کردن به پای بت ها راضی می‌شوند (البته متولیان بتکده راضی می‌شوند). پس بی دلیل نیست که به دنبال بحث «رجعت» و احیاء مردگان و حساب و کتاب در سوره یس، بحث توحید در سوره بعدی مطرح گردد تا مسئله از زیربنا و به طور اساسی حل شود. چرا که تا جهان بینی و چارچوب‌های اعتقادی تغییر نکند محال است نتایج حاصله از یک نظام بسته و منجمد تغییر کند. البته در سوره صافات نقش فرشتگان انکار نمی‌گردد، بلکه استقلال ذاتی آنها نفی می‌گردد. در همان ابتدای سوره نتیجه ای که از نقش فرشتگان دست اندر کار طبیعت گرفته می‌شود، یکی بودن خدا یعنی توحید است:

والصافات صفا، فالزاجرات زجراً، فالتالیات ذکراً، ان الهکم لواحد.

و در انتهای سوره نیز با مذمت مشرکین از اینکه بین خدا و نیروهای نادیدنی (فرشتگان) نسبت پدر و دختری برقرار کرده‌اند، در حالیکه خود فرشتگان می‌دانند از احضار شدگان (در روز قیامت) خواهند بود، اعتراف آنها را بر اینکه ما هر کدام وظیفه و کاری داریم؛ برخی از جمله «صافون» هستند و برخی «مسبحون» بیان می‌کند که دلالت بر مأموریت و واسطگی (نه استقلال) آنها می‌نماید:

صافات (۱۵۸) و جعلوا بینه و بین الجنة نسباً و لقد علمت الجنة انهم لمحضرون - سبحان الله عما يصفون - الا عباد الله المخلصین - فانکم و ما تعبدون - ما انتم علیه بفاتنین. الا من هو صال الجحيم - و مامنا الاله مقام معلوم - و انا

لنحن الصافون - وانا لنحن المسبحون.

از این جهت نیز می‌بینیم در سوره صافات جواب اعتقادات مشرکین، که انکار آنها عمدتاً در سوره یس مطرح شده است، داده شده و این ارتباط هماهنگی سوره‌ها را ثابت می‌کند.

آنچه گفته شد، تأیید محور سوره یس توسط سوره صافات است، قضیه در جهت عکس هم صادق است. می‌بینیم در سوره یس نیز مسئله «توحید» (موضوع اصلی سوره صافات) مورد توجه قرار گرفته است. از جمله آیه ۷۴ (واتخذوا من دون الله الهة لعلهم ینصرون). در موارد دیگری نیز وجوه انطباق و اشتراک در دو سوره می‌توان یافت که ذیلاً به ۴ مورد آن اشاره می‌کنیم:

۱- در هر دو سوره اتهام به شاعربودن پیامبر توسط کافران را نقل کرده است:

يس ۶۹ (و ما علمناه الشعر و ما ينبغي له ان هو الآذکرو قرآن مبين).

صافات ۲۶ (ويقولون «انا لتاركوا الهتنا لشاعر مجنون»).

۲- مسئله اخلاص در عبادت و تسليم کامل خدا بودن در هر دو سوره آمده است:

يس ۶۰ تا ۶۲ (الم اعهداليكم يا بني آدم ان لا تعبدوا الشيطان انه لكم عدو مبين - وان

سورهٔ یس · آیهٔ ۶۱
وَأَنِ ٱعْبُدُونِى ۚ هَٰذَا صِرَٰطٌۭ مُّسْتَقِيمٌۭ ۶۱
و اینکه مرا بپرستید که این راهی است مستقیم،

صافات ۷۱ تا ۷۴ (و لقد ضل قبلهم اکثر الاولين - و لقد ارسلنا فيهم منذرين - فانظر

كيف كان عاقبة المندرين - الا عباد الله المخلصين).

۳- موضوع انكار احياء و اموات در روز قيامت در چند آيه از هر دو سوره (به غير از

آنچه فوقاً اشاره شد) آمده است:

يس ۱۲ (انا نحن نحيي الموتي و نكتب ماقدموا و آثارهم و كل شئ احصيناه في امام

مبين

آيه ۳۳ و آيه لهم الارض احييناها و اخرجنا منها حباً فمنه ياكلون.
آيه ۷۸ و ضرب لنا مثلاً و نسي خلقه قال من يحي العظام و هي رميم).

سوره صافات (۱۶) «اذا متنا و كناتراباً و عظاماً» انا لمبعوثون.

آيه (۵۳) اذا متنا و كنا تراباً عظاماً انا لمدينون.

۴- ناگهاني بودن مرحله احياء مردگان در هر دو سوره آمده است:

يس (۴۸) ما ينظرون الا صيحة واحدة تاخذهم و هم يخصمون.

آيه (۵۳) ان كانت الا صيحة واحدة فاذاهم جميع لدينا محضرون.

صافات (۱۹) فانماهي زجره واحدة فاذا هم ينظرون.

مجموعه توحیدی

(سوریه‌های ۳۷ - ۳۸ - ۳۹)

سه سوره: صافات، ص و زمر که بین سوریه‌های: الف - مجموعه دارای حروف مقطعه «حم» (حواميم) و ب - سوره پس (با حروف مقطعه پس) قرار گرفته‌اند، به دلیل همگونی بسیار نزدیک در مسئله توحید به نظر می‌رسد مجموعه مستقلی را تشکیل دهند. تمرکز و تاکید این سوره‌ها روی «وحدانیت» خدا و ابعاد مختلف این موضوع، به قدری آشکار است که با نگاهی گذرا به ظاهر آن، می‌توان این مسئله را دریافت کرد.

اولاً در همه آنها «واحد» بودن خدا تصریح شده است.

صافات (۴) از الهکم لواحد - ص (۶۵)... ما من اله الا الله الواحد القهار - زمر (۴) سبحانه هو الله الواحد القهار.

در ضمن صفت ترکیبی «واحد القهار» فقط ۶ بار در قرآن به کار رفته است که سه مورد آن در سوره‌های ۳۸ - ۳۹ و ۴۰ می‌باشد. همچنین تعجب و تنفر مشرکین را نسبت به اعتقاد واحد بودن خدا نشان می‌دهد:

ص (۵) اجعل الالهه الهی واحدا از هذا لشی عجاب

زمر ۴۵ و اذا ذکر الله وحده اشمازت قلوب الذین لا يؤمنون بالاخره و اذا ذکر الذین من دونه اذا هم یستبشرون.

بقيه سوره‌های قرآن به کار رفته است. اما در هر کدام از بعدی مخصوص، در سوره زمر اخلاص را در دین مورد تاکید قرار می‌دهد. یعنی راه و رسم و قاعده و قانون زندگی خالص توحیدی را تبیین می‌نماید و سه بار بر «مخلصاً له الدین» (که منحصر به همین سوره است) توصیه می‌نماید. ۱ در سوره «ص» استثنای اغوای ابلیس را در مورد بندگان نیالوده نقل می‌نماید (قال فبعزتک لاغوینهم اجمعین الا عبادک منهم المخلصین) و در سوره صافات ۵ بار از «عبادالله المخلصین» به عنوان تصدیق کنندگان رسولان یاد می‌کند و بُعد اخلاص را در عمل به حق و تصدیق رسولان نشان می‌دهد. ۲ ثالثاً کلمه «عبد» و «عباد» و مشتقات آن در این سه سوره ۳۴ بار تکرار شده است که به طور نسبی رقم بسیار بالایی می‌باشد، معنای عبادت هموار کردن نفس برای تسلیم و تن دادن قلبی به چیزی است که محبوب واقع می‌شود. «عبد» کسی است که هیچگونه مقاومت و ممانعتی در دلش برای تسلیم به خدا نباشد در این مجموعه، به خصوص در سوره‌های صافات و زمر، این کلمه نقش کلیدی داشته با معرفی انبیاء و مراتب عبودیت و اخلاص آنها عملاً «عبد» بودن را نشان می‌دهد. آنها دائماً به یاد خدا بودند و از آنجائیکه همواره پس از هر لحظه نسیان و ترک اولی توبه کرده و به خدا برمی‌گشتند «اواب» نامیده شده‌اند.

در ارتباط با توحید، موضوعاتی همچون: شفاعت، تقرب، تسلیم، اولیاء، انذار، من دون الله، دعا (تدعون) در سوره‌های این مجموعه مورد توجه قرار گرفته است. در این مجموعه برای تبیین مسئله «توحید» و اینکه هیچ نیروی مؤثر مستقل دیگری وجود ندارد، بارها اشاره به آسمان‌ها و زمین از بُعد خلقت آن، مالکیت، ربوبیت، فطرت و ... اشاره شده است تا اذهان بسته و محدود به منافع مادی را متوجه عظمت‌های فوق دنیائی کند. ذیلاً به آیات مربوطه اشاره می‌کنیم:

الف - ربوبیت آسمان‌ها و زمین

صافات (۵) رب السموات والارض و ما بینهما و رب المشارق انا زینا السماء الدنیا بزینه الکواکب.

ص (۶۶) رب السموات والارض و ما بینهما العزیز الغفار.

۱. آیات ۱۱-۱۴.

۲. آیات ۲-۱۲۸، ۱۲۸-۱۶۰، ۱۶۹.

يس

ب- مالكيت آسمانها و زمين

ص (١٠) ام لهم ملك السموات والارض و ما بينهما فليرتقوا في الاسباب.

زمر (٤٤) قل الله الشفاهه جميعاً له ملك السموات والارض ثم اليه ترجعون.

ج- خلقت آسمانها و زمين

ص (٢٧) و ما خلقننا السماء والارض و ما بينهما باطلاً ذلك ظن الذين كفروا فويل

سورهٔ ص · آیهٔ ۲۷
وَمَا خَلَقْنَا ٱلسَّمَآءَ وَٱلْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا بَٰطِلًۭا ۚ ذَٰلِكَ ظَنُّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ ۚ فَوَيْلٌۭ لِّلَّذِينَ كَفَرُوا۟ مِنَ ٱلنَّارِ ۲۷
و ما آسمان و زمین و آنچه را که میان آنهاست، بیهوده نیافریده ایم، این پندار کافران است، پس وای بر آنان که کافرند از آتش دوزخ.

زمر (٥) خلق السموات والارض بالحق يكور الليل على النهار و يكور النهار على الليل

سورهٔ رعد · آیهٔ ۲
ٱللَّهُ ٱلَّذِى رَفَعَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ بِغَيْرِ عَمَدٍۢ تَرَوْنَهَا ۖ ثُمَّ ٱسْتَوَىٰ عَلَى ٱلْعَرْشِ ۖ وَسَخَّرَ ٱلشَّمْسَ وَٱلْقَمَرَ ۖ كُلٌّۭ يَجْرِى لِأَجَلٍۢ مُّسَمًّۭى ۚ يُدَبِّرُ ٱلْأَمْرَ يُفَصِّلُ ٱلْءَايَٰتِ لَعَلَّكُم بِلِقَآءِ رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ ۲
خداست که آسمان ها را بدون پایه هایی که آنها را ببینید، برافراشت، آن گاه بر تخت فرمانروایی [و حکومت بر آفرینش] چیره و مسلط شد، و خورشید و ماه را رام و مسخّر ساخت، که هر کدام تا زمان معینی روانند، کار [جهان و جهانیان] را تدبیر می کند، نشانه ها [ی قدرت و حکمتش] را [در پهنه آفرینش] به روشنی بیان می کند تا شما به دیدار [قیامت و محاسبه شدن اعمال به وسیله] پروردگارتان یقین کنید.
سورهٔ لقمان · آیهٔ ۲۵
وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ ٱللَّهُ ۚ قُلِ ٱلْحَمْدُ لِلَّهِ ۚ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ ۲۵
و اگر از آنان بپرسی: چه کسی آسمان ها و زمین را آفریده است؟ قطعاً می گویند: خدا. بگو: همه ستایش ها ویژه خداست [آیا درک می کنند که همه امور به دست خداست؟ نه] بلکه بیشترشان معرفت و دانش ندارند؛
سورهٔ زمر · آیهٔ ۴۶
قُلِ ٱللَّهُمَّ فَاطِرَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ عَٰلِمَ ٱلْغَيْبِ وَٱلشَّهَٰدَةِ أَنتَ تَحْكُمُ بَيْنَ عِبَادِكَ فِى مَا كَانُوا۟ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ ۴۶
[وقتی از ایمان آوردنشان ناامید شدی] بگو: خدایا! ای آفریننده آسمان ها و زمین! [ای] دانای نهان و آشکار! تو خود در میان بندگانت بر سر آنچه [از عقاید و عبادات] اختلاف می کردند، داوری خواهی کرد؛

فيها كانوا فيه يختلفون.

سورهٔ زمر · آیهٔ ۶۳
لَّهُۥ مَقَالِيدُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۗ وَٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ بِـَٔايَٰتِ ٱللَّهِ أُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلْخَٰسِرُونَ ۶۳
کلیدهای آسمان ها و زمیندر مالکیّت اوست، و کسانی که به آیات خدا کفر ورزیدند، هم آنان زیانکارند.
(٤٧) وما قدروا الله حق قدره والارض جميعاً قبضة يوم القيمه و السموات مطويات
سورهٔ زمر · آیهٔ ۶۷
وَمَا قَدَرُوا۟ ٱللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِۦ وَٱلْأَرْضُ جَمِيعًۭا قَبْضَتُهُۥ يَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ وَٱلسَّمَٰوَٰتُ مَطْوِيَّٰتٌۢ بِيَمِينِهِۦ ۚ سُبْحَٰنَهُۥ وَتَعَٰلَىٰ عَمَّا يُشْرِكُونَ ۶۷
و خدا را آن گونه که سزاوار اوست نشناختند، در حالی که زمین در روز قیامت یکسره در قبضه قدرت اوست، و آسمان ها هم درهم پیچیده به دست اوست؛ منزّه و برتر است از آنچه با او شریک می گیرند.

آيات توحيدي در سوره‌ها

١- سوره صافات (آيه ٤ و ٥) ان الهكم لواحد - رب السموات والارض و ما بينهما و

رب المشارق.

سورهٔ صافات · آیهٔ ۲۲–۲۳
۞ ٱحْشُرُوا۟ ٱلَّذِينَ ظَلَمُوا۟ وَأَزْوَٰجَهُمْ وَمَا كَانُوا۟ يَعْبُدُونَ ۲۲
۲۲. [آن گاه ندا رسد:] ستمکاران و هم ردیفان آنان و معبودهایی را که همواره به جای خدا می پرستیدند، گرد آورید.
مِن دُونِ ٱللَّهِ فَٱهْدُوهُمْ إِلَىٰ صِرَٰطِ ٱلْجَحِيمِ ۲۳
۲۳. پس همه را به سوی راه دوزخ راهنمایی کنید.

دون الله ...

(٣٥) انهم اذا قيل لهم لا اله الا الله يستكبرون

(٣٦) ويقولون - انا لتاركوا الهتنا لشاعر مجنون.

سورهٔ صافات · آیهٔ ۴۰
إِلَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلْمُخْلَصِينَ ۴۰
جز بندگان خالص شده خدا [که از هر کیفری در امانند،]
(٥١) و ١٥٢ الا انهم من افكهم ليقولون - ولد الله و انهم لكاذبون.
(٥٨) و ١٥٩ وجعلوا بينه و بين الجنة نسباً ولقد علمت الجنة انهم

لمحضرون. سبحان الله عما يشركون.

(٨٠) سبحان ربك رب العزء عما يصفون و سلام على المرسلين

سورهٔ صافات · آیهٔ ۱۸۲
وَٱلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ ۱۸۲
و همه ستایش ها ویژه خداست که پروردگار جهانیان است.

سوره ص (٥) اجعل الالهه الها واحداً ان هذا لشئ عجاب.

سورهٔ ص · آیهٔ ۶
وَٱنطَلَقَ ٱلْمَلَأُ مِنْهُمْ أَنِ ٱمْشُوا۟ وَٱصْبِرُوا۟ عَلَىٰٓ ءَالِهَتِكُمْ ۖ إِنَّ هَٰذَا لَشَىْءٌۭ يُرَادُ ۶
سران و اشرافشان روان شدند [و فریاد برداشتند] که بروید و بر پرستش و نگهداری معبودانتان ایستادگی کنید زیرا از این دعوت [به سوی خدای یگانه] ریاست و آقایی بر اراده شده است.
سورهٔ ص · آیهٔ ۶۵
قُلْ إِنَّمَآ أَنَا۠ مُنذِرٌۭ ۖ وَمَا مِنْ إِلَٰهٍ إِلَّا ٱللَّهُ ٱلْوَٰحِدُ ٱلْقَهَّارُ ۶۵
بگو: من فقط بیم دهنده ام، و هیچ معبودی جز خدای یگانه قهّار نیست.
سورهٔ ص · آیهٔ ۸۲–۸۳
قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ۸۲
۸۲. گفت: به عزتت سوگند همه آنان را گمراه می کنم،
إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ ٱلْمُخْلَصِينَ ۸۳
۸۳. مگر بندگان خالص شده ات را.

سوره زمر آيه (٢) انا انزلنا عليك الكتاب بالحق فاعبدالله مخلصاً له الدين.

سورهٔ زمر · آیهٔ ۳
أَلَا لِلَّهِ ٱلدِّينُ ٱلْخَالِصُ ۚ وَٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُوا۟ مِن دُونِهِۦٓ أَوْلِيَآءَ مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَآ إِلَى ٱللَّهِ زُلْفَىٰٓ إِنَّ ٱللَّهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فِى مَا هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ ۗ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهْدِى مَنْ هُوَ كَٰذِبٌۭ كَفَّارٌۭ ۳
آگاه باشید! که دین خالص ویژه خداست، و آنان که به جای خدا سرپرستان و معبودانی برگزیده اند [و می گویند:] ما آنان را جز برای اینکه ما را هر چه بیشتر به خدا نزدیک کنند، نمی پرستیم. بی تردید خدا میان آنان [و مؤمنان] درباره آنچه که اختلاف می کنند [و آن آیین توحید و شرک است] داوری خواهد کرد؛ قطعاً خدا آن کس را که دروغگو و بسیار ناسپاس است، هدایت نمی کند.
سورهٔ زمر · آیهٔ ۴
لَّوْ أَرَادَ ٱللَّهُ أَن يَتَّخِذَ وَلَدًۭا لَّٱصْطَفَىٰ مِمَّا يَخْلُقُ مَا يَشَآءُ ۚ سُبْحَٰنَهُۥ ۖ هُوَ ٱللَّهُ ٱلْوَٰحِدُ ٱلْقَهَّارُ ۴
اگر [بر فرض محال] خدا می خواست برای خود فرزندی بگیرد، همانا از میان آفریده هایش آنچه را خودش می خواست برمی گزید [نه اینکه شما برای او انتخاب کنید]؛ منزّه است او [از آنکه برای او فرزندی باشد] اوست خدای یگانه و قهّار.

(٨) واذا مس الانسان الضّر دعا ربه منيباً اليه... و جعل الله انداداً...

سورهٔ زمر · آیهٔ ۱۱–۱۲
قُلْ إِنِّىٓ أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ ٱللَّهَ مُخْلِصًۭا لَّهُ ٱلدِّينَ ۱۱
۱۱. بگو: من مأمورم که خدا را در حالی که ایمان و عبادت را برای او [از هر گونه شرکی] خالص می کنم، بپرستم.
وَأُمِرْتُ لِأَنْ أَكُونَ أَوَّلَ ٱلْمُسْلِمِينَ ۱۲
۱۲. و مأمورم که [در این آیین از] نخستین تسلیم شدگان [به فرمان ها و احکام] او باشم.
(١٥ و ١٤) قل الله اعبد مخلصاً له دينى – فاعبدوا ما شئتم من دونه...
سورهٔ زمر · آیهٔ ۱۷
وَٱلَّذِينَ ٱجْتَنَبُوا۟ ٱلطَّٰغُوتَ أَن يَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوٓا۟ إِلَى ٱللَّهِ لَهُمُ ٱلْبُشْرَىٰ ۚ فَبَشِّرْ عِبَادِ ۱۷
و کسانی که از پرستیدن طاغوت [یعنی بت ها، اربابان کفر و شیطان های سرکش] دوری کردند و به سوی خدا بازگشتند، بر آنان مژده باد؛ پس به بندگانم مژده ده.
سورهٔ زمر · آیهٔ ۳۶
أَلَيْسَ ٱللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُۥ ۖ وَيُخَوِّفُونَكَ بِٱلَّذِينَ مِن دُونِهِۦ ۚ وَمَن يُضْلِلِ ٱللَّهُ فَمَا لَهُۥ مِنْ هَادٍۢ ۳۶
آیا خدا برای بنده اش [در همه امور] کافی نیست؟ و مشرکان [به پندار خود] تو را از کسانی که غیر خدا هستند، می ترسانند و هر که را خدا به کیفر [کفر و عناد] ش گمراه کند، او را هیچ هدایت کننده ای نخواهد بود؛
سورهٔ احقاف · آیهٔ ۴
قُلْ أَرَءَيْتُم مَّا تَدْعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ أَرُونِى مَاذَا خَلَقُوا۟ مِنَ ٱلْأَرْضِ أَمْ لَهُمْ شِرْكٌۭ فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ ۖ ٱئْتُونِى بِكِتَٰبٍۢ مِّن قَبْلِ هَٰذَآ أَوْ أَثَٰرَةٍۢ مِّنْ عِلْمٍ إِن كُنتُمْ صَٰدِقِينَ ۴
[به مشرکان] بگو: به من خبر دهید [و نشانم دهید] معبودانی که به جای خدا می پرستید چه چیزی از زمین را آفریده اند یا مگر آنان را در آفرینش آسمان ها مشارکتی است؟ اگر راستگو هستید کتابی پیش از این قرآن یا بازمانده ای از دانش استواری [که ادعای شما را تصدیق کند] برای من بیاورید؛
سورهٔ زمر · آیهٔ ۴۳
أَمِ ٱتَّخَذُوا۟ مِن دُونِ ٱللَّهِ شُفَعَآءَ ۚ قُلْ أَوَلَوْ كَانُوا۟ لَا يَمْلِكُونَ شَيْـًۭٔا وَلَا يَعْقِلُونَ ۴۳
[نه اینکه بی خبران، درباره قدرت خدا نمی اندیشند] بلکه به جای خدا [از بتان] شفیعانی برای خود گرفته اند. بگو: آیا [از آنها شفاعت می خواهید] هر چند مالک چیزی [و اختیاردار شفاعتی] نباشند و علم و عقلی نداشته باشند [و پرستندگان خود را نشناسند؟]
سورهٔ زمر · آیهٔ ۴۵
وَإِذَا ذُكِرَ ٱللَّهُ وَحْدَهُ ٱشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ ٱلَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِٱلْءَاخِرَةِ ۖ وَإِذَا ذُكِرَ ٱلَّذِينَ مِن دُونِهِۦٓ إِذَا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ ۴۵
و هنگامی که خدا به یگانگی یاد می شود [و نامی از معبودانشان به میان نمی آید] دل های کسانی که به آخرت ایمان ندارند، نفرت پیدا می کند و چون یادی از معبودان دیگر به میان می آید، ناگاه مسرور و شاد می شوند!!
(٦٤) قل اغير الله تأمرونى اعبد ايها الجاهلون...

(٦٥) لئن اشركت ليحبطن عملك و لتكوننّ من الخاسرين – بل الله فاعبدوكن من الشاكرين.

سورهٔ یونس · آیهٔ ۱۸
وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَا لَا يَضُرُّهُمْ وَلَا يَنفَعُهُمْ وَيَقُولُونَ هَٰٓؤُلَآءِ شُفَعَٰٓؤُنَا عِندَ ٱللَّهِ ۚ قُلْ أَتُنَبِّـُٔونَ ٱللَّهَ بِمَا لَا يَعْلَمُ فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَلَا فِى ٱلْأَرْضِ ۚ سُبْحَٰنَهُۥ وَتَعَٰلَىٰ عَمَّا يُشْرِكُونَ ۱۸
و آنان به جای خدا چیزهایی را می پرستند که نه زیانی به آنان می رسانند و نه سودی به آنان می دهند؛ و می گویند: اینان شفیعان ما نزد خدایند. بگو: آیا خدا را به شفیعانی خبر می دهید که آنها را در آسمان ها و زمین [به عنوان شفیع] نمی شناسد؟ او از آنچه که شریک او قرار می دهند، منزّه و برتر است.