این بخش برگرفته از کتابِ «نظمِ قرآن» اثرِ عبدالعلی بازرگان است؛ کوششی برای نشاندادنِ پیوستگیِ آیات و ساختارِ درونیِ هر سوره، در برابرِ این تصور که چینشِ آیات پراکنده است. متنِ حاضر از بازخوانیِ نسخهٔ چهارجلدیِ کتاب فراهم شده و تنها بخشِ مربوط به همین سوره را در بر دارد.
نظم قرآن (بازرگان) — سوره ۳۸
منبع: OCRِ بازخوانیشدهٔ ۴ جلدی، ۱۴۰۵/۰۴ (mistral-ocr + بازبینیِ Codex).
(ص) (٣٨)
حرف مقطعه (ص)
حرف (ص) در حروف مقطعه ٣ سوره به کار رفته است: سوره اعراف (المص)، سوره مريم (کهیعص) و سوره ص (ص).
مطابق محاسبات آماری دکتر رشاد خلیفه مجموع حرف (ص) در سه سوره فوق الذکر همانند سایر حروف مقطعه در بقیه سورهها، ضریبی از عدد ١٩ میباشد:
$$
\text{اعراف}^۱ (\mathbf{٩٧}) + \text{مريم}^٢ (۲۶) + \text{ص}^٣ (۲۸) = ۱۵۲ \times ۸ = ۱۹
$$
١. کلماتی که در سوره اعراف مشتمل بر حرف (ص) میباشند به ترتیب از ابتدای سوره عبارتند از: المص - صدرک - نقص - صورناکم - صاغرین - صراطک - ناصحین - یخصفان - مخلصین - خالصه - نفصل - یقصون - اصلح - اصحاب - نصیبهم - صالحات - اصحاب - صدورهم - اصحاب - اصحاب - یصدون - اصحاب - صرفت - ابصارهم - اصحاب - اصحاب - اصحاب - فصاناه - اصلاحها - نصرف - انصح - ناصح - صادقین - صالحاً - قصوراً - صالحاً - صالح - فاصبحوا - نصحت - ناصحین - اصلاحها - صراط - تصدون - فاصبروا - فاصبحوا - نصحت - اصباهم - نقص - صادقین - عصاه - عصاک - صاغرین - لاصلینکم - صبراً - اصبروا - نقص - تصبهم - مفصلات - صبروا - یصنع - اصنام - اصلح - صعقاً - اصطفیتک - تفصیلاً - ساصرف - اصیب - اصرهم - نصروه - عصاک، صالحون - صلوة، مصلحین - نفصل - فاقصص (٢ بار) - قصص (٢ بار) - یبصرون - صاحبانهم - صالحاً - صالحاً - نصراً - ینصرون - صامتون - صادقین - ینصرون - صالحین - نصرکم - ینصرون - یبصرون - مبصرون - یقصرون - بصائر - انصتواً - أصال. (جمعاً ٩٧ کلمه)
٢. به ترتیب از ابتدای سوره: کهیعص - صبیاً - عصیاً - قصیاً - صوماً - صبیاً - اوصانی - صلوة - صراط - ابصر - صدیقاً - یبصر - صراطاً - عصیاً - صدق - مخلّصاً - صادق - صلوة - صدیقاً - صلوة - صالحاً - اصطبر - صلیاً - صالحات - احصیهم - صالحات (جمعاً ٢۶ کلمه).
٣. به ترتیب از ابتدای سوره: ص - مناص - اصبروا - اصحاب - صیحه، اصبر - فصل - خصم، خصمان - صراط - صالحات - صالحات - صافنات - اصحاب - غواص - اصفاد - بنصب - صابراً - ابصار - خالصة - مصطفین - قاصرات - یصلونها - صالوا - ابصار - تخاصم - یختصمون - مخلصین، که جمعاً ٢٨ کلمه میباشد.
جالب اینکه در دو سوره اعراف و مریم نیز که حروف مقطعه ترکیبی دارند (المص - ۱)
کهیعص، مجموع حروف مقطعه هر سوره ضریب ۱۹ میباشد؛
سوره اعراف (المص) مجموع حروف چهارگانه (۱ - ل - م - ص) = ۵۳۲۰ = ۲۸۰ (۱۹)
سوره مریم (کهیعص) مجموع حروف پنجگانه (ک - ه - ی - ع - ص) = ۷۹۸ = ۴۲ (۱۹)
نظم آماری فوق که در مورد سایر سورهها و سایر حروف مقطعه هم صادق است، نشانگر ارتباط مفهومی و موضوعی این سه سوره میباشد که باید به درک و فهم آن نزدیک شویم.
اتفاقاً شماره ترکیبی سوره مریم در قرآن ۱۹ و شماره سوره ص ۳۸ = ۲ × ۱۹ میباشد. اگر خواسته باشیم فصل مشترکی برای سه سوره به دست آوریم، مهم تر از هر چیز به نظر میرسد جریان رسالت انبیاء باشد که موضوع اصلی هر سه سوره را تشکیل میدهد. به طوریکه در سوره اعراف نام ۷ تن از پیامبران، ۳ در سوره مریم نام ۱۰ تن و در سوره ص ۹ تن از آنان و رسالتشان ذکر گشته است. و عجیب اینکه اگر نامهای تکراری را حذف کنیم، دقیقاً به ۱۹ رسالت میرسیم!! اسامی این رسولان که گویا همان «اصحاب الاعراف» سوره اعراف باشند عبارتست از:
نوح، هود، صالح، شعیب، ابراهیم، لوط، یعقوب، اسمعیل، اسحق، موسی (و هارون)
۱. مجموع این حروف مقطعه در سه سوره فوق الذکر، ۹ حرف میباشد که مطابق تعبیر ریاضی رشاد خلیفه معنای بخصوصی دارد.
۲. شاید دلیل اینکه حروف مقطعه دو سوره مریم و اعراف ضریب ۱۹ هستند ولی تعداد حرف ص در سوره ص ضریب ۱۹ نیست در این باشد که حروف مقطعه دو سوره اعراف و مریم یک آیه مستقل حساب شدهاند، ولی حرف مقطعه ص در ابتدای سوره ص یک آیه محسوب نگشته است.
۳. نوح، هود، صالح، لوط، شعیب، موسی و هارون.
۴. زکریا، یحیی، عیسی، ابراهیم، اسحاق، یعقوب، موسی، اسمعیل، ادریس، هارون (نام اسرائیل هم آمده که لقب حضرت یعقوب میباشد).
۵. داود، سلیمان، ایوب، ابراهیم، اسحق، یعقوب، اسمعیل، الیسع، ذالکفّل.
ص
داود، سليمان، ايوب، اليسع، ذا الكفل، زكريا، يحيى، عيسى و ادريس. ١ و ٢
نكته مشترک دیگری که در ابتدای هر سه سوره به چشم میخورد، کلمه «ذکر» میباشد.
سوره اعراف: المص، كتاب انزل الیک فلا يكن فی صدرك حرج منه لتنذر به و ذكری
للمومنین. اتبعوا ما انزل الیکم... قلیلًا ما تذكرون.
سوره مریم: كهیعض، ذكر رحمت ربك عبده زكريا.
سوره ص: ص والقرآن ذی الذكر.
مشتقات کلمه «ذکر» مجموعاً ٣٦ بار در این سه سوره به کار رفته است ٣ که وفور
کاربرد آنرا در این مجموعه نشان میدهد. بسیاری از این موارد مستقیماً در رابطه با رسولان
قرار دارد که ذیلاً یادآور میشود:
سوره مریم آیه (٤١) و اذكر فی الكتاب ابراهیم.
( ١٧) و اذكر عبدنا داود
در سوره اعراف نیز از زبان رسولان مرتباً با تكرار کلمه «واذكروا» تاكید بر كلمه «ذكر»
میگردد:
سوره اعراف آیه (٦٩) او عجبتم ان جاء كم ذكر من ربكم على رجل منكم لينذركم
١. تعداد رسولان ٢٠ تن میباشد. امّا از آنجائیکه موسی و هارون (علیهما السلام) یک رسالت داشتند مجموع
رسالتها را ١٩ گرفته ایم.
در ضمن در سوره مریم نام «اسرائیل» آمده است که لقب حضرت یعقوب میباشد. جالب اینکه در قرآن ٤١ بار
بینی اسرائیل آمده است اما فقط ٢ بار نام اسرائیل برده شده و هردو در سورههای با حروف مقطعه میباشد: ١-
بقره (الم) آیه ٩٣، ٢- مریم (کهیعض) آیه ٥٨. اگر به جای «اسرائیل» در این دو سوره نام «یعقوب» آمده بود
حساب آماری آن مختل میشد.
٢. البته نام حضرت مریم هم در سوره مریم برده شده چون رسالتی نداشته آن را ذکر نکردیم.
٣. ١٦ بار در سوره اعراف، ١٣ بار در سوره ص و ٧ بار در سوره مریم.
» » » (٨٦) ... واذكروا اذكتم قليلا فكتر كم...
به این ترتیب پی میبریم که باید رابطه ای میان رسالت انبیاء الهی و كلمه «ذكر»، که
قرآن را دارای آن دانسته (ص والقرآن ذی الذكر) و برای مؤمنین مفیدش خوانده (كتاب انزل
الیک... لتنذربه و ذكری للمؤمنین)، وجود داشته باشند. اكنون برای اینکه رابطه حرف «ص»
را، که در هر سه سوره به کار رفته، با رسالت انبیاء توصیف شده در این سورهها پیدا کنیم،
باید ببینیم کدام ویژگی از انبیاء فوق الذكر «تذكر» (توجه به تكرار كلمه «واذكر» در
سورههای مریم و ص) داده شده است که با حرف «ص» ارتباط دارد؟
با بررسی ساده ای میبینیم اتفاقاً همه جا صفاتی که از انبیاء توصیف شده با حرف
«ص» ترکیب شده است.
ذیلاً این موارد را در سه سوره مورد نظر بررسی میکنیم:
- سوره مریم
آیه (٤١) واذكر فی الكتاب ابراهیم انه كان صدیقا نبیاً. صداقت
» (٥١) » » » موسی انه كان مخلصا و كان رسولاً نبیاً. اخلاق
(درباره اسمحق ویعقوب)
نه تنها از جهت مثبت، بلکه از جهت منفی نیز صفات آنها با حرف «ص» ارتباط دارد:
مثل:
آیه (١٤) و برا بوالدیه ولم يكن جباراً عصياً. عدم عصيان
از صفات دیگری که از انبیاء نام برده در سوره مریم میتوانیم مشاهده کنیم، توصیه
آنها به «صلوة» بوده است که با حرف «ص» نوشته میشود: درباره عیسی بن مریم
آیه (٣١) ... و اوصانی بالصلوة والزكوة مادمت حيّاً صلاوة
درباره اسمعیل
آیه (٥٥) و كان یامر اهله بالصلوة و كان عند ربه مرضیاً صلاوة
به این ترتیب میتوان گفت در سوره مریم از صداقت، اخلاص و صلوة ٧ پیامبر نام برده
است.
* سوره اعراف
درباره نوح، ابلغکم رسالات ربی و انصح لکم...
درباره هود: و انا لکم ناصح امین.
صالح، فتولی عنهم و قال یاقوم لقد ابلغتکم رسالات ربی و نصحت لکم ولکن لا تحبون الناصحین.
شعب: و فکیف اسی علی قوم کافرین نصیحت
به این ترتیب تبلیغ رسالتهای الهی و «نصیحت» و خیرخواهی برای مردم، عمده ترین
صفتی است که از انبیاء چهارگانه فوق در سوره اعراف نقل شده است (و صفت دیگری نیز
از انبیاء فوق در سوره اعراف ذکر نگردیده).¹ به نظر میرسد «اصحاب الاعراف» که در آیات
۴۶ و ۴۷ به نقش آنان اشاره شده:² پیامبرانی باشند که مبلغ رسالات الهی و خیرخواه مردم
بودند.
* سوره ص
آیه (۱۷) اصبر علی ما یقولون واذکر عبدنا داود ذاالایه انه اواب³
(۴۴) واذکر عبدنا ایوب) ...انا وجدناه صابراً نعم العبد انه اواب
آیات (۴۶ و ۴۷) انا اخلصناهم بخالصة ذکری الدار
در مورد سه پیامبر نام برده در آیه ۴۸ (واذکر اسمعیل والیسع وذالکفل و کل من الاخیار)
گرچه منحصراً به تعلق آنها به سلسله «اخیار» (نیکان) اکتفا شده و صفتی که مشتمل بر
حرف «ص» باشد از آنها ذکر نگردیده⁴ ولی همانند حضرت داود (ع) «صبر» این پیامبران را
۱. از آیه ۱۴۴ (قال یا موسی انی اصطفیتک ...) میتوان صفت «صفا» را نیز برای حضرت موسی (ع) دریافت کرد.
۲. کلمه اصحاب ۹ بار در سوره اعراف تکرار شده که بعد از سوره واقعه از سایر سورههای قرآن بیشتر است (۴
بار اصحاب النار - ۴ بار اصحاب الجنة - یکبار اصحاب الاعراف)
۳. در آیه فوق با تذکر به داستان حضرت داود، به پیامبر اسلام توصیه به صبر شده است. گرچه در این سوره
مستقیماً صفت صبر به داود (ع) نسبت داده نشده، اما از سورههای دیگر میتوان این ویژگی داود را دریافت
کرد. از جمله آیات ۲۴۹ تا ۲۵۱ بقره (...قال الذین یظنون انهم ملاقوا الله کم من فئة قليلة غلبت فئة كثيرة باذن الله
والله مع الصابرین ولما بر زو الجالوت و جنوده قالوا ربنا افرغ علينا صبراً و ثبت اقدامنا وانصرنا
علی القوم الکافرین فهزموهم باذن الله و قتل داود جالوت ...)
۴. اگر به جای کلمه «اخیار» در آیه ۴۸ صفت صابرین که در آیه ۸۵ سوره انبیاء در شأن پیامبران فوق به کار رفته
تکرار میشد نظم آماری حرف «ص» به هم میخورد و قابل تقسیم بر عدد ۱۹ نبود.
میتوان از آیات دیگر قرآن دریافت نمود. این مطلب را به روشنی میتوانیم در آیه ۸۵ سوره
انبياء مشاهده کنیم:
واسمعیل و ادریس و ذالکف كل من الصابرین.
اتفاقاً این آیه که با جمله «كل من الصابرین» ختم میشود، به دنبال داستان نوح و داود و
سلیمان و ایوب و اسمعیل و ادریس و ذالکف به عنوان جمع بندی بیان شده است که صفت
صبر را برای انبياء فوق، که اتفاقاً نام همه آنها در سوره ص تکرار شده است، تعمیم میدهد. ٢٨١
به این ترتیب میتوان گفت مشخصه اصلی ٧ تن از ١٠ پیامبری که نامشان در سوره
ص «آمد» است (نوح - داود - سلیمان - ایوب - اسمعیل - الیسع - ذالکف) صبر و
مشخصه ٣ تن دیگر (ابراهیم، اسحق و یعقوب) باتوجه به آیات ٤٥ تا ٤٧ سوره ص «
بصیرت»، «خلوص» و «صفا» میباشد. ٣
*
اینک باتوجه به مطالب فوق درباره رسولان و «ذكر» صفات آنها شاید بتوان گفت که
مقصود از حرف «ص» در حروف مقطعه سورههای اعراف، مریم و ص «صفت» رسولان
میباشد که عمدتاً با حرف «ص» به شرح ذیل بیان شده است:
١. به جای ادریس در سوره ص «الیسع» آمده است که به نظر میرسد هر دو مربوط به یک پیامبر باشد، بخصوص
مقايسه ٢ آیه ٨٥ انبياء و ٤٨ ص این مطلب را نشان میدهد (والله اعلم).
٢. در سوره انبياء که اتفاقاً داستان همان ١٠ پیامبری که در سوره ص بیان شده نقل گردیده ٧ پیامبر را با صفت
صبر یاد میکند و ٣ پیامبر را با صفت صالح.
قبل از داستان انبياء هفتگانه فوق که صفت مشترکشان به دلیل آیه «كل من الصابرین» صبر میباشد از ٣ پیامبر
دیگر نام میبرد که صفت مشترکشان به دلیل آیه جمع بندی: کلاً جعلنا صالحین. صالح میباشد. (... و سلاماً
علی ابراهیم ... و نجیناه و لوطأ ... و وهبنا له اسحق و یعقوب نافلة و کلاً جعلنا صالحین ... و لوطأ ... انه من
الصالحین).
٣. در سوره انبياء که اتفاقاً داستان همان ١٠ پیامبری که در سوره ص بیان شده نقل گردیده ٧ پیامبر را با صفت
صبر یاد میکند و ٣ پیامبر را با صفت صالح. قبل از داستان انبياء هفتگانه فوق در سوره انبياء که صفت
مشترکشان به دلیل آیه كل من الصابرین» صبر میباشد از ٣ پیامبر دیگر نام میبرد که صفت مشترکشان به دلیل
آیه كل من الصابرین» صبر میباشد. از ٣ پیامبر دیگر نام میبرد که صفت مشترکشان به دلیل آیه جمع بندی: کلاً
جعلنا صالحین «صالح» میباشد (... و سلاماً علی ابراهیم ... و نجیناه و لوطأ ... و وهبنا له اسحق و یعقوب نافلة
و کلاً جعلنا صالحین ... و لوطأ ... انه من الصالحین).
$$
\begin{array}{l l}
\text{صداقت} & \text{درباره: ابراهیم، اسمعیل، ادریس، اسحق و یعقوب.} \\
\text{صفا و خلوص} & : \text{موسی، ابراهیم، اسحق، یعقوب.} \\
\text{: (اهل) صلوة} & : \text{عیسی و اسمعیل، سلیمان}^۱ \\
\text{: نصیحت} & : \text{نوح، هود، صالح، شعیب.} \\
\text{: صبر} & : \text{داود، ایوب، اسمعیل، ادریس، ذالکفل، نوح، سلیمان} \\
\text{: بصیرت} & : \text{ابراهیم و اسحق و یعقوب}
\end{array}
$$
ذکر این مطلب نیز قابل توجه و بررسی است که ۶ کلمه «صبر»، «صراط»، «صالحات»، «ابصار»، «اخلاص» در هر سه سوره مشترکاً به کار رفته است که محورهای مرتبط این سه سوره را نشان میدهد.۲
محتوای سوره
سوره «ص» همانند سوره قبل (صافات)، مشتمل بر نظریات مشرکین و تکذیب پیامبر (ص) میباشد و از انبیاء گذشته برای تقویت روحیه آن حضرت یاد میکند، با این تفاوت که در سوره صافات عمدتاً جریات نجات رسولان و هلاک اقوام تکذیب کننده را مطرح میسازد و پایان کار طرفین را نشان میدهد و در سوره «ص» از صبر و پایداری آنها در زمینههای مختلف نشانه میآورد و متن جریان را نشان میدهد.
مقدمه سوره و مؤخره آن۳ در ارتباط با سرکشی و امتناع مشرکین و دعاوی گمراهانه آنان برای تکذیب پیامبر (ص) میباشد و متن سوره از ۳ بخش عمده:
۱. داستان انبیاء [داود، سلیمان، ایوب (بطور تفصیلی) و ابراهیم و اسحق و یعقوب و اسمعیل و الیسع و ذالکفل (به اجمال)] ۳۷ آیه
۲. بهشت متفقین و جهنم طاغین (وصف ویژگیها) ۱۶ آیه (آیات ۴۹ تا ۶۴).
۳. داستان آفرینش انسان (سجده ملائک، استکبار ابلیس و مهلت برای اغوای انسانها) ۱۵ آیه (۷۱ تا ۸۵)
تشکیل شده که بخش مربوط به داستان انبیاء بیشترین آیات را به خود اختصاص داده
۱. داستان حضرت سلیمان در سوره ص توجه آن حضرت را به وقت نماز نشان میدهد.
۲. صبر در سورههای: اعراف، مریم و ص (۴ + ۱ + ۳) صراط (۲ + ۲ + ۱)، صالحات (۳ + ۳ + ۲)، ابصار (۶ + ۲ + ۲)، اخلاص (۲ + ۱ + ۳) مرتبه به کار رفته است.
۳. مقدمه شامل ۱۱ آیه و مؤخره شامل ۳ آیه میباشد. البته در متن نیز (آیات ۶۵ تا ۷۰) خطاب هائی به مشرکین زمان پیامبر اسلام وجود دارد.
است.
در این بخش از ٩ پیامبر (در سه گروه سه تائی) یاد میکند که داستان سه نفر نخست (داود، سلیمان و ایوب) را در قالب قضایانی به تفصیل بیان میکند و در مورد بقیه به ذکر صفتی از آنها اکتفا مینماید.
از مضمون و محتوای سه قضیه ای که برای ابتلاء و آزمایش این سه پیامبر نقل شده، چنین استنباط میشود که غرض نشان دادن «صبر» آنها در سه زمینه مختلف به شرح ذیل بوده است: (ویژگی این سه پیامبر صبر و اواب بودن میباشد).
١- داود (ع): صبر در حکمیت و قضاوت در اختلافات. (اصبر على يقولون واذكر)
٢- سلیمان (ع): «صبر» در عبادت (مراقبت بر وقت نماز) و نعمت (خود را گم نکردن و مغرور قدرت و امکانات نشدن)
٣- ایوب (ع): «صبر» در مصیبت و محنت. (انا وجدناه صابراً نعم العبد انه اواب)
گرچه از دو داستانی که در باره داود و سلیمان (علیهما السلام) نقل شده، به روشني خطائي از آنها را در حکم کردن و از دست دادن وقت نماز میتوان دریافت کرد که ظاهراً دلالت بر بی صبری میکند، اما بلافاصله از استغفار و بازگشت فوری آنها و اصلاح و جبران خطايشان نام میبرد که توفيق آنها را در فتنه و آزمایش الهی به نمایش میگذارد. جالب اینکه ویژگی هائی که از هر کدام نام میبرد (اواب، اناب، استغفار، ان له عندنا لزلفی...) مشترک است:
در مورد داود (ع): واذكر عبدنا داود ذالایه انه اواب...
در مورد سلیمان (ع): ووهبنا لداود سلیمان نعم العبد انه اواب.
قال رب اغفرلی... وان له عندنا لزلفی و حسن مآب.
همچنین در مورد سومین پیامبر این گروه، یعنی حضرت ایوب (ع) نیز صفت «اواب» را به کار برده است که معنای بازگشت مکرر و توبه مستمر به درگاه خدا دارد (انا وجدناه صابراً نعم العبد انه اواب). از ذکر این صفت و نیز اشاراتی که به اجمال و ابهام به بیم شکستن سوگند شده (فاضرب به ولا تحنث)، همچنین از مضمون احادیث و روایاتی که در مورد این
آیات و احساس رضایت ایوب در انجام عبادت نقل شده، مجموعاً این تصور به ذهن خطور میکند که شاید (والله اعلم) حضرت ایوب نیز همانند دو پیامبر دیگر در جریان فتنه و ابتلاء الهی مرتکب خطای کوچکی گردیده که بلافاصله استغفار و جبران کرده است. ۱ به این ترتیب با ذکر تفصیلی جریان فتنه و ابتلاء سه پیامبر بزرگ، به رسول اکرم حضرت خاتم النبین (ص) این پیام القاء میگردد که در ابلاغ رسالت خود باید در تمامی زمینهها «صبر» نماید؛ صبر در برابر گفتارهای مغرضانه مردم (واصبر علی ما يقولون واذکر عبدنا داود)، صبر در برابر طاعت و مکت و بالاخره صبر در برابر محنت و مصیبت.
در مورد سه پیامبر گروه دوم به اختصار و اجمال از بصیرت و خلوص و صفای آنها یاد میکند:
نیرومندی و بصیرت، خالصانه یاد خانه جاوید بودن و صفا و خوبی، خصلتهای ممتاز دیگری است که پیامبر اسلام (ص) باید یادآور آن گردد.
و اما سه پیامبر گروه سوم در یک آیه و منحصراً با صفت «اخیار» معرفی شدهاند:
همانطور که قبلاً گفته شد (در آیه ۸۵ سوره انبیاء) ۲ تن از سه پیامبر فوق به صفت صبر ستوده شدهاند. بنابراین این صفت در رابطه با صفت سه پیامبر گروه اول (داود، سلیمان و ایوب) میباشد:
*
آنچه در بارة انبیاء سلف گفته شد، «ذکری» است برای رسول اکرم و مؤمنین تا صبر پیشه سازند و در راه اهداف پایداری نمایند. این سوره با اشاره به خاصیت ذکر داشتن قرآن آغاز میگردد (ص و القرآن ذی الذکر) و مجموعاً مشتمل بر ۱۳ مورد مشتقات کلمه ذکر
۱. این مطلب معصومیت انبیاء را نقض نمیکند، آنها هرگز گناهان انسانهای عادی را مرتکب نمیشدند. اما از آنجائی که خدا بی نهایت است و صفات او حد و حصری ندارد، در تخلق به اخلاق الله درجه و مرتبه وجود دارد و معصومیت نسبی میگردد.
۲. این مطلب قابل مطالعه است که چرا به جای نام الیسع در آیه ۴۸ سوره ص، در سوره انبیاء نام ادریس قرار گرفته است. (همچنین وجود حرف «واو» در آیه «وكل من الاخیار»)
میباشد که پس از سوره اعراف از بقیه سورههای قرآن بیشتر است (بطور نسبی بالاترین رقم را دارد). خود قرآن به دلیل مشتمل بودنش بر تذکرات فراوان «ذکر» نامیده شده (آیات ۱ و ۸ و ۲۹ و ۴۹ و ۸۷ به همین معنا اشاره دارد) و ۴ بار در این سوره عبارت «واذکر» به منظور یادآوری سرگذشت بندگان خالص خدا تکرار شده است که نشان میدهد قرآن متضمن ذکری از انبیاء میباشد. همچنین در آخرت نیز از مهم ترین مسائلی شمرده شده که باید به یاد آن بود (انا اخلصناهم بخالصه ذکری الدار). نکته مهم اینکه منحصراً اولوالالباب از داستان انبیاء و پندهای سوره متذکر میشوند:
آیه (۲۹) کتاب انزلناه الیک مبارک لیدبروا آیاته و لیتذکر اولوالالباب.
آیه (۴۴) ووهبنا له (ایوب) اهله و مثلهم معهم رحمة منا وذکری لاولی الالباب.
اولوالالباب خردمندانی هستند که علم را با تقوی درهم آمیختهاند و پس از شناخت هر حقیقتی متذکر گشته خود را اصلاح مینمایند. ۲ در این سوره داستان سلیمان و ایوب را که پس از شناخت و آگاهی نسبت به خطای خود، بلافاصله به سوی خدا رجعت و استغفار کردند، به عنوان تذکری برای اولوالالباب نقل مینماید. تدبر در آیات برای هر کسی که اهل نظر و دقت باشد میسر است، اما تذکر از آن اولوالالباب است (لیدبروا آیاته و لیتذکر اولوالالباب).
نکتههای قابل توجه
۱- پنجمین آیه این سوره که اصلی ترین ایراد مشرکین به پیامبر (ص) را در یگانه شمردن خدا میشمارد (اجعل الالهه الهی واحدا ان هذا لشئ عجاب) دقیقاً چهارمین آیه سوره قبل (ص) را تداعی مینماید که خطاب به کافران صادر شده است. (ان الهکم لواحد).
۲- معنای «عزت» را در مقابله؛ دو آیه: ۲- بل الذین کفروا فی عزة و شقاق. و ۲۳- «عزنی فی الخطاب» میتوان بهتر فهمید.
۳- معنای کلمه «شطط» در آیه ۲۲ (فاحکم بیننا بالحق ولا نشطط واهدنا الی سواء الصراط) با توجه به دو مورد دیگری که در قرآن آمده است، حرف بی ربط و یاوه و
۱. سوره اعراف با حجم حدود ۵ برابر سوره ص مشتمل بر ۱۷ مورد مشتقات کلمه ذکر است. در سوره انبیاء هم ۱۳ مورد کلمه ذکر آمده است.
۲. کسانی که حق را میشناسند و به آن عمل نمیکنند، مانند پزشکانی هستند که مضرات مسکرات را به خوبی میدانند ولی خود به آن آلوده هستند. یا عالمان بی عمل و ناصحان از خود غافل، امّا اولوالالباب با هر شناختی خدا را «ذکر» کرده به نیروی تقوی خود را از خطا بر کنار میدارند.
قضاوت سطحی و نیندیشیده میباشد که کار سفیهان است:
سوره کهف آیه ۱۴ - لن ندعوا من دونه الها فقد قلنا اذا شططاً.
سوره جن آیه ۴ - و انه کان یقول سفیهنا علی الله شططاً.
۴- از ۵ موردی که کلمه «اواب» در قرآن به کار رفته است ۴ مورد آن در این سوره قرار دارد ( دو مورد دیگر آیه ۱۴ آل عمران و ۳۶ رعد میباشد. ) کلمه «اواب» در این سوره به داود و سلیمان و ایوب (ع) نسبت داده شده است و یک مورد آن در آیه ۱۹ به پرندگان (والطیر محشورة کل له اواب).
۵- کلمه «حساب» ۴ بار در این سوره به کار رفته است که بیش از سایر سورههای قرآن میباشد ( مساوی آل عمران و رعد ). در سه آیه اشاره به یوم الحساب شده است:
آیه (۱۶) عجل قطنا قبل یوم الحساب. آیه (۲۶) لهم عذاب شدید بما نسوا یوم الحساب.
۶- کلمه «نار» ۵ بار در این سوره به کار رفته است که پس از سورههای ۲، ۳، ۴، ۴۰، ۱۱، ۹، ۷ در ردیف بعد قرار دارد.
اسماء الحسنی
در این سوره فقط ۲ بار نام جلاله «الله» تکرار شده که بسیار کم میباشد، در عوض ۱۰ بار نام «رب» به صورت مضاف الیه یا در اتصال با ضمائر به کار رفته است، به جز این دونام هیچیک از اسماء الحسنی در این سوره به کار نرفته است.
آهنگ انتهائی آیات
آیات سوره «ص» با ۱۰ حرف (ب، ن، ر، د، ق، م، ص، ج، ط و ل) خاتمه پیدا میکند که بر حسب تعداد به ترتیب عبارتند از:
$$
۸۸ = (۱ + ۱) + ۱۰ + ۶ + ۶ + ۳ + ۲ + ۱ + ۱ + ۱
$$
حرف «ب» نسبت به سایر حروف و سایر سورهها بسیار زیاد است.
ارتباط سورههای «ص» و «زمر»
وجه مشترک میان این دو سوره نیز همچون دو سوره قبل، «توحید» است که در آیات ابتدای هر کدام هویدا میباشد. در پنجمین آیه سوره ص تعجب کافران را از اینکه یک خدا به جای خدایان متعدد باشد ذکر مینماید (اجعل الالهه الهاواحداً ان هذا لشی عجاب) و در سومین آیه سوره «زمر» علت اتخاذ بت ها را ادعای کافران برای تقرب به خدا از طریق این
واسطهها ذکر میکند (الالله الدين الخالص والدين اتخذوا من دونه اولياء ما نعبدهم الا ليقربونا
الي الله زلفى...) و تنفرشان را نسبت به عقیده یک خدائي (توحید) نشان میدهد. ١
سوره ص مسئله اعتقادی (توحید) را برای ارائه مصداق تحقق یافته و نمونه عملي با
معرفی سه تن از پیامبران بزرگ یعنی داود، سلیمان و ایوب (و در قالب آزمایش و تجربه ای
که برای هر کدام پیش آمد) نشان میدهد و چگونگی بازگشت دائمی این بندگان خالص
شده را پس از هر نسیان و دور شدنی بیان میکند. در حالی که در سوره «زمر» مسئله توحید
را در «خالص کردن دین برای خدا» و «تعبد» انحصاری به درگاه او مطرح مینماید، منظور از
دین، راه و رسم و آئین زندگی و قانون و مقررات آن در روابط فردی و اجتماعی است و
منظور از عبادت و تعبد، تن دادن و تسلیم شدن قلبی به آن. پس منظور از خالص کردن دین
برای خدا بعنی در تمامی شئون زندگی برطبق خواست و اراده و قانون او عمل کردن و قلباً
تسلیم و راضی باشد. در این سوره علیرغم کوتاه بودن نسبی آن ١٤ مرتبه مشتقات کلمه
«عبادات» در رابطه با توحید به کار رفته است که تمرکز محوری سوره را روی این مسئله نشان
میدهد. ٢ و سه بار جمله «مخلصاً له الدين» را به کار برده که بی نظیر در قرآن میباشد. یکی
در همان اول سوره (انا انزلنا الیک الکتاب بالحق فاعبدالله مخلصاً له الدين. الا الله الدين
الخالص... - فاعبدوا ما شئتم...) که عبادت خدا را تنها موقعی قابل قبول میشمارد که دین
برای او خالص شده و بنده تسلیم کامل باشد.
نام نیکوی «واحد القهار» جمعاً ٦ بار در قرآن آمده است که ٣ مورد آن در این دو سوره و
سوره بعدی (مؤمن) قرار دارد و این امر ارتباط آنها را با یکدیگر در موضوع توحید نشان
میدهد:
سوره ص (آیات ٦٥ و ٦٦) قل انما انا منذر و ما من اله الا الله الواحد القهار -
خلق السموات والارض بالحق... رب السموات والارض و ما بینهما
العزیز الغفار.
سوره زمر (آیات ٤ و ٥) لوارادالله ان يتخذ ولداً لاصطفی مما يخلق سبحانه
هو الله الواحد القهار - خلق السموات والارض بالحق... الا هو العزیز الغفار.
در آیات فوق «واحد القهار» بودن خدا را در آفرینش آسمانها و زمین و اداره آنها و آنچه
١. در این سوره نیز نه تنها تعجب، بلکه اشمئزاز قلبی کافران را از یکی بودن خدا و خوشحالی آنها را از چند
خدائي نشان میدهد: (آیه ٤٥) واذا ذکر ذکر الله وحده اشمئزاز قلوب الدين لا يؤمنون بالا خره و اذا ذکر الدين من
٢. آیات ٢-٣-٧-١١-١٤-١٥-١٦-١٧-١٨-١٧-١٧-٤٤-٥٣-٦٤-٦٦
میان آنها است و گردش شب و روز و حرکت حساب شده ماه و خورشید تا سرآمد معین میشمارد که هر دو سوره در یک زمینه بوده و هر دو با صفات «عزیزالغفار» که تاکید روی برتر بودن قدرت چنین پروردگار نظام دهنده و بخشایندگی او است ختم میگردد.
محور اتصال و ارتباط این دو سوره نیز جالب است. سوره «ص» با سوگند ابلیس برای گمراه کردن تمامی ابناء بشر، به جز «بندگان مخلص» و پاسخ خداوند به چنین ادعایی ختم میشود (قال فبعزتک لاغوینهم اجمعین – الا عبادک منهم المخلصین) و سوره زمر با تاکید بر اینکه همان خداوند عزیز و حکیم (که ابلیس به عزتش سوگند میخورد) کتاب را نازل کرده است تا هر انسانی بداند چگونه میتوان «بنده خالص» شد تا از شر شیطان در امان ماند. این راه که در کتاب تبیین شده، چیزی جز تعبد انحصاری به درگاه خدا، درحالی که دین برای او خالص شده باشد، نیست.
موضوع «کتاب» و جنبه ذاکر بودن آن در هر دو سوره از محورهای اساسی میباشد، سوره زمر که با جمله «تنزیل الکتاب من الله العزیز الحکیم» آغاز میگردد، از ابتدا روی کتاب به عنوان راهنمای عمل توحیدی و نشان دهنده دین خالص تاکید مینماید و آن را نوری از جانب پروردگار و وسیله بیداری بشر «ذکر» میشمارد که میتواند به این وسیله راه خود را تشخیص دهد:
و اضافه مینماید در این کتاب برای «تذکر» مردم از هر مثلى زده شده است (ولقد صرفنا للناس في هذا القرآن من كل مثل لعلهم يتذكرون – قرآناً عربياً غير ذى عوج لعلهم يتقون). بنابراین چون جنبه تذکر دارد، به میل قلبی بندگان بستگی پیدا میکند (انا انزلنا علیک الکتاب بالحق فمن اهتدی فلنفسه و من ضل فانما يضل عليها و ما انت عليهم بوکیل) که بهتر است قبل از مرگ و حسرت از گذشته از آن پیروی نمایند (واتبعوا احسن ما انزل الیکم من ربکم من قبل ان یاتیکم العذاب بغتة و انتم لاتشعرون – او تقول نفس یا حسرتی على ما فرطت في جنب الله وان کنت لمن الساخرین).
سوره ص نیز با آیه «والقرآن ذى الذکر» افتتاح میشود که بر ماهیت «ذاکر بودن» کتاب از همان نخست تاکید مینماید. در متن سوره نیز هر کجا داستان پیامبران را نقل مینماید، با فرمان: واذکر عبدنا داود، واذکر عبدنا ایوب، واذکر عبادنا ابراهیم و اسحق و یعقوب،
واذكر اسمعيل واليسع و ذوا الكفل ... آنها را یاد میکند. اعتراض كافران را نیز به عنوان این که چرا از میان ما ذکر بر او نازل شده نقل مینماید (هانزل علیه الذكر من بیننا بل هم فی شک من ذکری...) نزول کتاب را برای تذکر اولوا الالباب میشمرد (کتاب انزلناه مبارک لید بُروا و آیاته ولیتذکر اولوا الالباب) فراموشی سلیمان را از ذکر رب میداند (فقال انی احببت حب الخير عن ذکر ربی...) داستان ایوب را برای ذکر خردمندان میداند (رحمة منا و ذکری لاولی الالباب)، یاد دائمی خانه آخرت را ویژگی انبیاء میداند (انا اخلصناهم بخالصه ذکری الدار) و بالاخره درآیه ۴۹ این کتاب را ذکر مینامد (همچون اول سوره) هذا ذکروان للمتقین لحسن مآب.