متنِ کاملِ پیادهشدهٔ این جلسه در ادامه آمده است.
نهی از پیرویِ بیعلم
موسیقی در مورد سی درست
از دقیقهٔ ۰:۰۸ تا ۰:۵۷ به دلیل نویزِ شدیدِ فایلِ صوتی، امکانِ پیادهسازی وجود نداشت.
وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِۦ عِلْمٌ ۚ إِنَّ ٱلسَّمْعَ وَٱلْبَصَرَ وَٱلْفُؤَادَ كُلُّ أُو۟لَٰٓئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْـُٔولًۭا
و چيزى را كه بدان علم ندارى دنبال مكن، زيرا گوش و چشم و قلب، همه مورد پرسش واقع خواهند شد.
مفهوم تقلید و دو ایراد
برید از فرانی بپرسید من مقلط بودم از آن تقلید کردم خب دوتا درواد ایراد اینجا وجود دارد ممکن است بعضی ها خیلی ایراد های عجب و غریبی دیگرم بگیرم من میخواهم سعی کنم که به نوعی دفاع بکنم از این که مفهوم تقلید مفهوم درستی است حالا با یک تفسرهایی و این دوتا ایراد رو هم یک جور جواب بدم و یک خورده بحث در مورد دلائل این که چرا باید تقرید بکنیم انجام بدن ایراد اول همینی که گفتن شما سراسر قرآن و عادیثی که نگاه میکنید به شدت تحکید روی این است که هر کسی مسئول اعمال خودش کلکم را و کلکم مسئولی که از معروف در این روایت هایی که از پیغمبر نغم میشود یعنی اصولا به نظر میآید این تناقض دارد با در راقع معارف دینی ما که یک نفر یک سری کارهای انجام بده و بگوید که مسئولیتش با من نیست مسئولیتش با کسی میدهد هر کسی هر کاری انجام میدهد مسئول حمال خودش مثلا دیگر آیه قرآن سریح تر از این نمیتواند این حرف را بزند که میگوید لا تفهما لایسالکاویهیه گنبالی یک چیزی که به آن علمی نداری نداری اگر نمیدونی این کار درستی یا غلط است نباید انجام بدی اگر نمیدونی این عقید درستی یا غلط است نمیتوانی به حساب این که به من گفتن پیروبی بکنی قرآن یکی از بیشترین چیزهایی که در آن تکرار شده این است که سعی میکند در تمام داستانها و غیر داستان نشان بده که بزرگترین مشکلی که بر سر داشته و افتاد ادیان آمدند که این مشکل رو حل بکنند شرکه و شرک دقیقا نتیزه تقلیده یعنی آدم ها چرا مشکل می شوندن برای این که از اجداد خودشان از فرانتهای جامعه خودشان تقلید می کردن کلن شما وقتی قرآن رو می خونید فضای زده تقلید به شدتش وجود دارد آدم ها باید مستقل باشند فکر بکنند خودشان ما همیز خوشبختانه در دین اسلام مسئله که مطلعا شما نمیتوانید در اقاید و خودتان تقلید بکنید و همچنان دارید کسی میگویند که اصول دین و شما اعتقادات خودتان را باید به دست بیارید بهش اعتقاد پیدا بکنید با در واقع به طور فردی نه این که قید که من شمیدم که اینجوریه بنابراین بهش اعتقاد بکنم اولی ایراد اینی که اصولا تقلید کردن به نظر میآید که با روح قرآن و دین اسلام خیلی سازگار نیست و هر کسی باید مسئولیت اعمال خودش رو در واقع به نوعی راهده بگیره یک آیاتی تو قرآن هست میگوید که در دوز قیامت انفرادی نفید میشید دلوی خداوای نیستید نمیتوانید بگویید با پدر مادر و نمیتوانید مرجع تقلیمشون نمیبنید خدا که بتونید نشان بدید بگویید این به من گفته این حرفها یا یک آیاتی هست که کبرا انا میگوید که ما یک درمی نزن در جهنم میگویند که ما از اینها پیروی کردیم لعقل حالا که دارید مار عذاب میکنید اینها رو دوباراور عذاب بکنید اینهایی که ما از ایشان پیروی کردیم و جواب میآید که برای هر دو تا گروهتون دو برابر از آفر همونها که به شما گفتن کارهای بد بکنید و هم شما که عقلتون دارید دسته همچنان آفرهایی با شما پیرو بیکردید کلن فضای قرآن فضای زد تقلیده میخواهد که آدم ها مستقل باشند بنابراین یک استدلال بر علیه تقلید کردن میتونی این باشد که خب اصلا به طور کل این نوع رفتار با روح اسلام با این که همه محسودن مخالفت داریم یک ایراد دوم ایراد ایراد میشود گرفته من این دوتا ایراد به نظرم میآید که یک جورایی جدیدتر هستم ایراد دوم اینی که خب اصلا این نظام مرجعیت و تقلید و این حرفها کیمو بلیان گذاری کرده تاریخ مثلا فرض کنید اسلام یا تشایی و نگاه میکنید از که این برنامه شروع شده واقعا از اولش مثلا محجای تقریب وجود داشته در تاریخ یک بار تلویزیون یک برنامه پخش میکرد با این نفر مصابه میکرد و یک خورد عجیب بود برای من که این مصابه به این شکل از تلویزیون پخش شد یک برنامه بود به اسم آفاق نمیدانم میدیدید یا نه این برنامه مذهبی بود که گاهی مثلا با بعضی از این آدم هایی که خارج از کشور هستند تو محسوس تحقیقات دینی یعنی مذهبی بود در یک خورده بالتر از سطح معمول از خیلی آدم هایی که خارج از کشور تحقیقات اسلامی می کردن می رفتن خارج از کشور مصاحبی می گرفتن یا بعضی از مدعوین سمیارا و کنفرانس های داخل کشور رو بایشون مصاحبی می کردن با یک آقایی که مقیمه اگر اشتباه نکنم مالزی بود اونجای محسد تحقیقات اسلامی دارد فکر میکنم آنجا تار میکرد صحبت میکرد گفت مرجعیت از یک سال وبایی شیر بشود یک سالی وبا آمد و همه علماء بزرگه مثلا تشعیو از دنیا رفتن و یک نفر که اسمی برد تنها کسی بسیار باقی نمیدهد و این واجه مرجع این یک آدمی که همه بهش روزونی کردن از اینجا به وجود آمد موضوعی مال مثلا ۳۰۰ سال قبلی چنین طریق شده قبلن یک جوری همانطوری که سنی ها همینطوری رفتار میکند یک سری مفتی روزون دارد محلی آدم ها از علمای محلی و خودشان مثلا فرست کند شعالات دینی میکنند این که یک افرادی به اموال مرجع تغلیدی جید داشته باشند که مثلا با یک مکانیسم هایی هم انتخاب داشتن رساله بنیستن شرایطی داشته باشند بعد نمیدانم حرف از این میشود که باید علم بین مراجعه رو انتخاب کنی این یک چیز که دو سه قرار میشتر سابقه ندارد ایراد دوم میتواند این باشد که خب همین نشانه این است که این خیلی ریشه تو مسائل گیمی ندارد دیگر یک سال وبا آمده یک جریانی شروع شده میشود اینجوری بهش نگاه کنیم حالا من سعی میکنم که یک خورده توضیح بدم که ماجرا چیست ربطی به غوا دارد یا ندارد ببینید من میخواهد از این دفاع بکنم که تغلیب در شریعت به یک ننایی لازم است با همان استدلال متعارفی که احتمالا همه تون شنیدید که از یک تمثیلی استفاده میکنند میگویند وقتی شما میروید دکتر مثلا شما مریضید میروید دکتر خودتان که نمیدانید چه کار باید بکنید میدید پیشه یک کسی که درسشو خونده ازش سوال میکنید و دیگر هم در مصخهی که برای شما میپیشید چون چرا نمی کنید یعنی مصخه رو عمل میکنید یک جوری اعتماد میکنید به دکتوری به حساب این که دانششو دارید و مرجعیت هم از همین نوعه شما نمیتوانید که همه مردم بگویید که برن تحصیلات دینی بکنند و بتوانند مشتحد بشن و مثلا احکام شریعت رو خودشان استعمال بکنند بنابراین چاره این نیست بغیر از این که شما یک آدم هایی که وقت گذاشتن درسشو خوندن و شما به صداقتشون هم اعتقاد دارید که این آدم ها به صداقت شیشه خوردهی ندارند آمدند واقعا درس خوندن آدم های خوبی هستند با تمام وجود سعی کردن که احکام شریعت رو استخراج بکنند بنابراین به تو مثل یک پزش میمانند همونجوری که شما به پزش اعتماد میکنید که پزش غرض و مرزی ندارد رفته نرفته پزش کشه که مثلا آدم بکشد یا کارایی بکنه رفته پزش کشه یا میخواهد مردم رو مدابا کند یا میخواهد پول در بیاورد اگر میخواهد فقط نیت پول در آوردنم داشته باشد سعی خودش رو میکند که بهترین نه ممکن است مردم رو مداوا بکنه دیگر در اینکه بیشتر که مداوا بکنه درمانش هم میرو باره هرچی بیشتر تو زیر تیغ جراحیش آدم ها بمیرن خب تمتر دیگر آدم ها خودشان میسپارن به تیغ جراحی این آدم و اله آخر بنابراین یک نظام پزشگی وجود دارد که آدم میتواند بهش اعتماد بکنه که اولا تو دانشگاه ها تا حد ممکن سعی میکنند که با بهترین روش های درمانی آشنا بشن و از طرف دیگر هم پیزشی هم حالا به هر دلیل برای منافع شخصی یا عمومیش سعی میکند که بهترین کار رو انجام بگیر حالا مشابه همین رو در واقع در مورد مرجعیت هم میشود به معنی گفتیم شما نمیتوانید احکام رو خودتان استعمبات بکنید و اگر هر کسی برای خودش بدون این که دانش کافی داشته باشد از احکام منداراوردی مثلا خودش همینجوری بره چند ساعت وقت بگذارد و یک احکامی رو استخراج بکنه و ازش پیروبی بکنه اینم در واقع واضح است که به یک هر جمعه جی در واقع منجر میشود و اتفاقا این رفتاره که مستاقه لا تقفمان لای سالک بهی علمه یعنی یک آدمی که نمیبونه که شریعت چیست برای خودش یک جور شریعت درست بکنه یایی با یک علم خیلی کمی یک مطالعات مختصری در یک احکامی رو استعمالت بکنه این است که دارد از چیزی که بهش علم ندارد پیروگی میکند نمیگوید که از آدم ها پیروگی نکنی میگوید از غیر جایی که علم نداری پیروگی نکنی من اگر پیروگی از دیدگاه شخصی خودم بکنم که مبناش علمی نیست این در واقع مشمول همان آیه میشود که گفته این کار رو نکنید باید دنبال دانش باشید و راه سهیدتر رسیدن به دانش همین است که شما در زمین های دانشمندی هست باید باش مشکلات بکنید باید ازش سوال بکنید و در مواردی مثل شریعت که یک مجموع بزرگی از احکامه خیلی طبیعی است که مخلوم تقلید به برود بنابراین دارید دفاع از این که اصولا مرجعیت حالا میخواهیم بگوییم که این به صورت مفتیهای محلی باشد به صورت مرجعیت امیدوارم آم باشد فکر میکنم چون ارتباطات دنیا ارتباطات زمینی کنی یک دورانی من میخوایم آن استعدال دوم که یک چنین ساختاری در اسلام وجود نداشته در قرون اولی از یک جایی به بعد مفهوم مرجعیت بین شیعه به وجود آمده مثلا همه از یک سال وبایی بنایی که جواب این اشکالو بدم خب شما یک موقعی اصولا ارتباطاتی وجود ندارد معلوم همیچیز لوکال میشود یعنی شما در شهر خودتان یا رستای خودتان یک عالمی پیدا میکنید از آن بیشتر هم نمیتوانید جلوتل برید و از کسی سؤال بکنید در مورد احکام ازش پیروب میکنید و وقتی که وارد دنیای ارتباطی شدیم خب آدم ها میتوانند به همه دسترسی دارند طبیعی است که حرف از این پیش بیاید که کی اعلمه کی اعلم نیست من فکر میکنم لازم نبود ووا بیاید تا این اتفاق بیافته تو ما وارد دورانی بشیم که حرف از اعلمیت و مرجعیت و اینها زده بشیم مرجع چیزی نیست بگره اصلا مفتی که اصلا باستبادتره و حالا دیگر لوکال و گلوبال هم نداریم شما تو هر جای جهان اسلام هستید میتوانید از یک مفتی که یک جایی دیگر تو دنیا داری زندگی میکند فتوه بگیرد و پیروبی بکنید بنابراین مفهوم به طور
از دقیقهٔ ۱۳:۲۷ تا ۱۸:۴۸ به دلیل نویزِ شدیدِ فایلِ صوتی، امکانِ پیادهسازی وجود نداشت.
قابل اونده، چیزهایی نیست که از هر دوز من که من خواهیم چیزی در افتخابت را بگویم خب من همونوز من چیزهایی میخواهم ادامه بدم دوگارم نه خب اشکال ندارد یک نکته ای که گفتی نکته دوبامیه که میخواستم بگویم نکته اول بگذارید من معصورم فکر میکنم که این تمثیر تمثیر خوریه و مفهوم مرجعیت رو به یک معنایی ثابت میکند ما نه تنها در زمین مساید دینی همه جا یک جوری مراجعی داریم که اگر یک چیزونو نمیدانیم میدانیم از کسی که میدانیم میپرسدید یا خیلی چیز ساده تر از این وجود ندارد بعضی ها میگویند نمیدانم تقلید کار میماند این فرقه ما از یک حرف ها شنیدید احتمالا دید کلن اصلا کلمه تقلید درشون میآید ما به طور مداوم در مورد چیزهایی که نمیدانیم از کسانی که میدانند حالا درسشو خوندن یا به هر طریق ما اتمینان داریم به این که میدانند سوال میکنیم و هیچ آرم ندارد که آدمی از دیگران بپرسه من دقیقا میخواهم بگویم این همان معنی لا تقفل ما لکسده که این علمه اگر من میدانم که علم پیش این آدمه خب میرم از او سوال میکنم من میدانم علم دارم که این آدم به یک چیزی علم دارد ازش سآل میکنم بنابراین همین چیز متابقه علم دارد حالا اگر ازش سآل نکنم صدا هم نمیدانم همینجوری کاری بکنم از یک چیزی که علم ندارم پیروبی کردم بنابراین مرجعیت این است همان پیروبی کردن از همان آیه است و انواع مختلف آیاتی که در واقع مشابهش داریم پیزش رفتن هم همینطور در همه موارد هم همیدونید بقیه از عمود اعتقادات که مثلا فرض کنید من قرار است که به یک معرفتی برسم نه این که یک گزاره رو مثلا تیک بزنم ممکن است یک گزاره رو تیک بزنم با اعتمادی که به یک آدم دارم ولی این را بدونم که آلا کار تمام نشد اصلا شروع شد وارده یک معهله شدم که آلا باید مثلا ببینم بر اساس یک اعتقادی زندگی میکنم و خوشیار هستم که ممکن است اعتقاد غلط باشد رای چک بکنم که اعتقاد درست برم برال در مورد مسائل عملی وقتی میخواهیم کارهایی را انجام بدیم در همه موارد خودمان به طور طبیعی تقلید میکنیم و این است این در واقع پیرودی کردن از علم ولی الان اینجای نکاتی وجود دارد مثلا شبیه همین نکته که میشونن لنگش اشاره کردن یک نفر خیلی مهم این است که همه این حرفی که ما داریم میزنید مرجعیت در مهدیندهی که مربوط به درسهای خونده شده میشود ثابت میکند الان یک صحبت هایی نفران رای بعضی هم میکنند که آدم ها باید یک مرجع داشته باشند همه چیز را ازش بپاسن میخواهند رأی بدن ببینند که مرجعش به کی دارد رأی میدهد میخواهم نمیدانم در فعالیت اجتماعی شرکت بکنم ببینم مرجایش چه میگوید مگر آن مرجایش علم سیاست خونده که مثلا در مسائل سیاسی اجتماعی شما ازش پیروز میبینی کنید ببینید آن شما همینطوری که من نمیخواهم وقتی میخواهم رعی بدم نمیرم از یک پزش بپرسم که به که رعی بدم موقعی که میخواهم رعی بدم از این مرجای تقریری که فقه خوندم نمیپرسم ممکن است برم از یک آدمی که ارونو سیاسی مثلا خونده خیلی هم تو سیاست وارده و خیلی هم من به او اعتماد دارم که آدم خوبیه شاید برم از آن راه نمایی بگیرم باش مشورت بکنم که مثلا تو این زمینه سیاسی چه کنم ما برای هر زمینه تخصصی مراجعه خودش را داریم. پزشکی برای خودش. پزشک مرجعه مثلاً فرض کنیمی که چه داروی نصرف بکنیم. برجای تقلیدی که درس فقه خونده تقلید میکنی و از او در آداب و احکام شریعت و امیدواری الاخران تا حد ممکن فرض دارینه آن استدلال اساسش این است که من وقت ندارم نمیتوانم دارم درس فقه بخوانم که مثلا ده سال طول میکشد یا پزشکی بخوانم که ده سال طول میکشد چون وقت ندارم این کار دارم میکنم اساس این است که اگر میتوانم خودم به حالت استمبات همه چیز برسم خب واضح است که از دارد دینی بهتره که شما تو هنوی زمین ها به جایی برسید که مستللا همه چیز استمبات بکنید اگر میتوانید جایی که نمیتوانید میروید متعلق میکنید اگر نه با آدم های مشکلت میکنید اگر به ایش نتیجه نرسید مثلا از یک نفر تقلید میکنید تا حد ممکن استقلال خودم را حرچ میکنم احکامشتر ممکن نیست من نمیتوانم به همه آدم ها شما تخشیص بکنید که باید بریدید مجموع کتابه اصول فیخ و فیخ و بخوانید احادیث رو هم براد باشید علم رجال مثلا یاد بگیرید که بتونید تخشیص بدید که این احادیث کدومش روباتش معتبرن کدومش نیستند و از آخرش مثلا به این نتیجه برسید که حالا روزور رو باید اینجوری بگیرید و اونجوری بگیرید چون ممکن نیست تقلید میکنید چون ممکن نیست فزشکی یاد بگیرید تقلید میکنید اگر در شما ممکن است احساس میکنید که در زمینه علم دارید خب از علم خودتان توریات میکنید دیگر این که به جاید تقلید ندارید حتی درقب واضح است که شما در مسئله سیاسی اجتماعی و خیلی چیزهای دیگر مثلا در مورد روابط بین المدن اگر برید از مراجعه تردویتو قوم سوال بکنید در مورد این جاورتون هم نمیدهند جالبیش این است که به من یک چه میگویم پرانتز باز بکنم اکثره حالا من نمیخواهم بگویم اکثر یک دوی زیادی از این آدم هایی که در اعتراضات سیاسی اخیر شرکت داشتن اصولا ایدهشون جدایی دینستیاسته بارها در تونه این موارد من میدانم مقالات میدونستن که علماء قوم چرا ساکت هستند چرا حرفی نمیزنن چرا اعتراض نمیکنند خلاصا این نمیدانم علماء قوم فکر کنند خوب است دیگر سیاست خیلی برد نیستند خیلی تو مسئله سیاسی دخالت نمیکنند نه اینوری نه اونوری و عدم دخالت دین در سیاست و این هم یک جورایی خالصا همین است که علماء تو مواردی که واقعا علم ندارند اولما هستند تو زمین کار خودشان علم هم در استنباط احکام مثلا شریعیش یعنی چه که بیان جایی که به نف من باشد خوب است کهاز دقیقهٔ ۲۵:۵۶ تا ۲۶:۵۰ به دلیل نویزِ شدیدِ فایلِ صوتی، امکانِ پیادهسازی وجود نداشت.
درست نمیدانید نلزومه استفراشی کرده یعنی که مثلا فرض کنید روایتی هست از امامی نقل شده و این آدم به دلیل دانشی که دارد به آن کتابی که این در آن نقل شده و آن راویی که این را نقل کرده اطمینان دارد مثلا در مورد این تاریخ حدیثیون ها متعلق می کنند اینجا درستشونه که تشکیل بدن که کدام حدیث درست کدام غلط است خب وقتی که به اینجا میرسد تو روایت گفته شده که این کار رو اینجوری انجام بدید گفتی نشده چرا انجام بدید اصولا در روایات و در فقه فلسفه احکام گفته نمیشده و فقهان ادعای دونستن فلسفه احکام ندارند نمیدانند بعضی هاشون مخالف فلسفه احکام هستند یعنی بین علمای بزرگ علمای هستند که خیلی روی خوشی نشان نمیدهند که شما مثلا فرض کنید فقه و اینجوری در راه تبیر بکنید که اینها هر کدام این احکامی فلسفهی دارد و من مثلا بعدا مرساس آن فرصه رو بخواهم نتایجی بگیرم که حالا این حکم اینجوری نیست اونجوریه همان است خیلی متعبدانه سر می کنند همان مقداری که از روایات به دست میآید مثلا استفاده بکنند شرایط زمانو اگر بخواهم حکم جدید بدن یک جوری تا حد ممکنست سر می کنند که بفهمن که حکم معنیشتی باید این کار بشود شما دارید یک چیزی میگویید که به نظران انجام نمیشود ولی باید دارد باید این کار انجام بشود ولی خیلی این شکلی نیست من فکر کنم یک بار در این مورد صحبت گردم که این یک نقصیه در فقاحت که به فلسفه احکام نمیپردازن یعنی فقاحت بدون فلسفه احکام همین مشکله دارد مثلا یک مشکل همین است و اگر این حکم را به شرایط زویز تطویقش بدن، خب چه رای وجود دارد برای اینکه شما تشکیل بدید که الان این حکم تبدیل به چه میشود رفتی شرایط عوض شده؟ این نظر شخصی منه که لازم است که این فقه بدون فلسفه احکام خیلی اعتبار ندارد. من حتی فکر میکنم را این تحکید کردم که عمل شخصی به احکام بدون دونستان فلسفه احکام خیلی اعتبار ندارد. من در فکر میکنم جلسات سور نور بود که یک جلسه در این مورد صحبت گردم که این اعتقادی که میگویند که ما احکام شریعت را انجام میدهیم به نیت امتصال اهم یعنی یک امری به ما شده ما همان رو در واقع اجرا میکنیم و ولیفه ما همین است من سعی کردم بگویم که این درست نیست یعنی اگر من یک عمل رو انجام بدم مثلا هجاب داشته باشم و هیچ دیدگاهی نداشته باشم که هجاب یعنی چه فقط همینجوری امتصال عمدارم میکنم یک چیزی رو از لس دادم خب میگویند که بعضی ها حرفشونی که حکوم که اجرام میکنید عذاب از اتون برداشته میشود و اینکه حرام خدا رو مثلا حلال نکردید ولی وقتی شما بدانید حسش رو داشته باشید که هجاب برای چیست آن وقت بهرشت رو در واقع میبرید وقتی که آن عمل رو دارید با آن حسش انجام میدید یک جوری در واقع به یک کمالی میرسید در حالی که همینطوری و مشکل اصاسی که من تو همان جلسه هم گفتم این است شما محال یک کاری رو انجام بدید و برخورتون فرشت رو درست نکنید یعنی همه آدم ها خلاصه یک جوری الان نصفتون اینکه چرا هجاب باید باشد یک موضعی دارند اسلام و بهتر بگویم تاریخ عدیان بیشتر به همین زباهر تکیه کردن تا به مثلا امغ دادن و احکام من فکر کنم یک جلسه واقعا مفصل در این مورد صحبت کردم که چرا اینقدر خلصت احکام به نظرم چیزی لازمی ولی فعلا در مورد شرایط فعی داریم بحث میکنیم و من حرفم یک تغییر در مورد بفتن فرم جایی که شکل اجرای یک حکم مثلا این که یک حکمو این کارو باید بکنم یا آن کارو باید بکنم چند رکعت باید نماز بکنم شکل انجام شریعت چه باید باشد خب همین هم خلاصه یک رای برای استعمالاتش وجود دارد که حتما حوضای علمی فقاحت به وجود آمده که همین کارو انجام بگیر چون ممکن است حالا به فقاحت به معنای موجودش ایراده علمی داشته باشد بگویید که یک جاهایی مثلا خوب فقاحت انجام نمیدهند حکام خوب استعمالت نمیکنند این بحث جداست مثل من شخصا نصارت پزشکی هم هزار تا ایراد بارم ولی الان اگر مریض بشم حالا تا آن پزشکی ایده هایی به وجود بیا که این چاری نیست که دکتر نرم حالا فعلا مداوان میکنیم خود این کنید با همین غرصایی شیمیایی که ممکن است هزار تا زرار هم داشته باشد راه دیگر نداریم ممکن است شما بگیرید پزشکی ایدئالی وجود داری که خیلی بهتر درمام میکند ست سال دیگر شاید به اینجا برسیم فقاحت هم همینجور شاید ست سال دیگر به یک فقه خیلی کامپیوتری در یک درجه یک برسیم مرژه تغییرمونم مثلا یک چیز باشد بله یک نرم افزار چه؟ بیشنگی بیترشنگی آره برچنین بهتاش نداریم نه به حال های اینکه من فکر نمی کنم فقه ها هم حرفشونی باشد هم ست درصد بهترین چیزی ممکن رسیده بگذاریم بحش روشنه دیگر من به نظرم میآید که تقلید کردن به معنای پیروبی کردن از جهالت نیست بلکه به معنای پیروبی کردن از علمه در موارد یک تقلید نکنید از جهنگ داری پیروبی کنید و بفرمایید. من میدونستم که این حرف ها را بزنم خیلی سوال زیادی است. خیلی از یهودیت اینها جالب تره فکر. ایتقاداتشو باید درست کنید. صد در صد نمیدانیم یعنی من فکر نمی کنم که هیچ کدام از پیامبرانی که مثلا جانشین مونسا شدن لزومن فتحشون از ذره پیانبری به جای رسیده باشد پیانبران اولول از یک تعداد محدودی هستند کسانی که شریعت آوردن اینها افراد یک شعن خاص خودشان را دارند مثل این که من سوی تعبیر نم شدم مثل اینکه یک آدمیه که به یک جایی رسیده که آنقدر مورد رفتارش نهوه عبادت کردنش به یک سطحی رسیده از دانش و از عمل که یک جوری در واقع درک میکند که خودش چه کار باید بکنه و به طور منسجنی میتواند شریعت به وجود بیاورد حتی اگر پریده وحی وجود نداشته باشند بعضی از آدم ها پیرانبران خودشان مثلا پیرانبر نماز رو به یک نوعی انگار کشت کرده این شکلی نیست که کسی آمده باشد به او محسنن حالا اینجوری در قرارات هست اینجوری نبوده که فلشته وحبی ها دگه که وایستا حالا نمیدانم سوره بسنیم فرام بکنم حالا روکو برو حالا درست سجد برو اینجوری نبوده حسی داشته که نماز خونده و این نماز شده استاندارد برای همه کسانی که از شریعت پیغمبر پیروی میکنند و خیلی چیزهای دیگر خیلی چیزهای دیگر که پرامبر پشتی کرده در واقع به جایی رسیده که عملش مورد قبول خداستیه اینجوری نیست که همه پرامبران ارور ازم باشند و بنابراین همه چیز شریعت رو دقیقا درک بکنند از پرامبران بیایید پایین که قطعا این شکلی نیست آدم ها من و شما مطلقا به جایی نمیرسین که همه زوایی شریعت رو درک بکنند ولی پیروبی میکنیم از آن دیگر از مسئله عملی پیروبی میکنیم ولی این را در مورد اعتقادات ببینید من میخواهم بگویم در مورد عمل کردن نخص حساب میشود حتی چرا رسید در مورد اعتقادات یعنی شما آن عملی رو که واقعا امیغا درک میکنید که چرا کار دارند تشریف شده و چرا باید اینجوری باشد رو به اینجا میرسید و متابعش عمل میکنید آن وقت عملتون اینجوری در مورد تقلید عمل میکنید نقشی در رفتارتون هست اعتقاداتون قبول نیست که شما همینجوری بهش عمل بکنید نقش که قطعا اعتقاداتون هم نارسته دیگر خلاصه شما تا یک حدی میبینیداز دقیقهٔ ۳۵:۴۵ تا ۳۷:۳۲ به دلیل نویزِ شدیدِ فایلِ صوتی، امکانِ پیادهسازی وجود نداشت.
که دانش پیدا بکنیم صادقانه سعی بکنید یک چیزی رو درک بکنید با حد اکثر دانش رفتارتون رو انجام بدید همه این کارهایی که دارید میکنید باز مسئولیت از آن رفت نمیشود من میخواهم جواب آن اشتال اول و اینجوری بگویم من وقتی که از این مرجعه تقلید تقلید میکنم مسئولیت از من برداشته نیست برای خاطر این که من تصفیم گرفتم که از این آدم تقلید بکنم من تصفیم گرفتم در چین مواردی از این آدم تقلید بکنم یعنی اگر از این مرجعه تقلیدی تقلید بکنم و همانطوری که شما میگویید آن مرجعه تقلید دامنه علم خودش رو تراتر از اونی که بوده قرار بده من از مسئولیتم کم میشود درست است که مردمو نمیشود وادار کرد که برن جزیات شریعت رو بخوانند ولی اینجوری نیست که درک خودشان کلن تحتیل بکنند من تشکیسم این است بنابرای علم خودم که این بخشای شریعت خب دارم تقلید میکنم و این بخش شریعت رو قبول ندارم مثلا جز شریعت دو تا مرجع با من اختلاف دارم اینکه من در نقطه اصلی این است من تو انتخاب مرجع و مورد مواردی که تقریب میکنم از علم خودم دارم استفاده میکنم من بنابرای دانش و خودم تشکیف میدهم که از این آدم تقریب میکنم و مفصولش هستم اگر یک آدمی رو انتخاب کنم شما فکر کنید مثلا در زمینه ای حالا لازمیست مثلا دینی باشد خیلی کشترت آرا وجود دارد بین آدم هایی که دارند مثلا مرجع حساب میشوند تو آن زمینه خب این که من یکیشون رو انتخاب میکنم از بین همه آن آدم ها معلوم است که مفصولیت دارم این آدم ممکن است مثلا فقبای قدر شده دهید من برم بر اساسش آدم بکشم لازم نیست در کانتکس دینی باشد فرض کنید مثلا فرض کنید سیاسی من طرف دارم این حزب شدم الان ببینید این تحضب یک جوری استدلالش همین است دیگر چرا احضاب تشکیل میشوند خب مردم که نمیتوانند واقعا جزئیات مسائل سیاسی رو درک بکنند و تصمیم های درست بگیرند بهتره که یک جوری مرجع تغییر بیاشته باشند حضب همین کار رو میکند دیگر یک حضب تشکیل میشود یک سری اصول ارواید و آرمانهای رو اعلام میکند و شما فکر میکنی که اینها صادقانی دارند دنبال همان آرمانهای خودشان اصلا به یکیشون اعتقاد پیدا میکنید ممکن است یک عمری مثلا تو انگلستان زندگی بکنید به حضب کاریر راییدید حالا این که اصلا اصلا تو سیاست آدم صادق پیدا میشود نمیشود این حرفها رو بگذاریم کنار این یک جور عبور کردن مرجعیت دیگر شما همیشه به آن کسی رایی میدید و اصلا نمیشناسید حالا حضب کارگر این را تقییم کردید چون به آرمان های حضب کارگر معتقدید و یک جورایی فکر میکنید آدم هایی که تو حضب کارگر اصلا سادگانه دارند در جهت رسیدن به آن آرمان ها کار میکنند چشم گوشتو هم نمیبندید در طول حیات سیاسی خودتان نگاه میکنید شاید یک جایی فهمیدید که اینها سادگانه کار نمی کنند گذاشتوش میکنند رأی ندادید یا به حضب دیگر این معترد شدید بنابراین هر چیزی این که کدام مرجع در چه دایری از مرجعیت همه رو شما دارید انتخابی کنید هیچ نکتهی وجود ندارد که شما بخوایید دگید که مسئول اعمال خودتان نیستید یعنی من به این ترتیب مسئول اعمال خودم نیستم که کمت دستی مسئول اشتباهی که می کنم نیستم که حد اکثر سعی خودم رو واقعا برای به دستا بردن علم که چه باید بکنم چه نوایی بکنم انجام دادم و به نتیجه نرسیم این مشمول هم آیا می شه که بر ما مثلا چیزی رو هم نکن که طاقتش رو نداریم خداوند بیشتر از حد مثلا رست طاقت شما که از شما انتظار نداریم در همان اینکه من واقعا سعی کنم یک مرجع تقلیلی رو برای احکام شریعت انتخاب کنم که به نظرم اعلنه و صادقانه ازش پیروی بکنم خب معلوم است اینجا دیگر مسئولیت ندارد ممکن است در مورد وضوع ما مثلا مثلا میگویم و بریم آن دنیا ببینیم ایداد و بیداد باید از سمت مرچ به آرنج مثلا وضوع میرسیم خب کجوری میتونستیم این را بفهمیم؟ مردم چگونه میتوانند بفهمن اگر یک اشتباهی این شکلی در احکام وجود داشته باشد یا مثلا صورتتونو چه میدانم از این سنی ها چه کار میکنند کلن پارو میشورن ما مصف میکشیم حالا این که میتونستین تشخیص بدین من فکر نمی کنم مطلقا اینجا مسئولیتی به عوده کسی باشد که حالا در یک حد متعارفی سعی خودش را کرده که احکام خدا را عمل بکنیم قطعا این همه مسلمانی که در دنیا هست با این اختلاف های جزئیی که در فرم اجرای احکام هست خب اینها در خاطر اینکه چنین اشتباه هایی کردن آنهایی که حالا سونیا میروند آن دنیا چرا از این در گفتم سونیا میروند آن دنیا جمعیت از این هم خیلی زیاده میبینند نه باید از آرنگ رو باش مثلا روزی میگرفتند اشتباه کردن خب چه میشود به نظر من اتفاق خاصی نمیاخده اینجا ولی اگر برم ببینم که مثلا فرض کنید بعضی از افرادی که مقدس میدونستن در جهنم هستند و یک جنگایی هم میشد تفخیص داد که چه به چیست و اینها و مثلا تلاش نکردن شاید آنجا یک ایرادی به ایشان بگیر یک خود به این نزدیک میشود به یک جایی که میشد یعنی فقط چون فضای جامعهشون اینجوری رو که این آدم رو مقدسن تغلیط کردن از این عقیده این خیلی قابل قبول نیست اگر انحرافهایی به این دلیل به وجود آمده باشد درانه هر آدمی در مقابل همه افکار و اعمال خودش مسئولی و این را گذار کردن به غیر فقط وقتی مسئولیت از شما بر میداره که شما نمیتوانید یک علمی رو به دست بیاریدید علمی دارید به این که آن آدم بیشتر از شما میداند و میروید مثلا از او میپرسید چیزی که میگر و عمل میکند این که حالا سوال شما این که آن محلیدهشو کی تعییم میکند شما مسئولید اگر طرف محلیده رو زیاده کم بگیره و شما پیروی بکنه شما اگر در مورد یک حکمی من دانشوی بودم خیلی دانشوی سال اول بودم آن موقع از الان خودم الان متشرعی هستم ولی آن موقع از الان متشرع تر بودم یعنی خیلی همین حالتو داشتم که اصلا به من و شما نیمده که در مورد احکام اصلا فکر بکنیم و الان این فکر نمی کنم ممکن است یک مثلا چند بار در این کلاس تا حالا شک و شکه هایی که دارم در مورد این که اصلا رجم در اسلام بوده یا نبوده رو گفتم نمیتوانم قاطعانه بگویم نبوده سر کردم بگویم که دو قرآن نه تنها نیست با آیات قرآن تناغذ دارد حکم رجم و این که از کجا آمده و اینها حالا بسیار اگر واقعا وقت بگذارم مطمئن بشم که غزم نیست ایباهی ندارم میگویم میگویم که به این دلیل به این دلیل چیزهایی که در مورد رعج میگنش دلیلی وجود ندار و مثلا و قرآنونی شایر احکام همینجوری شنیدم که در مورد یک آدمی که خیلی آدم دانشمندی بود این را نقل کرد گفت من یک آدمی رو مشنستم با این مشخص داد که ماهی از آن برای من میخورد آن موقع همینوز حرام بود موقعی که این حرف رو من شنیدم و دلیلش هم این است که میگوید من مطمئنم که چیزی که اینقدر فایده دارد محاله که تحریم شده باشد من از اینکه این آدمی که خیلی متشرهه و من باش مثلا در حال معاشرت هستم یک چنین چیزی رو با دید مصبت دارد نقل میکند خیلی شگفت زده شدم که معلوم است که این درست نیست طرف بی خود کرده که در مورد ماهی اوزم بران دارد فشل میکند میگویند حرامه یعنی حرامه دیگر یا باید بر مشتهد بشود یا حق ندارد یا چنین چیزی بگیر بعد از آن باران حلال شد یک سال دو سال بعدش از آن باران حلال شد که هنوز هم نراتی در مورد حلال حرام بودن شک و شفاهی وضعی ها دارند ولی الان من میفهمم که یک آدم به دلیل مثلا فرسون دانش موزعی که دارد در مورد یک چیزی من این که فایده دارد من هنوز آن را قبول ندارم یک نفر بگوید که چون این ماهی مثلا فایده دارد من میخورم نمیتواند ممکن است این دلیل رو اشتباه نره کرده شخصی واسطه مثلا ممکن است یک نفر همه ماهی ها رو بخوره برای این که میگوید که در قرآن دوی نمشته در قرآن در مورد احکام خوراکی ها حکم ها خیلی ساده و روشنده تنها هیوانی که تحریم شده خوده و یک نفر ممکن است بگیر به این دلیل و این که من رفتم در این مورد به طور لوکال مطالعه کردم و دیدم که این احکام مثلا تحریم گوشت ها و اینها از جای خوبی نیمده مثلا قبایت محکمی هم در مدهش وجود ندارد من یک بار این را سر کلاس بکنم که مرحوم علامه تبا تبایی در المیزان دقیقا این را نوشته زیر این آیه که بگو که من هیچ چیز رو نمی بینم در شریعت خوادم که بر شما حرام شده باشد بغیر از گوشت خوک و خون و مردار علامه تبا تبایی نوشته که این حسر منطقی اینجا میگوید که به جازین هیچ چیز دیگر حرام نیست و بعدا تو برس روایش هم نوشته که هیچ روایت محکمی هم در مورد مثلا گوشت های حلال حرام وجود ندارد و این جمله عجیب رو علامه طبع طبعی نوشته که این ها حکام تورات هستند که وارد اسلام شدند خب علامه طبع طبعی به عنوانی مستحه یک چنین چیزی رو میگوید تو قرآن اینجوری نوشته نظرش هم این است که ببینید این نظر که روایت محکم وجود ندارد این نظر شیخی علامه طبعی شما نمیتوانید بگویید که روایت محکم وجود دارد شما روایت ها رو نمیشنسید آن در مورد علم خودش آن روایت هایی که وجود دارد رو محتم نمیداند بنابراین حق دارد که علامه توا توا حق دارد از آن بخوره قبل از این که از صدا و سیما اعلام میشود که حلاله چون علمش رو دارد شما به طور لوکال اگر برید مثلا در الان واقعا شما به عنوان یک آدم باستوادین امکان دارید که در یک زمینه فقیه خاص خیلی تواهر پیدا بکنید یعنی برید مثلا همه روایات مضبوطش رو کن بگذار چیز وجود دارد انا سرغی وجود دارد دیگر یک آدم میرود در مورد مثلا شما در مورد نجاست اهل کتاب گفتید که یک کتاب وجود دارد نجاست کفار کفار اهل کتاب که البته کافر هم در روی آدم منظورش این است کفار یعنی شامل اهل کتاب و همه غیر مسلمان هست منظور آن کتاب این است یعنی به مناهی فقهی مستلحش ایشان میدهند این کتابی وجود دارد که در این مورد همه روایات رو جمع کرده بحث کردی در مورد سندشون و این حرکه خوب الان ایشان بعد از کندن آن کتاب ممکن است بیشتر از مرجع تقییدش در این زمین خاص علم داشته باشد آن مرجع تقلیم ممکن است همه این روایات ها رو ندیده باشد بنابراین شما ممکن است به صورت لوکال یک چیزی رو آنقدر دراتون روشن بشود که بتونید بگویید که من علم دارم واقعا شوخی نه آر جدی یعنی زحمتی بکشید یک سال مثلا مطالعه بکنید و یک جوری واقعا صادقانه به اینجا برسید یک علمی پیدا کردید خب بعد اصلا موظفیت از علم خودتان تعلیمی کنید یعنی اگر به چنین علمی برسید بعدم برید تقلید بکنید از یک کسی که مطمئن نیستی که علمش از شما بیشتره این است که همان تقلید مزمونیه که نباید بکنید بنابراین یک آدم ممکن است رو زنبوران بخوره به دلیل این که در مورد خوراکی ها دامشش خیلی زیاده میداند که چه ها حلال شده روایت ها خیلی ساده است. باید علم به دست بیارید در اینکه عمل بکنید. علم مستقیم میتوانید به دست بیارید. بهتر. هر چه مستقیمتر بهتر. هر چه غیر مستقیمتر بدتر. ولی ما چاره ای نداریم بغیر از اینکه در خیلی مواقع تقلید کنیم. بفرامید. اینجور که در نظر نقایشون، آن نظر رایتش بکند. یکی از این پسار گفتن. دراز دقیقهٔ ۵۱:۴۸ تا ۵۲:۴۲ به دلیل نویزِ شدیدِ فایلِ صوتی، امکانِ پیادهسازی وجود نداشت.
این را حتما میام در جلسه میگویم امیدوارم که یادم برم به هر حال دارید نقصی سر این محصول خاص نیست محصول این است که یک آدم میتواند به طور لوکال دانش پیدا بکنه و از دانش خودش پیروی بکنه و تقریب وقتی مجازه که شما آن آدم رو قطعا آلمتر از خودتان میدین و راه هم راه سادهی بر رسیدن به علم آن آدم پیدا نمیکنیم مثل احکام شریف به فراموش من هنوز وارد تفاوتاش نشدم ایشان یک نکتهی گفت یک تفاوتش این است که درستی که الان کردم که پزشکی متوازانه محدود خودش را دارد اولین مشکل به نظر من این است که گاهی مرجعیت در الان در سالهای اخیر که چیز کلی میگیرند انگار که شما وقتی که یک مرجع دارید یعنی باید کلن مرجعیتون اگر یک چیزی گفت از او پیروبی کنید حالا تو هر زمینه این میخواهد باشد مثلا این خلافه آن استداله که پشت مفهوم مرجعیت هست یعنی شما در جایی مرجعیتو که درسشو خونده دانششو دارد ازش پیروبی میکنید اگر اگر یک مرجع تربیدی که تو قوم هست در مورد رواقع به این المدلی اصحار نظری بکنه مثلا من ازش پیروگی بکنم من نمیدانم این چه خودجتی دارم روز قیامت بگویم که من برای چه پیروگی کردم از یک کسی که حتی یک دونه کتاب شاید سیاست دین المدل هم نکنده آن مصدوریت خودش را دارد که ازش چرا حرس دادی تو این زمینه منم مصدوریت دارم که چرا ازش پیروگی کردم من باید دانش داشته روشم به این که از آدمی که دارم پیروز می کنم تو زمینه تخصصی خودش دارند حرف میزند این مثل این است که من برم همینجوری در کوچه به این نفر به عنوان پزشک مراجعه کنم چون مثلا ارزونه حالا در لمی بیره خیلی آدم های زیادی هستند شما اگر از ایشان سوالات پزشکی بکنید مجانی آزادم شما رو برمام کنم شوق پزشکی دارم مثلا شاید تجربه خوندم پزشکی قبول نشدم چیزی هم بلد نیستند ولی خب میگویند من سرد درد میکند فرام چیزی بخور میگویند دندونت درد میکند نه آن خوب نیستی که بخور تجویز میکنیم من خب یک نکته در مورد آن مثال این است بگذارید من یک نکته دیگرم بگویم یک نکته که به نظر من خیلی مهم است این است که دانش پزشکی دانش تا حد ممکن شفافی یعنی من اگر برم پیشی پزشک برم من یک دابنه نیسته تشکیز بده به من بگیر که تو مثلا فرض کنی زنا ده و داروی زنا هم این است من برای داروشون این بیسنم من براحتی امکانی این را دارم که برم در کتابخونه ای در مورد زنا متعلق بکنم در مورد افکت آن دارو متعلق بکنم و تا تشت این را دانش پدرشی دانش اوپن سورسی فقه وقتی خوب است این تمثیل کار میکند که یک جوری اوپن سورس باشد رساله ها سورسشون معلوم نیست یعنی اگر من شک بکنم که الان این پکتون رجم فعلا خوشبختان تو رساله ها معمولا این چیز رو نمیمیسن از کجا آمده تو رساله ها عملیه نمیمیسن این رساله ها یک خورو پیشرفت تر از این دحشان میکنند این که دلاخره اگر یک آدمی کنجکا بشود میتواند بره تا تقییمش مخصوصا ببیند که روایت ها چیست استدلال چیست مثلا این مرجع تحلیل کدام رجال رو قبول دارد کدام رو قبول ندارد این رساله با اساسی چه دانشی نرشده شده به نظر میآید که دلک باکس دیگر فا میروید اعتماد میکنی که این آدم دانشمنده این آدم صادقانه دارد رفتار میکند خب اینها خوب است ولی اگر میخواهد با پزشکی مقایسش بکنه مقایس تام تری پیدا بکنه پزشکی این خصمو دارد من میتوانم برم در موضوع زنا براحتی متعلق بکنم ولی فقرها به نظر نمیآید با توجه به قدیمی بودن فقر کم بودن تدادم واسبات تلاشی کرده باشند برای اینکه سرسر رو در اختیار همه بذار من در وارده یک دورانی شدیم ما که اکثریت واته مردم باسواد هم کنچکاون هم و ممکن است دوست داشته باشند ممکن است من ندانم اصول فقه چیست ولی اگر آدم کتاب های مفصل تر از رساله عملیه وجود دارا مثلا فرشن امام خمینی یک رساله عملیه دارد یک کتاب مفصل تر تحییل وسیله دارد که استدلالی تره بیشتر واده جزیات میشود استدلالی تره همینطور برید اقعا مثلا کتاب هایی هست قربت و روزها و چه چه و اینایی که خود فاغه ها میکنند استدلالی ترن ولی اینها اینکه در چه حدی نوع استدلال ها نهره پسمیدیه ی مرجع در اساس چیست یک پزشک میتواند به من بگوید که من علتی زنا رو میگویم در یازه هستم بود زنا یک زونا یک بیماری که گاهی یک آدم یک آبل مرغان داشته باشد و ویروسش تو بدن شما تبدیل زونا میشود چیلی بیماری بدی هم هست خدا نزدیده برگه ویابان نکند واقعا بیماری بدیه برای خاطر اینکه یک جوری یک جوری ویروسی که به سلسل احساب حمله میکند و درد و ناراحتی اصابیه یک جوری التحاب همراه با درده ولی یک جوری با اینکه آدم حالت فشار اصابی میکند من تو ده یاد و سالگی اصلا یکی دو ماه یادم بستری بودم این را به این دریال نمیم مثال بزنم مثل دکتر وقتی منو معاینه کرد وقتی کتاب بزرگ اصلا وقتی در آبور به مادر من نشان داریم کتاب تکست و مرجع پزشگی اصلا یک جوری به دلیل اینکه میماری کمیاب بود خودش رفت در واقع این کتاب رو برداشت خون رسمت و زناشت مطمئن بشود که عوارضی که داریم میبیند عوارضی زن هست مثلا چیلی دیگر ای نیست من یادمه که عکسش رو منم نشونده عکسی آدمی که مثلا دونه زده یک جاهایی از بدنش و باقی یک در میلیون زن ها میگیرند خب این برای من خیلی خوشحالی آور بود که برای بیماری خیلی معادلی گرفتم ببین بازونی که سوس نیجود دارد اگر آن پزشکم این را انجام پزشک میتواند بگیر من این علایمو دارم میبینم ببین در این فکست هم این علایمو نوشته این اکس هم چاپ کرده داریش هم این است برای من اگر به این پزشک در این مورد اطمینان نداشته باشم میتوانم برم و دانششو به دست بیاورم این نسل سن ۱۱۱ سالگی ولی سن بالاتر شما میتوانید در مورد پیزشکی در مورد بیماری خودتان مطالعه بکنید تخصصی خیلی فکر به نظرم باید بره به سمتی که اوپنس فورس بشود احتمالا فکر میکنم میرود یعنی میخواهم میگویم یک نقصی وجود دارد که تو آن تمثیلیه در واقع عدم انتباه رو به بودید میآورد که شما یک جوری بیشتر باید تغریب بکنید راه کوتاهی برای اینکه در یک مورد خاص ببینید که این خود که از کجا آمده روجود ندارد به نظر من طبیعی است برای خاطر اینکه اصلا علمای جمع محدودی بودن که برای خودشان این کار رو روی کردن و دانش و فقه میشنن سینه به سینه استاد میگرفتند از استادشون رو یاد میگرفتند وقتی عربت الوزخان میخوندن که همه حلقای استاد رو که نمینوشتن همه چیز تو رو بطل بسخان نشته نیست یا این من مثلا من ایکی از علمایی که خیلی آدم خوبیه من بایشانه یک رفت آمدی یک موقعی باشتم همینجام آدم خوبیه من رفت آمد ندارم برای اینکه دور شدم مثلا از آن محلی که باشی رفت آمدی می کردم یا به من گفت که از این آدم هایی که در جنگ از عراق اخراج جرم به من می گفت که بزرگترین حسرت من این است اینجا جزبه های درسی شعور دونم نشان دارد بزرگترین حسرت من این است من پونزه سال درس مکاسب مرحوم آقای خویی رو رفتم ولی تمام نشد من افراجم کردم و ایران این مثلا یکی دو سال دیگر مونده بود که تمام بشود مکاسب رو کنم ما ها مثلا احتمالا یک هفته میخوانیم پونزده سال آنجا درس شفایی وجود دارد در موضوع جزئیاتش در مدال این روایت درست آقای خودش نظر اجتهادی خودش رو میدهد و اصولاً بوزایرمی اینجوری اداره میشدند مکتوب نیست خیلی چیزها ولی من فکر میکنم که تو دورانی هستیم که خیلی نمیشود دیگر اینجوری ادامه داریم مردم بگوییم که مثل اینجوری پزشکی که تو زیرزمینی درست پزشکی میخوانند بعد میان دیگر میگویند که هرچی من گفتم همان است اینجوری مردم راحت پیروی نمی کنند دور زمانه خورد عوض شد فکر می کنم این سیدیای نرم افزارایی که بیرون میآید در اینجوری کم کم دارد این امکان به روزی دونیاری که آدم های باسوادتر بتوانند یک خورده مثلا روایات را بیشتر براحتی دسترسی داشته باشند برای من فکر می کنم باید فکر به این سمت بره و آن دارم که این اتفاق بیافتیم شما سوالی ها شدید من براشید تقلید کردن جزد دانشکست کردن میدانم به یک معنایی تقلید هم همین کاری میتوانید بکنید می توانید یک مرجع تقلید را بعد از یک مدت یک اطلاعات جدیدی به شما می رسه که این آدم مثلا فرض کنید فساد اخلاق برد یا اصلا دانشش کمتر از فرانیه می توانید مرجع تقلید مگر چیز می شه موه می زنن که شما مثلا مقلبی ولی از یک نسخه پیروبی می کنید نسخه قاطی نمی کنید یک آن چیزی خطرناکه این است که من در پنج شب ساله بگیرم هر مسئله رو در پنج شاشون بخوانم دیگرم به نظرم این بهتره دفعه بعد دیگرم این یکی بهتره در پزشکی نه نصفار و قاطی نمیتواند یعنی هیچ آدم آقل این کارو نمی کند که پیش پنج دکتر بره بگیرم گس قرمزو که اولیه داده و آن سرزه که دومی داده و من افرام آمپولم خیلی دوست دارم من افرام آمپولم نه الی سلیه آن که فرق میکند برای اینکه پزشکی تخصیصی برای واقعا شما خودتان الان تو زندگی خودتان یک تخصیص خاص اگر مشکلی داشته باشید بعد از یک مدادی پیشی یک نفر میروید ممکن است یکی دو بار عوض کنید برای پیشی یک نفر میروید تو آن تخصیصی تا اینکه یک کار خطایی انجام بده و من فکر کنم همین آدم ها اینجوری هستند. هر دفعه پزشکی آن را عوض نمیکنند. این چیزی که دارید میدهید خیلی به بحث مربوط نیست. اگر شما امکان این را داشته باشید که به پزشک عالم مراجعه کنید ویزیتش گمین تر نباشد. از در جغرافیایی هم در دستش دست شما باشد. عقلا میروید پیش اونی که به نظر... همونقدر از تشکیل اعلان رو بودید این رساله باشید؟ همونقدر اینکه پزشک اعلان را سخت میتشکیدنش، مرجع اعلان ممکن است سخت باشد. خلاصه شما یک تحقیقات... این هم جز وظایف مقلبه که به یک علمی در مورد اینکه علم اجمالی که کی اعلان را برسد. اولین صفحه همه رساله این را نوشته. یعنی به شما مسئولیت اونی میدهد که مرجعاتون را باید بنابرای علم انتخاب بکنید اینکه مثلا فرض کنید نه نوشته که موروسیه باباتون اگر از یک نفر تضریب میکرد شما باید از آن تضریب بکنید هر کسی باید مرجع بنابرای اینکه فکر میکنی که این آدم بیشتر ثبات دارد مثلا بهتر تشکیص میدهد همان مثل پیزشگیه در این مسئله اوپن سورس بودن مسئله مهم میه به نظرم بفرمایی نه نه نه شما رساله مقدمه رساله تقریب نمی کنید نوشته آنجا شما آنجا نوشته باشم شما این را قبول دارید دیگر من تعبگدن نمیرم قبول بکنم که باید از علم خودم پیروی کنید دیگر این یک مورد و یک گذار اصلی رو خودم میدانم که باید اینجوری باشد باید از علم خودم پیداییم بفرما بله تا بودید نه باز حرف از حکمت احکام دارید ببینید آن نکتهی که شما دارید میگویید یک آدمی در حد پیغمبر ممکن است از طریق ایمان بتواند پزشگی هم در واقع بفهمه که چه کار باید بکنه چه برسد مثلا احکام شر کلن از ایمان معرفت به طور کلی به وجود میآید مثلا شما به مراحلی از ارفان میرسید اصلا جهان رو در یکی جهان رو خود درک میکنی خیلی جوزیات هم ممکن است بسن من فکر نمی کنم تعداد افرادی که مثلا فرش کنیم همه شریعت رو از این طریقه از طریق ایمان درک کرده باشند بعد از مثلا اماما اگر کسی وجود داشته باشد بغیر از معصومین اگر کسی وجود داشته باشد مثلا چار پنگ نفر به شو شمار من فکر نمیکنم این همچیزی مغبور باشد در یک سهنیدن جزئیات حقایق آن چیزی که شما در زندگیتون در یک دراهی قرار میگیرید کار نساله خیلی مهم میه این کارو بکنید یا نکنید خداوند میگوید اگر تقبا داشته باشید به شما فرغان داده میشود فرغان یعنی یک جوری قوت تشکیص حق و باطلو در زمینه پیدا میکند این زمینه های مهم یعنی اصول و مطالب رو میفهمید. نه اینکه مثلاً فکر کنید که با ایمان میتوانید به جزئیات احکام هم بفهمید که الان این دارد راست میدهد یا آن دارد غلط میدهد. و بعد در عکسش هم نیست. یعنی فقه به منوی متعارف بیشتر یک علم کلاسیکه که در واقع یک جور تحقیق در مورد اینکه علمه چه گفتن. بدون اینکه بفرمید که خیلی احتیاج به ایمان و تغواه ندارد در در رسی منابع و علم رجال این یک علم کلاسیکیه که هر کسی به خونه خب میتونی نظر دارد ما یک جوری احساس مونیم که چون مسئله دینیه خب یک آدم باید آزاده باشد تغواه داشته باشد به غرض و مرضی نداشته باشد همانطور که در مورد پزشک هم کم و بیشی همیشه اعتقادی داریم مثلا شما یک پزشکی خیلی پول پرسته تا برید پیشش بگویید با جراحی بشید خیلی راحت قبول نمی کنید اگر یک همتون شهرتی داشته باشد یعنی تقوی به یک معنایی در پزشکی هم برای شما ملاکید واقعا یک آدمی که شما مطمئنید که این آدم اینکه هیچ مسئله مالی برای او مطلع نیست اگر بگویید با یک جراحی بشود دیگر فکر میکنید با یک جراحی بشود دیگر یعنی اگر میتوانست، مثلا سه بار قبلن پیشش رفتون یک موارد دیده که همین را میگفتند باید جراحی بشود این با یک روش های سادهی درمان کرده یعنی الان این هم میگوید به شما، میگوید که مثلا چاره نیست باید جراحی بشود، قبول میکنی یک جور مثل اعتماد کردن به تقوی این آدم و الان هیچ فقیه ادعا ندارد که فقه خودش از پرده ایمان و عرفان به دست میآورد فکر میکنم مختوای حرفتان این بود این است که من یک حرفی زدم که پزشک حتی اگر دنبال پول باشد باز خوب تباوتی کنیم یعنی بازی پزشکی اینجوریه که درامد و وقتی کسب میکند که خوب توابط رو کند بنابراین مهم نیست که انگیزه هایش چه باشد یا چه نباشد ولی واقعا مسائل دینی اینجوریه یعنی ببینید مسائل دینی این شکلی نیست که شما اگر احکام غلط رو درست بدید مثلا مردم بمیرن خوب بشن یا خوب نشوند که بلافاصله معلوم بشود که شما درست یک تفاوت اینجا وجود دارد یک مرجای تقلید در راه اینکه پیروان بیشتری داشته باشد که معمولا پیروان بیشتر یعنی وجوهات بیشتر وجوهات بیشتر یعنی سحن امام بیشتر یعنی زندگی بهتر یعنی شهریه بیشتر دادن مریدان و طلاب بیشتر داشتن که اینها ممکن است کاملا تو دنیا تلویه آدم اینها اساس باشد وقتی که دارد مثلا کار علمی میکند خب خب فقه که اینجوری نیست که شما اگر حکم غلط بدید معلوم بشود که این غلطی درست است بنابراین این آسیب ممکن است در فقه وجود داشته باشد که یک آدم به این دلاله احکامی بده که مردم خوششون میآید من میخواهم یک به یک عبارتی از مرمون متحری که یادم نیست در کتابی در مورد روحانیت دارند نشوندن اسمش یادم نیست اواخر رو نشوندن نگشتن یک جایی میگویند که جز افتخارات رو شما این احتمال هایی میشود اینجور جز افتخارات علمای روحانیت شیعه اینی که همیشه مستقل از خلفا بود چون دین رسمی نبود، برطب رسمی نبود این طریق نبود که واقعاً این مشکل روحانیت اهر سنمت از اول بود که مفتی ها یک جوری بابسته دربار بودن پول میگرفتند زندگیشان از طریق مثلا خلفا میگذشت و این بحشت نک که آلم دینی حالا مثلا در منصف غذابت و فتوان نشسته و زندگیاش را از طریق پولی که از بیت المال مثلا خلیفه به او میدهد دارد تعمیم میشود لغزش پیش میآید دیگر این آدم به نظر من بدیهی ترین چیز فقه اهل سنت این است که فتوه های متابقه میل خلفا را دادن شیعه خیلی جاها مقاومت کرده نداده برای اینکه علمای شیعه همه سراری بودن از دست خلافات بنابراین ممکن است برعکس تمایز داشتن که مخالف از آن عبارت چک بکنید که یک باری چیز درستی رو مثلا از این نداده آیا باقیت این است که علما شیعه مستقل بودن آیا مرمو متحری این حرف رو میزند میگوید که همیشه روحانیت شیعه افتخار میکرده و این افتخار هم دارد که مثلا به حکومت و سیاست وابسته نبوده ولی نباید این را فراموش بکنیم که علما شیعه به آمه مردم بر ارتضا خودشان وابسته شدن و این یک مشکل دیگر بروجون میآورد این بحث رو باز کرده که خب علماء شیعه در معرض این هم که حرفی بزنند چرا همه علماء شیعه میدانند که این شیعه ازاداریه مثلا فرض کنید دهه محرم درست نیست ولی هیچ که چه کاری نمی کنیم برای این که زندگی علماء شیعه یک جوری وابسته است به این که خالصه نردم پراکنده نشانده دورشون میتوانید بگویید که یک چنین نفسی به خودید آمده دیگر اگر ارتضاق از سیاست و خلافا به نظر ما مشکل ایجاد می کند ارتضاق از آمه مردم یک شروع عوامگرایی ایجاد می کند و مرحوم متحرین می گه که این آسیب در فقه روحانیتشیه به وجود آمده مثلا این لحظه یک که مختصر رو من دیگر واقعا خیلی برد شما به تطمیم این کتاب نگاه کنید چون من این رو مثلا سی سال پیش دیگر خوندم خیلی احتمال خطا چیزی که دارم نقل میکنم تقریبی بودنش زیاده ولی یادمه که در حال این بحث جالب رو مرمون متعریم میکند به عنوان یک نقیسهی که در روحانیت شیعه به وجود مده زیروحات میگیرند یک چیزی تحت عنوان سحم امام هم درقصه سی ست ساله که چنین نظام مالی در شیعه به وجود مده یک چیزی تحت عنوان سحم امام وجود دارد که علمان میتوانند در خودشان خرج بکنند زندگی خودشان و حوضه های علمی ها رو از طریق این فهم امام دارند اداره میکنند اگر اشتباه نکنند باز این حرف من خیلی محققانی نیست از دمان شیخ انصالی به بعد فهم امام باب شد که از این روزوهایت یک چیزی رو میشود برای زندگی شخصی و حوضه و شهری رو دادن اینها خرشید این برای این هم خطر دارد دیگر و من حالا نمیدانم چقدر نزدیک بود به آن نقطه ای که شما میخواستید بگویید این که در هر حال اینجای آسیبی بوزید دارد که در پزشکی بوزید ندارد نتیجه حکم غلط یا نمیمیره اگر بوزورا اشتباه بگیره حالا احلی سنده فقهشون اگر فقه واقعی پیغمبر نیست اگر نیست خب نمیمیرن و حالا شیعه هم هم نمیمیرن خالص این را با امیدیه عالم اختلاف دارند ندارند به فهم خودشان عمل میکنند همه هم راضی هستنی جورایی فکر میکنند که درست دارند عمل میکنند خیلی آقا در روی تو این تمثیل میشود خیلی حرف ها زدن ولی اصلشو من قبول دارم اصلشو قبول دارم قبول ندارم که مسئولیت از کسی در سر تقلید برداشته میشود شما مسئولیت تقلید خودتان را دارید چرا از این آدم تغلید کردی؟ چرا تو آن زمینه که این علم نداشت از او تغلید کردی و اله آفردی؟ و آن ایرادی هم که میگیرند که نمیدانم مرجعیت در صدر اسلام وجود نداشته و از سال وبایی شروع شده اونم که اولش گفتم به نظر من اصلا اگر هیچ وبایی هم نمیومد توصیه ارتباطات مفتی را تبدیل میکند به مرجع و کاملا مرغوله همانطوری که اگر من الان نظام پزشکی به اینجا برسد که یک پزشت بتواند همه آدم های دنیا رو ویزیت بکنه اگر چنین امکانی وجود داشته باشد خب یک پزشت که علم شما انتخاب میکنید به او رو جون میکنید الان زبان ها مختلفه اگر بشود خب همینجوریه دیگر پزشک هایی که سوادی کم دارند اگر پزشکی یک چیزی بود که غیر حضوری و در زمان خیلی محدود نفرد این یک نرم افزاری به وجود بیاید شما مطمئن باشید که از همه پزشکا بهتر عمل می کند بتونید عوارض خودتان سابیت بکنید میگوید میگوید بگوید خب همه همین کاری می کنند عالمه دیگر بحرون تمام کتاب های پزشکی آنلاین دارد به آنها میتوانید وجود بکنه میدانید چنین نرم افزاری وجود دارد ولی خب خوب کار نمی کند بنابراین یک پزشک شما رو نگاه می کند از آن سوال میکند به بستانهای فقط این شکلی نیست که شما یک عوارض بگی تشکیل بده با همه این یک هستیه دیگر نمیدانم ریافه شما رو میبیند مثلا همه اینها رو ممکن است به نرمستار تا حدودی بتوانند یاد بیدن اگر در حال یک نرمستار این شکلی به وجود آمد اعلن با شما میبینید پیشش نمیدانید دیگر فول بدید مثلا حضوری پذیر شما رو معاینه کن حتی معاینه کردن هم باید طرف مثلا عواره ایتون رو ببیند فقط از آن سوال که نمی کند معاینه کردن خورده وسیع تر از این حرف هست حالا برحال شاید روبوت هایی درست کنند که اعلام داشت اینشکاروسیسی میفاید دادید بتونی بدن شما رو مثلا لمس بکنیم ببینیم مثلا ریعتون چجوریه فدای ریعتون مثلا گوشت داده خیلی کارها حالا انشالله روبوت اعلام درست بکنم من میگویم اگر درست بشود سال وبایی نمیخواهد یک روزی ممکن است یک پزشکی یا یک نربفزاری مرجعیت عام پیدا بکنه این که لازمیستی اتفاقی بیفتد همینجوری به طور طبیعی به اینجا میرسید من تحکیدم روی نکته است که تحت هیچ شراحتی مسئولیت هیچ کاری که میکنید از آن رفت نمیشود یعنی این که نمیدانم من تقلید کردم تمام شدیگالا هر کاری کردم کردم اینها به هیچ وجه مسئولیتهای شما رو رفت نمیکنند دین آمده که شما به این احساس رفت مسئولیت نرسید همیشه در خوف و رجا باشید که یعنی پوزیشن فختیه آدم ها در هر بحانهی میخواهد این را یک جوری از آن در برن یک برگهی بگیرند بعدی کلیس ها بهشتو یالکترین کاری آنها میکردند یک قطعه بهشتو میفوختن دیگر طرف میذاشت مثلا در یک گافتندون مطمئن بود که میرو بهش خیلی اطمینان خیلی مهم است دیگر رجا واسق داشت که بهش نیرسید به همین ترتیب همه ادویان دیم از یک طرف همه ادویان ابراهیمی ادنه یک حرف وحشتناکی به مردم میزنند میگویند که بهشت و جهنم وجود بره و میری بهشت یا میری جهنم بنابراین مردم در یک وضعیت خطرناکی قرار میگیرند بعد دوشاره مشکل میشوند درگون دیگر دوشاره خوف و رجاو میشوند و حالااز دقیقهٔ ۷۹:۲۸ تا ۸۰:۲۱ به دلیل نویزِ شدیدِ فایلِ صوتی، امکانِ پیادهسازی وجود نداشت.
نفرنه امزای مسیح دیندار بیدن سخت است دیندار بیدن یعنی این که شما وجدانتون همیشه بیدار باشد شما رو عذیب بکنه هر کاری کردید حیث فکر کنید که این کار برست بیده غلط بوده و این زندگی عوام خیلی نمیتوانند اونجوری زندگی بکنند این است که خلاصه هر دینی میرود به سمت یک سری مسکنها که حالا تو بیا حرف منو گوش کن من یک بار پیشی آدمی بودم من خیلی مرد واقعا روحانی محترمیه من خیلی دوستش دارم ولی خب میه حرف با امانه حرف خوب نقل نمی کن یک نفر آمد و اید پیشش نفرانداش یک جدید ازش سؤال بکن یک قسمت هایی پیش پیش بکن خب روش نمیشود دگه که چه کار میخواهد بکنیم من نشسته بودم سوال داشتم مداده کن نماز بود از این آقا میخواستم سوالی بکنم و خب دور نشسته بودم کنشتاوی هم نمی کردم که بشنرم حالا شاید اخوی گوشتیز می کردم میفهمیدم چه دارد میپس یک چیز بدی بود دیگر یک ملکی بود نمیدانم میخواستم یک کاری بکنم که خیلی من کاری به این ندارم این جمعه، بعد از یک مدتی که خیلی هم طولی کشید که چند دقیقه پرسید آن گفت اینجوریش چه؟ اینش چه؟ سؤال میکرد و یک چیزهایی میگفت این آقا گفت که گفت دارد من این جمعه شاید نفرم کلمه به کلمه بگویم بعد خیلی شبیه سر میکنم بگویم گفت میدانم آه ما که باید بریم جهنم بکن به چنین نه یعنی کار خود اینکه آقا هم غانه نمیشد این کار را میشود کرده خیلی که اصرار کرد گفت ما که باید داریم جهنم این تصورش از شغل خودش این بود که آخرش به جهنم ختمیشه گفت آقا این کار رو بکنیم آن دارا هم پوری پاشد دیگر سوال میکرد این آدم که اینجوری فتحا میگیرد مسئوله آن آدمی که اونجوری فتحا میدهد مسئوله هیچ مسئولیتی از این آدم مثلا صلب نشده درست نیست فقط یک جورایی آمده بود از این غصم سکنه استفاده بکنه که آقا گفته بکنید من کردم مثلا الان آن دنیا بگوید که آقا گفته بکنه اگر کار غلط است غلط است اگر خودتونی فهمی غلط است اصلا نباید بیایی سوال بکنید بگذاریم برقرار این مسئولیتی از کسی سرد نمیشود من میخواهد برگردن به آن بحث خودمان و وارده یک موضوعی بشم که به نظر من خب موضوع احساسی یهودیت بود یک نکت شما بخوایید بگویید که یهودی ها کجا اشتباه کردن یهودی ها در تشخیص یهودی ها خیلی اشتباهات کردن خیلی تمردها کردن در طور تاریخشون خیلی کارا کردن ولی آخرش خطای نهان تا یک جایی در حال دین توهیدی در روی کوره زمین بودن و مراقب شریعت و عمل بکنند مباهد باشند محترم بودن تا جایی که مسیح ظهور کرد و اینها مسیح نفذی بفردن نقطه بخرانی در واقع تاریخ یهودیت اینی که غرم ها در انتظار ظهور مسیح ها بودن و مسیح آمد و اینها با امان مسیح در واقع نفذیت نشنخنش بله؟ نمیفرد یعنی مسیح و ترابه علما خودشان به مسیح عریف بیدن علما خودشان به مسیح عریف بیدن آنقدر در واقع ذهنیتشون منحرف شده بود که مسیح را نمیشناختن منتظری چنین آدمی نبودن منتظری آدم منتظری پادشاه قدر قدرتی بودن که مثلاً با تاج منصفه علاوه بیاید نمیدانم من سعی می کنم که یک چند تا نقل بخوانم که ببینید منتظری چه بیدن و این ماجوره در واقع به کجا برمیگرده؟ شاید در اینکه یک ایده میتواند این باشد که یهودی ها اگر خیلی به ایشان اعتماد بکنی که دلیل نپذیرفتن مسیحشون مغایرت دیجگی های مسیح این چیز رسمی که اعلام میکنند این که دیجگی های مسیحی که در تورات نقل شده بود منطقه با این مسیح نبود مسیحی ها هم اگر تو انجیل نگاه کرده باشید اصرار دارند که پیشبوی هایی که پرامبران قبل در مورد مسیح کرده بودن در مورد این مسیح تحقق پیدا کرد شما مخصوصا تو انجیل مطاز یاد میبینید که سعی میکند یکی یکی دگه که وقتی مسیح این کارو کرد آن پیشبویه مثلا پرامبرانه تحقق پیدا کرد که میگفت در توراق همچنین چیزی میگفت اگر شما این حرف رسمی یهودی ها را بپذیرید که دلیل نفذیروفتن مسیح از طرف جامعه یهودی و علمای یهودی مغایرت ویژگی های مسیح با موتون مقدس باشد اگر این رو بپذیرید آن وقت در واقع به عنوانی مسلمان باید اعتقاد پیدا بکنید به این که موتون مقدس چون تحریف شده بودن این انحرافت بزرگونه یعنی عبارت هایی که ازمونتون در تورات نقل شده بود که هنوز هم وجود دارد و این عبارت ها درست نبودن جعلی بودن و این باعث گمراهی یهودی ها شد من میگویم اگر اینجوری نگاه کنید به ماجرا میفهمید که چقدر نسل سندیت و عدم سندیتی تورات مهم است اصل ماجرا نفذیرفتن مسیح به دلیل رجوع و مطمئن و ایجوری مهم است و مطمئن که خیلی منشریش اصلا تیدانیست که از کجا آمده و چگونه جمع آوری شده و بنابراین یک جوری این خطای نسل تحریف تورات و فندیت نداشتنش باعث شده که یهودی ها واقعا از آن فاز اولیه بارد آن فازی بشن که دیگر مقابل مثلا بزرگترین پیغمبر خدا ایستادن و کاملا گمراه شدن من یک چند قطعه ای از این کتاب رو میتوانم برای شما بسیاریم که این یک کتابیه تقریبا با یک دیدگاه غیر دینی کتابیه تحت اونقان انتظار مسیحا در آین یک یک که جز انتشارات همان دانشگاه علیان مزاهایی که من قبلنم در موضوع مسیحیت و یهودیت کتاب های دیگر از همین انتشاراتی انتشارات خیلی خیلی خوبیه واقعا کتاب های خوبی رو ترجمه میکنم و الان در حالی متعالیه در موضوع مسیحیت و یهودیت در حالی مجموعه کتاب خوب چاپ کردم این کتابی که افراد شماره یکه فکر میکنم یک سریشونه خیلی قدیمیه که اخیرن تجربه چاپم شد به چاپ دوم رسید و محتوی کتاب این است که با دیدگاه مذهبی نگاه نمی کند به مثله کاملا دیدگاه آکادمیک مرسوم رو دارد و سعی می کند در راقع تحلیلی انجام داده که مفهوم مصروف ها در طول تاریخ یهودیت چه سیلی داشته یعنی از ابتدا مثلا فرشنه از کتاب مقدس شروع می کند بعد در مورد تلموت، بعد در مورد دوران مثلا غورن وستا همینجور میآید مثلا در ارفان کابالا این که چگونه مفاهیم تعدیر کردم از کرا شروع شده به کجا رسیده این را در راه داری بررسیدی کنید در کتابش مرجعه خیلی برای اینکه شما ترمان اکثر نهرگولای مهم در مورد مسیحا در مطمئن یهودی رو اینجا میتوانید پیدا بکنید و من یک نقدار میخواهم در مورد این نسلده بحث بکنم در این جلسه که امانال وقت زیاد نمیشود فکر میکنم جلسه آیندن بحث را ادامه بدم که واقعا میخواهم یک خود تردید ایجاد بکنم نصفت به این که به این راحتی به توییم بگوییم ایمانیم که عبارتهایی که در تورات و کلن کتاب مقدس یهودی ها و مورد مسیح ها آمده بود کلن جله و چنین وعده هایی داده نشده اگر تردیب داشته باشید در این مورد باید سرکنید توجیه پیدا بکنید که اگر ناسازگاری بین پیشگوی های پیامبران و دوران ظهور مسیح به وجود آمده این توجیه شیط علت این را میخواهد مطمئن برای شما بخوانم این است که شاید این تردید دراتون ایجاد بشود که این نقدار مثلا این حجم از مطالب آیا همش واقعا مرهومه و تحریف شده است بگذارید من از دیگر ها و قرآن این مفتلا رو یک مختلفه به آن اشاره بکنم هیچ شکی نیست که یهودی ها منتظر زهور مسیح بودن و بهشون وعده داده شده بود بنابراین در کتاب مقدس باید وعده زهور مسیح شونده بینید یک خود ببینید اگر شما این رو قبول نداشته باشید اصلا این کتاب تقریبا ادعاش این است که خب این مردم تحت فشار بودن برای خودشان یک چیزهایی ساختم که مسیحایی میآید و یک روزی ما خوشبخش میشون بودن ما با اونوان مسلمان نمیتوانیم اینجوری مگاه کنیم ما به معنای واقعی کنیم معتقدیم که قرار بوده مسیح زهور بکنه وعدهش به یهودی ها داده شده بود و حتی چنین اعتقادی شما دارید که پیانبران گذشته پبل از زهور مسیح وعده آمدند مسیح رو دادن آن وقت یک خود سخت میشود بگویید که همه مقنوی که همه اینجا تو تورات هست آنها همه جعلی هست آنها منظور ها میتوانم میدانم چون اصلش وجود داشته واقعا ممکن است یک خورده مصنوع کم و زیاد شده باشند ولی به کل همه رو مثلا جعلی حساب کردن یک خود سخت میشود از این جهت یک مقدار در این فرض که تمام اخبار مسیحایی که نمیخورد با دوران زیر مسیح و این را ناشیر تحریف بدون میخورید داری من قبولش سخت است و هیچ چاره هم ما نداریم با امان مسلمان که این را بپذیریم که مسیح معود همان مسیحی بود که در قرآن بهش میگویند مسیح این را ادعای مسیحیت در مورد این که این شخص یک سبنه مریم مسیح کسی است که قرار بیاید و یک دوران خوشی بعدش برای یهودی ها به وجود بیاید شبیه این چیزهایی که شما در مورد دوران مثلا زهور امام زمان پیشیه میشنوید در مورد یهودیت هم چنین وعده هایی وجود دارد مثلا وعده این که حالا من بعدا گرد با بررسی کنید خواهد داشت از این چیزها شنیدید دیگر دنیا به یک ادالت و امنیتی میرسد که گل با برد سکونت خواهد داشت پلنگ با بزغاله خواهد خواهد خواهد و گوساله و شیر و پرواری با هم و تفت و کوشک انها را خواهد راندتمثیل پزشکی و اعتماد به متخصص
انتظار مسیحا و ظهور نسیه
باق با خیص خواهد چلید خیص ها عرقی نمی کنند بچه های آنها با هم خواهند خواهید و شیطان نمی خواهد بگویم این نوع اعتقادات یهودی این بود که بعد از ظهور نسیه دوران خوشی برای سختی ها تمام می شه دوران خوش میآید نسیه که ظهور کرد رومی ها بعدش حمله کردن یهودی ها را به بدترین شرایط در واقع تاریخ خودشان رسوم داد شما کلن این نبووت ها به اصلا پیشگویه های انگیه ها بنی اسرائیل رو در کتاب مقدس میخوانید اگر باور داشته باشید که این پیشگویه ها تحریف نشده احتمالا حضر میدید به یهودی ها که آن نسیح نسیح مقود نبود نه پادشاهی کرده نه احتمالا در خود انجیل دیدید یا در فیلم های متعدد در مورد زندگی مسیح می دیدید که مسیح رو وزخاره می کردن می گفتن که این ادعای پادشاهی یهودی هست خب یک آدمی که از یک روستایی در یهودیه آمده این که در روایات مسیحی هست که تاج خار روی سر مسیح گذاشتن قبل از مسکوک شدن به عنوان تنظیم این بود که چون که پادشاهی مثلا باید تاج داشته باشد یک تاج برای او درست کردن یهودی ها منتظر بنابرای مطور خودشان بیشتر منتظر ظهور یک پادشایی مثل داود بودن که عزیمت دوران داود رو تجدید بودن و میگویند که این اتفاق نیفتاده بنابراین مسیح مسیح نیست حالا ما موضع منیه که ما میدانیم که مسیح مسیح ها بوده حالا باید این را حلش کنیم راه راه سادش دیده که خب نبوبت های پریانبران قبلی نبوذت در این کانتکس یا معنای پیشگویی با ملاهم مثلا در کانتکس دینی خودمان میگوییم حضرت علی در مورد آینده پیشگویی هایی دارد روزگاری میآید که اینجوری میشود روزگاری میگوید اینجوری میشود این چیزهایی که پنگان برای من گفتن اگر بگوییم همش تحریف و جعله این چیزی که در کتاب مقدس مونده و تو فرهنگ مردم در واقع جا افتاده بود خب آن وقت خیلی واضح است که مشکل حل میشود اگر آنقدر یاد باشد که نتونیم به این واقعی بگوییم جله باید راهل برای مشکل فرمان کنیم یک تناقضی برار وجود دارد بین نتون مقدس و مسیح بودن حضرت مسیح خب دیده من خود این مطمئن رو بخوانم یک اعتراح هایی رو بیشتر آن بسیاری که با مقدس شد این کتاب خیلی مفصله و مثلا بعد از پنجاه صفه در مورد مسیح در تلمود مثلا یک فصل نسبتا طولانی دارد بعد در مورد دوران بعد از تلمود ارفان قبالا به اسطلاح کابالا اینها چیزاییه که حتی تا دوران معاصر هم حرفهایی که در مورد مفهوم مسیحات بین یهودی ها زده شده رو نرمی کنید من بیشتر میخواهم آن قطعه های مربوط کتاب مقدس رو یک خود ببینیم سات قدیمیترین چیزهایی که در کتاب مقدس هست در کتاب اول پادشاهان و کتاب دوباره سمویل یک چیزهایی دارد اینها هیچ کدام جزه تورات میسه از مفهوم مسیح ها در آن پنج فصل اول میسه در دوران بعده که پیامبران یک چنین بشارت هایی به یهودی ها دارند در مزامیر این قطعهی که من دارم میخوانم در مزامیر که این عبارت در مزامیر کتاب مقدسی میدهد در زمان او سالحان خواهند شکفت و بفور سلامتی خواهد اید مادامی که ماه نیست نگردند او حکمرانی خواهد کرد از دریا تا دریا و از نهر تا اقصای جهان به حضور دی سهرانشینان گردن خواهند نهار و دشمنان او خاک را خواهند لیسید پادشاهان ترشیش و جزایه هدایه خواهند آورد پادشاهان شبا و سبا هر مگانها خواهند رساند جمیه سلاکین او را تحضیم خواهند کرد و جمعی امتها او را بندگی خواهند بود نام او تا عبدالعاباد بایی خواهد ماند اسم او پیش آفتاب دوام خواهد کرد آدمیان در او برای یک دیگر برکت خواهند خواهند و جمعی امتهای زمین را خوشحال خواهند خواهند این به نوعی مزموری از داووده که به نظر میآید در وصل دوران حضرت سلیمان اینجوری میشود تحبیر کرد این که از قدیمیتنی چیزهای سخت جلسه شکافهایش را مرمت خواهم کرد و خرابیهایش را برپا نمود و آن را مثل ایام سلف بنا خواهم کرد اسیری قوم خود اسرائیل را برخواهم گردانید بیشان شهرهای مخلوب را بنا نموده در آنها ساکن خواهم شد تاکستان ها غرص کرده شراب آنها رو خواهند نوشید باخا ساخته میوه آنها رو خواهند خود گهور خدایت میگوید من ایشان را در زمین ایشان غرص خواهم نمید و بار دیگر از زمینی که به ایشان دادم کنده نخواهم شد بنابراین اینجا یک وعده بازگشت به همان سرزمین مقدس و این حرفان در این پیشگویه هست کلن میخواهم بگویم فضای این نوع پیشگویی ها به قدرت و سعادت رسیدن قوم یهود در آن هست همانطور که در دوران داود و سلیمان بودن برای قرنها این عبارت این عبارت هایی که خوندم قبل این قسمت هایشو این ها خیلی دیگر معروف هستند پیشگویی های اشعه های نبی هستند بیشترین ارجاع مسیحی ها به همین پیشگویی هاست بیشترین ارجاع یهولی ها هم به همین ها دستمت هایی که میخورد یا نمیخورد به این چیزی که در زمان حضرت مسیح اتفاق کند اصلا این که در انجیل ها داری میبینید که به هر طریق ممکن است سعی میکند که مسیح رو از مصر و داوود بدونن برای این که یکی از مسلمات این است که مسیح از مصر و داوود اگر کسی قبول نداشته باشد که حضرت عیساب و مریم به نول به داوود میرسد آن وقت خب نمیشود ادعای مسیح ها بودن شخصا مترکه این اتفاقاً یک جایی تو همین کتاب استدلال میکند که از خاندان داوود بودن دیگر جاز بدیهی ترین جوجگی های مسیح از در یهودی ها بود یعنی خیلی جاهای آدم هایی را نقل میکند که خیلی ریجگی های شبیه مسیح ها داشتن و قدرت رو به دست گرفتن از دمت قوم یهود رو برگردوندن و یک نفر نگفته اینها این ممکن است مسیح باشد چرا؟ بنابراین که واضح بود که آن جزه کاهناست و از مثلا نبیده و از طایفه لاویه بنابراین اصلا حرفی از مسیح بودنش نشد برای اینکه این فرقت بدیهی برای ایشان وجود داشت که باید از نسل داوید باشد بنابراین کاهن بدیهی است که مسیح از بین کاهن ها نیست حالا همه کاری میخواهد بکنه میخواهد پادشاه خوبی باشد یهود را نیام متحد بکنه جنگاوری بکنه و در جنگا پیروز بشود این ها برای یهودی ها کاکی نبوده این از فتح به اشعیه نبیه نحالی از تنه یستا بیرون آورده این پیشکوی های اشعاری نوی خیلی حالت رمزی و چیز دارند خیلی واضح نیستند خیلی بحثهای تفسیری وجود دارد که اینجا مثلا یستا یعنی چه مسئولی های تحریر های از این گفتها دارند و دیگران هم همیشه این همان حالت ملاهم دارند مثل الهامات غیبی که آیا مثل پیشکوی دیگر نصف داموس مثلا چند ست سال بعد از خودشان میبیند که مثلا هواپیما دارند به باچای دوغلی مرخورد می کنند یک جور پیانبران یک جور قدرت های پیشگویی مثل این که تصاویل از آینده رو می دیدن های در رویا یا در حالت های شبیه رویا یک چیزهایی که می تونستن به آن اعتماد بکنند و این را بره مردم می گفتن نحالی از تنه یسا بیرون آمده شاخه از ویشه هایش خواهد شکرخ و روح خداوند در روح قرار خواهد گرفت یعنی روح حکمت و فهم و روح مشبرت و قوت و روح معرفت و ترس از خداوند خوشی او در ترس خداوند خواهد بود و موافق رؤیت چشم خود دابری نخواهد کرد و بر وقت وفق سمع گوشهای خیش تنبیه نخواهد نمید بلکه مسکینان رو به ادالت دابری خواهد کرد و به جهت مزنومان زمین به راستی حکم خواهد نمید در حال اصاف پادشاه برگفته میشود جامعه رو به اصای دهان خیش زده شریران رو به نفخه لبهای خود خواهد کشد کمرمند کمرش ادالت خواهد بود و کمرمند میانش امانت گرگ و بر سکونت خواهد داشت پلنگ با بزوال خواهد خواهد خواهد بید بیسالوشی و پرواری با هم و تفک کچک آنها رو خواهد راند من نمیفهم آنجا یعنی چه دوباره برای من نیخونم باز نفرم دارم بعد این گاو با خرس خواهد چرید و بچه های آنها با هم خواهد خوابید و شیر مثل گاو کاه خواهد خورد و تفل شیرخاره و سراخ مار بازی خواهد کرد و تفل از شیر بازی داشته شده دست خود رو در خانه افی خواهد گذاشت داریم مسئله اینی که دورانیه نفرد حکومت آدلانی برقراره اصلا دنیا تغییر کرده ولی فضایی ندیگه، دورانی میآید فی دوران دیگر ایه غیر از این دوران عدم امنیت، خاری و زلط قوم یهود برطرف میشود حیوانات هم حتی تر تأثیر آن دوران مسیحایی قرار میگیر در تمامی کور مقدس من زرار فسادی نخواهند کرد زیرا که جهان از معرفت خداوند پر خواهد بود مثل آبهایی که دریا را میفشند باز دوباره از اشعیه در ایام آخر باقی خواهد شد که کور خانه خداوند بر غله کورها سابط خواهد شد و فوق تلها بره فراشته خواهد گردید و جمعی امتها به سوی آن روان خواهد شد یادتون هستید در بحث های محسیم مسیح هم وقتی که آمد حرف از ظهور ملکوت خداوند دوران شروع پادشاهی خداوند در جهان همین الان مسیحی ها میگویند که مسیح این حرف ها رو زدید این پیشگویان این است مثل اینکه دورانی میآید که خداوند در جهان دارد و فرمان میشود تا قبلش نبوده بعدش این اتفاق دارد میفتید قوم های بسیار عظیمت کرده خواهم گفت ایمان باید بردارید که این حکایت های خداوند و خانه خدای یهود برای این تا تاریخ های خیش را به ما تعلیم دهد و به راه های وی سلوک نمائیم زیرا که شریعت از محلوم و کرام خداوند از ارشنین سادر خواهد شد و آن امت ها را دابری خواهد نمود این حس این که خداوند دارد حکومت میکند در دوران بعد از محصیل ها که خداوند دابری میکند قوم های بسیاری و تنبیه خواهد کرد ایشان شمشیرهای خود را برای گواهن و نیزهای خیش را برای ارها خواهند شکست و امتی شمشیر نخواهد کشید و بار دیگر جنگ را نخواهند آمود به دوران سلح کامل میرسید اینها خیلی شبیه روایت هایی که شما در مورد دوران بعد از جوریل امام زمان شنیدید دوران آرامش و سلح و اتحاد همه جهان چیزهای مشابهش در راهتون یهودی هم هست یک ادعایینه که یک ادعایینه که با این اشتباه ها من دیدم می کنم بعضی از شیعان فوری می گن ببینید دوران حضرت صاحب رو در تورات هم حتی نشانه هاش هست اینها رو می گن نرمود به حضرت مسیح نبوده بلکه نرمود به آخر زمان یهودی ها و مسیح ها جزتشون اشتباه میکنند مسیح ها هم اشتباه میکنند این سبن مریم مسیح بوده به این نعنای توراتیش بلکه این را احوال آخر زمانه که بعدا واقعه میشوند و همان به اینجا نرسید از این نظر با یهودی هم در انتظار واقع شدن به حقیقت ببتن این پیشگویی ها به نوعی هستند فقط فرقش این است که یهودی ها منتظرن که در آن دوران یهودی ها باشند که مورد انایت خاص هستند و مثلا سر افراز هستند، شیعان معتقد هستند که شیعان اینجوری هستند و اله آخر به هر حال من فکر می کنم اشتباه اینجاست که تقریبا بدیهی است که شما وقتی قرآن رو می خونید، مسیح یعنی همان کسی که یعنی واجه مسیح وقتی در مدینه ایستفان و مریم به کار میرود یعنی مسیح همان مسیح های یهود بودند نمیدانم چدوری غیر از این میشود تعبیر کرده یکی از مطالبان ها میگویند که مسیحا به این معنایی که شایع نبی
از دقیقهٔ ۱۰۵:۱۴ تا ۱۰۶:۰۸ به دلیل نویزِ شدیدِ فایلِ صوتی، امکانِ پیادهسازی وجود نداشت.
زیورش همراه امام زمان حالت معاونت دارد ولی اصلا این حرف ها نیست در مورد پیشگوی ها یک آدمی به اسم مسیح میآید و قوم یهود یک جوری قرار است که به سعادت برسند خیلی برای با این مطمئن قابل تصویر نیست من میخواهم سعی کنم بگویم که خود اینجایی مشکلی گذوب داری یک دره بیشتر باید فکر بکنیم به این که این مطمئن همیشه راحترین راه این است که بگویم به کل این را تحریفه دیگر و هیچ سردیتی ندارد خب این حرف ها میشود زدن من میخواهم از این موضوع همه خورده بحث بکنم بگذاری خورده یک چند تا مطمئن کشیکی دیگر هم بکنم باز یک چیزی از مزامیره که باز همین حالت بسترش حکومت خدامند در بازو توشنست بگیشت دیگر چند تا عبارت دیگر از خطاب مقدس بود بلی فعی نکته باز عبارت های خیلی دیگهی هم زیادی در همان کتاب اشعیه نبی و اینها هست که مسیحی ها و بعضی هاشون در واقع رجعه میدهند و یهودی ها بعضی را به عنوان خلاف میجهگی های مسیح میآورند من همین در حال اینکه این سوال را در برای مطرح کردم نگشت دارم در برای بعد یکی خود را در مورد این بحث بکنیم که اگر اینها را تحریف ندونیم که دونیم چه توجیح کرد و اگر تحریف میدانیم یکی خود برواقع من اصرارم نگه یکی چیزی تحریف میدانیم که خود برای اینکه تحریف دلیل بیاید بگویید که مثلا فرض کنید این کتاب انظر سند رو این دلیل اعتبار ندارد یک قسمتش رو خوشم نمیآید بگویم اعتبار ندارد یک قسمتش منظرم جالب میدهد برحال کتاب مقدس یک عالم واقعیت هم در آن هست یک مقدار مقامت بکنیم در مقابل تحریف من زمینه رو آماده کردم که براحتی بشود گفت که کتاب تورات خیلی قسمتاش سندیت ندارد و میتواند تحریف شده باشد بنابراین میشود از این راه کوتاه بریم ولی حالا یک خود بسرکانیم که بیشتر اصرار بکنیم که تا جایی که میشود نتما رو فوری تعریف شده نداریم بفرام فور؟ پیشکویه پرامران نه منظورتون این است که نه منظورتون این است که پیشکویه که در آینده این او عبارت هایی که ما میخوانیم اینجوری به نظر میآید که قرار یک فردی ظهور بکنه و همه این احتفاغ ها بیفتد خب پس این پیشکوی ها محقق نشدن چگونه میتوانید دید که حالا مسیح ای سبن مریم مسیح ها بوده شما انتظار دارید که نصیب که یک پیشکوی هایی شده که مثلا فرض کنید یک فردی میآید دا این ریژگی ها یک فردی با آن ریژگی ها بیاید بیده و آن کارهای هم که قرار بکنه را بکنه که هر وقت نکرد پادشایی بکنه مثلا اگر پیشکوی هایی بود که این نفر میآید دا این ریژگی ها اگر وقت کرد پادشایی هم خواهد کرد نشده خواهد این هم یک ایدهیه دیگر برای من این که ممکن است یک پیش بگیری در مورد نوعی محقق نشان بفهم در مورد پیغمبر ما در تورا در عبارت جالبی هست که از فردندان اسمایل پیغمبری میآید برای همین من گاهی به شوخی میگویم که یهودی همینوز منتظر دو تا پیغمبر بزرگ هست یکی مسیحا باید بیاید و یکی هم بعدا یک نفر از فردندان اسمایل هم باید بیاید این دو نفری که آمدند رو به رسمیت نمیشنستن نه من فکر میکنم تعدام تأخوری در تورات اشارهش نمیشود تا آنجا که من یادم در تورات موضوعی دار بله نه خیلی جدید و این عبارتی تو تورات هست که از یک پرامبری از نفس اسمایل حرف میزند حالت انتظارشون برای نسیح هست میبینید من مبنی حرف رو زده هم میداند دوباره تحکیم بکنم در کام مسئله انتظار نسیح ها در یهودیت ورای آن چیزی است که شما احتمالا بتون تصور بکنید قبلتش خیلی خیلی بیشتر هستاز دقیقهٔ ۱۱۰:۳۵ تا ۱۱۱:۰۶ به دلیل نویزِ شدیدِ فایلِ صوتی، امکانِ پیادهسازی وجود نداشت.