«تصعید» در ۷ جلسه از ۳ موضوعِ درس مطرح شده است؛ بیشترین بحث در «روانکاوی و فرهنگ» (۴ جلسه) است؛ و پرحجمترین محورها «تصعید رابطه با پدر به خدا»، «تصعید آنیما»، «والایش انرژی جنسی به معرفت» هستند. مفصلترین گفتار در دفاع عقلانی از دین، جلسه ۷۰ است (۲۹دقیقه).
۷جلسه
۵محور
۳موضوع درس
۷۷دقیقه
۱۵۶ارجاع در مجموعه
گروهبندی
سنجه
نوع نمودار
تصعیددربارهٔ این مفهوم
تصعید (sublimation) در روانکاوی به فرایندی گفته میشود که طیِ آن نیرویِ رانهای—بهویژه میلِ جنسی یا پرخاشگری در صورتبندیِ کلاسیک—از هدفِ مستقیمِ غریزی منحرف و به فعالیتهایی هدایت میشود که از نظرِ فرهنگی پذیرفتنی یا ارجمند شمرده میشوند: هنر، دانش، کارِ حرفهای، یا دلبستگیهایِ اجتماعی. زیگموند فروید این مفهوم را در کنارِ دیگر مکانیسمهایِ دفاعی پرورد، با این تفاوت که تصعید را غالباً دفاعی سازگارانه میدانست؛ نه سرکوبی که علامت میسازد، بلکه تغییرِ مسیرِ انرژی که به فرهنگ و تمدن راه میبرد.
در نوشتههایِ فروید، تمدن تا حدی بر مهار و تغییرِ مسیرِ رانه استوار است؛ هنرمند، دانشمند یا مصلح ممکن است همان نیروهایی را بهکار گیرد که در مسیری دیگر به تعارضِ روانرنجورانه میانجامید. پس از فروید، مکاتبِ ایگو و روابطِ ابژه در تعریفِ دقیقِ «انرژی»، میزانِ خودآگاهیِ فرایند، و مرزِ تصعید با والایشِ اخلاقی یا صرفاً جابهجاییِ هدف اختلاف کردهاند. برخی روایتهایِ متأخر، تصعید را کمتر هیدرولیکِ غریزه و بیشتر بازسازماندهیِ معنا و هویت در رابطه میبینند.
مفهوم در نقدِ فرهنگی و زیباییشناسی نیز بهکار رفته تا پیوندِ میانِ رانه، ممنوعیت و خلاقیت را توضیح دهد. در عینِ حال، آزمونپذیریِ تجربیِ «تبدیلِ انرژیِ غریزی» محلِ تردیدِ روانشناسیِ علمی بوده است. باید تصعیدِ روانکاوانه را از معنایِ فیزیکی–شیمیاییِ همان واژه (تبدیلِ جامد به گاز) و از کاربردِ اخلاقیِ عامیانهٔ «پاکسازیِ میل» جدا کرد. آنچه در متونِ تخصصی مطرح است، فرضیهای دربارهٔ مسیرِ جایگزینِ رانه در ساختِ فرهنگ و سلامتِ نسبی است، نه حکمِ هنجاری دربارهٔ برتریِ ذاتیِ هنر بر غریزه.
وجوه و خوانشها
تغییر مسیر رانهمنحرفکردنِ میل یا پرخاش از هدف غریزیِ مستقیم به فعالیت فرهنگی، شناختی یا اجتماعی که از نظر جمعی پذیرفتنیتر شمرده میشود.
دفاع سازگارانهدر فروید غالباً در برابر سرکوبِ علامتزا: تصعید راهی برای بهکارگیری انرژی بدون فروپاشی من یا تولید علامت حاد دانسته میشود.
تمدن و فرهنگفرض پیوند میان مهار رانه و پیدایش نهاد، هنر و دانش؛ تمدن هم محصول و هم صحنهٔ تصعیدهای جمعی تصویر میشود.
بازخوانیهای پسافرویدیاختلاف بر سر مدل انرژی، نقش ایگو، و اینکه تصعید تبدیل هیدرولیکی است یا بازآرایی معنا و رابطه در هویت.
خلاقیتتبیین روانکاوانه از کار هنری و فکری بهمثابه مسیر جایگزین رانه؛ یکی از پرکاربردترین بسطهای مفهوم بیرون از کلینیک.
مرز معناهاجدا از تصعید شیمیایی و از وعظ اخلاقیِ صرف؛ در علم تجربی مدل انرژی غریزی همچنان مناقشهبرانگیز و دشوارآزمون است.