برای پخشِ هر جلسه روی آن بزنید؛ پلیر همانجا باز میشود و پخش میشود.
- ۰:۰۰۰:۰۰
این بخش برگرفته از کتابِ «نظمِ قرآن» اثرِ عبدالعلی بازرگان است؛ کوششی برای نشاندادنِ پیوستگیِ آیات و ساختارِ درونیِ هر سوره، در برابرِ این تصور که چینشِ آیات پراکنده است. متنِ حاضر از بازخوانیِ نسخهٔ چهارجلدیِ کتاب فراهم شده و تنها بخشِ مربوط به همین سوره را در بر دارد.
نظم قرآن (بازرگان) — سوره ۱۷
منبع: OCRِ بازخوانیشدهٔ ۴ جلدی، ۱۴۰۵/۰۴ (mistral-ocr + بازبینیِ Codex).
سوره «بنی اسراییل» (۱۷)
محتوای سوره
این سوره را به این دلیل که شماهای از تاریخ بنی اسراییل را در مقدمه (آیات ۲ تا ۸) و اواخر (آیات ۱۰۱ تا ۱۰۴) مطالب خود آورده، و از آن به عنوان مصداق عینی و تاریخی مضامین مورد بحث یاد کرده است «بنی اسراییل» نامیدهاند، همچنین آن را به نامهای «اسری» و «سبحان» هم خواندهاند. «اسری» به این دلیل که در اولین آیه خود از حرکت شبانه نام برده و «سبحان» به دلیل این که سوره با این کلمه آغاز گشته است. علاوه بر آن، موضوع «تسبيح» خدا و منزه بودن او از هرگونه شرک و پیرایه، از مهم ترین موضوعات محوری آن میباشد. بطوری که در هیچ یک از سورههای قرآن تا به این حد روی این کلمه تاکید و تمرکز نشده است.
بطور کلی محتوی و مضمون این سوره پیرامون ۴ موضوع اساسی و کلیدی: ۱- تسبيح، ۲- حمد، ۳- توحید، ۴- تکبير، میباشد که در تسبيحات اربعه آن را به همین ترتیب میخوانیم (سبحان الله - والحمدلله - ولاله الالله - والله اکبر).
و شگفت این که هر یک از کلمات: سبحان، حمد، کبیراً و مجموع مشتقات آنها، در این سوره بیش از سورههای دیگر قرآن بکار رفته است. ۱ بطوری که از دیدگاه آماری هم با
۱. کلمه سبحان در این سوره ۳ بار و مشتقات آن ۶ بار بکار رفته که بیش از سایر سورهها میباشد (آیات ۱- ۴۳- ۴۴- ۹۳- ۱۰۸)
مشتقات کلمه حمد در این سوره ۴ بار بکار رفتهاند (مساوی زمر) که بیش از سایر سورهها میباشد (آیات ۴۴- ۵۲- ۷۹- ۱۱۱)
کلمه کبیراً در این سوره ۶ بار بکار رفته است (مساوی بقره) که بیش از سایر سورهها میباشد (آیات ۴- ۹- ۳۱- ۴۳- ۶۰- ۸۷- ۵۱- ۱۱۱- ۲۳- ۲۱)
اطمینان میتوان گفت چهار کلمه فوق، که هریک وجهی ازیک حقیقت است و در مجموع یک پیام را القاء میکند، محور اصلی ممتاز و مشخص این سوره میباشد این سوره با «تسبیح» خدا آغاز میگردد (سبحان الذی اسری ...). و پس از تسبیح و تقدیس خدا و پیراستن اندیشه از هر تصور و خیال باطل بنده به «حمد» میرسد و با ستایش او از طریق اسماء و صفات کمالش به توحید ( در وجود، در مالکیت و در ولایت ) آگاهی پیدا میکند. پس از آن یکسره به بزرگداشت و «تکبیر» او از هرچه در وهم و اندیشه و عقل آید میپردازد.
و به این ترتیب آخرین آیه این سوره هر سه مفهوم فوق را یک جا و در یک سخن جمع کرده است:

علاوه بر مفاهیم فوق، کلمات دیگری نیز در این سوره در موضع کلیدی و زیربنائی قرار گرفتهاند که از طریق شناخت آنها میتوان به اهداف مورد نظر سوره دسترسی پیدا کرد. از جمله این کلمات میتوان به واژه «انسان» و «قرآن» اشاره کرد. در برابر مفاهیم چهارگانه ای (تسبیح، حمد، توحید و تکبیر) که به خداوند ذوالجلال تعلق دارد، در این سوره موضوع «انسان» با تمامی خصلتهای منفی و ضعفها و ناتوانائی هایش، در جهت مقابل مطرح گردیده و بین این دو موضوع، «قرآن» به عنوان واسطه میان خدا و انسان قرار گرفته است. عجیب این که هر دو واژه مورد نظر در این سوره بیش از سایر سورههای قرآن بکار رفته است.¹
١. بیش از ١٠٪ از کل مواردی که کلمه «انسان» در قرآن بکار رفته، به این سوره اختصاص دارد (٧ بار از ٦٥ بار) و حدود ١/٦ كل مواردی که کلمه «قرآن» در کتاب خدا بکار رفته در این سوره میباشد. تعداد هر یک از کلمات فوق در این سوره بیش از سایر سورههای قرآن میباشد.

به جز کلمات فوق الذکر که محورهای اصلی سوره را ترسیم مینمایند، به کلمات دیگری نیز در این سوره برخورد میکنیم که یا تعداد کاربرد آنها در این سوره بیش از سایر سورهها میباشد، و یا در ردیف چند سوره نخست هستند. توجه به این نکته میتواند دریچه ای برای فهم بیشتر مفاهیم سوره بگشاید و تکیه و تمرکز آن را روی موضوعات مختلف نشان دهد. برخی از این کلمات بقرار ذیل هستند:
خبيراً بصيراً - این دو صفت در ترکیب باهم (به صورت مزدوج) در این سوره سه بار تکرار شدهاند که بیش از سایر سورهها میباشد. این سه مورد عبارتند از:
آیه ۱۷ - وکم اهلکنا من القرون من بعد نوح و کفی بربک بذنوب عباده خبيراً بصيراً (آگاهی به گناهان).
آیه ۳۰ - ان ربک یبسط الرزق لمن یشاء و یقدر انه کان بعباده خبيراً بصيراً (آگاهی به نیاز و مصلحت بندگان)
آیه ۹۶ - قل کفی بالله شهیداً بینی و بینکم انه کان بعباده خبيراً بصيراً (آگاهی به روابط بندگان با یکدیگر)
صفت «خبير» به تنهایی یا در ترکیب با صفات دیگری همچون: لطیف، عليم و حکیم در سورههای زیادی آمده است. اما در ترکیب با «بصیر» بجز سه مورد فوق تنها در دو آیه دیگر در سراسر قرآن بیشتر مشاهده نمیشود (فاطر ۳۱ و شوری ۲۷). این موضوع نشان میدهد مسئله علم و آگاهی دقیق خداوند به جزئیات امور بند دانش از حقایقی است که این سوره در صدد بیان آن میباشد. باید توجه داشت علاوه بر کلمه «بصیراً»، مشتقات آن نیز در این سوره ۸ بار تکرار شده که پس از بقره (۹ بار) از بقیه سورهها بیشتر است.
وکیلاً - از ۱۳ موردی که این کلمه در قرآن بکار رفته است، ۵ مورد آن در این سوره میباشد که ذیلاً موارد آنرا بررسی میکنیم:
آیه ۲ - واتینا موسی الکتاب و جعلناه هدی لبنی اسرائیل الا تتخذوا من دونی وکیلاً
آیه ۸۶ - ولئن شئنا لنذهبن بالذی اوحینا الیک ثم لا تجد لک به علینا وکیلاً
در پنج آیه فوق، موضوع «وکیل» بودن انحصاری خدا با نفی سایر وکالتها اثبات شده است. در آیه ردیف اول هدف از ایتاه کتاب بموسی (ع) را احتراز بنی اسرائیل از اتخاذ وکیلی به جز خدا میشمارد. در ردیف دوم تاکید مینماید که وکالت بندگان را حتی به رسول گرامی هم نسپرده است و در آیه سوم وکالت را از شیطان نفی میکند و در برابر این دشمن بزرگ، توکل به خدا را توصیه مینماید. و بالاخره در ردیف چهارم خطاب به مردم و در ردیف پنجم خطاب به رسول اکرم تاکید مینماید که جز خدای یکتا وکیل دیگری برای تکیه به او در مشکلات نخواهید یافت.
رسولاً - مشتقات کلمه رسول در این سوره ناچیز است. اما در هیئت «رسولاً» ۴ بار به این کلمه برخورد میکنیم که در سایر سورهها به این نسبت دیده نمیشود. ۱ بخصوص در سه آیه پشت سرهم این سجع قرار گرفته که چنین امری در قرآن بی سابقه است:
آیه ۹۳ ...بشراً رسولاً - آیه ۹۴ ... بشراً رسولاً - آیه ۹۵ ... ملکاً رسولاً.
وعد - این کلمه ۴ بار در آیات ۵ (وعداولیهما)، ۷ و ۱۰۴ (وعدالاخره) و ۱۰۸ (وعد ربنا) آمده است که از سایر سورههای قرآن بیشتر میباشد. اعتقاد به قطعیت وعده پروردگار و تحقق اراده او از موضوعاتی است که این سوره در صدد تبیین آن میباشد. در برابر این وعده قطعی، درآیه ۶۴ از وعده شیطان نام میبرد که فریبی بیش نیست.
شیطان - در این سوره ۴ بار نام شیطان آمده است که پس از سورههای نساء و اعراف و بقره و در ردیف سورههای حج و مجادله قرار دارد.
سبیلاً - این کلمه ۶ بار در سوره «اسراء» تکرار شده که پس از سوره نساء و در ردیف سوره فرقان قرار دارد. (بصورت نکره)
۱. آیات ۱۵-۹۳-۹۴-۹۵
رحمت - این کلمه ۵ بار در سوره «اسراء» تکرار شده که پس از سورههای هود و اعراف
و انعام قرار دارد.
بعثت - مشتقات این کلمه ۶ بار در این سوره آمده است که از سایر سورههای قرآن
بیشتر است.
آخرت - مشتقات این کلمه ۷ بار در این سوره آمده است که پس از سورههای بقره و
آل عمران بیشتر از سایر سورهها میباشد.
قیامت - مشتقات این کلمه ۴ بار در این سوره آمده است که پس از سورههای آل عمران
و زمر و قصص بیشتر از سایر سورهها میباشد. (مساوی نساء و بقره و نحل)
بررسی مواردی که سه کلمه فوق در این سوره آمده است این نکته را روشن میسازد که
توجه به آینده و سرنوشت نهایی «انسان» از موضوعات مهمی است که محور عمده مطالب این
سوره را تشکیل میدهد.
سجده - موضوع «سجده» نیز از موضوعات خاص مورد توجه این سوره میباشد. در
اولین آیه از مسجد الحرام و مسجد الاقصی که محل سجده انبیاء بزرگ و مؤمنین بوده است
نام میبرد. در هفتمین آیه نشان میدهد که چگونه همین مسجد الاقصی در اثر بدکاری و
انحراف و تفرقه بنی اسرائیل توسط دشمن فتح و تخریب گردید و در آیه (۶۱) از فرمان الهی
برای سجده ابلیس به انسان نام میبرد. در این آیه که ۳ بار موضوع سجده در آن مطرح شده
واذقلنا للملائكة اسجدوا الادم فسجدوا الا ابلیس قال «اسجد...) نشان میدهد. همچنان که
خداوند ابلیس را موظف به سجده به آدم کرد، ازبنی آدم نیز خواسته است ساجد نسبت به
خالق خود باشند. و سرانجام در آیه ۱۰۷ از دانایانی از اهل کتاب نام میبرد که هر گاه آیات
خدا بر آنها خوانده شود، به زمین سجده میافتند (نان الذین اوتوالعلم من قبله اذا یتلی
علیهم یخرون للاذ قان سجدا) در این آیه موضوع سجده باتوجه دادن مسلمانان به انسانهای
مومن و خاضع و عالم از اهل کتاب حسن ختام پیدا میکند.
لازم به یادآوری است که موضوع سجده در سورههای بقره و توبه و اعراف بیشتر از
سوره بنی اسرائیل مورد توجه قرار گرفته است.
خلاصه محتوی
اگر خواسته باشیم جمع بندی و خلاصهای از محتویات سوره را در چند خط بیان
کنیم، باید ازداستان «اسری» که در آغاز سوره به آن اشاره مهمی شده است شروع نمائیم.
خداوند «سمیع بصیر» که شنوای مناجاتهای عارفانه و بینای حالات غرقه در عبادت
بنده خویش بود، در نیمه شبی از شبهای اشراق و عروج معنوی رسول گرامیش، او را به سفری شبانه و سیر و سیاحتی در آفاق و انفس پرواز داد تا چشم و گوش دلش را به حقایق و تجربیاتی تاریخی آگاه سازد. مبداء سفر مسجد الاحرام و مقصد آن مسجد الاقصی بود. دو مسجد، دو پایگاه و کانون عبادت، دو رسول و دو امت، موسی (ع) و بنی اسراییل، محمد (ص) و امت اسلام. خداوند با ارائه سوابقی که بر مسجد الاقصی، یعنی کانون امت بنی اسرائیل گذشته است، به رسول گرامی خود نشان میدهد که اگر امت اسلام هم به راه آنها بروند و از گذشته عبرت نگیرند به همان سرنوشتی دچار خواهند شد که بنی اسرائیل دچار شدند و مسجد الاحرام نیز همچون مسجد الاقصی توسط اقوام کافر و مشرک به انهدام و خرابی کشیده خواهد شد. در کنار این تجربیات تاریخی، خداوند خصلتهای منفی و ضعف و ناتوانیهای «انسان» را برای رسول خود تبیین مینماید تا بداند در رهبری آنها چگونه عمل کند. سپس مقصد و هدف نهایی را که با مرکب ایمان و چهار چرخ «تسبیح» حمد، توحید، تکبیر، باید پیمود، برای مسلمانان ترسیم مینماید و قرآن را به عنوان قطب نمای این کشتی و کتاب راهنمای این سفر، که تنها ریسمان ارتباطی انسان با خدا است، توصیه مینماید. آنگاه عصاره این کتاب را که از توحید آغاز و به آن ختم میشود، در ۱۰ بند از احكام و اصولی که خداوند مقرر داشته بیان میکند. با وجود این، او را مختار و آزاد رها میکند تا سرنوشتش را خود رقم زند و آخرتش را که در سوره به آن اشارات فراوان شده خود بسازد.
بررسی تحلیلی موضوعات کلیدی
همان طور که گفته شد، برخی از کلمات در این سوره جنبه کلیدی داشته و برای فهم سوره لازم است کاربرد آنها را در مقاطع مختلف آن مورد بررسی قرار دهیم. مهمترین این کلمات، آنطور که ذکر گردید، عبارتند از: تسبیح، حمد، توحید، تکبیر (مربوط به خدا) و «انسان» و «قرآن». اینک تک کلمات مورد نظر را در آیات مختلف این سوره بررسی میکنیم:
تسبیح - مشتقات این کلمه ۷ بار به شرح ذیل در این سوره آمده است:
- آیه (۱) - سبحان الذی اسری بعبده ...
- (۴۳) - سبحانه و تعالی عما يقولون علوا کبیراً.
- (۴۴) - تسبیح له السموات والارض و من فيهن و ان من شی الا يسبیح بحمده و لكن لاتفقهون تسبیحهم
- (۹۳) - قل سبحان ربى هل كنت الا بشراً رسولاً.
- (۱۰۸) - و يقولون سبحان ربنا ان كان وعد ربنا لمفعولاً.
در آیات رديف ۱ و ۲ و ۴ منزه بودن خدا را از هر تصور و گفتاری نشان میدهد. در
آیه رديف ۳ که سه بار مشتقات این کلمه در یک آیه آمده است، تسبیح همگانی آسمانهای
هفتگانه و زمین و موجودات عالم را (که برای انسانها قابل درک و فهم نیست) تذکر
میدهد تا انسان جاهل و غافل هماهنگ و همنوا با سایر موجودات عالم تسبیح گوی
پرورد کار عالمیان گردد. و بالاخره در آخرین آیه از مومنین آگاهی از اهل کتاب نام میبرد که
علیرغم ناباوری مشرکین، به هنگام تلاوت قرآن، به زمین سجده میافتند و میگویند: «منزه
است پرورد کار ما، همانا وعده پرورد کار ما قطعاً شدنی است» و در دنبال آیه اضافه
مینماید: اینها پس از این تسبیح، با حالت گریه به زمین سجده میافتند و خشوعشان
یکسره افزون میگردد. به این ترتیب در آخرین آیه با ارائه نمونههای ممتاز از مومنین امتی
دیگر، با دیدی فراتر از تعصبات و خودخواهیهای بشری، مسلمانان را دعوت میکند
علیرغم تکذیب و توهین مشرکین، از چنین انسانهای نمونه ای برای سجده و تسبیح
خداوند آموزش بگیرند و بدانند اگر اکثریت مردم در چنین راهی گام برنمی دارند، بندگان
خالص دیگری نیز وجود دارند که تسلیم خالق خود هستند.
حمد - همان طور که گفته شد، مشتقات «حمد» ۴ بار در این سوره آمده است که بیش
از سایر سورهها میباشد (در سوره زمر هم ۴ بار آمده است).
آیه (۴۴) - وان من شی الا یسبح بحمده ولكن لاتفقهون تسبیحهم
- (۵۲) - یوم یدعوكم فتستجیبون بحمده و ...
- (۷۹) - و من اللیل فتهجد به نافلة لک عسی ان یبعثک ربک مقاماً محموداً
- (۱۱۱) - و قل الحمد لله الذي لم یتخذ ولداً ولم یکن له شریک فی الملک و ...
در نخستین آیه از تسبیح عمومی همه موجودات «بحمد» پرورد کار یاد میکند تا
انسان به این حرکت بپیوندد. در آیه رديف دوم نشان میدهد که انسان گرچه در این دنیا از
حمد خدا گریزان است، اما روز قیامت ناگزیر فرمان خدا را برای حمد اجابت میکند. در
سومین آیه، نماز شبانه را به پیامبر توصیه مینماید تا با حمد و ستایش خدا در نیمههای
شب، به مقام حمد و ستودگی برانگیخته گردد (مقاماً محموداً) و بالاخره در رديف آخر به
رسول خود، و تلویحاً به مومنین، فرمان میدهد خدائی را که نه فرزندی برگرفته، نه شریکی
در ملک دارد و نه ذلیل است، که سرپرستی نیاز داشته باشد، حمد گوید و او را به بزرگی
تکبیر نماید.
توحيد - گرچه مشتقات کلمه «واحد» در این سوره، به جز در آیه ۱۷ (اذا ذكرت ریک) فی القرآن وحده ولوا على ادبارهم نفوراً) نیامده است، اما این مفهوم در آیات متعددی از این سوره بشرح ذیل بکار رفته است:
آیه (۲)... الا تتخذوا من دونى وکيلاً
(۱۷) ... و کفی بربک بذنوب عباده خبيثاً بصیراً
آیه (۴۳) سبحانه و تعالى عما يقولون علوا کبیراً
(۶۵) ... کفی بربک وکيلاً
(۶۷) و اذا مسَکم الضّر فی البحر ضلّ ما تدعون الا إياه ...
آیات فوق مسئله توحيد را از طريق نفی عوامل دیگر بطور سلبى نشان میدهد. این عوامل عبارتند از: وکالت غیر، نصرت غیر، ولایت غیر، دعوت غیر، عبادت غیر، مالکیت غیر و ...
علاوه بر آن، در آیات: ۱۷ - ۵۴ - ۱۰۵ برای این که حتى رسول الله (ص) هم همانند انحرافی که مسیحیان در تثلیث قائل شدند، مورد غلّو قرار نگیرد، تاکید میکند، تنها وظیفه رسول بشارت و انذار است، نه به عنوان وکیل بر بندگان فرستاده شده و نه مراقبت بر
گناه بندگان از از خواسته شده است. تنها خدا است که به گناهان بند گانش خبیر و بصیر است. و بالاخره در آیات ۶۸ - ۶۹ - ۷۵ - ۷۸ - ۸۶ - ۹۷ با تکرار کلمه «لاتجد»، بر این حقیقت تاکید مینماید که انسان هیچ پناهی برای نیازها و مشکلات خود بجز خداوند یکتا نمییابد.
تکبیر - در این سوره کلمه کبیراً و مشتقات آن بیش از سایر سورههای قرآن بکار رفته است. اما همگی این موارد ارتباط با خدا ندارد بلکه بیشتر به انسانها مربوط میباشد.
آیه (۴) ...لتعلن علواً کبیراً
۳
- (۳۱) ...ان قتلهم کان خطأ کبیراً
۴
- (۶۰) ...طغیاناً کبیراً
۵
- (۲۳) اما یبلغن عندک الکبر
۴
- (۵۱) اوخلقا مما یکبر فی صدور کم
۳
- (۱۱۱) ...کبره تکبیراً
آیه (۹) ...ان لهم اجراً کبیراً
(۱۱۱) ايخدنا کبیراً
انسان - همان طور که گفته شد، در برابر کلمات ۴ گانهای که ذکر گردید (تسبیح، حمد، توحید و تکبیر) کلمه «انسان» قرار گرفته است. این کلمه در سوره بنی اسرائیل ۶ بار تکرار شده که از بقیه سورهها بیشتر است. علاوه بر آن، دو بار کلمه ناس و یک بار هم کلمه اناس در این سوره بکار رفته است.
آیه (۱۱) - و یدع الانسان بالشر دعاءه بالخیر و کان الانسان عجولاً
(۶۷) - ...و کان الانسان کفوراً
در آیات فوق چهار صفت منفی انسان با فعل «کان» مشخص شده است: کان الانسان عجولاً - کان الانسان کفوراً - کان یؤساً - کان الانسان قتوراً (بخیل و دست بسته). به این ترتیب مهم ترین خصلتهای منفی انسان: عجله، کفر، یأس و خست معرفی گردیده است.
۱. ۶ بار کلمه کبیراً (از ۱۷ بار کل قرآن) و ۱۲ بار مجموعه مشتقات این کلمه میباشد.
این ۴ خصلت را اگر با ۴ کلمه ای که قبلاً توضیح داده شد، مقایسه کنیم، میبینیم عامل بازدارنده انسان در نیل به آنها، همین ویژگیهای منفی میباشد.
علاوه بر ۴ خصلت فوق که با فعل «کان» آمده است، در آیه (۸۳) اعراض انسان و بی اعتنائی او را به رازق و منعم خویش هنگام رفاه و راحتی، و در آیه (۸۹) بی اعتنائی اش را به قرآن نشان میدهد.
در آیه (۱۳) این حقیقت را بیان میکند که سرنوشت نیک و بد هر کسی بگردن خودش است و دیگری مقصر نیست. اما در آیه (۷۱) نقش رهبری و امامت را در گمراهی یا هدایت انسانها نشان میدهد. و بالاخره در آیه (۵۳) شیطان را که دشمن آشکار انسان است (ان الشیطان کان للانسان عدوا مبینا)، به عنوان آشوبگر و تحریک کننده بنی آدم معرفی مینماید.
قرآن - آنچه به عنوان واسطه و ریسمان میان خدا و انسان معرفی گردیده، قرآن است که باز هم در این سوره بیش از سایر سورهها مطرح گردیده است. ١ لفظ «قرآن» در اصل مصدر است به معنی خواندن. به آنچه بر رسول اکرم نازل شده، به اعتبار آن که خواندنی است و باید آن را تلاوت و در معانی اش تدبر نمود قرآن گفتهاند. وگرنه اسامی دیگری همچون: فرقان، کتاب، ذکر، نور، شفاء و رحمة، کلام الله و ... نیز بر این کتاب نهاده شده است.
مواردی که این کلمه در سوره بنی اسرائیل بکار رفته است از این قرار میباشد:
- آیه (۹) - ان هذا القرآن یهدی للتی هی اقوم و یبشرالمومنین ...
- (۴۱) - و لقد صرفنا فی هذا القرآن لیذکروا و مایزییدهم الانفوراً
- (۴۵) - واذا قرات القرآن جعلنا بینک و بین الذین لا یؤمنون ...
- (۴۶) ... واذا ذكرت ربک فی القرآن وحده ولوا علی ادبارهم نفوراً.
- (۶۰) ... و ما جعلنا الرءیاالتی ... والشجرة الملمعونه فی القرآن ...
- (۷۸) - اقم الصلوة لدلوک الشمس الی غسق الليل و قرآن الفجر ان قرآن الفجر ...
- (۸۲) - و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمة للمومنین ...
- (۸۸) - قل لئن اجتمعت الانس والجن علی ان یاتوا بمثل هذا القرآن ...
- (۸۹) - ولقد صرفنا للناس فی هذا القرآن من كل مثل فابی اکثر الناس الا کفوراً آیات دهگانه فوق، هر کدام طبق سیاق بخشهای مختلف سوره، به یکی از حقایق مربوط به قرآن اشاره میکند. برخی از آنها مثل آیات ۹ - ۴۱ - ۸۲ - ۸۹ از شان هدایتی و
۱۰ مورد از مجموع ۵۸ موردی که این لفظ در قرآن بکار رفته در همین سوره میباشد.
دارا بودن جنبههای ذکر، شفاء و رحمت قرآن سخن میگوید و نشان میدهد که چگونه این منظورها را در اشکال و قالبهای مختلف برای مردم بیان کردهاست، در بعضی دیگر ویژگیهای مردم را در برخورد با آن نشان میدهد. گرچه این قرآن برای هدایت مردم به راهی که استوار و برپادارندهتر است (یهدی للتی هی اقوم) نازل شدهاست، اما علیرغم تصریف آیات آن برای تذکر مردم، بیشتر ناباوران از آن رم کرده (و لقد صرفنا فی هذا القرآن لیذکروا و مایزیدهم الا نفوراً) و از درک حقایق آن محروم میمانند، چرا که بعلت عدم اعتقادشان به آخرت، پرده تکذیب مانع استماع موثر و ایمانشان به قرآن میگردد (واذا قرات القرآن جعلنا بینک و بین الذین لایومنون بالاخره حجاباً مستور!). این تکذیب از اینجا ناشی میشود که بعلت شرک و اعتقاد باطلشان به الهه خیالی، نمیتوانند «توحید» را قبول نمایند و از آن فرار مینمایند (..واذا ذکرت ربک فی القرآن وحده ولوا علی ادبارهم نفوراً). این کتابی است که ویژگیهای انسان و عکس العمل گروههای مختلف را در برابر حق تشریح مینماید. از جمله «شجره ملعونه» (منافقین) را که مختص دوران نزول قرآن و مربوط به مراحل رشد و پیچیدگی روحی انسان و قدرت او در تغییر چهره و ریا و ظاهر سازی است، افشاء مینماید (والشجرة الملعونة فی القرآن) و به پیامبر فرمان میدهد برای سلامت ماندن از این شرور، نیمههای شب تا هنگام طلوع فجر که تحول روشنایی بخش طبیعت رخ میدهد، آن را تلاوت نماید (..و قرآن الفجر ان قرآن الفجر کان مشهوداً). همین تلاوت قرآن است که امراض قلب را شفا میبخشد و با زدودن پیرایهها و رسوبات کفر و شرک و نفاق و ریا... آماده پذیرش رحمت الهی اش مینماید (ونزل من القرآن ما هو شفاء و رحمة للمومنین...). حقیقت قرآن صاحب چنین ویژگی تحول آفرینی (علاوه بر الفاظ آن) است که میفرماید اگر جن و انس هم با یکدیگر جمع شوند، نمیتوانند مانند آن را بیاورند (قل لئن اجتمعت الانس والجن علی ان یاتوا بمثل هذا القرآن لایاتون بمثله...) اما علیرغم این عظمت و شگفتی، که جن و انس از آوردن مشابهش عاجز هستند، خداوند با تصریف آیات و مثالهای ساده و قابل درک برای فهمهای مختلف و ظرفیتهای متفاوت، حقایق کتابش را به زبان ساده بیان کردهاست. اما بیشتر مردم با ناسپاسی نسبت به این نعمت، از توجه به آن ابا مینمایند: (ولقد صرفنا للناس فی هذا القرآن من کل مثل فابی اکثر الناس الا کفوراً).
سال نزول
مفسرین و مورخین اسلامی این سوره را مکی دانستهاند و استثناء برخی از آیات آن را
(بین ۲ تا حداکثر ۸ آیه) مربوط به دوران مدینه شمردهاند. جداول مربوط به سال نزول سورهها در کتاب «سیر تحول قرآن» نیز، با این که با شیوه آماری و از طریق محاسبات مقداری (نه تاریخی و روايتی) تهیه شد، این مطلب را تقریباً تایید میکند. مطابق جدول شماره ۱۵ کتاب مذکور ترتیب نزول دستههای مختلف آیات این سوره بقرار ذیل میباشد:
| آیات ۹ تا ۵۴ |
|---|
| آیات ۶۳ تا ۶۷ |
| ۷۳ * ۷۳ |
| ۱۱۱ * ۱۰۳ |
| آیات ۱ تا ۹ |
| ۸۴ * ۸۴ |
| آیات ۵۵ تا ۶۲ |
| ۶۸ * ۶۸ |
- آیات که در سال ۸ بعثت در مکه نازل شده است.
- موضوع: معرفت و تربیت و اخرت و مختصری
- در برخورد موسی با فرعون
ب - آیات که در سال ۹ بعثت در مکه نازل شده است.
- موضوع: بنی اسراییل و وحی و نبوت
ج - آیات که در سال ۲ هجرت در مدینه نازل شده است
- موضوع: اخلاق و توحید و نبوت
همان طور که ملاحظه میشود، براساس جدول مورد نظر این سوره از ۸ گروه مستقل که در سه دسته اصلی با محتویٰ و مضمون مشترک قرار گرفتهاند، تشکیل شده است. آنچه جلب توجه میکند این است که بر خلاف انتظار و درست عکس نظم و روال عمومی بشری، آیات همزمان یا هم موضوع، زیر یکدیگر (مطابق ترتیب فوق) قرار نگرفتهاند. بلکه بکلی درهم ریخته و با یکدیگر ترکیب شدهاند. گویی مثل انگشتان دو دست در یکدیگر گره خورده و یک در میان کنار هم قرار گرفتهاند. اگر خواسته باشیم وضعیت فعلی سوره را با توجه به سه دسته فوق الذکر نشان دهیم، به این ترتیب خواهد بود: ب - الف - ب - الف - ج - الف - ب - الف.
به این ترتیب، هم آیات مکی و مدنی مخلوط شدهاند و هم مطالب معرفتی و تربیتی (دسته الف) یک در میان با مطالب تاریخی بنی اسراییل (دسته ب) ترکیب گردیده است.
حکمتهای دهگانه
آیات ۲۲ تا ۳۹ (۱۸ آیه) سوره بنی اسرائیل مجموعه مستقل و منسجمی را تشکیل میدهد که کلیات دین را در ۱۰ پند حکیمانه بیان میکند.
این حکمتها به عنوان دستورالعمل و شیوه رفتار انسان در زندگی اجتماعی، به دنبال آیاتی قرار گرفته است که از یک طرف تجربه تلخ بنی اسرائیل را در گمراهی و انحراف بازگو میکند، از طرف دیگر سلسله اصول و قوانینی را که بر عملکرد انسان حاکم است تبیین مینماید. احکام فوق که با عبارت: «لا تجعل مع الله الهأ آخر» آغاز و ختم میشود، نشان میدهد اعمال انسان تنها در سایه «توحید» است که از خطا و انحراف مصون میماند.
ناگفته نماند شبیه مطالب این مجموعه، در سوره بقره (آیات ۸۳ و ۸۴) و سوره انعام (آیات ۱۵۱ و ۱۵۳) نیز آمده است که به دلیل شباهمت فوق العاده ای که آیات سوره انعام با آیات این سوره دارد، هر دو مورد را برای مقایسه موارد انطباق، مقابل یکدیگر مینویسیم:
نکته جالب این که در هر دو سوره روی ۱۰ موضوع تاکید کرده است. این موضوعات در ۷ مورد در هر دو سوره با یکدیگر منطبق هستند و ازنظر ترتیب قرار گرفتن هم نظم یکسانی دارند، گر چه در سوره بنی اسرائیل روی دو موضوع «والدین» و «انفاق» آیات بیشتری آمده و تفصیل بیشتری داده شده است، اما در بقیه موضوعات، آیات عیناً تکرار شده است. موضوع وفای به عهد و رعایت سنجش در معاملات (اقتصاد) در هر دو سوره آمده است ولی مقابل هم نیستند و تقدم و تأخر دارند. همچنین ردیف آخر سوره بنی اسرائیل (تکبر)، آیه مشابهی در سوره انعام پیدا نکرده است، در عوض ردیف نهم سوره انعام را میتوان دو بخش حساب کرد. آنچه میتوان گفت این است که موارد انطباق تماماً جنبه عملی داشته و در روابط با دیگران است، در حالیکه موضوع تکبر خصلتی فردی است.
باید توجه داشت آیات این قسمت از سوره انعام در سال هشتم در مکه نازل شده است، در حالی که آیات مربوط به سوره انعام در سال دهم هجرت (در مدینه) نازل شده است. آیات مکی در صدد بیان احکام کلی برای مسلمانان است در حالی که آیات مدنی مورد نظر در احتجاج با مشرکین و ذیل آیه (..ولا تتبع اهواء الذین کذبوا یایاتنا والذين لا یومنون بالاخره و هم بربهم یعدلون. قل تعالوا اتل ما حرم ربکم علیکم...) آمده است که با رد کردن حلال و حرامهای بافته شده توسط مشرکین، حلال و حرامهای واقعی خدایی را بیان میکند.
نکته دیگر این که، هر دو گروه آیه بدنبال آیاتی آمده است که از عدم ایمان مردم به آخرت گفتگو میکند و نشان میدهد عدم پای بندی به این احکام از انکار آخرت ناشی
| سوره انعام (۱۰ هجرت) | سوره بنی اسراییل (۸ بعثت) |
|---|---|
| آیه (۲۲) - لا تجمل مع الله الهأ آخر فتقعد مذموماً مخذولاً |
و (۲۴) - واخفض لهما جناح الذل من الرحمة و قل...
و (۲۵) - ربکم اعلم بما فی نفوسکم ان نکونوا صالحین فانه...
و (۲۶) - وات ذا القربی حقه والمسکین و ابن السبیل ولا تبذر تبذیراً
و (۲۷) - ان المبذرین کانوا اخوان الشیاطین و کان الشیطان لربه کفوراً
و (۲۸) - و اما تعرضن عنهم ابتغاء رحمة ترجوها فقل لهم قولاً میسوراً
و (۲۹) - ولا تجمل یدک مغلولة الی عنقک ولا تبسطها کل البسط...
و (۳۰) - ان ربک یبسط الرزق لمن یشاء و یقدر انه کان بعباده خبیاراً بصیراً
و (۳۱) ولا تقتلوا اولاد کم خشیه املاق نحن نرزقکم و ایاهم
و (۳۲) - ولا تقربوا الزنی انه کان فاحشة و ساء سبیلاً
و (۳۳) - ولا تقتلوا النفس التی حرم الله الا بالحق و من قتل مظلوما...
و (۳۴) - ولا تقربوا مال البتیم الا بالتی هی احسن حتی یبلغ اشده
و (۳۵) - وا وفوا الکیل والمیزان بالقسط لا تکلف نفس الاوسعها
و (۳۷) - ولا تقف ماليس لک به علم...
و (۳۸) - کل ذلک کان سیثه عند ربک مکروهاً
و (۳۹) - ذلک مما اوحی البک ربک من الحکمة ولا تجمل مع الله الهأ آخر... | آیه (۲۲) - لا تجمل مع الله الهأ آخر فتقعد مذموماً مخذولاً
و (۲۲) - و قضی ربک الا تعبدوا الا آیاه
و (۲۳) - واخفض لهما جناح الذل من الرحمة و قل...
و (۲۵) - ربکم اعلم بما فی نفوسکم ان نکونوا صالحین فانه...
و (۲۶) - وات ذا القربی حقه والمسکین و ابن السبیل ولا تبذر تبذیراً
و (۲۷) - ان المبذرین کانوا اخوان الشیاطین و کان الشیطان لربه کفوراً
و (۲۸) - و اما تعرضن عنهم ابتغاء رحمة ترجوها فقل لهم قولاً میسوراً
و (۲۹) - ولا تجمل یدک مغلولة الی عنقک ولا تبسطها کل البسط...
و (۳۰) - ان ربک یبسط الرزق لمن یشاء و یقدر انه کان بعباده خبیاراً بصیراً
و (۳۱) ولا تقتلوا اولاد کم خشیه املاق نحن نرزقکم و ایاهم
میشود. دیگر این که، در مجموعه آیات سوره بنی اسرائیل ۱۴ بار و در آیات سوره انعام ۷ بار حرف «لا» به عنوان نهی و نفی اعمال ناشایست آمده است.
اسماء الحسنى - در این سوره ۱۰ بار نام جلاله «الله» آمده است و ۳۲ بار نام رب (بصورت مضاف). بجز اینها نامهای نیکوی دیگری ذکر گردیده که عبارتند از: بصیر (۳ بار) و غفور و خبیر (هر کدام ۲ بار) و سمیع، رحیم، رحمن، حلیم و وکیل. مجموعه این نامها به اضافه سه نام «بسم الله الرحمن الرحیم» ۵۷ است که ضریبی از عدد ۱۹ میباشد (۵۷= ۱۹ × ۳). توجه به این نامها میتواند دریچه روشنی بروی مطالب سوره بگشاید.
آهنگ خاتمه آیات - تمامی ۱۱۱ آیه این سوره باحرف «الف» ختم میشوند. به استثنای آیه اول آن که با حرف «ر» ختم شده است (هو السمیع البصیر).
این آیه که مربوط به سیر شبانه پیامبر (اسری) میباشد، در ظاهر با بقیه آیات سوره از نظر سیاق تفاوت دارد و احتمالاً باید جداگانه هم نازل شده باشد. شاید هم تفاوت لحن و آهنگ انتهای آیه برای جلب توجه خوانندگان به اهمیت موضوع «اسری» و اشراف آن به بقیه موضوعات و مطالب سوره بوده باشد. در ضمن کلمه «بصیرأ» نیز سه بار در سوره بنی اسرائیل تکرار شده که از نظر آماری از سایر سورهها بیشتر است.
اختیار و آزادی انسان - سوره بنی اسرائیل نیز همانند سوره انعام و یونس جنبه مجادله ای و استدلالی با مشرکین دارد (سوره آل عمران نیز چنین حالتی را با اهل کتاب دارد) و از آنجایی که به اعتقادات و ایدئولوژی انسان مربوط میشود، روی مسئله اختیار و آزادی و عدم اکراه و اجبار در پذیرش ایمان تاکید نموده و سفارشات مهمی در این مورد به رسول خود کرده تا از موضع وکالت و حفاظت نسبت به بندگان احتراز نماید و تنها به عنوان مبلغ رسالتهای الهی، بشارت و انذار دهد. در این سوره حداقل ۱۱ مرتبه به طور مستقیم به شرح ذیل به مسئله اختیار و آزادی انسان اشاره میکند:
۱۶ - وکم اهلینا من القرون من بعد نوح و کفی بربک بدنوب عباده خبیرا بصیرا
۱. در سوره انعام ۴۴ بار، در یونس ۲۴ بار، در آل عمران ۲۳ بار و در بنی اسرائیل ۲۱ بار خطاب به رسول اکرم فرمان «قل» داده شده است. این مسئله نشان میدهد در این مکتب برای تغییر نفوس و انقلاب درونی مردم بیش از هر چیز به گفتگوی رهبری با مردم و ارتباط منطقی و آگاهانه (نه مرید و مرشد بازی) اهمیت داده شده است.
- ۵۴- ربكم اعلم بكم ان يشاء يرحمكم او ان يشاء يعذبكم و ما ارسلناک عليهم وكيلاً
- ۶۵- ان عبادى ليس لک عليهم سلطان و کفی بربک وكيلاً
- ۸۴- قل کل يعمل على شاكلته فربكم اعلم بمن هو اهدى سبيلاً
- ۹۶- قل کفی بالله شهیداً بینی و بینكم انه كان بعباده خبيراً بصیراً.
- ۱۰۵- و بالحق انزلناه و بالحق نزل و ما ارسلناک الا مبشراً و نذیراً.
- ۱۰۷- قل امنوا به اولاتومنوا ان الذين اوتوالعلم...
نکتههایی جالب توجه در سوره «بنی اسرايیل»
- مبدا معراج يا حرکت شبانه پيامبر، از مسجدالحرام ذکر شده نه از خانه پيامبر، و
مقصد او هم مسجدالاقصى بوده است، تاکيد سوره روى «مسجد» و کلمه «سجده» خود
معنای خاصی را میدهد که اذهان را متوجه قبله گاه و کانون توجه و عبادت دو امت موسی
(ع) و محمد (ص) میکند. آنچنان که در تاريخ گذشته قبله گاه و کانون آمال بنی اسرايیل
بدلیل بی لیاقتی و بی کفايتي آنها دستخوش حمله و تخريب بوده است، امت اسلام بايد
بیدار و هشيار باشد و بداند خداوند هرگز جز با تلاش خود مؤمنين سعادت دنيا و
آخر تشان را ضمانت نکرده است و در صورت اختلاف و تفرقه و دشمنی، پايگاه قد سشان
لگد کوب دشمنان خواهد گرديد.
تا دشمنان آنچنان که اول بار داخل مسجد شدند بار ديگر در آن داخل شوند و آنچه
برتر آمده و دارای علو و بلندی است - شرافت و بزرگی شما را - نابود کنند نابود کردنی
شگفت!)
- در اين سوره دو بار کلمه «شکر» آمده است که معنای خاص خود را مشخصاً جلوه
میدهد. اولين بار در انتقاد از بنی اسرايیل که از ذريه نجات يافته مومنين در کشتی نوح
بودندبا تجديد خاطره و ياد برکاتی که خدا بر بازماندگان طوفان ارزانی داشت (هود ۴۸
قيل يا نوح احبط بسلام منا و برکات عليک و على امم معک وامم سنمتعهم ثم يمسهم منا
عذاب اليم) آنها را متوجه صفت شکرگذاری نوح که از نسل او پديد آمدهاند مینمايد (انه
کان عبداً شکوراً) تا شکر نعمتهای خدا را به جای آورند. بار ديگر (در آيه ۱۹) باز هم با
مطرح کردن نام نوح در مقدمه، آيه خطاب به امت مسلمان، شکر واقعی را در اعتقاد به آخرت
و تلاش مناسب برای آن معرفی مینمايد (و من ارادالاخرة و سعی لها سعيها و هو مومن
بنی اسرائیل (۱۷) ۳۲۷
- در این سوره در عین آن که انتقادات زیادی از بنی اسرائیل شده و برخی گمراهیها
وانحرافات آنها را سراغ میدهد، اما برای آن که مسلمانان دچار تعصب و تنگ نظری و
قضاوت کلی نشوند، ستایشهای بسیار بلندی هم از مؤمنین عالم و آگاه آنها کرده است که
در آیات ۱۰۷ تا ۱۰۹ آنرا ملاحظه میکنید.
- آیات ۵۳ تا ۵۵ زیباترین درس اخلاق در روابط با مخالفین اعتقادی را به مؤمنین
آموزش میدهد تا در برابر فحش و ناسزا و توهین و تمسخر مشرکین (که در آیات قبل به
آنها اشاراتی شده) متوسل به مقابله به مثل و بدگویی و گرفتار در دام تحریکات شیطان
نشوند (و قل لعبادی يقولوا التی هی احسن ان الشیطان ینزغ بینهم...) این همان ادب در تبلیغ
است که پیامبر و مؤمنین موظف به آن بودند.
- کلمه «استفزار»، از ریشه فزّ (راندن، برخیزاندن، از موضع ثابت و محکم کسی یا
چیزی را کندن) در تمامی قرآن ۳ بار به کار رفته که هر سه مورد آن در این سوره قرار گرفته
است. در آیه ۶۴ به شیطان فرمان میدهد به آواز خود هر کس را میتوانی به لغزان (واستفزز
من استطعت منهم بصوتک...). در آیه ۷۶ از توطئه مشرکین علیه پیامبر (ص) برای سست
کردن موقعیت او در شهر و توطئه برای اخراجش سخن میگوید (وان کادوا لیستفزونک
من الارض لیخرجوک منها...) و بالاخره در آیه ۱۰۳ از تلاش فرعون برای سست کردن
پایههای ثبات و استحکام موسی (ع) و مؤمنین در سرزمین مصر (به اصطلاح جارو کردن و
زیر پای کسی را روفتن) یاد میکند که همه این توطئهها ناکام ماند (فاراد ان یستفزهم
مفهومی که این کلمه در این سوره افاده میکند، در رابطه با سنت عمومی خداوند در
اقوام گذشته تاریخ، همانا ثبات قدم انسان و لزوم استواری ایمان و عمل در این راه میباشد.
اتفاقاً مقابل این کلمه هم «ثبات» است.
- از مسائل مهمی که در این سوره مطرح شده، موضوع «خلق» میباشد که مشتقات
آن ۷ بار تکرار گردیده است. از جمله کلمه «خلقها» ۳ بار تکرار شده که بیش از سایر
سورههای قرآن میباشد. در اکثر این موارد مسئله خلقت در رابطه با انکار معاد ازطرف
مشرکین مطرح شده است و قدرت خدا را برای اعاده خلق و احیاء مردگان ثابت میکند.
- در این سوره فراوان نام «رب» (به صورت مضاف) آمده است که از آن میان ترکیبات:
ربک و ربکم بیشتر جلب توجه میکند. کلمه «ربک» با ۷ بار تکرار پس از سورههای اعراف
و بهره و آل عمران قرار دارد. به این ترتیب میتوان نتیجه گرفت موضوع ربوبیت و تدبیر و
ولایت الهی بیشتر از الوهیت در این سوره مورد نظر بوده است (نام «الله» فقط ۱۰ بار در این
سوره آمده است).
تشبیها و تمثیلات طبیعی
در این سوره برای تفهیم مسائل اساسی اعتقادی و مبانی زیر بنائی ایمانی، چندین بار از پدیدههای محسوس و ملموس طبیعت مدد گرفته شده است تا مطلب ساده تر درک و دریافت گردد، اصلاً استفاده از یک مدل مشهود و ملموس برای درک یک حقيقت مجرد ذهني، در رشتههای مختلف علوم نیز متداول میباشد و قرآن از تشبيه و تمثيل و تنسيق و تجسیم و ... برای ارائه حقایق دور از ذهن استفاده فراوان کرده است. ذیلاً به مواردی مشخص در سوره بني اسراييل اشاره میکنیم:
۱- در آیه ۱۱ (وجعلنا الليل والنهار آیتیین فمحونا آیه الليل و جعلنا آیه النهار مبصره...) صحبت از آیه و نشانه بودن مستقل شب و روز مینماید. به طوری که آیه شب بتدريج با آیه روز که روشنایی و نور است محو میشود... مطالب قبل و بعد این آیه از دوگانگیهای دیگری در عالم انسانها صحبت میکند؛ هدایت و ضلالت، احسان و اساته، اجر کبیر و عذاب الیم، خیر و شر... آیه فوق ظاهراً این پیام را القاء مینماید که انسان در الهام گرفتن از دو آیه شب و روز و محو شدن تدريجی تاریکی توسط نور، باید از ضلالت، اساته، شر و... با نور ایمان به هدایت، احسان و خیر حرکت کند و بتدريج با محو این ظلمات وجودش پاک و نورانی شود.
۲- در آیه ۴۴ (تسبح له السموات السبع والأرض و من فيهن وان من شي لا يسبّح بحمده و لكن لا تفقهون تسبيحهم) برای عبرت گیری انسان و تشويق او به تسبيح و تقديس خدا و اعراض از گمانهاي باطل و سخنهاي بيهوده، به حرکت تسبيحي تمام موجودات عالم، اعم از آسمانها و زمين و آنچه در ميان آن دو است، اشاره میکند، اما انسان حرکت تسبيحي هماهنگ هستی را درک نمیکند و با عدم تفقه و تفکر در آنچه مشاهده میکند به غفلت و نسيان و از خود بیگانگی کشیده میشود.
۳- در آیه ۶۶ (ربكم الذي يزجى لكم الفلك في البحر لتبتغوا من فضله انه كان بكم رحيماً) خداوند مهربان از راندن کشتی (به نیروی باد) در دريا بخاطر انسان و برای این که منافعی کسب کند یاد میکند، هدف از انگیزش باد، خیر انسانها است (یزجی لكم... انه كان بكم رحيماً) اما همین باد وقتی بشكل طوفان در میآید، کشتیهای ناتوان و فرسوده را درهم میشکند و کشتیهای دیگری را که با تنظیم بادبان و سکان، زاویه مناسبی با جهت باد انتخاب کردهاند، به جلو میبرد... بنابراین طوفان بطور جبری تسلطی به کشتی ندارد، این امر بستگی به استحکام و استقرار کشتی و زاویه برخوردی که با تغییر جهت بادبان
به خود میدهد پیدا میکند ...
این آیه دقیقاً بدنبال مجموعه آیاتی آمده است که از ابلیس و نقش شیطان برای لغزاندن انسان صحبت میکند و در نهایت عدم تسلط جبری او نسبت به بندگان واقعی خدا را مورد تاکید قرار میدهد (ان عبادی لیس لک علیهم سلطان). درک این مطلب با مثال محسوس بعدی که حرکت کشتی در دریا و رابطه آن با نیروی باد و طوفان میباشد، بهتر درک میگردد. همچنان که کشتی با تنظیم بادبان و تغییر زاویه برخورد به پیش میرود و نیروی طوفان را در جهت هدف و مسیر خود تجزیه کرده، به استخدام درمی آورد، انسان نیز میتواند به نیروی صبر و تقوی از طوفان تحریکات شیطان بسلامت بگذرد و با اراده ای که این رهگذر پیدا میکند به ساحل نجات برسد.
۴- آیات ۷۸ تا ۸۱ نیز از نور و تاریکی (دلوک الشمس الی غسق الليل)، دخول و خروج صادقانه در کارها (رب ادخلی مدخل صدق و اخرجی مخرج صدق) و حق و باطل (و قل جاه الحق و زهق الباطل) صحبت میکند و ارتباط و هماهنگی این پدیدههای تکوینی و تشریعی را در طبیعت و در اعمال انسان تبیین مینماید. با اقامه نماز از هنگام میل خورشید به غروب از اوج تابش خویش (دلوک الشمس) تا نهایت تاریکی (الی غسق الليل) و نیز هنگام طلوع فجر (قرآن الفجر)، مومن از این تحولات طبیعی برای تحولات اجتماعی خویش درس میگیرد، وقتی نظام حقی از اوج خلوص به ناپاکی و ظلم میل کند، سرانجام در سیر قهقرائی خود به نهایت تاریکی کشیده میشود و اگر از سختیها و گرفتاریها عبرت بگیرد و بسوی خدا بازگشت نماید فجر صادقی را سرانجام مشاهده خواهد کرد (ان قرآن الفجر کان مشهوداً)
با مشاهده این تحولات پیوسته و تداوم منظم شب و روز است که باید دعا کند خداوند گردش ایام و ورود و خروجش را در هر کاری آن چنان که طبیعت صادق و دقیق است، صادقانه گرداند و از جانب خویش تسلطی یاری شده به او عنايت فرماید.
و قل رب ادخلی مدخل صدق و اخرجی مخرج صدق و اجعلنی من لدنک سلطاناً نصیراً
و به همین ترتیب باید اعلام نماید که دوگانگی حق و باطل نیز مثل روز و شب مشمول همین قاعده و قانون است، باطل مثل شب رفتنی است و حق مثل روز که تاریکی شب را محو میکند ، باطل را زاهق و نابود میسازد.
و قل جاه الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقاً
ارتباط سورههای اسری و کهف (۱۸ و ۱۷)
۱- سوره اسری (بنی اسراییل) با حمد خدا ختم میشود و سوره کهف با آن آغاز میگردد، اما حمدی که از سوره اسری نتیجه میشود بخاطر توحید (در ولادت، شراکت و ولایت) و تکبیر خدا است و حمدی که با آن سوره کهف افتتاح میشود به خاطر نبوت و نزول کتاب برپا دارنده و بشارت و انذار دهنده بر پیامبر است.
آخرین آیه سوره اسری: وقل الحمدلله الذی لم يتخذ ولداً ولم يكن له شریک فی الملک
اولین آیه سوره کهف: الحمدلله الذی انزل علی عبده الکتاب ولم يجعل له عوجاً.
۲- در اواخر سوره اسری از حقانیت نزول کتاب و رسالت پیامبر برای بشارت و انذار سخن میگوید (و بالحق انزلناه و بالحق نزل و ما ارسلناک الا مبشراً و نذیراً) و در اولین و دومین آیه سوره کهف همین مطلب را تعمیم و تفصیل بیشتری میدهد، یعنی هم حقانیت آن را در راست و استوار و برپا دارنده بودن نشان میدهد و هم مصادیق بشارت و انذار را معرفی مینماید. بنابراین تفصیل مطلبی را که به اجمال در انتهای یک سوره مطرح شده در ابتدای سوره بعد بیان مینماید:
... ولم يجعل له عوجاً- قیمًا لینذر باساً شدیداً من لدنه و بیشتر المومنین الذین
یعملون الصالحات ان لهم اجراً حسناً- ماکثین فیه ابداً- وینذر الذین قالوا اتخذالله ولداً...
۳- در آخرین آیه سوره اسری خداوند را به دلیل آنکه فرزندی برنگرفته ستایش میکند (و قل الحمدلله الذی لم يتخذ ولداً...) و در آغاز (آیه ۴) سوره کهف کسانی را (که از روی نادانی خود و پدرانشان که مقلد آنها هستند) چنین دروغ بزرگی از دهانشان خارج میشود هشدار جدی میدهد.
۴- در انتهای سوره اسری از مراتب تصدیق و ایمان کسانی که قبلاً علم داده شدهاند (علمای راستین اهل کتاب) نسبت به قرآن یاد میکند و در سوره کهف، اصحاب کهف و رقیم را کسانی معرفی مینماید که ایمان و هدایت الهی نصیب آنها شده بود (انهم فتیه امنوا بریهم وزدنا هم هدی) بنابراین سابقه تصدیق و تایید حق را از دوران گذشته برای پیامبر اسلام در هر دو سوره شاهد میآورد.
- ۰:۰۰۰:۰۰
مهمترین بخشهای این جلسه: قرآن · هدایت اقوم · سؤالها و ابهامها · پیامبری جدا از بنی اسرائیل ولی مبلّغ همان دعوت بنیاسرائیل؟ · تفاوت در شیوه تبلیغ پیامبر با پیامبران گذشته و در معجزه آوردن · تفاوت در محتوای تبلیغ. این جلسه نشان میدهد اسراء در پیوند میان قرآن، هدایت اقوم و سؤالها و ابهامها صورتبندی میشود.