→ همهٔ سوره‌ها

سورهٔ طه

۷ جلسه · سال ۱۴۰۲ · مجازی

دربارهٔ این مجموعه و دریافتِ صوت
سالِ برگزاری۱۴۰۲ · مجازی
شمارِ جلسات۷ جلسه

برای پخشِ هر جلسه روی آن بزنید؛ پلیر همان‌جا باز می‌شود و پخش می‌شود.

  • ۰:۰۰۰:۰۰
    دانلود
  • ۰:۰۰۰:۰۰
    دانلود
  • ۰:۰۰۰:۰۰
    دانلود
  • ۰:۰۰۰:۰۰
    دانلود
  • ۰:۰۰۰:۰۰
    دانلود
  • ۰:۰۰۰:۰۰
    دانلود
  • ۰:۰۰۰:۰۰
    دانلود
سورهٔ طه (سُورَةُ طه)
Meccan · ۱۳۵ آیه · متن به رسم عثمان‌طه · ترجمهٔ روان به سبکِ کوشا
بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ
طه ۱
۱. طه
مَآ أَنزَلْنَا عَلَيْكَ ٱلْقُرْءَانَ لِتَشْقَىٰٓ ۲
۲. ما قرآن را بر تو نازل نکردیم تا به مشقت و زحمت افتی؛
إِلَّا تَذْكِرَةًۭ لِّمَن يَخْشَىٰ ۳
۳. [بلکه آن را نازل کردیم] تا برای کسی که [از خدا] می ترسد، زمینه توجه و یادآوری باشد.
تَنزِيلًۭا مِّمَّنْ خَلَقَ ٱلْأَرْضَ وَٱلسَّمَٰوَٰتِ ٱلْعُلَى ۴
۴. در حالی که به تدریج از سوی کسی نازل شده که زمین و آسمان های بلند را آفریده است.
ٱلرَّحْمَٰنُ عَلَى ٱلْعَرْشِ ٱسْتَوَىٰ ۵
۵. [خدای] رحمان بر تخت فرمانروایی و تدبیر امور آفرینش چیره و مسلّط است.
لَهُۥ مَا فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِى ٱلْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَمَا تَحْتَ ٱلثَّرَىٰ ۶
۶. آنچه در آسمان ها و زمین و آنچه میان آن دو و آنچه زیر زمین است، فقط در سیطره مالکیّت و فرمانروایی اوست.
وَإِن تَجْهَرْ بِٱلْقَوْلِ فَإِنَّهُۥ يَعْلَمُ ٱلسِّرَّ وَأَخْفَى ۷
۷. و اگر سخن خود را با صدای بلند آشکار کنی [یا پنهان بداری، برای خدا یکسان است]؛ زیرا او پنهان وپنهان تر را می داند.
ٱللَّهُ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ لَهُ ٱلْأَسْمَآءُ ٱلْحُسْنَىٰ ۸
۸. خدای یکتاست که جز او هیچ معبودی نیست، نیکوترین نام ها فقط ویژه اوست.
وَهَلْ أَتَىٰكَ حَدِيثُ مُوسَىٰٓ ۹
۹. و آیا سرگذشت موسی به تو رسیده است؟
إِذْ رَءَا نَارًۭا فَقَالَ لِأَهْلِهِ ٱمْكُثُوٓا۟ إِنِّىٓ ءَانَسْتُ نَارًۭا لَّعَلِّىٓ ءَاتِيكُم مِّنْهَا بِقَبَسٍ أَوْ أَجِدُ عَلَى ٱلنَّارِ هُدًۭى ۱۰
۱۰. هنگامی که آتشی دید، پس به خانواده اش گفت: درنگ کنید؛ بی تردید من آتشی دیدم [می روم] شاید شعله ای از آن را برایتان بیاورم یا نزد آتش [برای پیدا کردن راه] راهنمایی بیابم.
فَلَمَّآ أَتَىٰهَا نُودِىَ يَٰمُوسَىٰٓ ۱۱
۱۱. پس چون به آن آتش رسید، ندا داده شد: ای موسی!
إِنِّىٓ أَنَا۠ رَبُّكَ فَٱخْلَعْ نَعْلَيْكَ ۖ إِنَّكَ بِٱلْوَادِ ٱلْمُقَدَّسِ طُوًۭى ۱۲
۱۲. به یقین این منم پروردگار تو، پس کفش خود را از پایت بیفکن؛ زیرا تو در وادی مقدس طوی هستی.
وَأَنَا ٱخْتَرْتُكَ فَٱسْتَمِعْ لِمَا يُوحَىٰٓ ۱۳
۱۳. و من تو را [به پیامبری] برگزیدم، پس به آنچه وحی می شود، گوش فرا دار.
إِنَّنِىٓ أَنَا ٱللَّهُ لَآ إِلَٰهَ إِلَّآ أَنَا۠ فَٱعْبُدْنِى وَأَقِمِ ٱلصَّلَوٰةَ لِذِكْرِىٓ ۱۴
۱۴. همانا! من خدایم که جز من معبودی نیست، پس مرا بپرست و نماز را برای یاد من برپا دار.
إِنَّ ٱلسَّاعَةَ ءَاتِيَةٌ أَكَادُ أُخْفِيهَا لِتُجْزَىٰ كُلُّ نَفْسٍۭ بِمَا تَسْعَىٰ ۱۵
۱۵. بی تردید قیامت که می خواهم زمان وقوعش را پنهان بدارم، آمدنی است، تا هر کس را برابر تلاش و کوششی که می کند، پاداش دهند.
فَلَا يَصُدَّنَّكَ عَنْهَا مَن لَّا يُؤْمِنُ بِهَا وَٱتَّبَعَ هَوَىٰهُ فَتَرْدَىٰ ۱۶
۱۶. پس مبادا آنکه از هوای نفسش پیروی کرده و [به این سبب] به قیامت ایمان ندارد، تو را [از توجه به آن] باز دارد که هلاک می شوی.
وَمَا تِلْكَ بِيَمِينِكَ يَٰمُوسَىٰ ۱۷
۱۷. و ای موسی! این [قطعه چوب] در دست راستت چیست؟
قَالَ هِىَ عَصَاىَ أَتَوَكَّؤُا۟ عَلَيْهَا وَأَهُشُّ بِهَا عَلَىٰ غَنَمِى وَلِىَ فِيهَا مَـَٔارِبُ أُخْرَىٰ ۱۸
۱۸. گفت: این عصای من است، بر آن تکیه می زنم، و با آن برگ درختان را برای گوسفندانم فرو می ریزم و مرا در آن نیازهای دیگری هم هست.
قَالَ أَلْقِهَا يَٰمُوسَىٰ ۱۹
۱۹. خدا فرمود: ای موسی! آن را بیفکن.
فَأَلْقَىٰهَا فَإِذَا هِىَ حَيَّةٌۭ تَسْعَىٰ ۲۰
۲۰. پس آن را افکند، ناگهان ماری عظیم شد که به سرعت می شتافت.
قَالَ خُذْهَا وَلَا تَخَفْ ۖ سَنُعِيدُهَا سِيرَتَهَا ٱلْأُولَىٰ ۲۱
۲۱. خدا فرمود: آن را بگیر و مترس که بی درنگ آن را به کیفیت اولش باز می گردانیم.
وَٱضْمُمْ يَدَكَ إِلَىٰ جَنَاحِكَ تَخْرُجْ بَيْضَآءَ مِنْ غَيْرِ سُوٓءٍ ءَايَةً أُخْرَىٰ ۲۲
۲۲. و دستت را در گریبانت کن تا بدون هیچ عیبی [چون برص و پیسی] سفید و درخشان بیرون آید، [آن] معجزه ای دیگر است.
لِنُرِيَكَ مِنْ ءَايَٰتِنَا ٱلْكُبْرَى ۲۳
۲۳. تا برخی از بزرگ ترین معجزات خود را به تو نشان دهیم.
ٱذْهَبْ إِلَىٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُۥ طَغَىٰ ۲۴
۲۴. به سوی فرعون برو؛ زیرا او [در برابر خدا] سرکشی کرده است.
قَالَ رَبِّ ٱشْرَحْ لِى صَدْرِى ۲۵
۲۵. گفت: پروردگارا! سینه ام را [برای تحمل این وظیفه سنگین] گشاده گردان،
وَيَسِّرْ لِىٓ أَمْرِى ۲۶
۲۶. و کارم را برایم آسان ساز،
وَٱحْلُلْ عُقْدَةًۭ مِّن لِّسَانِى ۲۷
۲۷. و گِرِهی را [که مانع روان سخن گفتن من است] از زبانم بگشای،
يَفْقَهُوا۟ قَوْلِى ۲۸
۲۸. [تا] سخنم را بفهمند،
وَٱجْعَل لِّى وَزِيرًۭا مِّنْ أَهْلِى ۲۹
۲۹. و از خانواده ام دستیاری برایم قرار ده،
هَٰرُونَ أَخِى ۳۰
۳۰. هارون، برادرم را
ٱشْدُدْ بِهِۦٓ أَزْرِى ۳۱
۳۱. پشتم را به او محکم کن،
وَأَشْرِكْهُ فِىٓ أَمْرِى ۳۲
۳۲. واو را در کارم شریک گردان،
كَىْ نُسَبِّحَكَ كَثِيرًۭا ۳۳
۳۳. تا تو را [در میان مشرکان از داشتن شریک] بسیار و فراوان تنزیه کنیم،
وَنَذْكُرَكَ كَثِيرًا ۳۴
۳۴. وبسیار به یادت باشیم،
إِنَّكَ كُنتَ بِنَا بَصِيرًۭا ۳۵
۳۵. بی تردید تو به ما بینایی.
قَالَ قَدْ أُوتِيتَ سُؤْلَكَ يَٰمُوسَىٰ ۳۶
۳۶. خدا فرمود: ای موسی! به یقین خواسته ات به تو عطا شد.
وَلَقَدْ مَنَنَّا عَلَيْكَ مَرَّةً أُخْرَىٰٓ ۳۷
۳۷. و بی تردید یک بار دیگر هم به تو احسان کردیم.
إِذْ أَوْحَيْنَآ إِلَىٰٓ أُمِّكَ مَا يُوحَىٰٓ ۳۸
۳۸. آن زمان که به مادرت آنچه را که باید الهام می شد، الهام کردیم؛
أَنِ ٱقْذِفِيهِ فِى ٱلتَّابُوتِ فَٱقْذِفِيهِ فِى ٱلْيَمِّ فَلْيُلْقِهِ ٱلْيَمُّ بِٱلسَّاحِلِ يَأْخُذْهُ عَدُوٌّۭ لِّى وَعَدُوٌّۭ لَّهُۥ ۚ وَأَلْقَيْتُ عَلَيْكَ مَحَبَّةًۭ مِّنِّى وَلِتُصْنَعَ عَلَىٰ عَيْنِىٓ ۳۹
۳۹. که او را در صندوق بگذار، پس او را به دریا بینداز تا دریا او را به ساحل اندازد، تا دشمن من و دشمن او، وی را برگیرد. و محبوبیّتی از سوی خود بر تو انداختیم تا [همگان به تو علاقه و محبت ورزند و آنچه را انجام دادم برای این بود که] با مراقبت کامل من پرورش یابی [و ساخته شوی.]
إِذْ تَمْشِىٓ أُخْتُكَ فَتَقُولُ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَىٰ مَن يَكْفُلُهُۥ ۖ فَرَجَعْنَٰكَ إِلَىٰٓ أُمِّكَ كَىْ تَقَرَّ عَيْنُهَا وَلَا تَحْزَنَ ۚ وَقَتَلْتَ نَفْسًۭا فَنَجَّيْنَٰكَ مِنَ ٱلْغَمِّ وَفَتَنَّٰكَ فُتُونًۭا ۚ فَلَبِثْتَ سِنِينَ فِىٓ أَهْلِ مَدْيَنَ ثُمَّ جِئْتَ عَلَىٰ قَدَرٍۢ يَٰمُوسَىٰ ۴۰
۴۰. آن گاه که خواهرت به سوی کاخ فرعون رفت، و گفت: آیا شما را به کسی که از این نوزاد سرپرستی کند، راهنمایی کنم؟ پس تو را به مادرت برگرداندیم تا خوشحال و شاد شود و غم و غصه نخورد، و کسی [از فرعونیان] را کُشتی و ما تو را از اندوه [و نگرانی بر ارتکاب قتل آن مشرک] نجات دادیم، و چنان که باید امتحانت نمودیم، پس سالیانی در میان اهل مدین ماندی، سپس ای موسی! بر اساس تقدیر الهی [برای انتخاب شدن به مقام پیامبری اینجا] آمدی،
وَٱصْطَنَعْتُكَ لِنَفْسِى ۴۱
۴۱. و تو را برای [اجرای اهداف] خود ساختم [و انتخاب کردم.]
ٱذْهَبْ أَنتَ وَأَخُوكَ بِـَٔايَٰتِى وَلَا تَنِيَا فِى ذِكْرِى ۴۲
۴۲. تو و برادرت با معجزات من [برای هدایت گمراهان] بروید، و درباره ذکر من [که ابلاغ وحی است] سستی نورزید.
ٱذْهَبَآ إِلَىٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُۥ طَغَىٰ ۴۳
۴۳. هر دو به سوی فرعون بروید؛ زیرا او [در برابر خدا] سرکشی کرده است.
فَقُولَا لَهُۥ قَوْلًۭا لَّيِّنًۭا لَّعَلَّهُۥ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشَىٰ ۴۴
۴۴. پس با گفتاری نرم به او بگویید، امید است که هوشیار شود و [آیین حق را بپذیرد] یا بترسد [و از سرکشی باز ایستد.]
قَالَا رَبَّنَآ إِنَّنَا نَخَافُ أَن يَفْرُطَ عَلَيْنَآ أَوْ أَن يَطْغَىٰ ۴۵
۴۵. گفتند: پروردگارا! ما می ترسیم که [پیش از دعوت کردنش به حق] با سخت گیری و شکنجه بر [ضد] ما پیشی گیرد یا بر سرکشی خود بیفزاید.
قَالَ لَا تَخَافَآ ۖ إِنَّنِى مَعَكُمَآ أَسْمَعُ وَأَرَىٰ ۴۶
۴۶. خدا فرمود: نترسید که من بی تردید با شما هستم [سخن او و شما را] می شنوم و [اعمالتان را] می بینم.
فَأْتِيَاهُ فَقُولَآ إِنَّا رَسُولَا رَبِّكَ فَأَرْسِلْ مَعَنَا بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ وَلَا تُعَذِّبْهُمْ ۖ قَدْ جِئْنَٰكَ بِـَٔايَةٍۢ مِّن رَّبِّكَ ۖ وَٱلسَّلَٰمُ عَلَىٰ مَنِ ٱتَّبَعَ ٱلْهُدَىٰٓ ۴۷
۴۷. بنابراین [بدون بیم و هراس] به سوی او بروید و بگویید: ما دو نفر فرستاده پروردگار تو هستیم، پس بنی اسرائیل را [از قید بندگی و بردگی خود آزاد کرده] با ما روانه کن و آنان را شکنجه مکن، به راستی ما از سوی پروردگارت معجزه ای آورده ایم؛ و درود بر کسی باد که از هدایت [حق] پیروی کند.
إِنَّا قَدْ أُوحِىَ إِلَيْنَآ أَنَّ ٱلْعَذَابَ عَلَىٰ مَن كَذَّبَ وَتَوَلَّىٰ ۴۸
۴۸. مسلماً و یقیناً به ما وحی شده است که عذاب بر کسی است که [آیات حق و پیامبران را] تکذیب کند و از آن رو برگرداند.
قَالَ فَمَن رَّبُّكُمَا يَٰمُوسَىٰ ۴۹
۴۹. فرعون گفت: ای موسی! پروردگار شما دو نفر کیست؟
قَالَ رَبُّنَا ٱلَّذِىٓ أَعْطَىٰ كُلَّ شَىْءٍ خَلْقَهُۥ ثُمَّ هَدَىٰ ۵۰
۵۰. گفت: پروردگار ما کسی است که به هر موجودی، آفرینش [ویژه] او را [آن گونه که سزاوارش بود] به وی عطا کرده، سپس هدایت نمود.
قَالَ فَمَا بَالُ ٱلْقُرُونِ ٱلْأُولَىٰ ۵۱
۵۱. فرعون [به جای دنبال کردن بحث خداشناسی، مطلب را منحرف کرد و] گفت: پس حال امت های پیشین چگونه است؟
قَالَ عِلْمُهَا عِندَ رَبِّى فِى كِتَٰبٍۢ ۖ لَّا يَضِلُّ رَبِّى وَلَا يَنسَى ۵۲
۵۲. موسی گفت: علم و دانش به [حال] آنان در کتابی [مانند لوح محفوظ] نزد پروردگار من است، که پروردگارم [بر پایه آن در پاداش دادن و کیفر نمودن] نه اشتباه می کند و نه از یاد می برد.
ٱلَّذِى جَعَلَ لَكُمُ ٱلْأَرْضَ مَهْدًۭا وَسَلَكَ لَكُمْ فِيهَا سُبُلًۭا وَأَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءًۭ فَأَخْرَجْنَا بِهِۦٓ أَزْوَٰجًۭا مِّن نَّبَاتٍۢ شَتَّىٰ ۵۳
۵۳. همان کسی که زمین را برای شما بستری گسترده قرار داد، و برای شما در آن [به خاطر آسان شدن رفت و آمدتان] راه هایی پدید آورد، و از آسمان آبی نازل کرد، پس به وسیله آن انواعی از روییدنی های گوناگون بیرون آوردیم.
كُلُوا۟ وَٱرْعَوْا۟ أَنْعَٰمَكُمْ ۗ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَٰتٍۢ لِّأُو۟لِى ٱلنُّهَىٰ ۵۴
۵۴. [خود از این نعمت های فراوان] بخورید و دام هایتان را بچرانید، یقیناً در این امور نشانه هایی [بر توحید، ربوبیّت و قدرت خدا] برای صاحبان خرد است.
۞ مِنْهَا خَلَقْنَٰكُمْ وَفِيهَا نُعِيدُكُمْ وَمِنْهَا نُخْرِجُكُمْ تَارَةً أُخْرَىٰ ۵۵
۵۵. شما را از زمین آفریدیم، و به آن باز می گردانیم، و بار دیگر از آن بیرونتان می آوریم.
وَلَقَدْ أَرَيْنَٰهُ ءَايَٰتِنَا كُلَّهَا فَكَذَّبَ وَأَبَىٰ ۵۶
۵۶. و بی تردید ما همه معجزات خود را [که در ارتباط با نبوّت موسی و هدایت مردم بود] به فرعون نشان دادیم، ولی آنها را تکذیب کرد و به پذیرفتنش رضایت نداد.
قَالَ أَجِئْتَنَا لِتُخْرِجَنَا مِنْ أَرْضِنَا بِسِحْرِكَ يَٰمُوسَىٰ ۵۷
۵۷. گفت: ای موسی! آیا به سوی ما آمده ای تا ما را به وسیله جادویت از سرزمینمان بیرون کنی؟
فَلَنَأْتِيَنَّكَ بِسِحْرٍۢ مِّثْلِهِۦ فَٱجْعَلْ بَيْنَنَا وَبَيْنَكَ مَوْعِدًۭا لَّا نُخْلِفُهُۥ نَحْنُ وَلَآ أَنتَ مَكَانًۭا سُوًۭى ۵۸
۵۸. قطعاً ما جادویی مانند آن برایت می آوریم، پس میان ما و خودت در جایی هموار و صاف که نه ما از آن تخلف کنیم و نه تو، وعده گاهی قرار ده.
قَالَ مَوْعِدُكُمْ يَوْمُ ٱلزِّينَةِ وَأَن يُحْشَرَ ٱلنَّاسُ ضُحًۭى ۵۹
۵۹. موسی گفت: وعده گاه شما روز جشن است [روزی که] همه مردم را پیش از ظهر گرد هم می آورند.
فَتَوَلَّىٰ فِرْعَوْنُ فَجَمَعَ كَيْدَهُۥ ثُمَّ أَتَىٰ ۶۰
۶۰. پس فرعون [از مجلس مناظره با موسی] برگشت، پس نیرنگش را [که جادوگران و ابزار جادویشان بود] گرد آورد، سپس به وعده گاه باز آمد.
قَالَ لَهُم مُّوسَىٰ وَيْلَكُمْ لَا تَفْتَرُوا۟ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبًۭا فَيُسْحِتَكُم بِعَذَابٍۢ ۖ وَقَدْ خَابَ مَنِ ٱفْتَرَىٰ ۶۱
۶۱. موسی به فرعون و فرعونیان گفت: وای بر شما، بر خدا دروغ نبندید [که بت ها شریک اویند واین معجزات افسون وجادو است] که با عذابی شدید ریشه کن ونابودتان می کند، و یقیناً کسی که دروغ بست، محروم و نومید شد.
فَتَنَٰزَعُوٓا۟ أَمْرَهُم بَيْنَهُمْ وَأَسَرُّوا۟ ٱلنَّجْوَىٰ ۶۲
۶۲. پس فرعونیان میان خود در کارشان [نسبت به موسی] نزاع و ستیز کردند و این رازگویی را از دیگران پنهان داشتند.
قَالُوٓا۟ إِنْ هَٰذَٰنِ لَسَٰحِرَٰنِ يُرِيدَانِ أَن يُخْرِجَاكُم مِّنْ أَرْضِكُم بِسِحْرِهِمَا وَيَذْهَبَا بِطَرِيقَتِكُمُ ٱلْمُثْلَىٰ ۶۳
۶۳. گفتند: مسلماً این دو نفر جادوگرند، می خواهند شما را با جادویشان از سرزمینتان بیرون کنند و آیین برتر شما را از بین ببرند.
فَأَجْمِعُوا۟ كَيْدَكُمْ ثُمَّ ٱئْتُوا۟ صَفًّۭا ۚ وَقَدْ أَفْلَحَ ٱلْيَوْمَ مَنِ ٱسْتَعْلَىٰ ۶۴
۶۴. پس حیله و نیرنگتان را گرد آورید، آن گاه صف کشیده بیایید که قطعاً امروز کسی کامیاب است که برتری یابد.
قَالُوا۟ يَٰمُوسَىٰٓ إِمَّآ أَن تُلْقِىَ وَإِمَّآ أَن نَّكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَلْقَىٰ ۶۵
۶۵. [ساحران] گفتند: ای موسی! یا تو [عصایت را] می افکنی یا ما نخستین کسی باشیم که [ابزار و وسایل جادویش را] می افکند؟
قَالَ بَلْ أَلْقُوا۟ ۖ فَإِذَا حِبَالُهُمْ وَعِصِيُّهُمْ يُخَيَّلُ إِلَيْهِ مِن سِحْرِهِمْ أَنَّهَا تَسْعَىٰ ۶۶
۶۶. گفت: بلکه شما بیفکنید. پس [چون افکندند] ناگهان ریسمان ها و چوب دستی هایشان بر اثر جادویشان در خیال، چنان وانمود شد که با سرعت به راه افتادند.
فَأَوْجَسَ فِى نَفْسِهِۦ خِيفَةًۭ مُّوسَىٰ ۶۷
۶۷. پس موسی در دلش ترسی احساس کرد.
قُلْنَا لَا تَخَفْ إِنَّكَ أَنتَ ٱلْأَعْلَىٰ ۶۸
۶۸. گفتیم: مترس که بی تردید تو برتری.
وَأَلْقِ مَا فِى يَمِينِكَ تَلْقَفْ مَا صَنَعُوٓا۟ ۖ إِنَّمَا صَنَعُوا۟ كَيْدُ سَٰحِرٍۢ ۖ وَلَا يُفْلِحُ ٱلسَّاحِرُ حَيْثُ أَتَىٰ ۶۹
۶۹. آنچه را در دست راست داری بیفکن تا همه ساخته هایشان را ببلعد؛ یقیناً آنچه را ساخته اند [واقعیت ندارد] فقط نیرنگ جادوگر است، و جادوگر هر جا درآید، پیروز نمی شود.
فَأُلْقِىَ ٱلسَّحَرَةُ سُجَّدًۭا قَالُوٓا۟ ءَامَنَّا بِرَبِّ هَٰرُونَ وَمُوسَىٰ ۷۰
۷۰. [چون عصایش را انداخت و ساخته های جادوگران را بلعید، جادوگران از عظمت کار دریافتند که امری است خدایی نه جادویی] پس سجده کنان به رو درافتادند و گفتند: ما به پروردگار هارون و موسی ایمان آوردیم.
قَالَ ءَامَنتُمْ لَهُۥ قَبْلَ أَنْ ءَاذَنَ لَكُمْ ۖ إِنَّهُۥ لَكَبِيرُكُمُ ٱلَّذِى عَلَّمَكُمُ ٱلسِّحْرَ ۖ فَلَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُم مِّنْ خِلَٰفٍۢ وَلَأُصَلِّبَنَّكُمْ فِى جُذُوعِ ٱلنَّخْلِ وَلَتَعْلَمُنَّ أَيُّنَآ أَشَدُّ عَذَابًۭا وَأَبْقَىٰ ۷۱
۷۱. [فرعون] گفت: آیا پیش از آنکه به شما اذن دهم، به او ایمان آوردید؟ یقیناً او بزرگ شماست که به شما جادو آموخته است، پس بی تردید دست ها و پاهایتان را یکی از راست و یکی از چپ قطع خواهم کرد، و شما را بر تنه های درخت خرما خواهم آویخت تا کاملاً بدانید که کدام یک از ما [من یا خدای موسی] عذابش سخت تر و پایدارتر است؟!
قَالُوا۟ لَن نُّؤْثِرَكَ عَلَىٰ مَا جَآءَنَا مِنَ ٱلْبَيِّنَٰتِ وَٱلَّذِى فَطَرَنَا ۖ فَٱقْضِ مَآ أَنتَ قَاضٍ ۖ إِنَّمَا تَقْضِى هَٰذِهِ ٱلْحَيَوٰةَ ٱلدُّنْيَآ ۷۲
۷۲. گفتند: ما هرگز تو را بر دلایل روشنی که به سوی ما آمده و بر آنکه ما را آفرید، ترجیح نمی دهیم؛ پس هر حکمی را که می توانی صادر کن، تو فقط در این زندگی دنیا می توانی حکم کنی.
إِنَّآ ءَامَنَّا بِرَبِّنَا لِيَغْفِرَ لَنَا خَطَٰيَٰنَا وَمَآ أَكْرَهْتَنَا عَلَيْهِ مِنَ ٱلسِّحْرِ ۗ وَٱللَّهُ خَيْرٌۭ وَأَبْقَىٰٓ ۷۳
۷۳. بی تردید ما به پروردگارمان ایمان آوردیم تا خطاهایمان و آن جادویی که ما را به آن واداشتی بر ما بیامرزد؛ وخدا بهتر وپایدارتر است.
إِنَّهُۥ مَن يَأْتِ رَبَّهُۥ مُجْرِمًۭا فَإِنَّ لَهُۥ جَهَنَّمَ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحْيَىٰ ۷۴
۷۴. مسلماً کسی که گنهکار به پیشگاه پروردگارش بیاید، دوزخ برای اوست که در آن نه می میرد و نه زندگی می کند.
وَمَن يَأْتِهِۦ مُؤْمِنًۭا قَدْ عَمِلَ ٱلصَّٰلِحَٰتِ فَأُو۟لَٰٓئِكَ لَهُمُ ٱلدَّرَجَٰتُ ٱلْعُلَىٰ ۷۵
۷۵. و کسانی که مؤمن بیایند در حالی که کارهای شایسته انجام داده اند، برای آنان برترین درجات است.
جَنَّٰتُ عَدْنٍۢ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا ٱلْأَنْهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَا ۚ وَذَٰلِكَ جَزَآءُ مَن تَزَكَّىٰ ۷۶
۷۶. [و آن] بهشت های پایداری است که از زیرِ [درختانِ] آن نهرها جاری است که در آن جاودانه اند؛ و این است پاداش کسانی که خود را [با ایمان و عمل صالح از آلودگی ها] پاک کرده اند.
وَلَقَدْ أَوْحَيْنَآ إِلَىٰ مُوسَىٰٓ أَنْ أَسْرِ بِعِبَادِى فَٱضْرِبْ لَهُمْ طَرِيقًۭا فِى ٱلْبَحْرِ يَبَسًۭا لَّا تَخَٰفُ دَرَكًۭا وَلَا تَخْشَىٰ ۷۷
۷۷. و همانا به موسی وحی کردیم که بندگانم را شبانه [از مصر] حرکت بده، و برای آنان راهی خشک در دریا قرار ده که [در آن موقعیت] نه از رسیدن فرعونیان بترسی و نه از غرق شدن بهراسی.
فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ بِجُنُودِهِۦ فَغَشِيَهُم مِّنَ ٱلْيَمِّ مَا غَشِيَهُمْ ۷۸
۷۸. پس فرعون با لشکریانش آنان را دنبال کرد، و [بخشی] از دریا آنان را فروگرفت، چه فروگرفتنی!
وَأَضَلَّ فِرْعَوْنُ قَوْمَهُۥ وَمَا هَدَىٰ ۷۹
۷۹. و فرعون، قومش را گمراه کرد و راهنمایی ننمود.
يَٰبَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ قَدْ أَنجَيْنَٰكُم مِّنْ عَدُوِّكُمْ وَوَٰعَدْنَٰكُمْ جَانِبَ ٱلطُّورِ ٱلْأَيْمَنَ وَنَزَّلْنَا عَلَيْكُمُ ٱلْمَنَّ وَٱلسَّلْوَىٰ ۸۰
۸۰. ای بنی اسرائیل! به راستی شما را از دشمنتان نجات دادیم، و با شما در جانب راست طور وعده گذاشتیم و ترنجبین و مرغ بریان را بر شما نازل کردیم،
كُلُوا۟ مِن طَيِّبَٰتِ مَا رَزَقْنَٰكُمْ وَلَا تَطْغَوْا۟ فِيهِ فَيَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبِى ۖ وَمَن يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِى فَقَدْ هَوَىٰ ۸۱
۸۱. [و گفتیم:] از خوردنی های پاکیزه [و مطبوع] که روزی شما نمودیم، بخورید و در [مورد] آن از حدود الهی تجاوز نکنید که خشم من بر شما فرود آید، و کسی که خشم من بر او فرود آید، یقیناً هلاک شده است.
وَإِنِّى لَغَفَّارٌۭ لِّمَن تَابَ وَءَامَنَ وَعَمِلَ صَٰلِحًۭا ثُمَّ ٱهْتَدَىٰ ۸۲
۸۲. و مسلماً من آمرزنده کسی هستم که توبه کرد و ایمان آورد و کار شایسته انجام داد، سپس در راه مستقیم پایداری و استقامت ورزید.
۞ وَمَآ أَعْجَلَكَ عَن قَوْمِكَ يَٰمُوسَىٰ ۸۳
۸۳. ای موسی! چه چیز تو را شتابان کرد که قبل از قوم خود [در آمدن به کوه طور] پیشی گرفتی؟
قَالَ هُمْ أُو۟لَآءِ عَلَىٰٓ أَثَرِى وَعَجِلْتُ إِلَيْكَ رَبِّ لِتَرْضَىٰ ۸۴
۸۴. گفت: پروردگارا! من به سوی تو شتافتم تا خشنود شوی. آنان گروهی هستند که اینک به دنبال من می آیند.
قَالَ فَإِنَّا قَدْ فَتَنَّا قَوْمَكَ مِنۢ بَعْدِكَ وَأَضَلَّهُمُ ٱلسَّامِرِىُّ ۸۵
۸۵. [خدا] گفت: ای موسی! ما به راستی قوم تو را پس از آمدن تو امتحان کردیم و سامری آنان را گمراه کرد.
فَرَجَعَ مُوسَىٰٓ إِلَىٰ قَوْمِهِۦ غَضْبَٰنَ أَسِفًۭا ۚ قَالَ يَٰقَوْمِ أَلَمْ يَعِدْكُمْ رَبُّكُمْ وَعْدًا حَسَنًا ۚ أَفَطَالَ عَلَيْكُمُ ٱلْعَهْدُ أَمْ أَرَدتُّمْ أَن يَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبٌۭ مِّن رَّبِّكُمْ فَأَخْلَفْتُم مَّوْعِدِى ۸۶
۸۶. پس موسی خشمگین و اندوهناک به سوی قومش بازگشت، گفت: ای قوم من! آیا پروردگارتان به شما [درباره نزول تورات] وعده ای نیکو نداد؟ آیا زمان آن وعده بر شما طولانی آمد یا خواستید که خشمی از پروردگارتان بر شما فرود آید که با وعده من مخالفت کردید؟!
قَالُوا۟ مَآ أَخْلَفْنَا مَوْعِدَكَ بِمَلْكِنَا وَلَٰكِنَّا حُمِّلْنَآ أَوْزَارًۭا مِّن زِينَةِ ٱلْقَوْمِ فَقَذَفْنَٰهَا فَكَذَٰلِكَ أَلْقَى ٱلسَّامِرِىُّ ۸۷
۸۷. گفتند: ما با اراده خود با وعده تو مخالفت نکردیم، بلکه ما را وادار کردند که بارهایی سنگین از زیور و زینت این قوم را حمل کنیم، پس آنان را [در آتش] انداختیم و به همین صورت سامری هم [آنچه از زیور و زینت داشت] در آتش انداخت.
فَأَخْرَجَ لَهُمْ عِجْلًۭا جَسَدًۭا لَّهُۥ خُوَارٌۭ فَقَالُوا۟ هَٰذَآ إِلَٰهُكُمْ وَإِلَٰهُ مُوسَىٰ فَنَسِىَ ۸۸
۸۸. پس برای آنان مجسمه گوساله ای که صدای گاو داشت بیرون آورد، آن گاه [او و پیروانش] گفتند: این معبود شما و معبود موسی است که [موسی آن را] فراموش کرد [به این خاطر برای طلب معبود به طور رفت.]
أَفَلَا يَرَوْنَ أَلَّا يَرْجِعُ إِلَيْهِمْ قَوْلًۭا وَلَا يَمْلِكُ لَهُمْ ضَرًّۭا وَلَا نَفْعًۭا ۸۹
۸۹. پس آیا درک نمی کنند [و نمی فهمند] که [گوساله، هنگامی که آن را می خوانند] پاسخی به آنان نمی دهد و مالک و صاحب اختیار هیچ سود و زیانی برای آنان نیست؟!
وَلَقَدْ قَالَ لَهُمْ هَٰرُونُ مِن قَبْلُ يَٰقَوْمِ إِنَّمَا فُتِنتُم بِهِۦ ۖ وَإِنَّ رَبَّكُمُ ٱلرَّحْمَٰنُ فَٱتَّبِعُونِى وَأَطِيعُوٓا۟ أَمْرِى ۹۰
۹۰. و به راستی هارون پیش از این به آنان گفته بود: ای قوم من! شما به وسیله این گوساله مورد امتحان قرار گرفته اید، و بی تردید پروردگارتان [خدای] رحمان است، بنابراین از من [که پیامبر او هستم] پیروی کنید و فرمانم را اطاعت نمایید.
قَالُوا۟ لَن نَّبْرَحَ عَلَيْهِ عَٰكِفِينَ حَتَّىٰ يَرْجِعَ إِلَيْنَا مُوسَىٰ ۹۱
۹۱. گفتند: ما همواره بر پرستیدن گوساله باقی می مانیم تا موسی به سوی ما باز گردد.
قَالَ يَٰهَٰرُونُ مَا مَنَعَكَ إِذْ رَأَيْتَهُمْ ضَلُّوٓا۟ ۹۲
۹۲. [هنگامی که موسی بازگشت، به هارون] گفت: ای هارون! وقتی دیدی آنان گمراه شدند چه چیز تو را مانع شد،
أَلَّا تَتَّبِعَنِ ۖ أَفَعَصَيْتَ أَمْرِى ۹۳
۹۳. از اینکه مرا [در برخورد شدید با گمراهان] پیروی کنی؟ آیا از فرمان من سرپیچی کردی؟
قَالَ يَبْنَؤُمَّ لَا تَأْخُذْ بِلِحْيَتِى وَلَا بِرَأْسِىٓ ۖ إِنِّى خَشِيتُ أَن تَقُولَ فَرَّقْتَ بَيْنَ بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ وَلَمْ تَرْقُبْ قَوْلِى ۹۴
۹۴. گفت: ای پسر مادرم! نه ریش مرا بگیر و نه سرم را، من ترسیدم که بگویی: میان بنی اسرائیل تفرقه و جدایی انداختی و سفارش مرا [در حفظ وحدت بنی اسرائیل] رعایت نکردی.
قَالَ فَمَا خَطْبُكَ يَٰسَٰمِرِىُّ ۹۵
۹۵. [موسی] گفت: ای سامری! سبب کار [بسیار خطرناک] تو چه بود؟
قَالَ بَصُرْتُ بِمَا لَمْ يَبْصُرُوا۟ بِهِۦ فَقَبَضْتُ قَبْضَةًۭ مِّنْ أَثَرِ ٱلرَّسُولِ فَنَبَذْتُهَا وَكَذَٰلِكَ سَوَّلَتْ لِى نَفْسِى ۹۶
۹۶. گفت: من به حقایق و اسراری آگاه شدم که آنان آگاه نشدند، پس اندکی از دانش و اسرار رسول را گرفتم و [بر اثر هواپرستی] آن را دور انداختم [و به گوساله سازی پرداختم]؛ و این گونه نفس من [آن کار بسیار خطرناک را برای گمراه کردن بنی اسرائیل] در نظرم آراست.
قَالَ فَٱذْهَبْ فَإِنَّ لَكَ فِى ٱلْحَيَوٰةِ أَن تَقُولَ لَا مِسَاسَ ۖ وَإِنَّ لَكَ مَوْعِدًۭا لَّن تُخْلَفَهُۥ ۖ وَٱنظُرْ إِلَىٰٓ إِلَٰهِكَ ٱلَّذِى ظَلْتَ عَلَيْهِ عَاكِفًۭا ۖ لَّنُحَرِّقَنَّهُۥ ثُمَّ لَنَنسِفَنَّهُۥ فِى ٱلْيَمِّ نَسْفًا ۹۷
۹۷. [موسی] گفت: پس [از میان مردم] برو، یقیناً کیفر تو [به خاطر دور انداختن آثار رسالت و ساختن گوساله] در زندگی این است که [دچار بیماری مُسری ویژه ای شوی تا هر کس نزدیکت آید بگویی:] به من دست نزنید؛ و تو را وعده گاهی [از عذاب بسیار سخت قیامت] است که هرگز نسبت به تو از آن تخلف نخواهد شد، و [اکنون] به معبودت که همواره ملازمش بودی نگاه کن که حتماً آن را در آتش بسوزانیم، سپس سوخته اش را در دریا می پاشیم.
إِنَّمَآ إِلَٰهُكُمُ ٱللَّهُ ٱلَّذِى لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۚ وَسِعَ كُلَّ شَىْءٍ عِلْمًۭا ۹۸
۹۸. معبود شما فقط خدای یکتاست که جز او معبودی نیست، دانش او همه چیز را فرا گرفته است.
كَذَٰلِكَ نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنۢبَآءِ مَا قَدْ سَبَقَ ۚ وَقَدْ ءَاتَيْنَٰكَ مِن لَّدُنَّا ذِكْرًۭا ۹۹
۹۹. این گونه بخشی از اخبار گذشته را برای تو بیان می کنیم و بی تردید ذکری [چون قرآن] از نزد خود به تو عطا کردیم.
مَّنْ أَعْرَضَ عَنْهُ فَإِنَّهُۥ يَحْمِلُ يَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ وِزْرًا ۱۰۰
۱۰۰. کسانی که از آن روی برگردانند، مسلماً روز قیامت وزر و وبال سنگینی بر دوش خواهند کشید.
خَٰلِدِينَ فِيهِ ۖ وَسَآءَ لَهُمْ يَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ حِمْلًۭا ۱۰۱
۱۰۱. در آن [وزر و وبال،] جاودانه اند و چه بد باری روز قیامت برای آنان خواهد بود.
يَوْمَ يُنفَخُ فِى ٱلصُّورِ ۚ وَنَحْشُرُ ٱلْمُجْرِمِينَ يَوْمَئِذٍۢ زُرْقًۭا ۱۰۲
۱۰۲. [آن] روزی که در صور دمیده می شود و گنهکاران را در آن روز، کبودچشم و نابینا محشور می کنیم.
يَتَخَٰفَتُونَ بَيْنَهُمْ إِن لَّبِثْتُمْ إِلَّا عَشْرًۭا ۱۰۳
۱۰۳. در میان خودشان پنهانی و بسیار آهسته می گویند: که [در برزخ] جز ده روز درنگ نکرده اید.
نَّحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَقُولُونَ إِذْ يَقُولُ أَمْثَلُهُمْ طَرِيقَةً إِن لَّبِثْتُمْ إِلَّا يَوْمًۭا ۱۰۴
۱۰۴. ما به آنچه می گویند داناتریم، آن گاه که مُنصف ترینشان می گوید: جز یک روز درنگ نکرده اید،
وَيَسْـَٔلُونَكَ عَنِ ٱلْجِبَالِ فَقُلْ يَنسِفُهَا رَبِّى نَسْفًۭا ۱۰۵
۱۰۵. و از تو درباره کوه ها می پرسند، بگو: پروردگارم آنان را ریشه کن می کند و از هم می پاشد.
فَيَذَرُهَا قَاعًۭا صَفْصَفًۭا ۱۰۶
۱۰۶. پس آنها را به صورت دشتی هموار و صاف وامی گذارد،
لَّا تَرَىٰ فِيهَا عِوَجًۭا وَلَآ أَمْتًۭا ۱۰۷
۱۰۷. که در آن هیچ کژی و پستی و بلندی نمی بینی.
يَوْمَئِذٍۢ يَتَّبِعُونَ ٱلدَّاعِىَ لَا عِوَجَ لَهُۥ ۖ وَخَشَعَتِ ٱلْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَٰنِ فَلَا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْسًۭا ۱۰۸
۱۰۸. در آن روز همه انسان ها دعوت کننده را که هیچ انحرافی ندارد [برای ورود به محشر] پیروی می کنند و صداها در برابر [خدای] رحمان فرو می نشیند و جز صدایی آهسته [چیزی] نمی شنوی.
يَوْمَئِذٍۢ لَّا تَنفَعُ ٱلشَّفَٰعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ ٱلرَّحْمَٰنُ وَرَضِىَ لَهُۥ قَوْلًۭا ۱۰۹
۱۰۹. در آن روز شفاعت کسی سودی ندهد مگر آنکه [خدای] رحمان به او اذن دهد و گفتارش را [در مورد شفاعت از دیگران] بپسندد.
يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا يُحِيطُونَ بِهِۦ عِلْمًۭا ۱۱۰
۱۱۰. [خدا] آنچه را [از احوال و اعمال بندگان] پیش روی آنهاست و آنچه را [از ثواب و کیفر] در آینده دارند، می داند و آنان از جهت دانش به او احاطه ندارند،
۞ وَعَنَتِ ٱلْوُجُوهُ لِلْحَىِّ ٱلْقَيُّومِ ۖ وَقَدْ خَابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْمًۭا ۱۱۱
۱۱۱. و همه چهره ها در برابر [خدای] زنده قائم به ذات خاضع و فروتن می شوند، و کسی که بار ظلم و ستمی با خود برداشت، مسلماً محروم و ناامید شود،
وَمَن يَعْمَلْ مِنَ ٱلصَّٰلِحَٰتِ وَهُوَ مُؤْمِنٌۭ فَلَا يَخَافُ ظُلْمًۭا وَلَا هَضْمًۭا ۱۱۲
۱۱۲. و هر که کارهای شایسته انجام دهد، در حالی که مؤمن باشد، نه از ستمی [درباره حقّش] بیم و هراس خواهد داشت و نه از کاستی و نقصانی [در اجر و مزدش.]
وَكَذَٰلِكَ أَنزَلْنَٰهُ قُرْءَانًا عَرَبِيًّۭا وَصَرَّفْنَا فِيهِ مِنَ ٱلْوَعِيدِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ أَوْ يُحْدِثُ لَهُمْ ذِكْرًۭا ۱۱۳
۱۱۳. و این گونه آن را قرآنی به زبان عربی [فصیح و گویا] نازل کردیم، و در آن هشدارها و تهدیدهای گوناگون آوردیم، امید است [از عقاید و آرای بی پایه و گناه و طغیان] بپرهیزند، یا برای آنان بیداری و هشیاری پدید آورد.
فَتَعَٰلَى ٱللَّهُ ٱلْمَلِكُ ٱلْحَقُّ ۗ وَلَا تَعْجَلْ بِٱلْقُرْءَانِ مِن قَبْلِ أَن يُقْضَىٰٓ إِلَيْكَ وَحْيُهُۥ ۖ وَقُل رَّبِّ زِدْنِى عِلْمًۭا ۱۱۴
۱۱۴. برتر و بلند مرتبه است خدا [یِ یگانه] که فرمانروای هستی و حقّ محض است؛ و پیش از آنکه وحی کردن قرآن بر تو پایان گیرد در خواندنش شتاب مکن، و بگو: پروردگارا! دانش مرا بیفزای.
وَلَقَدْ عَهِدْنَآ إِلَىٰٓ ءَادَمَ مِن قَبْلُ فَنَسِىَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُۥ عَزْمًۭا ۱۱۵
۱۱۵. یقیناً پیش از این به آدم سفارش کردیم [که از میوه آن درخت نخورد] پس فراموش کرد و عزمی استوار برای او نیافتیم.
وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَٰٓئِكَةِ ٱسْجُدُوا۟ لِءَادَمَ فَسَجَدُوٓا۟ إِلَّآ إِبْلِيسَ أَبَىٰ ۱۱۶
۱۱۶. و [یاد کن] هنگامی را که به فرشتگان گفتیم: برای آدم سجده کنید. همه سجده کردند مگر ابلیس که روی برتافت.
فَقُلْنَا يَٰٓـَٔادَمُ إِنَّ هَٰذَا عَدُوٌّۭ لَّكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا يُخْرِجَنَّكُمَا مِنَ ٱلْجَنَّةِ فَتَشْقَىٰٓ ۱۱۷
۱۱۷. پس گفتیم: ای آدم! مسلماً این [ابلیس] دشمنی است برای تو و همسرت، پس شما را از بهشت بیرون نکند که در مشقت و رنج افتی.
إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيهَا وَلَا تَعْرَىٰ ۱۱۸
۱۱۸. قطعاً برای تو [در این مکان موقعیتی است که] است که نه گرسنه شوی و نه برهنه گردی.
وَأَنَّكَ لَا تَظْمَؤُا۟ فِيهَا وَلَا تَضْحَىٰ ۱۱۹
۱۱۹. و نه در آن تشنه شوی و نه دچار آفتاب زدگی گردی.
فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ ٱلشَّيْطَٰنُ قَالَ يَٰٓـَٔادَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلَىٰ شَجَرَةِ ٱلْخُلْدِ وَمُلْكٍۢ لَّا يَبْلَىٰ ۱۲۰
۱۲۰. پس شیطان او را وسوسه کرد، گفت: ای آدم! آیا تو را به درخت جاودان و سلطنتی که کهنه نمی شود، راهنمایی کنم؟
فَأَكَلَا مِنْهَا فَبَدَتْ لَهُمَا سَوْءَٰتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِن وَرَقِ ٱلْجَنَّةِ ۚ وَعَصَىٰٓ ءَادَمُ رَبَّهُۥ فَغَوَىٰ ۱۲۱
۱۲۱. پس هر دو [به سبب وسوسه شیطان] از میوه آن [درخت] خوردند، در نتیجه شرمگاهشان بر آنان پدیدار شد و شروع به چسباندن برگ های درختان بهشت بر [شرمگاه] خود کردند. و آدم پروردگارش را نافرمانی کرد و [از رسیدن به آنچه شیطان به او القا کرده بود] ناکام ماند.
ثُمَّ ٱجْتَبَٰهُ رَبُّهُۥ فَتَابَ عَلَيْهِ وَهَدَىٰ ۱۲۲
۱۲۲. آن گاه پروردگارش او را برگزید و توبه اش را پذیرفت و او را راهنمایی کرد.
قَالَ ٱهْبِطَا مِنْهَا جَمِيعًۢا ۖ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّۭ ۖ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنِّى هُدًۭى فَمَنِ ٱتَّبَعَ هُدَاىَ فَلَا يَضِلُّ وَلَا يَشْقَىٰ ۱۲۳
۱۲۳. [خدا] گفت: هر دو با هم از بهشت [به سوی زمین] فرود آیید که برخی از شما دشمن برخی دیگرند، پس اگر از سوی من هدایتی به شما رسید، هر کس از هدایتم پیروی کند، نه گمراه می شود و نه به مشقت و رنج می افتد.
وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِى فَإِنَّ لَهُۥ مَعِيشَةًۭ ضَنكًۭا وَنَحْشُرُهُۥ يَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ أَعْمَىٰ ۱۲۴
۱۲۴. و هر کس از هدایت من [که سبب یاد نمودن از من در همه امور است] روی بگرداند، برای او زندگی تنگ [و سختی] خواهد بود، و روز قیامت او را نابینا محشور می کنیم.
قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِىٓ أَعْمَىٰ وَقَدْ كُنتُ بَصِيرًۭا ۱۲۵
۱۲۵. می گوید: پروردگارا! برای چه مرا نابینا محشور کردی، در حالی که [در دنیا] بینا بودم؟
قَالَ كَذَٰلِكَ أَتَتْكَ ءَايَٰتُنَا فَنَسِيتَهَا ۖ وَكَذَٰلِكَ ٱلْيَوْمَ تُنسَىٰ ۱۲۶
۱۲۶. [خدا] می گوید: همین گونه که آیات ما برای تو آمد و آنها را فراموش کردی این چنین امروز فراموش می شوی.
وَكَذَٰلِكَ نَجْزِى مَنْ أَسْرَفَ وَلَمْ يُؤْمِنۢ بِـَٔايَٰتِ رَبِّهِۦ ۚ وَلَعَذَابُ ٱلْءَاخِرَةِ أَشَدُّ وَأَبْقَىٰٓ ۱۲۷
۱۲۷. و کسی را که [از هدایت حق] تجاوز کرده و به آیات پروردگارش ایمان نیاورده، این گونه کیفر می دهیم، و بی تردید عذاب آخرت سخت تر و پایدارتر است.
أَفَلَمْ يَهْدِ لَهُمْ كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنَ ٱلْقُرُونِ يَمْشُونَ فِى مَسَٰكِنِهِمْ ۗ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَٰتٍۢ لِّأُو۟لِى ٱلنُّهَىٰ ۱۲۸
۱۲۸. پس آیا [این حقیقت] سبب هدایتشان نشده است که چه بسیار امت ها را پیش از آنان هلاک کردیم که [اینان] در مساکن آنان رفت و آمد می کنند؟ مسلماً در این [امور] نشانه هایی [عبرت آموز] برای صاحبان خرد است.
وَلَوْلَا كَلِمَةٌۭ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ لَكَانَ لِزَامًۭا وَأَجَلٌۭ مُّسَمًّۭى ۱۲۹
۱۲۹. و اگر سنت و روشی از پروردگارت [نسبت به تأخیر افتادن عذاب از آنان] نگذشته بود و نیز مدتی که [برای زندگی آنان] مشخص و معین شده است، قطعاً عذاب خدا بدون تأخیر بر آنان لازم و حتم می شد.
فَٱصْبِرْ عَلَىٰ مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ ٱلشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا ۖ وَمِنْ ءَانَآئِ ٱلَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ ٱلنَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَىٰ ۱۳۰
۱۳۰. پس در برابر آنچه [مشرکان] می گویند، شکیبا باش، و پیش از طلوع خورشید و پیش از غروب آن پروردگارت را همراه با سپاس و ستایش تسبیح گوی، و [نیز] در بخشی از ساعات شب و اطراف روز تسبیح گوی تا [به سنت ها و تدبیرهای او] خشنود شوی.
وَلَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَىٰ مَا مَتَّعْنَا بِهِۦٓ أَزْوَٰجًۭا مِّنْهُمْ زَهْرَةَ ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ ۚ وَرِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌۭ وَأَبْقَىٰ ۱۳۱
۱۳۱. دیدگانت را به آنچه برخی از اصناف آنان را بهره مند کردیم مدوز، [آنچه به آنان داده ایم] شکوفه [بی میوه و زیور و زینت] دنیاست تا آنان را در آن بیازماییم، و رزق پروردگارت بهتر و پایدارتر است.
وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِٱلصَّلَوٰةِ وَٱصْطَبِرْ عَلَيْهَا ۖ لَا نَسْـَٔلُكَ رِزْقًۭا ۖ نَّحْنُ نَرْزُقُكَ ۗ وَٱلْعَٰقِبَةُ لِلتَّقْوَىٰ ۱۳۲
۱۳۲. و خانواده ات را به نماز فرمان بده و خود نیز بر آن شکیبایی ورز؛ از تو رزقی نمی طلبیم، ما به تو روزی می دهیم و عاقبت نیک برای پرهیزکاری است.
وَقَالُوا۟ لَوْلَا يَأْتِينَا بِـَٔايَةٍۢ مِّن رَّبِّهِۦٓ ۚ أَوَلَمْ تَأْتِهِم بَيِّنَةُ مَا فِى ٱلصُّحُفِ ٱلْأُولَىٰ ۱۳۳
۱۳۳. و [مشرکان] گفتند: چرا [پیامبر] معجزه ای از سوی پروردگارش برای ما نمی آورد؟ آیا [این قرآن که] شاهد و دلیلی روشن بر [معارف] کتاب های پیشین [آسمانی است] برای آنان نیامده؟!
وَلَوْ أَنَّآ أَهْلَكْنَٰهُم بِعَذَابٍۢ مِّن قَبْلِهِۦ لَقَالُوا۟ رَبَّنَا لَوْلَآ أَرْسَلْتَ إِلَيْنَا رَسُولًۭا فَنَتَّبِعَ ءَايَٰتِكَ مِن قَبْلِ أَن نَّذِلَّ وَنَخْزَىٰ ۱۳۴
۱۳۴. و اگر آنان را پیش از نزول قرآن هلاک می کردیم، قطعاً می گفتند: پروردگارا! چرا رسولی به سوی ما نفرستادی تا پیش از آنکه خوار و رسوا شویم، آیات تو را پیروی کنیم.
قُلْ كُلٌّۭ مُّتَرَبِّصٌۭ فَتَرَبَّصُوا۟ ۖ فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحَٰبُ ٱلصِّرَٰطِ ٱلسَّوِىِّ وَمَنِ ٱهْتَدَىٰ ۱۳۵
۱۳۵. بگو: هر یک [از ما و شما] منتظریم، پس منتظر باشید که به زودی خواهید دانست که رهروان راهِ راست و ره یافتگان چه کسانی هستند؟

این بخش برگرفته از کتابِ «نظمِ قرآن» اثرِ عبدالعلی بازرگان است؛ کوششی برای نشان‌دادنِ پیوستگیِ آیات و ساختارِ درونیِ هر سوره، در برابرِ این تصور که چینشِ آیات پراکنده است. متنِ حاضر از بازخوانیِ نسخهٔ چهارجلدیِ کتاب فراهم شده و تنها بخشِ مربوط به همین سوره را در بر دارد.


نظم قرآن (بازرگان) — سوره ۲۰

منبع: OCRِ بازخوانی‌شدهٔ ۴ جلدی، ۱۴۰۵/۰۴ (mistral-ocr + بازبینیِ Codex).


سوره «طه» (۲۰)

حروف مقطعه

سوره طه نیز همچون بسیاری از سوره‌های قرآن، با حروف مقطعه آغاز می‌گردد. در مورد کلمه «طه» که نام این سوره¹ و رمز ابتدای آیات آن می‌باشد، مفسرین نظریات بسیار مختلف و متنوعی داده‌اند که هیچکدام متکی به دلائل قانع‌کننده قرآنی یا علمی نمی‌باشد، البته برخی به روایتی از امام صادق (ع) متوسل شده‌اند که کلمه «طه»، همچنین کلمه «یس»، را از اسماء و صفات آسمانی و باطنی رسول خدا (ص) که مختص آن حضرت بوده، به عنوان رمزی میان خداوند و رسولش، که واقعیت آنرا دیگران نمی‌دانسته‌اند، شمرده‌است.

به گفته مرحوم علامه طباطبائی (در تفسیر المیزان) «سوره‌هایی که حروف مقطعه بر سر آن آمده است با یکدیگر ارتباط دارند و اشتراک این حروف میان چند سوره دلالت بر اشتراک مضامین آنها می‌نماید» این سخن که شواهد بسیاری از طریق تحقیق و بررسی آنرا تأیید می‌کند می‌تواند راهنمای مفید و مؤثری برای کشف حروف مقطعه این سوره و سایر سوره‌های قرآن قرار گیرد. به خصوص اگر توجه داشته باشیم تک تک حروف تشکیل دهنده


۱. به جز این سوره، ۳ سوره دیگر نیز نام آنها از حروف مقطعه آغاز آن اخذ شده است: «یس»، «ص» و «ق». این مطلب نشان می‌دهد اهمیت این حروف به قدری است که به عنوان یک رمز نام سوره شده است.

این کلمات معنای خاصی دارد. ۱. مهم تر از آن اینکه برخی از حروف مقطع یک آیه محسوب

شده و برخی دیگر قسمتی از آیه اول سوره را تشکیل می‌دهند و در سوره شوری ۲ آیه

به حروف مقطع اختصاص داده شده است.

۱. جمعاً (۶) سوره قرآن با حروف مقطع آغاز شده که در (۹) سوره آن حروف مقطع به عنوان یک آیه مستقل

محسوب شده‌اند (سوره شوری دو نوع حروف مقطع دارد) و ۱۰ مورد دیگر بخشی از آیه اول هستند. ذیلاً

حروف مقطع و سوره‌هایی که با آن آغاز شده‌اند نام برده می‌شوند:

(۱۰) سوره (مهم)

(۲) سوره (مهم)

(۳) سوره (مهم)

(۱۱) سوره (مهم)

(۲) سوره (مهم)

(۱۲) سوره (مهم)

(۳) سوره (مهم)

(۱۳) سوره (مهم)

(۱۴) سوره (مهم)

(۱۵) سوره (مهم)

۲. سوره‌هایی که حروف مقطع آن یک آیه مستقل محسوب نشده‌اند عبارتند از: یونس، هود، یوسف، ابراهیم،

حجر، رعد، ص، طس، ق، ن.

به این ترتیب معلوم می‌شود حروف: «الر»، «المر»، «ص»، «ق»، «ن»، «طس» به عنوان یک آیه محسوب نشده‌اند.

(۱۰) سوره

(۲۰) طه

اینک با توجه به نکات فوق می‌توانیم به سراغ سوره «طه» برویم و با استفاده از خود قرآن گوشه‌ای از این رمز را درک نمائیم. قدر مسلم این است که اگر این کلمات تنها رمزی میان خدا و رسولش بوده و برای سایر مسلمانان (گذشته و آینده) پیامی و فایده‌ای نداشته است، در قرآن نمی‌آمد، همینکه برای قرائت مسلمانان ثبت و ضبط شده باید در آن تدبر و تفکر نمود و به اشارات و رموز آن پی برد.

کلمه «طه» از دو حرف «ط» و «ه» تشکیل شده است، اگر فرضیه ارتباط مضامین بین سوره‌هائی که حروف مقطعه مشترک دارند، درست باشد، باید از یک طرف بین سوره «طه» با سوره‌هائی که حرف ط در حروف مقطعه آنها به کار رفته، مثل سه سوره پشت سرهم: شعراء، نمل و قصص، که با «طس» یا «طسم» شروع شده‌اند، از طرف دیگر با سوره مریم که حرف «ه» در حروف مقطعه آن به کار رفته است (کهیعض) ارتباطی برقرار باشد.

با بررسی و مطالعه ۳ سوره: شعراء، نمل و قصص، به زودی به اشتراک مهمی میان این سوره‌ها با سوره «طه» پی می‌بریم؛ مهمترین موضوع هر چهار سوره، شرح زندگی و رسالت حضرت موسی (ع) است. و این داستان محور اساسی سوره‌های مذکور را تشکیل می‌دهد. شگفت اینکه کلماتی که در این سوره‌ها، به خصوص در داستان حضرت موسی (ع) به کار رفته، بیش از همه جای قرآن حرف «ط» در آن به کار رفته است. مثل: طور، طوی، طود، طغیان، طریقه، طین، طیبات و غیره.

اگر خواسته باشیم به کمک محاسبات آماری رابطه‌ای بین حرف «ط» در این سوره و ۳ سوره دیگر پیدا کنیم به ارقام شگفت‌انگیزی می‌رسیم، که تماماً ضریبی از عدد «۹» و «۱۹»


۱. در سوره طه ۹۰ آیه از ۱۳۵ آیه، در شعراء ۶۰ آیه از ۲۲۶ آیه، در نمل ۸ آیه از ۹۳ آیه و در قصص ۱۵ آیه از ۸۸ آیه به داستان حضرت موسی اختصاص یافته است. در سوره نمل این نسبت کم است. شاید به همین دلیل هم حروف مقطعه آن یک آیه محسوب نشده است.

بوده قانونمندی این فاکتور را در کل سوره هائی که با حروف مقطعه آغاز شده‌اند تأیید می‌کند (مطابق محاسبات دکتر رشاد خلیفه استاد کامپیوتر دانشگاه آریزونا تعداد این حروف در تمامی ۲۸ سوره قرآن بدون استثناء ضريب (۱۹) می‌باشد).¹

مثل:

طه، طوی، طغی (۲ بار)، اصطنعتک، اعطی، طریقتکم، فلاقطعن، فطرنا، خطایانا، طریقاً، طور، طیبات، تطغوا، افطال، اطیعوا، خطبک، یفرط، یطغی.

در سوره شعراء (ینطلق، لاقطعن، خطایانا، کالطود)، در سوره نمل (تصطلون)، در سوره قصص (طائفه، فالتقطه، خاطئين، ربطنا، شیطان، یبطش، خطبکما، طور، تصطلون)، شاطی، سلطاناً، طین، فاطلع، فتطاول).

طوی، طغی (۲ بار)، طریقتکم، طریقاً، طور (۳ بار)، طیبات، تطغوا، طال، اطیعوا، یطغی، ینطلق، طود، طائفه، طین، فاطلع، فتطاول.

تعداد حرف «ط» در ۴ سوره (طه - شعراء - قصص - نمل) ۱۰۷ و تعداد حرف «ه» در ۲ سوره طه و مریم ۴۸۲ است که جمعاً ۵۸۹=۱۹×۳ می‌باشد.

*

با توجه به ارتباط دقیق موضوعی در چهار سوره موردنظر و کاربرد حساب شده حرف «ط» در این چهار سوره (در رابطه با رسالت حضرت موسی) می‌توانیم چنین احتمال دهیم که حرف «ط» رمزی است برای یادآوری رسالتی که حضرت موسی در رابطه با امت


١. مطابق محاسبات نامبرده تعداد حرف ط در سوره طه ۲۸ و تعداد ه ۳۱۴ می‌باشد که جمع آن ضريب ۱۹ است (۳۴۲=۱۸=۱۹) همچنین مجموع کلمات دارای حرف ط در ۴ سوره قرآن و حرف ه در دو سوره ۳۱=۱۹×۳ می‌باشد.

(۲۰) ۳۶۱

بنی اسرائیل به عهده داشته است.

امّا حرف «ه»، می‌دانیم به جز سوره طه، تنها سوره مریم حروف مقطعه ای شامل حرف

«ه» دارد (کهیعص). در جمع بندی و خلاصه سوره مریم دیدیم که موضوع «صلوة» در

معنای وسیع آن که شامل: دعا، مناجاة، تسبیح، تقرب، سجده و ... است، محور اساسی و

از مهمترین موضوعات سوره می‌باشد. اینک اگر خواسته باشیم ارتباط این دو سوره را، که

حرف «ه» در آغاز آنها به کاررفته، پیدا کنیم، باید مضمون مشترک میان دو سوره را بیابیم.

در سوره «طه» ۲ آیه وجود دارد که انطباق با موضوع اصلی سوره مریم (صلوة) دارد که

عبارتند از:

آیه (۱۴) - اننی انا الله لاله الا انا فاعبدنی و اقم الصلوة لذكرى (خطاب به حضرت موسى)

آیه (۱۳۲) - و امر اهلك بالصلوة و اصطبر عليها لاسئلك رزقاً ... (۵) محمد (ص)

در نخستین آیه، اولین پیام وحی در کوه طور به حضرت موسى را نقل می‌کند که با

خطاب: «فاستمع لما يوحی» مقدم بر هر کلام، بر «عبادت» و اقامه «صلوة» تأکید می‌نماید.

آیه بعد که در اواخر سوره طه آمده است، همین سفارش را در آغاز رسالت حضرت

ختمی مرتبت (ص) به آن بزرگوار می‌نماید.

علاوه بر کلمه «صلوة»، موضوع «ذكر» (تذكرة) نیز (که در مفهوم وسیع صلوة قرار

دارد) در هر دو سوره بسیار به کار رفته است (۸ بار در طه ۷ بار در مریم). از آنجائی که در

کلمات: «صلوة» و «تذكرة» حرف «ه» به کار رفته است، رابطه آنرا با حرف ه در «طه» پیدا

می‌کنیم. از آنجائی که هم حرف «ط» و هم حرف «ه» در این سوره‌ها، در رابطه با رسالت

حضرت موسى می‌باشد، به نظر می‌رسد حروف مقطعه «طه»، در آغاز سوره طه، یادآوری

کننده جریان تاریخی رسالت حضرت موسى، در رابطه با بنی اسرائیل، برای حضرت محمد

(ص) باشد و به عنوان رمزی کوتاه در آغاز سوره، ذهن آن حضرت (و شاید بقیه مسلمانان را)

متوجه این رسالت سازد. با این تفاوت که در سوره «طه» رسالت موسى (ع) را در ارتباط با

توجهات عبادی آن پیامبر و «صلوة» و «ذكر» او بیان می‌کند (و در مقدمه آن، قرآن را که

یادآوری کننده این حقایق است، تذکری برای اهل خشيت می‌شمارد: (الا تذكرة لمن

یخشی) و در سوره‌های شعراء، نمل و قصص، که پس از حرف «ط»، حروف «س» و «م» آمده

است (طسم - طس)، از بُعد و زاویه دیگری (که باید تحقیق شود) رسالت حضرت موسى

(ع) را تبیین می‌نماید. (والله اعلم).

*

اکنون که به نظر می‌رسد گوشه ای از رمز «طه» از زاویه محدودی گشوده شده باشد

خوب است مختصری هم به رمز «یس» بپردازیم که این کلمه نیز مانند طه خطاب به پیامبر است و مفسرین درمورد هر دو کلمه نظریات مشابهی ابراز نموده‌اند.

سوره طه: طه، ما انزلنا علیک القرآن لتشتق، الا تذکرة لمن یخشی، تنزیلاً ممن خلق الارض و السموات العلی.

سوره یس: یس، والقرآن الحکیم انک لمن المرسلین، علی صراط مستقیم، تنزیل العزیز الرحیم.

حرف «ی» تنها در سوره یس و مریم به کار رفته است. اگر این دو سوره را با یکدیگر مقایسه کنیم به سادگی درمی یابیم که رسالت حضرت عیسی (ع) در هر دو سوره بیان شده است. سوره مریم علاوه بر آنکه به نام مادر حضرت عیسی (ع) است، از زکریا و یحیی نیز نام برده است که در رابطه و مصدق آن حضرت بوده‌اند. داستان این بزرگواران که حلقه مرتبطی را تشکیل دهند مهمترین بخش سوره مریم بوده و با آن آغاز می‌شود و ۴۰ آیه (از ۹۸ آیه) سوره به آن اختصاص می‌یابد.

در سوره «یس» گرچه نامی از حضرت «عیسی» برده نشده است، اما رسولان سه گانه ای که به سوی قریه (انطاکیه) فرستاده شدند (در این سوره داستان آنها نقل شده) آنطور که مفسرین گفته‌اند، در دوره حضرت عیسی بوده و از طرف آن حضرت مأموریت یافته‌اند. بنابر این این سوره به رسالت عمومی حضرت عیسی ارتباط پیدا می‌کند و حروف «ی» و «س» در عیسی و یس مشترک هستند.

تعداد «ی» در سوره یس ۲۳۷ و حرف «س» ۴۸ می‌باشد که ضریب (۱۹) است (۲۸۵: ۱۵=۱۹). حرف «ی» نیز در سوره مریم ۳۴۵ بار بکار رفته که مجموع این حرف در دو سوره یس و مریم ۵۸۲ عدد می‌باشد. از طرفی جمع تعداد حرف «س» در ۵ سوره (شعراء، نمل، قصص، یس، شوری) ۳۸۷ می‌باشد که مجموع حرف «ی» در دو سوره و حرف «س» در ۵ سوره ۵۱×۱۹= ۹۶۹= ۳۸۷+ ۵۸۲ می‌باشد.

از آنجایی که هر دو سوره طه و یس متفقاً با ۳ سوره شعراء (۲۶)، نمل (۲۷) و قصص (۲۸) که با حروف مقطعه طسم و طس آغاز شده‌اند، در یک حرف اشتراک داشته و مضامین آنها مشترک می‌باشد، می‌توان این ۵ سوره را مجموعه مرتبطی شمرد که از داستان تاریخی بنی اسرائیل یاد می‌کند، در بخشی از این مجموعه رسالت حضرت موسی (ع) را در رابطه با این امت توضیح می‌دهد و در بخشی دیگر رسالت حضرت عیسی (ع) را که تکمیل کننده همان دین بوده است.

به این ترتیب روشن می‌شود که در سوره طه خداوند رسالت حضرت موسی را به پیامبر

(۲۰) طه

ختمی مرتبت یادآور می‌شود و در سوره «یس» رسالت حضرت عیسی (ع) را. مطابق جداول کتاب سیر تحول قرآن سوره طه در سال چهارم بعثت و سوره «یس» در سال پنجم بعثت نازل شدهاند، یعنی در فاصله یک سال خداوند رمز رسالت این دو پیامبر را به ترتیب بعثت آنها، به حضرت محمد (ص) یادآوری می‌نماید و در سال‌های بعد (در سوره‌های شعراء، نمل، قصص که با همین حروف مقطعه آغاز شدهاند) تفصیل این دو رسالت را بیان می‌کند.¹ به نظر می‌رسد دو رمز: طه و یس اشاره به همان آیه «غیرالمغضوب علیهم و لا الضالین» سوره حمد داشته باشد.

محتوای سوره

این سوره را برای تسهیل فهم روابط آیات آن، به طور کلی می‌توان به پنج قسمت تقسیم نمود:

۱- مقدمه (۸ آیه) - این قسمت که خطاب به رسول اکرم است، با نوعی دلداری و تقویت روحیه نسبت به آن حضرت آغاز می‌شود تا در جریان دعوت و منکرین، خود را به رنج و تعب نیفکند و بداند جز کسانی که اهل خشیت باشند از سخن او تذکر نمی‌گیرند. سپس بر مسئله خالقیت، رحمانیت، مالکیت و علم خداوند، به ترتیب در ۴ آیه بعد، تأکید می‌نماید و سرانجام با ذکر توحید و نام‌های نیکوی الهی مقدمه را تمام می‌کند.

۲- رسالت حضرت موسی (ع) (۹۰ آیه) - درست دوسوم سوره به این موضوع اختصاص یافته است. این بخش که تحت عنوان «حدیث موسی» پس از مقدمه فوق قرار گرفته، از ابتدای رسالت حضرت موسی و اخذ مأموریتش در کوه طور آغاز می‌شود و تا نجات بنی اسرائیل و فتنه گوساله پرستی ادامه پیدا می‌کند. البته در اواسط داستان اشاره ای هم به دوران تولد حضرت موسی می‌شود، اما جنبه یادآوری دارد و از محور داستان خارج می‌باشد. پس از مقدمه ۸ آیه ای ابتدای سوره، این داستان مفصل به عنوان مصداق تاریخی و شاهد مثالی برای یادآوری و عبرت پیامبر (ص) ذکر می‌شود تا در ابلاغ رسالت از این تجربه تاریخی پند گیرد و دل قوی دارد.

۳- قیامت (۱۶ آیه) - به دنبال داستان رسالت حضرت موسی (ع)، آیات ۹۹ تا ۱۱۴ سوره طه به سرنوشت بعدی انسان‌ها در قیامت اشاره می‌کند و به این ترتیب اذهان مسلمانان را از گذشته ای دور، مربوط به تاریخ بنی اسرائیل، به آینده ای دورتر مربوط به قیامت متوجه


¹ در سوره شوری (۴۲) نیز که با حروف مقطعه «حم عسق» آغاز شده به دلیل وجود حرف «س» اشاره ای هم به حضرت عیسی (ع) شده است (آیه ۱۳).

می‌سازد. در این سری آیات از سنگینی بار گناه در روز قیامت، نفحه صور و حشر مجرمین،

اشتباه انسان در تشخیص مدت درنگ در زندگی دنیا، وضعیت کره زمین در روز قیامت،

مسئله شفاعت و علم و احاطه خدا به بندگان و ... یاد می‌کند. این سری آیات با ذکر قرآن

آغاز می‌شود (وقد اتیناک من لدنا ذکراً) و با همین تذکر خاتمه می‌یابد (و کذلک انزلناه

قرآناً عربياً و صرّفنا فيه من الوعيد ... و لا تعجل بالقرآن ...). در واقع این بخش نتیجه گیری از

مطالب گذشته است.

۴ - داستان آدم (۱۲ آیه) - از موضوع قیامت که مربوط به آینده ای ناپیداست، مجدداً

به گذشته ای دور، از تجربه زندگی حضرت آدم در بهشت و هبوطش به زمین بازگشت

می‌نماید. به این ترتیب اولین نسیان و بی ارادگی نوع انسان (... فنسى و لم نجدله عزماً) را از

منشأ پیدایش سراغ می‌دهد تا زمینه‌ها و عواملی را که منجر به فریب انسان توسط شیطان

می‌شود نشان دهد. خداوند فرشتگان را مسجود و او را در بهشت اسکان می‌دهد و با او

عهد می‌کند پیروی از هوای نفس نکرده پایبند فرمان خدا باشد. امّا وسوسه شیطان او را

به فراموشی و عهدشکنی می‌افکند و از آن مقام و منزل به زمین هبوط می‌کند تا مجدداً با

توبه و تلاش و به پای خود شایسته نیل مجدد به آن مقام گردد. این سری آیات با ذکر خدا و

سرنوشت اعراض کنندگان از یاد او در روز قیامت خاتمه پیدا می‌کند.

۵ - نتیجه گیری (۹ آیه) - آخرین بخش سوره، مجموعه ای از حجّت و حکمت است که

به عنوان نتیجه گیری از آیات گذشته مطرح گشته و سوره را جمع بندی و خلاصه گیری

می‌کند. این بخش که خطاب به رسول اکرم می‌باشد، از یک طرف توصیه‌هایی برای تقویت

روحیه آن حضرت می‌نماید، از طرف دیگر انحرافات قوم او را بیان می‌کند. در مورد منکرین

رسالت او اظهار می‌دارد که چرا اینها از هلاکت نسل‌های گذشته که از خرابه‌های آثار تمدن

آنها عبور می‌کنند عبرت نمی‌گیرند و دست از گناه برنمی دارند؟ و اینکه قرآن را آیه خدا و

معجزه نشمرده معجزات مشابه انبیاء سلف تقاضا می‌نمایند و ... در برابر چنین مردمی

خداوند پیامبرش را به صبر و تسبیح و عدم توجه به ناز و نعمت‌های آنها توصیه می‌نماید و

برای ابلاغ رسالت متوجه کانون خانواده اش می‌سازد تا با فرمان دادن آنها به «صلو» و

پایداری در آن، حرکت توحیدی را از نقطه مطمئنی آغاز نماید. موضوع «صلو» (در معنای

وسیع آن) که همه نوع ارتباط انسان با خدا را دربر می‌گیرد، در این سوره نیز همانند سوره

مریم، جنبه اساسی و زیربنائی دارد. سوره با اتمام حجت و اعلام انتظاری که دلالت بر

اختیار و آزادی منکرین در مدت حیات دنیا می‌کند خاتمه می‌یابد.

انبیا (۲۱) ۳۶۵

کلمات کلیدی

در این سوره برخی از کلمات کاربرد زیادی پیدا کردهاند که دقت در آنها میتواند

به فهم محورهای اساسی سوره کمک شایانی بنماید. اهم این کلمات به قرار ذیل هستند:

۱- طغیان - مشتقات این کلمه در این سوره از سایر سُور قرآن بیشتر است. فرعون

به عنوان سمبل استکبار و استعلا در برابر فرمان خدا و رسالت موسی طغیان می‌کند.

۲- نسیان - مشتقات این کلمه پس از سوره کهف از سایر سوره‌های قرآن بیشتر است.

آدم به دلیل نسیان مرتکب خطا شد، سامری به دلیل نسیان دیگران را گمراه کرد و انسان

به دلیل نسیان، کور محشور می‌گردد.

۳- ذکر - مشتقات این کلمه ۷ بار در سوره طه به کار رفته که موقعیت کلیدی آنرا در

رابطه با موضوعات مطرح شده در سوره نشان می‌دهد.

۴- سحر - بعد از سوره شعراء کلمه سحر در این سوره بیش از سایر سوره‌ها به کار

رفته است (۹ بار)

۵- شقاوت - در هر یک از دو سوره طه و مریم که متصل به یکدیگر هستند، سه بار

مشتقات کلمه شقاوت به کار رفته که بیش از بقیه سوره‌ها می‌باشد.

۶- «لاالله الاالله» - کلمه توحید ۳ بار در مقاطع مختلف سوره تکرار شده که قابل توجه

می‌باشد (آیات ۸-۹۸-۱۴)

۷- خشیت - پس از سوره‌های نساء و مائده، موضوع خشیت در این سوره با ۴ بار

تکرار مقام بالائی دارد (آیات ۳-۴۴-۷۷-۹۴)

۸- رحمن - پس از سوره مریم (۱۶ بار) و سوره زخرف (۷ بار) و سوره فرقان (۵ بار) در

سوره‌های طه، ملک و پس هر کدام چهار بار نام رحمن ذکر شده است.

اسماء الحسنى

در این سوره ۲۵ بار نام «رب» تکرار شده که عمدتاً در ترکیب با ضمائر می‌باشد،

همچنین ۷ بار کلمه اله، الهک و الهکم به کار رفته است. نام جلاله «الله» فقط ۶ بار تکرار شده

که به طور چشمگیری در مقایسه با سایر سوره‌ها کم است. وفور نام «رب» و قُلْت نام «الله»

نشان می‌دهد موضوع ربویت در این سوره بیش از الوهیت مورد توجه می‌باشد. به غیر از

این دونام، فقط «رحمن» ۴ بار در این سوره آمده است و اثری از سایر اسماء الحسنى دیده

نمی‌شود.

آهنگ انتهایی آیات

سوره طه ۱۳۵ آیه دارد که به استثنای ۲۸ آیه آن، بقیه با حرف «ی» ختم می‌شوند. موارد استثنا به جز آیه (۷۸) که با حرف «م» ختم می‌شود، ۳۷ آیه دیگر با «الف» تمام می‌شوند. دو کلمه «ی» و «الف» در نوشتن با یکدیگر تفاوت می‌کنند، اما در خواندن اگر «ی» به صدای بالا باشد (که در این سوره عمدتاً چنین است)، هم آهنگ خواهند بود. نکته قابل توجه در این است که در بخش سوم سوره، که مربوط به آیات قیامت می‌باشد، لحن انتهایی آیات تغییر نموده است. آیه ۷۸ که به طور استثنایی با حرف «م» ختم شده به نظر می‌رسد برای جلب توجه به نظم عددی حروف مقطعه سوره باشد (کلمه غشیهم تعداد حرف «ه») را ضریب عدد ۱۹ کرده است).

سال نزول

همه مفسرین اتفاق نظر دارند که این سوره در مکه نازل شده است، البته برخی از مفسرین تعداد کمی از آیات آنرا (ازجمله آیات ۱۲۰ و ۱۳۱) مدنی گرفته‌اند. مطابق جداول کتاب سیر تحول قرآن، این سوره در سال‌های ۴ و ۷ بعثت نازل شده است. به این ترتیب که آیات ۱-۵۵ مربوط به سال ۴ بعثت و بقیه مربوط به سال هفتم بعثت می‌باشد.

موقعیت برخی کلمات در سوره

حمل

قرآن

(۲۰) طه

نکته جالب توجه

در رابطه با حروف مقطعه «طه»، به نظر می‌رسد عمدی در کار بوده تا تعداد هریک از حروف ط و هـ، همانند سایر حروف مقطعه قرآن، ضریب (۹) باشد. در این سوره کلماتی همچون «اصطنعتک» و «اصطبر» به کار رفته است که از ریشه صنع و صبر می‌باشند و در باب افتعال حرف «ط» گرفته‌اند. کلمه «اصطنعتک» منحصراً در همین سوره به کار رفته، اما کلمه «اصطبر» در دو سوره دیگر هم آمده است (مریم ۶۵ و قمر ۲۷). اگر این دو کلمه با حرف ط به کار نرفته بودند، نظم عددی سوره به هم می‌خورد. علاوه بر آن، آیه ۷۸ این سوره برخلاف سایر آیات آن که با «الف» و «ی» ختم شده‌اند، به طور استنشاقی با «م» ختم می‌شود (فاببعهم فرعون بجنوده فغشیهم اليم ماغشیهم) کلمه آخر این آیه، کاملاً غیرعادی و ظاهراً نامأنوس است. اگر به جای «غشیهم»، «غشی» می‌آمد، هم ریتم سوره حفظ می‌شد و هم آهنگ مأنوس تری پیدا می‌کرد. کما آنکه در دو مورد دیگری که در قرآن این کلمه آمده به همین صورت است. این دو مورد در سوره نجم قرار گرفته: آیه ۱۶ - اذیغشی السدره مایغشی. آیه ۵۴ - والمؤتفکه اهوی فغشاها ما غشی. شاید علت این تغییر که احتمالاً برای جلب توجه مسلمانان به همین رموز بوده است، در این باشد که اگر کلمه «غشیهم» تبدیل به «غشی» می‌شد نظم عددی حرف «هـ» (در سوره طه) که ضریب عدد (۱۹) است به هم می‌خورد.

نکات بعدی: نام حضرت موسی (ع) ۱۳۶ بار در قرآن در ۳۴ سوره و حدود سیصد آیه به کار رفته است، اما تنها در بعضی از آنها حرف ط به کار رفته است.

نازعات طوی، طغی، صافات: صراط نساء، سلطانا، طور، طبع. مؤمنون سلطان

ذاریات سلطان: کهف ۹ بار نه در رابطه با بنی اسرائیل، بلکه در رابطه با عبد خدا.

زخرف: فاطاعوه، یونس سیبطله - اطمس - طیبات.

غافر: سلطان، یطبع، فاطلع، اعراف: بطل، لاقطعن، یطیروا، طائرهم، طوفان، اصطفیتک، حبطت، سقط، طیبات، قطعناهم (دوبار)، اسباطا، حطه، خطبئاتکم، باطل

بقره: طیبات، حطه، خطایا، طعام، اهبطوا، طور (۲ بار) یهبط.

در ۳۰ سوره از ۳۴ سوره، در رابطه با رسالت حضرت موسی حدود ۳۶ بار حرف ط به کار رفته (به جز کهف). در حالیکه در ۴ سوره دیگر در همین رابطه (۱۹)×۲ به کار رفته است تنها در دو سوره که با حروف مقطعه الم (بقره) و المص (اعراف) شروع شده، تعداد حرف ط در این رابطه زیاد است ولی در مقایسه با ۴ سوره نامبرده این مقدار کم است. به خصوص اگر

توجه داشته باشیم در ۶۹ آیه سوره اعراف حدود ۱۵ بار «ط» به کار رفته و در آیات بسیار طولانی و مفصل سوره بقره فقط ۸ بار.

به طور کلی تعداد حرف «ط» به طور نسبی در سوره طه به مراتب بیشتر از بقیه سوره‌ها است (البته در اعراف و بقره هم زیاد است).

ارتباط سوره‌های طه و انبیاء (۲۱ و ۲۲)

موضوع آیات انتهایی سوره طه (۱۲۴ تا ۱۳۵)، «اعراض» کافران از «ذکر» خدا و نسیانشان نسبت به آخرت و بی توجهی نسبت به تاریخ گذشتگان و هلاکت نسل‌های منحرف گذشته می‌باشد. همچنین کم بها دادن به قرآن و انتظار معجزه ای همچون معجزات پیامبران گذشته داشتن.

در برابر چنین اعمال و انتظاراتی خداوند پیامبر خود را به صبر و تحمل گفتار آنها و تسبیح به حمد پروردگار در اوقات مختلف شبانه روز و چشم ندوختن به مال و ثروت و بهره مندی‌های دنیائی آنها و ... توصیه می‌نماید.

سوره انبیاء نیز با تأکید بر نزدیک شدن روز حساب و غفلت توأم با اعراض کافران از ذکر پروردگار و به لهو و لعب مشغول بودن آنان افتتاح می‌گردد:

سورهٔ انبیاء · آیهٔ ۱–۳
بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ ٱقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِى غَفْلَةٍۢ مُّعْرِضُونَ ۱
۱. مردم را [هنگام] حسابرسی [آنچه در مدت عمرشان انجام داده اند] نزدیک شده در حالی که آنان با [فرو افتادن] در غفلت [از دلایل اثبات کننده معاد] روی گردانند.
مَا يَأْتِيهِم مِّن ذِكْرٍۢ مِّن رَّبِّهِم مُّحْدَثٍ إِلَّا ٱسْتَمَعُوهُ وَهُمْ يَلْعَبُونَ ۲
۲. هیچ یادآوری و پند تازه ای از سوی پروردگارشان برای آنان نمی آید مگر آنکه آن را می شنوند و در حالی که سرگرم بازی هستند [آن را مسخره می کنند.]
لَاهِيَةًۭ قُلُوبُهُمْ ۗ وَأَسَرُّوا۟ ٱلنَّجْوَى ٱلَّذِينَ ظَلَمُوا۟ هَلْ هَٰذَآ إِلَّا بَشَرٌۭ مِّثْلُكُمْ ۖ أَفَتَأْتُونَ ٱلسِّحْرَ وَأَنتُمْ تُبْصِرُونَ ۳
۳. دل هایشان [به امور مادی، خوشگذرانی و معصیت] مشغول است؛ و آنان که ستم پیشه اند رازگویی خود را پنهان داشتند [و گفتند:] آیا این پیامبر جز این است که بشری مانند شماست؟ آیا شما با چشم باز وشناخت وآگاهی به سوی سِحر می روید؟!

بنابر این می‌توان گفت دنباله مطالب سوره طه به طور منطقی و طبیعی در سوره انبیاء پیگیری و تعقیب شده و با سیاق و سخن دیگری بی توجهی و غفلت کافران مذمت گردیده است.

در برابر چنین رفتاری، در سوره طه خداوند پیامبر را به انتظار برای به نتیجه و سرآمد رسیدن و مکتبستات و عمر کافران دعوت می‌نماید:

سورهٔ طه · آیهٔ ۱۳۵
قُلْ كُلٌّۭ مُّتَرَبِّصٌۭ فَتَرَبَّصُوا۟ ۖ فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحَٰبُ ٱلصِّرَٰطِ ٱلسَّوِىِّ وَمَنِ ٱهْتَدَىٰ ۱۳۵
بگو: هر یک [از ما و شما] منتظریم، پس منتظر باشید که به زودی خواهید دانست که رهروان راهِ راست و ره یافتگان چه کسانی هستند؟

و در سوره انبیاء گفتار آن حضرت را در مورد علم خدا بر هر سخنی در آسمان‌ها و زمین نقل می‌نماید:

سورهٔ انبیاء · آیهٔ ۴
قَالَ رَبِّى يَعْلَمُ ٱلْقَوْلَ فِى ٱلسَّمَآءِ وَٱلْأَرْضِ ۖ وَهُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلْعَلِيمُ ۴
[پیامبر به آنان] گفت: [رازگویی خود را پنهان نکنید، زیرا] پروردگارم هر سخنی را در آسمان و زمین می داند، و او شنوا و داناست.