→ همهٔ سوره‌ها

سورهٔ شعراء

۳ جلسه · سال ۱۳۹۴ · پژوهشگاه دانش‌های بنیادی

دربارهٔ این مجموعه و دریافتِ صوت
سالِ برگزاری۱۳۹۴ · پژوهشگاه دانش‌های بنیادی
شمارِ جلسات۳ جلسه

برای پخشِ هر جلسه روی آن بزنید؛ پلیر همان‌جا باز می‌شود و پخش می‌شود.

  • ۰:۰۰۰:۰۰
    دانلود
  • ۰:۰۰۰:۰۰
    دانلود
سورهٔ شعراء (سُورَةُ الشُّعَرَاءِ)
Meccan · ۲۲۷ آیه · متن به رسم عثمان‌طه · ترجمهٔ روان به سبکِ کوشا
بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ
طسٓمٓ ۱
۱. طسم
تِلْكَ ءَايَٰتُ ٱلْكِتَٰبِ ٱلْمُبِينِ ۲
۲. این است آیات [با عظمت این] کتاب روشنگر.
لَعَلَّكَ بَٰخِعٌۭ نَّفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا۟ مُؤْمِنِينَ ۳
۳. شاید تو می خواهی برای اینکه آنان ایمان نمی آورند، خود را از شدت اندوه هلاک کنی!
إِن نَّشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِم مِّنَ ٱلسَّمَآءِ ءَايَةًۭ فَظَلَّتْ أَعْنَٰقُهُمْ لَهَا خَٰضِعِينَ ۴
۴. اگر بخواهیم، معجزه ای بزرگ از آسمان بر آنان نازل می کنیم که فروتنانه و بی اختیار در برابرش گردن نهند،
وَمَا يَأْتِيهِم مِّن ذِكْرٍۢ مِّنَ ٱلرَّحْمَٰنِ مُحْدَثٍ إِلَّا كَانُوا۟ عَنْهُ مُعْرِضِينَ ۵
۵. هیچ [مایه] تذکر جدیدی از سوی [خدای] رحمان برای آنان نمی آید، مگر آنکه از آن روی گردان می شوند.
فَقَدْ كَذَّبُوا۟ فَسَيَأْتِيهِمْ أَنۢبَٰٓؤُا۟ مَا كَانُوا۟ بِهِۦ يَسْتَهْزِءُونَ ۶
۶. همانا [آیات و وعده های ما را] تکذیب کردند [تا جایی که آنها را به مسخره گرفتند] پس به زودی خبرهای [مهم] آنچه که آن را مسخره می کردند [از حقّانیّت آیات، وعده های ما و تحقّق عذاب های دنیایی و آخرتی] به آنان می رسد.
أَوَلَمْ يَرَوْا۟ إِلَى ٱلْأَرْضِ كَمْ أَنۢبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍۢ كَرِيمٍ ۷
۷. آیا [با تأمل] به این زمین ننگریستند که در آن چه بسیار از هر نوع [گیاهان و درختان] نیکو رویاندیم؟
إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ۸
۸. یقیناً در این [رویاندن انواع نباتات] نشانه ای است [بر قدرت، ربوبیّت خدا و اینکه مردگان را زنده می کند] ولی بیشترشان [به خاطر رسوخ کبر و لجاجت در باطنشان] ایمان آور نبوده و نیستند.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ ۹
۹. و یقیناً پروردگارت همان توانای شکست ناپذیر مهربان است.
وَإِذْ نَادَىٰ رَبُّكَ مُوسَىٰٓ أَنِ ٱئْتِ ٱلْقَوْمَ ٱلظَّٰلِمِينَ ۱۰
۱۰. [یاد کن] هنگامی را که پروردگارت موسی را ندا داد که خود را به قوم ستمکار برسان.
قَوْمَ فِرْعَوْنَ ۚ أَلَا يَتَّقُونَ ۱۱
۱۱. [به سوی] قوم فرعون [که به آنان بگویی:] آیا [از سرانجام شرک و طغیان که خشم و عذاب خداست] نمی پرهیزید؟!
قَالَ رَبِّ إِنِّىٓ أَخَافُ أَن يُكَذِّبُونِ ۱۲
۱۲. گفت: پروردگارا! به راستی می ترسم مرا تکذیب کنند،
وَيَضِيقُ صَدْرِى وَلَا يَنطَلِقُ لِسَانِى فَأَرْسِلْ إِلَىٰ هَٰرُونَ ۱۳
۱۳. و سینه ام [از این وظیفه سنگین] تنگی می کند، و زبانم روان و گویا نمی شود، پس به سوی هارون هم [پیام نبوّت] بفرست [تا مرا در این وظیفه سنگین یاری دهد.]
وَلَهُمْ عَلَىَّ ذَنۢبٌۭ فَأَخَافُ أَن يَقْتُلُونِ ۱۴
۱۴. و آنان را بر من ادعای جرمی است که می ترسم [به سبب آن] مرا بکشند.
قَالَ كَلَّا ۖ فَٱذْهَبَا بِـَٔايَٰتِنَآ ۖ إِنَّا مَعَكُم مُّسْتَمِعُونَ ۱۵
۱۵. [خدا] گفت: این چنین نیست [که فرعون بر تو پیروز شود] پس شما دو نفر معجزات ما را ببرید که یقیناً ما همراه شما شنونده [گفتار هر دو طرف] هستیم [پس شما دو نفر را بر پایه دلیل و برهان و معجزه بر آنان پیروز می کنیم.]
فَأْتِيَا فِرْعَوْنَ فَقُولَآ إِنَّا رَسُولُ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ ۱۶
۱۶. بنابراین خود را به فرعون برسانید و بگویید: یقیناً ما فرستاده پروردگار جهانیانیم.
أَنْ أَرْسِلْ مَعَنَا بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ ۱۷
۱۷. با این وصف، بنی اسرائیل را [آزاد کن و] با ما بفرست.
قَالَ أَلَمْ نُرَبِّكَ فِينَا وَلِيدًۭا وَلَبِثْتَ فِينَا مِنْ عُمُرِكَ سِنِينَ ۱۸
۱۸. [فرعون] گفت: آیا ما تو را در کودکی در میان خود نپروراندیم، و سالیانی چند از عمر خود در میان ما درنگ نکردی؟
وَفَعَلْتَ فَعْلَتَكَ ٱلَّتِى فَعَلْتَ وَأَنتَ مِنَ ٱلْكَٰفِرِينَ ۱۹
۱۹. و آن کارت را که کردی، کردی در حالی که از ناسپاسان [زحمات و نعمت های ما] بودی.
قَالَ فَعَلْتُهَآ إِذًۭا وَأَنَا۠ مِنَ ٱلضَّآلِّينَ ۲۰
۲۰. گفت: آن را در آن زمان در حالی انجام دادم که بی خبر از این واقعه بودم [که با مشت من در دفاع از مظلوم، آن مرد قبطی کشته می شود.]
فَفَرَرْتُ مِنكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ فَوَهَبَ لِى رَبِّى حُكْمًۭا وَجَعَلَنِى مِنَ ٱلْمُرْسَلِينَ ۲۱
۲۱. چون از شما ترسیدم از دستتان گریختم، پس [با این گریز از عرصه زندگی ظالمانه شما این شایستگی را یافتم که] پروردگارم به من حکمت بخشید، و مرا از پیامبران قرار داد.
وَتِلْكَ نِعْمَةٌۭ تَمُنُّهَا عَلَىَّ أَنْ عَبَّدتَّ بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ ۲۲
۲۲. آیا اینکه بنی اسرائیل را به بردگی گرفته ای نعمتی است که منتش را بر من می نهی؟!
قَالَ فِرْعَوْنُ وَمَا رَبُّ ٱلْعَٰلَمِينَ ۲۳
۲۳. فرعون گفت: پروردگار جهانیان چیست؟
قَالَ رَبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَآ ۖ إِن كُنتُم مُّوقِنِينَ ۲۴
۲۴. گفت: اگر باور می کنید همان پروردگار آسمان ها و زمین و آنچه میان آنهاست.
قَالَ لِمَنْ حَوْلَهُۥٓ أَلَا تَسْتَمِعُونَ ۲۵
۲۵. [فرعون از روی مسخره] به افراد پیرامونش گفت: آیا نمی شنوید [که چه می گوید؟!]
قَالَ رَبُّكُمْ وَرَبُّ ءَابَآئِكُمُ ٱلْأَوَّلِينَ ۲۶
۲۶. [موسی] گفت: [او] پروردگار شما وپروردگار پدران پیشین شماست.
قَالَ إِنَّ رَسُولَكُمُ ٱلَّذِىٓ أُرْسِلَ إِلَيْكُمْ لَمَجْنُونٌۭ ۲۷
۲۷. [فرعون] گفت: این پیامبرتان که به سوی شما فرستاده اند، حتماً مجنون است!
قَالَ رَبُّ ٱلْمَشْرِقِ وَٱلْمَغْرِبِ وَمَا بَيْنَهُمَآ ۖ إِن كُنتُمْ تَعْقِلُونَ ۲۸
۲۸. [موسی] گفت: پروردگار مشرق و مغرب و آنچه میان آنهاست، اگر می اندیشید.
قَالَ لَئِنِ ٱتَّخَذْتَ إِلَٰهًا غَيْرِى لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ ٱلْمَسْجُونِينَ ۲۹
۲۹. [فرعون] گفت: اگر معبودی جز من بگیری، قطعاً تو را از زندانیان [که زیر سخت ترین شکنجه اند] قرار خواهم داد.
قَالَ أَوَلَوْ جِئْتُكَ بِشَىْءٍۢ مُّبِينٍۢ ۳۰
۳۰. [موسی] گفت: آیا اگر [بر صدق نبوتم] معجزه آشکاری برایت آورده باشم [باز هم مرا به زندان می افکنی؟]
قَالَ فَأْتِ بِهِۦٓ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ ۳۱
۳۱. گفت: اگر راستگویی آن را بیاور.
فَأَلْقَىٰ عَصَاهُ فَإِذَا هِىَ ثُعْبَانٌۭ مُّبِينٌۭ ۳۲
۳۲. پس عصایش را انداخت و ناگهان اژدهایی حقیقی نمایان شد،
وَنَزَعَ يَدَهُۥ فَإِذَا هِىَ بَيْضَآءُ لِلنَّٰظِرِينَ ۳۳
۳۳. و دستش را [ازگریبانش] بیرون آورد و ناگهان برای بینندگان سپید و روشن بود.
قَالَ لِلْمَلَإِ حَوْلَهُۥٓ إِنَّ هَٰذَا لَسَٰحِرٌ عَلِيمٌۭ ۳۴
۳۴. [فرعون] به سران و اشراف پیرامونش گفت: یقیناً این جادوگری بسیار ماهر و داناست!
يُرِيدُ أَن يُخْرِجَكُم مِّنْ أَرْضِكُم بِسِحْرِهِۦ فَمَاذَا تَأْمُرُونَ ۳۵
۳۵. می خواهد با جادویش شما را از سرزمینتان بیرون کند، پس شما چه نظر می دهید؟
قَالُوٓا۟ أَرْجِهْ وَأَخَاهُ وَٱبْعَثْ فِى ٱلْمَدَآئِنِ حَٰشِرِينَ ۳۶
۳۶. گفتند: کار او و برادرش را به تأخیر انداز و گروهی گردآورنده را به شهرها روانه کن،
يَأْتُوكَ بِكُلِّ سَحَّارٍ عَلِيمٍۢ ۳۷
۳۷. تا هر جادوگر کاردان بسیار دانایی را نزد تو آورند.
فَجُمِعَ ٱلسَّحَرَةُ لِمِيقَٰتِ يَوْمٍۢ مَّعْلُومٍۢ ۳۸
۳۸. پس همه جادوگران را در وعده گاه روزی معین گرد آوردند،
وَقِيلَ لِلنَّاسِ هَلْ أَنتُم مُّجْتَمِعُونَ ۳۹
۳۹. و به همه مردم گفتند: آیا شما هم اجتماع خواهید کرد؟
لَعَلَّنَا نَتَّبِعُ ٱلسَّحَرَةَ إِن كَانُوا۟ هُمُ ٱلْغَٰلِبِينَ ۴۰
۴۰. به امید آنکه اگر جادوگران پیروز شدند، از آنان پیروی کنیم.
فَلَمَّا جَآءَ ٱلسَّحَرَةُ قَالُوا۟ لِفِرْعَوْنَ أَئِنَّ لَنَا لَأَجْرًا إِن كُنَّا نَحْنُ ٱلْغَٰلِبِينَ ۴۱
۴۱. پس هنگامی که جادوگران آمدند، به فرعون گفتند: آیا اگر ما پیروز شویم، حتماً برای ما پاداشی شایسته خواهد بود؟
قَالَ نَعَمْ وَإِنَّكُمْ إِذًۭا لَّمِنَ ٱلْمُقَرَّبِينَ ۴۲
۴۲. گفت: آری، و در آن صورت مسلماً از مقربان [درگاه] خواهید شد.
قَالَ لَهُم مُّوسَىٰٓ أَلْقُوا۟ مَآ أَنتُم مُّلْقُونَ ۴۳
۴۳. موسی به جادوگران گفت: بیفکنید آنچه را قصد دارید، بیفکنید.
فَأَلْقَوْا۟ حِبَالَهُمْ وَعِصِيَّهُمْ وَقَالُوا۟ بِعِزَّةِ فِرْعَوْنَ إِنَّا لَنَحْنُ ٱلْغَٰلِبُونَ ۴۴
۴۴. پس ریسمان ها و عصاهایشان را افکندند، و گفتند: به عزت فرعون سوگند که به راستی ما به طور مسلّم پیروزیم.
فَأَلْقَىٰ مُوسَىٰ عَصَاهُ فَإِذَا هِىَ تَلْقَفُ مَا يَأْفِكُونَ ۴۵
۴۵. پس موسی عصایش را افکند، ناگاه آنچه را جادوگران با نیرنگ [و به صورت غیر واقعی] ساخته بودند، بلعید.
فَأُلْقِىَ ٱلسَّحَرَةُ سَٰجِدِينَ ۴۶
۴۶. پس جادوگران [از هیبت و عظمت این معجزه که یافتند کاری خدایی است نه جادویی] به سجده افتادند.
قَالُوٓا۟ ءَامَنَّا بِرَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ ۴۷
۴۷. گفتند: ما به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم،
رَبِّ مُوسَىٰ وَهَٰرُونَ ۴۸
۴۸. پروردگار موسی و هارون.
قَالَ ءَامَنتُمْ لَهُۥ قَبْلَ أَنْ ءَاذَنَ لَكُمْ ۖ إِنَّهُۥ لَكَبِيرُكُمُ ٱلَّذِى عَلَّمَكُمُ ٱلسِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ ۚ لَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُم مِّنْ خِلَٰفٍۢ وَلَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ ۴۹
۴۹. فرعون گفت: پیش از آنکه به شما اجازه دهم به او ایمان آوردید، حتماً او بزرگ شماست که جادوگری را به شما آموخته است، پس به زودی خواهید دانست که مسلماً دست ها و پاهای شما را یکی از راست و یکی از چپ قطع خواهم کرد، و یقیناً همه شما را به دار خواهم آویخت.
قَالُوا۟ لَا ضَيْرَ ۖ إِنَّآ إِلَىٰ رَبِّنَا مُنقَلِبُونَ ۵۰
۵۰. گفتند: [در این شکنجه و عذاب] هیچ زیان و باکی [بر ما] نیست، یقیناً ما به سوی پروردگارمان باز می گردیم،
إِنَّا نَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لَنَا رَبُّنَا خَطَٰيَٰنَآ أَن كُنَّآ أَوَّلَ ٱلْمُؤْمِنِينَ ۵۱
۵۱. قطعاً ما امیدواریم که چون نخستین ایمان آورندگان [از این قوم] بودیم، پروردگارمان خطاهای ما را بیامرزد.
۞ وَأَوْحَيْنَآ إِلَىٰ مُوسَىٰٓ أَنْ أَسْرِ بِعِبَادِىٓ إِنَّكُم مُّتَّبَعُونَ ۵۲
۵۲. و به موسی وحی کردیم که بندگان مرا شبانه کوچ بده که حتماً دشمنان از پی شما خواهند آمد.
فَأَرْسَلَ فِرْعَوْنُ فِى ٱلْمَدَآئِنِ حَٰشِرِينَ ۵۳
۵۳. پس فرعون گروهی گردآورنده را [برای جمع کردن نیرو] به شهرها فرستاد
إِنَّ هَٰٓؤُلَآءِ لَشِرْذِمَةٌۭ قَلِيلُونَ ۵۴
۵۴. [و گفت:] مسلماً اینان [که بر ضد من برخاسته اند] گروهی اندکند،
وَإِنَّهُمْ لَنَا لَغَآئِظُونَ ۵۵
۵۵. و همانا ما را همواره [با اعمالشان] به خشم می آورند،
وَإِنَّا لَجَمِيعٌ حَٰذِرُونَ ۵۶
۵۶. و ما گروهی هوشیار و آماده باش و مهیای دفاعیم.
فَأَخْرَجْنَٰهُم مِّن جَنَّٰتٍۢ وَعُيُونٍۢ ۵۷
۵۷. پس ما آنان را [به دنبال بنی اسرائیل] از باغ ها و چشمه سارها [که نعمت های ما در سرزمین مصر بود] بیرون کردیم.
وَكُنُوزٍۢ وَمَقَامٍۢ كَرِيمٍۢ ۵۸
۵۸. واز گنج ها ومکان های نیکو [وقصرهای باشکوه بیرون کردیم].
كَذَٰلِكَ وَأَوْرَثْنَٰهَا بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ ۵۹
۵۹. این گونه [نعمت های خود را از چنگ آنان بیرون آوردیم] و آنها را به بنی اسرائیل به میراث دادیم.
فَأَتْبَعُوهُم مُّشْرِقِينَ ۶۰
۶۰. فرعونیان هنگام طلوع آفتاب آنان را دنبال کردند.
فَلَمَّا تَرَٰٓءَا ٱلْجَمْعَانِ قَالَ أَصْحَٰبُ مُوسَىٰٓ إِنَّا لَمُدْرَكُونَ ۶۱
۶۱. چون آن دو گروه یکدیگر را دیدند، اصحاب موسی گفتند: حتماً ما به چنگ آنان خواهیم افتاد.
قَالَ كَلَّآ ۖ إِنَّ مَعِىَ رَبِّى سَيَهْدِينِ ۶۲
۶۲. موسی گفت: این چنین نیست، بی تردید پروردگارم با من است، و به زودی مرا هدایت خواهد کرد.
فَأَوْحَيْنَآ إِلَىٰ مُوسَىٰٓ أَنِ ٱضْرِب بِّعَصَاكَ ٱلْبَحْرَ ۖ فَٱنفَلَقَ فَكَانَ كُلُّ فِرْقٍۢ كَٱلطَّوْدِ ٱلْعَظِيمِ ۶۳
۶۳. پس به موسی وحی کردیم که عصایت را به این دریا بزن. [موسی عصایش را به دریا زد] پس [دریا] از هم شکافت و هر پاره اش چون کوهی بزرگ بود.
وَأَزْلَفْنَا ثَمَّ ٱلْءَاخَرِينَ ۶۴
۶۴. و آن گروه دیگر را [هم در آنجا] به دریا نزدیک کردیم،
وَأَنجَيْنَا مُوسَىٰ وَمَن مَّعَهُۥٓ أَجْمَعِينَ ۶۵
۶۵. و موسی و هر که با او بود، همه را نجات دادیم.
ثُمَّ أَغْرَقْنَا ٱلْءَاخَرِينَ ۶۶
۶۶. آن گاه آن گروه دیگر را غرق کردیم.
إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ۶۷
۶۷. بی تردید در این سرگذشت عبرتی بزرگ وجود دارد، و [قوم قبطی] بیشترشان مؤمن نبودند.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ ۶۸
۶۸. و یقیناً پروردگارت همان توانای شکست ناپذیر و مهربان است.
وَٱتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ إِبْرَٰهِيمَ ۶۹
۶۹. و سرگذشت مهم ابراهیم را بر آنان بخوان،
إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِۦ مَا تَعْبُدُونَ ۷۰
۷۰. هنگامی که به پدرش وقومش گفت: چه چیز را می پرستید؟
قَالُوا۟ نَعْبُدُ أَصْنَامًۭا فَنَظَلُّ لَهَا عَٰكِفِينَ ۷۱
۷۱. گفتند: بت هایی را می پرستیم و همواره ملازم پرستش آنها هستیم.
قَالَ هَلْ يَسْمَعُونَكُمْ إِذْ تَدْعُونَ ۷۲
۷۲. گفت: آیا هنگامی که آنها را می خوانید، سخن شما را می شنوند؟
أَوْ يَنفَعُونَكُمْ أَوْ يَضُرُّونَ ۷۳
۷۳. یا به شما سود و زیانی می رسانند؟
قَالُوا۟ بَلْ وَجَدْنَآ ءَابَآءَنَا كَذَٰلِكَ يَفْعَلُونَ ۷۴
۷۴. گفتند: نه، بلکه پدرانمان را یافتیم که به این صورت عبادت می کردند!
قَالَ أَفَرَءَيْتُم مَّا كُنتُمْ تَعْبُدُونَ ۷۵
۷۵. گفت: پس آیا می دانید که آنچه می پرستید،
أَنتُمْ وَءَابَآؤُكُمُ ٱلْأَقْدَمُونَ ۷۶
۷۶. هم شما و هم پدران پیشین شما
فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّۭ لِّىٓ إِلَّا رَبَّ ٱلْعَٰلَمِينَ ۷۷
۷۷. هم آنان قطعاً دشمن منند [چون اگر آنها را بپرستم، مرا دچار عذاب جاودانه خواهند کرد]، جز پروردگار جهانیان [که پرستیدنش مایه سعادت همیشگی و جاودانی است.]
ٱلَّذِى خَلَقَنِى فَهُوَ يَهْدِينِ ۷۸
۷۸. همان کسی که مرا آفرید و هم او مرا هدایت می کند،
وَٱلَّذِى هُوَ يُطْعِمُنِى وَيَسْقِينِ ۷۹
۷۹. و آنکه او طعامم می دهد و سیرابم می کند
وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ ۸۰
۸۰. و هنگامی که بیمار می شوم، او شفایم می دهد
وَٱلَّذِى يُمِيتُنِى ثُمَّ يُحْيِينِ ۸۱
۸۱. و آنکه مرا می میراند سپس زنده ام می کند
وَٱلَّذِىٓ أَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لِى خَطِيٓـَٔتِى يَوْمَ ٱلدِّينِ ۸۲
۸۲. و آنکه امید دارم روز جزا خطایم را بر من بیامرزد.
رَبِّ هَبْ لِى حُكْمًۭا وَأَلْحِقْنِى بِٱلصَّٰلِحِينَ ۸۳
۸۳. پروردگارا! به من حکمت بخش، و مرا به شایستگان ملحق کن.
وَٱجْعَل لِّى لِسَانَ صِدْقٍۢ فِى ٱلْءَاخِرِينَ ۸۴
۸۴. و برای من در آیندگان نامی نیک و ستایشی والا مرتبه قرار ده،
وَٱجْعَلْنِى مِن وَرَثَةِ جَنَّةِ ٱلنَّعِيمِ ۸۵
۸۵. و مرا از وارثان بهشت پرنعمت گردان،
وَٱغْفِرْ لِأَبِىٓ إِنَّهُۥ كَانَ مِنَ ٱلضَّآلِّينَ ۸۶
۸۶. و پدرم را بیامرز که او از گمراهان است،
وَلَا تُخْزِنِى يَوْمَ يُبْعَثُونَ ۸۷
۸۷. و روزی که [مردگان] برانگیخته می شوند، رسوایم مکن؛
يَوْمَ لَا يَنفَعُ مَالٌۭ وَلَا بَنُونَ ۸۸
۸۸. روزی که هیچ مال و اولادی سود نمی دهد،
إِلَّا مَنْ أَتَى ٱللَّهَ بِقَلْبٍۢ سَلِيمٍۢ ۸۹
۸۹. مگر کسی که دلی سالم [از رذایل وخبایث] به پیشگاه خدا بیاورد،
وَأُزْلِفَتِ ٱلْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ ۹۰
۹۰. و آن روز بهشت را برای پرهیزکاران نزدیک آورند،
وَبُرِّزَتِ ٱلْجَحِيمُ لِلْغَاوِينَ ۹۱
۹۱. و آتش برافروخته را برای گمراهان آشکار کنند،
وَقِيلَ لَهُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ تَعْبُدُونَ ۹۲
۹۲. و به آنان گویند: آنچه را می پرستیدید، کجایند؟
مِن دُونِ ٱللَّهِ هَلْ يَنصُرُونَكُمْ أَوْ يَنتَصِرُونَ ۹۳
۹۳. [معبودانی را] به جای خدا؟! آیا شما را [برای رهایی از آتش] یاری می دهند؟ یا از خود می توانند دفع عذاب کنند؟
فَكُبْكِبُوا۟ فِيهَا هُمْ وَٱلْغَاوُۥنَ ۹۴
۹۴. پس آن بت ها و گمراهان [که آنها را می پرستیدند] به رو در آتش افروخته افکنده می شوند،
وَجُنُودُ إِبْلِيسَ أَجْمَعُونَ ۹۵
۹۵. با همه سپاهیان ابلیس،
قَالُوا۟ وَهُمْ فِيهَا يَخْتَصِمُونَ ۹۶
۹۶. در حالی که در آن [آتش افروخته] با هم ستیز و نزاع می کنند [و به بتان] می گویند:
تَٱللَّهِ إِن كُنَّا لَفِى ضَلَٰلٍۢ مُّبِينٍ ۹۷
۹۷. به خدا سوگند که ما در گمراهی آشکاری بودیم،
إِذْ نُسَوِّيكُم بِرَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ ۹۸
۹۸. که شما را با پروردگار جهانیان برابر و مساوی قرار می دادیم،
وَمَآ أَضَلَّنَآ إِلَّا ٱلْمُجْرِمُونَ ۹۹
۹۹. و ما را جز مجرمان [خائن] گمراه نکردند،
فَمَا لَنَا مِن شَٰفِعِينَ ۱۰۰
۱۰۰. در نتیجه برای ما نه شفیعانی است،
وَلَا صَدِيقٍ حَمِيمٍۢ ۱۰۱
۱۰۱. و نه یک دوست نزدیک و صمیمی،
فَلَوْ أَنَّ لَنَا كَرَّةًۭ فَنَكُونَ مِنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ ۱۰۲
۱۰۲. پس ای کاش برای ما بازگشتی [به دنیا] بود تا از مؤمنان می شدیم.
إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ۱۰۳
۱۰۳. بی تردید در این سرگذشت، عبرتی بزرگ وجود دارد، و [قوم ابراهیم] بیشترشان مؤمن نبودند،
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ ۱۰۴
۱۰۴. و یقیناً پروردگارت همان توانای شکست ناپذیر و مهربان است.
كَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ ٱلْمُرْسَلِينَ ۱۰۵
۱۰۵. قوم نوح پیامبران را تکذیب کردند،
إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَلَا تَتَّقُونَ ۱۰۶
۱۰۶. هنگامی که برادرشان نوح به آنان گفت: آیا [از سرانجام شرک و طغیان که خشم و عذاب خداست] نمی پرهیزید؟
إِنِّى لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌۭ ۱۰۷
۱۰۷. بی تردید من برای شما فرستاده ای امینم،
فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ ۱۰۸
۱۰۸. بنابراین از خدا پروا کنید و از من فرمان ببرید،
وَمَآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ ۖ إِنْ أَجْرِىَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ ۱۰۹
۱۰۹. و من از شما بر ابلاغ رسالتم هیچ پاداشی نمی خواهم، پاداش من فقط بر عهده پروردگار جهانیان است،
فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ ۱۱۰
۱۱۰. بنابراین از خدا پروا کنید و از من فرمان ببرید.
۞ قَالُوٓا۟ أَنُؤْمِنُ لَكَ وَٱتَّبَعَكَ ٱلْأَرْذَلُونَ ۱۱۱
۱۱۱. گفتند: آیا ما به تو ایمان بیاوریم در حالی که فرومایگان از تو پیروی کرده اند؟!
قَالَ وَمَا عِلْمِى بِمَا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ ۱۱۲
۱۱۲. [نوح] گفت: مرا از آنچه آنان انجام می داده اند، چه اطلاعی است؟
إِنْ حِسَابُهُمْ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّى ۖ لَوْ تَشْعُرُونَ ۱۱۳
۱۱۳. حسابشان اگر واقعاً درک می کنید، جز بر عهده پروردگارم نیست،
وَمَآ أَنَا۠ بِطَارِدِ ٱلْمُؤْمِنِينَ ۱۱۴
۱۱۴. و من طرد کننده مؤمنان نخواهم بود،
إِنْ أَنَا۠ إِلَّا نَذِيرٌۭ مُّبِينٌۭ ۱۱۵
۱۱۵. من جز بیم دهنده ای آشکار نیستم.
قَالُوا۟ لَئِن لَّمْ تَنتَهِ يَٰنُوحُ لَتَكُونَنَّ مِنَ ٱلْمَرْجُومِينَ ۱۱۶
۱۱۶. گفتند: ای نوح! اگر [از ابلاغ دین] باز نایستی، یقیناً از سنگسار شدگان خواهی بود!
قَالَ رَبِّ إِنَّ قَوْمِى كَذَّبُونِ ۱۱۷
۱۱۷. گفت: پروردگارا! همانا قوم من مرا تکذیب کردند،
فَٱفْتَحْ بَيْنِى وَبَيْنَهُمْ فَتْحًۭا وَنَجِّنِى وَمَن مَّعِىَ مِنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ ۱۱۸
۱۱۸. پس میان من و آنان چنانکه سزاوار است داوری کن و من و کسانی که از مؤمنان با من هستند از چنگ آنان نجات ده.
فَأَنجَيْنَٰهُ وَمَن مَّعَهُۥ فِى ٱلْفُلْكِ ٱلْمَشْحُونِ ۱۱۹
۱۱۹. پس او و کسانی را که با او در آن کشتی مملو [از سرنشینان، جنبندگان، متاع و ابزار] بود نجات دادیم،
ثُمَّ أَغْرَقْنَا بَعْدُ ٱلْبَاقِينَ ۱۲۰
۱۲۰. آن گاه بعد از آن، همه باقی ماندگان را غرق کردیم.
إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ۱۲۱
۱۲۱. بی تردید در این سرگذشت، عبرتی بزرگ وجود دارد، و [قوم نوح] بیشترشان مؤمن نبودند،
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ ۱۲۲
۱۲۲. و یقیناً پروردگارت همان توانای شکست ناپذیر و مهربان است.
كَذَّبَتْ عَادٌ ٱلْمُرْسَلِينَ ۱۲۳
۱۲۳. قوم عاد پیامبران را تکذیب کردند،
إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ هُودٌ أَلَا تَتَّقُونَ ۱۲۴
۱۲۴. هنگامی که برادرشان هود به آنان گفت: آیا [از سرانجام شرک و طغیان که خشم و عذاب خداست] نمی پرهیزید؟
إِنِّى لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌۭ ۱۲۵
۱۲۵. بی تردید من برای شما فرستاده ای امینم،
فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ ۱۲۶
۱۲۶. بنابراین از خدا پروا کنید و از من فرمان ببرید،
وَمَآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ ۖ إِنْ أَجْرِىَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ ۱۲۷
۱۲۷. و من از شما بر ابلاغ رسالتم هیچ پاداشی نمی خواهم، پاداش من فقط بر عهده پروردگار جهانیان است،
أَتَبْنُونَ بِكُلِّ رِيعٍ ءَايَةًۭ تَعْبَثُونَ ۱۲۸
۱۲۸. آیا شما بر روی هر مکان بلندی به بیهوده کاری و بدون نیاز، برجی عظیم و برافراشته بنا می کنید؟
وَتَتَّخِذُونَ مَصَانِعَ لَعَلَّكُمْ تَخْلُدُونَ ۱۲۹
۱۲۹. و قلعه ها و کاخ های استوار و مجلل برمی گیرید، که شاید جاودانه بمانید؟
وَإِذَا بَطَشْتُم بَطَشْتُمْ جَبَّارِينَ ۱۳۰
۱۳۰. و چون کسی را با شدت و قهر می گیرید ظالمانه و زورمدارانه می گیرید [بدون اینکه در عاقبت کار بیندیشید.]
فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ ۱۳۱
۱۳۱. بنابراین از خدا پروا کنید واز من فرمان ببرید،
وَٱتَّقُوا۟ ٱلَّذِىٓ أَمَدَّكُم بِمَا تَعْلَمُونَ ۱۳۲
۱۳۲. واز کسی که شما را به وسیله آنچه خود می دانید یاری داده، پروا کنید،
أَمَدَّكُم بِأَنْعَٰمٍۢ وَبَنِينَ ۱۳۳
۱۳۳. به وسیله چهارپایان و فرزندانی، به شما یاری داده است.
وَجَنَّٰتٍۢ وَعُيُونٍ ۱۳۴
۱۳۴. و [به وسیله] بوستان ها و چشمه سارها،
إِنِّىٓ أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍۢ ۱۳۵
۱۳۵. بی تردید من بر شما از عذاب روزی بزرگ می ترسم.
قَالُوا۟ سَوَآءٌ عَلَيْنَآ أَوَعَظْتَ أَمْ لَمْ تَكُن مِّنَ ٱلْوَٰعِظِينَ ۱۳۶
۱۳۶. گفتند: تو پند و اندرز دهی یا ندهی برای ما یکسان است!!
إِنْ هَٰذَآ إِلَّا خُلُقُ ٱلْأَوَّلِينَ ۱۳۷
۱۳۷. این [پند و اندرزها و تقسیم امور به حلال و حرام] جز شیوه پیشینیان [که اهل واپس گرایی و خرافات بودند] نیست،
وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ ۱۳۸
۱۳۸. و ما گرفتار عذابی [که تو ما را از آن بیم می دهی] نخواهیم شد.
فَكَذَّبُوهُ فَأَهْلَكْنَٰهُمْ ۗ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ۱۳۹
۱۳۹. پس او را تکذیب کردند، و در نتیجه هلاکشان کردیم. بی تردید در این سرگذشت عبرتی بزرگ وجود دارد و [قوم هود] بیشترشان مؤمن نبودند،
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ ۱۴۰
۱۴۰. و یقیناً پروردگارت همان توانای شکست ناپذیر و مهربان است.
كَذَّبَتْ ثَمُودُ ٱلْمُرْسَلِينَ ۱۴۱
۱۴۱. قوم ثمود پیامبران را تکذیب کردند،
إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ صَٰلِحٌ أَلَا تَتَّقُونَ ۱۴۲
۱۴۲. هنگامی که برادرشان صالح به آنان گفت: آیا [از سرانجام شرک و طغیان که خشم و عذاب خداست] نمی پرهیزید؟
إِنِّى لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌۭ ۱۴۳
۱۴۳. بی تردید من برای شما فرستاده ای امینم،
فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ ۱۴۴
۱۴۴. بنابراین از خدا پروا کنید و از من فرمان ببرید،
وَمَآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ ۖ إِنْ أَجْرِىَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ ۱۴۵
۱۴۵. و من از شما بر ابلاغ رسالتم هیچ پاداشی نمی خواهم، پاداش من فقط بر عهده پروردگار جهانیان است،
أَتُتْرَكُونَ فِى مَا هَٰهُنَآ ءَامِنِينَ ۱۴۶
۱۴۶. آیا شما را در آنچه در این دنیا [از نعمت و رفاه هست] ایمن و آسوده [از تغییر و زوال] رهایتان خواهند کرد؟!
فِى جَنَّٰتٍۢ وَعُيُونٍۢ ۱۴۷
۱۴۷. در بوستان ها و چشمه سارها،
وَزُرُوعٍۢ وَنَخْلٍۢ طَلْعُهَا هَضِيمٌۭ ۱۴۸
۱۴۸. و کشتزارها و درختان خرمایی که شکوفه هایشان انبوه و باطراوت و لطیف است؟
وَتَنْحِتُونَ مِنَ ٱلْجِبَالِ بُيُوتًۭا فَٰرِهِينَ ۱۴۹
۱۴۹. و ماهرانه و هنرمندانه از کوه ها خانه هایی می تراشید؟ [به امید آنکه از هر آسیبی حتی مرگ در امان بمانید!!]
فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ ۱۵۰
۱۵۰. بنابراین از خدا پروا کنید و مرا فرمان ببرید،
وَلَا تُطِيعُوٓا۟ أَمْرَ ٱلْمُسْرِفِينَ ۱۵۱
۱۵۱. و از فرمان اسراف گران اطاعت نکنید،
ٱلَّذِينَ يُفْسِدُونَ فِى ٱلْأَرْضِ وَلَا يُصْلِحُونَ ۱۵۲
۱۵۲. همانان که در زمین فساد می کنند و به اصلاح گری نمی پردازند.
قَالُوٓا۟ إِنَّمَآ أَنتَ مِنَ ٱلْمُسَحَّرِينَ ۱۵۳
۱۵۳. گفتند: جز این نیست که تو از جادوشدگانی،
مَآ أَنتَ إِلَّا بَشَرٌۭ مِّثْلُنَا فَأْتِ بِـَٔايَةٍ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ ۱۵۴
۱۵۴. تو جز بشری مانند ما نیستی، اگر راست می گویی معجزه ای بیاور.
قَالَ هَٰذِهِۦ نَاقَةٌۭ لَّهَا شِرْبٌۭ وَلَكُمْ شِرْبُ يَوْمٍۢ مَّعْلُومٍۢ ۱۵۵
۱۵۵. گفت: این ماده شتری است [که به اذن خدا به عنوان معجزه من از دل کوه بیرون آمد] سهمی از آب [این چشمه] برای او، و سهم روز معینی برای شماست،
وَلَا تَمَسُّوهَا بِسُوٓءٍۢ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابُ يَوْمٍ عَظِيمٍۢ ۱۵۶
۱۵۶. آسیبی به او نرسانید که عذاب روزی بزرگ شما را فرا می گیرد.
فَعَقَرُوهَا فَأَصْبَحُوا۟ نَٰدِمِينَ ۱۵۷
۱۵۷. پس ناقه را پی کردند و [از کار خود] پشیمان شدند،
فَأَخَذَهُمُ ٱلْعَذَابُ ۗ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ۱۵۸
۱۵۸. در نتیجه عذاب آنان را فرا گرفت. بی تردید در این سرگذشت، عبرتی بزرگ وجود دارد و [قوم صالح] بیشترشان مؤمن نبودند،
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ ۱۵۹
۱۵۹. و یقیناً پروردگارت همان توانای شکست ناپذیر و مهرباناست.
كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ ٱلْمُرْسَلِينَ ۱۶۰
۱۶۰. قوم لوط پیامبران را تکذیب کردند،
إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ لُوطٌ أَلَا تَتَّقُونَ ۱۶۱
۱۶۱. هنگامی که که برادرشان لوط به آنان گفت: آیا [از سرانجام شرک و طغیان که خشم و عذاب خداست] نمی پرهیزید؟
إِنِّى لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌۭ ۱۶۲
۱۶۲. بی تردید من برای شما فرستاده ای امینم،
فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ ۱۶۳
۱۶۳. بنابراین از خدا پروا کنید و از من فرمان ببرید،
وَمَآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ ۖ إِنْ أَجْرِىَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ ۱۶۴
۱۶۴. و من از شما بر ابلاغ رسالتم هیچ پاداشی نمی خواهم، پاداش من فقط بر عهده پروردگار جهانیان است،
أَتَأْتُونَ ٱلذُّكْرَانَ مِنَ ٱلْعَٰلَمِينَ ۱۶۵
۱۶۵. آیا شما از میان جهانیان با مردان آمیزش می کنید؟!!
وَتَذَرُونَ مَا خَلَقَ لَكُمْ رَبُّكُم مِّنْ أَزْوَٰجِكُم ۚ بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ عَادُونَ ۱۶۶
۱۶۶. و آنچه را پروردگارتان برای شما از همسرانتان آفریده رها می کنید؟ [برای این کار زشت بی سابقه، دلیل و برهان استواری ندارید] بلکه شما گروهی تجاوزکار [از حدود خدا و مرزهای انسانیّت] هستید.
قَالُوا۟ لَئِن لَّمْ تَنتَهِ يَٰلُوطُ لَتَكُونَنَّ مِنَ ٱلْمُخْرَجِينَ ۱۶۷
۱۶۷. گفتند: ای لوط! اگر [از تبلیغ دین] باز نایستی، حتماً تبعید خواهی شد.
قَالَ إِنِّى لِعَمَلِكُم مِّنَ ٱلْقَالِينَ ۱۶۸
۱۶۸. [لوط] گفت: بی تردید من از کار زشت شما به شدت متنفرم.
رَبِّ نَجِّنِى وَأَهْلِى مِمَّا يَعْمَلُونَ ۱۶۹
۱۶۹. پروردگارا! مرا و خانواده ام را [از آثار، وزر و وبال] آنچه انجام می دهند، نجات بده؛
فَنَجَّيْنَٰهُ وَأَهْلَهُۥٓ أَجْمَعِينَ ۱۷۰
۱۷۰. پس ما او و خانواده اش همگی را نجات دادیم،
إِلَّا عَجُوزًۭا فِى ٱلْغَٰبِرِينَ ۱۷۱
۱۷۱. مگر پیرزنی در [میان] باقی ماندگان،
ثُمَّ دَمَّرْنَا ٱلْءَاخَرِينَ ۱۷۲
۱۷۲. سپس دیگران را نابود کردیم،
وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِم مَّطَرًۭا ۖ فَسَآءَ مَطَرُ ٱلْمُنذَرِينَ ۱۷۳
۱۷۳. و بارانی از سنگ گِل بر سر آنان باراندیم؛ پس بد بود باران بیم داده شدگان.
إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ۱۷۴
۱۷۴. بی تردید در این سرگذشت عبرتی بزرگ وجود دارد و قوم لوط بیشترشان مؤمن نبودند،
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ ۱۷۵
۱۷۵. و یقیناً پروردگارت همان توانای شکست ناپذیر و مهربان است.
كَذَّبَ أَصْحَٰبُ لْـَٔيْكَةِ ٱلْمُرْسَلِينَ ۱۷۶
۱۷۶. مردم اَیکه پیامبران را تکذیب کردند،
إِذْ قَالَ لَهُمْ شُعَيْبٌ أَلَا تَتَّقُونَ ۱۷۷
۱۷۷. هنگامی که شعیب به آنان گفت: آیا [از سرانجام شرک و طغیان که خشم و عذاب خداست] نمی پرهیزید؟
إِنِّى لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌۭ ۱۷۸
۱۷۸. بی تردید من برای شما فرستاده ای امینم،
فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ ۱۷۹
۱۷۹. بنابراین از خدا پروا کنید و از من فرمان ببرید،
وَمَآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ ۖ إِنْ أَجْرِىَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ ۱۸۰
۱۸۰. من از شما بر ابلاغ رسالتم هیچ پاداشی نمی خواهم، پاداش من فقط بر عهده پروردگار جهانیان است،
۞ أَوْفُوا۟ ٱلْكَيْلَ وَلَا تَكُونُوا۟ مِنَ ٱلْمُخْسِرِينَ ۱۸۱
۱۸۱. پیمانه را کامل بدهید و از کم فروشان نباشید،
وَزِنُوا۟ بِٱلْقِسْطَاسِ ٱلْمُسْتَقِيمِ ۱۸۲
۱۸۲. و [متاع و کالا را] با ترازوی درست وزن کنید،
وَلَا تَبْخَسُوا۟ ٱلنَّاسَ أَشْيَآءَهُمْ وَلَا تَعْثَوْا۟ فِى ٱلْأَرْضِ مُفْسِدِينَ ۱۸۳
۱۸۳. و از قیمت اشیا و اجناس مردم به هنگام خرید نکاهید، و در زمین تباهکارانه فتنه و آشوب برپا نکنید،
وَٱتَّقُوا۟ ٱلَّذِى خَلَقَكُمْ وَٱلْجِبِلَّةَ ٱلْأَوَّلِينَ ۱۸۴
۱۸۴. و از آنکه شما و امت های پیشین را آفرید پروا کنید.
قَالُوٓا۟ إِنَّمَآ أَنتَ مِنَ ٱلْمُسَحَّرِينَ ۱۸۵
۱۸۵. گفتند: جز این نیست که تو از جادوشدگانی،
وَمَآ أَنتَ إِلَّا بَشَرٌۭ مِّثْلُنَا وَإِن نَّظُنُّكَ لَمِنَ ٱلْكَٰذِبِينَ ۱۸۶
۱۸۶. و تو جز بشری مانند ما نیستی، و بی تردید ما تو را از دروغگویان می پنداریم،
فَأَسْقِطْ عَلَيْنَا كِسَفًۭا مِّنَ ٱلسَّمَآءِ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ ۱۸۷
۱۸۷. پس اگر راست می گویی پاره هایی از آسمان را بر ما فرو ریز.
قَالَ رَبِّىٓ أَعْلَمُ بِمَا تَعْمَلُونَ ۱۸۸
۱۸۸. [شعیب] گفت: پروردگارم به آنچه انجام می دهید، داناتر است.
فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمْ عَذَابُ يَوْمِ ٱلظُّلَّةِ ۚ إِنَّهُۥ كَانَ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ ۱۸۹
۱۸۹. پس او را تکذیب کردند؛ در نتیجه عذاب روز سایبان [یعنی روزی که ابری تیره و صاعقه زا سایه می اندازد] آنان را فرا گرفت، همانا آن عذاب روزی بزرگ بود،
إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ۱۹۰
۱۹۰. بی تردید در این سرگذشت، عبرتی بزرگ وجود دارد؛ و قوم شعیب بیشترشان مؤمن نبودند،
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ ۱۹۱
۱۹۱. و یقیناً پروردگارت همان توانای شکست ناپذیر و مهربان است.
وَإِنَّهُۥ لَتَنزِيلُ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ ۱۹۲
۱۹۲. و بی تردید این قرآن، نازل شده پروردگار جهانیان است،
نَزَلَ بِهِ ٱلرُّوحُ ٱلْأَمِينُ ۱۹۳
۱۹۳. که روح الامین آن را نازل کرده است،
عَلَىٰ قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ ٱلْمُنذِرِينَ ۱۹۴
۱۹۴. بر قلب تو، تا از بیم دهندگان باشی،
بِلِسَانٍ عَرَبِىٍّۢ مُّبِينٍۢ ۱۹۵
۱۹۵. به زبان عربی روشن و گویا
وَإِنَّهُۥ لَفِى زُبُرِ ٱلْأَوَّلِينَ ۱۹۶
۱۹۶. و بی تردید [خبر] این [قرآن] در کتاب های پیشینیان است.
أَوَلَمْ يَكُن لَّهُمْ ءَايَةً أَن يَعْلَمَهُۥ عُلَمَٰٓؤُا۟ بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ ۱۹۷
۱۹۷. آیا آگاهی دانشمندان بنی اسرائیل به خبر قرآن [در کتاب های پیشینیان] برای مشرکان نشانه ای [بر حقّانیّت قرآن و صدق نبوّت تو] نیست؟!
وَلَوْ نَزَّلْنَٰهُ عَلَىٰ بَعْضِ ٱلْأَعْجَمِينَ ۱۹۸
۱۹۸. و اگر آن را بر برخی از غیر عرب ها نازل کرده بودیم،
فَقَرَأَهُۥ عَلَيْهِم مَّا كَانُوا۟ بِهِۦ مُؤْمِنِينَ ۱۹۹
۱۹۹. و او آن را بر عرب ها می خواند، باز هم به آن ایمان نمی آوردند!!
كَذَٰلِكَ سَلَكْنَٰهُ فِى قُلُوبِ ٱلْمُجْرِمِينَ ۲۰۰
۲۰۰. این گونه [که آن را به زبان عربی روشن و گویا نازل کردیم] در دل های مجرمان درآوردیم [که آن را بفهمند و به آن ایمان آورند،]
لَا يُؤْمِنُونَ بِهِۦ حَتَّىٰ يَرَوُا۟ ٱلْعَذَابَ ٱلْأَلِيمَ ۲۰۱
۲۰۱. [ولی این بیمار دلان لجوج] به آن ایمان نمی آورند تا آن عذاب دردناک را ببینند،
فَيَأْتِيَهُم بَغْتَةًۭ وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ ۲۰۲
۲۰۲. که ناگهان در حالی که بی خبرند به سراغشان آید،
فَيَقُولُوا۟ هَلْ نَحْنُ مُنظَرُونَ ۲۰۳
۲۰۳. پس [در آن موقعیت بسیار سخت] گویند: آیا ما مهلت می یابیم؟
أَفَبِعَذَابِنَا يَسْتَعْجِلُونَ ۲۰۴
۲۰۴. آیا به آمدن عذاب ما شتاب می کنند؟
أَفَرَءَيْتَ إِن مَّتَّعْنَٰهُمْ سِنِينَ ۲۰۵
۲۰۵. پس خبر ده اگر ما آنان را سالیانی بهره مندی و برخورداری دهیم،
ثُمَّ جَآءَهُم مَّا كَانُوا۟ يُوعَدُونَ ۲۰۶
۲۰۶. سپس آن عذابی که به آن تهدید می شدند، به سراغشان آید.
مَآ أَغْنَىٰ عَنْهُم مَّا كَانُوا۟ يُمَتَّعُونَ ۲۰۷
۲۰۷. آنچه را [چند سال] همواره از آن برخورداری می یافتند [عذاب را] از آنان دفعنخواهد کرد،
وَمَآ أَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةٍ إِلَّا لَهَا مُنذِرُونَ ۲۰۸
۲۰۸. و [مردم] هیچ شهری را نابود نکردیم مگر آنکه بیم دهندگانی برای آنان بود،
ذِكْرَىٰ وَمَا كُنَّا ظَٰلِمِينَ ۲۰۹
۲۰۹. برای اندرز دادن و اتمام حجت؛ و ما هرگز ستمکار نبوده ایم [که مردمی را بدون فرستادن پیامبر نابود کنیم.]
وَمَا تَنَزَّلَتْ بِهِ ٱلشَّيَٰطِينُ ۲۱۰
۲۱۰. قرآن را شیطان ها نازل نکرده اند،
وَمَا يَنۢبَغِى لَهُمْ وَمَا يَسْتَطِيعُونَ ۲۱۱
۲۱۱. و [نزول قرآن] سزاوار آنان نیست، و قدرت [وحی کردن چنین کتابی را] ندارند،
إِنَّهُمْ عَنِ ٱلسَّمْعِ لَمَعْزُولُونَ ۲۱۲
۲۱۲. بی تردید آنان از شنیدن [وحی الهی و اخبار ملکوتی] محروم و برکنارند.
فَلَا تَدْعُ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ فَتَكُونَ مِنَ ٱلْمُعَذَّبِينَ ۲۱۳
۲۱۳. پس با خدا معبودی دیگر را مپرست، که از عذاب شدگان خواهی شد.
وَأَنذِرْ عَشِيرَتَكَ ٱلْأَقْرَبِينَ ۲۱۴
۲۱۴. و خویشان نزدیکت را [از عاقبت اعمال زشت] هشدار ده،
وَٱخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ ٱتَّبَعَكَ مِنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ ۲۱۵
۲۱۵. و پر و بال [فروتنی و تواضع] خود را برای مؤمنانی که از تو پیروی می کنند بگستر،
فَإِنْ عَصَوْكَ فَقُلْ إِنِّى بَرِىٓءٌۭ مِّمَّا تَعْمَلُونَ ۲۱۶
۲۱۶. پس اگر تو را نافرمانی کردند بگو: من از آنچه انجام می دهید، بیزارم؛
وَتَوَكَّلْ عَلَى ٱلْعَزِيزِ ٱلرَّحِيمِ ۲۱۷
۲۱۷. و بر توانای شکست ناپذیر مهربان توکل کن،
ٱلَّذِى يَرَىٰكَ حِينَ تَقُومُ ۲۱۸
۲۱۸. هم او که تو را هنگامی که [برای عبادت] می ایستی، می بیند،
وَتَقَلُّبَكَ فِى ٱلسَّٰجِدِينَ ۲۱۹
۲۱۹. و گردش و حرکت تو را در میان سجده کنندگان [مشاهده می کند،]
إِنَّهُۥ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلْعَلِيمُ ۲۲۰
۲۲۰. یقیناً او شنوا و داناست.
هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلَىٰ مَن تَنَزَّلُ ٱلشَّيَٰطِينُ ۲۲۱
۲۲۱. آیا شما را خبر دهم که شیطان ها بر چه کسانی نازل می شوند؟
تَنَزَّلُ عَلَىٰ كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍۢ ۲۲۲
۲۲۲. بر هر دروغ پرداز گنه پیشه ای نازل می شوند،
يُلْقُونَ ٱلسَّمْعَ وَأَكْثَرُهُمْ كَٰذِبُونَ ۲۲۳
۲۲۳. که گوش [بر القائات و اغواگری های شیطان] می سپرند، و بیشتر شیطان ها دروغگویند،
وَٱلشُّعَرَآءُ يَتَّبِعُهُمُ ٱلْغَاوُۥنَ ۲۲۴
۲۲۴. و [پیامبر، شاعر و خیال پرداز نیست، چون] شاعران [خیال پرداز] را [که حقایق را هجو می کنند، و با مطالب بی اساس به واقعیات می تازند] گمراهان، پیروی می کنند.
أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِى كُلِّ وَادٍۢ يَهِيمُونَ ۲۲۵
۲۲۵. آیا ندانسته ای که آنان در هر وادی [باطلی خیال پردازانه] حیران و سرگردانند؟
وَأَنَّهُمْ يَقُولُونَ مَا لَا يَفْعَلُونَ ۲۲۶
۲۲۶. و مطالبی می گویند که خود عمل نمی کنند،
إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِ وَذَكَرُوا۟ ٱللَّهَ كَثِيرًۭا وَٱنتَصَرُوا۟ مِنۢ بَعْدِ مَا ظُلِمُوا۟ ۗ وَسَيَعْلَمُ ٱلَّذِينَ ظَلَمُوٓا۟ أَىَّ مُنقَلَبٍۢ يَنقَلِبُونَ ۲۲۷
۲۲۷. مگر آنان که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند و خدا را بسیار یاد کردند و پس از آنکه [با شعرهای باطل دشمنان، هجویّات مشرکان و یاوه های کافران] مورد ستم قرار گرفتند [با شعرهای توحیدی و اصیل و استوار خود] به انتقام گرفتن [از دشمن و دفاع از خویش] برخاستند، و کسانی که ستم کرده اند، به زودی خواهند دانست که به چه بازگشت گاهی باز خواهند گشت؟!

این بخش برگرفته از کتابِ «نظمِ قرآن» اثرِ عبدالعلی بازرگان است؛ کوششی برای نشان‌دادنِ پیوستگیِ آیات و ساختارِ درونیِ هر سوره، در برابرِ این تصور که چینشِ آیات پراکنده است. متنِ حاضر از بازخوانیِ نسخهٔ چهارجلدیِ کتاب فراهم شده و تنها بخشِ مربوط به همین سوره را در بر دارد.


نظم قرآن (بازرگان) — سوره ۲۶

منبع: OCRِ بازخوانی‌شدهٔ ۴ جلدی، ۱۴۰۵/۰۴ (mistral-ocr + بازبینیِ Codex).


سوره «شعراء» (۲۶)

محتوا و مضمون

اگر خواسته باشیم محور اصلی و مضمون مشترکی برای آیات سوره «شعراء» در نظر بگیریم، بنظر می‌رسد موضوع «تکذیب رب العاليمن» شاخص ترین محور آن باشد، چرا که این مسئله در تمامی بخش‌های سوره به عنوان موضوع فیمابین رسولان و امتشان در طول تاریخ مطرح گشته است و از نظر آماری نیز مشتقات «تکذیب» و «رب العالمین» در این سوره بیش از دیگر سوره‌های قرآن بکار رفته است. ۱ علاوه بر آن، موضوع بی تقوائی (الا تتقون) و ناباوری و بی ایمانی (ماکان اکثر هم مومنین، ماکانوا به مومنین) که در ارتباط با موضوع تکذیب قرار دارد، در این سوره بیش از سوره‌های دیگر مورد توجه قرار گرفته است. ۲ موضوع تکذیب در آیات مقدمه سوره در رابطه با رسالت حضرت خاتم النبیین (ص) مطرح گشته و ناباوری مشرکان را نسبت به آیات مبین و آشکار کتاب و اعراضشان را نسبت به یادآوری رحمانیت خداوند نشان می‌دهد. در این مقدمه از یک طرف رسول را دلداری و تسلی خاطر می‌دهد تا از تکذیب قوم افسرده و محزون نگردد، از طرف دیگر مشرکان را


۱. مشتقات «تکذیب» ۱۲ مرتبه در این سوره بکار رفته که برخی موارد آن مانند: کذبت و کذبوه بیش از سایر سوره‌های قرآن می‌باشد. از آن مهمتر ترکیب «رب العالمین» است که بیش از یک سوم کاربرد این جمله در کل قرآن اختصاص به این سوره دارد (۱۱ بار از ۳۱ بار)

۲. در این سوره ۵ بار جمله الا تتقون (در آیات: ۱۰۶ - ۱۲۴ - ۱۴۲ - ۱۶۱ - ۱۷۷) به کار رفته که بیش از بقیه سوره‌ها می‌باشد. همچنین ۱۰ بار فعل امر «اتقوا» تکرار شده که پس از سوره‌های بقره و مائده (۱۳ و ۱۲ مرتبه) از دیگر سوره‌ها بیشتر است (در مقایسه حجم سوره شعراء با بقره اهمیت نسبی این سوره معلوم می‌شود). علاوه بر آن، ۱۵ بار کلمه مومنین در این سوره بکار رفته است که ۱۰ بار آن بصورت منفی (ماکان اکثر هم مومنین، ماکانوا به مومنین) می‌باشد. این تعداد نیز از بقیه سوره‌ها بیشتر است.

نسبت به عواقب استهزاء و انکارشان هشدار می‌دهد. پس از این مقدمات، در بقیه سوره روند تکذیب را در جریان تاریخی انبیاء و اقوام نشان می‌دهد و از ۷ پیامبر و تجربه برخورد آنها با ناوران، مشال و عبرت تاریخی می‌آورد تا هم پیامبر را دلگرمی باشد و همین مومنین را بصیرت و شناختی تا بدانند منطق و رویه مشرکان همواره یکسان بوده و برای آنها جز هلاکت و برای متقیان جز پیروزی و رستگاری حاصل نشده است.

پس از بیان تجربیات تاریخی که %۸۰ کل سوره را تشکیل می‌دهد، مجدداً در آخر سوره (۳۶ آیه انتهایی) به زمان رسول اکرم (ص) بازگشت و به نزول قرآن از طرف «رب العالمین» و ناباوری قوم اشاره نموده و در این رابطه حقایقی را تبیین می‌نماید. جالب این که پس از داستان هر یک از انبیاء و اقوامشان، خطاب به رسول اکرم می‌فرماید: وان ربک لهوالعزیز الرحیم.

در این سوره عبارت: «ان فی ذلك لایة و ماکان اکثرهم مومنین و ان ربک لهوالعزیز الرحیم»، ۸ بار در انتهای موضوعات مطرح شده در سوره قرار گرفته است، همچنین ۵ بار عبارت پنج آیه ای: (کذبت قوم...المرسلین، اذ قال لهم اخوهم... الا تتقون، انی لكم رسول امین، فاتقوا الله و اطیعون، و ما اسئلكم علیه من اجر ان اجری الا علی رب العالمین) در ابتدای شرح رسالت ۵ تن از انبیاء بزرگ (نوح، هود، صالح، لوط و شعیب) عیناً تکرار شده است ۱ که بدلیل اهمیت این عبارت در مجموعه، سعی می‌کنیم نکات اساسی سوره را از آنها استخراج نمائیم.

عبارت تکراری فوق الذکر اصول و محورهای مطروحه در سوره را بشرح ذیل نشان می‌دهد:

۱- اولاً جریان تاریخی برخورد رسولان با اقوام مختلف، هر کدام آیه ایی مستقل برای عبرت گیری قوم همزمان پیامبر اسلام (ص) و آیندگان بشریت بشمار می‌رود. آیه «ان فی ذلك لایة...» با تاکید: ان و لام، در ۸ بار تکرار خود، ۷ بار عنایت به هلاک اقوام تکذیب کننده دارد و یکبار (آیه ۸ در مقدمه سوره) به طبیعت و رویش گیاهان زیبا.

۲- با توجه به جمله «ماکان اکثرهم مومنین» معلوم می‌شود علیرغم هلاک اقوام


۱. با این تفاوت که همه جا انبیاء را برادران اقوام خود نامیده (اخاهم) به استثنای شعیب که چون به جای نام قوم او (مدین) صفت یا ملازمت و پیوند آنها را با جنگل ذکر کرده (اصحاب لیکه) در چنین صفتی شعیب همانند و برادر آنها نبوده است (توضیح بیشتر در سوره حجر) همچنین تفاوتی در معرفی اقوام به چشم می‌خورد. عاد و ثمود را بنام مشخص کرده، اما مردم مخاطب نوح و لوط را بنام رسولشان یعنی قوم نوح و قوم لوط نامیده است. مردم مخاطب شعیب را نیز «اصحاب لیکه» (یاران جنگل و بیشه) نام گذاشته است.

مکذب، نسل بعدی متنبه و بیدار نشده بیشتر آنها در همان راه انحرافی پدران و اجداد خود

گام برداشتند.

٣- جمله: «وان ربک لهوالعزیز الرحیم» نشان می‌دهد اولا این امتحان و ابتلای تاریخی

که با اختیار و مهلت قرین گشته، از منشاء «ربوبیت» و در جهت رشد و کمال نوع انسان و

«تربیت» او ناشی شده، ١ ثانیاً خداوند عزیز و رحیم است ٢ یعنی بدلیل عزیز بودنش از

تکذیب و بی ایمانی مشرکان درمانده و عاجز نمی‌شود و بدلیل رحیم بودنش مومنین و

مصدقین رسولان را مشمول رحمت مخصوص خود می‌کند. تاکید سه جانبه: ان، لام و

ضمیر هو در جمله فوق، هم قطعیت را نشان می‌دهد و هم انحصار را، یعنی تنها خدا است

که عزیز و رحیم است نه فرعونها و جباران تاریخ.

٤- از آیه تکراری: «کذبت...المرسلین» فهمیده می‌شود اقوام مختلف تاریخ با تکذیب

رسول خود در حقیقت کلیه رسولان و اصل «رسالت» را تکذیب می‌کردند. از اعتراضات

آنها در متن آیات استفاده می‌شود که اصولاً باور نمی‌کردند بشری عادی همانند آنان

پیام آور پروردگار باشد. اعتقاد مشرکین همواره بر این پایه استوار بوده که شأن الله اجل از

آنست که با انسان رابطه ای داشته باشد یا بتوان با او رابطه برقرار کرد. تنها فرشتگان و

جن ها و ... هستند که می‌توانند وسیله تقرب و شفاعت گردند.

٥- از آیه تکراری: «اذ قال لهم اخوهم ... الاتنتقون» از یک طرف می‌توان فهمید که رابطه

رسولان با مردم رابطه ای برادرانه (نه حاکمانه) بوده و به خاطر مهربانی و دلسوزی نسبت به

آنها خود را به رنج می‌افکندند، از طرف دیگر مبنای اعتراض و انتقادشان به قوم خود

بی تقوایی آنها (نه صرف اعتقاد ذهنی) بوده است که جنبه عملی و آثار و نتایج اعتقادشان را

مورد ایراد قرار می‌دادند. البته موضوع بی تقوایی هر قوم بتناسب رشد تاریخی آنها متغیر

بوده است، بی تقوایی قوم نوح در طرد ضعف و بینش طبقاتی آنها بوده است که جنبه

زورگویی و قلدری داشته، قوم عاد با توجه به هنر عبث و بی فایده برای مردم (اتبنون بکل

١. موضوع «ربوبیت» از موضوعات اساسی این سوره است، به طوری که نام رب ٣٦ بار به صورت مضاف اله یا در

ترکیب با ضمایر، در آیات آن به کار رفته است که از نظر تعداد پس از سوره‌های بلند: اعراف (٦٥)، انعام

(٥٢)، بقره (٤٩)، هود (٤٣)، آل عمران (٣٨)، کهف (٣٨) در مقام هفتم قرار دارد. اما به صورت مضاف اله

(٢٠) «از همه سوره‌ها بیشتر است (١٥) بار از ٨٤ بار در کل قرآن».

٢. ترکیب دو نام «عزیز و رحیم» ٩ بار در این سوره بکار رفته که از بقیه سوره‌ها بیشتر است. بصورت مفرد نیز نام

«عزیز» در این سوره بالاترین رقم را دارد و نام رحیم پس از سوره بقره (١٢) در رديف دوم قرار دارد. ترکیب

فوق ٨ بار پس از بیان تجربه برخورد انبیاء با اقوام آنها آمده و در آخرین بار خطاب به رسول اکرم به عنوان

نتیجه گیری: و توکل علی العزیز الرحیم، الذی یریک حین تقوم.

شعراء (۲۶) ۶۷

ریع آية تعبثون) و ساختن قصرها و قلاع برافراشته، به خيال جاودانگي و خلود (و تتخذون

مصانع لعلكم تخلدون)، همچنين خشم آوري و جباريت (واذا بطشتم بطشتم جبارين) از

جاده تقوا خارج شدند و سرمست امدادهاي الهي در انعام و بنين وجنات وعيون گشتند

(دوران دامداري).

قوم ثمود علاوه بر امدادهاي فوق، برخورد از مواهب زراعت و نخل بودند (وزروع و

نخل طلعها هضيم) که متناسب با دوران کشاورزي و گسترش زراعت و باغداري می‌باشد –

کشاورزي و محصولات فراوان زمینی موجب رفاه و راحتی و استقرار (به جاي کوج) در زمين

و ساختن خانه هاي مجلل و مستحکم شده (و تنحتون من الجبال بيوتاً فارهين) و اين مسئله

نيز خود زمينه اي براي پيدايش طبقه مسرف استيلاگر گرديد. آنها نيز براي تامين منافع خود

به استثمار و بردگي مردم با اتکاء به قدرت طبقاتی مسرفين پرداختند (ولا تطيعوا

امرالمسرفين – الذين يفسدون في الارض ولا يصلحون)، موضوع تقوي در اين دوران در رابطه

با اطاعت از امر مسرفين و دنياپرستي مطرح می‌گردد.

مسئله تقوا در مورد قوم لوط به گونه ديگري در رابطه با غرائز و شهوات جنسي قرار

دارد (دوران رشد غرائز جنسي و انحراف آن). ترتيب انحرافات اقوام و تقدم و تاخر زمينه هاي

انحراف بسيار جالب و قابل مطالعه است. در مورد قوم ثمود ديديم که رفاه و راحتی و

فراوانی چگونه آنها را به اسراف و استثمار کشاند و چگونه سرزمین خود را به جاي اصلاح

(با استفاده کشاورزي از زمين) به فساد کشاندند. بديهي است که پس از سير شدن شکم،

بشر به شهوت روي می‌آورد. به اين ترتيب قوم لوط در زمينه رفاه حاصله به انحراف و

زياده روي در شهوت کشيده شدند تا جايي که وقتي در طريق صحيح خود ارضاء نگشتند،

به همچنس بازي پناه بردند (همچون بسياري از کشاورز و مرفه غربي در زمان ما).

«اصحاب ليکه» که مردم همزمان و مخاطب پيام «شعب» بودند، به گونه ديگري «تقوي»

را زير يا گذاشتند، در اين دوره خريد و فروش و مبادله کالا و تجارت رونق گرفته و توليدات

کشاورزي که مازاد بر احتياجات افراد و اقوام بود، با مواد يا مصنوعات ديگر معاوضه

می‌گرديد. گويا قبلاً چنين رسمي در ميان جوامع انسانی سابقه نداشته و جنبه عمومی و

اجتماعي به خود نگرفته بود و تقواي انسانها در اين دوره بر محک تزازو و خريد و فروش

آزمايش می‌شد (اوفوا الکيل ولا تکونوا من المخسرين، وزنوا بالقسطاس المستقيم) و پيام

اصلى شعيب «ولا تبخسوا الناس اشياءهم ولا تعثوا في الارض مفسدين» بود. ١

به اين ترتيب در آيات مربوط به ٥ دوره مختلف، ٥ نقطه عطف مهم در زمينه تغييرات و تحولات اساسى در جوامع بشرى مطرح گشته است که موضوع «تقوا» را در هر دوره جدا گانه مورد بحث قرار می‌دهد. اين ادوار را می‌توان با مراحل رشد يک انسان در سال هاى مختلف عمرش مقايسه کرد که آيه ٢٠ سوره حديد آن را در ٥ مرحله خلاصه کرده است:

اعلموا انما الحيوه الدنيا لعب و لهو وزينة و تفاخر بينكم و تكاثر في الاموال والاولاد. انطباق اين آيه را با اقوام پنجگانه تاريخى فوق الذكر می‌توان بشرح ذيل بيان داشت:

قوم نوح: لعب (بى هدفي و به بازى مشغول شدن)، پوچى و بازى بچگانه.

قوم عاد: لهو (به موضوعات عبث و بيهوده ذوقى مشغول شدن)، هنر براى هنر (نه مردم)، (اتينون بكل ربع آية تعبثون). اشتغالات ذوقى و وابستگى و تعصبى که ايجاد مى کند، زمينه خشم و عصبانيت مى گردد (واذا بطشتم بطشتم جبارين)

قوم ثمود: زينت (توجه به زيبايى هاى ظاهرى دنيا) و کامرانى در خانه هاى مجلل (انتركون في ماهيهنا آمنين... و تنحتون من الجبال بيوتا فارهين)

قوم لوط: تفاخر - پس از مرحله زينت که متناسب با آستانه بلوغ جنسى انسان و حيوانات (براى خودنمايى و جلب زوج يا زوجه) است، تفاخر و چشم همچشمى نسبت به آنچه حاصل شده، شروع مى شود، (يز دادن از موقعيت و شغل و درآمد شوهر يا شكل و شمايل همسر) انحراف قوم لوط از زينت و خودنمايى گذشته و به زياده طلبى و کجروى در اين امر کشيده شده بود

قوم شعيب (تكاثر في الاموال والاولاد) موضوع تكاثر عيناً در انحراف مردم «ايكه» در تجارت و داد و ستد و خيانت در ترازو مشهود بود.

۶- از آيه: «انى لكم رسول امين» امين بودن رسولان در ابلاغ رسالت مستفاد مى شود. بدين معنا که هيچگونه خيانتى اعم از تغيير يا کتمان در رساندن پيام الهى مرتکب نشدند و عينا کلام الهى را براى مردم بازگو نمودند. اين امر اطمينان و اعتمادى به سخنان آنها به وجود آورده حقانيت مکتبشان را نشان مى دهد. نکته مهم اين که از ١٣ موردى که کلمه «امين» در کل قرآن به کار رفته، ۶ مورد آن در اين سوره قرار دارد (بيش از بقيه سوره‌ها).

١. با توجه به کلمه «اشياءهم» در آيه فوق مى توان فهميد که گويا پول يا ابزار و لوازم صنعتى و کالاهاى مختلف با محصولات کشاورزى مبادله مى شده است.

این صفت ۵ بار به پیامبران نامبرده در سوره اطلاق گشته و یک بار به جبریل به عنوان امین وحی (نزل به الروح الامین، علی قلبک لتكون من المنذرین). همانطور که پیامبران در ابلاغ وحی بمردم خود خیانت نکردند، جبریل نیز در رساندن پیام خدا به رسول اکرم (ص) خیالتی نکرده است. این مطلب برای مشرکین زمان خاتم الانبیاء نکته آموز است.

۷- از آیه «فاتقواالله واطیعون»، هم تقوای جهت دار الهی و هم اطاعت از رسول استنباط می‌شود. اولین بار که رسولان تقوی را مطرح می‌کردند، کلی و عام بود «الاتتقون». این امر نشان می‌دهد قوم آنها در انحرافات خود ملاحظه هیچ اصل و مرامی را نمی‌کردند. اما در این مرحله تقوا در برابر خدا مطرح می‌شود. «فاتقوا الله» (با «ف» تفريع که در نتیجه امین بودن رسول حاصل می‌شود). کلمه «اطیعون» (مرا اطاعت کنید) موضوع پیشوايی و رهبری معنوی را نشان می‌دهد که بدنبال پرهیز از خدا قرار دارد.

۸- آیه مفصل «و ما استلكم عليه من اجر ان اجرى الا على رب العالمين» که آخرين آیه این مجموعه تکرارى است، چند نکته را روشن می‌سازد:

اولا نشان می‌دهد منظور از اطاعتی که در آیه قبل مطرح شده کسب امتیاز برای تسلط بر مردم نیست. چرا که رسولان هیچگونه اجر و پاداشی در ازای تبلیغ رسالت درخواست نمی‌کردند. این اصل ثابت می‌کند دین نباید دکان دنیا باشد و پیروان رسولان نیز حق ندارند برای تبلیغ دینی اجر و مزد دریافت نمایند. نکته دیگر تاکیدی است که هماهنگ با سیاق سوره روى جمله «رب العالمين» شده. در حالیکه ساده تر بود اگر گفته می‌شود «ان اجرى الا على الله»، می‌دانیم مشرکین منکر «الله» نبودند بلکه ربوبیت فراگیر او را بر عالمین انکار می‌کردند. لذا این تأکید جوابى است به اعتقادات شرک آمیز مخالفین.

آهنگ انتهایی آیات

سوره شعراء ۲۲۷ آیه دارد که پس از سوره بقره از نظر تعداد آیات (نه کلمات) از بقیه سوره‌های مکی قرآن بیشتر است و از این نظر در سوره‌های مکی مقام اول را دارد. آیات این سوره عمدتاً به حرف «ن» ختم می‌شوند. به استثنای ۳۰ آیه که با حرف «م» و ۴ آیه که با حرف «ل» (بنی اسراییل) تمام شده است. مواردی که با حرف «م» ختم شده تماماً بیانگر نام خدا یا پیامبر و صفات و کیفیاتی از انسان یا موضوعات مربوط به او یا عمل خدا می‌باشد.

نام‌های نیکوی الهی

در این سوره نام رب (بصورت مضاف) ۳۶ بار تکرار شده است. پس از آن عزیز و رحیم

قرار دارد که هر کدام ٩ بار تکرار شده. نام رحمن، سمیع و علیم نیز هر کدام یک بار بکار رفته است. نام جلاله «الله» ١٣ بار در این سوره آمده که بطور نسبی از نام «رب» بسیار کمتر است و تاکید سوره را روی موضوع ربوبیت «رب العالمین» نشان می‌دهد.

سال نزول

بیشتر مفسرین آیات این سوره را تماما به استثنای ٤ آیه آخر، مربوط به دوران مکه گرفته‌اند. جدول شماره ١٥ کتاب سیر تحول قرآن نیز تمامی سوره را می‌گرفته است. با این ترتیب که آیات ١ تا ٥١ را مربوط به سال ٥، آیات ٥٢ تا ١٤٥ را مربوط به سال ٣ و آیات ١٤٦ تا آخر را مربوط به سال ٤ بعثت دانسته است.

تقسیمات سوره

برای ساده تر شدن فهم سوره و درک ارتباط بخش‌های مختلف آن، می‌توانیم تقسیم بندی‌های ذیل را بر حسب موضوعات مطروحه قائل شویم:

١ - مقدمه سوره (٩ آیه)

این بخش کلاً به دوران اسلام و تکذیب خاتم النبیین (ص) اختصاص دارد. از یک طرف حالت رسول را نشان می‌دهد که چگونه از ناباوری مردم، جان خود را به اندوه و هلاکت انداخته و از طرف دیگر اعراض قوم او را نسبت به هر ذکر (یادآوری و پند) نوینی که از جانب پروردگارشان بیاید نشان می‌دهد. البته اگر خدا می‌خواست می‌توانست معجزه ای نازل کند که همه گردنها در برابر آن خاضع گردند. اما حکمت او ایجاب می‌کند انسان با اراده و اختیار آگاهانه راه خود را برگزیند تا لیاقت و شایستگی بهشت را کسب نماید و آنهایی که حقایق را تکذیب و مسخره می‌کنند، به طور طبیعی پیامد عمل خود را در قیامت دریافت نمایند. راهی که برای بیداری وجدان آنها در این بخش نشان داده شده، توجه به نشانه‌های (آیات) خدا در انواع گل و گیاهان زیبای زمینی است که بغفلت از آن می‌گذرند. مطالب بخش‌های بعد از این مقدمه، سیری است تاریخی بر جریان مستمر تکذیب «رب العالمین».

٢ - رسالت موسی (ع) در برابر فرعون (٥٩ آیه)

مفصل ترین بخش سوره همین قسمت می‌باشد، گویا کامل ترین مصداق تکذیب «رب العالمین» توسط فرعون و نظام او تحقق یافته است. دقت مختصری در آیات این بخش

نشان می‌دهد موضوع اصلی همان ایمان به «رب العالمین» بوده است. ۱ اولین پیامی که خداوند به موسی فرمان می‌دهد به فرعون ابلاغ نماید، همین سخن است (فأتیا فرعون فقولا انا رسول رب العالمین) و جواب فرعون نیز تجاهل از همین معنا است (قال فرعون و ما رب العالمین؟). سلسله استدلالهای حضرت موسی نیز در برابر فرعون تماماً پیرامون اثبات ربوبیت الهی است (قال رب السموات والارض و ما بینهما... قال ربكم و رب آبائكم الاولین... قال رب المشرق والمغرب وما بینهما...) سخنان فرعون هم تماماً تکذیب جنبه‌های مختلف ربوبیت می‌باشد. ۲ نکته حائز اهمیت آثار تکذیب رب العالمین است نه تکذیب ذهنی و اعتقادی آن. ندای خداوند به موسی و رسالت او به سوی قوم ظالمی است که تقوی ندارند (واذنادی ربک موسی ان اثت القوم الظالمین - قوم فرعون الا تتقون) یعنی چون عاملی جلودارشان نیست، به حقوق مردم تجاوز می‌کنند. بنابراین اگر خداوند می‌خواهد بند گانش به ربوبیت او ایمان بیاورند، نه اینکه نیازی به ایمان آنها داشته باشد، بلکه این امر لازمه سلامت زندگی فردی و اجتماعی است.

در پایان داستان پس از آنکه بر نجات موسی (ع) و همراهان او و غرق شدن فرعونیان اشاره می‌کند، بر آیه بودن این جریان و عزیز و رحیم بودن خدا تاکید می‌نماید. رحمت او در نجات مومنین تجلی می‌کند و عزتش در هلاکت ظالمین قوم فرعون، همان فرعونی که قومش عزت را از آن او می‌دانستند (قالوا بعزة فرعون انا لنحن الغالبون) ذکر داستان موسی (ع) و فرعون بدنبال مقدمه سوره که از تکذیب قوم خاتم النبیین یاد می‌کند، بهترین تسلی برای آن حضرت و عبرتی برای مومنین است تا روشن ترین و گسترده ترین مصداق پیروزی حق بر باطل را مشاهده نمایند.

۳- نبأ ابراهیم (واقعه مهم و شگفت آور پیدایش ابراهیم) آیات ۶۹ تا ۱۰۴ (۳۶ آیه). در بخش قبل فرعون را به عنوان شاخص ترین مصداق تکذیب رب العالمین معرفی کرد و اینک در جهت مقابل، شاخص ترین مصداق تصدیق رب العالمین را معرفی می‌کند. ۳ این مصداق کسی جز ابراهیم (ع) نیست که داستان زند گیش یک نبأ (خبر عظیم)


۱. تنها در ۱۹ آیه ابتدای این بخش ۱۰ بار نام رب تکرار شده است.

۲. جالب این که فرعون وقتی می‌خواهد بر موسی منت گذارد، از همین مفهوم استفاده کرده ربوبیت را به خود نسبت می‌دهد (قال الم نربک فینا ولیداً...).

۳. جالب این که در ابتدای این بخش خطاب به پیامبر می‌فرماید «واتل علیهم نبأ ابراهیم» قوم همزمان پیامبر در برابر جریان تکذیب مستمر اقوام از روش ابراهیم باید الگو بگیرند.

می‌باشد. خداوند ماجرای ابراهیم را، از جلوه‌های متنوع، در سوره‌های متعددی نقل کرده است که هر جلوه در رابطه با روح کلی وسیاق اصلی سوره می‌باشد، از آنجایی که محور سوره شعراء رب العالمین است، برخورد صادقانه این انسان نمونه را با این حقیقت بنمایش می‌گذارد تا برای قوم پیامبر (ص) و همه انسانها الگو و اسوه‌ای باشد.

آیات این بخش با انتقاد ابراهیم از پدر و قومش بخاطر «تعبد» آنها نسبت به اصنام آغاز می‌شود. موضوع عبادت که همان سرسپردگی و هموار کردن نفس برای تسلیم به خدا و اطاعت از اوست، موضوع کلیدی این بخش بوده و سلسله استدلال‌هایی که در این سوره از ابراهیم نقل شده کلا در همین راستا قرار دارد. وقتی بی خاصیتی بتان را برهان می‌آورد، باز هم بر رب العالمین تکیه کرده (فانهم عدولی الا رب العالمین) و ربوبیت او را در تمامی مراحل و مراتب عمر خود بیان می‌کند (در خلقت، در هدایت تکوینی و تشریعی، در اطعام و اسقاء، در اشقاء، در اماته و احیاء و در غفران ذنوب). به این ترتیب نشان می‌دهد نه تنها آفرینش اولیه و رهیابی شناخت وسائل مادی ومعنوی مورد نیاز انسان، بلکه تغذیه دائمی او که ضامن رشد و ادامه حیاتش می‌باشد، شفای بیماری‌ها در جهت ترمیم عوارض و جبران نواقص، مرگ و حیات مجدد در قیامت و آموزش خطاها و ذنوب تماماً به دست رب العالمین بوده زمینه‌های ربوبیت او را نشان می‌دهد.

بر خلاف فرعون و منکرین «ربوبیت» خدا که اعتقادی به رحمانیت و امکان برقراری رابطه با خالق نداشتند، در اینجا دعاهای پر شور و بلیغ ابراهیم را نقل می‌کند (آیات ۸۳ تا ۸۹) که به دلیل اعتقاد به «ربوبیت» الله همه چیز را از او می‌خواهد، مقدم بر هرچیز، از خداوند «حكم» و توفیق الحاق به صالحین را طلب می‌کند. حکم که همان علم و آگاهی و شناخت حق و باطل و قضاوت در امور است «حكمت نظری» نامیده شده و الحاق به صالحین که جنبه عملی دارد «حكمت عملی». پس از آن، خوشنامی و ذکر خیری از خدا می‌خواهد تا صدق او را در برخورد با حقیقت به نسل‌های آینده منتقل نموده امتی به این ترتیب پایه گذاری شود که الگو و اسوه اش صداقت در ایمان به رب العالمین باشد. دعاهای دیگرش؛ نائل شدن به بهشت، آموزش پدر و شرمگین نشدن در روز بعثت است، روزی که مال و فرزند سودی نمی‌رسانند، جز قلب سلیمی که سرمایه نجات گردد. (ولا تخزنی یوم یبعثون ، یوم لاینفع مال ولا بنون، الا من اتی الله بقلب سلیم).

از این به بعد (آیات ۹۰ تا ۱۰۲)، جمله معترضه‌ای است که خداوند پس از دعای ابراهیم، «یوم البعثی» را که او با خشیت آگاهانه اش مورد توجه قرار داده بود، توضیح بیشتر می‌دهد تا آیندگان دقیق تر متوجه خطیر بودن موقف گردند. در این سری آیات بهشت

متفقین و جهنم گمراهان را مطرح می‌سازد و سرنوشت دردناک محکومین را اعم از رهبران مجرم و پیروان مقلد و بیشعور آنها توصیف می‌نماید. در این موقف است که پیروان گمراه خطاب به رهبران فکری خود که موجب گمراهی آنان شدند، در مخاصمه و مشاجره‌های که در گرفته، می‌گویند: بخدا سوگند که ما در چه گمراهی آشکاری بودیم که شما را با رب العالمین یکسان می‌داشتیم.

قالوا وهم فیها پختصمون، تاالله ان کنا لفی ضلال مبین، اذنسویکم برب العالمین...

در اینجا نیز مجدداً بربوبیت «رب العالمین» تاکید شده، ربوبیتی که مشرکین و گمراهان به فرعونها نسبت می‌دهند و قدرتمندان را به جای خدا حاکم بر سرنوشت خویش می‌سازند (اذ نسویکم برب العالمین). بنظر می‌رسد ذکر این جمله معترضه برای اثبات درستی راه ابراهیم در توجهش بسرنوشت آینده انسان و تصدیق بهشت و جهنم باشد.

انتهای این بخش همان جمله تکراری «ان فی ذلک لایة و ماکان اکثرهم مومنین، وان ربک لهو العزیز الرحیم» که ۸ بار در سوره آمده است، نبأ ابراهیم را خاتمه می‌بخشد. این جمله که پس از آیات مربوط به بهشت و جهنم آمده، ظاهراً به نظر می‌رسد عطف بر آن بوده منظور از «ان فی ذلک لایة...» همان یوم البعث باشد. اما بیشتر محتمل است که «آیه» مورد بحث که مردم باید به آن ایمان بیاورند، برخورد صادقانه یک انسان (ابراهیم) با موضوع «رب العالمین» است. اگر عزت خدا در غرق شدن فرعون تجلی کرد، «رحیم» بودن او دربارة ابراهیم تحقق و عینیت پیدا می‌کند (و ان ربک لهو العزیز الرحیم).

۴- ادوار پنجگانه تاریخ (روند برخورد اقوام گوناگون با «رب العالمین» در مقاطع و سرفصل‌های تحول آفرین تاریخ).

عمر نوع انسان در روی کره زمین، همانند عمر یک انسان واحد، مشمول سلسله مراتب رشد و کمال می‌باشد، همانطور که آدمی از طفولیت تا پیری خلقیات مختلفی پیدا می‌کند که در آیه شریفه «اعلموا انما الحیوة الدنیا لعب و لهو وزینة و تفاخر وتکاثر فی الاموال والاولاد» در ۵ خلق و خوی بتناسب سالیان عمر خلاصه شده، نوع انسان نیز در مراحل تاریخی خود ازاین گذرگاه‌های پنجگانه عبور کرده تا به مرحله بلوغ رسیده است. همانطور که در زیست شناسی این اصل علمی ثابت شده که مراحل تکاملی هر موجود، از انعقاد نطفه تا تکمیل و تولد، منطبق بر مراحلی است که طی میلیون‌ها سال بر آن «نوع» گذشته، در اینجا می‌توان گفت علاوه بر تحول مادی و فیزیکی نوع انسان، تحول فکری و معنوی او نیز مشمول همین قاعده می‌باشد. یعنی مراحل پنجگانه ای که در آیات فوق الذکر در مورد

تحولات تدريجی فکری و مشغولیت ذهنی یک انسان ذکر شده عیناً در طول تاریخ در مورد نوع انسان هم تحقق یافته است. ١

اکنون با توجه به مقدمات فوق بسراغ آیات ١٠٥ تا ١٩١ این سوره که ٥ تجربه مهم تاریخی را شرح می‌دهد می‌رویم، تجربیاتی که مقارن با تحول روحی نوع انسان در مقاطع و سرفصل‌های مهم تاریخ می‌باشد. این ٥ تجربه را آیات مورد نظر در مطرح ساختن موضوع «رب العالمین» توسط انبیاء بزرگواری همچون: نوح، هود، صالح، لوط و شعیب، و تکذیب «رب العالمین» توسط قوم معاصر آنها نشان می‌دهد. همه این بزرگواران از «رب» سخن می‌گفتند و همگی اجر خود را از «رب العالمین» طلب می‌کردند (نان اجری الاعلی رب العالمین).

آیاتی که در این بخش آمده است به ٥ قسمت تقریباً مساوی (از ١٦ تا ١٩ آیه) تقسیم شده که هر قسمت بیک پیامبر اختصاص یافته است. ٢

همانطور که قبلاً گفته شد، رسالت موسی و نبأ ابراهیم خارج از چارچوب طراحی شده فوق قرار دارد. آن دو داستان را گویا خداوند برای ارائه مهم ترین مصادیق تکذیب و تصدیق «رب العالمین» ذکر کرده است. اتفاقاً سیاق داستان این دو پیامبر نیز با انبیاء پنجگانه تفاوت کلی دارد و به سبک دیگری بیان شده است. آن چنان که ذکر گردید، در ابتدای داستان انبیاء پنجگانه، بدون استثناء ٦ آیه معین تکرار شده است. ٣ ولی در مورد موسی و ابراهیم چنین قاعده ای رعایت نشده است، گرچه نتیجه گیری از داستان هر ٧ پیامبر با ٢ آیه معین خلاصه شده است. ٤

مذاکرات رسولان با اقوام معاصر خود و پاسخهای آنها که بتناسب وضعیت روحی و رشد فکری نوع بشر در دوران مختلف بیان شده، زمینه مطالعه و تحقیق آموزنده ای برای آگاهان می‌باشد.

١. در صفحات قبل این فصل توضیحات بیشتری در این مورد داده شده است.

٢. نکته قابل توجه این است که داستان موسی و ابراهیم (علیهم السلام) که بسیار مفصل تر از انبیاء پنجگانه نقل شده است خارج از ادوار پنجگانه تاریخ مذکور می‌باشد. انبیاء پنجگانه یاد شده که از نوح شروع می‌شوند، در سر فصل و مقاطع تحول آفرین تاریخ مبعوث شده‌اند و رسالتشان ناظر به انحراف نوع بشر در آن دوران بوده است. مثلاً ابراهیم و لوط با اینکه خویشاوند و همدوره بوده‌اند (لوط خواهر زاده ابراهیم) ولی رسالت لوط ناظر به انحراف جنسی قومش بوده و ابراهیم که به پای خود به توحید رسیده و خود ساخته گشته، امام و پیشوای آیندگان و نوع انسان می‌شود و نقشی فراتر از تاریخ پیدا می‌کند.

٣. کذبت قوم ... المرسلین، اذقال لهم ... الاتنتقون، انی لكم رسول امین، فاتقواالله و اطیعون، وما استلكم علیه من اجر ان اجری الاعلی رب العالمین.

سورهٔ شعراء · آیهٔ ۸–۹
إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ۸
۸. یقیناً در این [رویاندن انواع نباتات] نشانه ای است [بر قدرت، ربوبیّت خدا و اینکه مردگان را زنده می کند] ولی بیشترشان [به خاطر رسوخ کبر و لجاجت در باطنشان] ایمان آور نبوده و نیستند.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ ۹
۹. و یقیناً پروردگارت همان توانای شکست ناپذیر مهربان است.

۵- تلقی معاصرین پیامبر اسلام از «رب العالمین»

۳۶- آیه آخر سوره بازگشتی است به ۹ آیه ابتدایی آن که ناظر به رسالت خاتم النبیین می‌باشد. در ابتدای سوره وضعیت قوم همزمان آن حضرت را تشریح نمود که چگونه از هر ذکر نوینی که از جانب خداوند رحمن نازل شود اعراض می‌نمایند. پس از این مقدمه، برای تسلای پیامبر و تقویت روحیه مومنین ازیک طرف، و هشدار مکذبین از طرف دیگر، تاریخ را ورق می‌زند و عاقبت زیانبار اقوام ظالم و مجرم را نشان می‌دهد. اینک پس از ارائه لوازم شناخت و عبرت گیری، به پیامبر خاتم و معاصرین آن حضرت خطاب و جمع بندی و نتیجه گیری می‌نماید.

شگفت این که شروع این بخش با نام رب العالمین است (وانه لتنزیل رب العالمین) و محور اصلی مطلب در قبول ربوبیت «الله» جلوه می‌کند. نزول تدریجی قرآن برای هدایت مردم نیز شاهد و دلیل و لازمه ربوبیت «الله» می‌باشد، خداوند بدلیل رحمانیتش برای تربیت انسانها کتاب نازل می‌کند تا به راه راست هدایت شوند. این همان حقیقتی است که مشرکین باور نداشتند.

آیات این بخش، بخصوص در نیمه اول آن، در محور اثبات حقانیت قرآن قرار دارد و این که بزبانی سلیس و آشکار برای انذار مردم نازل شده است و نشانه‌های حقانیت آن را علمای بنی اسرائیل نیز علیرغم تکذیب می‌شناسند. ولی این قوم به آن ایمان نمی‌آورند تا این که گرفتار عذاب دردناک گردند، سپس نشانه‌های عذاب و حالت برخورد آنها را با این عذاب پیش بینی می‌کند تا در حیات دنیایی خود توبه نمایند. آنگاه تکلیف رسول را در برابر این جریان در چهار بند روشن می‌کند:

۱- انذار خویشان نزدیک (خودسازی از نزدیکترین مرحله)

۲- فروتنی و مهربانی نسبت به گروندگان (حفظ و تربیت کادرهای اولیه)

۳- اعلام براثت از عصیان ناباوران (بجای مقابله و ستیز با مخالفین)

۴- توکل بر خداوند عزیز و رحیم (در برابر مکرها و توطئه‌های مخالفین).

گویا توضیحات پس از فرامین فوق، زمینه تحقق این اهداف را در اقامه صلوة در جمع مسلمین نشان می‌دهد:

سورهٔ شعراء · آیهٔ ۲۱۷–۲۲۰
وَتَوَكَّلْ عَلَى ٱلْعَزِيزِ ٱلرَّحِيمِ ۲۱۷
۲۱۷. و بر توانای شکست ناپذیر مهربان توکل کن،
ٱلَّذِى يَرَىٰكَ حِينَ تَقُومُ ۲۱۸
۲۱۸. هم او که تو را هنگامی که [برای عبادت] می ایستی، می بیند،
وَتَقَلُّبَكَ فِى ٱلسَّٰجِدِينَ ۲۱۹
۲۱۹. و گردش و حرکت تو را در میان سجده کنندگان [مشاهده می کند،]
إِنَّهُۥ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلْعَلِيمُ ۲۲۰
۲۲۰. یقیناً او شنوا و داناست.

در ۷ آیه انتهایی سوره به مهم ترین ایراد تکذیب کنندگان قرآن که آنرا بافته‌های شعرگونه و القاء شده توسط شیاطین بر ذهن و روح پیامبر می‌پنداشتند، پاسخ می‌دهد ۱ و نزول شیاطین را بر خود آنها که دروغ پرداز گنهکار هستند ثابت می‌نماید. (هل انبثکم علی من تنزل الشیاطین – تنزل علی کل افاک اثیم – یلقون السمع و اکثرهم کاذبون)، قبلاً نیز تاکید کرده بود که قرآن نازل شده ازطرف رب العالمين (نه شیاطین) است (و انه لتنزيل رب العالمين) و بر رسول اکرم هرگز شیاطین نازل نشده‌اند (و ما تنزلت به الشیاطین) آنگاه ویژگی‌های شاعران و دنباله روان گمراه آنها را که در هر حال و هوایی سرگردان‌اند و به ادعاهای و حرفهای خود عمل نمی‌کنند توصیف می‌نماید تا مقایسه کنند و بینند آیا وضعیت و حالت پیامبر (ص) و گروندگان به او، قابل مقایسه با شاعران و شاعر پرستان هست یا خیر! البته در مورد شعرای مومن و نیک کرداری که بسیار بیاد خدا هستند و هنر خود را متعهدانه در ظلم ستیزی و یاری مردم به کار می‌برند، استثنایی هم قائل می‌شود تا چنین استعدادی را به جای انحراف، در راه حق شکوفان سازد. شگفت این که این سوره نیز با توجه به دو جهت مثبت و منفی شاعری «شعراء» نام گرفته است. و سرانجام سوره شعراء با این وعده الهی خاتمه پیدا می‌کند که بزودی ظالمین خواهند فهمید به کجا برمی گردند (و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون). منظور از ظالمین فرعون‌ها و اقوام پیرو آنها هستند (و از نادی ربک موسی ان اثت القوم الظالمین) که در اولین خطاب به موسی معرفی شده‌اند. این نتیجه عمل خود آنهاست و گرنه خداوند هرگز به بندگان خود ظلم نمی‌کند (ذکری و ما کنا ظالمین – آیه ۲۰۹).


۱. شعرای جاهلیت ادعا می‌کردند با جن ها ارتباط دارند و اشعارشان القاء شده توسط آنها است. بنابراین فوق بشری و غیر قابل تقلید است، اغلب آنها به نام اجنه تخلص می‌کردند و برای خود اسم مستعاری در این رابطه قرار می‌دادند. به همین دلیل است که مردم همزمان پیامبر سخنان او را در زمینه چنین فرهنگی جن زدگی و شعر شیاطین می‌نامیدند.