دانشگاه صنعتی شریف از ارجاعهای مکانها است که در این صفحه از راه ۲ بخش مرتبط و حدود ۵۹ دقیقه گفتار پیگیری میشود.
معرفی
دانشگاه صنعتی شریف در این صفحه به عنوان یک ارجاع مهم در گفتارها معرفی میشود. جایگاه آن از خلال نمونههای متعدد، پیوندهای تاریخی و نسبتهای تفسیری روشن میگردد.
اهمیت این ارجاع تنها در تعریف عمومی آن نیست؛ در گفتارها، هر بار در کنار مسئلهای خاص ظاهر میشود و معنای خود را از همان زمینه میگیرد.
از این رو، خواندن این صفحه باید هم به شناخت عمومی ارجاع توجه کند و هم به شواهدی که در بخشهای مرتبطِ گفتارها آمده است.
مثال مفصلا دانشگاه شریف کردهام میخواهم
در درسگفتارها، «دانشگاه صنعتی شریف» در مسیرهای مشخصی دنبال میشود: مثال مفصلاً دانشگاه شریف.
در مجموعه «تقابل علم و دین»، جلسه «تعارض علم و دین»، بخش «مثال مفصلاً دانشگاه شریف»، موضوع «دانشگاه صنعتی شریف» در زمینهٔ ایمان، خداوند، فیزیک، مثال و مفصلاً قرار میگیرد. بخش به «مثال مفصلاً دانشگاه شریف» میپردازد و آن را با ایمان، خداوند، فیزیک، مثال و مفصلاً در محدودهٔ همان گفتار صورتبندی میکند. حرکت درونی بخش از ستاره، دیده، نگاه، بالای و ایمان عبور میکند و این نشانهها را به ایمان، خداوند، فیزیک، مثال و مفصلاً پیوند میزند. به این ترتیب، مسیر بحث از عنوان جلسه به مسئلهٔ خاص همین بخش میرسد و جایگاه «دانشگاه صنعتی شریف» را در همان زنجیره روشن میکند. نمونهها و نامهای همراه بحث، نوح، سبا، طور، هند و عرفان هستند و نشان میدهند بخش از سطح نامبردن عبور میکند. بنابراین سهم «دانشگاه صنعتی شریف» در این بخش از دل همین استدلال و نمونهها فهمیده میشود، نه از معنایی بیرون از گفتار. [۱]
در جمعبندی، «دانشگاه صنعتی شریف» در امتداد مثال مفصلاً دانشگاه شریف معنا میگیرد. مسیر شواهد در تقابل علم و دین نشان میدهد که بحث از نامبردن ساده فراتر میرود و به شبکهٔ مسئلههایی میرسد که خود درسگفتارها ساختهاند.
گفتارها
| تیتر بخش | سری | جلسه | تیتر جلسه | زمان |
|---|---|---|---|---|
| مثال مفصلاً دانشگاه شریف کردهام میخواهم | تقابل علم و دین | ۰ | — | ~۳۶ دقیقه |
| ارائه درس در گروه فسلفه علم دانشگاه شریف درباره مفهوم معجزه | دفاع عقلانی از دین | ۵۷ | احکام اصطلاحات فقهی | ~۲۳ دقیقه |
تحلیل کلان یکپارچه
در گفتارهای مورد بررسی، دانشگاه صنعتی شریف نه بهعنوان یک نهاد آموزشی در معنای عام، بلکه در قامت یک بستر مشخص برای طرح و آزمون ایدههای تحلیلی ظاهر میشود. مدرس در جلسهای از «تقابل علم و دین»، پیش از ورود به بحث هفت آسمان، تصریح میکند: «این مثال را من مفصلاً در دانشگاه شریف بحث کردهام، میخواهم به صورت مختصر اینجا هم چیزهایی بگویم» (تقابل علم و دین، جلسه ۳۴۲ — —) [۱]. این جمله نشان میدهد که دانشگاه شریف برای او صرفاً یک تالار سخنرانی نبوده، بلکه فضایی بوده که در آن میتوانسته یک مسئله را با جزئیات کامل بشکافد و اکنون تنها عصارهای از آن را به میان آورد. ارجاع به آن بحث مفصل، وزن استدلال کنونی را افزایش میدهد و به مخاطب میگوید که آنچه اکنون میشنود، بر شالودهای از تحلیلهای پیشین استوار است.
همین الگو در زمینهای کاملاً متفاوت، یعنی بحث معجزه، نیز تکرار میشود. مدرس در سلسله «دفاع عقلانی از دین» از برنامهای برای تدریس در دانشگاه شریف خبر میدهد و میگوید: «قرار است درسی در گروه فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف ارائه شود که موضوع آن تعمیم و ادامه سخنرانیهای معجزه من است، یک جوری فلسفه دین تحلیلی است» (دفاع عقلانی از دین، جلسه ۵۷ — جایگاه قرآن در شریعت، نقد نگاه طریقتگونه به فقه، و بررسی روایی جمع بین دو نماز) [۴]. در اینجا نیز دانشگاه شریف میزبان یک پروژه فکریِ در حال گسترش است؛ پروژهای که از یک سو به نقد تعریف رایج معجزه در فلسفه دین میپردازد و از سوی دیگر میکوشد با بازگشت به متون دینی، مفاهیم را از نو صورتبندی کند. دانشگاه، در این روایت، نقطه اتصال میان تأمل نظری و ارائه عمومی یک ایده در حال تکوین است.
نکته قابل توجه آن است که در هر دو مورد، مفسر دانشگاه شریف را با یک دغدغه روششناختی پیوند میزند: فاصله میان مفاهیم برساخته و متون اصلی. در بحث هفت آسمان، او به شدت از کسانی انتقاد میکند که بدون مراجعه دقیق به قرآن، نظریههای علمی مانند هفت لایه جو یا جهانهای موازی را به آیات نسبت میدهند. او با لحنی گلایهآمیز میگوید: «اصلاً کمی به متن نگاه نمیکنند. یک بار لااقل یکی از این کتابهای المعجم را ورق بزنند، ببینند راجع به سبع سماوات چیزی که میگویند به بقیهٔ جاها میخورد یا نه» (تقابل علم و دین، جلسه ۳۴۲ — —) [۲]. این نقد، در بستر دانشگاه شریف، به یک اصل بدل میشود: تحلیل باید از درون متن آغاز شود، نه از تطبیق شتابزده آن با آخرین نظریه علمی.
همین اصل در بحث معجزه نیز به شکلی دیگر رخ مینماید. مدرس در توضیح درس خود در گروه فلسفه علم دانشگاه شریف، مسئله را چنین صورتبندی میکند: «ایده این درس این است که چقدر تعریفها و مفاهیم بحثهایی که در فلسفه دین هست با آن چیزی که در متون دینی به صورت اوریجینال هست سازگار است» (دفاع عقلانی از دین، جلسه ۵۷ — جایگاه قرآن در شریعت، نقد نگاه طریقتگونه به فقه، و بررسی روایی جمع بین دو نماز) [۵]. پرسش از «سازگاری»، دقیقاً همان دغدغهای است که در نقد مفسران هفت آسمان نیز دیده میشود. با این تفاوت که در بحث معجزه، مدرس یک گام فراتر میرود و از امکان «بازتعریف» مفاهیم فلسفی با استفاده از متون دینی سخن میگوید. دانشگاه شریف، در این تصویر، کارگاهی برای این بازتعریف مفهومی میشود.
با این حال، مدرس در بحث معجزه، سطح تنش را بالاتر میبرد و نشان میدهد که شکاف میان مفاهیم رایج و متن، فقط به تعاریف محدود نیست، بلکه به خودِ پرسشها نیز سرایت میکند. او با ذکر یک مثال مشخص، میگوید: «نه فقط در فلسفه دین موجود و فلسفه دین تحلیلی که منشأ آن اروپا است بلکه در کلام اسلامی هم شاید بزرگترین پرسشی که خیلی در مورد آن بحث شده است فاعل معجزه است. شما وقتی قرآن میخوانید چقدر به نظر شما میرسد که این مسئله است؟ » (دفاع عقلانی از دین، جلسه ۵۷ — جایگاه قرآن در شریعت، نقد نگاه طریقتگونه به فقه، و بررسی روایی جمع بین دو نماز) [۶]. این پرسش، نشان میدهد که پروژه فکری عرضهشده در دانشگاه شریف، فقط به اصلاح پاسخها نمیاندیشد، بلکه میخواهد مشروعیت خود پرسشها را نیز از منظر ذهنیت قرآنی به چالش بکشد.
میان این دو روایت از دانشگاه شریف، یک همپوشانی مهم و یک تفاوت ظریف وجود دارد. همپوشانی در آن است که هر دو بحث، دانشگاه را به مثابه سکویی برای عرضه یک روششناسیِ متنمحور در مواجهه با علم و فلسفه معرفی میکنند. اما تفاوت در این است که بحث هفت آسمان، عمدتاً جنبه سلبی و انتقادی دارد و به خطاهای تطبیق میتازد، در حالی که بحث معجزه، یک برنامه ایجابی برای «تعمیم و ادامه» یک نظریه ارائه میدهد. در واقع، اگر بحث هفت آسمان نشان دهد که «چه کارهایی نباید کرد»، درس فلسفه علم در دانشگاه شریف میخواهد نشان دهد که «عملی صحبت کنیم که چگونه میتوان اصلاح کرد. از». [۶]