﴿اِنْطَلِقُوا إِلىَ مَا كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ﴾
اين آيه حكايت فرمانى است كه در يوم الفصل به ايشان داده مىشود، صاحب كلام خداى تعالى است، به قرينه اينكه در آخر آيات مىفرمايد: «اگر نيرنگى داريد به كار ببريد»،
و مراد از جمله «آنچه همواره تكذيبش مىكردند» جهنم است، و كلمه «انطلاق» به معناى روانه شدن و منتقل گشتن از جايى به جاى ديگر و بدون مكث است. و معناى آيه اين است كه: به ايشان گفته مىشود از محشر بدون هيچ درنگى به سوى آتش روانه شويد، همان آتشى كه همواره تكذيبش مىكرديد.
﴿اِنْطَلِقُوا إِلىَ ظِلٍّ ذِي ثَلاَثِ شُعَبٍ﴾ مفسرين گفتهاند: مراد از اين «ظل» سايه دودى است كه از آتش جهنم بالا مىرود، هم چنان كه در جاى ديگر فرموده: ﴿وَ ظِلٍّ مِنْ يَحْمُومٍ﴾.
و نيز در مورد انشعاب آن به سه شعبه گفتهاند: اين اشاره است به عظمت دود جهنم، چون دود وقتى خيلى متراكم و عظيم باشد شاخه شاخه مىشود.
﴿لاَ ظَلِيلٍ وَ لاَ يُغْنِي مِنَ اَللَّهَبِ﴾
«ظل ظليل» به معناى سايه خنك است، سايهاى كه از رسيدن حرارت به انسان جلوگيرى كند، و براى آدمى ساترى از آزار حرارت باشد، و اينكه مىفرمايد سايه شعبهدار ظليل نيست، منظور اين است كه از هرم آتش و شعلههاى آن جلوگيرى نمىكند.
﴿إِنَّهَا تَرْمِي بِشَرَرٍ كَالْقَصْرِ كَأَنَّهُ جِمَالَتٌ صُفْرٌ﴾
ضمير «انها» به «نار - آتش» بر مىگردد هر چند در كلام نامى از «نار» برده نشده بود، و ليكن از سياق معلوم است. و كلمه «شرر» به معناى زبانههايى است كه از آتش بر مىخيزد. و معناى «قصر» معلوم است و كلمه «جمالة» جمع جمل است، كه به معناى شتر نر است، و معناى آيه روشن است.
﴿هَذَا يَوْمُ لاَ يَنْطِقُونَ وَ لاَ يُؤْذَنُ لَهُمْ فَيَعْتَذِرُونَ﴾
كلمه «هذا» اشاره است به «يوم الفصل» و مراد از «يؤذن» اذن در سخن گفتن و يا عذرخواهى كردن است.
و جمله «فيعتذرون» عطف است بر جمله «يؤذن» و هر دو در سلك نفى قرار دارند، مىفرمايد امروز روزى است كه اهل محشر - از انسانها - سخن نمىگويند و اذن سخن گفتن به ايشان داده نمىشود، و يا اذن عذرخواهى كردن به ايشان داده نمىشود، پس اعتذارى نخواهند كرد. و نفى نطق در اين آيه با اثبات آن در آيات ديگر منافات ندارد، چون روز قيامت مواقف بسيار و مختلف دارد، در يك موقف از ايشان سؤال مىشود جواب هم مىدهند، و در
موقفى ديگر بر دهان آنان مهر مىزنند و نمىتوانند سخن بگويند، و ما در تفسير آيه شريفه ﴿يَوْمَ يَأْتِ لاَ تَكَلَّمُ نَفْسٌ إِلاَّ بِإِذْنِهِ﴾، بيانى در اين باره داشتيم، بدانجا مراجعه شود.
﴿هَذَا يَوْمُ اَلْفَصْلِ جَمَعْنَاكُمْ وَ اَلْأَوَّلِينَ فَإِنْ كَانَ لَكُمْ كَيْدٌ فَكِيدُونِ﴾
روز قيامت را از اين جهت يوم الفصل خوانده كه خداى تعالى در آن روز جدا سازى مىكند، و ميان اهل حق و اهل باطل با داورى خود جدايى مىاندازد، هم چنان كه فرمود: ﴿إِنَّ رَبَّكَ هُوَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ﴾، و نيز فرموده: ﴿إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي بَيْنَهُمْ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ﴾كه در يكى تعبير به فصل، و در ديگرى تعبير به قضا كرده است.
و خطاب «كم - شما را» در جمله ﴿جَمَعْنَاكُمْ وَ اَلْأَوَّلِينَ﴾ به تكذيبگران اين امت است، بدان جهت كه جزء آخرين هستند، و به همين جهت در مقابل «اولين» قرارشان داد، و در جاى ديگر به نحو جامع فرموده: امروز روزى است كه همه مردم در آن جمع مىشوند، ﴿ذَلِكَ يَوْمٌ مَجْمُوعٌ لَهُ اَلنَّاسُ﴾و در جاى ديگر فرموده: ﴿وَ حَشَرْنَاهُمْ فَلَمْ نُغَادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً﴾.
و معناى اينكه فرمود: ﴿فَإِنْ كَانَ لَكُمْ كَيْدٌ فَكِيدُونِ﴾ اين است كه اگر شما حيلهاى عليه من داريد تا با آن حيله عذاب مرا از خود دفع كنيد، آن حيله را بكار ببريد، و اين خطاب را اصطلاحا تعجيزى مىگويند، و معنايش اين است كه شما چنين نيرويى نداريد، در آن روز به طور كلى همه نيروها از شما گرفته مىشود، و با ظهور اين حقيقت كه «لا قوة الا للَّه» خود ستمكاران با ديدن عذاب يقين مىكنند، و بلكه مىبينند كه قوت همهاش از آن خدا است، و اينكه خدا شديد العذاب است، و اين زمانى است كه پيشوايان از پيروان خود بيزارى مىجويند، و عذاب را مىبينند، و همه اسبابها از كار مىافتد.
و اين آيه يعنى آيه ﴿فَإِنْ كَانَ لَكُمْ كَيْدٌ فَكِيدُونِ﴾ مدلولى وسيعتر از آيه شريفه زير
دارد كه مىفرمايد: ﴿يَا مَعْشَرَ اَلْجِنِّ وَ اَلْإِنْسِ إِنِ اِسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطَارِ اَلسَّمَاوَاتِ وَ اَلْأَرْضِ فَانْفُذُوا لاَ تَنْفُذُونَ إِلاَّ بِسُلْطَانٍ﴾، چون اين آيه تنها قدرت بر فرار را نفى مىكند، به خلاف آيه مورد بحث كه همه انحاى حيله را نفى مىكند.
در جمله «فكيدون» التفاتى از تكلم مع الغير (ما) به تكلم وحده (من) به كار رفته، چون در جملات قبل خداوند تعبير به «ما» مىكرد و مىفرمود: «ما شما را جمع مىكنيم»، و در اينجا تعبير به من كرده، و نكته در آن اين است كه امر «فكيدون» تعجيزى است، و متعلق آن كيد با كسى است كه همه قوتها و قدرتها از اوست، و او تنها خداى تعالى است، و اگر مىفرمود: «فكيدونا» اشاره به «توحيد» از بين مىرفت.
﴿إِنَّ اَلْمُتَّقِينَ فِي ظِلاَلٍ وَ عُيُونٍ وَ فَوَاكِهَ مِمَّا يَشْتَهُونَ... اَلْمُحْسِنِينَ﴾
مراد از كلمه «ظلال» سايههاى بهشت، و مراد از كلمه «عيون» چشمههاى آن است، كه اهل بهشت از آن سايهها استفاده نموده، و از آن چشمهها مىنوشند، و كلمه «فواكه» جمع فاكهه است كه به معناى ميوه است.
﴿كُلُوا وَ اِشْرَبُوا هَنِيئاً بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ﴾
مفاد اين آيه اذن و اباحه است، تو گويى خوردن و نوشيدن كنايه است از مطلق تنعم به نعمتهاى بهشتى و تصرف در آن، هر چند كه از مقوله خوردن و نوشيدن نباشد. و استعمال اين كنايه شايع است، هم چنان كه خوردن مال را كنايه مىگيرند از مطلق تصرف، مثلا مىگويند مال مردم را مخور، يعنى در آن تصرف مكن.
﴿إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي اَلْمُحْسِنِينَ﴾
در اين جمله سعادت اهل بهشت را مسجل مىسازد.
﴿كُلُوا وَ تَمَتَّعُوا قَلِيلاً إِنَّكُمْ مُجْرِمُونَ﴾
خطاب در اين آيه از قبيل خطابهاى تهديدآميزى است كه ما به دشمن خود مىكنيم و مىگوييم هر چه دلت مىخواهد بكن، و يا هر چه از دستت بر مىآيد كوتاهى مكن، كه معنايش اين است كه هر كارى بكنى سودى به حالت ندارد، و اين نوع خطابها مخاطب را از اينكه از حيلههاى خود سود ببرد و در نتيجه به هدف خود برسد مايوس مىكند، و نظير آن در چند جاى قرآن آمده، مىفرمايد: ﴿فَاقْضِ مَا أَنْتَ قَاضٍ إِنَّمَا تَقْضِي هَذِهِ اَلْحَيَاةَ اَلدُّنْيَا﴾.
و نيز مىفرمايد: ﴿اِعْمَلُوا مَا شِئْتُمْ إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ﴾.
پس اينكه فرمود: ﴿كُلُوا وَ تَمَتَّعُوا قَلِيلاً﴾ : بخوريد، و در اندك زمانى تمتع ببريد، و يا تمتعى اندك ببريد، در حقيقت مىخواهد ايشان را مايوس كند از اينكه با خوردن و تمتع بردن بتوانند عذاب را از خود دفع كنند، وقتى نمىتوانند جلو عذاب را بگيرند، هر چه دلشان مىخواهد از متاع قليل دنيا بخورند.
و اگر در اين زمينه خصوص خوردن و تمتع را يادآور شد، براى اين بود كه منكرين معاد براى سعادت معنايى جز سعادت دنيا قائل نيستند، و براى سعادت دنيا هم معنايى جز خوردن و شهوترانى كردن نمىفهمند، عينا مانند يك حيوان بىزبان، كه قرآن كريم ايشان را به آن تشبيه نموده مىفرمايد: ﴿وَ اَلَّذِينَ كَفَرُوا يَتَمَتَّعُونَ وَ يَأْكُلُونَ كَمَا تَأْكُلُ اَلْأَنْعَامُ وَ اَلنَّارُ مَثْوىً لَهُمْ﴾.
و جمله ﴿إِنَّكُمْ مُجْرِمُونَ﴾، علت مطالب ما قبل را بيان مىكند، كه در آن امر مىكرد به اينكه بخوريد و تمتع ببريد كه از آن سودى نخواهيد برد، براى اينكه شما با تكذيب يوم الفصل، و تكذيب كيفر تكذيبگران، مجرم شديد، و جزاى مجرم خواه ناخواه آتش است.