«پاول فایرابند» در ۵ جلسه از ۴ موضوعِ درس مطرح شده است؛ بیشترین بحث در «جدایی علم از دین» (۲ جلسه) است؛ و پرحجمترین محورها «ضد روش و نفی روش علمی»، «نقد اجتماعی علم»، «علم بهمثابه افسانه پریان» هستند. مفصلترین گفتار در مقدمهای بر فهم قرآن، جلسه ۳ است (۲۲دقیقه).
پاول کارل فایرابند فیلسوفِ علمِ اتریشی-آمریکایی است که بهخاطرِ نقدِ روششناسیهای سختگیرانه و دفاع از کثرتگراییِ روشی شناخته میشود. او در وین زاده شد، پس از جنگِ جهانیِ دوم به فلسفه روی آورد و با حلقهٔ پوزیتیویسمِ منطقی و سپس با کارل پوپر در تماس بود. سالها در برکلی و دیگر دانشگاهها تدریس کرد و در مباحثِ فلسفهٔ علمِ نیمهٔ دومِ سدهٔ بیستم چهرهای بحثبرانگیز ماند.
در «بر ضد روش» استدلال میکند که پیشرفتِ علمی از یک روشِ واحد و ثابت پیروی نمیکند و شعارِ «هر چیزی مجاز است» را در معنایِ ضدِ انحصارِ روششناختی به کار میبرد. او بر نقشِ بلاغت، تاریخ و عواملِ فرهنگی در علم تأکید دارد و در برابرِ تصویرِ علم بهمثابهٔ تنها معیارِ عقلانیت موضع میگیرد. آثارِ بعدیاش، از جمله «علم در جامعهای آزاد»، نسبتِ علم، قدرت و آزادیِ مدنی را بررسی میکند. خوانشهای او هم الهامبخشِ مطالعاتِ علم بوده و هم موردِ نقدِ فیلسوفانِ علمِ جریانِ اصلی قرار گرفته است.
آثار و نظریههای مهم
بر ضد روش۱۹۷۵نقدِ روششناسیِ واحد و دفاع از آنارشیسمِ معرفتشناختی در تاریخِ علم.
علم در جامعهای آزاد۱۹۷۸بررسیِ جایگاهِ علم در دموکراسی و محدودیتهای اقتدارِ علمی.
وداع با عقل۱۹۸۷نقدِ ایدههای یکدستِ عقلانیت و دفاع از تکثرِ سنتهای معرفتی.
Killing Time (کیلینگ تایم)۱۹۹۵خودزندگینامهٔ فکری که مسیرِ شخصی و فلسفیِ او را روایت میکند.
سه گفتوگو در باب معرفت۱۹۹۱بحثهایی دیالوگی دربارهٔ نسبیت، واقعگرایی و مرزهای معرفتِ علمی.