این بخش برگرفته از کتابِ «نظمِ قرآن» اثرِ عبدالعلی بازرگان است؛ کوششی برای نشاندادنِ پیوستگیِ آیات و ساختارِ درونیِ هر سوره، در برابرِ این تصور که چینشِ آیات پراکنده است. متنِ حاضر از بازخوانیِ نسخهٔ چهارجلدیِ کتاب فراهم شده و تنها بخشِ مربوط به همین سوره را در بر دارد.
نظم قرآن (بازرگان) — سوره ۵۷
منبع: OCRِ بازخوانیشدهٔ ۴ جلدی، ۱۴۰۵/۰۴ (mistral-ocr + بازبینیِ Codex).
سوره «حدید» (۵۷)
موقعیت زمانی
سوره حدید در پنجمین سال هجرت درمدینه نازل است. در این سال غزوه خندق (جنگ احزاب) که بزرگترین ائتلاف یهود و مشرکین علیه مسلمانان بشمار میرفت، اتفاق افتاد و شهر مدینه قریب یکماه در محاصره دشمن قرار گرفت. جنگ با یهودیان «بنی قریضه» نیز به دنبال همین نبرد انجام شد. ازطرفی پیامهای این سوره را میتوان به عنوان مقدمه چینی و زمینهسازی وقایع سال بعد (ششم) تلقی کرد که سنه «استئناس» (ریختن ترس) نامیده شده و مسلمانان درطول یکسال حداقل ۴ غزوه و ۲۴ سریه را پشت سر گذاشتند (حدود یکسوم کل جنگهای پیامبر). بی جهت نیست این سوره «حدید» (آهن)²
۱. مطابق جدول شماره ۱۵ کتاب «سیر تحول قرآن».
۲. در کتاب «المنجد» استأنس را به معنای: ذهب توحُشه – الجماعة الكثيره گرفته است که نوعی ریختن ترس و آرامش قلب و امنیت و تجمع را نشان میدهد.
۳. غزوات به جنگهائی میگویند که پیامبر (ص) در آن شرکت داشته است ولی سریه جنگی است که پیامبر سرداری برای آن تعیین فرموده است. غزوات سال ششم عبارتند از: ذی قرد – بنی المصطلق – حدیبیه – بنی لحیان. نام و فرماندهان سرایای سال ششم عبارتند از: محمد بن مسلمه (۲ بار) عکاشه، سعد بن عباده، ابو عبیده جراح (۳ بار)، کرزین جابر فهری، زید بن حارثه (۸ بار)، عبدالله بن رواحه (۲ بار)، ابوبکر بن ابی قحاقه، عمر بن خطاب، هلال بن حارث، بشر بن سوید، عبد الرحمن بن عوف، علی ابن ابی طالب، عبدالله بن عتیک.
۴. آهن به عنوان فلزی که با آن میتوان زره و سیر و شمشیر و نیزه و سایر آلات جنگی را ساخت. در ضمن در معنای «حدید» نوعی تیزی و برندگی هم خوابیده که قرآن در مورد زخم زبان (سلقو کم بالسنه حداد) و تیزبینی (فیصرک الیوم حدید) آنرا بکار برده است. حضرت داود (ع) نیز به فضل الهی به ذوب آهن آگاهی یافته و زرههای دقیق و حساب شدهای میساخت (... والثّاله الحدید، ان اعمل سابغات فی السّرّد و اعملوا صالحاً انی بما تعملون بصیر) سیا ۱۱.
نام گرفته و یکی از رسالتهای پیامبران الهی را پس از ارائه بینات و کتاب و میزان برای برپاداشتن مردم به قسط، دفاع از مجتمع ایمانی به نیروی «حدید» و به یاری مؤمنین قرار داده است، گرچه آهن را منافع بیشمار دیگری برای مردم هست:
آیه ۲۵.
تدارک جهاد، محور اصلی - آنچه محور سوره را تشکیل میدهد نه اصل جهاد و قتال بلکه تدارک مالی آن و انفاق و صدقات برای تأمین هزینهها و مخارج دفاعی میباشد. گویا با آیات مفصلی که در سالیان نخست هجرت (و قبل از آن) درباره لزوم جهاد نازل شده بود اصل این فریضه پذیرفته شده و نیاز چندانی به تکرار و تأکید آن نبوده است، اما گاهی مایه گذاشتن از مال و دارایی مشکل تر از مایه گذاشتن از جان میگردد، بخصوص اگر به خاطر بیاوریم که مهاجرین به مدینه خانه و زندگی و دارایی خود را در مکه به جای گذاشته و دست خالی بسوی خدا هجرت کرده بودند. انصار مدینه نیز که دارایی خود را با برادران مهاجر نصف کرده بودند درشدت فقر و نیاز زندگی میکردند. معروف است که در یکی از جنگها ۱ آذوقه خرمای سپاه آنقدر مختصر بود که در روزهای آخر به هر نفر بیش از یک خرما به عنوان تنها غذا نمیرسید!
اگر درنظر داشته باشیم که در روزگار گذشته سازمان منظم ارتشی و سرباز وظیفه یا کادر موظف به شکل امروزی وجود نداشت و بودجه و خزانهای برای تأمین مخارج جنگی نبود، به لزوم بسیج همگانی مردان جامعه به هنگام خطر و شرکت عموم مردم در تدارک آذوقه سپاه بهتر پی میبریم. چنین عملی را قرآن در قالب جمله «انفاق فی سبیل الله» معرفی کرده است و هرکجا در قرآن کلمه انفاق با «سبیل الله» ترکیب شده همین مفهوم را میرساند ۲
به این ترتیب در این سوره تأکید فراوانی روی: انفاق، صدقات، قرض الحسنه، و ازجهت منفی روی: بخل، آرزوهای نفسانی و بهرههای دنیائی شده است. ذیلاً برخی آیات مورد نظر را که دقیقاً در رابطه با تدارک مالی جهاد میباشد نقل مینمائیم:
۱. در سریه «ابو عبید» بن جراح فهری: به منطقه «سیف البحر» در ذی حجه سال پنجم هجری. به روایت ابن اسحاق.
۲. برای توضیح بیشتر و مطالعه مواردی که این ترکیب در قرآن تکرار شده میتوانید به کتاب «کلماتی از قرآن» مقاله انفاق از همین قلم مراجعه فرمائید.
۱- انفاق
آیه (۷) آمنوا بالله و رسوله و انفقوا مماً جعلكم مستخلفين فيه
الحسنى والله بما تعملون بصير
آیه (۷) که بلافاصله پس مقدمه توحیدی ۶ آیه ای سوره آمده است، سرفصل سوره را
نشان میدهد (آمنوا بالله و رسوله و انفقوا...) یعنی شرط ایمان به خدا و رسولش «انفاق»
میباشد و کسانی که از ایمانشان انفاق حاصل گردد، اجر کبیری خواهند داشت (فالذين
آمنوا منكم و انفقوا لهم اجر كبير). معمولاً در قرآن به دنبال ایمان، عمل صالح قرار میگیرد
ولی در اینجا مصداق عمل صالح را که متناسب با نیاز روز، تدارک مالی جهاد اسلامی بوده،
در قالب کلمه انفاق نشان داده است. نکته دیگر پیوستگی ایمان به خدا و ایمان به رسول است
که علاوه بر آیه فوق در سه آیه دیگر این سوره نیز تکرار شده است. ۱ در بیشتر سورهها مسئله
«اطاعت» از رسول مطرح میشود و لی در اینجا «ایمان» به رسول توصیه شده است. گویا
منظور باوردشتن صادقانه رسالت او و احساس تعهد و مستولیت از طریق مایه گذاشتن و
خرج کردن در راه تحقق چنین رسالتی میباشد.
و امّا در آیه (۱۰) (ردیف بعد) پیوند انفاق با مسئله «فتح» و «قتال» آشکارتر میباشد،
در این آیه عدم یکسانی آنهایی را که در شرایط خطر انفاق میکنند با کسانی که پس از فتح
در شرایط امن انفاق مینمایند، نشان میدهد. در عین حالیکه دست رد به سینه تازه واردان
نزد، و طردشان نمیکند بلکه وعده نیکو هم میدهد. ۲
۲- قرض و صدقات - به دنبال آیه فوق (۱۰)، در آیه ۱۱ «قرض» به خدا ارا مطرح
میسازد. از آنجایی که انفاق در راه خدا باضعاف مضاعف به شکل اجر کریم در دنیا و آخرت
به انفاق کننده بر میگردد، «قرض» نامیده شده است تا در نفس پرداخت کننده راحت تر جلوه
کند. (من ذالذی يقرض الله قرضاً حسناً فيضاعفه له و له اجر کبیر).
و از آنجایی که نشانه «صدق» ایمان، مایه گذاشتن از دارایی و مایملک است، و محک
تشخیص و تمایز ایمان زبانی با ایمان قلبی در فداکاری به خاطر آن میباشد، انفاق «صدقه»
۱. آیات ۷-۱۹-۲۱-۲۸
۲. این از جهاتی قابل انطباق و مقایسه با آیه ۹۵ سوره نساء میباشد (لا یستوی القاعدون من المومنین...)
نامیده شده که صداقت و راستی ایمان را نشان میدهد (چه مرد چه زن) ۱.
(آیه ۱۸)
مؤمنی که انفاق میکند به دلیل صداقت ایمانش مُصَدِّق (متصدق) نامیده شده و مؤمنی
که به خاطر نفس پرستی و خودخواهی، دَرنگ در کارخیر، شک و تردید در هدف و غرور
آرزوهای دنیائی از انفاق خودداری میکند در این سوره منافق نامیده شده است. چه مرد چه
زن:
(یوم یقول المنافقون والمنافقات للذین آمنوا... قالوا بلی و لکنکم فتنتم انفسکم و
تربصتم و ارتبتم و غرتکم الامانی حتی جاه امر الله و غرّکم بالله الغرور)
اینها که دردنیا حاضر نشدند با انفاق از مال خویش توشهای برای آخرت برگیرند،
درسرای جاوید نیز فدیه و عوضی از آنها پذیرفته نخواهد شد (فالیوم لا یؤخذ منکم فدیه...)
چرا که آنها نه تنها «بخل» میورزیدند، بلکه مردم را با فرمان دادن به بخل از انفاق در راه خدا
(تدارک جهاد) باز میداشتند:
مسئولیت مشترک مرد و زن در تدارک جهاد
نکته ظریفی که در آیات ذکرشده وجود دارد، به کاربردن صیغه مؤنث به صورت توأمان
در مورد مؤمنین و المؤمنات (آیه ۱۱) و مُصَدِّقین والمُصَدِّقات (آیه ۱۸) و منافقین والمنافقات
(آیه ۱۴) میباشد. دلیل این امر امکان و بلکه لزوم شرکت بانوان در امر تدارک جهاد و
پرداخت هزینههای آن میباشد. اگر آنها به دلیل ضعف جسمی نمیتوانند شمشیر بردارند و
بجنگند چه دلیل دارد در پشت جبهه از چنین فضیلت و فریضهای محروم بمانند؟ حمایت از
مجاهدین همانقدر ارزش دارد که نفس جهاد. اصلاً این خود جهاد دیگری است که در میدان
جهاد اکبر با حبّ دنیا انجام میشود.
در ضمن این نکته هم قابل توجه است که دوکلمه «نفاق» و «صدق» در این سوره مقابل
یکدیگر قرار گرفتهاند و هر دو کلمه نیز در زمینه انفاق و مسائل مالی تعریف شدهاند.
فضل عظیم - انگیزه ای که میتواند محرّک مؤمنین برای «انفاق فی سبیل الله» باشد
علاوه بر قرض الحسنه شمردن چنین عملی که قرض گیرنده اش خدا است (اگرچه او غنی و
۱. اقرب الموارد در علت این تسمیه گوید: بنده به وسیله آن صدق عبودیت خود را اظهار میکند. (افعال صدقه)
درباب تفعل میآید)
حميد است)، «فضل عظیمی» است که دردنیا و آخرت به انفاق کنندگان وعده داده است. اگر مؤمن باور کند در ازای انفاقی که میکند، چه فضل و پاداشی از خداوند «ذوالفضل العظيم» دریافت میکند، به راحتی از دارایی خود صرف نظر میکند. و چه «فضلى» بالاتر از مغفرت ربوبی و بهشتی به فراخنای آسمانها و زمین که برای مؤمنین به خدا و رسول مهیا گشته است ١
کلمه فضل ٥ بار در ٢ آیه این سوره تکرار شده که تأکید و تمرکز آنرا باتوجه به سیاق سوره نشان میدهد ٢
آیه (٢١) سابقوا الی مغفره من ربكم و جنة عرضها کعرض السماء والارض اعدت للذین آمنوا بالله و رسله ذلك فضل الله یؤتیه من یشاء والله ذوالفضل العظيم
از آنجائی که آخرین آیه یا آخرین جمله هر سوره معمولاً پیام ویژه ای در رابطه با اصلی ترین محورهای آن دارد و به نوعی عصاره و خلاصه آن محسوب میشود، در این سوره نیز جمله «ان الفضل بيدالله يؤتیه من یشاء والله ذوالفضل العظيم» را میتوانیم مهمترین پیام به مؤمنین تلقی نمائیم. این جمله که دوبار، در متن و انتهای سوره تکرار شده با نام نیکوی «والله ذوالفضل العظيم» ختم میشود و خاطره چنین معنای مدتها پس از قرائت سوره جان را سرمست از شوق و سیراب از تشنگی نگه میدارد.
١. مشابه این معنا را که آیه (٢١) این سوره بیان میکند، آیه (١٣٣) سوره آل عمران با مختصر تفاوتی تأکید مینماید: (سارعوا الی مغفره من ربكم و جنة عرضها السموات والارض اعدت للمتقین). با این تفاوت که به جای کلمه «سابقوا» کلمه «سارعوا» آمده و به جای جمله مفصل «اعدت للذین...» جمله کوتاه «اعدت للمتقین» آمده است. علاوه بر آن در سوره حدید «سماء» بکار رفته و در آل عمران «سموات». علت این اختلافات را شاید بتوان چنین بیان داشت که گویا توصیف سوره آل عمران در وصف بهشت متقین که فراخنای آن تمامی آسمانها (سموات) است، بالاتر از بهشت انفاق کنندگان (در سوره حدید) است که فراخی آن آسمان (سماء) میباشد. علاوه بر آن در سوره آل عمران چون زمینه بحث در آیات قبل و بعد آیه مذکور (١٣٣) مسئله «تقوی» میباشد، کلمه «سارعوا» برای تقوی که امری درونی و غیرقابل مشاهده است مناسبتر میباشد. در حالیکه در سوره حدید به دلیل زمینه آن که مسئله «انفاق» میباشد، کلمه «سابقوا» به دلیل مشخص و مشهود بودن عمل انفاق، به خاطر تحریک رقابت اتخاذ شده است. اما تفصیلی که در جمله «اعدت للذین...» با ذکر فضل و پاداش الهی نسبت به جمله کوتاه «اعدت للمتقین» آمده، در رابطه با تشویق انفاق کنندگان به چنین فضلی میباشد.
٢. تنها در سورههای آل عمران و نساء این کلمه ٦ مرتبه به کار رفته است که بیشتر از سوره حدید میباشد (صرف نظر از حجم چند برابر آنها نسبت به این سوره)
نور ایمان و عمل
پس از سوره «نور» که کلمه «نور» ۷ بار درآن تکرار شده، سوره حديد با ۵ بار تکرار بیشترین توجه و تمرکز را روی این کلمه دارد. در این سوره کلمه نور درارتباط با «ایمان» به خدا و رسول و «عمل» «انفاق» (یا صدقات و قرض به خدا) مطرح شده است. یعنی روح و جان مؤمن هنگامی نورانی میشود که به خدا و رسولش ایمانی راستین داشته ازآنچه به دست آورده برای مجتمع ایمانی مایه بگذارد. تنها دراین صورت است که معلوم میشود از بند اسارت خودخواهی و دنیاطلبی خارج شده و با «انفاق» که ایثار مالی شمرده میشود، مصالح عمومی را بر منافع فردی خویش ترجیح داده است. و به همین دلیل هم در بیشتر مواردی که کلمه نور در این سوره به کار رفته، به دنبال موضوع ایمان به خدا و رسول و انفاق (یا صدقات و قرض) آمده است:
آیات (۷ و ۸) هو الذی یُنزّل علی عبده آیات بینات لیخرجکم من الظلمات الی النور و ان الله بکم لرؤف رحیم - و ما لکم الا تنفقوا فی سبیل الله ولله میراث السموات والارض لایستوی منکم من انفق من قبل الفتح وقاتل اولئک اعظم درجة من الذین انفقوا من بعد و قاتلوا...
آیات (۱۰ و ۱۱) من ذاالذی یقرض الله قرضاً حسناً فیضاعفه له و له اجر کریم - یوم تری المومنین والمؤمنات یسعی نورهم بین ایدیهم و بایمانهم...
آیات (۱۸ و ۱۹) ان المصّدّقین والمصدّقات و اقرضوا الله قرضاً حسنا یضاعف لهم و لهم اجر کریم - والذین آمنوا بالله و رسله اولئک هم الصّدیقون والشهداء عند ربهم لهم اجرهم و نورهم...
آیه (۲۸) یا ایها الذین آمنوا اتقواالله و امنوا برسوله یؤتکم کفلین من رحمته و یجعل لکم نوراً تمشون به ویغفرلکم والله غفور رحیم.
جالب اینکه انفاق کنندگان را با این عمل که صدق ایمانشان را ثابت میکند، «مصدقین و مصدقات» (آیه ۱۸) و صدّیقون (آیه ۱۹) نامیده و خودداری کنندگان از انفاق را درعین آنکه مسلمان هستند، «منافقین و منافقات» نام گذاشته است. اینها چون دردنیا فاقد نور هدایتی بودند که به ایمان صادقانه به خدا و رسول و انفاق هدایتشان کند، در آخرت نیز نوری که مقابل آنها را روشن کند نخواهند داشت. و چه زیبا و گویا این صحنه قیامت را تصویر کرده است که اجر کریم قرض دهندگان به خدا را به نوری تشبیه کرده که مقابل و سمت راستشان را روشن میکند (آیات ۱۱ و ۱۲) و برعکس، منافقین چون درحیات دنیائی
خیر و خدمتی نکردهاند، نوری نخواهند داشت تا روشنگر راهشان باشد. شگفت اینکه وقتی از مؤمنین تقاضا میکنند برآنها نظری کنند تا از نور آنها اقتباس نمایند جواب میشنوند۱ به پشت سر خود (دنیا) برگردید و از آنجا نوری طلب کنید...
یوم يقول المنافقون والمنافقات للذین آمنوا انظرونا نقتبس من نورکم قبل ارجعوا ورائکم فالتمسوا نوراً فضرب بینهم بسور له باب باطنه فیه الرحمه وظاهره من قبله العذاب
حال که چنین است، برای ذخیره کردن نوری که روشنگر راه ابدی باشد، باید به کتاب خدا مراجعه نمائیم تا با هدایت آن به وظایف و اعمالهیکه تأمین کننده نور دنیا و آخرت انسان میگردد، آشنائی پیدا کنیم (هوالذی یئزّل علی عبده آیات بینات لیخرجکم من الظلمات الی النور و ان الله بکم لرؤف رحیم) آیه ۹.
و امّا نوری که در این سوره نشان داده شده، همانطور که گفته شد از طریق ایمان به خدا و رسول (والدین آمنوا بالله و رسله) و اثبات صدق این ایمان به وسیله «انفاق» (مصداقی از عمل صالح متناسب با نیاز زمان نزول این سوره) تحقق مییابد. کسانی که چنین ایمان و عملی داشته باشند، «صدیّقون» نامیده میشوند که نه تنها با زبان بلکه عملاً به وسیله انفاق صداقت خود را ثابت کردهاند و همینها شاهدانی (درصحنه تعهدات ایمانی و اجتماعی) محسوب میشوند که به دلیل پیشتازی در انفاق مدل و الگو (شاهد) برای بقیه مردم در چنین عملی میشوند.
ان المصدقين والمصدقات۲ و اقرضوا الله قرضاً حسناً... والدين آمنوا بالله و رسله اولئك هم الصديقون والشهداء عند ربهم لهم اجرهم و نورهم... (آیه ۱۸)
این سخن نیز گفتنی است که نور ایمان و عمل تنها راه ابدی آخرت را روشن نمیکند، بلکه دردنا نیز خط مشی مؤمن را برای او تبیین مینماید۳:
۱. گویا این جواب را که با فعل مجهول «قيل» (گفته میشود) ذکر شده، موکلین عذاب میدهند نه مؤمنینی که به دلیل خصلت ترحم و دلسوزی عاری از بخل و کینه هستند.
۲. تا آنجائیکه نگارنده مطالعه کرده و اطلاع دارد مفسرین دو کلمه «صدیّقون» و «شهداء» را گروهی مستقل از اهل ایمان و انفاق موردنظر این سوره معرفی کردهاند که اینها به آنها خواهند پیوست. امّا با توجه به سیاق سوره و ارتباط و همآهنگی آیات قبل و بعد به نظر میرسد این دوصفث شأن همان کسانی است که با انفاق صدق ایمان خود را ثابت میکنند و درصحنه مسئولیتهای اجتماعی نقش شاهد (نمونه و الگوی قابل مشاهده) را ایفا مینمایند.
۳. رابطه نور را با خط مشی زندگی علاوه بر آیه فوق در آیه ۱۲۲ انعام میتوان ملاحظه کرد (اومن کان میتاً فاحییناه و جعلنا له نوراً یمشی به فی الناس کمن مثله فی الظلمات...)
یا ایهاالذین آمنوا اتقواالله و امنوا برسوله یۆتکم کفلین من رحمته و یجعل لکم نوراً
عبرت گیری از اکثریت فاسق امتهای سلف
در سوره حدید سه بار با اشاره به پیروان انبیاء پیشین و اهل کتاب دوشریعت بزرگ
یهود و نصاری، تصریح مینماید که علیرغم کتاب و بینات و میزانی که رسولان آوردند،
بیشتر پیروانشان «فاسق» گرائیدند. معنای فسق که دراصل خارج شدن خرما از غلاف خود
یا خروج هرچیز از پوسته محافظ خود به سوی فساد است، درمفهوم دینی خروج از حق و
شرع را که ملازم پیروی از شیطان و هوای نفس و فساد و تباهی میباشد میرساند. به این
معنا که باخروج از قوانین الهی، که همچون حد ۱ و حریمی نفس سرکش انسان را در دائره
خود مهار و محدود کرده، انسان مانند میوه ای که با پاره شدن پوسته اش آماده فساد و گندیدگی
میشود، بسوی تباهی و فساد کشیده میشود. به این ترتیب فسق به عملی اطلاق میشود
که این حریم و محدوده را، که قانون شرع نامیده میشود، نقض نماید. در این سوره سه بار
جمله «وکثیر منهم فاسقون» تکرار شده است. این سخن در رابطه با امتهای پیشین نشان
میدهد که جمع کثیری از آنها علیرغم کتاب و بینات و میزان، از حدود و ضوابط الهی
خارج شدند. ذکر این شواهد تاریخی در این سوره با سیاق آن که ایمان راستین به خدا و
رسول و انفاق در راه اهداف ایمانی (عمدتاً جهاد) را نشان میدهد، پیام خاصی را القاء
میکند، این پیام که مسلمانان باید از سرنوشت پیروان انبیاء پیشین عبرت بگیرند و صداقت
ایمانشان را به خدا و فرستاده اش با ایثار مالی (انفاق)، که قانونی الهی است، اثبات نمایند،
خودداری از انفاق و بخل قانون شکنی و فسق محسوب میگردد:
آیه (۱۶) الم یأن للذین امنوا ان تخشع قلوبهم لذكر الله و ما نزل من الحق ولا یکونوا
فاسقون
- (۲۶) و لقد ارسلنانوحاً و ابراهیم وجعلنا فی ذریتهما النبوۀ والکتاب فمنهم
- (۲۷) ثم قفیّنا علی آثارهم بعیسی بن مریم و آتیناه الانجیل ... فاتینا الذین آمنوا
۱. الیمین والشمال مضله و الطريق الوسطى هي الجاده (نهج البلاغه خطبه ۱۶).
در هر سه آیه فوق نشان داده میشود که فاسقین قوانین «کتاب» را نقض کردهاند. حال که چنین است آیا پیروان آخرین پیامبر نباید پس از این همه تجربه تاریخی، از قساوتی که قلب دنیا پرستان امتهای پیشین را بخاطر مال دوستی و بخل و خودداری از انفاق سخت کرده، دلشان به یاد خدا و آنچه از حق نازل کرده (قرآن) نرم شود؟
دوبعد انحراف: ترک دنیا و اقبال به دنیا
تنها جان دوستی و دنیا پرستی فاسقین و منافقین نیست که مانع جهاد و قتال فی سبیل الله و تدارک هزینههای آن میشود، ترک دنیا و رهبانیت نیز که نوعی گمراهی و انحراف است، مؤمنین پاکباخته ای را از این فریضه مهم بازمی دارد. در این سوره برای آنکه مؤمنین در طریق وسطی گام برداشته ازچپ روی و راست روی (افراط و تفریط) احتراز نمایند هردو بُعد انحراف را تبیین نموده است.
دربعد تفریط از ترک دنیا و رهبانیت ابداع شده مسیحیت نشانه میآورد، بدعتی که هرگز خداوند درانجیل بر آنان ننوشته بود:
ثم قفینا علی آثارهم برسلنا و قفینابعیسی ابن مریم و اتیناه الانجیل وجعلنا فی قلوب الذین اتبعوه رأفة و رحمة و رهبانیة ابتدعوها ما کتبناها علیهم الابتغاء رضوان الله فمارعوها حق رعایتها فاتینا الذین آمنوا منهم اجرهم و کشیر منهم فاسقون.
همانطور که گفتهاند، دنیا مزرعه آخرت است. با ترک دنیا و پیش گرفتن شیوه رهبانیت، هرچند به عشق خدا و انگیزه کسب رضایت او، ره به منزل نمیرسد. با این حال از آنجائی که نیت چنین مؤمنینی در دین مسیح پاک بوده، گو اینکه در همین راه هم معنای واقعی رهبانیت یعنی «زندگی با ترس مستمر از خدا»، را بجای نیاوردند (فمارعوها حق رعایتها)، اجر و پاداشی به مؤمنین آنها پرداخت میشود (فاتینا الذین آمنوا منهم اجرهم...).
بعد دوم انحراف، دنیا پرستی و پیروی از آرزوهاست که جز فریب و غروری بیش نیست. درمورد مردان و زنان منافقی که از شرکت در تدارک هزینههای جهاد شانه خالی میکنند، بر این خصلت انحرافی آنها انگشت میگذارد که با خودفریبی و امروز فردکردن و درنگ و شک و تردید و سرگرمی به آرزوها (بجای ایمان به خدا و رسول و انفاق) تا دم مرگ که امر خدا فرا میرسد فریب شیطان را میخورند.
و بالاخره خطاب به این دنیاپرستان، ماهیت اصلی دنیا را که چیزی جز «متاع غرور» نیست به روشن ترین وجه در آیه (۲۰) با تشبیه به بارانی که موجب رویش گیاه میگردد و پس از خرمی و سبزی، زردی و خشکی به دنبال میآورد در صفحه ذهن به تصویر میکشد: اعلموا انما الحیوه الدنیا لعب و لهو و زینة و تفاخر بینکم و تکاثر فی الاموال و الاولاد کمثل غیث اعجب الكفار نباته ثم یهیج فتریه مصفراً ثم یکون حطاماً و فی الاخره عذاب شدید و مغفرة من الله و رضوان وما الحیوه الدنیا الامتع الغرور.
مصیبتها – عامل دیگری که موجب کندی حرکت در راه خدا و سستی ایمان گر وندگان میشود، مصیبتهای مختلف ارضی (همچون خشکسالی، آفت، سیل و غیره) و نفسانی (همچون جراحت و مرگ کسان) میباشد که میتواند بهانه ای برای بخل ورزی و خودداری از انفاق بشمار آید. بنابراین تأکید مینماید که همه مصیبتها پیش از آفرینش در کتابی ثبت گشته است. به اتکاء چنین بینشی دیگر دلیل ندارد کسی بخاطر آنچه از دست میدهد تأسف بخورد یا آنچه بدست میآورد شادی متکبرانه نماید. و کسانی که (از بیم مصیبتها، نیازمندی و فقری که ممکن است در اثر انفاق دامنگیر شود) هم خود بخل میورزند و هم مردم را به این کار (خودداری از انفاق) دعوت میکنند، باید بدانند خداوند غنی و حمید است و با پشت کردن آنها ضرری نمیبیند (خودشان متضرر میگردند).
آیات (۲۱ تا ۲۳) ما اصاب من مصیبة فی الارض و لا فی انفسکم الا فی کتاب من قبل ان نبرآها ان ذلک علی الله یسیر.
عدالت اجتماعی
چنین نیست که با ایمان به خدا و رسول و انفاق از مال، کسی متضرر و مغبون گردد. این بینشی در نهایت تنگ نظری و جهالت است. وقتی که همه حقوق اجتماعی خود را بپردازند، همگی در برابر مصیبتهای جنگ یا قحطی و غیره بیمه شده آنچه پرداختهاند غیر مستقیم در وقت نیاز به خودشان برمی گردد. و به همین دلیل به دنبال آیه فوق که بخل و خودداری از انفاق را در شرایط مصیبت بار تقبیح مینماید، از رسالت پیامبران سخن
میگوید که بینات و کتاب و فرقان را بخاطر قیام مردم به قسط (عدالت اجتماعی در کمیتها، همچون مسائل اقتصادی) داده شدند و آهن (شمشیر و اسلحه) نیز گرچه شدت و سختی در ماهیتش نهفته است، اما «منافع» بی شماری نیز برای مردم دارد. هم به این خاطر که در صنایع و تکنولوژی کاربرد دارد و هم به این دلیل که با استفاده خدائی از «جدید» در جنگ مشروع دفاعی، منافع مجتمع ایمانی تضمین میگردد، به این ترتیب برای خدا معلوم میشود. چه کسانی (با استفاده از حدید) خدا و رسولش را (در صحنه نبرد) یاری میکنند، در عین حالی که او قوی و عزیز است:
مقدمه توحیدی سوره: (تبين مثلث توحيد، قیامت و نبوت)
همانطور که ذکر آن رفت، ٦ آیه مقدمه سوره حکم اصول و کلیاتی را دارد که قبل از ورود به متن سوره و بیان فریضه تدارک جهاد، روح و جان مؤمنین را آماده میسازد.
در نخستین آیه طلیعه سوره، از تسبیح تکوینی عالم هستی در آسمانها و زمین، برای خداوند عزیز حکیم یاد میکند (سبحّ الله ما فی السموات و الارض و هو العزیز الحکیم). این آیه مبتدئی است که در آیات بعد خبر آن یعنی اسماء و صفات یا آثار چنین خداوندی را ذکر مینماید.
ابتدا انحصار «ملک» او را توصیف میکند که نشانه آن حیات و مرگ تقدیر شده همه موجودات است (له ملک السموات والارض يحيى و يميت و هو على كل شي قدير)، پس از مالکیت، علم بی انتهای او را به آغاز و انجام و ظاهر و باطن تمامی پدیدهها اشعار میدارد (هوالاول والاخر والظاهر والباطن و هو بكل شي عليم). آنگاه از «خالقيت» و «تدبيری» که با استوارشدن برعرش (اداره نظام و سیستم هستی) درپیش گرفته، و آثار چنین تدبيری را در نفوذ تدريجی آب در زمین و خروج آن (به صورت چشمه و رودخانه)، یا نزول باران از آسمان به زمین و تبخیر آب و صعود و خروج مجدد آن به آسمان سراغ میدهد، بی شک چنین پروردگاری که با همه پدیدهها همراه است و بر مراحل و مراتب تطوری آنها علم دارد، همراه انسان نیز هست و به آنچه میکند بصیرت دارد. (هوالدی خلق السموات والارض فی سته ایام ثم استوی على العرش يعلم ما يلح في الارض و ما يخرج منها و ما ينزل من السماء و ما يعرج فيها و هو معكم اينما كنتم والله بما تعملون بصير).
چنین خداوندی که در دائره امکان، ابتدا و انتهای حیات و حرکت هر مخلوقی را به ید قدرت خود دارد و به ظاهر و باطن آن آگاه است، همچنانکه در پدیدههای جوی، که در مثال فوق تبیین گردید، در دایره و سیکل بسته ای باران را از آسمان نازل میکند سپس آنرا به صورت بخارآب برمی گرداند، یا آب را در زمین فرو میبرد سپس از آن خارج میسازد، انسان را نیز، همچون بقیه امور، زیر نظر رحمت دارد، میمیراند، سپس مجدداً در نشته دیگر مبعوث مینماید. این برهان اثبات قیامت است که پس از تبیین توحید تشریح شده است: (له ملک السموات والارض و الی الله ترجع الامور). در اینجا بار دیگر برانحصار مالکیت¹ خدا تکیه کرده است تا علاوه بر ملک او در دنیا (آیه ۲)، بر ملک او در آخرت نیز تصریح کرده باشد (والله اعلم).
در آخرین آیه مثالی دیگر از چنین گردشی میزند تا علم خدا را، همچنانکه بر کلیه مراحل و منازل دائره وار پدیدهها حاکم است، بر تمامی اعمال انسان نشان دهد. تنها با چنین یقینی است که انسان به حساب و کتاب دادگاه عدل الهی در روز قیامت ایمان میآورد. بهشت و جهنمی که برای ابرار و اشرار فراهم شده و تفکیک و تمایز انسانها در روز حشر بر حسب اعمال و مکتسباتش، ناشی از تدبیر همان خداوند عزیز حکیمی است که نام مبارکش در اولین آیه سوره زینت بخش پیامهای حکیمانه سوره گشته است.
یولج اللیل فی النهار و یولج النهار فی اللیل و هو علیم بذات الصدور این نکته نیز قابل توجه است که ۴ آیه مقدمه سوره، «توحید» را تبیین مینماید و ۲ آیه بعد «قیامت» و رجعت بسوی خدا را و آیه هفتم «نبوت» را.
«ایمان» و «رسالت»
دو واژه ایمان و رسول در این سوره به نسبت بسیار بالائی، علیرغم حجم کم سوره، تکرار شدهاند، ۱۳ بار مشتقات ایمان و ۱۰ بار مشتقات رسول. عمدتاً این دو واژه در ترکیب با یکدیگر در قالب جمله «آمنوا بالله و رسوله» (۲ بار)² یا «الذین آمنوا بالله و رسله» (۲ بار)² بکار رفتهاند، یا اینکه در یک آیه در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند مثل: آیه (۸) و ما لكم لاتؤمنون بالله و الرسول یدعوكم لتؤمنوا بربكم...»، آیه (۲۸) یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و آمنوا برسوله...» گرچه مواردی هم کلمه «ایمان» مستقل از کلمه رسول بکار رفته است (آیات ۱۲ و
۱. مقدم آمدن کلمه «له» بر ملک، انحصار را میرساند.
۲. آیات ۷ و ۲۸
۳. آیات ۱۹ و ۲۱
و ١٣ و ١٦). همچنین در برخی از این آیات به جای کلمه رسول، کتابی که بر رسول نازل شده
و رسالت او را تبیین نموده ذکر شده است (الم یأن للذین آمنوا ان تخشع قلوبهم لذكرالله و ما
نزل من الحق...).
همانطور که قبلاً گفته شد، در این سوره بجای «اطاعت از رسول»، «ایمان به خدا و رسولش»
مطرح گشته است تا مؤمنین با باور کردن رسالت او با جان و دل در راه خدا جهاد کنند و
هزینه این فریضه را تدارک نمایند.
اسماء الحسنى
برخلاف دوسوره قبل که رنگ توحیدی داشت و برای تفهیم توحید به جای تکیه روی
الوهیت (که مورد پذیرش مشرکین بود)، از ربوبیت مورد انکار آنها سخن میگفت، در اینجا
به دلیل مخاطب سوره، که مسلمانان هستند، قضیه بر عکس میشود. در دوسوره گذشته اصلاً
نام جلاله «الله» بکار نرفته بود، در حالیکه در این سوره ٣٢ بار این نام تکرار میگردد (بازای
هر ١٧ کلمه یکبار) و مؤمنین را متوجه این عظمت مینماید. علاوه بر آن، در دوسوره
گذشته، در هر کدام فقط دو یا سه نام از اسماء الحسنى به کار رفته بود ١ در حالیکه در این
سوره از آنجائیکه مخاطبین پیامها مؤمنین آشنای به اسماء هستند، با تعداد به مراتب
بیشتری برخورد میکنیم. ذیلاً این اسماء را که عمدتاً در مقدمه ٦ آیه ای سوره قرار گرفتهاند
ذکر مینمائیم:
آیه (١) هو العزیز الحکیم
(٩) ان الله لرؤف رحیم
(٢٥) ان الله قوی عزیز
١. ذی الجلال والاكرام در سوره رحمن و ربک العظیم در سوره واقعه.
بجز نامهای علیم و رحیم و عزیز و ذوالفضل العظيم که هرکدام ۲ بار تکرار شدهاند،
بقیه اسماء (قوی، قدیر، حکیم، بصیر، رؤف، خبیر، غنی، حمید، غفور، اول، آخر، ظاهر،
باطن) هرکدام یک بار به کار رفتهاند که با احتساب «الله» و «رب» جمعاً ۱۹ نام میشود.
آهنگ سوره
آیات این سوره به شکل متنوعی با ۶ حرف ختم شدهاند. ۱۱ آیه با حرف «ر»، ۱۰ آیه با
حرف «م»، ۵ آیه با حرف «ن» و برای حروف «ب» و «د» و «ز» هرکدام یک آیه. معمولاً
سورههای مشابه این سوره با ۷ حرف ختم میشدند، در این سوره نیز اگر آیه (۲۷) را که
بطور غیرعادی حدود ۲ برابر بقیه آیات شده است و محققانی همچون بلاشر معتقد به دو
آیه بودن آن هستند، تقطیع نمائیم و قسمت اول آیه را تا کلمه «رحمة» به حساب بیاوریم، با
اضافه شدن حرف «ه» به ۶ حرف فوق، به همان عدد سابقه دار ۷ میرسیم (والله اعلم).
ارتباط سورههای حدید و مجادله (۵۷ و ۵۸)
این دو سوره با اینکه عنوانشان با هم تفاوت زیادی دارد، یکی از آهن و اسلحه یاد
میکند و دیگری از بگومگوی زن و شوهر، ظواهرشان نیز مختلف است، در باطن حول یک
محور قرار دارند و آن نفاق یا سست ایمانی جمعی از مسلمانان و نافرمانی شان نسبت به خدا
و رسول او است که در هر سوره به شکلی مطرح شده است. در سوره حدید انتقاد اصلی از
دنیاپرستی و مال دوستی آنان است که علیرغم نیاز جامعه نوپای اسلامی به تدارک مالی
جهادهای مستمر، حاضر نیستند انفاق کنند، صدقه یا قرض الحسنه بدهند، بخیل و
تنگ نظر هستند و منتظراند خطرها برطرف شده و پیروزی حاصل گردد آنگاه مشارکت
نمایند. آنها هنوز دلهایشان برای یاد خدا خاضع نشده و از مصیبت و محرومیت میترسند.
در این سوره این گروه را، علیرغم آنکه درمیان مسلمانان زندگی میکنند، صریحاً «منافق»
مینامد.
در سوره مجادله سست ایمانیها از زاویه دیگری مطرح میگردد؛ در اختلافات و
بگومگوهای زناشوئی (به جای محبت و مدارا و گذشت)، تا حدی که به «ظهار» (طلاق)
جاهلیت) میکشد، در نجوی کردن علیه برادران مسلمان با خودخواهی و سوء نیت،
علیرغم نهی رسول از این عمل، اظهار ارادت غلوآمیز تصنعی و دروغین به رسول، جاخوش
کردن در مجالس، ایجاد رابطه دوستی با دشمنان مسلمین و مخفی شدن زیر چتر ایمان برای ضربه زدن به مؤمنین، مشغول شدن به اموال و اولاد و خود را کسی دانستن، بی تقوائی و فراموشی یاد خدا، ستیزه با خدا و رسول، به راحتی سوگندهای دروغین خوردن و ... این گروه را در سوره مجادله «حزب الشيطان» نامیده و در برابر کسانی قرار داده که بخاطر ایمان به خدا و آخرت هرگز با دشمنان خدا و رسول، هرچند پدران، فرزندان، برادران و خویشان آنان باشند، حاضر نیستند دوستی کنند و این گروه را از آنجائی که ایمان در دلشان جای گرفته مورد تأیید قرار داده، وعده بهشت داده و از آنان ابراز رضایت نموده و «حزب الله» نامشان نهاده است.
همانطور که ملاحظه میشود هر دو سوره شأن مذمت و انتقاد دارد. با این تفاوت که اولی در شرایط جنگی است و دومی در شرایط صلح. ریشه و عامل اصلی چنین نفاق و دوگانگی را در هر دو سوره عدم ایمان راستین به خدا و رسول مینامند که اصلی ترین محور آنها میباشد. ذیلاً به آیاتی که مستقیماً اطاعت از خدا و رسول یا معصیت و دشمنی با آنرا مورد توجه قرار داده فهرست وار اشاره ای میکنیم:
| آیه (۱۹) - والذین آمنوا بالله و رسله اولئک هم الصدیقون و الشهداء |
|---|
| عند ربهم لهم اجرهم و نورهم |
| آیه (۲۱) سابقوا الی مغفرة من ربكم و جنة ... اعدت للذین آمنوا بالله |
| و رسوله ... |
| آیه (۲۵) لیعلم الله من ينصره و رسله بالغیب |
| آیه (۲۸) یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و آمنوا برسوله یؤتکم کفلین من |
| رحمته |
| آیه (۴) ذلک لتومئوا بالله و رسوله |
| آیه (۸) و ۹) یا ایها الذین آمنوا اذا تناجیتم فلاتنتاجوا بالاثم والعدون |
| و معصیت الرسول ... |
| آیه (۱۳) ... و اطیعوا الله و رسوله و الله خیر بما تعملون |
| آیه (۲۰) ان الذین یحادّون الله و رسوله اولئک فی الاذلین |
| آیه (۳۲) لاتجد قوماً یومنون بالله والیوم الاخر یؤادون من حاد الله و |
| رسوله ... |
سوره حید:
سوره مجادله
- ۰:۰۰۰:۰۰
مهمترین بخشهای این جلسه: سه قطعه اول سوره حدید · آیات توحیدی · ایمان · انفاق · قیامت · نور. این جلسه نشان میدهد حدید در پیوند میان سه قطعه اول سوره حدید، آیات توحیدی و ایمان صورتبندی میشود.
- ۰:۰۰۰:۰۰
مهمترین بخشهای این جلسه: محتوای کلی سوره · نحوه برخورد · زندگی در دنیا · سماوات و ارض · فَطَالَ عَلَیْهِمُ الأمَدُ · انفاق و نور. این جلسه نشان میدهد حدید در پیوند میان محتوای کلی سوره، نحوه برخورد و زندگی در دنیا صورتبندی میشود.