و در تفسير قمى به سند خود از جميل از امام صادق (علیه السلام) روايت كرده كه گفت: به آن حضرت عرضه داشتم معناى آيه ﴿لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ اَلنَّعِيمِ﴾ چيست؟ فرمود: اين امت بازخواست مىشود از نعمت رسول الله، و سپس از نعمت ائمه اهل بيتش.
و در كافى به سند خود از ابى خالد كابلى روايت آورده كه گفت: وارد شدم بر امام ابو جعفر (علیه السلام) دستور داد غذا آوردند، من با آن جناب طعام خوردم، طعامى كه پاكيزهتر و لطيفتر از آن در عمرم نخورده بودم، همين كه از طعام فارغ شديم، فرمود: اى ابو خالد اين طعام را چگونه ديدى؟ و يا فرمود: طعام ما را چگونه ديدى؟ عرضه داشتم فدايت شوم، من در عمرم طعامى پاكيزهتر و نظيفتر از اين نخورده بودم، ولى در حين خوردن به ياد آيه افتادم كه خداى تعالى مىفرمايد: ﴿ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ اَلنَّعِيمِ﴾ پس حضرت فرمود: «خداى تعالى از خوردن شما نمىپرسد»، تنها از آن دين حقى كه شما بر آنيد بازخواست مىكند.
و نيز در آن كتاب به سند خود از ابو حمزه روايت كرده كه گفت: با جماعتى نزد امام صادق (علیه السلام) بوديم، حضرت دستور داد طعام بياورند، طعامى آوردند كه در تمام عمرمان لذيذتر و خوشبوتر از آن نخورده بوديم، بعد خرمايى آوردند كه آن قدر شفاف و صاف و زيبا بود كه همه را به تماشا واداشت، مردى از حضار گفت: به زودى از اين نعيمى كه نزد پسر پيغمبر از آن متنعم شديد بازخواست مىشويد، امام (علیه السلام) فرمود: خداى عز و جل كريمتر و شانش جليلتر از آن است كه طعامى به بندهاش بدهد، و آن را براى شما حلال و گوارا بسازد، آن وقت بازخواستتان كند كه چرا خورديد؟ بلكه منظور از نعيم در آيه ﴿لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ اَلنَّعِيمِ﴾ تنها نعمت محمد و آل محمد (علیه السلام) است كه به شما ارزانى داشته.
مؤلف: و اين معنا به طرق ديگر و عبارات مختلفى از ائمه اهل بيت (علیه السلام) روايت شده، و در بعضى از آنها آمده كه منظور از نعيم، ولايت (دوستى و اطاعت) ما اهل بيت است. و برگشت اين معنا به همان معنايى است كه ما خاطرنشان ساخته و گفتيم، منظور از نعيم تمامى نعمتهايى است كه خداى تعالى به بشر انعام فرموده، بدان جهت كه نعمت است، (و ولايت اهل بيت از ارزندهترين مصاديق آن است بلكه با راهنمايى امامان
است كه استعمال نعمت شكر مىشود نه كفران).
توضيح اينكه نعمتهايى كه خداى تعالى به آدمى ارزانى داشته اگر انسان مورد بازخواست از آنها قرار مىگيرد، از اين جهت نيست كه نعمتها مثلا گوشت بوده يا نان يا خرما و يا آب خنك، و يا مثلا چشم يا گوش و يا دست و پا بوده، بلكه از اين جهت از آنها پرسش مىشود كه خداى تعالى آنها را آفريده تا نعمت بشر باشند، و آنها را در طريق كمال بشر و رسيدنش به قرب عبودى واسطه و وسيله كرده، كه بيانش به طور اشاره گذشت، و بشر را دعوت كرده كه آن نعمتها را به عنوان شكر مصرف كند، و طورى استعمال كند كه آن استعمال شكر شمرده شود نه كفران پس آنچه از آن بازخواست مىشويم نعمت است بدان جهت كه نعمت است، نه بدان جهت كه خوردنى يا پوشيدنى و يا اعضاى ذى قيمت بدنى است، و معلوم است كه خود آدمى نمىتواند تشخيص دهد كه دادههاى خداى تعالى را چگونه استعمال كند تا نعمت شود، و يا به عبارت ديگر شكر باشد نه كفران، تنها راهنما در اين باب دين خداست كه رسول خدا (صلى الله عليه وآله و سلم) آن را آورده، و امامانى از اهل بيت خود را براى بيان آن دين نصب فرموده. پس برگشت سؤال از نعيم، سؤال از عمل به دين است، در هر حركت و سكون. و نيز اين معنا معلوم است كه سؤال از نعيم كه گفتيم سؤال از دين است سؤال از رسول خدا (صلى الله عليه وآله و سلم) و امامان بعد از آن جناب است كه خدا اطاعتشان را واجب و پيرويشان را در سلوك الى الله فريضه كرده، و طريق سلوك الى الله است، همان استعمال نعمت است به آن نحوى كه رسول و امامان دستور دادهاند.
روايت ابى خالد كه در آن حضرت ابو جعفر (علیه السلام) فرمود: «تنها از آن دين حقى كه شما بر آنيد بازخواست مىكند» به همين معنا اشاره مىكند كه منظور از سؤال از نعيم، سؤال از دين است.
و دو روايت جميل و ابى حمزه كه نقل كرديم، و در هر دو امام صادق (علیه السلام) فرمود: «اين امت بازخواست مىشود از نعمت رسول الله، و سپس از نعمت ائمه اهل بيتش» به اين معنا اشاره دارند كه منظور از نعيم، رسول و امامان اهل بيت او است.
و در بعضى از روايات آمده كه نعيمى كه بشر از آن بازخواست مىشود رسول الله (صلى الله عليه وآله و سلم) است كه خدا او را بر همه اهل عالم انعام كرد تا از گرداب ضلالت نجاتشان دهد. و در بعضى ديگر آمده: ولايت ما اهل بيت است، و برگشت همه به يك معنا است، و ولايت اهل بيت عبارت است از واجب دانستن اطاعت و پيروى آنان، در هر
گفتار و كردارى كه در سلوك طريق عبوديت دارند.
و در مجمع البيان آمده كه بعضى گفتهاند: منظور از نعيم صحت و فراغت است، - نقل از عكرمه. و مؤيد آن روايتى است كه ابن عباس از رسول خدا (صلى الله عليه وآله و سلم) نقل كرده كه فرمود: دو نعمت است كه بسيارى از مردم در آن مغبونند، يكى سلامتى و يكى فراغت.
و نيز در مجمع البيان است كه بعضى گفتهاند: نعيم عبارت است از امنيت و صحت، نقل از مجاهد و عبد الله بن مسعود. و اين معنا از امام ابو جعفر و ابى عبد الله (علیه السلام) نيز روايت شده.
مؤلف: و در بعضى از روايات ديگر از طرق اهل سنت آمده كه: نعيم عبارت است از خرما و آب خنك. و در بعضى ديگر چيزهايى ديگر ذكر شده، كه بايد همه آنها حمل شود بر اينكه خواستهاند مثالى براى نعمت ذكر كرده باشند.
و در حديث نبوى از طرق اهل سنت اين معنا نيز آمده كه سه چيز است كه بنده خدا از آن بازخواست نمىشود: يكى خرقهاى كه عورت خود را با آن بپوشاند، و يكى پارهنانى كه با آن سد رمق كند، و سوم خانهاى كه از سرما و گرما حفظش نمايد...
اين حديث هم بايد حمل شود بر اينكه خداى تعالى در بازخواست از ضروريات زندگى سختگيرى و مناقشه نمىكند، و خدا داناتر است.