﴿وَ لَقَدْ فَتَنَّا قَبْلَهُمْ قَوْمَ فِرْعَوْنَ وَ جَاءَهُمْ رَسُولٌ كَرِيمٌ﴾
كلمه «فتنا» ماضى از مصدر «فتنه» است. و «فتنه» به معناى امتحان و ابتلاء است تا به وسيله آن حقيقت آن چيزى كه مورد امتحان واقع شده روشن گردد. و «رسول كريم» موسى (علیه السلام) است «كريم» كسى را گويند كه متصف به خصال حميده باشد. راغب مىگويد: لفظ كريم چون صفت خداى عز و جل قرار گيرد نامى از احسان و انعامهاى روشن او مىشود، هم چنان كه در آيه ﴿فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ﴾ واقع شده. و چون صفت انسانى قرار گيرد اسم مىشود براى اخلاق و افعال پسنديده كه به وسيله عمل ظاهرى جلوه مىكند. البته كسى را كريم نمىگويند مگر وقتى كه عملى حاكى از كرامت نفسش از او سر بزند. و نيز گفته: هر چيزى كه در نوع خودش شرافتى داشته باشد آن را هم كريم مىگويند و از اين بابت است كه خداى سبحان مىفرمايد: ﴿كَمْ أَنْبَتْنَا فِيهَا مِنْ كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ﴾ ، و نيز مىفرمايد: ﴿وَ زُرُوعٍ وَ مَقَامٍ كَرِيمٍ﴾ ، ﴿إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ﴾ ، ﴿وَ قُلْ لَهُمَا قَوْلاً كَرِيماً﴾.
﴿أَنْ أَدُّوا إِلَيَّ عِبَادَ اَللَّهِ إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ﴾
اين آيه تفسيرى است براى آمدن رسول در جمله ﴿وَ جَاءَهُمْ رَسُولٌ كَرِيمٌ﴾ چون معناى
«آمدن رسول» تبليغ رسالت است، نه اينكه از جايى بيايد. و از جمله پيامهاى الهى و رسالتهاى موسى به فرعون و قوم او يكى اين بوده كه بنى اسرائيل را به دست موسى بسپارند. و از آزار و شكنجه آنان دست بردارند. و مراد از كلمه «عباد اللَّه» همان بنى اسرائيل است، و اگر از آنان اين طور تعبير كرده براى اين بوده كه هم نسبت به آنان اظهار ترحمى كرده باشد، و هم به فرعونيان فهمانده باشد كه استكبارى كه نسبت به بنى اسرائيل مىكنيد، و تعدى و تجاوزى كه به حقوق آنان روا مىداريد خود استكبار بر خدا است، براى اينكه بنى اسرائيل بندگان خدايند.
و در جمله ﴿إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ﴾ كه موسى خود را به امانت توصيف مىكند، اين احتمال دفع شده كه: مبادا در رسالتش خيانت كند و مامور نجات بنى اسرائيل از سيطره فرعونيان و بيرون كردن آنان از سرزمين فرعونيان نباشد، و از پيش خود اين ادعاها را كند. هم چنان كه بنا به حكايت قرآن، فرعون اين احتمال را در ذهن قومش تقويت مىكرد و به بزرگان قوم خود مىگفت: ﴿إِنَّ هَذَا لَسَاحِرٌ عَلِيمٌ يُرِيدُ أَنْ يُخْرِجَكُمْ مِنْ أَرْضِكُمْ بِسِحْرِهِ﴾.
بعضى از مفسرين گفتهاند: كلمه «عباد اللَّه» ندايى است به فرعون و قومش، و تقديرش «ان أدوا الى ما آمركم به يا عباد اللَّه» مىباشد، يعنى اى بندگان خدا آنچه دستورتان مىدهم عمل كنيد. ليكن اين تفسير خيلى مناسب نيست. چون كلمات زيادى تقدير گرفته شده كه خلاف ظاهر است.
﴿وَ أَنْ لاَ تَعْلُوا عَلَى اَللَّهِ إِنِّي آتِيكُمْ بِسُلْطَانٍ مُبِينٍ﴾
يعنى با تكذيب رسالت من و اعراض از آنچه خدا دستورتان مىدهد بر خدا تجبر و تكبر مكنيد، چون تكذيب يك رسول در رسالتش استعلاء و تجبر بر كسى است كه آن رسول را فرستاده. و دليل بر اينكه مراد اين است، تعليل نهى مذكور است با جمله ﴿إِنِّي آتِيكُمْ بِسُلْطَانٍ مُبِينٍ﴾ چون معناى اين جمله اين است كه آيات و يا معجزاتى كه من آوردهام دلالتش بر نبوت و رسالت من بارز و روشن است.
بعضى از مفسرين گفتهاند: در اين جمله فصاحت و شيرينى تعبير به كار رفته، چون از يك سو بين اداء رسالت و امانت جمع كرده، و از سوى ديگر بين علو و سلطان.
﴿وَ إِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَ رَبِّكُمْ أَنْ تَرْجُمُونِ﴾
يعنى من به خداى تعالى پناه مىبرم از اينكه مرا سنگسار كنيد، و نتيجه اين پناهندگى من اين است كه شما قادر نيستيد كه سنگسارم كنيد. ظاهرا اين جمله اشاره باشد به تامينى كه پروردگارش به او داده بود، چون قبل از آنكه موسى (علیه السلام) به سوى فرعونيان روانه شود، به حكايت قرآن كه فرموده ﴿قَالاَ رَبَّنَا إِنَّنَا نَخَافُ أَنْ يَفْرُطَ عَلَيْنَا أَوْ أَنْ يَطْغىَ قَالَ لاَ تَخَافَا إِنَّنِي مَعَكُمَا أَسْمَعُ وَ أَرىَ﴾ خداوند او را مطمئن كرده بود، چه در اين آيه موسى و هارون عرضه داشتند: ما مىترسيم فرعون به ما تجاوز كند، و يا طغيان بورزد، خداى تعالى فرمود: نترسيد كه من با شما هستم، و هر چه شما بشنويد و ببينيد مىشنوم و مىبينم.
با بيانى كه گذشت اين معنا روشن شد كه گفتار بعضى از مفسرين كه گفتهاند: «پناه بردن موسى به خدا قبل از آن بوده كه خداى تعالى با جمله ﴿فَلاَ يَصِلُونَ إِلَيْكُمَا﴾ خبر از ناتوانى آنها به رجم موسى بدهد» سخن درستى نيست.
﴿وَ إِنْ لَمْ تُؤْمِنُوا لِي فَاعْتَزِلُونِ﴾
يعنى: و اگر ايمان نمىآوريد پس از من كنارهگيرى كنيد، نه دوستى كنيد، و نه دشمنى، نه به خير متعرض من شويد، و نه به شر. بعضى از مفسرين گفتهاند:مراد از «فاعتزلون» اين است كه از من دور شويد و با من رابطه نداشته باشيد.ولى اين معناى بعيدى است.
﴿فَدَعَا رَبَّهُ أَنَّ هَؤُلاَءِ قَوْمٌ مُجْرِمُونَ﴾ يعنى موسى پروردگار خود را خواند كه: خدايا اين قوم مردمى مجرمند. و در اين دعايش علت آن را مجرم بودن آنها معرفى مىكند، جرمى كه بخاطر آن مستحق هلاكت بودند، ولى در اين جمله نيامده كه از خدا چه خواسته است، ولى از جمله بعدى كه پاسخ خداى تعالى به موسى است، فهميده مىشود كه وى درخواست هلاكت ايشان را كرده.
﴿فَأَسْرِ بِعِبَادِي لَيْلاً إِنَّكُمْ مُتَّبَعُونَ﴾
كلمه «اسر» امر از مصدر «اسراء» است كه به معناى سير شبانه است، در نتيجه
كلمه «ليلا» تاكيد و تصريح به معناى آن كلمه است. و منظور از كلمه «عبادى» بنى اسرائيل است. و معناى جمله ﴿إِنَّكُمْ مُتَّبَعُونَ﴾ اين است كه: همين كه بنى اسرائيل را شبانه حركت دهى فرعونيان تعقيبتان خواهند كرد. و اين جمله در حقيقت جملهاى استينافى است، كه منظور از ذكر آن فقط پيشگويى حادثهاى است كه به زودى بعد از اسراء واقع مىشود.
و در اين آيه با حذف كلماتى ايجاز به كار رفته و تقدير كلام چنين است: «أسر بعبادى ليلا انكم متبعون يتبعكم فرعون و جنوده - شبانه بندگان مرا در شب حركت بده كه شما تعقيب خواهيد شد، فرعون و لشكريانش شما را تعقيب خواهند كرد».
﴿وَ اُتْرُكِ اَلْبَحْرَ رَهْواً إِنَّهُمْ جُنْدٌ مُغْرَقُونَ﴾
راغب در مفردات گفته: كلمه «رهوا» به معناى «ساكنا» است. و معناى جمله «﴿وَ اُتْرُكِ اَلْبَحْرَ رَهْواً﴾» اين است كه از دريا به آرامش بگذر. بعضى گفتهاند: كلمه «رهو» به معناى وسعت راه است. و اين معنا صحيح است. و جمله ﴿إِنَّهُمْ جُنْدٌ مُغْرَقُونَ﴾ تعليل جمله ﴿وَ اُتْرُكِ اَلْبَحْرَ رَهْواً﴾ است.
و در اين كلام حذف و ايجاز به كار رفته و تقدير آن چنين است: «فاسر بعبادى ليلا يتبعكم فرعون و جنوده حتى اذا بلغتم البحر فاضربه بعصاك لينفتح طريق لجوازكم فجاوزوه و اتركه ساكنا او مفتوحا على حاله فيدخلونه طمعا فى ادراككم فهم جند مغرقون - اى موسى بندگان مرا شبانه حركت بده تا فرعون و لشكريانش به تعقيب شما برخيزند، شما به دريا مىرسيد، با عصا به دريا بزن تا راهى براى عبورتان باز شود، همين كه از دريا گذشتى، آب را هم چنان ساكن و يا هم چنان باز و به حال خود بگذار تا فرعونيان برسند، و به اميد رسيدن به بنى اسرائيل داخل دريا شده همگى غرق شوند» .
﴿كَمْ تَرَكُوا مِنْ جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ وَ زُرُوعٍ وَ مَقَامٍ كَرِيمٍ وَ نَعْمَةٍ كَانُوا فِيهَا فَاكِهِينَ كَذَلِكَ﴾
كلمه «كم» تكثير را افاده مىكند، و به جمله چنين معنا مىدهد: «چه بسا از باغها و چشمهها و زراعتها كه به جا گذاشتند» .و جمله «من جنات...» بيان چيزهايى است كه به جاى گذاشتند. و منظور از «مقام كريم» قصرها و خانههاى زيباى فرعونيان، و منظور از «نعمة» - به فتح نون - تنعم است. و اين كلمه مانند كلمه «ضربة» كه به معناى يك بار زدن است، يك بار تنعم را مىرساند، ولى اگر به كسره نون خوانده شود، نوعى از تنعم را افاده
مىكند، مانند كلمه «جلسة» - به كسر جيم - كه به معناى نوعى نشستن است.
مفسرين كلمه «نعمة» را در اين آيه تفسير كردهاند به آنچه كه وسيله تنعم است و اين تفسير با كلمه «ترك» مناسبتر است. و كلمه «فاكهين» از ماده «فكاهة» به معناى حديث نفس گرفته شده، و شايد مراد از آن در اينجا تمتع باشد، همانطور كه مردم از فاكهه (انواع ميوهها) تمتع مىبرند.
و كلمه «كذلك» به قول بعضى از مفسرين به معناى «الامر كذلك - مطلب از اين قرار است» مىباشد. بعضى- ديگر گفتهاند: معنايش اين است كه ما در باره هر كه بخواهيم هلاكش كنيم اين چنين عمل مىكنيم. و بعضى ديگر گفتهاند: كلمه مذكور اشاره است به بيرون راندنى كه از كلام سابق استفاده مىشد، و معنايش اين است كه ما اين طور ايشان را از مصر بيرون رانديم.
ممكن هم هست كلمه «كذلك» حال باشد از مفعول كلمه «تركوا» كه حذف شده و معنايش اين است كه: بسيارى از چيزها را به حال خود ترك كردند و رفتند - و خدا داناتر است.
﴿وَ أَوْرَثْنَاهَا قَوْماً آخَرِينَ﴾ ضمير «ها» به مفعول «تركوا» كه گفتيم حذف شده و با جمله «من جنات» بيان شده برمىگردد، و معناى جمله روشن است.
﴿فَمَا بَكَتْ عَلَيْهِمُ اَلسَّمَاءُ وَ اَلْأَرْضُ وَ مَا كَانُوا مُنْظَرِينَ﴾
نه آسمان به حال آنان گريه كرد و نه زمين و نه خدا مهلتشان داد. منظور از گريه كردن آسمان و زمين بر چيزى كه فوت شده كنايه از اين است كه آسمان و زمين از فوت و نابودى آن تغيير حالت نمىدهند و متاثر نمىشوند. و در آيه مورد بحث هم كنايه است از اينكه هلاكت قوم فرعون هيچ اهميتى براى خدا نداشت، چون در درگاه خدا خوار و بى مقدار بودند. و به همين جهت هلاكتشان هيچ اثرى در عالم نداشت.
و جمله ﴿وَ مَا كَانُوا مُنْظَرِينَ﴾ كنايه است از سرعت جريان قضاى الهى و قهر ربوبى در باره آنان، و اينكه هيچ مانعى جلو اين جريان را نگرفت، و هيچ چيزى چاره آن را نكرد و آن را بر طرف نساخت تا به وسيله يكى از اين امور تاخيرى در قضاى الهى رخ دهد.
﴿وَ لَقَدْ نَجَّيْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ مِنَ اَلْعَذَابِ اَلْمُهِينِ﴾
ما بنى اسرائيل را از عذاب خوار كننده نجات داديم، كه عبارت است از اسارت در دست فرعونيان كه فرزندانشان را سرمىبريدند، و زنان و دختران را زنده مىگذاشتند، و نيز بلاهاى ديگر.
﴿مِنْ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ كَانَ عَالِياً مِنَ اَلْمُسْرِفِينَ﴾
جمله «من فرعون» بدل است از جمله «من العذاب» حال يا به اينكه مضافى از آن حذف شده كه تقديرش «من عذاب فرعون» بوده، و يا اينكه چيزى حذف نشده و خود فرعون براى مبالغه عين عذاب قرار داده شده و معناى جمله ﴿إِنَّهُ كَانَ عَالِياً مِنَ اَلْمُسْرِفِينَ﴾ اين است كه: فرعون مردى متكبر و از اهل اسراف و تجاوز از حد بود.