این بخش برگرفته از کتابِ «نظمِ قرآن» اثرِ عبدالعلی بازرگان است؛ کوششی برای نشاندادنِ پیوستگیِ آیات و ساختارِ درونیِ هر سوره، در برابرِ این تصور که چینشِ آیات پراکنده است. متنِ حاضر از بازخوانیِ نسخهٔ چهارجلدیِ کتاب فراهم شده و تنها بخشِ مربوط به همین سوره را در بر دارد.
نظم قرآن (بازرگان) — سوره ۱۴
منبع: OCRِ بازخوانیشدهٔ ۴ جلدی، ۱۴۰۵/۰۴ (mistral-ocr + بازبینیِ Codex).
سوره «ابراهیم» (۱۴)
سال نزول
سوره ابراهیم را مفسرین بدلیل سیاق مطالبش مکی دانستهاند. البته باستثنای دو آیه (۲۸ و ۲۹) که آنرا مدنی شمردهاند. اتفاقاً جداول کتاب «سیر تحول قرآن» نیز تا حدود زیادی مطلب فوق را تأیید مینماید. مطابق این جداول آیات ۱ تا ۴۲ این سوره مربوط به سالهای ۱۲ و ۱۳ بعثت و آیات ۴۳ تا ۵۲ (انتها) مربوط به سال ۷ بعثت میباشد و در این میان دو آیه (۶ و ۳۶) مربوط به سال ۹ هجرت قرار گرفته است.
به این ترتیب قسمت اعظم این سوره مکی بوده و هماهنگ با سیاق مطالب مطرح شده در این مقطع زمانی میباشد.
خلاصه موضوعات
محتوای این سوره را از چهار آیه نخست آن که فهرست و مقدمه سوره، و آخرین آیه آن که نتیجه گیری و جمع بندی محسوب میگردد میتوان دریافت کرد. این محتوا چیزی جز همان مطالبی که در سایر سورههای با حروف مقطعه «الر» آمده است نمیباشد، یعنی نقش کتاب و رسول در ابلاغ پیام توحید و آخرت وبیان موضعگیریهای موافق و مخالف اقوام و امتها در طول تاریخ، در قبال این پیام و سرانجام رستگاری یا عذاب آنها.
اکنون مطلب فوق را که محور اساسی سوره میباشد، از چهار آیه اول آن که مقدمه سوره محسوب میشود بررسی مینمائیم:
آیه اول: (الر، کتاب انزلناه الیک لتخرج الناس من الظلمات الى النور باذن ربهم الى
از این آیه میتوان برنامههای ذیل را که مقصود از نزول قرآن میباشد استخراج نمود. این برنامهها در سه بند: ١- هدف، ٢- شیوه، ٣- طریق، بیان شده است.
١- هدف اصلی از نزول کتاب به رسول (ص) بیرون آوردن مردم از تاریکیها (جهل، کفر، شرک، نفاق و ...) بسوی نور (ایمان، هدایت، رستگاری) میباشد. در همین مختصر سه اصل: کتاب (انزلناه)، رسالت (الیک) و هدایت (لتخرج) بیان شده است.
٢- بیرون آوردن مردم از تاریکیها بسوی نور که همان ایمان و هدایت میباشد، باید با اجازه (اذن) و میل باطنی و قلبی آنها انجام گیرد، یعنی مقدمات و شرایط «قابلیت» برای اخذ «فاعلیت» باید فراهم گردد. به این ترتیب تا ظرفیت و آمادگی و حالت استجابت در مخاطبین دعوت پیدا نشود، هرگز نمیتوان با اجبار و اکراه و تحمیل آنها را بسوی ایمان و هدایت سوق داد. این حقيقت را میتوان از معنای واژه «اذن» که اجازه خواستن و اجازه دادن یا آمادگی و پذیرش را میرساند درک نمود، مفهوم «اجازه» (اذن) در مورد معلم و مربی موقعی عینیت پیدا میکند که شاگردی «اجازه» خواسته باشد. این یک قانونمندی است که در مفهوم واژه «اذن» خوابیده است و «شیوه» پروردگاری است که پس از «قابلیت» بنده «فاعلیت» خود را برای هدایت او مطابق با مشیتش بجریان میاندازد، این همان نقش تربیتی پروردگار است (باذن ربهم).
٣- بیرون آوردن مردم از تاریکیها به سوی نور، در جهت صراط عزیز حمید میباشد. این دو نام نیکوی الهی که در توصیف این «صراط» به کار رفته است، به نظر میرسد هدف و مقصد آنرا میخواهد بیان کند؛ یعنی انسان با گام نهادن در این صراط بهره مند از این دو نام میگردد و در پیمودن آن به عزت دنیائی و مقام و موقعیتی که مورد حمد و ستایش دیگران باشد میرسد. این از جهت مثبت، اما از جهت منفی اگر از این صراط اعراض نماید، خداوند عزیز که هیچ کس را یارای مقاومت در برابر عزتش نیست، او را به عذاب خوار کننده خواهد کشید و از اعراض و بی اعتنائی بنده اهانت و ضرری متوجه او نخواهد شد. چرا که «حمید» بذات است و همه حمد و سپاسها شایسته اوست.
به این ترتیب نخستین آیه این سوره، هدف، شیوه و طریق هدایت را بیان میکند. اکنون برای اینکه بشر خودخواه کوته نظر به عظمت خداوندی که چنین نعمتی را برای نجات او از تاریکیها ارزانی داشته، بهتر پی ببرد، در آیه دوم مالکیت جهان شمول او را که بر تمامی آسمانها و زمین سایه افکنده به رخ میکشد تا نیک دریابد پروردگار عالمیان بر هر کاری تواناست، پس وای بر ناسپاسانی که این نعمت عظیم را ندیده میگیرند و کفران
میکنند (الله الَذی له ما فی السموات و ما فی الاض و ویل للکافرین من عذاب شدید).
در انتهای دومین آیه، کافران را از عذاب شدید انذار میدهد، این کافران چه کسانی
هستند و مرتکب چه گناهی شدهاند که در معرض این تهدید قرار گرفتهاند؟... خداوند در
سومین آیه ماسک از چهره این ناسپاسان برمی دارد و اعمال و رفتار (نه اعتقادات و نظریات)
آنها را توصیف مینماید. در اینجا کافر را از بُعد عملی که نتیجه بعد اعتقادی و ذهنی
میباشد بشرح ذیل معرفی مینماید:
ويبغونها عوجاً
(دنیا پرستی و ترجیح آن بر آخرت)
(بازداشتن مردم و ممانعت آنها از راه خدا)
(راه خدا را بگونه منحرفانه معرفی نمودن)
در طول تاریخ، کافران از موضع جبّاريت و استکبار با اتکاء به زر و زور و تزوير و
شیوههای متکی بر آنها، در برابر پیام رهایی بخش رسولان ایستادهاند.
اینک در چهارمین آیه علیرغم مکر و حیله کافران، به مشیت حکیمانه الهی در اختیار
بخشیدن به بندگان اشاره میکند، خداوند با اینکه «عزیز» است و مافوق همه قوتها و
قدرتها، اما حکمتش ایجاب مینماید در حیات دنیا بند گانش را از طریق اختیار و آزادی
به امتحان و ابتلاء بکشاند (هوالعزیز الحکیم). بنابراین برای هر امتی رسولی از میان خودشان
و به زبان خودشان بر میانگیزد تا بروشنی و وضوح و سادگی و صراحت دین الهی را برای
آنها تبیین نماید، اکنون به اختیار خودشان است که کدامیک از دو راه ضلالت یا هدایت را
انتخاب نمایند.
اکنون با مقدمات فوق میتوانیم ۴ آیه نخست این سوره را که فهرست و مقدمه آن
میباشد بشرح ذیل معرفی کنیم.
آیه اول - نقش کتاب. آیه دوم - جهان شمولی ربوبیت، آیه سوم - موضع و عملکرد
کافران، آیه چهارم مشیت الهی در اضلال و هدایت.
همانطور که قبلاً گفته شد، آخرین آیه این سوره نیز عصاره گیری و خلاصه و
جمع بندی سوره محسوب میشود، ارتباط این آیه را با کمی دقت با آیات اولیه سوره
میتوان تشخیص داد:
هذا بلاغ للناس مطالب این سوره ابلاغی است بههمه مردم،
بلبلذروابه تا بدان بیم و آگاهی یابند،
لِعمَامِهِ النماهمِ الهِ واحد و تا بدانند که که از خدا، بکتا است،
توحد
ابلاغ
انذار
توحد
بخشهای مختلف
این سوره را برحسب موضوعات آن میتوان به ۶ بخش بشرح ذیل تفکیک نمود:
۱- آیات ۱ تا ۴ (مقدمه).
۲- ۵ تا ۸ (رسالت حضرت موسی (ع)).
۳- ۹ تا ۱۷ (موضوعات مشترک در برخورد ۳ قوم:نوح، عاد و ثمود با رسولانشان)
۴- ۱۸ تا ۳۴ (مسائل کلی و نتیجهگیری از موضوعات فوق و بیان سرنوشت انسان)
۵- ۳۵ تا ۴۱ (مناجاتهای حضرت ابراهیم).
۶- ۴۲ تا ۵۲ (نتیجهگیری از سوره در رابطه با ظالمین معاصر قرآن).
اینک بخشهای فوق را جداگانه مورد بررسی قرار میدهیم و محورهای اصلی آن را استخراج مینمائیم. (بخش یک قبلاً توضیح داده شد).
بخش ۲- رسالت حضرت موسی (ع)
این بخش که از ۴ آیه تشکیل میشود، دقیقاً در رابطه با ۴ آیه مقدمه سوره بوده و آنرا از نظر تاریخی تبیین مینماید. همان طور که قبلاً گفته شد، مقدمه این سوره اخراج مردم را از ظلمات بسوی نور، توسط کتاب و رسولان الهی نشان میداد. اینک همین معنا را در رسالت حضرت موسی علیه السلام مشاهده میکنیم. مقدم آمدن داستان حضرت موسی (ع) و قوم او نسبت باقوام نوح و عاد و ثمود، با این که از نظر تاریخی بعد از آنها قراردارد، بنظر میرسد بدلیل شاخص و ممتاز بودن داستان بنی اسرائیل و سرنوشت آنها نسبت بسایر اقوام بوده باشد. به طوریکه روشنترین مصداق و مظهر اخراج از ظلمات به سوی نور و عزت خداوندی، و در جهت معکوس، کفران و ناسپاسی را در این قوم میتوان یافت، اینک ارتباط و تقابل این ۴ آیه را با ۴ آیه نخست بررسی میکنیم:
[آیه (۱)... کتاب انزلناه الیک لتخرج الناس من الظلمات الى النور.]
[آیه ۵- لقد ارسلنا موسی بایاتنا ان اخرج قومک من الظلمات الى النور.]
[آیه (۲)... ویل للکافرین من عذاب الشديد.]
[آیه ۷- ... ولئن کفرتم ان عذابی شدید.]
[آیه (۱)... باذن ربهم الى صراط العزيز الحميد.]
[آیه ۸- ... ۸۸ فان الله لغني حميد.]
در این داستان، جریان نجات بنی اسرائیل را از آل فرعون که بلای عظیمی به شمار میرفتند، از جمله نعمتهای بزرگ الهی و از مصادیق اخراج از ظلمات بسوی نور معرفی مینماید. اما بنی اسرائیل که بدلیل صبر و پایداری موفق به نجات از چنگال بنی اسرائیل شدند، پس از نجات راه «ناشکری» و کفران نعمت را پیمودند و مشمول غضب الهی گشتند. بابن ترتیب این داستان موضوع صبر و شکر را بنمایش میگذارد (ان فی ذلک لایات لکل صبار شکور) و نشان میدهد شکر گذاری انسان بمنفعت خودش (نه خدا) میباشد.
بخش ۳- قوم نوح و عاد و ثمود
این بخش که از ۷ آیه تشکیل شده، خلاصه و عصاره سرنوشت «مشترک» سه قوم: نوح و عاد و ثمود و اقوام بعد از آنها را، بدون این که وارد جزئیات و مشخصات تک تک آنها شود، توضیح میدهد، محور مسائل همانست که در مورد بنی اسرائیل گفته شد، رسولان الهی با دلائل روشن برای اخراج مردم از ظلمات بسوی نور بسوی این اقوام آمدند (جائتهم رسلهم بالبینیات) اما آنها با نهایت لجبازی و انکار رسولان را تکذیب کردند (قالوا اناکفرنا بما ارسلتم به)، رسولان در پاسخ شک مردم، از پدید آوردن آسمانها و زمین دلیل و حجت میآوردند و رحمت الهی را در دعوت بندگان برای آمرزش و تأخیر اجل (عذاب) عنوان مینمودند. اما منکرین با تکیه بر اعتقادات آباء و اجدادی، بشر بودن رسولان را بهانه کرده تقاضای معجزه میکردند، رسولان الهی با اعتراف بر این که بشری بیش نیستند، مشیت الهی را در گزینش انبیاء و منت او را بر خود یادآوری نموده و در مورد معجزه اظهار میداشتند (این کار جز «باذن» خدا یعنی آمادگی شرایط ممکن نمیباشد)، اما قضیه در مرحله مجادله خاتمه پیدا نمیکند. مسلم است که مخالفین از بیم در خطر افتادن منافع طبقاتی خود و قدرت و ثروتی که به هم زدهاند، در برابر یک نظام زیر و رو کننده انقلابی موضع میگیرند و رسولان را بدنبال تکذیب، تهدید مینمایند. اینجاست که آنها قاطعانه تکیه و توکل خود را بر خدا اعلام مینمایند (.. و علی الله فلیتوکل المؤمنون ... و ما لنا الانتوكل على الله و قد هدینا سبلنا و لنصبرن على ما اذیتمونا و على الله فلیتوکل المتوکلون) در این فراز ۴ بار بر موضوع «توکل» تأکید شده و موضع صریح و محکم تاریخی رسولان را
در برابر مخالفین نشان میدهد. کافران نیز در برابر این استواری و ثبات قدم، رسولان را به اخراج از سرزمین یا بازگشت به اعتقادات باستانی تهدیدهای شداد و غلاظ مینمایند. اکنون که حجت تمام گشته و قوم ظالم از ممانعت رسولان دست برنمی دارد، وحی الهی رسولان را در برابر تهدید کافران دلگرم ساخته و هلاکت ظالمان و اسکان مؤمنان را در سرزمین آنها وعده میدهد. و این چنین پیروزی مستضعفان و شکست تاریخی جبّاران رقم میخورد (واستفتحوا وخاب کل جبّار عنید). این سرنوشت دنیائی جبّاران است. دو آیه آخر این بخش سرنوشت دردناک و عذاب غلیظ آنها را در جهنم تصویر مینماید. آیات این بخش بطور نسبتاً تفصیلی مسائل مطرح شده در دو بخش قبل را در روند تاریخی خود بطور کلی توضیح میدهد.
بخش چهارم (کلیات و قانونمندیها)
این بخش که از ۱۷ آیه تشکیل شده و بزرگترین قسمت سوره میباشد، به کلیات و قانونمندیهایی که بخشهای قبل سوره بر آن تکیه دارد، اختصاص پیدا میکند. آیات این بخش بترتیب بر حقایق ذیل اشاره مینماید:
- اعمال کسانی که به پروردگارشان کفر میورزند مانند خاکستری است که دستخوش طوفانی شدید گردد. از آنجائی که تلاشهای کافران بر حقیقتی استوار نیست و دوام و ثباتی ندارد، به خاکستری تشبیه شده که در صورت پراکنده شدن قابل جمع آوری نمیباشد.
- خداوندی که خالق آسمانها و زمین میباشد، بر هلاکت کافران که جزئی ناچیز از مخلوقات او هستند قادر است.
- تبعیت از مستکبرین و اجابت دعوت شیطان عامل اصلی انحراف اقوام از راه خدا بوده است. در آیات ۲۱ و ۲۲ مجادله ضعفاء با مستکبرین و گفتگوی ظالمین (هر دو دسته) با شیطان نقل شده است، کسانی که از هدایت الهی دور شده و فریب وعده شیطان را خوردند، در قیامت ملامت میشوند و بعذاب الیم گرفتار میگردند. در جهت معکوس، کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام دادهاند، «باذن» پروردگار (با کسب قابلیت و شایستگی) وارد بهشت میگردند.
- خداوند تثبیت مؤمنین را در دنیا و آخرت، که مبتنی بر قول ثابت آنها میباشد (بشت الله الذین امنوا بالقول الثابت فی الحیوة الدنیا والاخرة) بعنوان «کلمه طیبه»، به «شجره» طیبه ای» تمثیل مینماید که ریشه ای استوار در زمین و شاخ و برگی گسترده در آسمان داردو
ابراهیم (۱۴) ۲۷۹
هر آن میوه و محصول خود را «باذن پروردگار» (با قابلیت و آمادگی که بدلیل ریشه دواندن در زمین و کسب نور و اکسیژن از هوا کسب کرده) میدهد و در جهت معکوس، عمل گمراه ساختن ظالمین (یضل الله الظالمین) را که مبتنی بر ظلم و ستم آنها میباشد، به عنوان «کلمه خبیثه» به «شجره خبیثه ای» تمثیل مینماید که از ریشه کنده شده و ارتباط و استقرارش را با زمین از دست داده است، چنین درختی نه تنها محصولی ندارد، بلکه از طریق همان جریان هوا و نور خورشید و آب و خاک که حیات بخش شجره طیبه هستند، به خشکی و پوسیدگی و نابودی کشانده میشود. کسانی هم که نعمت خدا را به کفر تبدیل نمودند (همانند درخت خبیثه که با عوامل طبیعی به خشکی و پوسیدگی کشانده میشود) در مقام رهبریت جبارانه، قوم خویش را به مرگ و نابودی سوق دادند (الم ترالی الذین بذلوا نعمت الله کفراً و احلّوا قومهم دارالبوار). اینها از آنجایی که در زندگی دنیا بر زمینه ای ثابت و حقیقتی الهی استقرار نداشتند (مالها من قرار)، در آخرت نیز بدترین قرار را خواهند داشت (جهنم یصلونها و بشس القرار).
- رسول خدا مأمور است دو پیام ذیل را به مشرکین (کسانی که مستکبرین را انداد گرفتهاند)، و عباد (کسانی که خالصانه بند گی خدا را میکنند) بدهد.
١- پیام به مشرکین: کامیاب شوید که نتیجه و سرانجام عمل شما حرکت بسوی آتش است (قل تمتعوا فان مصیرکم الی النار)، اشاره به انگیزه شرک که برخورداری و بهره مندی دو طرفه ضعفاو مستکبرین، تابعین و متبوعین و مقلدین میباشد، زد و بندی را نشان میدهد که طرفین به خاطر دنیا با هم دارند.
٢- پیام به عباد: نماز بیا دارید و از آنچه روزیتان دادم نهان و آشکار انفاق نمائید. پیش از آن که فرصت از دست برود و روزی بیاید که معامله و دوستی در آن ممکن نباشد. منظور از «عباد» در آیه مورد نظر کسانی هستند که در زندگی دنیا آزاد زیسته و طوق اسارت و بند گی طاغوتها و جبّاران را به گردن نگرفتند.
- در سه آیه آخر این بخش بر نعمتهای بیشمار خداوند بر انسان اشاره میکند تا متذکر این حقیقت گردد که خدائی بجز او نیست و باید شاکر نعمت تش بود و از کفران آن حذر داشت. این نعمات از نزول باران از آسمان که مقدمه و وسیله خارج شدن ثمرات از زمین میگردد، تا تسخیر کشتی برای حرکت در دریا (سیاحت و حمل و نقل)، تسخیر رودخانهها (برای بهره برداری و آبیاری و...)، تسخیر خورشید و ماه در حرکت پیوسته خود، تسخیر شب و روز (برای استراحت و تلاش)، آنچنان فراگیر و حیات بخش و خیره کننده است که انسان فطری را به تسلیم و تعبد و شکر و حمد وادار میکند، این نعمتها که تماماً
با جمله «سخّر لكم» ذكر گرديده، نعماتی مقدماتی است، علاوه بر آن، خداوند آنچه بشر مستلّت نموده و اراده و درخواست کرده به او بخشیده است (واتيكم من كل ماسالتموه) بطوريكه انسان هرگز توانایی شمارش نعمتهای بيكران او را ندارد (وان تعدوا نعمة الله لاتحصوها)، با اين حال انسان بسيار ظالم و بسيار ناسپاس است (ان الانسان لظلوم كفار).
در آخرين آيه اين بخش، بر دو خصلت منفی انسان كه «ظلم و كفر» است اشاره میكند، ظلم به خود و بديگران و «كفر» نسبت بخداوند، همين دو عامل باعث بدبختي و هلاكت اقوام مختلف در طول تاريخ شده و در اين سوره بعنوان دو محور اصلی انحراف اقوام و تمدنها مورد بحث قرار گرفته است.
بخش پنجم (مناجاتهای حضرت ابراهیم)
پس از ذکر داستان بنی اسرائیل و اشاره به سرنوشت اقوام نوح و عاد و ثمود و اقوام بعد از آنها و پس از نتيجه گیری و ذکر قانونمنديها، اينك به حضرت ابراهيم میرسد، اما شگفت اينكه در اينمورد تنها به ذکر مختصات و ویژگیهای اخلاقی اين پيامبر عظيم الشأن میپردازد و بجاى قوم او از ذريه اش نام میبرد، در اينجا سياق مطلب كه بيان تاريخی رابطه رسولان با اقوام خود و سرنوشت نهائی آنها بود، تغيير كرده تبديل به مناجات و خواستههای سرسلسله امامان و بنيانگزاران «امت» میگردد، گويا پيدايش «ابراهيم خليل الله» (ع) طلوع فجرى است كه نور آن بايد ظلمات تاريخ را در بستر امتهای آينده روشن نمايد. آخرين آيه بخش قبل با اشاره به ظلم و كفر بی حد انسان در طول تاريخ خاتمه يافت (ان الانسان لظلوم كفار) و اينك خداوند اسوه و گلوئی معرفی مینمايد تا حجت را بر بندگان تمام كرده، انسان كاملی را به نمايش گذارد. اگر انسانها غالباً به ظلم و كفر گرفتار شدهاند، در اينجا انسانی معرفی میشود كه سراپا محبت و خدمت (بجاى ظلم) و ايمان و اخلاص (بجاى كفر) است.
اين دو بعد وجودى ابراهيم را با توجه به آيات ذكر شده میتوان به اين ترتيب نشان داد:
١- در جهت محبت و خدمت: امنيت خواستن از خدا براى شهر مكه (در مقابل تعرض و تجاوز تاريخى انسانها به يكديگر)، طلب غفران و رحمت الهى براى كسانى كه حاضر نيستند از او پيروى نمايند و راه نافرمانى در پيش گرفتهاند (و من عصانى فانك غفور رحيم)، دعاى روزى براى مردم (و ارزقهم من الثمرات لعلّهم يشكرون)، تمناى غفران الهى براى خود و پدر و مادر و مؤمنين در روزى كه حساب برپا میشود (ربنا اغفرلى وللمومنين
یوم يقوم الحساب).
همه این موارد از عشق و علاقه او بمردم و لطف و محبت او به آنها ناشی میشود که درست معنای مخالف «ظلم» (تعدی و تجاوز به حقوق دیگران) را دارد.
در جهت ایمان و اخلاص، در ۶ آیه این بخش، حضرت ابراهیم (ع) ۹ بار نام «رب» را تکرار میکند، گاهی با ضمیر فردی (ربی) و گاهی هم جمعی (ربنا). این معنا را خداوند نازل کننده قرآن علیرغم شرک کافران در انکار «ربویت» و «وحدت تدبیر» توجه و تذکر میدهد تا عظمت مقام ابراهیم جلوه بیشتری پیدا کند. او در مقام اخلاص از خدا میخواهد خود و ذریه اش را از پرستش اصنام برکنار دارد و بزرگترین آرزونی که برای ذریه اش مینماید برپاداشتن نماز (لیقیمواالصلوة) است! اگر هم گرایش دل های مردم را به سوی ذریه خود تمنا میکند، نه برای سروری و سیادت آنها، که برای سوق دادن توده مردم به شکرگذاری از خالق خود میباشد (لعلهم یشکرون). در خاتمه با اشعار به علم و آگاهی خداوند از اعمال پنهان و آشکار انسانها، خدا را بر این که در سنین کهولت اسمعیل و اسحق را بر او بخشیده حمد میکند و بار دیگر دعا مینماید که خداوند این مهمترین درخواستش را که همانا «بر پا داشتن نماز» است در مورد او و ذریه اش اجابت نماید:
و سرانجام غفران ابدی او را برای خود و ذریه اش و مؤمنین آرزو مینماید.
خصلتهای ذکر شده: توجه به مقام «رب»، دعای بدرگاه او، اخلاص در عبادت، حمد پروردگار و آرزوی اقامه صلوة و ... همه و همه در جهت مقابل «کفر» قرار دارد که در بخش قبل عنوان گردید. بی جهت نیست که این سوره بنام «ابراهیم» نامگذاری شده است.
بخش ششم (نتیجه گیری برای آینده)
ده آیه آخر سوره که جمع بندی آن محسوب میگردد، خطاب به پیامبر اسلام (ص) میباشد که باید مطالب عنوان شده را بخاطر بسپارد.
آغاز این بخش تأکیدی است بر رسول اکرم که مبادا خداوند را غافل از اعمال «ظالمین» بیندارد (و لاتحسین الله غافلاً عما يعمل الظالمون...) و این که تأخیر عذاب آنها تا روز قیامت بدلیل اختیار انسان در حیات دنیا میباشد. آنگاه موضوعات دیگری را بترتیب ذیل بیان میکند.
- پیامبر باید مردم را از روزی که عذاب (دنیائی) آنها فرا میرسد انذار دهد، روزی که «ظالمین» آرزو خواهند کرد ایکاش اجلشان کمی به تأخیر میافتاد تا دعوت الهی را اجابت
و از رسولان او پیروی کنند اما...
- مکر و حیله ظالمین هر چند کوهها را بلرزه افکند، از آنجایی که مخفی از خدا نیست برای نابود کردن حق بی اثر و بی نتیجه است.
- رسول خدا هرگز نباید در صدق وعده الهی و نصرت رسولان تردید کند چرا که خداوند صاحب عزت و انتقام است.
در روز قیامت همه مجرمین در پیشگاه پروردگار یکتای قهار حاضر خواهند شد و خداوند سریع الحساب هر نفسی را متناسب با مکسباتش جزا خواهد داد.
- این حقایق ابلاغی است برای مردم تا بیم داده شوند و بدانند که او خداوند یکتائی است، تا اندیشمندان متعهد متذکر شوند.
*
حقایق فوق دلداری و اطمینان قلبی است به رسول اکرم تا در ادامه رسالت خود و تحمل بار سنگینی که بدوش گرفته ثبات قدم و استواری بیشتری داشته باشد، همچنین عبرتی است برای مؤمنین که از لغزشگاههای امتهای بیشین خود را برحذر دارند.
کلمات کلیدی سوره
در سوره ابراهیم برخی از کلمات بدلیل تکرار زیاد، یا اهمیت موضعی خاصی که پیدا کردهاند، میتوانند به عنوان وسیله و کلیدی برای گشودن معضلات سوره بکار گرفته شوند. از جمله میتوان به کلمات ذیل اشاره نمود.
١- اذن. در این سوره ٤ بار کلمه «اذن» بکار رفته است که بالاترین رقم را در قرآن دارد (در سورههای بقره و آل عمران هم ٤ بار کلمه اذن بطور مستقل و بدون ضمیر آمده است) کلمه «اذن» در رابطه با همان قانون دو طرفه «فاعلیت» و «قابلیت» میباشد که در شرح سوره «رعد» بر آن تأکید بسیار شد.
در اولین آیه این سوره، بیرون آوردن مردم از ظلمات به سوی نور، موکول «به اذن ربهم» گردیده است. همچنین در آیه ١١ آوردن معجزه، در آیه ٢٣ دخول مؤمنین و خلود آنها در بهشت، در آیه ٢٥ استمرار میوه شجره طیبه.
٢- سلطان (به معنای معجزه) در این سوره سه بار این کلمه تکرار شده که بجز سوره غافر هیچکدام از سورههای قرآن دارای چنین نسبتی نیستند (بصورت نکره [سلطاناً] سوره نساء اول است).
٣- عذاب - واژه عذاب از کلمات کلیدی این سوره است که ٦ بار در آن تکرار شده. این
موضوع در رابطه با سرنوشت اقوام تاریخی بیان شده است.
۴- شکر، کفر، رزق، ظلم، صبر، توکل، مکر و صبر، حمید و عزیز، ضلالت.
از کلمات کلیدی این سوره میباشند که در مواضع خاص اهمیت ویژه خود را به طور اساسی و محوری جلوه میدهند. این کلمات تماماً در رابطه با رسالت پیامبران قرار دارند.
اسماء الحسنی
در سوره ابراهیم تعدادی از نامهای نیکوی الهی بکار رفته است که میتواند راهنمای مفیدی برای فهم محتویات سوره محسوب گردد، بیشتر این نامها مثل: عزیز الحمید، عزیز الحکیم، غنی حمید، عزیز ذوانتقام و واحد القهار، بصورت مزدوج بکار رفته و بقیه مثل: سریع الحساب، فاطر، سمیع الدعاء، الله به صورت مفرد بکار رفتهاند. این اسامی بقرار ذیل میباشند:
| ۱- الله | ۳۷ بار، اله یکبار | ۶- حکیم | یکبار | ۱۱- قهار | یکبار |
|---|---|---|---|---|---|
| ۲- رب | ۱۷ (به صورت مضاف) | ۷- غنی | ۱۲- سریع الحساب | ۱۱- قهار | یکبار |
| ۳- عزیز | ۳ | ۸- غفور | ۱۳- فاطر | ۱۳- سریع | یکبار |
| ۴- حمید | ۲ | ۹- رحیم | ۱۴- سمیع | ۱۴- ذوانتقام | یکبار |
| ۵- واحد | ۲ | ۱۰- ذوانتقام | ۱۴- سمیع | ۱۴- سریع | یکبار |
مجموع اسماء فوق به اضافه «بسم الله الرحمن الرحیم» عنوان سوره رقم ۷۴ میباشد که اگر ۱۷ مورد «رب مضاف» را بحساب نیاوریم حاصل باقیمانده ۵۷=۱۹×۳ خواهد شد.
آهنگ انتهایی کلمات
این سوره از ۵۲ آیه تشکیل شده که این آیات با ۱۰ حرف بترتیب ذیل ختم شدهاند.
| ۱- «ده» (۱۱ بار) | ۲- «ره» (۱۱ بار) | ۳- «م» (۷ بار) | ۴- «ن» (۶ بار) | ۵- «همزه» (۶ بار) |
|---|---|---|---|---|
| حدید (۲ بار) | شکور | حکیم | مبین | سماء (دوبار) |
| شدید | قرار (۲ بار) | عظیم | مؤمنون | یشاه |
| بعید | بوار | الیم | متوکلون | دعاء (۲ بار) |
| وعید | نار (۲ بار) | سلام | ظالمین | هوا |
| عنید | انهار | اصنام | یتذکرون | |
| صدید | نهار | رحیم | یشکرون | |
| جدید | کفار | انتقام | ||
| اصفاد | ابصار | |||
| قهار |
| ۶-۱۵: ۴ بار | ۷-۱۷: ۴ بار | ۸-۲۰: یکبار | ۹-۳۰: یکبار | ۱۰-۴۰: یکبار |
|---|---|---|---|---|
| زوال | مریب | عزیز | محیص | غلیظ |
| امثال | ||||
| جبال | حباب | |||
| خلال | الباب |
این کلمات به استثنای کلمات ختم شده به حرف «ن»، به اسامی خداوند، بهشت و جهنم او یا «موضوعات» مربوط میگردد. البته استثناهائی هم دارد که برخی از آنها مثل: ضلال، عنید، کفار، ... ویژگی خاصی در سوره داشته با اینکه تنها یکبار به کار رفتهاند از سورههای دیگر کمتر نیستند.
ارتباط سورههای ابراهیم و حجر
آیات انتهائی سوره ابراهیم (۴۲ تا ۵۲) یکسره در باره روز عذاب ظالمان و چگونگی عذاب و انتقام الهی از مجرمین میباشد و پشیمانی و ندامت جانور و تمنای آنها را برای تأخیر عذاب و جبران ظلم و ستمی که کردهاند نشان میدهد. از آنجائی که خداوند جزای هر نفسی را متناسب با مکتسباتش میدهد، ظالمان مجرمی را که جز مکر و حیله علیه رسولان و ظلم و ستم به بندگان کارنامه مثبتی نداشتهاند، جز عذاب جهنم نصیبی نخواهد بود. و در آخرین آیه، خلاصه و جمع بندی میشود که این سخن (یا قرآن) ابلاغی است برای همه مردم تا از طریق آن بیم و هشدار داده شوند و بدانند جز این نیست که او خدای یگانه ای است. البته به چنین شناختی تنها صاحبان اندیشه متعهد متذکر میشوند.
در سوره حجر که پس از بیان اوصاف فوق آمده است، این مطلب را بیان میکند که هر چند اکنون غافل و بی اعتنا به این حقایق هستند، اما چه بسا (در آینده قیامت) آرزو خواهند کرد ایکاش تسلیم خدا (نه هوای نفس و شیطان) بودند. حال که خداوند مهلت و مدتی برای ابتلا و امتحان مقرر کرده و جبر و فشاری در پذیرش دین قرار نداده است، رسول اکرم نیز وظیفه دارد آنها را به حال خود رها سازد تا بخورند و بهره مند از دنیا در آرزوهای باطل خویش سرگرم باشند تا بزودی به نتیجه عمل خود برسند. چرا که در هلاکت اقوام ظالم عجله و شتابی در کار نیست و به طور طبیعی و تدریجی هر نفسی به نتایج اعمال خود میرسد.
آنچه در سوره حجر آمده است در واقع تکلیف پیامبر را در برابر ظالمان و مجرمین معرفی شده در انتهای سوره ابراهیم، مشخص مینماید.
- ۰:۰۰۰:۰۰
مهمترین بخشهای این جلسه: ابراهیم، قهرمان توحید · خاص بودن دعاهای حضرت ابراهیم · رابطه مداومت با نوسان حالات روحی · مکانیسم معرفت · کتاب، وسیلهی خروج از تاریکی به سمت نور · عزت خداوند و فلسفهی وجود نور و ظلمات. این جلسه نشان میدهد ابراهیم در پیوند میان ابراهیم، قهرمان توحید، خاص بودن دعاهای حضرت ابراهیم و رابطه مداومت با نوسان حالات روحی صورتبندی میشود.
- ۰:۰۰۰:۰۰
مهمترین بخشهای این جلسه: زبان · مفهوم ظلمت · نور · داستان انبیا · ساختار داستان انبیا در این سوره · داستان موسی. این جلسه نشان میدهد ابراهیم در پیوند میان زبان، مفهوم ظلمت و نور صورتبندی میشود.
- ۰:۰۰۰:۰۰
مهمترین بخشهای این جلسه: ارتباط بخش های مختلف سوره · مرور جلسات قبلی · حرف شیطان · محتوای اصلی سوره: از ظلمات به نور · ارتباط قسمت ابراهیم با خروج از ظلمات به نور · قسمت میانی سوره. این جلسه نشان میدهد ابراهیم در پیوند میان ارتباط بخش های مختلف سوره، مرور جلسات قبلی و حرف شیطان صورتبندی میشود.