برای پخشِ هر جلسه روی آن بزنید؛ پلیر همانجا باز میشود و پخش میشود.
- ۰:۰۰۰:۰۰
این بخش برگرفته از کتابِ «نظمِ قرآن» اثرِ عبدالعلی بازرگان است؛ کوششی برای نشاندادنِ پیوستگیِ آیات و ساختارِ درونیِ هر سوره، در برابرِ این تصور که چینشِ آیات پراکنده است. متنِ حاضر از بازخوانیِ نسخهٔ چهارجلدیِ کتاب فراهم شده و تنها بخشِ مربوط به همین سوره را در بر دارد.
نظم قرآن (بازرگان) — سوره ۳۰
منبع: OCRِ بازخوانیشدهٔ ۴ جلدی، ۱۴۰۵/۰۴ (mistral-ocr + بازبینیِ Codex).
سوره «روم» (۳۰)
شرایط زمانی
ثلث اول این سوره در سال ششم و دو ثلث دیگر آن در سال نهم بعثت در مکه نازل شده است. مسلمانان در این سالها تحت شدیدترین فشارهای مشرکین قرار داشتند و آنها را کاملاً بر خود مسلط و چیره میدیدند. هجرت مسلمانان اولیه به «حبشه» در آستانه همین سالها قرار داشته و محاصره در «شعب ابیطالب» نیز به قولی در همین ایام واقع شده است بنابراین مطالب سوره ارتباط نزدیکی با گرفتاریها و اشتغالات ذهنی مؤمنین نخستین دارد. از یک طرف نجات و پیروزی را در شرایط ذلت و قلت خود و عزت و کثرت مشرکین غیر ممکن و باورنکردنی تصور میکردند، از طرف دیگر در بعد اعتقادی با انکار و تکذیب مشرکین بخصوص در مسئله «توحید» و «قیامت» مواجه بودند. بنابراین لازم بود هم امید و اطمینان به آینده پیدا کنند و هم در برخورد اعتقادی با مشرکین بسلاح منطق و برهان برای اثبات توحید و معاد مسلح شوند. به این ترتیب میتوان گفت مطالب سوره عمدتاً پیرامون دو محور فوق که ذیلاً توضیح بیشتر داده خواهد شد متمرکز گشته است:
۱- امید به آینده و «نصرت» الهی - سوره روم با وعده پیروزی سپاه شکست خورده «روم» در چند سال آینده بر امپراطوری ایران (یکی از دو ابرقدرت زمان) که در ایام نزول این آیات بر آنها غلبه کرده بودند آغاز میشود، این پیش بینی که پیروزی حتمی الوقوع اهل کتاب را بر مشرکین خارج از محدوده جغرافیائی عربستان وعده میدهد، هم اعجاز و حقانیت قرآن را (پس از تحقق امر) اثبات میکند و هم به مؤمنین نشان میدهد که «امر» به دست خدا بوده (نه جباران و سلاطین) و جریان کلی عالم و سرنوشت نهایی جوامع رو به سوی پیروزی حق و نابودی باطل دارد. بنابراین مؤمنین قلیلی که در شرایط استضعاف در چنگال قریش قرار
داشتند، سرانجام، همچنان که رومیان بدلیل حقانیت نسبی بر ایرانیان پیروز شدند، بر مشرکین غلبه خواهند کرد. وقتی سپاه روم بر سپاه ایران چیره گردد، در آن روز مؤمنان به «نصرت خدا» خوشحال خواهند شد (ویومئذ یفرح المومنون بنصرالله) و به پیروزی آینده خود امیدوار که نصرت تابع مشیت الهی است نه اراده ابرقدرتها! و عزت از آن خداست که بدلیل «رحیم» بودنش مؤمنان را نصرت میبخشد، نه جباران روزگار (ینصر من یشاء و هوالعزیزالرحیم). این وعده همیشگی خدا و قانونمندی حاکم بر جوامع بشری در طول تاریخ است. اما چون بیشتر مردم محصور زمان خودشان هستند و از تاریخ و فلسفه آن آگاهی ندارند، این حقیقت را درک نمیکنند.
بار دیگر در این سوره با اشاره بارسال رسولان بسوی اقوام متعدد تاریخ، انتقام از مجرمین و «نصرت» مؤمنین را که خداوند حقی بر خود شمرده یادآوری میکند:
و سرانجام در آخرین آیه مجدداً بر «حقانیت» (کان حقاً علینا...) این «وعده» (وعدالله لایخلف الله وعده) تأکید میکند و از رسول اکرم میخواهد تا تحقق آن پایداری نماید و از گفتار و رفتار کسانی که به این امر (پیروزی مؤمنان در دنیا و در قیامت) «یقین» ندارند دلسرد و سست نگردد:
۲- توحید و آخرت - محور اصلی سوره «روم» که همه آیاتش حول آن متمرکز میباشد «توحید» است و پس از آن «قیامت» به عنوان مهم ترین نتیجه ای که انسانها باید از توحید بگیرند. بدلیل اهمیت زیربنائی این دو مبحث هر کدام را جداگانه مورد بررسی قرار میدهیم. (الف) توحید
با یکبار قرائت سوره «روم» بوضوح میتوان دریافت که مهم ترین موضوعی که در آن مطرح گشته «توحید» است. همانطور که گفته شد، در برخورد با مشرکین مهمترین مسئله قبولاندن «توحید» بآنها بوده است. میدانیم مشرکین عربستان همانند همگی مشرکین تاریخ، منکر «الله» نبودند و به تصریح قرآن خلقت آسمانها و زمین و نیز خودشان را به خدا
نسبت داده ۱ و او را عزیز و علیم هم میدانستند. اما معتقد بودند خداوند تدبير آسمانها و زمين و عالم انسانها را به فرشتگان (یا جن ها و قديسين و پادشاهان) واگذار کرده است، بنابراین انسانها باید آنها را عبادت کنند و به آنها تقرب جویند تا شفاعتشانرا نزد خدا جلب نمایند. ۲ مشرکین عقیده داشتند «الله» آنقدر متعالی و عظیم است که ممکن نیست انسان بتواند با او رابطه برقرار کند. اما از طریق سلاطین که سایه خدا در زمین هستند یا قديسين و فرشتگان که واسطههای فیض هستند، میتوان به او تقرب جست. به این ترتیب اولاً «تدبير» عالم را به جای «الله»، به فرشتگان یا بت ها ... نسبت میدادند و با ارباب گرفتن آنها یا حاکمان تاریخ «ربویت» الله را منکر میشدند، ثانیاً با اتخاذ «ولايت» آنها از ولايت «الله» خارج شده بجای دعا و درخواست از خدا و اقامه «صلو» برای ارتباط با او، بت ها، فرشتگان، قديسين یا فرعونها را «عبادت» میکردند تا خواسته هاشان برآورده گردد.
به این ترتیب مشکل اساسی برای پیامبر (ص) و مسلمانان، ثابت کردن بطلان این تصورات و اثبات «توحید» بوده است. توحید به این معنا که تنها مؤثر در عالم وجود «الله» است و هیچ نیروی دیگری استقلال بالذات ندارد، هم در الوهیت (معبود بودن) و هم در ربویت (مالکیت تدبير) تنها اوست که شایستگی و حقانیت دارد، مالکیت هستی از آن اوست (نه فرشتگان)، به همه چیز علم دارد، امر او در هستی جاری است و خلفتش باطل و بی هدف نیست. بنابراین انسان نسبت به اعمالش (برخلاف تصور مشرکین) مسئول است و در آخرت (که مشرکان بدلیل مبانی اعتقادیشان نیازی به آن نمیدیدند) باید پاسخگو باشد. با مقدمات فوق بهتر میفهمیم که چرا سوره «روم» که در اوج سخت گیری و تکذیب مشرکین نازل شده بر محور «توحید» میگردد. مهمترین نتیجه ای که از توحید برای انسان باید حاصل شود هدف دار بودن خلقت و مسئولیت انسان در قبال اعمالش میباشد که ناگزیر «آخرت» را به عنوان یوم الدین و یوم الحساب اقتضا میکند و بهمین دلیل هم پس از توحید در سوره روم روى «آخرت» تکیه شده است.
برای اثبات «توحید» در این سوره آیاتی نشان داده شده است که اگر مشرکین در آنها (که از آفاق تا انفس گسترده است) تفکر و تعقل کنند و حق را بشنوند و علم پیدا کنند و
۱. آیه ۸۷ سوره زخرف (ولئن سأتنهم من خلقهم لیقولان الله ... اگر از آنها پیرسی چه کسی شما را آفریده قطعاً خواهند گفت خدا)
۲. سوره زمر آیه ۳ (الالله الدین الخالص والدین اتخذوا من دونه اولیاء ما نعبدهم الا لیقربونا الی الله زلفی ... آگاه باشید که دین خالص فقط برای خداست و کسانی که بجزاو اولیائی میگیرند (و میگویند) ما آنها را نمیپرستیم جز برای آنکه ما را بخدا نزدیک سازند ...)
آماده ایمان و تسلیم به آن باشند میتوانند هدایت شوند، علاوه بر آیات، شواهد دیگری نیز بر این امر حکایت میکند. از جمله وعده پیروزی «روم» که در طلیعه سوره به آن اشاره شده، برای نشان دادن این حقیقت است که امر در گذشته و آینده منحصراً بدست خداست و سرنوشت جوامع مطلقاً بفرمان او (نه قدرتمندان) رقم میخورد، درک این معنا که فقط مشیت خدا حاکم بر روابط اقوام و مجتمعات انسانی است، گرایشی به توحید (یکتائی) است (...لله الامر من قبل و من بعد ... ينصر من يشاء و هوالعزيزالرحيم).
پس از مقدمه سوره که توحید را در اجتماعات انسانی نشان میدهد، در مقاطع مختلف سوره بدنبال مطرح کردن خلقت (که مورد قبول مشرکین بوده) و با تکیه بر این اصل مورد توافق طرفین، مرتباً تدبير الهی را در استمرار خلق و اعاده و رجوع آن که همان «ربویت» باشد، متذکر میگردد. بطوریکه در ۵ بخش عمده سوره که سرفصل آن با نام «الله» بصورت جمله اسمیه آغاز میگردد، به صُوّر مختلف و متنوع «توحید و ربویت» را در همه حالات و اطوار گوناگون حیات به نمایش میگذارد.
(ب) آخرت
دومین محوری که گفته شد مطالب سوره پیرامون آن متمرکز گشته، «آخرت» است که عمده ترین ایراد و اشکال مشرکین برای قبول توحید بشمار میرود. مسئله آخرت باسامی و عناوین مختلف مثل یوم البعث، یوم تقوم الساعة، لقاء الاخرة، معاد، خروج، اجل، و ... در مقاطع مختلف سوره مطرح گشته و بیش از یک چهارم سوره ۲ به آن اختصاص یافته است. اتفاقاً از «وعده» پیروزی رومیان بر ایرانیان، گرچه نصرت الهی و پیروزی نهایی مؤمنین بر مشرکین نتیجه گیری شده است، اما هدف اصلی نشان دادن حقانیت «وعده» آخرت است. وقتی این وعده دنیایی تحقق پیدا کرد، مؤمنین باید یقین حاصل نمایند که «وعده آخرت» نیز تحقق پیدا خواهد کرد. و به همین دلیل است که در نتیجه گیری از وعده غلبه سپاه روم بلافاصله از «نصرت» الهی منتقل میشود به «آخرت» و تأکید میکند وعده خدا (چه در دنیا با نصرت مؤمنین و چه در آخرت با رستگاری آنها) بدون هیچگونه تخلف تحقق پیدا خواهد کرد ولی چون مردم دانشی به این امر ندارند و تنها ظاهری از دنیا را میشناسند، از آخرت غافل هستند (وعده الله لا یخلف الله وعده و لكن اكثر الناس لا یعلمون. یعلمون ظاهراً من الحیوة الدنیا و هم عن الاخرة غافلون)
۱. آیات ۱۱-۲۷-۴۰-۴۸-۵۴ که هر کدام سرفصل یک بخش مستقل محسوب میگردند.
۲. حداقل ۱۷ آیه-آیات: ۷-۸-۱۱-۱۲-۱۳-۱۴-۱۵-۱۶-۱۹-۲۵-۲۷-۴۰-۴۲-۵۰-۵۵-۵۷-۵۸
علم و عقل (ب - ۱)
اشکال اصلی برای باور کردن قیامت همان ظاهر بینی و نداشتن علم و عقل است که مرتب بر آن تصریح شده است. بطوریکه از ۱۰ موردی که مشتقات کلمه «علم» در این سوره بکار رفته ۷ مورد آن بشرح ذیل از نادانی آنها حکایت میکند:
- آیه ۶ - وعدالله لایخلف الله وعده ولکن اکثرالناس لایعلمون
- آیه ۷ - یعلمون ظاهراً من الحیوه الدنیا ...
- آیه ۲۹ - بل اتبع الذین ظلموا اهوائهم بغیر علم
- آیه ۳۰ - ...ذلک الدین القیم ولکن اکثرالناس لایعلمون
- آیه ۳۴ - ...فتمتعوا فسوف تعلمون
- آیه ۵۶ - فهذا یوم البعث و لکنکم کنتم لاتعلمون
- آیه ۵۹ - کذلک یطبع الله علی قلوب الذین لایعلمون
وقتی هم که آیات خود را معرفی مینماید، تأکید میکند که اینها تنها برای دانایان (عالمین) نشانه راه است.¹
- آیه ۲۲ - و من آیاته خلق السموات والارض واختلاف السنتکم والوانکم ان فی ذلک لایات للعالمین.
همان دانایانی که به دلیل «علم» دوران حیاتشان در دنیا، در آخرت نیز علیرغم بقیه مردم به مدت درنگر پس از مرگ تا قیامت وقوف خواهند یافت (و قال الذین اوتوا العلم و الایمان لقد لبثتم فی کتاب الله الی یوم البعث فهذا یوم البعث و لکنکم لاتعلمون). و بالاخره دربرابر جهل و نادانی بیشتر مردم، خداوند را به صفت «علیم و قدیر» توصیف مینماید (یخلق ما یشاء و هوالعليم القدیر). علاوه بر «علم»، به موضوع «عقل» هم در دو مورد اشاره شده است، عقل بکار گرفتن دانستههای علمی برای تشخیص راه و هدایت است، به عبارت دیگر علم چراغی بیش نیست. عقل است که از این چراغ برای عبور از تاریکی باید استفاده نماید، عقل همان وجدان و جوهر وجودی هر انسان است، اگر علم مجموعه اطلاعاتی است که انسان از دنیای خارج از وجود خود کسب میکند، عقل نیروی تجزیه تحلیل کننده و بکار برنده آن در جهت صحیح میباشد. در آیه ۲۴ این سوره نشان میدهد با مشاهده برق آسمان و ریزش بارانی که موجب زنده شدن زمین مردم میگردد، از این مشاهده علمی، کسانی که تعقل نمایند آیه و علامتی در جهت زنده شدن مردگان در روز قیامت مییابند (ان
¹ در سری آیات از ۲۱ تا ۲۴ با ارائه آیات متعدد بترتیب نشانه بودن آنها را برای مردمی که تفکر کنند، علم داشته باشند، شنوا باشند و تعقل کنند تصریح میکند.
فی ذلک لایات لقوم یعقدون) و اصولاً خداوند با زدن مثالهای مختلف میخواهد آیات خود را برای کسانی که تعقل میکنند تفصیل دهد (آیه ۲۸ - ضرب لكم مثلاً ... کذلک نفصل الآیات لقوم یعقلون)
آیه (ب ۲)
همانطور که گفته شد، علم و عقل وسائلی هستند که در ارتباط انسان با حقایق جهان هستی، نقش گیرنده و عمل کننده دارند، با علم است که میتوان به «آیات الهی»، که نشانههای راه رستگاری و طریق منطبق بر فطرت انسان است، آگاهی و «هدایت» پیدا کرد و با «عقل» است که میتوان از این دانستههای علمی در جهت تشخیص آیات و نشانهها، از تاریکی جهل و گمراهی بسوی نور خدائی راه یافت.
در این سوره که محور اصلی اش بر «توحید» و قیامت استوار است، جمعاً ۱۷ مرتبه واژه «آیه» (بصورت مفرد و جمع و در ترکیب با ضمائر) بکار رفته است که برخی از ترکیبات آن مانند «آیانه» به تعداد بیشتری از سایر سورههای قرآن بکار رفته است. ۱ وفور این کلمه در سوره روم ۲ نشان میدهد شناخت محورهای اصلی آن (توحید و قیامت) از طریق فهمیدن «آیات» ممکن میباشد و اگر این نشانهها نبود محال بود انسان به این حقایق هدایت گردد. ذیلاً مواردی را که این کلمه در سوره آمده است بترتیب شماره آیات برای جلب توجه بیشتر ذکر میکنیم:
[آیه (۱۰) - ثم كان عاقبة الذين اساؤ السُّوای ان كذبوا بایات الله ...
[آیه (۱۶) - و امّا الذين كفروا وكذبوا بایاتنا ولقاء الاخرة ...
[آیه (۲۰) - و من آیاته ان خلقكم من تراب ثم اذا انتم بشر تنتشرون.
[آیه (۲۱) - و من آیاته ان خلق لكم من انفسكم ... ان فی ذلک لایات لقوم یتفکرون.
[آیه (۲۲) - و من آیاته خلق السموات والارض ... ان فی ذلک لایات للعالمین.
[آیه (۲۳) - و من آیاته منامكم باللیل و ابتغاؤكم ... ان فی ذلک لایات لقوم یسمعون.
[آیه (۲۴) - و من آیاته یریكم البرق خوفاً و طمعاً ... ان فی ذلک لایات لقوم یعقلون.
[آیه (۲۵) - و من آیاته ان تقوم السماء والارض بامره ثم اذا دعاكم دعوة من الارض اذا انتم تخرجون.]
۱. از ۳۷ موردی که کلمه «آیانه» در قرآن بکار رفته ۷ مورد آن (حدود ۲۰٪) در این سوره قرار دارد.
۲. گرچه در سوره «انعام» ۳۲ بار کلمه «آیه» به کار رفته که از تمام سورههای قرآن بیشتر است ولی با توجه به حجم دو سوره و مقایسه آنها با یکدیگر (سوره انعام حدود ۵/۴ برابر سوره روم است) میتوان گفت بطور نسبی سوره روم تاکید بیشتری روی این کلمه کرده است.
آیه (۲۸) - ضرب لكم مثلاً من انفسكم ... كذلك نفصل الایات لقوم يعقلون.
آیه (۳۷) - اولم يروا ان الله يبسط الرزق لمن يشاء و يقدر ان في ذلك لایات لقوم
یؤمنون.
آیه (۴۶) - و من آياته ان يرسل الرياح مبشرات ... ولعلكم تشكرون.
آیه (۵۳) - و ما انت بهاد العمي عن ضلالتهم ان تسمع الا من يومن بایاتنا فهم
مسلمون.
آیه (۵۸) - ... ولئن جتنهم بایة ليقولن الذين كفروا ان انتم الا مبطلون.
دو آیه ابتدای سوره (۱۰ و ۱۶) و دو آیه آخرآن (۵۳ و ۵۸) از تکذیب «آیات» وکوردلی و
گمراهی کافران در قبال آیات یاد میکند و بقیه آن انواع و اقسام آیات را برای هدایت کسانی
که تفکر کنند، عالم باشند، بشنوند، تعقل نمایند، ایمان داشته باشند و بالاخره تسليم خدا
گردند نشان میدهد.
خلق (ب ۳)
بنظر میرسد مهمترین آیاتی که در سوره نشان داده شده در رابطه با موضوع «خلقت»
باشد. بطوریکه ۱۰ بار این کلمه درقسمتهای مختلف آن بکار رفته است. چنین مینماید
بطور نسبی (با توجه به حجم سوره) در هیچ یک از سورههای قرآن به این حد به چنین
مسئله ای نپرداخته باشد. ذیلاً موارد ذکر شده را مشاهده میکنیم:
آیه (۸) - اولم یتفکروا في انفسهم ما خلق الله السموات والارض الا بالحق ...
آیه (۱۱) - الله یبدؤا الخلق ثم يعيده ثم اليه ترجعون
آیه (۲۰) - و من آياته ان خلقكم من تراب ثم اذا انتم بشر تنتشرون
آیه (۲۱) - و من آياته ان خلق لكم من انفسكم ازواجاً ...
آیه (۲۲) - و من آياته خلق السموات والارض ...
آیه (۲۷) - و هو الذي يبدوا الخلق ثم يعيده ...
آیه (۳۰) - فطرت الله التي فطر الناس عليها لا تبديل لخلق الله ...
آیه (۴۰) - الله الذي خلقكم ثم رزقكم ...
آیه (۵۴) - الله الذي خلقكم من ضعف ... يخلق ما يشاء و هو العليم القدير.
بخشهای مختلف سوره
برای فهم دقیق تر سوره میتوانیم بر حسب سیاق و مختصاتی که آشکار است، آن را به بخشهای مختلف تقسیم نمائیم:
۱- مقدمه (۱۰ آیه)
۵ آیه اولی این مقدمه به وعده غلبه «روم» و مشیت خداوند عزیز و رحیم درجهت «نصرت» بخشیدن بمومنین اختصاص دارد و ۵ آیه بعد به کفر و تکذیب و نادانی کافران نسبت به این حقیقت و سایر حقایق اشاره میکند. مهم ترین نتیجهای که از ۵ آیه اول میگیرد تحقق قطعی وعدههای الهی از جمله «آخرت» میباشد که بیشتر مردم بدلیل ظاهر بینی و دنیانگری و نادانی از آن غافل هستند، (آیه ۷). در حالیکه اگر در نفس خویش اندیشه و تفکر میکردند میفهمیدند که هیچیک از پدیدههای مشهودشان در طبیعت باطل و عبث نیست و هر کدام «اجل» و عمر معین و محدودی دارند. بنابراین آنها نیز بملاقات اجل خود و نهایتاً بلقاء الله نائل خواهند شد (آیه ۸)، نه تنها در طبیعت، که اگر در تاریخ هم دقت میکردند اقوامی را مییافتند که از آنها مقتدرتر و مسلطتر بر زمین بودند ولی با تکذیب بینات و ظلم بخویشتن منقرض و هلاک گشتند (آیه ۹) اما کافران از آنجایی که توجهی به آیات تکوینی (طبیعت اطراف) و آیات تاریخی ندارند، بدلیل نادانی و جهل و ارتکاب زشتیها سرانجام همه آیات الهی را تکذیب میکنند و به استهزاء میگیرند (آیه ۱۰).
۲- سرآغاز بحث توحید (آیات ۱۱ تا ۲۶)
این بخش که مفصل ترین قسمت سوره است، با آیه: (الله يبدوُ الخلق ثم يعيده ثم اليه ترجعون) آغاز میگردد، بخشهای دیگر که با جمله «هوالذی» یا «الله الذی» شروع میشوند در واقع توضیح بیشتر و تفصیل حقایقی است که ذیل این آیه (بدون موصول «الذی») آمده است. آیه فوق سه مرحله: ابتداء آفرینش، اعاده و انشاء مجدد و رجعت نهایی پدیدهها را بخدا نسبت میدهد. مشرکین قسمت اول را کاملاً قبول داشتند. در قسمت دوم چون اعاده و انشاء خلقت (تطور و تکامل پدیدهها پس از هر مرحله مرگ نوعی و به تفصیل و پیچیدگی بیشتر رسیدن) را بدلیل انکار «ربویت» و تدبير مستمر الهی منکر بودند، نمیتوانستند درک درستی داشته باشند و قسمت سوم (رجعت بسوی خدا) را بخاطر انکار مسئولیت و حساب و کتاب و قطع رابطه با خدا اصلاً قبول نداشتند. آیه سه مرحلهای فوق در حقیقت
(۳۰) (۲۰) روم
جان کلام و عصاره حقایقی است که برای اثبات توحید و قیامت در این سوره بیان گردیده است.
ذیل این آیه، تا ۵ آیه بعد (۱۲ تا ۱۶) سرنوشت انسانها را در آخرت بر حسب انکار یا اعتقادشان نسبت بحقایق سه گانه مندرج در آیه فوق نشان میدهد. مجرمون، یعنی کسانی که رابطه خود را با خدا در حیات دنیا با اتخاذ ولایت (ارباب انواع) قطع کردهاند (معنای لغوی جرم) از مشاهده یقینی «توحید» سراسیمه و مأیوس میشوند و نقش و اثری برای شریکان خود (فرشتگان، جن ها، بت ها، قدیسین، قدرتمندان و ...) که به آنها اتکاء میکردند، نمییابند و بجای «ایمان» و اعتقادی که در زندگی دنیائی برای آنها قائل بودند، با کشف حقیقت بکلی منکر تاثیرشان میشوند (آیه ۱۳) و هر کدام بر حسب اعمالشان متمایز و متفرق میگردند (آیه ۱۴). کسانی که بحقایق فوق ایمان آورده و عمل شایسته بجا آوردند در بهشت قرار میگیرند و کسانی که حقایق را ندیده گرفتند و نشانههای خدا و ملاقات آخرت را تکذیب کردند به عذاب احضار میشوند (آیات ۱۵ و ۱۶).
نتیجه ای که از بیان هشدارهای فوق در دو آیه (با «ف» تفریع = فسبحان الله ...) میگیرد منزه بودن خدا (از پندارهای مشرکان) در تمامی لحظات روز است که در چهار مقطع زمانی مشخص (هنگام صبح کردن، شام کردن، شامگاهان و وسط روشنائی روز) ذکر گردیده، صبح و شام کردن دو حالت متضاد انسان است و عشاء (تاریکی کامل) و ظهر (نور کامل) دو حالت متفاوت نسبت به نور میباشد، یعنی در کلیه مقاطع زمانی خدا منزه است و در هیچ لحظه ای از خلقت موجودات نمیتوان شریکی برای خدا قائل شد، منزه شمردن خدا (فسبحان الله حین تمسون و ...) پاک شمردن او از تصورات باطل مشرکین است. حال که چنین است پس حمد و ستایش مطلق در تمامی آسمانها و زمین شایسته اوست (نه ارباب انواع) (مضمون آیات ۱۶ و ۱۷).
نتیجه مهم دیگری که از «توحید» در طبیعت (پیدایش موجودات زنده از موجودات بیجان و برعکس، همچنین احیای زمین مرده در بهار) گرفته میشود، مکانیسم خروج انسان در روز قیامت است (و کذلک تخرجون) که پس از توحید مهمترین محور این سوره بشمار میرود.
پس از مقدمات فوق اینکه هنگام ارائه «آیات» و نشانههایی برای تبیین مسئله توحید و «قیامت» میباشد، ۶ آیه بعد که تماماً با جمله: «و من آیاته...» آغاز میشود بیانگر جلوههای متعدد و متنوع «توحید» میباشد. نیمی از این ۶ آیه از خلقت (خلقت انسان از خاک، خلقت جفت انسان و خلقت آسمانها و زمین) سخن میگوید و نیم دیگر از تدبیر و
ربوبیت که تضمین کننده و تداوم بخش خلقت است. هدفی که از ارائه این آیات در قرآن دنبال میشود برانگیختن تفکر و تعقل انسان است تا با دیدی عالمانه عبرت بگیرد و از شرک دوری گزینند.
در پایان این بخش برای تثبیت بیشتر توحید، انحصار مالکیت خدا را نسبت به همه موجودات آسمانها و زمین و فرمانبری مطلق تکوینی آنها را در برابر خدا نشان میدهد:
۳- اعاده خلق (رشد و کمال مرحلهای مخلوقات) آیات ۲۷ تا ۳۹
این بخش که با آیه «وهوالذی یبدواالخلق ثم یعیده و هو اهون علیه...» آغاز میگردد بدلیل آن که بجای «الله» جمله «وهوالذی...» آمده، معطوف بودن آن را به بخش قبل که با «الله» آغاز شده بود (الله یبدوا الخلق ثم یعیده ثم الیه ترجعون) نشان میدهد. با این تفاوت که در بخش قبل سه مرحله مندرج در آیه مذکور (خلق، اعاده، رجعت) را شرح میداد و در اینجا مرحله رجعت حذف شده و تکیه اصلی روی خلق و اعاده خلقت رفته است و چون خلق نخستین را مشرکین قبول داشتند، با این فرض، اعاده و انشاء دائمی و پیوسته آفرینش را ثابت مینماید.
انکار اعاده خلق که بعثت روز جزا هم مرحله نهایی آنست، با اینکه مستمراً در طبیعت و در مورد هر موجودی جریان دارد، به این دلیل است که تصورش برای مشرکین مشکل است، بجای این که از تجدید حیات و اعاده مجدد موجودات که همه روزه شاهد آن هستند نتیجه بگیرند که زنده شدن در قیامت و معاد هم به همینگونه است، حیات یافتن مجدد استخوانهای پوسیده را باور نمیکنند. در حالیکه اینکار سادهتر از ابداع و خلق نخستین آن میباشد و خداوند کارهای مهمتر و پیچیدهتری در آسمانها و زمین دارد-بنابراین هم عزت و توانائی بر انجام این امور دارد و هم کارش مطابق حکمت است (آیه ۲۷).
با اینکه برای خدا مثالهای عالی تری از اعاده خلقت است (وله المثل الاعلی)، برای انسان نادان باید مثالهای سادهتری زد (ضرب لکم مثلاً من انفسکم...) تا توحید در ربوبیت و تدبیر را دریابد و بفهمد همانطور که بردگان مملوک آقای خویشند و از خود استقلال و اختیاری ندارند، فرشتگان و ارباب انواع نیز نمیتوانند شریک در ربوبیت و تدبیر عالم باشند، اگر هم نقشی دارند مستقل و بالذات نیست، بلکه خدا مالک آنها و اعمالشان است. این تفصیل و تشریح و توضیح برای کسانی که نیروی عقل خود را به کار اندازند، آیه و
نشانه ای برای درک توحید است (آیه ۲۸) اما کسانی که اهل ظلم و ستم هستند ۱ بجای
اینکه از آیات پیروی کنند از روی نادانی از هوسهای خود پیروی میکنند و این مشیت
الهی است که هر کس به اراده خود گمراهی را انتخاب نماید یاوری نخواهد داشت (آیه ۲۹).
سه آیه بعد (که با «فاء» تفریع آمده) نتیجه گیری از حقیقت فوق است، حال که مؤثر
دیگری در عالم وجود ندارد و تنها خداست که «ربویت» (مدیریت و سروری) دارد، پس
رسول (ص) (و مؤمنین) باید روی (جهت گیری و هدفیابی) خود را به سوی دین (شیوه و
قانون زندگی) حنیفی (مبرای از شرک و ناخالصی) که خداوند آنرا فطرت نهاده (آئین گذاری)
کرده) و انسانها را همآهنگ با این دین (توحید) آفریده و خمیره شان را با آن متعادل ساخته
استوار گردانند. نه خلقت انسان مبدل میشود و نه دینی که خلق کرده. بنابراین به دلیل
هماهنگی وجود انسان با مقررات دین توحید که برپادارنده استعدادها و لیاقتهای بالقوه
اوست، باید روی خود را بسوی آن بگرداند. اما بیشتر مردم بدلیل ناآگاهی از فطری بودن
توحید و انطباق آن با وجود انسان بشريک روی میآورند (آیه ۳۰).
حال که چنین است؛ باید یکسره روی بدرگاه او آورند و مرتباً با هر خطا به او بازگشت
نمايند (معنای انابه) و تنها از او (نه دیگران) بپرهیزند و رابطه شان را با او برقرار سازند (اقامه
صلوّه) و از مشرکان نباشند (آیه ۳۱) همان کسانی که در دین (قانون الهی) دچار تفرقه
شدند و هر یک پیرو آئین و رهبری جداگانه گشته به آنچه نزد خودشان است سرفراز و
شادمان گشتند (آیه ۳۲).
۵ آیه بعد سیاق مشترکی دارد و روحیه دمدمی مزاج بودن و تأثیر پذیری فوری انسان را
از حالات لحظه ای و گذرا نشان میدهد. این ایراد اتفاقاً عمده ترین مانع باور کردن قیامت
است. کسی میتواند آینده بسیار دور آخرت را باور کند که سعه صدر زمانی داشته از
اسارت «زمان» و روزگار آزاد شده باشد. مشرکین نه تنها این فاصله زمانی را درک نمیکنند،
بلکه حتی در زندگی روزمره خود مآل اندیشی نداشته با اینکه در گرفتاریها خدا را
میخوانند، هرگاه خدا بر آنها رحمت کند و آسوده شان سازد عوامل و انگیزههای دیگری را
به جز خدا در زندگی دخالت میدهند (آیه ۳۳). و چنین نیست که خدا به دلیل این ناسپاسی
و کفران بلافاصله عذابشان کند بلکه بدلیل مهلت و اختیاری که در حیات دنیا به انسان
بخشیده، او را آزاد میگذارد تا کامیابی کند و البته روز قیامت بحقیقت اعمالش واقف
۱. جالب اینکه در اینجا بجای مشرکین کلمه ظالمین را قرار داده، یعنی شرک که اعتقاد است در مرحله عمل
باعث ظلم (بخود یا دیگران) میشود و بدلیل عواقب و آثار این عمل است که گرفتار عذاب میشوند (نه صرفاً
بخاطر اعتقاد ذهنی و عقیده باطنی)
خواهد گردید (آیه ۳۴). دلیل دیگری که برای اثبات دمدمی مزاج بودن انسان قابل توجه است شادمانی فوری و نومیدی سریعی است که در چشیدن رحمت یا اصابت مختصر مصیبتی که نتیجه اعمال خودش است پیدا میکند (آیه ۳۵). در حالیکه اگر میدید بسط روزی یا تنگ گرفتن آن تابع مشیت الهی است، چنین سراسیمه و خود باخته نمیشد. درک این معنا تنها برای مردمی که ایمان داشته باشند مقدور است. (آیه ۳۶)
بدنبال تبیین توحید در رزق رسانی و رحمت، بار دیگر در دو آیه (با فاء تفریع) خطاب به پیامبر دو نتیجه گیری مهم میکند. اولین نتیجه برای کسانیکه وجه خدا را اراده میکنند (بریدون وجه الله) است که از اموال خود به خویشاوندان، مساکین و واماندگان بدهند و از این راه رستگاری و فلاح پیدا کنند (آیه ۳۸). دومین نتیجه کناره گیری از «ربا» و دادن «زکوه» به نیت و ارادورسیدن به «وجه الله» است که باعث فزونی یافتن و برکت پیدا کردن اموال میگردد (آیه ۳۹). به این ترتیب و با این دستورالعمل، مؤمنین برخلاف مشرکین که هنگام رفاه و فراوانی شادمانی متکبرانه پیدا کرده خود را گم مینمایند، انفاق میکنند تا گرفتاریهای دیگران را مرتفع سازند. این شیوه که گذشته از رشد انسان و رستگاری او، به دلیل تحریک انگیزه تلاش و تولید باعث رونق و افزایش کار و سرمایه میگردد، فقر و نیازمندی را بکلی از جامعه ایمانی میزداید.
۴- استمرار حیات (آیات ۴۰ تا ۴۷)
این بخش که با آیه «اللهالذی خلقکم ثم رزقکم ثم یمیتکم ثم یحییکم...» آغاز میگردد، ابتدای مطلب جدیدی است که در سیاقی دیگر توحید عوامل مؤثر در استمرار حیات و مراحل مختلف آن را بیان میکند. ابتدا از مشرکین که ناظر خلقت، روزی رسانی، مرگ و حیات مستمر انسانها به دست خدا هستند، میپرسد: آیا شرکائی که در کنار «الله» قرار داده اید نقشی در این امور دارند؟ (آیه ۴۰). تصور باطل مشرکین در اتخاذ ولایت غیرخدا موجب اعمالی میگردد که تعادل و هماهنگی را بهم زده، در خشکی و دریا (همه جا) فساد بوجود میآورد. عواقب این اعمال که موجب فساد شده، امید است آنها را بیدار کند و بطرف توحید برگرداند. (آیه ۴۱).
۱. ۷ بار در این سوره «فاء» تفریع در ابتدای آیات آمده که تماماً خطاب به پیامبر (و تلویحاً بمسلمین) میباشد. این آیات که نتیجه و ماحصل آیات قبل محسوب میشوند، عبارتند از آیات شماره ۱۷ - ۲۸ - ۳۸ - ۴۳ - ۵۲ - ۵۸
۲. با ۳ بار تکرار کلمه «ثم» و ۶ بار تکرار ضمیر «کم» در یک آیه.
(۳۰) روم
۶ آیه بعد در این بخش تماماً خطاب به پیامبر (ص) است و وظیفه او را در قبال مشرکین و خودش نشان میدهد. در قبال مشرکین باید آنها را متوجه سرنوشت اقوام مشرک پیشین نماید (آیه ۴۲) و خودش نیز باید متوجه همان دین قیم توحیدی گردد و روی خود را به آن سو استوار دارد (آیه ۴۳). این آیه که با حرف «ف» (تفریع و نتیجه گیری) آغاز شده، نتیجه آیه قبل (در برخورد با مشرکین) بشمار میرود. پیامبر باید در مدت زندگی دنیا قبل از آمدن روزی که در آن بازگشت به دنیا ممکن نیست، وجه خود را بسوی دین قیم (توحید) بگرداند، البته در این مدت انسانها اختیار و آزادی دارند، هر کس کفر بورزد علیه خود عمل کرده و هر کس کار نیک بجای آورد بستر آینده خویش را مهیا ساخته است (آیه ۴۴). خداوند با هدایت انسانها بسوی دین قیم میخواهد آنها را از فضل خویش پاداش دهد و او ناسیاسان را دوست ندارد (آیه ۴۵).
آیه بعد که از فرستادن بادهای بشارت دهنده باران، که در ضمن موجب حرکت کشتیهای بادی برای حمل و نقل و مسافرت انسان میباشد، یاد میکند، در ظاهر بی ارتباط با آیات قبل و بعد بنظر میرسد اما در حقیقت چنین نیست بلکه باد و باران نشانه روشنی از «ربویت» (مدیریت دائمی و سروری) بشمار میروند که علاوه بر ایجاد حیات در روی زمین فوائد دیگری از جمله حرکت کشتی در دریا که تحرک و چابجائی انسان را ممکن میسازد دارد. همه این آیات و نشانهها برای اینست که انسان شکر گزار نعمات الهی باشد و از این نعمتها در جهت خواسته او (نه اولیاء دیگر) استفاده نماید (آیه ۴۶).
سرانجام آخرین آیه این بخش علاوه بر نتیجه گیری از آیات قبل و نشان دادن سرنوشت مجرمین (کسانی که ارتباط خود را با خدا بریدهاند) بازگشتی هم به آیات ابتدای سوره و مسئله «نصرت» بخشیدن به مؤمنین بشمار میرود. ولقد ارسلنا من قبلك رسلاً الى قومهم فجاؤهم بالبينات فانتقمنا من الذين اجرموا و كان حقاً علينا نصرالمؤمنين.
۵- جلوههای ربویت در طبیعت (آیات ۴۸ تا ۵۳)
این بخش که با آیه «الله الذي يرسل الرياح فتنّير سحاباً...» آغاز میشود همانند فصل قبل آثار حیات بخش باران را نشان میدهد. با این تفاوت که در این بخش از احياء زمین مرده برای احياء مردگان در روز قیامت نتیجه گیری مینماید (آیه ۱۵۰). آیه مقدمه این بخش (۴۸) که چگونگی تشکیل ابر و ریزش باران را نشان میدهد از نظر علمی بسیار دقیق بوده
مطابق کشفیات قرن اخیر علم جوشناسی میباشد.¹
در این بخش نیز همانند بخش سوم در دو آیه ۴۹ و ۵۱ دمدمی مزاج بودن انسان و
یاس و نومیدی او را در محرومیت از باران نشان میدهد.
در دو آیه انتهایی این بخش نیز همانند سایر بخشها، خطاب به رسول اکرم (ص)
نتیجه گیری مینماید. این نتیجه که طبق معمول با حرف «ف» تفریح آغاز میگردد. (فانک)
لا تسمع الموتی...)، مکانیزم ایمان را برای پیامبر توضیح میدهد، ایمان دو طرف دارد، تنها
ابلاغ حقایق و ارائه آیات منجر به ایمان و هدایت نمیشود، شرط دیگر آمادگی قلبی و
تسلیم به حقیقت است. بنابراین پیامبر نمیتواند مرده دلان کر را که روگردان هستند
بشنواند (آیه ۵۲) و نه کوردلان را هدایت کند. جز آن را که به آیات خدا باور داشته و تسلیم
باشد (آیه ۵۳).
۶- برپائی ساعت قیامت (آیات ۵۴ تا ۵۷)
این بخش نیز با آیه «الله الذي خلقكم من ضعف ثم...» همانند آیات سرآغاز بخشهای:
۲ و ۳ و ۴ با تأکید روی «خلقت» شروع میشود، تفاوتی که دارد در دنباله آیه و نتیجه گیری
از آن است. در بخش ۲ روی هر سه اصل: خلقت، اعاده و رجعت تأکید داشت، در بخش ۳
عمدتاً اعاده خلق و استمرار تکاملی حیات را نشان میداد، در بخش ۴ بر تدبیر حیات از
نقطه نظر «رزق رسانی» اشاره داشت و در این بخش عمدتاً روی سومین اصل یعنی «رجعت»
تکیه دارد و از «یوم تقوم الساعة» و «یوم البعث» نشانه میآورد.
در آیه سرآغاز (۵۴)، نیرو گرفتن تدریجی انسان را از تولد تا جوانی و به ضعف
گرائیدن او را از جوانی تا پیری یادآوری میکند و با این مثال نشان میدهد هر پدیده ای در
یک سیکل بسته دوران مختلف رشد و بالاخره افول و اجل دارد. بنابراین قیامت هم بعنوان
اجل جهان و پایان عمر پدیدههای دنیائی کاملاً طبیعی و منطقی است.
پس از بیان مقدمات فوق، به تلقی مردم در روز قیامت از مدتی که پس از مرگ تا
حدوث قیامت درنگ کردهاند میپردازد، مجرمین چون در حیات دنیا دید زمانی بلندی
نداشته و اسیر لحظات و ایام بودند، سوگند خواهند خورد که جز ساعتی درنگ نکردهاند
(۵۵)، اما کسانیکه علم و ایمان داده شدند، از آنجایی که در زندگی دنیائی بلند نظری و
دوراندیشی داشته، از اسارت زمان و روزگار آزاد شده بودند، میدانند که این فاصله عظیم به
۱. بکتاب باد و باران در قرآن نوشته آقای مهندس مهدی بازرگان مراجعه نمائید.
مقدار فاصله زمانی دنیا تا روز برانگیختگی است (۵۶).
در پایان این بخش بعنوان نتیجه گیری (خطاب به رسول اکرم و با فاء تفریع) میفرماید
در آن روز «ظالمان» نه بهانه آوردنشان سودی به آنها میدهد و نه از آنها میخواهند عتاب را
از خود زایل سازند (فیممثذ لاینفع الذین ظلموا معذرتهم ولا هم یستعتبون..
۷- نتیجه گیری (آیات ۵۸ تا ۶۰)
سه آیه انتهایی سوره حکم نتیجه گیری نهایی از مطالب سابق را دارد. در اولین آیه با
اشاره به مثالهایی که زده شد، تأکید میکند کافران هر آیهای پیامبر بیاورد با پیشداوری
باطل خواهند شمرد (۵۸). این موضع گیری به این دلیل است که قلب آنها به دلیل نادانی و
تکرار کفر و ظلم خاصیت تاثیرپذیری و انعطاف خود را از دست داده و ثابت و منجمد شده
است (دگماتیسم). (آیه ۵۹)
سرانجام (باز هم خطاب به پیامبر (ص) با «ف» تفریع) از کل مطالب سوره چنین
نتیجه گیری میکند که باید در راه تحقق وعدههای الهی «صبر» کرد و از عکس العمل
کسانی که به تحقق این وعدهها یقین ندارند سست و سبک نشد (فاصبران وعدهالله حق ولا
یستخفنک الذین لایوقنون). این وعده، هم وعده نصرت الهی و پیروزی مؤمنین در دنیا است
(باز گشت به مقدمه سوره) و هم وعده تحقق آخرت و رستگاری مؤمنین.
عامل «زمان» در سوره روم
محور اصلی سوره روم «وعده» خدا در باره آخرت است که هم عنايت ابتدای سوره به
پیروزی رومیان، پس از شکست شان از ایرانیان، در چند سال آینده، برای اثبات صدق
وعدههای الهی و ارائه نمونه و مصداقی عینی و محسوس از آن است (وعدهالله لایخلف الله
وعده و لکن اکثر الناس لایعلمون) و هم آخرین آیه سوره که خلاصه و جمع بندی آن به شمار
میرود، بر این امر اشاره کرده است:
فاصبر ان وعدهالله حق فلایستخفنک الذین لایوقنون.
مسئله آخرت به عنوان سومین راس مثلب ایمانی (توحید، نبوت وآخرت) در بیشتر
سورههای قرآن مطرح شده است. اما در هر سوره به تناسب سیاق و موضوع محوری آن، از
زاویه ویژهای مورد نگرش قرار گرفته است. در این سوره به نظر میرسد مسئله آخرت از بعد
«وعده» که عنصر «زمان» در آن اهمیت اساسی دارد تبیین شده است.
در رابطه با «زمان»، موضوع «حرکت» و تغییر و تحول و تطور و تکامل ناشی از آن مطرح میباشد که در سر فصلهای سوره (آیات ۱۲ - ۲۷ - ۴۰ - ۴۸ - ۵۴) به صور گوناگون در جریانات بسته دائره وار (سیکلیک) مورد اشاره قرار گرفته است، همچون دائره آغاز خلقت، اعاده آن و رجعت به سوی پرورگار، دائره تولد انسان، بهره مندی از روزی، مرگ و حیات مجدد، دائره ارسال بادها، انگیزش ابرها، گسترش ابر در آسمان، تشکیل تودههای متراکم، نزول باران. دائره خلقت انسان از بُعد توان مندی که با ضعف طفولیت آغاز و به ضعف پیری منتهی میشود و در وسط آن نیرومندی دوران جوانی جلوه میکند.
علاوه بر این سرفصلها، اشارات مختلفی که به آیات متنوع در آفاق و انفس شده (از جمله آیات ۱۷ تا ۲۵) تماماً حیات و حرکت هدف داری را نشان میدهد.
همه این اشارات و عنایات برای تفهیم این حقیقت است که زندگی انسان نمیتواند در جهانی که همه ذراتش در مدار معین و با اجل مشخصی تقدیر شدهاند، عبث و بیهوده و بدون مقصد و اجل آخرت باشد. بنابراین اگر به طبیعت اطراف و پدیدههای گوناگون نگاه کنیم، هدف دار بودن و سرآمد داشتن را حقیقتی ساری و جاری در جهان هستی میبینیم.
در این سوره برخی کلمات بطور چشم گیری مورد توجه و تمرکز قرار گرفتهاند که هم موقعیت آنها در سوره، هم کاربرد آنها از نظر آماری (تعداد و تکرار) میتواند کلیدی برای فهم معضلات آن به شمار آید. ذیلاً به برخی از آنها اشاره میکنیم.
۱- کلمه «ساعة» در این سوره ۴ بار به معنای لحظه ای از زمان و لحظه برانگیختن مردگان برای محاسبه به کار رفته است. ۱ ساعة جمع سوائع به معنای هلاک شونده است، به زمان نیز به دلیل این که موجودات عالم در گذران آن کهولت و استهلاک پیدا میکنند، ساعة میگویند. در اینجا نیز عنصر وقت و گذشت زمان نقش اصلی را ایفا میکند.
۲- کلمه «ثم» که اصطلاحاً عطف تراخی نامیده میشود و عنایت به گذشت «زمان» و «مدت» معین دارد، جمعاً ۱۲ بار در این سوره تکرار شده است.
۳- کلمه «سوف» که همچون «ثم» بر گذشت زمان در مدتی معین دلالت مینماید در آیه ۳۴ به کار رفته است ... فتمتعوا فسوف تعلمون.
۴- مدت کوتاه تر از «ثم» را با «سوف» بیان میکنند و از «سوف» کوتاه تر را با حرف «س». در همان ابتدای سوره، پیروزی آینده رومیان را با این حرف نشان میدهد: (وهم من
۱. آیه ۱۲ (یوم تقوم الساعة ببلس المجرمون) آیه ۱۴ (یوم تقوم الساعة یومئذ یتفرقون) آیه ۵۵ (یوم تقوم الساعة یفسم المجرمون ما لبثوا غیر ساعة ...)
۲. آیات ۱۰- ۱۱ (۲ بار) - ۲۰- ۲۵- ۲۷- ۳۳- ۴۰ (سه بار) ۵۴ (۲ بار)
١٤٣/١٣٠ (٣٠) روم
٥- كلمه «حين» كه به هنگام معيني از اوقات شبانه روز اطلاق مي شود در آيات ١٧ و ١٨ به كار رفته است:
٦ و ٧ - كلمات «قبل» و «بعد» كه هر دو در ارتباط با زمان به كار مي روند، در اين سوره چند بار تكرار شدهاند:

آيه (٤) في بضع سنين لله الامر من قبل و من بعد ...
(٥٠) ... كيف يحيى الارض بعد موتها.
(٥٤) ... ثم جعل من بعد ضعف قوة ثم جعل من بعد قوة ضعف.
٨- كلمه «اذا» نيز كه به مقطعي از زمان اشاره دارد، جمعاً ١٠ بار در اين سوره به كار رفته است. ١
اذا انتم بشر تنتشرون، اذا دعاكم دعوة من الارض، اذا مس الناس ضر، اذا اذا فهم منه رحمة، اذا هم يقنطون، فاذا اصاب به من يشاء من عباده، اذا هم يستبشرون، اذا ولوا مدبرين.
٩- كلمه اجل مسمي كه اشاره به سرآمد و نهايت عمر يك پديده و مقدار حيات، و به اصطلاح ظرفيت اسمي آن دارد در آيه ٨ درباره آسمانها و زمين به كار رفته است: اولم يتفكروا في انفسهم ما خلق الله السموات والارض الا بالحق واجل مسمي.
١٠- كلمه «لبث» به معناي درنگ در مدتي معين در آيات ٥٥ و ٥٦ اين سوره به كار رفته و يوم تقوم الساعة يقسم المجرمون ما لبثوا غير ساعة كذلك كانوا يؤفركون. و قال الذين اوتوا العلم والايمان لقد لبثتم في كتاب الله الي يوم البعث... منظور از كتاب الله در آيه ٥٦ به نظر مي رسد علم خدا يا لوح محفوظ و كتاب مبيني
١. آيات ٢٠-٢٥-٣٤-٣٦-٤٨-٥٢
است که زمان حیات هر مخلوقی را از پیدایش تا مرگ آن ثبت و ضبط نموده است.
۱۱- فعل «كان» که دلالت بر «شدن» و شکل گرفتن در مدت زمان معین میکند، در مقاطع مختلف سوره بکرّات مورد استفاده قرار گرفته است:
آیه (۱۰) كانوا بها یستهزّون، (۱۳) لم یکن لهم من شرکائهم شفعاء و کانوا بشرکائهم کافرین.
آیه (۳۱) لا تكونوا من المشركين. (۳۵) كانوا به یشركون، (۴۲) كيف كان عاقبة الذين من قبل.
آیه (۴۷) كان حقاً عليناً نصرالمؤمنين. (۵۵) كذلك كانوا يؤفّكون (۵۶) كنتم لا تعلمون (۳۲) كانوا شیعاً.
۱۲- در آیه (۵۱) فعل «ظلّوا» دلالت بر دگرگونی و «شدن» و تحول یافتن کسی یا کاری در زمان معین مینماید.
ولئن ارسلنا ریحا مصفراً لظلّوا من بعده یکفرون.
۱۳- کلمه عاقبت که عنايت به پایان و فرجام حیات و حرکت یک پدیده دارد در دو آیه این سوره به کار رفته است.
آیه (۱۰) ثم كان عاقبة الذين اساؤا السوای ان کذبوا بایات الله و کانوا بها یستهزّون
آیه (۴۲) قل سیروا فی الارض فانظروا كيف كان عاقبة الذين من قبل
۱۴- کلمات «یوم» و یومئذ در اشاره به روز پیروزی و روز آخرت ۶ بار در این سوره به کار رفته است:
(۴) یومئذ یفرح المؤمنون، (۵۵)، (۱۲)، (۱۴) یوم تقوم الساعه، (۴۳) یوم لامردله من الله
۱۵- کلمه «عمر» به معنای طول مدت حیات یک پدیده و آباد و احياء داشتن آن در زمانی معین است در آیه ۹ استفاده شده است.
۱۶- کلمه «لعل» که در آیات ۴۱ و ۴۶ تکرار شده است امید به تحول یافتن و دگرگونی را در آینده میرساند (لعلهم یرجعون - لعلكم تشكرون).
۱۷- در آخرین آیه این سوره، به پیامبر فرمان «صبر» برای تحقق وعده الهی داده شده است. «صبر» یعنی تحمل و شکیبائی و اجتناب از عجله و شتاب و منظور داشتن «عنصر زمان» در اعمال و حرکات. فاصبر ان وعدالله حق ولا یستخفنک الذين لا یوقنون.
۱۸- در مقدمه سوره کلمه «سنین» که جمع سال و ۳۶۵ روز است قرار گرفته است.
ارتباط سورههای لقمان و روم (۳۱ و ۳۰)
آشکارترین علامت ارتباط و همآهنگی میان دو سوره و پیوستگی و تداوم طبیعی مطالب آنها را میتوان از آخرین آیه سوره روم که گره متصل کننده این سوره با سوره بعدی (لقمان) میباشد و آیات مقدمه سوره لقمان که طرف دیگر گره است دریافت نمود. سوره روم با دستور به پیامبر برای پایداری در برابر تکذیب کافران نادان و تأکید برتحقق قطعی «وعده» الهی (آخرت) و احساس ناراحتی نکردن از توهینهای کسانیکه «یقین» به حقایق الهی ندارند ختم میشود و دو کلمه «وعده» و «یقین» به آن نقش عمده را در این فرمان ایفا میکنند:
فاصبر انْ وعدالله حق و لا یستخفنک الذین لا یوقنون
دربرابر تکذیب «وعده» الهی و «یقین» نداشتن کافران به آن (که موضوع مطالب سوره روم است) در همان مقدمه سوره لقمان از کسانیکه به آخرت «یقین» دارند و «وعده» خداوند عزیز و حکیم برای جزای آنان تحقق خواهد یافت یاد میکند-به این ترتیب مطلب از یک جهت در یک سوره ختم و از جهت دیگری در سوره بعد باز میشود (دو بعد منفی و مثبت تلقی وعده الهی)
الم - تلک آیات الکتاب الحکیم، هدی و رحمة للمحسنین، الذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزکوة و هم بالاخرة هم یوقنون ... ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات لهم جنات النعیم - خالدین فیها وعدالله حق و هو العزیز الحکیم
موضوع «وعده» الهی برای تحقق آخرت و رسیدگی به اعمال انسانها و بهشت و جهنم معهود، نه تنها خلاصه و عصاره آخرین پیام سوره روم در آخرین آیه اش میباشد، بلکه در مقدمه سوره نیز پیشگوئی پیروزی آینده رومیان را که وعدهای نزدیک و دنیائی است، برای اثبات تحقق قطعی وعده دیگر خداوند که دورتر ومهمتر میباشد، یعنی «آخرت»، بکار میگیرد و تصریخ مینماید مردم از آنجائیکه ظواهر امور دنیائی را درنظر دارند از آخرت غافل میگردند. درحالیکه هدفدار و بحق بودن (عبث و باطل نبودن) آفرینش آسمانها و زمین و آنچه میان آنها است، همچنین عمر محدود و اجل و سرآمد داشتن آنها بهترین دلیل برای پوچ نبودن پدیدهها و رجعت آنها به سوی خداست.
وعدالله لا یخلف الله وعده و لکن اکثر الناس لا یعلمون - یعلمون ظاهراً من الحیوه الدنیا و هم عن الاخره هم غافلون - اولم یتفکروا فی انفسهم ما خلق الله السموات والارض و مابینهما الا بالحق و اجل مسمى و ان کثیراً من الناس بلقاء ربهم لکافرون
بهمین ترتیب در آیات مقدمه و آیات انتهایی سوره لقمان نیز مسئله «وعده» الهی (تحقق آخرت برای جزای اعمال) مورد تأکید قرار میگیرد.
لقمان (آیه ۸) فوقًا ذکر گردید.
آیه (۳۳) یا ایها الناس اتقوا ربکم و اخشوا یومًا لایجزی والد عن ولده ولا مولود هوجاز عن والده شیئًا ان وعدالله حق فلاتفرنکم الحیوة الدنیا و لایفرنکم بالله الغرور.
از آنجائیکه آیات مقدمه و مؤخر هر سوره جنبه فهرست و خلاصه و عصاره یا به عبارتی پیام سوره را دارد، این دو سوره مشترکاً دارای چنین ویژگی بوده هر دو بر این موضوع تأکید مینمایند. علاوه بر موضوع «وعده الهی» که عنوانی است برای یوم الدین، در سوره روم اسامی و عناوین آخرت، یوم البعث، یوم تقوم الساعة و ... نیز بکار رفته است. وجوه مشترک دیگری این دوسوره دارند که هماهنگی و هم سنخی آن دو را نشان میدهد. ذیلاً به برخی از این موارد اشاره مینمائیم:
۱- توجه به آیات و نشانههای طبیعی، در کمتر سوره ای از سورههای قرآن به نسبتی که در این دو سوره به طبیعت و آیات تکوینی استناد شده اشاره گردیده است. بطوریکه حدود ۴۵ سوره روم و ۴۰ سوره لقمان مستقیماً به این آیات عنایت دارند. قرآن به جای آنکه آخرت را با بحثهای کلامی و فلسفه و منطق ثابت کند، از طبیعت نشانه میآورد و از قانونمندیهایی که بر آن حاکم است و سمت و سوی حرکتی که به سوی آن روان است و عمر معین هر پدیده، غایت و سرانجام آنرا نشان میدهد و ثابت میکند آنچه عبث و بیهوده خلق نشده باشد بسوی هدف معینی که لازمه وجودی اش میباشد سیر میکند.
در این آیات مرتباً بر موضوع خلقت آسمانها و زمین و آنچه میان آنها است و همچنین مراحل مختلف خلقت انسان اشاره و تأکید مینماید هیچکدام از این مراحل کار شرکائی که مشرکین آنها را عبادت میکنند نیست. ازجمله:
روم (۴۰) الله الذي خلقكم ثم رزقكم ثم يميتكم ثم يحييكم هل من شرکائكم من يفعل ذلك سبحانه و تعالی عمايشرکون.
لقمان (۱۱) هذا خلق الله فاروني ماذا خلق الذين من دونه بل الظالمون في ضلال مبين. علاوه بر آن، تأکید مینماید تکرار و اعاده خلقت و بعثت در آخرت که امر عجیب و شگفتی برای مشرکین بنظر میآید برای کسی که آنرا نخستین بار ابداع کرده ساده تر
۱. سوره روم آیات: ۱۱-۱۷ تا ۲۷-۴۰، ۴۶-۴۹، ۵۰-۵۴ و سوره لقمان آیات ۱۰-۱۱، ۲۰-۲۵ تا ۳۱
میباشد.
روم (۲۷) و هوالذی یبدوآالخلق ثم یعیده و هواهون علیه و له المثل الاعلى
فی السموات و هوالعزیز الحکیم
لقمان (۲۸) و ما خلقکم ولا بعثکم الا کنفس واحدة ان الله سمیع بصیر.
البته مشرکین (همانطور که قبلاً نیز گفته شد) منکر نقش خالقيت خدا نبودند، بلکه
نقش دائمی او را در امور روزمره انسان منکر گشته، و این کار را محول شده به فرشتگان
میدانستند. به همین دلیل در آیات این بخش بر نقش مستمر خدا در کلیه مراحل حیاتی
استناد مینماید تا رحمانیت و ربویت و تدبیر و مدیریت دائمی او رابر عالم هستی نشان
دهد. از جمله در خروج دائمی زنده از مرده و مرده از زنده، حرکت ابر و باد و باران و ماه و
خورشید، افاضه دائمی حیات و حرارت و نور و برکت در زمین، آثار بیکران رحمت که
به صورت گیاهان زیبا و معطر سطح زمین را پوشانده، مراحل مختلف عمر انسان از
مرحله جنینی تا طفولیت و جوانی و پیری (تحولات نیرومندی از ضعف به قدرت و
برعکس)، خواب در شب و تلاش در روز، اختلاف نژادها و گویشهای مختلف با رنگ
پوست مختلف، جنسیت مختلف زن و مرد و ایجاد محبت و علاقه فیمابین، پیدایش انسان
از عناصر موجود در خاک (مواد غذائی گیاهی و حیوانی) و توسعه و انتشار نسل آن، رعد و
برق در آسمان ونزول باران حیات بخش، حرکت باد در دریا و جریان دادن کشتیها، و ...
به این آیات در هر دوسوره اشاره میشود تا نشان داده شود اولاً زمین و آسمان تماماً
تحت نظر خدا و به اراده و فرمان او برپا است (نه فرشتگان) و موجودات یکسره مطیع و منقاد
او هستند و خداوند در کلیه لحظات شبانه روزی دست اندکار بوده و منزله از نقص و عیب و
بی خبری و غفلت از گوشه ای از ملک وجودش میباشد. پس حمد و ستایش در همه
لحظات او را سزاوارست.
سبحان الله حین تمسون وحین تصبحون وله الحمد فی السموات والارض وعشیا وحین
تظهروون
۲- تسليم وجه به خدا، در هر دو سوره از تسليم وجه، یعنی هدف بری و جهت یابی
زندگی به سوی خدا یاد کرده است، در سوره لقمان تسليم به خدا و به سوی او حرکت
واحسان کردن را چنگ زدن به ریسمان مطمئن معرفی کرده و در سوره روم این جهت گیری را
انطباق با دین حنیفی که بپادارنده انسان و مطابق فطرت او است، یعنی همان نظامات
شریعت توحیدی که براساس ساختمان روحی و جسمی انسان وضع شده، توصیه نموده
است:
لقمان (۳۲) و من يسلم وجهه الي الله و هو محسن فقد استمسك بالعروة الوثقی و
الی الله عاقبة الامور
روم (۳۰) فاقم وجهك للدین حنیفا فطرت الله التی فطر الناس علیها لاتبذیل لخلق الله
ذلك الدین القیم و لكن اكثر الناس لا يعلمون - منیبین الیه و اتقوه و
روم (۳۴) فاقم وجهك للدین القیم من قبل ان يأتي يوم لامرد له من الله يومئذ يصدّعون
۳- شرك، حدود ۲۰٪ از حجم هر دو سوره به موضوع شرك اختصاص یافته و این
انحراف را ظلم عظیمی که انسان به نفس خویش مرتكب میشود شمرده است، منظور از
شرك در این آیات، دخالت دادن فرشتگان و بت ها بطور مستقل در امر اداره دنیای انسانها و
روزی رسانی و دفع ضرر و جلب منفعت و نصرت یا انتظار شفاعت آنها برای نیازهای مادی
بوده است که با تعبیر «من دونه»، «ما وجدنا علیه آباوا» و «شركاء» بکار رفته است (شركاء)
در سوره روم و من دونه عمدتاً در سوره لقمان بکار رفته است)¹
۴- نعمت کشتی و ناشکری انسان - در هر دو سوره از حرکت کشتی در دریا به نیروی
باد (که مژده دهنده و مقدمه باران است) برای حرکت درجهت جلب نعمتهای خدا و
شكر گزاری (بهره برداری درجهت حق) یاد میکند و سفر مخاطره آمیز دریایی را امتحانی
برای صدق و کذب ایمان میشمرد، کسانی به هنگام گرفتاری در امواج بلا به یاد خدا
میافتند و خالصانه او را میخوانند ولی بعد از نجات ناسپاسی و کفران میکند:
روم (۴۶) و من آیاته ان یرسل الرياح مبشرات و لیذيقكم من رحمته و لتجری الفلك
بامره و لتبتعوا من فضله و لعلكم تشكرون
لقمان (۳۱ و ۳۲) - الم تر ان الفلك تجری فی البحر بنعمت الله لیریكم من آیاته ان فی
ذلك لایات لكل صبار شکور - و اذا غشیهم موج كالظلل دعوا الله مخلصین
له الدین فلمّا نجیهم الی البر فمنهم مقصد و ما بجحد بآیاتنا الاكل ختار کفور
در ضمن از آنجائیکه کشتی همواره در برابر امواج و بادهای شکننده باید «صبر» و
مقاومت کند و از بادهای مناسب بهره برداری درجهت مقصد (شكر) نماید، آنرا آیه ای برای
انسانهای «صبار شکور» قرار داده است تا در دریای بیکران زندگی که ساحل آن ناپیدا و
خطرات شیطانی آن برای غرق شدن در اعماق امیال و هوسها دائمی است، به مدد
قطب نمای قرآن و بادبان توكل و سكان ایمان و مقاومت در برابر سختیها و بهره برداری از
امکانات متغیر دائماً جلو بروند و به مقصد تقرب پیدا کنند.
۱. لقمان آیات ۱۱-۱۳-۱۵-۲۱-۳۰ و روم آیات ۱۳-۲۸-۴۰ و ۲۹ تا ۳۵
۵- اختیار و آزادی انسان - از آنجائیکه ایمان امری قلبی است و باید عاشقانه و با میل و رغبت و داوطلبانه انجام شود، تنها کسانی هدایت میشوند که خود را بدون تکبر تسلیم پذیرش آن کرده باشند. بنابراین قبل از چنین آمادگی و پذیرش روحی، هرگونه اکراه و اجبار و اتکاء به شکل و قالب و تشریفات ظاهری، مشکلی را حل نمیکند و پیامبر نیز باید بداند چنین روشهایی بی فائده است و بی جهت حزن و اندوه به خرج ندهد:
(۲۳ و ۲۴) فانک لا تسمع الموتی و لا تسمع الصم الدعاء اذا ولّوا مدبرین - و ما انت بهاد العمی عن ضلالتهم ان تسمع الامن يؤمن بآیاتنا فهم مسلمون
(۲۴ و ۲۳) و من کفر فلا يحزنک کفره الينا مرجعهم فينبثهم بما عملوا ان الله
عليم بذات الصدور - نمتعهم قليلا ثم نضطرهم الى عذاب غليظ.
۶- علم بر ساعت قیامت - اواخر هر دو سوره به موضوع برپائی «ساعت» قیامت اشاره شده است، در سوره روم تصور مجرمین را در هنگام تحقق این امر بیان میکند که مدت آنرا از زمان مرگ تا روز بعث، همچنانکه در دنیا مسائل را وارونه و به خطا میدیدند، یک ساعت تصور میکنند. در حالیکه مؤمنین اهل علم اظهار میدارند مدت زمان آن در کتاب الهی معلوم است (ما نمیدانیم). اما در سوره لقمان علم به «ساعت» را منحصراً به خدا نسبت
میدهد
(۵۶ و ۵۵) و یوم تقوم الساعه بقسم المجرمون ما لبثوا غیر ساعة کذلک کانوا
یؤفکون - و قال الذین اوتوا العلم والایمان لقد لبثتم فی کتاب الله الی یوم
لقمان (۳۴) ان الله عنده علم الساعة و یزل الغیث و يعلم ما فی الارجام و ما تدری نفس
ماذا تکسب غداً و ما تدری نفس بای ارض تموت ان الله عليم قدیر
در هر دو آیه فوق آنچه بر آن تصریح شده، علم خدا بر تمامی شئون و نادانی انسان نسبت به اغلب امور و حوادث حال و آینده است.
۷- تفکیک مردم بر حسب اعمال - در سوره لقمان مردم را به سه دسته: محسنین - سرکردگان گمراهی و عوام مقلد و پیرو [به ترتیب در آیات ۲ تا ۵ و ۸ و ۹ و ۱۲ - ۱۹ تا ۵ و ۶ و ۹ و ۱۲ (سرکردگان) - ۲۱ (مقلدین)] و آیات ۱۲ و ۱۴ تا ۱۶ و ۴۳ تا ۴۵ سوره روم چنین تفکیک و دسته بندی را با مشخص کردن مجرمین، کافران، مؤمنین صالح، کافران تکذیب کننده و مشرکین انجام میدهد.
- ۰:۰۰۰:۰۰
مهمترین بخشهای این جلسه: حکومت خداوند · آیات این متن در تار · پود دنیا · آیات معروف سوره و شروع آن در کنار شروع سورههای دیگر قرآن · شبهه در عدالت الهی و وضع دنیوی خوب کسانی که اهل حق نیستند · اختفای الهی. این جلسه نشان میدهد روم در پیوند میان حکومت خداوند، آیات این متن در تار و پود دنیا صورتبندی میشود.