بيان آيات
غرض اين سوره تهديد و انذار است، و اين هدف را از اين راه دنبال مىكند كه به انسانها بفهماند مساعى و تلاشهايشان يك جور نيست، بعضى از مردمند كه انفاق مىكنند، و از خدا پروا دارند، و وعده حسناى خدا را تصديق مىكنند، و خداى تعالى هم در مقابل، حياتى جاودانه و سراسر سعادت در اختيارشان مىگذارد، و بعضى ديگرند كه بخل مىورزند، و به خيال خود مىخواهند بى نياز شوند، و وعده حسناى خدايى را تكذيب مىكنند، و خداى تعالى هم آنان را به سوى عاقبت شر راه مىبرد، و در اين سوره اهتمام و عنايت خاصى به مساله انفاق مالى شده است، و اين سوره از نظر زمينه آياتش هم مىتواند مكى باشد، و هم مدنى.
﴿وَ اَللَّيْلِ إِذَا يَغْشىَ﴾
در اين آيه به شب هنگامى كه روز را فرا مىگيرد سوگند ياد شده، و فراگيرى شب نسبت به روز در جاى ديگر نيز آمده، فرموده: ﴿يُغْشِي اَللَّيْلَ اَلنَّهَارَ﴾و احتمال هم دارد كه
مراد فراگيرى زمين و يا فراگيرى و پوشاندن قرص خورشيد باشد.
﴿وَ اَلنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّى﴾ ا
ين آيه عطف است به كلمه «الليل»، و كلمه «تجلى» به معناى ظهور و پيدا شدن چيزى است بعد از خفاء و ناپيدائيش، و اگر صفت «ليل» را به صيغه مضارع و صفت «نهار» را به صيغه ماضى آورد براى همان نكتهاى بود كه در آغاز سوره قبلى بيان كرديم.
﴿وَ مَا خَلَقَ اَلذَّكَرَ وَ اَلْأُنْثىَ﴾
اين آيه نيز مانند آيه قبلى عطف است بر كلمه «ليل»، و كلمه «ما» در آن موصوله است، و منظور از آن خداى سبحان است و اگر از خداى تعالى تعبير كرد به «ما - چيزى كه»، با اينكه بايد تعبير كرده بود به «من - كسى كه»، براى آن بود كه ابهامگويى در اينجا كه به عظمت اشعار دارد رعايتش لازمتر بود تا رعايت معناى لغوى.
و معناى آيه اين است كه سوگند مىخورم به شب، وقتى همه جا را فرا مىگيرد، و به روز وقتى كه همه پنهانها را آشكار مىسازد، و به چيزى كه نر و ماده را با اينكه از يك نوعند مختلف آفريد.
ولى بعضى از مفسرين كلمه «ما» را مصدريه گرفتهاند، كه معنايش چنين مىشود، و سوگند مىخورم به خلقت نر و ماده. ولى اين نظريه ضعيف است.
و مراد از نر و ماده مطلق نر و ماده است، هر چه كه باشد، و هر جا محقق شود.
ولى بعضى گفتهاند: خصوص نر و ماده از انسان است.
و بعضى ديگر گفتهاند مراد خصوص آدم و حوا است. ولى از همه وجوه بهتر همان وجه اول است.
﴿إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّى﴾
كلمه «سعى» به معناى راه رفتن به سرعت است، و مراد از آن عملى است كه با كمال اهتمام انجام شود، و اين كلمه هر چند مفرد است ولى معناى جمع را مىدهد، و كلمه «شتى» جمع كلمه «شتيت - متفرق» است، مانند كلمه «مرضى» كه جمع «مريض» است.
و جمله مورد بحث جواب سوگندهاى سهگانه است، و معنايش اين است كه: من
سوگند مىخورم به اين واقعيات متفرق كه هم در خلقت و هم در اثر متفرقند، به اينكه مساعى شما نيز هم از نظر نفس عمل، و هم از نظر اثر مختلفند، بعضى عنوان اعطاء و تقوى و تصديق را دارد، و اثرش هم خاص به خودش است، و بعضىها عنوان بخل و استغناء و تكذيب دارد و اثرش هم مخصوص خودش است.
﴿فَأَمَّا مَنْ أَعْطىَ وَ اِتَّقىَ وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنىَ﴾
و مراد از «اعطاء» انفاق مال در راه رضاى خداست، به دليل اينكه در مقابلش بخل را آورده، كه ظهور در امساك از انفاق مال دارد، و نيز به دليل اينكه دنبالش مىفرمايد: ﴿وَ مَا يُغْنِي عَنْهُ مَالُهُ إِذَا تَرَدَّى﴾
و جمله ﴿وَ اِتَّقىَ﴾ به منزله تفسيرى است براى اعطاء، و مىفهماند كه مراد از اعطاء، اعطاى بر سبيل تقواى دينى است.
﴿وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنىَ﴾ كلمه «حسنى» صفتى است كه در جاى موصوف خود نشسته، و ظاهرا موصوفش وعده باشد، و تقدير كلام «و صدق بالعدة الحسنى» باشد، و مراد از «عده» وعده ثوابى است كه خداى تعالى در مقابل انفاق به انگيزه رضاى او داده، انفاقى كه تصديق قيامت و ايمان بدان باشد، كه لازمه چنين انفاق و چنين تصديقى، تصديق به وحدانيت خداى تعالى در ربوبيت و الوهيت نيز هست، و همچنين مستلزم ايمان به رسالت رسولان هم هست، چون رسالت تنها راه رسيدن و ابلاغ وعده ثواب او است.
و حاصل دو آيه اين است كه: كسى كه مؤمن به خدا و به رسول او و به روز جزا باشد، و مال خود را به خاطر خدا و تحصيل ثواب او انفاق كند، ثوابى كه به زبان رسولش وعدهاش را داده (ما چنين و چنانش مىكنيم) به او مىدهيم.
﴿فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرىَ﴾
كلمه «تيسير» به معناى تهيه كردن و آماده نمودن است، و كلمه «يسرى» به معناى خصلتى است كه در آن آسانى باشد و هيچ دشوارى نداشته باشد، و اگر تهيه كردن را توصيف كرد به آسانى، در حقيقت نوعى مجاز گويى شده، پس منظور از آن اين است كه توفيق اعمال صالحه را به او بدهد، و انجام اينگونه اعمال را برايش آسان سازد، به طورى كه هيچ گونه دشوارى در آن نباشد، و يا منظور اين است كه او را آماده حياتى سعيد كند، حياتى نزد پروردگارش، حياتى بهشتى، و به اين نحو آمادهاش كند كه توفيق اعمال صالحى را به او بدهد. و وجه دوم، هم به ذهن نزديكتر است و هم انطباقش با وعدههايى كه از قرآن معهود ما است منطبقتر.
- لیل ۱ (شاهد) — و اللیل اذا یغشى.
- لیل ۲ (مؤید) — و النهار اذا تجلى.
- لیل ۳ (مؤید) — و ما خلق الذکر و الانثى.
- لیل ۴ (مؤید) — ان سعیکم لشتى.
- لیل ۵ (مؤید) — فاما من اعطى و اتقى.
- اعراف ۵۴ (نظیر) — یغشى اللیل النهار.
- لیل ۷ (شاهد) — نقل صریح آیه در متن (﴿…﴾): فسنیسره للیسری