- ۰:۰۰۰:۰۰
مهمترین بخشهای این جلسه: بازسازی مانیفست خداناباوری علمگرا · نقد روایت جنگ علم و دین · گالیله و تولد پارادایم محاسباتی · نیوتن، لاپلاس و بحران تبیین · پرسشهای پایانی دربارهٔ قانون، دیتاساینس، آگاهی و داروین.
مانیفست خداناباوری علمگرا
این جلسه از داوکینز و کتاب «توهم خدا» آغاز میکند، اما هدف نقد یک نویسندهٔ خاص نیست؛ هدف بیرون کشیدن هستهٔ مشترک جریانی است که میگوید علم جدید رخنههای جهل را پر کرده و خدا را به فرضی زائد تبدیل کرده است. روایت تاریخی این جریان از اسطوره شروع میشود، به توحید و فلسفه میرسد، سپس با کپرنیک، گالیله، نیوتن و لاپلاس، علم جدید را جانشین تبیین دینی معرفی میکند.
گالیله و تغییر پارادایم
جلسه نشان میدهد پروندهٔ گالیله را نمیتوان به روایت سادهٔ «کلیسا علیه علم» فروکاست. کپرنیک و کپلر پیشتر مدل خورشیدمرکزی را وارد محاسبات کرده بودند؛ مسئلهٔ گالیله این بود که محاسبهٔ موفق را به واقعیت فیزیکی و سپس به تغییر روش مطالعهٔ طبیعت تبدیل کرد. از اینجا پارادایم دوم شکل میگیرد: زمان، اندازهگیری، کمیت، آزمایش و پیشبینی در مرکز قرار میگیرند.
نیوتن، لاپلاس و شبهتبیین
نیوتن پیروزی بزرگ پارادایم دوم است: چند اصل ساده و ابزار محاسباتی تازه، آسمان و زمین را زیر مدل واحدی آورد. کشف نپتون و محاسبهٔ پایداری منظومهٔ شمسی این ایمان را ساخت که مدل، حقیقت جهان را آشکار کرده است. اما نسبیت عام نشان داد داستان تبیینی نیوتن دربارهٔ نیروی جاذبه نهایی نبود؛ مدل نیوتنی همچنان برای مهندسی کار میکند، اما به عنوان تبیین بنیادین فرو ریخته است.
پرسشهای پایانی
در بخش گفتوگو، چند گره روشن میشود: قوانین طبیعی قرارداد انسانی نیستند، چون جهان از قراردادهای ما پیروی نمیکند؛ دیتاساینس شاید محاسبه را از تبیین جدا کند و فیزیک را به پرسش از قانون بازگرداند؛ شبیهسازی هوش انسانی مسئلهٔ آگاهی، اختیار و اخلاق را حل نمیکند؛ و داروین، هرچند توضیحی نیرومند در زیستشناسی میدهد، همچنان بر قانونمندیهای فیزیک و شیمی تکیه دارد.
- ۰:۰۰۰:۰۰
مهمترین بخشهای این جلسه: توضیح ابهامهای جلسهٔ نخست · خدای فلسفی و ضرورت · تعریف نمونهمحور تبیین · بارکلی و اینسترومنتالیسم · قوانین بنیادین و غیربنیادین · دوپارگی فیزیک جدید · ایمپلیمنتیشن قانون و دستور کار پارادایم سوم.
خدای فلسفی و بحران تبیین
جلسه با پاسخ به این اعتراض شروع میکند که خداناباوران علمگرا فقط با خدای متشخص دینی درگیرند، نه با خدای فلسفی. پاسخ این است که خدای فلسفی، مانند محرک نخست یا واجبالوجود، دقیقاً خدای ضروری است؛ اگر طبیعت خودبسنده باشد، این خدا نیز نفی شده است. پس ادعای علمگرایانهٔ بینیازی از خدا ناگزیر وارد فلسفه میشود و نمیتواند پشت نقد دین عامه پنهان شود.
تبیین، توصیف و بارکلی
جلسه برای تعریف تبیین به مثال کسوف تکیه میکند: افتادن سایهٔ ماه بر زمین، پدیدهای رازآلود را با اجزایی روشن توضیح میدهد و پیشبینیپذیر میکند. در برابر آن، کپرنیک و کپلر بیشتر توصیف فشرده میدهند. نیوتن ظاهراً تبیین میکند، اما اعتراض بارکلی این است که یک مدل موفق، تنها مدل ممکن نیست و واقعیت نیروها و قوانین را اثبات نمیکند.
قوانین بنیادین و دوپارگی فیزیک
جلسه میان قوانین غیربنیادین و بنیادین فرق میگذارد. تبیین طبیعی پدیدههایی مانند کسوف، واکنش شیمیایی یا رفتار زیستی با خداگرایی فلسفی تعارضی ندارد؛ نزاع در سطح قوانین بنیادین است، جایی که فیزیک باید بگوید جهان از چه ساخته شده و چرا چنین قانونمند است. از سوی دیگر، فیزیک جدید هنوز میان نسبیت عام و مکانیک کوانتومی وحدت کامل ندارد و پارادوکسهایی مانند گربهٔ شرودینگر مرز میکروسکوپیک و ماکروسکوپیک را دشوار میکنند.
قانون و پارادایم سوم
بخش پایانی میگوید قانون طبیعی فرمول روی کاغذ نیست؛ اگر قانون جهان را منظم میکند، باید نحوهٔ تحقق فیزیکی داشته باشد. نمونهٔ میدان الکترومغناطیسی نشان میدهد پرسش از واقعیت پشت فرمول میتواند علم را پیش ببرد. دستور کار پیشنهادی، ارائهٔ پارادایم آماده نیست؛ روشن کردن پیشفرضهای پارادایم دوم، گردآوری تلاشهای بدیل، و بازگرداندن پرسش از قانون به مرکز فیزیک است.