این بخش برگرفته از کتابِ «نظمِ قرآن» اثرِ عبدالعلی بازرگان است؛ کوششی برای نشاندادنِ پیوستگیِ آیات و ساختارِ درونیِ هر سوره، در برابرِ این تصور که چینشِ آیات پراکنده است. متنِ حاضر از بازخوانیِ نسخهٔ چهارجلدیِ کتاب فراهم شده و تنها بخشِ مربوط به همین سوره را در بر دارد.
نظم قرآن (بازرگان) — سوره ۲۶
منبع: OCRِ بازخوانیشدهٔ ۴ جلدی، ۱۴۰۵/۰۴ (mistral-ocr + بازبینیِ Codex).
سوره «شعراء» (۲۶)
محتوا و مضمون
اگر خواسته باشیم محور اصلی و مضمون مشترکی برای آیات سوره «شعراء» در نظر بگیریم، بنظر میرسد موضوع «تکذیب رب العاليمن» شاخص ترین محور آن باشد، چرا که این مسئله در تمامی بخشهای سوره به عنوان موضوع فیمابین رسولان و امتشان در طول تاریخ مطرح گشته است و از نظر آماری نیز مشتقات «تکذیب» و «رب العالمین» در این سوره بیش از دیگر سورههای قرآن بکار رفته است. ۱ علاوه بر آن، موضوع بی تقوائی (الا تتقون) و ناباوری و بی ایمانی (ماکان اکثر هم مومنین، ماکانوا به مومنین) که در ارتباط با موضوع تکذیب قرار دارد، در این سوره بیش از سورههای دیگر مورد توجه قرار گرفته است. ۲ موضوع تکذیب در آیات مقدمه سوره در رابطه با رسالت حضرت خاتم النبیین (ص) مطرح گشته و ناباوری مشرکان را نسبت به آیات مبین و آشکار کتاب و اعراضشان را نسبت به یادآوری رحمانیت خداوند نشان میدهد. در این مقدمه از یک طرف رسول را دلداری و تسلی خاطر میدهد تا از تکذیب قوم افسرده و محزون نگردد، از طرف دیگر مشرکان را
۱. مشتقات «تکذیب» ۱۲ مرتبه در این سوره بکار رفته که برخی موارد آن مانند: کذبت و کذبوه بیش از سایر سورههای قرآن میباشد. از آن مهمتر ترکیب «رب العالمین» است که بیش از یک سوم کاربرد این جمله در کل قرآن اختصاص به این سوره دارد (۱۱ بار از ۳۱ بار)
۲. در این سوره ۵ بار جمله الا تتقون (در آیات: ۱۰۶ - ۱۲۴ - ۱۴۲ - ۱۶۱ - ۱۷۷) به کار رفته که بیش از بقیه سورهها میباشد. همچنین ۱۰ بار فعل امر «اتقوا» تکرار شده که پس از سورههای بقره و مائده (۱۳ و ۱۲ مرتبه) از دیگر سورهها بیشتر است (در مقایسه حجم سوره شعراء با بقره اهمیت نسبی این سوره معلوم میشود). علاوه بر آن، ۱۵ بار کلمه مومنین در این سوره بکار رفته است که ۱۰ بار آن بصورت منفی (ماکان اکثر هم مومنین، ماکانوا به مومنین) میباشد. این تعداد نیز از بقیه سورهها بیشتر است.
نسبت به عواقب استهزاء و انکارشان هشدار میدهد. پس از این مقدمات، در بقیه سوره روند تکذیب را در جریان تاریخی انبیاء و اقوام نشان میدهد و از ۷ پیامبر و تجربه برخورد آنها با ناوران، مشال و عبرت تاریخی میآورد تا هم پیامبر را دلگرمی باشد و همین مومنین را بصیرت و شناختی تا بدانند منطق و رویه مشرکان همواره یکسان بوده و برای آنها جز هلاکت و برای متقیان جز پیروزی و رستگاری حاصل نشده است.
پس از بیان تجربیات تاریخی که %۸۰ کل سوره را تشکیل میدهد، مجدداً در آخر سوره (۳۶ آیه انتهایی) به زمان رسول اکرم (ص) بازگشت و به نزول قرآن از طرف «رب العالمین» و ناباوری قوم اشاره نموده و در این رابطه حقایقی را تبیین مینماید. جالب این که پس از داستان هر یک از انبیاء و اقوامشان، خطاب به رسول اکرم میفرماید: وان ربک لهوالعزیز الرحیم.
در این سوره عبارت: «ان فی ذلك لایة و ماکان اکثرهم مومنین و ان ربک لهوالعزیز الرحیم»، ۸ بار در انتهای موضوعات مطرح شده در سوره قرار گرفته است، همچنین ۵ بار عبارت پنج آیه ای: (کذبت قوم...المرسلین، اذ قال لهم اخوهم... الا تتقون، انی لكم رسول امین، فاتقوا الله و اطیعون، و ما اسئلكم علیه من اجر ان اجری الا علی رب العالمین) در ابتدای شرح رسالت ۵ تن از انبیاء بزرگ (نوح، هود، صالح، لوط و شعیب) عیناً تکرار شده است ۱ که بدلیل اهمیت این عبارت در مجموعه، سعی میکنیم نکات اساسی سوره را از آنها استخراج نمائیم.
عبارت تکراری فوق الذکر اصول و محورهای مطروحه در سوره را بشرح ذیل نشان میدهد:
۱- اولاً جریان تاریخی برخورد رسولان با اقوام مختلف، هر کدام آیه ایی مستقل برای عبرت گیری قوم همزمان پیامبر اسلام (ص) و آیندگان بشریت بشمار میرود. آیه «ان فی ذلك لایة...» با تاکید: ان و لام، در ۸ بار تکرار خود، ۷ بار عنایت به هلاک اقوام تکذیب کننده دارد و یکبار (آیه ۸ در مقدمه سوره) به طبیعت و رویش گیاهان زیبا.
۲- با توجه به جمله «ماکان اکثرهم مومنین» معلوم میشود علیرغم هلاک اقوام
۱. با این تفاوت که همه جا انبیاء را برادران اقوام خود نامیده (اخاهم) به استثنای شعیب که چون به جای نام قوم او (مدین) صفت یا ملازمت و پیوند آنها را با جنگل ذکر کرده (اصحاب لیکه) در چنین صفتی شعیب همانند و برادر آنها نبوده است (توضیح بیشتر در سوره حجر) همچنین تفاوتی در معرفی اقوام به چشم میخورد. عاد و ثمود را بنام مشخص کرده، اما مردم مخاطب نوح و لوط را بنام رسولشان یعنی قوم نوح و قوم لوط نامیده است. مردم مخاطب شعیب را نیز «اصحاب لیکه» (یاران جنگل و بیشه) نام گذاشته است.
مکذب، نسل بعدی متنبه و بیدار نشده بیشتر آنها در همان راه انحرافی پدران و اجداد خود
گام برداشتند.
٣- جمله: «وان ربک لهوالعزیز الرحیم» نشان میدهد اولا این امتحان و ابتلای تاریخی
که با اختیار و مهلت قرین گشته، از منشاء «ربوبیت» و در جهت رشد و کمال نوع انسان و
«تربیت» او ناشی شده، ١ ثانیاً خداوند عزیز و رحیم است ٢ یعنی بدلیل عزیز بودنش از
تکذیب و بی ایمانی مشرکان درمانده و عاجز نمیشود و بدلیل رحیم بودنش مومنین و
مصدقین رسولان را مشمول رحمت مخصوص خود میکند. تاکید سه جانبه: ان، لام و
ضمیر هو در جمله فوق، هم قطعیت را نشان میدهد و هم انحصار را، یعنی تنها خدا است
که عزیز و رحیم است نه فرعونها و جباران تاریخ.
٤- از آیه تکراری: «کذبت...المرسلین» فهمیده میشود اقوام مختلف تاریخ با تکذیب
رسول خود در حقیقت کلیه رسولان و اصل «رسالت» را تکذیب میکردند. از اعتراضات
آنها در متن آیات استفاده میشود که اصولاً باور نمیکردند بشری عادی همانند آنان
پیام آور پروردگار باشد. اعتقاد مشرکین همواره بر این پایه استوار بوده که شأن الله اجل از
آنست که با انسان رابطه ای داشته باشد یا بتوان با او رابطه برقرار کرد. تنها فرشتگان و
جن ها و ... هستند که میتوانند وسیله تقرب و شفاعت گردند.
٥- از آیه تکراری: «اذ قال لهم اخوهم ... الاتنتقون» از یک طرف میتوان فهمید که رابطه
رسولان با مردم رابطه ای برادرانه (نه حاکمانه) بوده و به خاطر مهربانی و دلسوزی نسبت به
آنها خود را به رنج میافکندند، از طرف دیگر مبنای اعتراض و انتقادشان به قوم خود
بی تقوایی آنها (نه صرف اعتقاد ذهنی) بوده است که جنبه عملی و آثار و نتایج اعتقادشان را
مورد ایراد قرار میدادند. البته موضوع بی تقوایی هر قوم بتناسب رشد تاریخی آنها متغیر
بوده است، بی تقوایی قوم نوح در طرد ضعف و بینش طبقاتی آنها بوده است که جنبه
زورگویی و قلدری داشته، قوم عاد با توجه به هنر عبث و بی فایده برای مردم (اتبنون بکل
١. موضوع «ربوبیت» از موضوعات اساسی این سوره است، به طوری که نام رب ٣٦ بار به صورت مضاف اله یا در
ترکیب با ضمایر، در آیات آن به کار رفته است که از نظر تعداد پس از سورههای بلند: اعراف (٦٥)، انعام
(٥٢)، بقره (٤٩)، هود (٤٣)، آل عمران (٣٨)، کهف (٣٨) در مقام هفتم قرار دارد. اما به صورت مضاف اله
(٢٠) «از همه سورهها بیشتر است (١٥) بار از ٨٤ بار در کل قرآن».
٢. ترکیب دو نام «عزیز و رحیم» ٩ بار در این سوره بکار رفته که از بقیه سورهها بیشتر است. بصورت مفرد نیز نام
«عزیز» در این سوره بالاترین رقم را دارد و نام رحیم پس از سوره بقره (١٢) در رديف دوم قرار دارد. ترکیب
فوق ٨ بار پس از بیان تجربه برخورد انبیاء با اقوام آنها آمده و در آخرین بار خطاب به رسول اکرم به عنوان
نتیجه گیری: و توکل علی العزیز الرحیم، الذی یریک حین تقوم.
شعراء (۲۶) ۶۷
ریع آية تعبثون) و ساختن قصرها و قلاع برافراشته، به خيال جاودانگي و خلود (و تتخذون
مصانع لعلكم تخلدون)، همچنين خشم آوري و جباريت (واذا بطشتم بطشتم جبارين) از
جاده تقوا خارج شدند و سرمست امدادهاي الهي در انعام و بنين وجنات وعيون گشتند
(دوران دامداري).
قوم ثمود علاوه بر امدادهاي فوق، برخورد از مواهب زراعت و نخل بودند (وزروع و
نخل طلعها هضيم) که متناسب با دوران کشاورزي و گسترش زراعت و باغداري میباشد –
کشاورزي و محصولات فراوان زمینی موجب رفاه و راحتی و استقرار (به جاي کوج) در زمين
و ساختن خانه هاي مجلل و مستحکم شده (و تنحتون من الجبال بيوتاً فارهين) و اين مسئله
نيز خود زمينه اي براي پيدايش طبقه مسرف استيلاگر گرديد. آنها نيز براي تامين منافع خود
به استثمار و بردگي مردم با اتکاء به قدرت طبقاتی مسرفين پرداختند (ولا تطيعوا
امرالمسرفين – الذين يفسدون في الارض ولا يصلحون)، موضوع تقوي در اين دوران در رابطه
با اطاعت از امر مسرفين و دنياپرستي مطرح میگردد.
مسئله تقوا در مورد قوم لوط به گونه ديگري در رابطه با غرائز و شهوات جنسي قرار
دارد (دوران رشد غرائز جنسي و انحراف آن). ترتيب انحرافات اقوام و تقدم و تاخر زمينه هاي
انحراف بسيار جالب و قابل مطالعه است. در مورد قوم ثمود ديديم که رفاه و راحتی و
فراوانی چگونه آنها را به اسراف و استثمار کشاند و چگونه سرزمین خود را به جاي اصلاح
(با استفاده کشاورزي از زمين) به فساد کشاندند. بديهي است که پس از سير شدن شکم،
بشر به شهوت روي میآورد. به اين ترتيب قوم لوط در زمينه رفاه حاصله به انحراف و
زياده روي در شهوت کشيده شدند تا جايي که وقتي در طريق صحيح خود ارضاء نگشتند،
به همچنس بازي پناه بردند (همچون بسياري از کشاورز و مرفه غربي در زمان ما).
«اصحاب ليکه» که مردم همزمان و مخاطب پيام «شعب» بودند، به گونه ديگري «تقوي»
را زير يا گذاشتند، در اين دوره خريد و فروش و مبادله کالا و تجارت رونق گرفته و توليدات
کشاورزي که مازاد بر احتياجات افراد و اقوام بود، با مواد يا مصنوعات ديگر معاوضه
میگرديد. گويا قبلاً چنين رسمي در ميان جوامع انسانی سابقه نداشته و جنبه عمومی و
اجتماعي به خود نگرفته بود و تقواي انسانها در اين دوره بر محک تزازو و خريد و فروش
آزمايش میشد (اوفوا الکيل ولا تکونوا من المخسرين، وزنوا بالقسطاس المستقيم) و پيام
اصلى شعيب «ولا تبخسوا الناس اشياءهم ولا تعثوا في الارض مفسدين» بود. ١
به اين ترتيب در آيات مربوط به ٥ دوره مختلف، ٥ نقطه عطف مهم در زمينه تغييرات و تحولات اساسى در جوامع بشرى مطرح گشته است که موضوع «تقوا» را در هر دوره جدا گانه مورد بحث قرار میدهد. اين ادوار را میتوان با مراحل رشد يک انسان در سال هاى مختلف عمرش مقايسه کرد که آيه ٢٠ سوره حديد آن را در ٥ مرحله خلاصه کرده است:
اعلموا انما الحيوه الدنيا لعب و لهو وزينة و تفاخر بينكم و تكاثر في الاموال والاولاد. انطباق اين آيه را با اقوام پنجگانه تاريخى فوق الذكر میتوان بشرح ذيل بيان داشت:
قوم نوح: لعب (بى هدفي و به بازى مشغول شدن)، پوچى و بازى بچگانه.
قوم عاد: لهو (به موضوعات عبث و بيهوده ذوقى مشغول شدن)، هنر براى هنر (نه مردم)، (اتينون بكل ربع آية تعبثون). اشتغالات ذوقى و وابستگى و تعصبى که ايجاد مى کند، زمينه خشم و عصبانيت مى گردد (واذا بطشتم بطشتم جبارين)
قوم ثمود: زينت (توجه به زيبايى هاى ظاهرى دنيا) و کامرانى در خانه هاى مجلل (انتركون في ماهيهنا آمنين... و تنحتون من الجبال بيوتا فارهين)
قوم لوط: تفاخر - پس از مرحله زينت که متناسب با آستانه بلوغ جنسى انسان و حيوانات (براى خودنمايى و جلب زوج يا زوجه) است، تفاخر و چشم همچشمى نسبت به آنچه حاصل شده، شروع مى شود، (يز دادن از موقعيت و شغل و درآمد شوهر يا شكل و شمايل همسر) انحراف قوم لوط از زينت و خودنمايى گذشته و به زياده طلبى و کجروى در اين امر کشيده شده بود
قوم شعيب (تكاثر في الاموال والاولاد) موضوع تكاثر عيناً در انحراف مردم «ايكه» در تجارت و داد و ستد و خيانت در ترازو مشهود بود.
۶- از آيه: «انى لكم رسول امين» امين بودن رسولان در ابلاغ رسالت مستفاد مى شود. بدين معنا که هيچگونه خيانتى اعم از تغيير يا کتمان در رساندن پيام الهى مرتکب نشدند و عينا کلام الهى را براى مردم بازگو نمودند. اين امر اطمينان و اعتمادى به سخنان آنها به وجود آورده حقانيت مکتبشان را نشان مى دهد. نکته مهم اين که از ١٣ موردى که کلمه «امين» در کل قرآن به کار رفته، ۶ مورد آن در اين سوره قرار دارد (بيش از بقيه سورهها).
١. با توجه به کلمه «اشياءهم» در آيه فوق مى توان فهميد که گويا پول يا ابزار و لوازم صنعتى و کالاهاى مختلف با محصولات کشاورزى مبادله مى شده است.
این صفت ۵ بار به پیامبران نامبرده در سوره اطلاق گشته و یک بار به جبریل به عنوان امین وحی (نزل به الروح الامین، علی قلبک لتكون من المنذرین). همانطور که پیامبران در ابلاغ وحی بمردم خود خیانت نکردند، جبریل نیز در رساندن پیام خدا به رسول اکرم (ص) خیالتی نکرده است. این مطلب برای مشرکین زمان خاتم الانبیاء نکته آموز است.
۷- از آیه «فاتقواالله واطیعون»، هم تقوای جهت دار الهی و هم اطاعت از رسول استنباط میشود. اولین بار که رسولان تقوی را مطرح میکردند، کلی و عام بود «الاتتقون». این امر نشان میدهد قوم آنها در انحرافات خود ملاحظه هیچ اصل و مرامی را نمیکردند. اما در این مرحله تقوا در برابر خدا مطرح میشود. «فاتقوا الله» (با «ف» تفريع که در نتیجه امین بودن رسول حاصل میشود). کلمه «اطیعون» (مرا اطاعت کنید) موضوع پیشوايی و رهبری معنوی را نشان میدهد که بدنبال پرهیز از خدا قرار دارد.
۸- آیه مفصل «و ما استلكم عليه من اجر ان اجرى الا على رب العالمين» که آخرين آیه این مجموعه تکرارى است، چند نکته را روشن میسازد:
اولا نشان میدهد منظور از اطاعتی که در آیه قبل مطرح شده کسب امتیاز برای تسلط بر مردم نیست. چرا که رسولان هیچگونه اجر و پاداشی در ازای تبلیغ رسالت درخواست نمیکردند. این اصل ثابت میکند دین نباید دکان دنیا باشد و پیروان رسولان نیز حق ندارند برای تبلیغ دینی اجر و مزد دریافت نمایند. نکته دیگر تاکیدی است که هماهنگ با سیاق سوره روى جمله «رب العالمين» شده. در حالیکه ساده تر بود اگر گفته میشود «ان اجرى الا على الله»، میدانیم مشرکین منکر «الله» نبودند بلکه ربوبیت فراگیر او را بر عالمین انکار میکردند. لذا این تأکید جوابى است به اعتقادات شرک آمیز مخالفین.
آهنگ انتهایی آیات
سوره شعراء ۲۲۷ آیه دارد که پس از سوره بقره از نظر تعداد آیات (نه کلمات) از بقیه سورههای مکی قرآن بیشتر است و از این نظر در سورههای مکی مقام اول را دارد. آیات این سوره عمدتاً به حرف «ن» ختم میشوند. به استثنای ۳۰ آیه که با حرف «م» و ۴ آیه که با حرف «ل» (بنی اسراییل) تمام شده است. مواردی که با حرف «م» ختم شده تماماً بیانگر نام خدا یا پیامبر و صفات و کیفیاتی از انسان یا موضوعات مربوط به او یا عمل خدا میباشد.
نامهای نیکوی الهی
در این سوره نام رب (بصورت مضاف) ۳۶ بار تکرار شده است. پس از آن عزیز و رحیم
قرار دارد که هر کدام ٩ بار تکرار شده. نام رحمن، سمیع و علیم نیز هر کدام یک بار بکار رفته است. نام جلاله «الله» ١٣ بار در این سوره آمده که بطور نسبی از نام «رب» بسیار کمتر است و تاکید سوره را روی موضوع ربوبیت «رب العالمین» نشان میدهد.
سال نزول
بیشتر مفسرین آیات این سوره را تماما به استثنای ٤ آیه آخر، مربوط به دوران مکه گرفتهاند. جدول شماره ١٥ کتاب سیر تحول قرآن نیز تمامی سوره را میگرفته است. با این ترتیب که آیات ١ تا ٥١ را مربوط به سال ٥، آیات ٥٢ تا ١٤٥ را مربوط به سال ٣ و آیات ١٤٦ تا آخر را مربوط به سال ٤ بعثت دانسته است.
تقسیمات سوره
برای ساده تر شدن فهم سوره و درک ارتباط بخشهای مختلف آن، میتوانیم تقسیم بندیهای ذیل را بر حسب موضوعات مطروحه قائل شویم:
١ - مقدمه سوره (٩ آیه)
این بخش کلاً به دوران اسلام و تکذیب خاتم النبیین (ص) اختصاص دارد. از یک طرف حالت رسول را نشان میدهد که چگونه از ناباوری مردم، جان خود را به اندوه و هلاکت انداخته و از طرف دیگر اعراض قوم او را نسبت به هر ذکر (یادآوری و پند) نوینی که از جانب پروردگارشان بیاید نشان میدهد. البته اگر خدا میخواست میتوانست معجزه ای نازل کند که همه گردنها در برابر آن خاضع گردند. اما حکمت او ایجاب میکند انسان با اراده و اختیار آگاهانه راه خود را برگزیند تا لیاقت و شایستگی بهشت را کسب نماید و آنهایی که حقایق را تکذیب و مسخره میکنند، به طور طبیعی پیامد عمل خود را در قیامت دریافت نمایند. راهی که برای بیداری وجدان آنها در این بخش نشان داده شده، توجه به نشانههای (آیات) خدا در انواع گل و گیاهان زیبای زمینی است که بغفلت از آن میگذرند. مطالب بخشهای بعد از این مقدمه، سیری است تاریخی بر جریان مستمر تکذیب «رب العالمین».
٢ - رسالت موسی (ع) در برابر فرعون (٥٩ آیه)
مفصل ترین بخش سوره همین قسمت میباشد، گویا کامل ترین مصداق تکذیب «رب العالمین» توسط فرعون و نظام او تحقق یافته است. دقت مختصری در آیات این بخش
نشان میدهد موضوع اصلی همان ایمان به «رب العالمین» بوده است. ۱ اولین پیامی که خداوند به موسی فرمان میدهد به فرعون ابلاغ نماید، همین سخن است (فأتیا فرعون فقولا انا رسول رب العالمین) و جواب فرعون نیز تجاهل از همین معنا است (قال فرعون و ما رب العالمین؟). سلسله استدلالهای حضرت موسی نیز در برابر فرعون تماماً پیرامون اثبات ربوبیت الهی است (قال رب السموات والارض و ما بینهما... قال ربكم و رب آبائكم الاولین... قال رب المشرق والمغرب وما بینهما...) سخنان فرعون هم تماماً تکذیب جنبههای مختلف ربوبیت میباشد. ۲ نکته حائز اهمیت آثار تکذیب رب العالمین است نه تکذیب ذهنی و اعتقادی آن. ندای خداوند به موسی و رسالت او به سوی قوم ظالمی است که تقوی ندارند (واذنادی ربک موسی ان اثت القوم الظالمین - قوم فرعون الا تتقون) یعنی چون عاملی جلودارشان نیست، به حقوق مردم تجاوز میکنند. بنابراین اگر خداوند میخواهد بند گانش به ربوبیت او ایمان بیاورند، نه اینکه نیازی به ایمان آنها داشته باشد، بلکه این امر لازمه سلامت زندگی فردی و اجتماعی است.
در پایان داستان پس از آنکه بر نجات موسی (ع) و همراهان او و غرق شدن فرعونیان اشاره میکند، بر آیه بودن این جریان و عزیز و رحیم بودن خدا تاکید مینماید. رحمت او در نجات مومنین تجلی میکند و عزتش در هلاکت ظالمین قوم فرعون، همان فرعونی که قومش عزت را از آن او میدانستند (قالوا بعزة فرعون انا لنحن الغالبون) ذکر داستان موسی (ع) و فرعون بدنبال مقدمه سوره که از تکذیب قوم خاتم النبیین یاد میکند، بهترین تسلی برای آن حضرت و عبرتی برای مومنین است تا روشن ترین و گسترده ترین مصداق پیروزی حق بر باطل را مشاهده نمایند.
۳- نبأ ابراهیم (واقعه مهم و شگفت آور پیدایش ابراهیم) آیات ۶۹ تا ۱۰۴ (۳۶ آیه). در بخش قبل فرعون را به عنوان شاخص ترین مصداق تکذیب رب العالمین معرفی کرد و اینک در جهت مقابل، شاخص ترین مصداق تصدیق رب العالمین را معرفی میکند. ۳ این مصداق کسی جز ابراهیم (ع) نیست که داستان زند گیش یک نبأ (خبر عظیم)
۱. تنها در ۱۹ آیه ابتدای این بخش ۱۰ بار نام رب تکرار شده است.
۲. جالب این که فرعون وقتی میخواهد بر موسی منت گذارد، از همین مفهوم استفاده کرده ربوبیت را به خود نسبت میدهد (قال الم نربک فینا ولیداً...).
۳. جالب این که در ابتدای این بخش خطاب به پیامبر میفرماید «واتل علیهم نبأ ابراهیم» قوم همزمان پیامبر در برابر جریان تکذیب مستمر اقوام از روش ابراهیم باید الگو بگیرند.
میباشد. خداوند ماجرای ابراهیم را، از جلوههای متنوع، در سورههای متعددی نقل کرده است که هر جلوه در رابطه با روح کلی وسیاق اصلی سوره میباشد، از آنجایی که محور سوره شعراء رب العالمین است، برخورد صادقانه این انسان نمونه را با این حقیقت بنمایش میگذارد تا برای قوم پیامبر (ص) و همه انسانها الگو و اسوهای باشد.
آیات این بخش با انتقاد ابراهیم از پدر و قومش بخاطر «تعبد» آنها نسبت به اصنام آغاز میشود. موضوع عبادت که همان سرسپردگی و هموار کردن نفس برای تسلیم به خدا و اطاعت از اوست، موضوع کلیدی این بخش بوده و سلسله استدلالهایی که در این سوره از ابراهیم نقل شده کلا در همین راستا قرار دارد. وقتی بی خاصیتی بتان را برهان میآورد، باز هم بر رب العالمین تکیه کرده (فانهم عدولی الا رب العالمین) و ربوبیت او را در تمامی مراحل و مراتب عمر خود بیان میکند (در خلقت، در هدایت تکوینی و تشریعی، در اطعام و اسقاء، در اشقاء، در اماته و احیاء و در غفران ذنوب). به این ترتیب نشان میدهد نه تنها آفرینش اولیه و رهیابی شناخت وسائل مادی ومعنوی مورد نیاز انسان، بلکه تغذیه دائمی او که ضامن رشد و ادامه حیاتش میباشد، شفای بیماریها در جهت ترمیم عوارض و جبران نواقص، مرگ و حیات مجدد در قیامت و آموزش خطاها و ذنوب تماماً به دست رب العالمین بوده زمینههای ربوبیت او را نشان میدهد.
بر خلاف فرعون و منکرین «ربوبیت» خدا که اعتقادی به رحمانیت و امکان برقراری رابطه با خالق نداشتند، در اینجا دعاهای پر شور و بلیغ ابراهیم را نقل میکند (آیات ۸۳ تا ۸۹) که به دلیل اعتقاد به «ربوبیت» الله همه چیز را از او میخواهد، مقدم بر هرچیز، از خداوند «حكم» و توفیق الحاق به صالحین را طلب میکند. حکم که همان علم و آگاهی و شناخت حق و باطل و قضاوت در امور است «حكمت نظری» نامیده شده و الحاق به صالحین که جنبه عملی دارد «حكمت عملی». پس از آن، خوشنامی و ذکر خیری از خدا میخواهد تا صدق او را در برخورد با حقیقت به نسلهای آینده منتقل نموده امتی به این ترتیب پایه گذاری شود که الگو و اسوه اش صداقت در ایمان به رب العالمین باشد. دعاهای دیگرش؛ نائل شدن به بهشت، آموزش پدر و شرمگین نشدن در روز بعثت است، روزی که مال و فرزند سودی نمیرسانند، جز قلب سلیمی که سرمایه نجات گردد. (ولا تخزنی یوم یبعثون ، یوم لاینفع مال ولا بنون، الا من اتی الله بقلب سلیم).
از این به بعد (آیات ۹۰ تا ۱۰۲)، جمله معترضهای است که خداوند پس از دعای ابراهیم، «یوم البعثی» را که او با خشیت آگاهانه اش مورد توجه قرار داده بود، توضیح بیشتر میدهد تا آیندگان دقیق تر متوجه خطیر بودن موقف گردند. در این سری آیات بهشت
متفقین و جهنم گمراهان را مطرح میسازد و سرنوشت دردناک محکومین را اعم از رهبران مجرم و پیروان مقلد و بیشعور آنها توصیف مینماید. در این موقف است که پیروان گمراه خطاب به رهبران فکری خود که موجب گمراهی آنان شدند، در مخاصمه و مشاجرههای که در گرفته، میگویند: بخدا سوگند که ما در چه گمراهی آشکاری بودیم که شما را با رب العالمین یکسان میداشتیم.
قالوا وهم فیها پختصمون، تاالله ان کنا لفی ضلال مبین، اذنسویکم برب العالمین...
در اینجا نیز مجدداً بربوبیت «رب العالمین» تاکید شده، ربوبیتی که مشرکین و گمراهان به فرعونها نسبت میدهند و قدرتمندان را به جای خدا حاکم بر سرنوشت خویش میسازند (اذ نسویکم برب العالمین). بنظر میرسد ذکر این جمله معترضه برای اثبات درستی راه ابراهیم در توجهش بسرنوشت آینده انسان و تصدیق بهشت و جهنم باشد.
انتهای این بخش همان جمله تکراری «ان فی ذلک لایة و ماکان اکثرهم مومنین، وان ربک لهو العزیز الرحیم» که ۸ بار در سوره آمده است، نبأ ابراهیم را خاتمه میبخشد. این جمله که پس از آیات مربوط به بهشت و جهنم آمده، ظاهراً به نظر میرسد عطف بر آن بوده منظور از «ان فی ذلک لایة...» همان یوم البعث باشد. اما بیشتر محتمل است که «آیه» مورد بحث که مردم باید به آن ایمان بیاورند، برخورد صادقانه یک انسان (ابراهیم) با موضوع «رب العالمین» است. اگر عزت خدا در غرق شدن فرعون تجلی کرد، «رحیم» بودن او دربارة ابراهیم تحقق و عینیت پیدا میکند (و ان ربک لهو العزیز الرحیم).
۴- ادوار پنجگانه تاریخ (روند برخورد اقوام گوناگون با «رب العالمین» در مقاطع و سرفصلهای تحول آفرین تاریخ).
عمر نوع انسان در روی کره زمین، همانند عمر یک انسان واحد، مشمول سلسله مراتب رشد و کمال میباشد، همانطور که آدمی از طفولیت تا پیری خلقیات مختلفی پیدا میکند که در آیه شریفه «اعلموا انما الحیوة الدنیا لعب و لهو وزینة و تفاخر وتکاثر فی الاموال والاولاد» در ۵ خلق و خوی بتناسب سالیان عمر خلاصه شده، نوع انسان نیز در مراحل تاریخی خود ازاین گذرگاههای پنجگانه عبور کرده تا به مرحله بلوغ رسیده است. همانطور که در زیست شناسی این اصل علمی ثابت شده که مراحل تکاملی هر موجود، از انعقاد نطفه تا تکمیل و تولد، منطبق بر مراحلی است که طی میلیونها سال بر آن «نوع» گذشته، در اینجا میتوان گفت علاوه بر تحول مادی و فیزیکی نوع انسان، تحول فکری و معنوی او نیز مشمول همین قاعده میباشد. یعنی مراحل پنجگانه ای که در آیات فوق الذکر در مورد
تحولات تدريجی فکری و مشغولیت ذهنی یک انسان ذکر شده عیناً در طول تاریخ در مورد نوع انسان هم تحقق یافته است. ١
اکنون با توجه به مقدمات فوق بسراغ آیات ١٠٥ تا ١٩١ این سوره که ٥ تجربه مهم تاریخی را شرح میدهد میرویم، تجربیاتی که مقارن با تحول روحی نوع انسان در مقاطع و سرفصلهای مهم تاریخ میباشد. این ٥ تجربه را آیات مورد نظر در مطرح ساختن موضوع «رب العالمین» توسط انبیاء بزرگواری همچون: نوح، هود، صالح، لوط و شعیب، و تکذیب «رب العالمین» توسط قوم معاصر آنها نشان میدهد. همه این بزرگواران از «رب» سخن میگفتند و همگی اجر خود را از «رب العالمین» طلب میکردند (نان اجری الاعلی رب العالمین).
آیاتی که در این بخش آمده است به ٥ قسمت تقریباً مساوی (از ١٦ تا ١٩ آیه) تقسیم شده که هر قسمت بیک پیامبر اختصاص یافته است. ٢
همانطور که قبلاً گفته شد، رسالت موسی و نبأ ابراهیم خارج از چارچوب طراحی شده فوق قرار دارد. آن دو داستان را گویا خداوند برای ارائه مهم ترین مصادیق تکذیب و تصدیق «رب العالمین» ذکر کرده است. اتفاقاً سیاق داستان این دو پیامبر نیز با انبیاء پنجگانه تفاوت کلی دارد و به سبک دیگری بیان شده است. آن چنان که ذکر گردید، در ابتدای داستان انبیاء پنجگانه، بدون استثناء ٦ آیه معین تکرار شده است. ٣ ولی در مورد موسی و ابراهیم چنین قاعده ای رعایت نشده است، گرچه نتیجه گیری از داستان هر ٧ پیامبر با ٢ آیه معین خلاصه شده است. ٤
مذاکرات رسولان با اقوام معاصر خود و پاسخهای آنها که بتناسب وضعیت روحی و رشد فکری نوع بشر در دوران مختلف بیان شده، زمینه مطالعه و تحقیق آموزنده ای برای آگاهان میباشد.
١. در صفحات قبل این فصل توضیحات بیشتری در این مورد داده شده است.
٢. نکته قابل توجه این است که داستان موسی و ابراهیم (علیهم السلام) که بسیار مفصل تر از انبیاء پنجگانه نقل شده است خارج از ادوار پنجگانه تاریخ مذکور میباشد. انبیاء پنجگانه یاد شده که از نوح شروع میشوند، در سر فصل و مقاطع تحول آفرین تاریخ مبعوث شدهاند و رسالتشان ناظر به انحراف نوع بشر در آن دوران بوده است. مثلاً ابراهیم و لوط با اینکه خویشاوند و همدوره بودهاند (لوط خواهر زاده ابراهیم) ولی رسالت لوط ناظر به انحراف جنسی قومش بوده و ابراهیم که به پای خود به توحید رسیده و خود ساخته گشته، امام و پیشوای آیندگان و نوع انسان میشود و نقشی فراتر از تاریخ پیدا میکند.
٣. کذبت قوم ... المرسلین، اذقال لهم ... الاتنتقون، انی لكم رسول امین، فاتقواالله و اطیعون، وما استلكم علیه من اجر ان اجری الاعلی رب العالمین.
۵- تلقی معاصرین پیامبر اسلام از «رب العالمین»
۳۶- آیه آخر سوره بازگشتی است به ۹ آیه ابتدایی آن که ناظر به رسالت خاتم النبیین میباشد. در ابتدای سوره وضعیت قوم همزمان آن حضرت را تشریح نمود که چگونه از هر ذکر نوینی که از جانب خداوند رحمن نازل شود اعراض مینمایند. پس از این مقدمه، برای تسلای پیامبر و تقویت روحیه مومنین ازیک طرف، و هشدار مکذبین از طرف دیگر، تاریخ را ورق میزند و عاقبت زیانبار اقوام ظالم و مجرم را نشان میدهد. اینک پس از ارائه لوازم شناخت و عبرت گیری، به پیامبر خاتم و معاصرین آن حضرت خطاب و جمع بندی و نتیجه گیری مینماید.
شگفت این که شروع این بخش با نام رب العالمین است (وانه لتنزیل رب العالمین) و محور اصلی مطلب در قبول ربوبیت «الله» جلوه میکند. نزول تدریجی قرآن برای هدایت مردم نیز شاهد و دلیل و لازمه ربوبیت «الله» میباشد، خداوند بدلیل رحمانیتش برای تربیت انسانها کتاب نازل میکند تا به راه راست هدایت شوند. این همان حقیقتی است که مشرکین باور نداشتند.
آیات این بخش، بخصوص در نیمه اول آن، در محور اثبات حقانیت قرآن قرار دارد و این که بزبانی سلیس و آشکار برای انذار مردم نازل شده است و نشانههای حقانیت آن را علمای بنی اسرائیل نیز علیرغم تکذیب میشناسند. ولی این قوم به آن ایمان نمیآورند تا این که گرفتار عذاب دردناک گردند، سپس نشانههای عذاب و حالت برخورد آنها را با این عذاب پیش بینی میکند تا در حیات دنیایی خود توبه نمایند. آنگاه تکلیف رسول را در برابر این جریان در چهار بند روشن میکند:
۱- انذار خویشان نزدیک (خودسازی از نزدیکترین مرحله)
۲- فروتنی و مهربانی نسبت به گروندگان (حفظ و تربیت کادرهای اولیه)
۳- اعلام براثت از عصیان ناباوران (بجای مقابله و ستیز با مخالفین)
۴- توکل بر خداوند عزیز و رحیم (در برابر مکرها و توطئههای مخالفین).
گویا توضیحات پس از فرامین فوق، زمینه تحقق این اهداف را در اقامه صلوة در جمع مسلمین نشان میدهد:
در ۷ آیه انتهایی سوره به مهم ترین ایراد تکذیب کنندگان قرآن که آنرا بافتههای شعرگونه و القاء شده توسط شیاطین بر ذهن و روح پیامبر میپنداشتند، پاسخ میدهد ۱ و نزول شیاطین را بر خود آنها که دروغ پرداز گنهکار هستند ثابت مینماید. (هل انبثکم علی من تنزل الشیاطین – تنزل علی کل افاک اثیم – یلقون السمع و اکثرهم کاذبون)، قبلاً نیز تاکید کرده بود که قرآن نازل شده ازطرف رب العالمين (نه شیاطین) است (و انه لتنزيل رب العالمين) و بر رسول اکرم هرگز شیاطین نازل نشدهاند (و ما تنزلت به الشیاطین) آنگاه ویژگیهای شاعران و دنباله روان گمراه آنها را که در هر حال و هوایی سرگرداناند و به ادعاهای و حرفهای خود عمل نمیکنند توصیف مینماید تا مقایسه کنند و بینند آیا وضعیت و حالت پیامبر (ص) و گروندگان به او، قابل مقایسه با شاعران و شاعر پرستان هست یا خیر! البته در مورد شعرای مومن و نیک کرداری که بسیار بیاد خدا هستند و هنر خود را متعهدانه در ظلم ستیزی و یاری مردم به کار میبرند، استثنایی هم قائل میشود تا چنین استعدادی را به جای انحراف، در راه حق شکوفان سازد. شگفت این که این سوره نیز با توجه به دو جهت مثبت و منفی شاعری «شعراء» نام گرفته است. و سرانجام سوره شعراء با این وعده الهی خاتمه پیدا میکند که بزودی ظالمین خواهند فهمید به کجا برمی گردند (و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون). منظور از ظالمین فرعونها و اقوام پیرو آنها هستند (و از نادی ربک موسی ان اثت القوم الظالمین) که در اولین خطاب به موسی معرفی شدهاند. این نتیجه عمل خود آنهاست و گرنه خداوند هرگز به بندگان خود ظلم نمیکند (ذکری و ما کنا ظالمین – آیه ۲۰۹).
۱. شعرای جاهلیت ادعا میکردند با جن ها ارتباط دارند و اشعارشان القاء شده توسط آنها است. بنابراین فوق بشری و غیر قابل تقلید است، اغلب آنها به نام اجنه تخلص میکردند و برای خود اسم مستعاری در این رابطه قرار میدادند. به همین دلیل است که مردم همزمان پیامبر سخنان او را در زمینه چنین فرهنگی جن زدگی و شعر شیاطین مینامیدند.
مهمترین بخشهای این جلسه: کلمه شعراء · داستان اول · داستان موسی · فرعون · تقسیمبندی سوره · قرآن. این جلسه نشان میدهد شعراء در پیوند میان کلمه شعراء، داستان اول و داستان موسی صورتبندی میشود.
- ۰:۰۰۰:۰۰
مهمترین بخشهای این جلسه: معنی کلمه عزیز · داستان حضرت ابراهیم · آیات رحیمی و رحمانی · داستان حضرت موسی · اسم عزیز · قسمت توحید و معاد در داستان حضرت ابراهیم. این جلسه نشان میدهد شعراء در پیوند میان معنی کلمه عزیز، داستان حضرت ابراهیم و آیات رحیمی و رحمانی صورتبندی میشود.
- ۰:۰۰۰:۰۰
مهمترین بخشهای این جلسه: بررسی ادامه داستانهای انبیاء · محتوای کلی سوره: آیات · کلام، پایان نبوت · حضرت ابراهیم (ع) · داستان نوح (ع) · حضرت هود (ع). این جلسه نشان میدهد شعراء در پیوند میان بررسی ادامه داستانهای انبیاء، محتوای کلی سوره: آیات و کلام، پایان نبوت صورتبندی میشود.